نوشته های برچسب خورده با ‘مارکو روبیو’

در این ویدئوی 12 دقیقه ای که بخشی از برنامه افق صدای آمریکا در خصوص انتخابات ریاست جمهوری 2016 آمریکاست خیلی خلاصه الگوی رای دهی در انتخابات مقدماتی آمریکا را در میان دموکرات ها و جمهوری خواهان توضیح می دهم و همینطور می گویم که در انتخابات نهایی آرای الکترال ایالت ها چگونه تقسیم می شوند و ایالت های سرنوشت ساز کدام ها هستند

Advertisements

انتخابات مقدماتی ریاست جمهوری 2016 آمریکا در نیوهمشایر هم سه شنبه شب انجام شد و تقریبا نامزدهای اصلی هر دو حزب اصلی (و درصد احتمال حضور کاندیدای مستقل خارج از این دو حزب) معلوم شدند. در دو تا ویدئو که در زیر این پست گذاشتم در مورد این انتخابات و انتخابات بعدی کمی در مصاحبه با بی بی سی و صدای آمریکا کمی توضیح داده ام. یک ویدئوی دیگر هم هست در مصاحبه با بی بی سی اما کمی قدیمی تر است. پیش از آغاز انتخابات مقدماتی. یک توضیحات تکمیلی هم اینجا می آورم.

جمهوری خواهان

در کمپ جمهوری خواهان دانلد ترامپ، تد کروز، مارکو روبیو، جان کیسیک و جب بوش پنج نفری هستند که هنوز روی کاغذ شانس پیروزی دارند؛ هرچند شانس کیسیک و بوش کمتر از بقیه است.

انتخابات بعدی 20 فوریه در کارولینای جنوبی برگزار می شود که مانند آیوا بین 50 تا 70 درصد رای دهنده سفیدپوست مذهبی (اونجلیکا) دارد. جایی که به نظرم شانس ترامپ و کروز بالاست. تفاوت ش با آیوا این است که انتخابات به صورت سیستم رای گیری پای صندوق است (مانند نیوهمشایر) و نه مجمع ایالتی یا کاکس. به همین دلیل به آن اندازه ای که نیروی پای کار در آیوا نیاز بود تا در روز انتخابات بتواند افراد بیشتری را به مجامع ایالتی بکشاند، برای کارولینای جنوبی نیاز نیست. مارکو روبیو و جب بوش هم در این ایالت شانس دارند و هر دو به دنبال رای طرفداران میانه رو حزب و حامیان مالی پولدار هستند که دیگر کم کم باید بین این 2، نفر مطلوب خودشان را انتخابات کنند (پیش بینی من روبیو است). کیسیک در کارولینای جنوبی شانسی ندارد.

ایالت بعدی برای جمهوری خواهان هم کاکس نوادا در 23 فوریه است. جایی که اکثریت لاتین تبار دارد و این مزیت بوش و روبیو به سایر رقباست و البته ترامپ هم که اساسا، گروه رای ش فراتر از تقسیم بندی های معمول است اینجا شانس بالایی دارد. کروز و کیسیک اینجا در نواد جای زیادی ندارند.

دموکرات ها

در میان دموکرات ها اما رقابت، حداقل در سطح رسانه ها جدی تر شده است. کمپین هیلاری کلینتون احتمال شکست خودش را در ایالت نیوهمشایر می داد اما نه با این اختلاف. هیلاری کلینتون در قمست های جنوبی ایالت که به ماساچوست نزدیک است و در سال 2008، هیلاری در آنجاها اوباما را برده بود، این بار به سندرز باخت. در قسمت های غربی هم فاصله رای شان به نفع سندرز بسیار بود.

کمپین هیلاری از لحاظ «پیام کمپین» مشکل دارد و او هنوز نتوانسته رای دهندگان سفیدپوست لیبرال را قانع کند که کاندیدای آینده است نه گذشته. همچنین هیلاری را اکثر رای دهندگان در نیوهمشایر – و تقریبا کل آمریکا – صادق هم نمی دانند.

با تمام اینها و برخلاف روایت غالب، نیوهمشایر برای هیلاری کلینتون شکست تمام نبود. دلیل: مطابق اگزیت پول ها، اصلی ترین دلیل شکست هیلاری، رای بالای رای دهندگانی بود که به صورت مستقل در مقدماتی دموکرات ها رای دادند (41 درصد کل آرا). کسانی که ثبت نام کرده حزب دموکرات نبودند. هیلاری در میان این گروه 72 به 28 درصد انتخابات را باخت. اما در میان رای دهندگان فقط دموکرات تفاوت هیلاری و سندرز در این ایالت فوق العاده سفیدپوست و لیبرال تنها 4 درصد بود.

نکته دیگر رای کسانی است که در روز آخر تصمیم گرفتند. در میان آنها هیلاری 48 به 44 برنده بود. اکثریت رای دهندگان به سندرز – بالای 70 درصد – کسانی بودند که حداقل از یک ماه قبل تصمیم خودشان را گرفته بودند. این مشخص می کند که پیام هیلاری بعد از پیروزی در آیوا و مناظره موفق قبل از مقدماتی نیوهمشایر، به خوبی توسط مخطابانش درک شده است. این معنی اش این نیست که مشکل هیلاری در میان جوانان و لیبرال ها حل شده و ایرادی بر کمپین او نیست.

دموکرات ها در 20 فوریه برای انتخابات به نوادا می روند. جایی که بین 30 تا 50 درصد رای دهندگان آن غیرسفید پوست هستند (اکثرا لاتین تبارها). در عین حال کاکس ایالت نوادا، کاکس بسته است یعنی مستقل ها نمی توانند در آن رای بدهند. رای دهندگان باید به عنوان دموکرات ثبت نام کرده باشند. اینها مزیت های رقابتی هیلاری به سندرز در آیوا است

و در نهایت 27 فوریه و کارولینای جنوبی. جایی که بالای 50 درصد رای دهدگان غیرسفیدپوست هستند (اکثریت آمریکایی های آفریقایی تبار) و در اینجا هم هیلاری شانس بالاتری دارد. (در مورد این موارد پیش از این در اینجا به تفصیل نوشتم).

