نوشته های برچسب خورده با ‘کریس کریستی’

جمهوری خواهان آمریکایی یکی پس از دیگری کاندیداتوری خودشان را برای انتخابات ریاست جمهوری 2016 اعلام می کنند. بعد از تد کروز سناتور ایالت تگزاس، رند پال سناتور ایالت کنتاکی هفته گذشته رسما گفت که می خواهد نامزد انتخابات ریاست جمهوری شود و این هفته هم نوبت مارکو روبیو سناتور کوبایی تبار ایالت فلوریدا رسید که در روز دوشنبه به ساختمان معروف «برج آزادی» در شهر میامی ایالت فلوریدا برود و بگوید که قصد دارد اولین رئیس جمهور اسپانیایی تبار آمریکا باشد (لینک خبر، در مورد مارکو روبیو این لینک را هم ببینید). برج آزادی جایی است که فراریان کوبایی پس از انقلاب کاسترو و سرنگونی باتیستا، در اولین منزلگاه آمریکایی شان به این ساختمان می رفتند. مارکو روبیو در سالگرد تولد توماس جفرسون، سومین رئیس جمهور و از بنیانگذاران آمریکا، به ساختمان برج آزادی می رود تا بگوید که آمریکا در خطر است و او کسی است که می تواند آمریکای در خطر را نجات دهد. به تعبیر روبیو، کسانی مانند هیلاری کلینتون سیاستمداران نسل دیروز و وارث سیاست ورزی قرن بیستمی هستند درحالی که او سیاستمداری قرن بیست و یکمی است (در مورد هیلاری کلینتون).

این هر سه سناتور جوان، نمایندگان نسل جدید سیاستمداران آمریکایی هستند که پس از ریاست جمهوری اوباما در سال 2008، و با آغاز موج پیروزی های جمهوری خواهان در انتخابات کنگره از سال 2010 به بعد وارد مراکز تصمیم گیری در آمریکا شدند (تد کروز سال 2012 سناتور شد). هر سه هم در ابتدا شور و شوق کافی را در میان طرفداران «تی پارتی» – جناح راست حزب جمهوری خواه – برانگیختند (مارکو روبیو حتی پیشنهاد تی پارتی برای نامردی معاونت رئیس جمهوری میت رامنی بود). هرچند این روزها سهم مارکو روبیو از آن دو نفر دیگر در میان طرفداران «تی پارتی» کمتر است. مارکو روبیو کسی بود که طی سال های 2012 و 2013 تلاش زیادی کرد تا قوانین تازه مهاجرتی در سنای آمریکا به نفع مهاجران تصویب شود و شد (البته هنوز در مجلس نمایندگان تصویب نشده است، نطق مارکو روبیو). همین امر راست گرایان تندرو و حامیان تی پارتی را که هنوز تکلیف خود را با مسئله مهاجرت خارجی ها مشخص نکرده اند عصبانی می کند. مهاجرانی که بسیاری از آنها اسپانیایی تبار هستند و از مرزهای جنوبی وارد آمریکا می شوند (لینک). مارکو روبیو البته الان اعتقاد دارد که تصویب این قانون درست نبوده است.

طرفداران حزب جمهوری خواه در انتخابات ریاست جمهوری سال 2016، پنج کاندیدای بالقوه و مهم با سابقه «فرمانداری» را هم پیش روی خود خواهند داشت. «جب بوش» فرماندار پیشین فلوریدا، «ریک پری» فرماندار پیشین تگزاس، «اسکات واکر» فرماندار ایالت ویسکانسین، «کریس کریستی» فرماندار ایالت نیوجرسی و «بابی جیندال» فرماندار ایالت لوئیزیانا.

جب بوش در میان سران حزب و حامیان مالی پولدار پرطرفدار است (+) و می تواند به شبکه ارتباطی و روابط حزبی پدر و برادرش که هر دو رئیس جمهور بودند اتکا کند (لینک). همسرش اصلیت مکزیکی دارد، خودش به خوبی به زبان اسپانیایی صحبت می کند و طرفدار اجرای قوانین آسان تر برای مهاجران غیرقانونی است (+) و البته به همین دلیل و دیدگاهای میانه ای که دارد مورد انتقاد محافظه کاران تندروست (+ و +). کسانی که نه پدر و نه برادر او را جمهوری خواه واقعی نمی دانند (درباره جب بوش). در عین حال هم جب بوش و هم مارکو روبیو برای بدست آوردن رای لاتین تبارها  فعالیت می کنند که در انتخابات سال 2012 با نسبت 71-27 به باراک اوباما رای دادند و در اینجا هم مزیت بوش (که همسر مکزیکی دارد) بیشتر از مارکو روبیوی کوبایی تبار است.

در میان این پنج نفر اما، شانس کریس کریستی، ریک پری و بابی جیندال از دو تای دیگر کمتر است. از جمله دلایل کم شدن نقش کریس کریستی، همین حضور جب بوش است. کریس کریستی قبل از اینکه جب بوش اعلام کند احتمال دارد در انتخابات سال 2016 کاندیدا شود، نامزد مورد حمایت سران حزب بود. او مواضع سیاسی میانه دارد (همانند جب بوش) و فرماندار یک ایالت «آبی» (یعنی دموکرت) است. اما با اعلام احتمال کاندیداتوری جرج بوش و البته افشای نقش دفتر فرمانداری نیوجرسی در ایجاد بحران عامدانه ترافیکی در پل جرج واشنگتن، شانس کریس کریستی به مراتب کاهش پیدا کرده است (+). او در عین حال نشان داده که در سیاست خارجی هم تبحر چندانی ندارد. کریستی در حضور شلدون ادسلون (غول کازینویی لاس وگاس و طرفدار تندروی اسرائیل) گفته بود که در هلی کوپتر و طی سفری که به اسرائیل داشته «مناطق اشغالی» را دیده است. امری که باعث شد از آقای ادلسون معذرت خواهی کند. ادسلون از جمله اصلی ترین حامیان مالی جمهوری خواهان است و اگرچه سیاست خارجی نقش چندانی در انتخاب نامزدها توسط مردم ندارد اما به دلیل نقش برجسته پولدارهای طرفدار اسرائیل، اشتباهاتی اینچنین گاهی اوقات غیرقابل جبران است. به همین دلیل هم است که بعد از انتقاد جیمز بکر وزیر پیشین خزانه داری و خارجه در دولت های ریگان و بوش پدر (او در هر دو دولت رئیس دفتر رئیس جمهور هم بود) از سخنرانی نتنیاهو در کنگره آمریکا، کمپین جب بوش اعلام کرد جیمز بکر نظر شخصی خودش را گفته است (لینک). جیمز بیکر از جمله مشاوران کمپین بوش و دوست خانوادگی بوش ها است.

ریک پری هم اگرچه نامزد تقریبا محبوب برای طرفداران تی پارتی است اما هنوز نشان نداده که چقدر برای کاندیداتوری اش جدی است. او در سال 2012 هم کاندیدا بود و در نظرسنجی ها وضع چنان بدی نداشت. اما پس از آنکه در یکی از مناظره های تلویزیونی، رئوس برنامه های انتخاباتی اش را از یاد برد (+) و مورد انتقاد قرار گرفت، ستاره اش رو به افول رفت و از رقابت ها کناره گیری کرد. امسال او دوباره کاندیدا قصد کاندیداتوری دارد اما با وجود رقبای قدرتمندی که به خصوص در هر چهار ایالت اولیه (آیوا، نیوهمشایر، کارلوینای جنوبی و نوادا) شانس پیروزی بیشتری نسب به پری دارند، ادامه رقابت ها برای او به آسانی امکان پذیر نخواهد بود.

کاندیدای بعدی هم بابی جیندال، فرماندار هندی الاصل ایالت لوئیزیاناست که به دلیل دیدگاه های تند مذهبی و سیاسی اش معروف است (او از دین بودایی به مسیحیت گرویده و اسم خودش را تغییر داده است)؛ اما در ایالت خودش هم با مشکلات بسیاری رو به روست.

اسکات واکر اما ستاره رو به رشد جمهوری خواهان در یک ایالت دیگر دموکرات است. آخرین رئیس جمهوری که رای این ایالت را بدست آورده رونالد ریگان در سال 1984 است. آقای واکر که برخی او را بیل کلینتون جمهوری خواهان می نامند در ظرف 5 سال گذشته، 3 بار در انتخابات این ایالت پیروز شده است (2 بار انتخابات فرمانداری و 1 انتخابات ویژه). سابقه فرمانداری اش کاملا با اصول و عقاید حزب جمهوری خواه هماهنگی دارد. با اتحادیه های کارگری –رقیبان سنتی حزب- رابطه خوبی ندارد و نقش آنها را کاهش داده است. طرفدار اقتصاد کوچک و کاهش نقش دولت در اقتصاد است. در سیاست خارجی هم اما اگرچه سابقه چندانی ندارد اما برای هماهنگ نشان دادن خودشان با محافظه کاران تندرو و حامیان مالی پولدار (+) مدعی شده است که در اولین روز ریاست جمهوری اش، هرگونه توافق میان ایران و آمریکا را که از دید او به ضرر منافع اسرائیل باشد لغو خواهد کرد. این ادعا البته با پاسخ تند باراک اوباما هم رو به رو شد (لینک). غیر از این 5 نفر، فرماندار اوهایو، جان کیسیچ هم تمایل خودش را برای کاندیدتوری نشان داده اما هنوز فعالیت رسمی و آشکاری را آغاز نکرده است.