2 هفته مانده تا قبل از سه شنبه بزرگ (در اول مارچ) یعنی انتخابات در نوادا و کارولینای جنوبی، ترکیب انتخابات را مشخص تر از قبل می کند. از تعداد کاندیداهای جمهوری خواه حتما کم می شد. برای دموکرات ها اما معلوم می شود که سندرز قادر به ادامه رقابت هست یا نه. یعنی می تواند پیامش را به طرفداران برابری طلب ش در میان اقلیت ها برساند. پیش بینی من است که نمی تواند. باید دید

 

 

 

 

 

با نزدیک شدن به تابستان، فصل آغاز مناظره های انتخاباتی کاندیداهای ریاست جمهوری 2016 در آمریکا، تاکتیک های انتخاباتی و استراتژی های کمپین ها آشکارتر از گذشته می شود. در میان دموکرات ها، هیلاری کلینتون، کاندیدای پیشرو است. او رقیبی چون برنی سندرز، سناتور مستقل و چپ از ایالت ورمانت را رو به روی خودش می بیند که با یک پلتفورم فوق العاده لیبرال و تقریبا سوسیالیستی و شعارهای عوام پسند وارد انتخابات شده است و بخشی از جناح چپ حزب و لیبرال های طرفدار سناتور الیزابت وارن از او حمایت می کنند. آنها البته امیدوار نیستند که بتوانند بر خانم کلینتون پیروز شوند اما می خواهد روایت خودشان را از جامعه امروز آمریکایی در انتخابات داشته باشند. و البته خانم کلینتون را بیش تر از گذشته به جناح چپ حزب متمایل کنند.

هیلاری کلینتون، بانوی اول، سناتور سابق و وزیر امور خارجه دولت اول باراک اوباما، دموکراتی متمایل به مرکز حزب است. کسی که متهم می شود با «وال استریت» – نماد سرمایه داری مالی در آمریکا – همیشه رابطه خوبی داشته است و این هم البته چندان بیراه نیست. او در عین حال به دلیل عقاید تندروانه اش در سیاست خارجی مورد انتقاد چپ ها و حتی برخی کاندیداهای جمهوری خواه از جمله رند پال قرار می گیرد. آنها می گویند که او طرفدار سیاست های مداخله جویانه از قبیل رای مثبت حمله به عراق در زمان سناتوری و حمله به لیبی در زمان مسئولیت وزارت خارجه است. هرچند در مورد خاص ایران و پرونده هسته ای، خانم کلینتون گفته که از سیاست مذاکره دولت اوباما حمایت می کند.

لیبرال های دموکرات، کلینتون را همانند اوباما «دوست داشتنی» نمی دانند و همه کاندیداها از هر دو حزب، خانم کلینتون و همسرش، رئیس جمهور سابق بیل کلینتون، را به دلیل دریافت کمک های مالی برای بنیاد خیریه «خانواده کلنیتون» و همینطور سخنرانی های شان مورد انتقاد قرار می دهند (کتابی در مورد انحرافات مالی در خانواده کلینتون که البته به دلیل اشتباهات فاحش چندان موفق نبود). ضمن اینکه استفاده از سرور و ای میل شخصی در دوران مسئولیت در وزارت امور خارجه و بحران «بن غازی» در سال 2012 که منجر به کشته شدن چهار دیپلمات آمریکایی از جمله سفیر این کشور در لیبی شد، موارد دیگری هستند که کمپین خانم کلینتون این روزها با آنها دسته و پنجه نرم می کند.

با اینحال اما، روش کمپین کلینتون در مواجه با این بحران ها، چندان با سر و صدا همراه نیست. کمپین کلینتون می داند که انتقادها و حمله های مخالفان علیه خانم کلینتون، به دلیل حضور بیش از 2 دهه در سطح اول سیاست در آمریکا، پایانی نخواهد داشت. به همین دلیل اگر قرار باشد تمرکز کمپین بر جواب دادن واکنشی به این حمله ها قرار گیرد، آنها را از مسیر اصلی و تبلیغات انتخاباتی کنش گرایانه منحرف خواهد نمود. جمهوری خواهان هم البته این را می دانند و به همین دلیل هم منتظر «نقطه صفر» کمپین کلینتون هستند. جایی که تیم خانم کلینتون، قافیه را به یک بحران بزرگ ببازد و با یک «تک اشتباه» بازی را از اول آغاز کند. بازی که جمهوری خواهان دوست دارند و البته امیدوارند بازی شکست کلینتون باشد (لینک؛ عدم محبوبیت خانم کلنیتون در نظرسنجی ها نسبت به گذشته بیشتر شده است).

کمپین خانم کلینتون به دلیل آنکه مورد انتقاد لیبرال ها و جناح چپ حزب دموکرات قرار دارد، سعی کرده است در برنامه های انتخاباتی اش مواضع جناح چپ را هم نمایندگی کند. کلینتون از «وال استریت» انتقاد و از برنامه های بلندپروازانه و ایده آلی چپ ها در پلتفورم اقتصادی اش دفاع می کند. نقش پول در انتخابات را مخرب می داند و اگرچه ماشین پول جمع کنی او بهتر از هر کاندیدای دیگری عمل کرده است (پیش بینی می شود او 2 میلیارد دلار برای کاندیداتوری اش پول جمع کند)، اما برعلیه رای دادگاه عالی که در سال 2010 منجر به قانونی شدن استفاده نامحدود از پول در انتخابات آمریکا شد بر می خیزد (نقش پول در انتخابات آمریکا و مسئله انتخابات 2016). کلینتون در عین حال سعی دارد با نزدیک شدن به دیدگاه های الیزابت وارن، سناتور لیبرال ایالت ماساچوست و ستاره اصلی چپ ها در سنای آمریکا، همراهی او و طرفدارانش را بدست آورد. الیزابت وارن که محبوب چپ هاست اعلام کاندیداتوری نکرده است و به احتمال زیاد هم کاندیدا نخواهد شد. طرفداران او اما، گروهی به حمایت از آقای سندرز رفته اند و گروه کوچک تری هم از «مارتین املی«، فرماندار پیشین ایالت مری لند، طرفداری می کنند که او هم دیدگاه های لیبرال دارد و هرچند رقیب جدی تری از سندرز به نظر نمی رسد اما خانواده بوش و کلینتون را همزمان مورد انتقاد قرار می دهد که ریاست جمهوری را تبدیل به سلطنت و تاج پادشاهی کرده اند که از یک خانواده به خانواده دیگر منتقل می شود.