در میان جمهوری خواهان مذهبی، دو کاندیدای مهم دیگر وجود دارند که اگرچه شانس پیروزی شان چندان زیاد نیست اما با بدست آوردن رای محافظه کاران مذهبی بر پروسه انتخابات تاثیر خواهند گذاشت. مایک هاکبی، فرماندار پیشین ایالت آرکانزا که رای مسیحیان مذهبی اونجلیکا را در سال 2008 در ایالت آیوا بدست آورد و از جمله منتقدان باراک اوباما و همسرش است که چرا اجازه می دهند دختران جوان آنها به آهنگ های خواننده هایی مانند بیانسه که مثل سم خطرناک هستند گوش دهند. نفر بعدی هم ریک سنتوروم، سناتور پیشین ایالت پنسیلوانیا و یک محافظه کار مذهبی است که در سال 2012 در ایالت های جنوبی مذهبی مانند می سی سی پی، آلاباما و تنسی پیروز شد و تا روزهای آخر انتخابات مقدماتی به همراه ران پال به رقابت با میت رامنی پرداخت.

در میان سایر کاندیداهای جمهوری خواه می توان به نام های دیگری هم اشاره کرد. لیندزی گرم سناتور ایالت کارولینای جنوبی که از جمله جمهوری خواهان با عقاید تندرو در سیاست خارجی است و دوقلوی جان مک کین (کاندیدای جمهوری خواهان در سال 2008) نامیده می شود. با اسرائیل رابطه خیلی خوبی دارد و طرفدار سیاست های سخت گیرانه و تهاجمی علیه ایران است. و همینطور دونالد ترامپ تاجر معروف آمریکایی که سالهاست در فضای سیاسی آمریکا حضور دارد و برخی اوقات زمزمه کاندیداتوری او مطرح می شود، هرچند کسی او را در نهایت زیاد جدی نمی گیرد. آقای ترامپ برای انتخابات ریاست جمهوری 2016 گفته که مشغول بررسی شرایط برای حضور در انتخابات است. و بالاخره دو کاندیدای دیگر دکتر بن کارسن، جراح بازنشسته با عقاید مذهبی محافظه کارانه و تاحدی شبیه دیدگاه های تی پارتی و تنها زن کاندیدا، کارلی فیورینا، مدیر اجرایی پیشین شرکت HP که خودش را در نقطه مقابل هیلاری کلینتون معرفی می کند و با اشاره به سوابق فعالیت های اقتصادی اش، از آن به عنوان مزیت رقابتی برای انتخابات ریاست جمهوری 2016 نام می برد.

از انتخابات مقدماتی سال 2016 جمهوری خواهان به عنوان پرتراکم ترین انتخابات مقدماتی بعد از سال 1976 (که چنین وضعیتی برای دموکرات ها وجود داشت) نام برده می شود (لینک). جایی که حداقل 10 کاندیدا با سوابق سیاسی مشخص و گروه رای قابل اندازه گیری وجود دارند و تفاوت رای میان آنها چندان زیاد نیست. گالوپ نتایج یک نظرسنجی از کاندیداهای سال 2016 میان جمهوری خواهان را منتشر کرده و آن را با نتایج مشابه در طی سال های 2008، 2000 و 1996 برای انتخابات مقدماتی مقایسه نموده است (در انتخابات سال 2004 جرج بوش به عنوان رئیس جمهور کاندیدای محتمل بود و به همین علت اینجا نیامده است). در هر سه انتخابات گذشته و در زمان مشابه حداقل یک کاندیدا وجود داشت که میزان خالص محبوبیت وی (محبوبیت منهای عدم محبوبیت) بالای 50 درصد باشد. جولیانی در سال 2008 (مثبت 63)، بوش در سال 2000 (مثبت 85) و دال در سال 1996 (مثبت 55). در گزارش گالوپ، خالص محبوبیت مایک هاکبی امروز برابر با مثبت 40 است و سایر کاندیداها بعد از وی قرار دارند. در سال 2008، جان مک کین با مثبت 42 در مقام دوم قرار داشت (نتایج یک نظرسنجی مرتبط).