خانم کلنیتون در عین حال برخلاف سال 2008 که استراتژیست های کمپینش، از جمله «مارک پن»، نقش «مارگارت تاچر»، نخست وزیر قدرتمند انگلستان در دهه 80 میلادی رای برای او تعریف کرده بودند، در سال 2016 بیشتر از گذشته بر زن بودن خود، مادر بودن (و صدالبته مادربزرگ بودن) تاکید دارد (مقاله ای در همین مورد). در سال 2008 کمپین کلینتون – درست یا نادرست – به این نتیحه رسیده بود که کشور به «مادر» احتیاج ندارد بلکه یک «فرمانده کل قوای مقتدر» می خواهد و کلینتون به خاطر جنسیت باید بیشتر از آنکه بر زن بودن خود تاکید کند بر توانایی های مدیریتی و مواجه با بحران های سخت متمرکز شود که در جامعه آمریکایی، اصالتا مردانه تلقی می شود. به همین دلیل او بارها تاکید داشت که زن بودن نقشی در کاندیداتوری اش ندارد، امروز اما از دیدگاه های لیبرال های اقتصادی از جمله حقوق و دستمزد برابر زنان و مردان دفاع می کند و جمهوری خواهان را مورد انتقاد قرار می دهد که جلوی طرح هایی که از برابری دستمزد حقوق و مزایای زنان و مردان حمایت می کنند، می گیرند. جمهوری خواهان البته استدلال های خودشان را هم دارند و می گویند چنین قوانینی راه را برای سوکردن شرکت های بزرگ به دلیل آنچه که عدم دستمزد برابر خوانده می شود باز می کند و به ضرر اقتصاد کشور است.

کمپین 2016 خانم کلینتون این روزها در عین حال مبتنی بر دیدار با گروه های کوچک فعال در ایالت های مختلف و پرهیز از مصاحبه های مطبوعاتی زیاد است. خانم کلینتون که به خوبی شناخته شده است (مطابق نظرسنجی، آمریکایی ها بیشتر از هر کاندیدای دیگری با او آشنایی دارند)، احتیاجی به برنامه های تبلیغی برای آشنا کردن رای دهندگان با خود ندارد. به همین دلیل چندان انتقادهای جمهوری خواهان و از جمله تنها زن کاندیدا در میان آنان کارلو فیورینا، رئیس اجرایی پیشین شرکت اچ پی، را جدی نمی گیرد. جمهوری خواهان کلینتون را در میان رسانه ها هم می خواهند تا او را مورد چالش قرار دهند. کلینتون هم دست آنان را خوانده است که لااقل در این مقطع احتیاجی به برنامه های خبری بلندپروازانه را ندارد. هرچند کمپین کلینتون این را هم می داند که باید تصویری را که از او به عنوان یک «زن پیر خودبزرگ بین» توسط جمهوری خواهان تبلیغ می شود، خنثی کند، دوست داشتنی به نظر برسد و با طبقه متوسط آمریکایی ارتباط برقرار کند. به همین دلیل هم هست که هیلاری کلینتون کمپین خودش را کمپینی برای آمریکایی های عادی، تعریف کرده است (نمونه ای از تبلیغات کمپین کلینتون).

چنین تصویرسازی از خانم کلینتون را در سال 2008، باراک اوباما در رقابت های مقدماتی دموکرات ها تبلیغ کرد و خانم کلینتون را شکست داد. این بار هم «مارکو روبیو» سناتور جوان جمهوری خواه از ایالت فلوریدا او کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری 2016 از خانم کلینتون با همین تم انتقاد می کند. اعلام کاندیداتوری آقای روبیو، فرزند یک خانواده مهاجر کوبایی، پر بود از انتقادهای او نسبت به خانم کلینتون؛ آنجا که تلویحا کلینتون را «کاندیدای گذشته» نامید، درحالی که آمریکا به سوی آینده حرکت می کند و رهبری برای نسل آینده می خواهد (احتمالی سناتور جوانی مانند خودش). این مقاله را بخوانید؛ تجربه جیم مسینا، رئیس کمپین انتخاباتی اوباما در سال 2012 و مشاور حزب محافظه کار انگلستان در انتخابات سال 2015 در مورد انتخابات بریتانیاست. او می گوید یک کمپین موفق همیشه در مورد آینده صحبت می کند. در حالی که کمپین رقیب آنها، اد میلیبند، در مورد گذشته صحبت می کرد. به عقیده آقای مسینا اما، جمهوری خواهان آمریکایی (همانند حزب کارگر در انگلستان) برای گذشته کمپین می کنند و به همین دلیل در انتخابات سال 2016 بازنده خواهند شد. این مقاله کارل رو، استراتژیست هر دو کمپین جرج بوش در سال های 2000 و 2004 را هم بخوانید که می گوید حمله به کلینتون به تنهایی برای موفقیت جمهوری های کافی نیست، آنها باید ایده و مسیر روشنی برای اجرایی کردن آن داشته باشند.

در میان جمهوری خواهان، مارکو روبیو گزینه جدی (و به تعبری شاید جدی ترین گزینه) در مقابل کلینتون خواهد بود. مارکو روبیو به نوعی نماد «رویای آمریکایی» است. فرزند یک خانواده مهاجر از طبقه متوسط و سناتور جوان با تبار اسپانیایی در مقابل یکی از قدرتمندترین و شناخته شده ترین خانواده های آمریکایی. جدال آینده و گذشته. این چیزی است که کمپین مارکو روبیو آن را تبلیغ می کند و البته روبیو امیدوار است که تبار کوبایی وی، باعث تهییج و حمایت اسپانیایی تبارها از او در انتخابات مقابل خانم کلینتون شود.

مارکو روبیو البته نقاط ضعفی هم دارد. او سناتور یک دوره ای ایالت فلوریداست (مارکو روبیو برای اولین بار در سال 2010 به سناتوری رسید). جمهوری خواهان پیش از این با همین ترم، باراک اوباما را مورد انتقاد قرار می دادند که سناتور یک دوره ای ایالت «ایلی نوی» بود و تجربه کافی برای اداره کشور را نداشت. مارکو روبیو در عین حال در سیاست خارجی دیدگاه های تندروانه ای دارد. این دیدگاه ها به او کمک می کند که حمایت حامیان مالی پولدار و بخشی از حزب جمهوری خواه را بدست آورد اما معلوم نیست که تا چه حد در رقابت های نهایی برای رای دهندگان آمریکایی به خصوص مستقل ها که از سیاست های تندروانه دوری می کنند جذاب باشد. ضمن اینکه او متهم است حتی در همین دیدگاه های تندروانه در سیاست خارجی هم سیاسی کاری می کند. مارکو روبیو از باراک اوباما انتقاد می کند که چرا روی گذشتن از خطوط قرمزش در مورد بشار اسد پافشاری نکرده است. اما مارکو روبیو کسی است که پس از درخواست باراک اوباما از کنگره برای اجازه حمله به سوریه پس از استفاده اسد از سلاح های شیمیایی، به این درخواست در سنا جواب منفی داد (لینک در مورد روبیو). او همچنین اگرچه در سال 2012 از مذاکرات اتمی با ایران حمایت کرده بود اما این روزها همگام با اکثریت جمهوری خواهان و حامیان مالی یهودی آنان – از جمله شلدون ادلسون – اوباما را به دلیل آسان گیری در پرونده هسته ای ایران متهم می داند. او در عین حال اینکه عضو کمیته روابط خارجی سنای آمریکاست و به طرح کورکر-کاردن برای بررسی هرگونه توافق هسته ای با ایران توسط کنگره آمریکا در این کمیته رای داد، اما هنگامی که طرح به صحن علنی سنا آمد به دنبال تصویب تبصره های سخت گیرانه تری شد، از جمله اینکه ایران موظف شود در هرگونه توافق اتمی با آمریکا و غرب، کشور اسرائیل را هم به رسمیت بشناسد. تبصره مورد حمایت او و سناتور تام کاتن، البته در نهایت در سنا تایید نشد.

و بالاخره، تکلیف مارکو روبیو با مسئله مهاجران – عموما اسپانیایی تبار – هنوز معلوم نیست. او خودش فرزند یک خانواده مهاجر کوبایی است و در سنا هم برای اجرایی شدن قانون جامع مهاجرت که به بسیاری از مهاجران غیرقانونی یا فرزندان آنها اجازه اقامت در آمریکا و حق شهروندی می داد، تلاش کرد. این کار او مورد انتقاد جمهوری خواهانی قرار گرفت که این موضوع برای آنها خط قرمز است. مارکو روبیو پس از آن، پا پس کشید و این روزها از آن کار به عنوان یک اشتباه نام می برد. به همین دلیل هم هست که دموکرات ها، او – و تد کروز، سناتور تگزاس – را متهم می کنند که اگرچه از خانواده ای مهاجر هستند اما درد مهاجران را درک نمی کنند. و البته هر دو هم می دانند که پیروزی در انتخابات سال 2016 بدون بدست آوردن حداقل رای 40 درصدی لاتین تبارها چندان راحت نیست. برخلاف دموکرات ها که از حق شهروندی برای مهاجران دفاع می کنند و خانم کلنیتون که شاید یک اسپانیایی تبار جوان از ایالت تگزاس را به کاندیدای معاون اولی خود معرفی کند، در میان جمهوری خواهان فقط این جب بوش است که با اسپانیایی تبارها رابطه خوبی دارد. همسرش مکزیکی است و خودش به خوبی اسپانیایی صحبت می کند و در دانشگاه تگزاس در رشته مطالعات آمریکای لاتین تحصیل هم کرده است (+). هرچند جب بوش در رقابت با کلینتون نمی تواند از مزیت های روبیو مانند جوانی، وابستگی به طبقه متوسط، عدم وابستگی به یک نام خانوادگی قدرتمند مانند کلینتون یا بوش و نظایر آن استفاده کند؛ ضمن اینکه پایگاه رای حزب جمهوری خواه هنوز به بوش اطمینان ندارد و اگرچه او در نظرسنجی ها از دیگران بالاتر است؛ اما این بدان معنی نیست که می تواند کاندیدای نهایی جمهوری خواهان باشد (در مورد کاندیداهای جمهوری خواهان، این لینک را ببینید). بوش، اسکات واکر – فرماندار ویسکانسین – و مارکو روبیو، سه کاندیدای اول جمهوری خواهان در اکثر نظرسنجی ها هستند، اما سهم آرای آنان از حدود 20 درصد فراتر نمی رود و به نظر هم نمی رسد تا آغاز مناظره های انتخاباتی که طی یکی دو ماه آینده برگزار خواهد شد، تغییرات محسوس چندانی به نفع یک نامزد ایجاد شود.

به دلیل ساختار ویژه انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا، ایفای نقش مثبت در مناظره های تلویزیونی و موفقیت در انتخابات 4 ایالت اولیه – ایالت هایی که زودتر از سایر ایالت ها در آنها انتخابات مقدماتی هر کدام از دو حزب برگزار می شود – اهمیت بسزایی دارد و برای جمهوری خواهان یک مشکل اساسی دموگرافیک هم بروز می کند.

در مورد مناظره های تلویزیونی، جمهوری خواهان امروز با مشکل تعدد کاندیداها مواجه هستند که عملا امکان حضور همزمان 17 یا 18 کاندیدا در روی سن و بحث در مورد مسائل مهم را غیر قابل امکان می کند (+). به همین دلیل دو شبکه تلویزیونی فاکس نیوز و سی ان ان که دو مناظره اول توسط آنها مدیریت می شود، تصمیم گرفته اند تنها 10 کاندیدایی را که در نظرسنجی ها از سایرین جلوتر هستند به مناظره دعوت کنند (سی ان ان البته ممکن است 2 دور مناظره برای کاندیداهای ردیف اول و دوم داشته باشد). ضمن آنکه اگرچه حزب جمهوری خواه نمی خواهد اتفاقات سال 2012 در مناظره های انتخاباتی کاندیداها دوباره رخ دهد – اتفاقاتی نظیر حمله کاندیداها به یکدیگر و مجریان سخت گیر که مسائل را بیشتر از آنکه از جنبه منافع حزب جمهوری خواه ببینند از منظر ژورنالیستی نگاه می کردند – اما این هم عملا امکان پذیر نیست. هنوز که مناظره ای آغاز نشده است، بخش بزرگی از انتقادات و آشکار شدن ایرادات کاندیداهای جمهوری خواه توسط شبکه تلویزیونی فاکس نیوز خبری شده است که بیشترین ارتباط ایدئولوژیک و سیاسی را با حزب جمهوری خواه دارد (+).