حالا این کاندیداهای پرتعداد در 11 مناظره انتخاباتی از قبل برنامه ریزی شده، رو در روی یکدیگر قرار می گیرند که اولین آن در اواخر تابستان به میزبانی شبکه خبری فاکس نیوز برگزار می شود. هرچند در مورد تعداد و کیفیت این مناظره ها هم هنوز بحث و حرف و حدیث فراوان است. حزب جمهوری خواه در انتخابات مقدماتی سال 2012 شاهد شدیدترین تبلیغات منفی کاندیداها علیه یکدیگر بود. تبلیغاتی که سود آن را کمپین باراک اوباما برد تا میت رامنی را کاندیدایی برای طبقه مرفه، بی اعتنا به طبقه متوسط و مردی مغرور و متکبر نشان دهد. بسیاری از خوراک همین تبلیغات اینچنینی را هم اتفاقا در ابتدا، کاندیداهای مقدماتی جمهوری خواه بودند که برای کمپین باراک اوباما فراهم آوردند (یک ویدئوی مرتبط). کاندیداهایی مانند ریک پری یا نیوت گینگریچ در سال 2012 میت رامنی را متهم می کردند که یک محافظه کار میانه روست و دیدگاه های وی به دیدگاه های اوباما نردیک است و مدام عقایدش را تغییر می دهد.

چنین مشکلی به مراتب بیشتر در انتخابات سال 2016 روی خواهد داد. جمهوری خواهان تندرو که کاندیدای دموکرات رو به روی خودشان را هیلاری کلینتون می دانند، میانه روها را به پیروی از دیدگاه های دموکرات ها و هیلاری کلینتون متهم می کنند (رند پال در سخنرانی اعلام کاندیداتوری این ادعا را علیه جب بوش تلویحا مطرح کرد، مارکو روبیو هم اگرچه به کلینتون اشاره کرد که کاندیدای دیروز است، تلویحا جرج بوش را هم نشانه گرفت. چون او هم با 62 سال سن، سیاستمداری است که سیاست ورزی اش از گذشته و خانواده اش نشات می گیرد). نئوکان ها امثال رند پال را مورد انتقاد قرار می دهند که دیدگاه های مشخصی در سیاست خارجی ندارند. مخالفان اسکات واکر موضع گیری های متفاوت او را در مورد مسئله مهاجرت و مواجه با مهاجران اسپانیایی تبار به چالش می کشند، مخالفان تد کروز او را نامزدی تندرو که توان پیروزی در انتخابات را ندارد می نامند  و خلاصه در مسائل اصلی حزب که پایگاه رای به سمت مواضع راست گرایانه و مذهبی بیشتر گرایش دارد، همه کاندیداها دوست دارند خودشان را وارث اصلی حزب جمهوری خواه و نماد آن (رونالد ریگان) بنامند. اما مسئله اینجاست که کاندیداهایی که از مرحله مقدماتی بالا می آید و نامزد رسمی حزب می شود، تازه مشکلات جدیدی نسبت به قبلی ها را پیش روی خود می بیند. به قول ریچارد نیکسون شما برای پیروزی در انتخابات مقدماتی حزب جمهوری خواه باید بدانید که چگونه به سمت راست گرایش پیدا کنید و برای پیروزی در انتخابات نهایی باید بلد باشید که به سمت چپ گردش کنید. حالا کاندیدای نهایی باید بخشی از رای افراد مستقل را بدست بیاورد که برخلاف جمهوری خواهان، در مسائل اجتماعی، فرهنگی و مذهبی دیدگاه های لزوما دست راستی ندارند. نامزد حزب برای پیروزی نهایی در انتخابات باید در عین حال بخشی از رای اسپانیایی تبارها را هم داشته باشد که اتفاقا یکی از مهمترین دغدغه هایشان مسائل مهاجرتی است و به همین دلیل اصولا به دموکرات ها رای می دهند (نظرسنجی؛ اکثر آمریکایی ها با فرمان اجرایی رئیس جمهور جهت تسهیل قوانین مهاجرتی موافق هستند). همینطور آمریکایی های آفریقایی تبار که 14 درصد رای دهندگان راتشکیل می دهند و به دلیل عقاید تندروانه حزب جمهوری خواه کمتر به این حزب تمایل نشان می دهند (دیدگاه های یک جمهوری خواه در مورد ضرورت بدست آوردن رای اقلیت ها توسط کاندیداهای حزب جمهوری خواه). به همه اینها اضافه کنید کاهش سهم تدریجی سفیدپوستان در انتخابات آمریکا را که حامیان رای سنتی جمهوری خواهان هستند (یک لینک دیگر).

از آن سو عده ای هم اعتقاد دارند 2016 سال جمهوری خوهان است (+). سالی که آنها می آیند تا با پیروزی در انتخابات به کاخ سفید بروند و با کاهش مالیات ها، اصلی ترین مانع رشد اقتصادی آمریکا را از پیش پای بردارند. همین حضور پرقدرت کاندیداهای مقدماتی در میان جمهوری خواهان و عدم حضور کاندیداهای قوی در میان دموکرات ها، نشانه ای بر این امر است. به خصوص اینکه به تعبیر آنان، هیلاری کلینتون چیزی برای ارائه ندارند، کمپین او پیام مشخصی را نمی رساند و مزیت های رقابتی را هم که باراک اوباما به ظرز فزاینده ای از آنها برخوردار بود، خانم کلینتون فاقد آنهاست.