نکته مهم دیگر برگزاری انتخابات در 4 ایالت اولیه شامل آیوا، نیوهمشایر، کارولینای جنوبی و نوادا است. جایی که مسیحیان اونجلیکا در آیوا و کارولینای جنوبی، میانه روها در نیوهمشایر و بخشی از مهاجران در نوادا می توانند سرنوشت بقیه انتخابات را تعیین کنند. کاندیداهایی که نتوانند در این 4 ایالت، عملکرد خوبی از خودشان نمایش دهند خود به خود از صحنه انتخابات کنار گذاشته خواهند شد، چون دیگر پولی ندارند که خرج هزینه های تبلیغات انتخاباتی خود کنند و به همین دلیل در میانه های زمستان 2016 و پس از برگزاری انتخابات در این 4 ایالت، تنها چند چهره اصلی انتخابات نهایی حضور خواهند داشت. به احتمال زیاد جب بوش، اسکات واکر، مارکو روبیو، رند پال و مایک هاکبی – فرماندار پیشین آرکانزا – در میان کاندیداهای نهایی قرار خواهند داشت و هرچه که جلوتر برویم سهم هاکبی هم کم می شود و رقابت میان چهار نفر – بوش، واکر، روبیو و پال – ادامه می یابد.

جمهوری خواهان در انتخابات سال 2016 یک مشکل اساسی دیگر هم دارند که ناشی از تغییر موازنه دموگرافیک در آمریکا به سود دموکرات هاست. اگر کاندیدای نهایی جمهوری خواه بتواند سهمی برابر با سهم میت رامنی در انتخابات 2012 در میان رای دهندگان سفیدپوست به دست آورد (59 درصد)، برای پیروزی نهایی به حداقل رای 30 درصدی در میان رای دهندگان غیر سفیدپوست (آمریکایی های آفریقایی تبار، لاتین تبارها و …) نیاز دارد. رامنی و مک کین در 2012 و 2008 به ترتیب 17 و 19 درصد رای غیرسفیدپوستان را بدست آوردند و انتخابات را باختند. جرج بوش در سال 2004 رای 26 درصد آنان را بدست آورد و برنده شد (او در میان لاتین تبارها هم حدود 40 درصد رای بدست آورد). اما مشکل تنها این نیست که رای جمهوری خواهان در میان غیرسفیدپوستان کمتر است، مشکل بزرگ تر این است که سهم غیر سفیدپوستان در میان کل رای دهندگان هم به نسبت سال های گذشته در حال کاهش است (لینک). ضمن اینکه برخلاف باراک اوباما که چندان در میان زنان سفیدپوست محبوب نبود، هیلاری کلنیتون وضعیت بهتری نسبت به کاندیداهای جمهوری خواه در میان زنان سفیدپوست هم دارد و برای بدست آوردن رای آنان با کاندیداهای جمهوری خواه به رقابت بر می خیزد. رقابتی که در سطح ملی از سال 1992 با کاندیداتوری همسرش – بیل کلینتون – در مقابل جرج هربرت واکر بوش (پدر) آغاز شد و این بار خودش در سال 2016 رو به روی پسر جرج بوش (پدر) و برادر کوچک تر جرج بوش (پسر) – رئیس جمهوری پیشین آمریکا – قرار می گیرد. اصلی ترین رقبای خانم کلنیتون یعنی مارکو روبیو و اسکات واکر اما این روزها همان نقشی را ایفا می کنند که زمانی بیل کلینتون که چندان در سطح ملی شناخته شده نبود در مقابل رییس جمهوری وقت ایفا می کرد. تا آنجا که برخی اسکات واکر را نسخه تکراری بیل کلنیتون 1992 می نامند (فرماندار جوان، همانطور که بیل کلنیتون هم فرماندار جوان ایالت آرکانزا بود) و مارکو روبیو را هم کاندیدایی جوانی تعریف می کنند که در مقابل کاندیدای پا به سن گذاشته یکی از معروف ترین خانواده های آمریکایی به رقابت برخواسته است. دقیقا همان نقشی که بیل کلنیتون در رقابت با جرج هربرت واکر بوش (پدر) در سال 1992 برعهده داشت.

hillary-clinton

جمهوری خواهان آمریکایی یکی پس از دیگری کاندیداتوری خودشان را برای انتخابات ریاست جمهوری 2016 اعلام می کنند. بعد از تد کروز سناتور ایالت تگزاس، رند پال سناتور ایالت کنتاکی هفته گذشته رسما گفت که می خواهد نامزد انتخابات ریاست جمهوری شود و این هفته هم نوبت مارکو روبیو سناتور کوبایی تبار ایالت فلوریدا رسید که در روز دوشنبه به ساختمان معروف «برج آزادی» در شهر میامی ایالت فلوریدا برود و بگوید که قصد دارد اولین رئیس جمهور اسپانیایی تبار آمریکا باشد (لینک خبر، در مورد مارکو روبیو این لینک را هم ببینید). برج آزادی جایی است که فراریان کوبایی پس از انقلاب کاسترو و سرنگونی باتیستا، در اولین منزلگاه آمریکایی شان به این ساختمان می رفتند. مارکو روبیو در سالگرد تولد توماس جفرسون، سومین رئیس جمهور و از بنیانگذاران آمریکا، به ساختمان برج آزادی می رود تا بگوید که آمریکا در خطر است و او کسی است که می تواند آمریکای در خطر را نجات دهد. به تعبیر روبیو، کسانی مانند هیلاری کلینتون سیاستمداران نسل دیروز و وارث سیاست ورزی قرن بیستمی هستند درحالی که او سیاستمداری قرن بیست و یکمی است (در مورد هیلاری کلینتون).

این هر سه سناتور جوان، نمایندگان نسل جدید سیاستمداران آمریکایی هستند که پس از ریاست جمهوری اوباما در سال 2008، و با آغاز موج پیروزی های جمهوری خواهان در انتخابات کنگره از سال 2010 به بعد وارد مراکز تصمیم گیری در آمریکا شدند (تد کروز سال 2012 سناتور شد). هر سه هم در ابتدا شور و شوق کافی را در میان طرفداران «تی پارتی» – جناح راست حزب جمهوری خواه – برانگیختند (مارکو روبیو حتی پیشنهاد تی پارتی برای نامردی معاونت رئیس جمهوری میت رامنی بود). هرچند این روزها سهم مارکو روبیو از آن دو نفر دیگر در میان طرفداران «تی پارتی» کمتر است. مارکو روبیو کسی بود که طی سال های 2012 و 2013 تلاش زیادی کرد تا قوانین تازه مهاجرتی در سنای آمریکا به نفع مهاجران تصویب شود و شد (البته هنوز در مجلس نمایندگان تصویب نشده است، نطق مارکو روبیو). همین امر راست گرایان تندرو و حامیان تی پارتی را که هنوز تکلیف خود را با مسئله مهاجرت خارجی ها مشخص نکرده اند عصبانی می کند. مهاجرانی که بسیاری از آنها اسپانیایی تبار هستند و از مرزهای جنوبی وارد آمریکا می شوند (لینک). مارکو روبیو البته الان اعتقاد دارد که تصویب این قانون درست نبوده است.

طرفداران حزب جمهوری خواه در انتخابات ریاست جمهوری سال 2016، پنج کاندیدای بالقوه و مهم با سابقه «فرمانداری» را هم پیش روی خود خواهند داشت. «جب بوش» فرماندار پیشین فلوریدا، «ریک پری» فرماندار پیشین تگزاس، «اسکات واکر» فرماندار ایالت ویسکانسین، «کریس کریستی» فرماندار ایالت نیوجرسی و «بابی جیندال» فرماندار ایالت لوئیزیانا.

جب بوش در میان سران حزب و حامیان مالی پولدار پرطرفدار است (+) و می تواند به شبکه ارتباطی و روابط حزبی پدر و برادرش که هر دو رئیس جمهور بودند اتکا کند (لینک). همسرش اصلیت مکزیکی دارد، خودش به خوبی به زبان اسپانیایی صحبت می کند و طرفدار اجرای قوانین آسان تر برای مهاجران غیرقانونی است (+) و البته به همین دلیل و دیدگاهای میانه ای که دارد مورد انتقاد محافظه کاران تندروست (+ و +). کسانی که نه پدر و نه برادر او را جمهوری خواه واقعی نمی دانند (درباره جب بوش). در عین حال هم جب بوش و هم مارکو روبیو برای بدست آوردن رای لاتین تبارها  فعالیت می کنند که در انتخابات سال 2012 با نسبت 71-27 به باراک اوباما رای دادند و در اینجا هم مزیت بوش (که همسر مکزیکی دارد) بیشتر از مارکو روبیوی کوبایی تبار است.

در میان این پنج نفر اما، شانس کریس کریستی، ریک پری و بابی جیندال از دو تای دیگر کمتر است. از جمله دلایل کم شدن نقش کریس کریستی، همین حضور جب بوش است. کریس کریستی قبل از اینکه جب بوش اعلام کند احتمال دارد در انتخابات سال 2016 کاندیدا شود، نامزد مورد حمایت سران حزب بود. او مواضع سیاسی میانه دارد (همانند جب بوش) و فرماندار یک ایالت «آبی» (یعنی دموکرت) است. اما با اعلام احتمال کاندیداتوری جرج بوش و البته افشای نقش دفتر فرمانداری نیوجرسی در ایجاد بحران عامدانه ترافیکی در پل جرج واشنگتن، شانس کریس کریستی به مراتب کاهش پیدا کرده است (+). او در عین حال نشان داده که در سیاست خارجی هم تبحر چندانی ندارد. کریستی در حضور شلدون ادسلون (غول کازینویی لاس وگاس و طرفدار تندروی اسرائیل) گفته بود که در هلی کوپتر و طی سفری که به اسرائیل داشته «مناطق اشغالی» را دیده است. امری که باعث شد از آقای ادلسون معذرت خواهی کند. ادسلون از جمله اصلی ترین حامیان مالی جمهوری خواهان است و اگرچه سیاست خارجی نقش چندانی در انتخاب نامزدها توسط مردم ندارد اما به دلیل نقش برجسته پولدارهای طرفدار اسرائیل، اشتباهاتی اینچنین گاهی اوقات غیرقابل جبران است. به همین دلیل هم است که بعد از انتقاد جیمز بکر وزیر پیشین خزانه داری و خارجه در دولت های ریگان و بوش پدر (او در هر دو دولت رئیس دفتر رئیس جمهور هم بود) از سخنرانی نتنیاهو در کنگره آمریکا، کمپین جب بوش اعلام کرد جیمز بکر نظر شخصی خودش را گفته است (لینک). جیمز بیکر از جمله مشاوران کمپین بوش و دوست خانوادگی بوش ها است.

ریک پری هم اگرچه نامزد تقریبا محبوب برای طرفداران تی پارتی است اما هنوز نشان نداده که چقدر برای کاندیداتوری اش جدی است. او در سال 2012 هم کاندیدا بود و در نظرسنجی ها وضع چنان بدی نداشت. اما پس از آنکه در یکی از مناظره های تلویزیونی، رئوس برنامه های انتخاباتی اش را از یاد برد (+) و مورد انتقاد قرار گرفت، ستاره اش رو به افول رفت و از رقابت ها کناره گیری کرد. امسال او دوباره کاندیدا قصد کاندیداتوری دارد اما با وجود رقبای قدرتمندی که به خصوص در هر چهار ایالت اولیه (آیوا، نیوهمشایر، کارلوینای جنوبی و نوادا) شانس پیروزی بیشتری نسب به پری دارند، ادامه رقابت ها برای او به آسانی امکان پذیر نخواهد بود.