با این حال چه شانس جمهوری خواهان زیادتر باشد و چه کاندیداتوری هیلاری کلینتون با احتمال بیشتری کاخ سفید را در اختیار دوباره دموکرات ها قرار دهد، به تمام دلایل گفته شده اگرچه اقیانوس جمهوری خواهان آمریکایی امروز آبی به نظر می رسد اما دیری نمی پاید که رقابت های درونی، این اقیانوس آرام را متلاطم خواهد کرد. تلاطمی که در ذات انتخابات امسال هم قرار دارد. جایی که جمهوری خواهان و دموکرات ها تقریبا در هیچ مسئله ای با یکدیگر نظر مشابه ندارند (این لینک را نگاه کنید؛ بنیاد محافظه کار هریتیج به کاندیداهای انتخابات بر اساس شاخص های مختلف امتیاز می دهد. رئیس این بنیاد، جیم دمینت، سناتور پیشین جمهوری خواه ایالت کارولینای جنوبی است که در سال 2013 از نمایندگی در مجلس استعفا داد تا ریاست این بنیاد را برعهده بگیرد).gop

آمریکای امروز در «دوقطبی» ترین شریط خود پس از جنگ های شمال و جنوب در نیمه دوم قرن نوزدهم قرار دارد (گزارش موسسه نظرسنجی پیو در همین مورد). جمهوری خواهان، جمهوری خواه تر (جمهوری خواه به معنای عملی آن در پلتفورم حزب و همینطور دیدگاه هایی که توسط جناح راست حزب و طرفداران تی پارتی دنبال می شود) و دموکرات ها هم لیبرال تر (در برنامه هایی مانند خدمات اجتماعی و اقتصادی و حقوق شخصی مانند حق سقط جنین و …) می شوند (این گزارش فوق العاده را ببینید). به همین دلیل اگرچه در دو سال آخر ریاست جمهوری اوباما، کنگره شامل مجلس نمایندگان و مجلس سنا کاملا در اختیار جمهوری خواهان قرار دارد اما دموکرات ها و در راس آنها رئیس جمهور اوباما مجبور به مذاکره و تعامل با رقیب حزبی شان هستند، اگر می خواهند دولت فدرال کارکرد خودش را به طور کلی از دست ندهد. اما سئوال اینجاست که آیا اساسا چنین چیزی ممکن است؟ یعنی مذاکره و تعامل برای آنچه که به اصطلاح گفته می شود: Get the Job Done

روزنامه وال استریت جورنال مقاله ای در ستون دیدگاه های خود پس از توافق بودجه ای دموکرات ها و جمهوری خواهان برای سال مالی تا انتهای سپتامبر 2015 منتشر کرده بود. اشاره این مقاله به موفقیت رونالد ریگان در همراهی با کنگره دموکرات (در مواردی مانند خدمات تامین اجتماعی و اصلاح قوانین مالیاتی) در دهه 80 میلادی و موفقیت بیل کلینتون در همراهی با کنگره جمهوری خواه (در مواردی مانند خدمات حمایتی و قانون بالانس کردن بودجه سال 1997) در دهه 90 میلادی است (مقاله وال استریت جورنال). در ابتدا هم این مقاله اشاره می کند به تلاش رئیس جدید اکثریت مجلس سنا، میچ مک کانل از ایالت کنتاکی که می گوید کنگره جدید باید به دنبال دستیابی به موفقیت های فراجناحی در حل مسائل روز آمریکا باشد (آقای مک کانل پس از پیروزی اوباما در انتخابات سال 2008 و ریاست جمهوری وی گفته بود هر کاری خواهد کرد که دوره ریاست جمهوری اوباما هشت ساله نباشد – و البته موفق هم نبود).

با اینحال نکته دیگری را یکی از ستون نویس های ثابت وال استریت جورنال، «جرالد سیب» در همین شماره منتشر کرده است (مقاله جرالد سیب). او می گوید که اگرچه هم اوباما و سران جمهوری خواه و دموکرات قصد دارند دیدگاه های صرف حزبی شان را کنار بگذارند و فراجناحی عمل کنند، اما وقوع چنین امری کار راحتی نیست. او به دو تحقیق اشاره می کند که در آنها نشان داده شده برخلاف سال های پیشین که جناح راست و میانی حزب دموکرات و جناح چپ و میانی حزب جمهوری خواه می توانستند در مواردی با هم به توافق دست یابند، اما امروز دیگر نه برای جمهوری خواهان جناح چپ باقی مانده تا با دموکرات ها به توافق برسد و نه برای دموکرات ها جناح راست ی باقی مانده که با جمهوری خواهان به توافق برسد (معدود دموکرات های محافظه کار هم در انتخابات پیشین سنا، رقابت را به رقبای جمهوری خواه راست واگذار کردند). از این رو در این وسط کسی اساسا باقی نمانده که رسیدن به توافق امکان پذیر شود.

اوباما و جمهوری خواهان در گام اول برای تصویب بودجه دولت فدرال که مانع Government Shutdown شد موفق بودند تا بگویند که قصد دارند فراجناحی عمل کنند (مقاله کارل رو). هرچند از یک سو لیبرال های دموکرات به نمایندگی خانم الیزاب وارن، سناتور سوپر لیبرال ایالت ماساچوست با بخشی از این توافق بودجه ای مخالفت کردند (قوانین آسان تر برای وال استریت و نهادهای مالی) و به آن رای منفی دادند و جمهوری خواهان تندرو به نمایندگی افرادی مانند تد کروز، سناتور ایالت تگزاس مخالف بخش دیگری از این توافق بودند که هزینه لازم برای عملی شدن «فرمان اجرایی رئیس جمهور» جهت ارائه مدرک اقامت به مهاجران را فراهم می کرد. به نظر می رسد تی پارتی و سوپرلیبرال ها در یک نکته با هم مشترک هستند و آن تلاش برای انجام نشدن کارهاست (این مقاله را هم از دنیل هنینگر بخوانید).

آن یکی بوش پسر می آید

جب بوش، فرماندار پیشین ایالت فلوریدا -1999 تا 2007- احتمالا یکی از کاندیداهای جمهوری خواهان برای رقابت های ریاست جمهوری سال 2016 خواهد بود (انتشار خبر در فیس بوک و گزارش پولتیکو). اگر جب بوش – که پدر و برادرش هم رئیس جمهور بودند – بتواند در رقابت های مقدماتی جمهوری خواهان پیروز شود احتمالا در رقابت های نهایی به رقابت با هیلاری کلینتون خواهد پرداخت که کاندیدای احتمالی دموکرات ها خواهد بود (+). این دو البته یک مشخصه بارز دارند، هر دو در طیف وسط حزب خود قرار می گیرند و اگر با هم رقابت کنند برای اولین بار دو کاندیدا از یک خانواده دو بار در رقابت های نهایی ریاست جمهوری آمریکا رقیب هم خواهند شد. انتخابات قبلی مربوط به سال 1991 است که بیل کلینتون، جرج هربرت واکر بوش – پدر جب بوش – را شکست داده بود.

جب بوش در میان کاندیداهای جمهوری خواه می تواند مهمترین رقیب برای خانم کلینتون باشد (نتایج یک نظرسنجی در مورد هیلاری و رقابت او با جمهوری خواهان). او با اقلیت اسپانیایی تبارها که رای مهمی به خصوص در ایالت های سرنوشت ساز نوادا و فلوریدا دارند رابطه خیلی خوبی دارد، در قوانین مهاجرت دیدگاه های او با دیدگاه اکثر آمریکایی ها نزدیک تر است – نسبت به سایر کاندیداها و بیس حزب جمهوری خواه – و همچنین توان جذب منابع مالی را هم خواهد داشت. افراد پولدار درون حزب هیچ گاه تمایل خودشان را به حمایت از افراد میانه روتری مانند جب بوش یا کریس کریستی، فرماندار ایالت نیوجرسی، انکار نکرده بودند. بوش البته نسبت به کریستی برای پولدارها مطئمن تر و جذاب تر هم هست (این مقاله را بخوانید).

مشکل او اما «نام خانوادگی بوش» است که به دلیل عملکرد سال های آخر ریاست جمهوری برادرش چندان محبوب نیست – و واقعا هم معلوم نیست که این انتساب خانوادگی در نهایت تا چه اندازه روی رای مردم تاثیرگذار خواهد بود – و مهمتر از اولی این است که او بتواند از رقابت های مرحله مقدماتی حزب جمهوری خواه به سلامت بیرون بیاید. کاری که چنان راحت نیست. جب بوش به میانه حزب نزدیک است و همین کار او را برای قانع کردن جمهوری خواهان تندرو که کاندیدای خوبی است و به دیدگاه های محافظه کارانه آنها وفادار می ماند سخت می کند (+). حداقل در دو نمونه مشخص – قوانین مهاجرتی (+) و سیستم های آموزشی (+) – که اینگونه نیست. اما به نظرم همان طور که میت رامنی با سابقه فرمانداری ایالت لیبرال ماساچوست توانست کاندیدای جمهوری خواهان باشد، برای جب بوش، پیروزی در رقابت های مقدماتی جمهوری خواهان سخت هست اما غیرممکن نیست و البته با این توضیح که میت رامنی بعد از شکست در رقابت های مقدماتی سال 2008، چهار سال خودش را برای 2012 آماده کرد تا برای اولین رقابت در مرحله مقدماتی به آیوا برود. جب بوش تازه می خواهد شروع کند و یک سالی بیشتر وقت ندارد، اگرچه که با صحبت هایی که پیش از این کرده بود (+) نشان داد به کاندیداتوری لااقل فکر می کند.