کاندیدای بعدی هم بابی جیندال، فرماندار هندی الاصل ایالت لوئیزیاناست که به دلیل دیدگاه های تند مذهبی و سیاسی اش معروف است (او از دین بودایی به مسیحیت گرویده و اسم خودش را تغییر داده است)؛ اما در ایالت خودش هم با مشکلات بسیاری رو به روست.

اسکات واکر اما ستاره رو به رشد جمهوری خواهان در یک ایالت دیگر دموکرات است. آخرین رئیس جمهوری که رای این ایالت را بدست آورده رونالد ریگان در سال 1984 است. آقای واکر که برخی او را بیل کلینتون جمهوری خواهان می نامند در ظرف 5 سال گذشته، 3 بار در انتخابات این ایالت پیروز شده است (2 بار انتخابات فرمانداری و 1 انتخابات ویژه). سابقه فرمانداری اش کاملا با اصول و عقاید حزب جمهوری خواه هماهنگی دارد. با اتحادیه های کارگری –رقیبان سنتی حزب- رابطه خوبی ندارد و نقش آنها را کاهش داده است. طرفدار اقتصاد کوچک و کاهش نقش دولت در اقتصاد است. در سیاست خارجی هم اما اگرچه سابقه چندانی ندارد اما برای هماهنگ نشان دادن خودشان با محافظه کاران تندرو و حامیان مالی پولدار (+) مدعی شده است که در اولین روز ریاست جمهوری اش، هرگونه توافق میان ایران و آمریکا را که از دید او به ضرر منافع اسرائیل باشد لغو خواهد کرد. این ادعا البته با پاسخ تند باراک اوباما هم رو به رو شد (لینک). غیر از این 5 نفر، فرماندار اوهایو، جان کیسیچ هم تمایل خودش را برای کاندیدتوری نشان داده اما هنوز فعالیت رسمی و آشکاری را آغاز نکرده است.

در میان جمهوری خواهان مذهبی، دو کاندیدای مهم دیگر وجود دارند که اگرچه شانس پیروزی شان چندان زیاد نیست اما با بدست آوردن رای محافظه کاران مذهبی بر پروسه انتخابات تاثیر خواهند گذاشت. مایک هاکبی، فرماندار پیشین ایالت آرکانزا که رای مسیحیان مذهبی اونجلیکا را در سال 2008 در ایالت آیوا بدست آورد و از جمله منتقدان باراک اوباما و همسرش است که چرا اجازه می دهند دختران جوان آنها به آهنگ های خواننده هایی مانند بیانسه که مثل سم خطرناک هستند گوش دهند. نفر بعدی هم ریک سنتوروم، سناتور پیشین ایالت پنسیلوانیا و یک محافظه کار مذهبی است که در سال 2012 در ایالت های جنوبی مذهبی مانند می سی سی پی، آلاباما و تنسی پیروز شد و تا روزهای آخر انتخابات مقدماتی به همراه ران پال به رقابت با میت رامنی پرداخت.

در میان سایر کاندیداهای جمهوری خواه می توان به نام های دیگری هم اشاره کرد. لیندزی گرم سناتور ایالت کارولینای جنوبی که از جمله جمهوری خواهان با عقاید تندرو در سیاست خارجی است و دوقلوی جان مک کین (کاندیدای جمهوری خواهان در سال 2008) نامیده می شود. با اسرائیل رابطه خیلی خوبی دارد و طرفدار سیاست های سخت گیرانه و تهاجمی علیه ایران است. و همینطور دونالد ترامپ تاجر معروف آمریکایی که سالهاست در فضای سیاسی آمریکا حضور دارد و برخی اوقات زمزمه کاندیداتوری او مطرح می شود، هرچند کسی او را در نهایت زیاد جدی نمی گیرد. آقای ترامپ برای انتخابات ریاست جمهوری 2016 گفته که مشغول بررسی شرایط برای حضور در انتخابات است. و بالاخره دو کاندیدای دیگر دکتر بن کارسن، جراح بازنشسته با عقاید مذهبی محافظه کارانه و تاحدی شبیه دیدگاه های تی پارتی و تنها زن کاندیدا، کارلی فیورینا، مدیر اجرایی پیشین شرکت HP که خودش را در نقطه مقابل هیلاری کلینتون معرفی می کند و با اشاره به سوابق فعالیت های اقتصادی اش، از آن به عنوان مزیت رقابتی برای انتخابات ریاست جمهوری 2016 نام می برد.

از انتخابات مقدماتی سال 2016 جمهوری خواهان به عنوان پرتراکم ترین انتخابات مقدماتی بعد از سال 1976 (که چنین وضعیتی برای دموکرات ها وجود داشت) نام برده می شود (لینک). جایی که حداقل 10 کاندیدا با سوابق سیاسی مشخص و گروه رای قابل اندازه گیری وجود دارند و تفاوت رای میان آنها چندان زیاد نیست. گالوپ نتایج یک نظرسنجی از کاندیداهای سال 2016 میان جمهوری خواهان را منتشر کرده و آن را با نتایج مشابه در طی سال های 2008، 2000 و 1996 برای انتخابات مقدماتی مقایسه نموده است (در انتخابات سال 2004 جرج بوش به عنوان رئیس جمهور کاندیدای محتمل بود و به همین علت اینجا نیامده است). در هر سه انتخابات گذشته و در زمان مشابه حداقل یک کاندیدا وجود داشت که میزان خالص محبوبیت وی (محبوبیت منهای عدم محبوبیت) بالای 50 درصد باشد. جولیانی در سال 2008 (مثبت 63)، بوش در سال 2000 (مثبت 85) و دال در سال 1996 (مثبت 55). در گزارش گالوپ، خالص محبوبیت مایک هاکبی امروز برابر با مثبت 40 است و سایر کاندیداها بعد از وی قرار دارند. در سال 2008، جان مک کین با مثبت 42 در مقام دوم قرار داشت (نتایج یک نظرسنجی مرتبط).