clinton-bush

از این مرد در آینده سیاسی آمریکا – حداقل تا انتخابات بعدی ریاست جمهوری در 2016- بیشتر خواهیم شنید: کریس کریستی فرماندار جمهوری خواه ایالت نیوجرسی که برای دومین به فرمانداری این ایالت دموکرات انتخاب شده است. او در ایالتی که تعداد دموکرات های آن 700 هزار نفر بیشتر از جمهوری خواهان است و در انتخابات گذشته هم با 17% اختلاف به باراک اوباما رای داد، موفق شد با 22% اختلاف – 60 به 38 – باربارا بونو، عضو دموکرات مجلس سنای ایالتی نیوجرسی را شکست دهد و در 19 منطقه از 21 منطقه انتخاباتی این ایالت از رقیب دموکرات خود پیشی بگیرد (این لینک را ببینید و یک تحلیل ویدئویی).

اهمیت پیروزی کریس کریستی البته تنها در این خلاصه نمی شود. او رای 57% زنان و 51% لاتین تبارها را بدست آورد. دو گروهی که به صورت سنتی با جمهوری خواهان مشکل دارند. در عین حال در میان آمریکایی های آفریقایی تبار، 21% به کریستی رای دادند که از متوسط رای جمهوری خواهان به مراتب بیشتر است. جوانان زیر 30 سال هم به میزان 55% او را انتخاب کردند و بالاخره کریستی حتی توانست 32% از آرای دموکرات ها را هم بدست بیاورد. نشانه ای از مدیریت فراجناحی و غیر حربی او در یک ایالت آبی – یعنی طرفدار دموکرات ها – که مهمترین معضل امروز جمهوری خواهان و شاید کل سیاست در آمریکا هم به حساب می آید (نتایج بر اساس Exit Poll ها و یک لینک دیگر).

از این منظر، کریس کریستی این روزها به ستاره اصلی حزب جمهوری خواه تبدیل شده است. در نظرسنجی که یک روز قبل از انتخابات توسط توسط موسسه Public Policy منتشر شد، کریستی به همراه رند پال – سناتور نزدیک به جریان تی پارتی از ایالت کنتاکی – بیشترین محبوبیت را به عنوان کاندیدای جمهوری خواهان برای انتخابات سال 2016 بدست آوردند. در عین حال با فرض اینکه هیلاری کلینتون کاندیدای اصلی دموکرات ها در انتخابات سال 2016 باشد، باز هم این کریس کریستی بود که با 6 درصد اختلاف نزدیک ترین فاصله را با کلینتون در میان رای دهندگان داشت. این در حالی بود که سناتور پر سر و صدای ایالت تگزاس، تد کروز که یکی از نمایندگان اصلی جریان تی پارتی است با 15 درصد اختلاف از هیلاری کلینتون عقب بود (این ویدئو را ببینید).

انتخابات نیوجرسی را اگر با نتایج انتخابات ویرجینیا مقایسه کنیم، شکست تی پارتی و اندیشه های تندروانه این جریان افراطی درون حزب جمهوری خواه بیشتر هم می شود (گزارش ویدئویی انتخابات ویرجینیا و نیوجرسی در پولتیکو). طرفداران تی پارتی معتقدند که نامزد حزب جمهوری خواه باید یک جمهوری خواه کامل باشد تا بتواند پیروز گردد. از این منظر آنها هیچ گاه باور نکردند که میت رامنی یک جمهوری خواه تمام عیار است، چون در ایالت لیبرالی مانند ماساچوست فرماندار بود و قانون خدمات درمانی ایالتی را هم، او بود که در ماساچوست اجباری کرد. همین قانونی که اوباما امروز به خاطر اجرایی کردن آن در کل آمریکا با مخالفت سخت گیرانه جمهوری خواهان مواجه است. تی پارتی معتقد به قوانین سخت گیرانه مهاجرتی، مخالفت با سقط جنین و ازدواج دگرباشان، کاهش مالیات ثروتمندان و خلاصه دیدگاه های سفت و سخت محافظه کارانه و دست راستی اعتقاد دارد و از نامزدی دفاع می کند که به صورت عملی پای بندی خودش را به اینگونه موارد نشان دهد. کریس کریستی البته چندان با عقاید محافظه کارانه بیگانه است. او عضوی از حزب جمهوری خواه و متعهد به عقاید حزب است اما به خصوص پس از طوفان سندی در سال گذشته که به نیویورک و نیوجرسی بیشترین آسیب را رسانده بود، کریستی از اوباما به دلیل مدیریت غیرجناحی اش تقدیر کرد و تی پارتی هیچ وقت بعد از آن روز کریستی را نبخشید و حتی در کنفرانس سالیانه جمهوری خواهان هم از او دعوتی برای حضور به عمل نیامد. اما با تمام اینها کریستی موفق شد در یک ایالت لیبرال با چنین فاصله زیادی پیروز شود (این مقاله را بخوانید و این یکی)

داستان برای تی پارتی وقتی فاجعه آمیز تر می شود که نامزد مورد حمایت آنان در انتخابات فرمانداری ایالت ویرجینیا –کن کوچنلی-، که به تمام اصول دست راستی تی پارتی وفادار است انتخابات را به رقیب دموکرات خودش – تری مک آلیف – می بازد (اینجا + سخنرانی پیروزی مک آلیف، ویدئو و سخنرانی شکست کوچنلی). ویرجینیا اگرچه در دو انتخابات گذشته به باراک اوباما رای داد اما به صورت سنتی یک ایالت دموکرات شناخته نمی شود و تا پیش از انتخابات سال 2008، به صورت سنتی متعلق به جمهوری خواهان بود و فرماندار فعلی آن هم جمهوری خواه است. اما شکست کوچینلی نشان داد که تئوری تی پارتی برای انتخاب فرماندار تمام جمهوری خواه هم تئوری پیروزی نیست (اینجا و این یکی، مسیرهای متفاوت مک آلیف و کریستی برای پیروزی و این هم تحلیل وال استریت جورنال، این یکی هم در مورد نقش زنان در پیروزی مک آلیف، به خصوص زنان مجرد که اختلاف دو کاندیدا 67 به 25 درصد به نفع مک آلیف بود).

جامعه آمریکایی امروز یک جامعه قطبی است. دموکرات ها و جمهوری خواهان تقریبا در هیچ موردی با یکدیگر اشتراک نظر ندارند (البته به جز وضع تحریم های بیشتر علیه ایران، که موضوع این یادداشت کوتاه نیست). در عین حال گروه های حامی آنان هم به کل با یکدیگر متفاوت هستند. جمهوری خواهان در میان افراد مسن تر، مردان سفیدپوست و نواحی کمتر توسعه یافته و البته کم جمعیت تر وضعیت بهتری دارند (در ایالت ویرجینیا به عنوان مثال میتوان به جنوب این ایالت اشاره کرد). دموکرات ها اما در میان جوان ترها، زنان، آمریکایی های آفریقایی تبار و اقلیت های قومی مانند لاتین تبارها محبوبند. طرفداران آنها در عین حال در ایالت های لیبرال پرجمعیت تر و مناطق شهری ساکن هستند. از این منظر وقتی فردی مانند کریس کریستی می تواند در یک ایالت لیبرال رای افرادی را که به صورت سنتی طرفدار جمهوری خواهان هستند بدست آورد به این معنی است که باید او را به عنوان یک رقیب مهم جدی گرفت. به خصوص اینکه روایت انتخابات در سال 2016 آمریکا می تواند یک دولت فراجناحی باشد و اگر طرح خدمات درمانی اوباما هم با موفقیت همراه نشود، دموکرات ها حتی اگر با هیلاری کلینتون وارد رقابت های انتخاباتی شوند در مقابل کسی مانند کریس کریستی رقابت آسانی را نخواهند داشت.

کریس کریستی در عین حال احتمالا تمام سال های پیش روی خود را بر نحوه کمپین کردن و پیام انتخاباتی اش برای سال 2016 متمرکز می کند و به ایالت های ابتدایی برای رقابت های مقدماتی جمهوری خواهان چشم دارد تا بتواند در آنها پیروز شود. آیوا و نیوهمشایر دو ایالتی هستند که اولین رقابت های مقدماتی در این دو ایالت برگزار می شود و به دلیل اینکه نیوهمشایر ایالتی لیبرال است احتمال پیروزی کریستی در آن بالاست. او احتمالا کمپین خود را برای انتخابات ریاست جمهوری از این ایالت آغاز خواهد کرد. هرچند نطق انتخاباتی اش را به صورت رسمی در شب پیروزی انتخابات فرمانداری نیوجرسی ارائه کرده است (اینجا را بخوانید + ویدئو). او از ضعف مدیریت در واشنگتن انتقاد کرد و شیوه مدیریت فراجناحی اش را هم به رخ دموکرات ها کشید و هم به رفقای خود درون حزب جمهوری خواه یادآوری نمود.

US-VOTE-2012-REPUBLICAN CONVENTION