حالا این کاندیداهای پرتعداد در 11 مناظره انتخاباتی از قبل برنامه ریزی شده، رو در روی یکدیگر قرار می گیرند که اولین آن در اواخر تابستان به میزبانی شبکه خبری فاکس نیوز برگزار می شود. هرچند در مورد تعداد و کیفیت این مناظره ها هم هنوز بحث و حرف و حدیث فراوان است. حزب جمهوری خواه در انتخابات مقدماتی سال 2012 شاهد شدیدترین تبلیغات منفی کاندیداها علیه یکدیگر بود. تبلیغاتی که سود آن را کمپین باراک اوباما برد تا میت رامنی را کاندیدایی برای طبقه مرفه، بی اعتنا به طبقه متوسط و مردی مغرور و متکبر نشان دهد. بسیاری از خوراک همین تبلیغات اینچنینی را هم اتفاقا در ابتدا، کاندیداهای مقدماتی جمهوری خواه بودند که برای کمپین باراک اوباما فراهم آوردند (یک ویدئوی مرتبط). کاندیداهایی مانند ریک پری یا نیوت گینگریچ در سال 2012 میت رامنی را متهم می کردند که یک محافظه کار میانه روست و دیدگاه های وی به دیدگاه های اوباما نردیک است و مدام عقایدش را تغییر می دهد.

چنین مشکلی به مراتب بیشتر در انتخابات سال 2016 روی خواهد داد. جمهوری خواهان تندرو که کاندیدای دموکرات رو به روی خودشان را هیلاری کلینتون می دانند، میانه روها را به پیروی از دیدگاه های دموکرات ها و هیلاری کلینتون متهم می کنند (رند پال در سخنرانی اعلام کاندیداتوری این ادعا را علیه جب بوش تلویحا مطرح کرد، مارکو روبیو هم اگرچه به کلینتون اشاره کرد که کاندیدای دیروز است، تلویحا جرج بوش را هم نشانه گرفت. چون او هم با 62 سال سن، سیاستمداری است که سیاست ورزی اش از گذشته و خانواده اش نشات می گیرد). نئوکان ها امثال رند پال را مورد انتقاد قرار می دهند که دیدگاه های مشخصی در سیاست خارجی ندارند. مخالفان اسکات واکر موضع گیری های متفاوت او را در مورد مسئله مهاجرت و مواجه با مهاجران اسپانیایی تبار به چالش می کشند، مخالفان تد کروز او را نامزدی تندرو که توان پیروزی در انتخابات را ندارد می نامند  و خلاصه در مسائل اصلی حزب که پایگاه رای به سمت مواضع راست گرایانه و مذهبی بیشتر گرایش دارد، همه کاندیداها دوست دارند خودشان را وارث اصلی حزب جمهوری خواه و نماد آن (رونالد ریگان) بنامند. اما مسئله اینجاست که کاندیداهایی که از مرحله مقدماتی بالا می آید و نامزد رسمی حزب می شود، تازه مشکلات جدیدی نسبت به قبلی ها را پیش روی خود می بیند. به قول ریچارد نیکسون شما برای پیروزی در انتخابات مقدماتی حزب جمهوری خواه باید بدانید که چگونه به سمت راست گرایش پیدا کنید و برای پیروزی در انتخابات نهایی باید بلد باشید که به سمت چپ گردش کنید. حالا کاندیدای نهایی باید بخشی از رای افراد مستقل را بدست بیاورد که برخلاف جمهوری خواهان، در مسائل اجتماعی، فرهنگی و مذهبی دیدگاه های لزوما دست راستی ندارند. نامزد حزب برای پیروزی نهایی در انتخابات باید در عین حال بخشی از رای اسپانیایی تبارها را هم داشته باشد که اتفاقا یکی از مهمترین دغدغه هایشان مسائل مهاجرتی است و به همین دلیل اصولا به دموکرات ها رای می دهند (نظرسنجی؛ اکثر آمریکایی ها با فرمان اجرایی رئیس جمهور جهت تسهیل قوانین مهاجرتی موافق هستند). همینطور آمریکایی های آفریقایی تبار که 14 درصد رای دهندگان راتشکیل می دهند و به دلیل عقاید تندروانه حزب جمهوری خواه کمتر به این حزب تمایل نشان می دهند (دیدگاه های یک جمهوری خواه در مورد ضرورت بدست آوردن رای اقلیت ها توسط کاندیداهای حزب جمهوری خواه). به همه اینها اضافه کنید کاهش سهم تدریجی سفیدپوستان در انتخابات آمریکا را که حامیان رای سنتی جمهوری خواهان هستند (یک لینک دیگر).

از آن سو عده ای هم اعتقاد دارند 2016 سال جمهوری خوهان است (+). سالی که آنها می آیند تا با پیروزی در انتخابات به کاخ سفید بروند و با کاهش مالیات ها، اصلی ترین مانع رشد اقتصادی آمریکا را از پیش پای بردارند. همین حضور پرقدرت کاندیداهای مقدماتی در میان جمهوری خواهان و عدم حضور کاندیداهای قوی در میان دموکرات ها، نشانه ای بر این امر است. به خصوص اینکه به تعبیر آنان، هیلاری کلینتون چیزی برای ارائه ندارند، کمپین او پیام مشخصی را نمی رساند و مزیت های رقابتی را هم که باراک اوباما به ظرز فزاینده ای از آنها برخوردار بود، خانم کلینتون فاقد آنهاست.

با این حال چه شانس جمهوری خواهان زیادتر باشد و چه کاندیداتوری هیلاری کلینتون با احتمال بیشتری کاخ سفید را در اختیار دوباره دموکرات ها قرار دهد، به تمام دلایل گفته شده اگرچه اقیانوس جمهوری خواهان آمریکایی امروز آبی به نظر می رسد اما دیری نمی پاید که رقابت های درونی، این اقیانوس آرام را متلاطم خواهد کرد. تلاطمی که در ذات انتخابات امسال هم قرار دارد. جایی که جمهوری خواهان و دموکرات ها تقریبا در هیچ مسئله ای با یکدیگر نظر مشابه ندارند (این لینک را نگاه کنید؛ بنیاد محافظه کار هریتیج به کاندیداهای انتخابات بر اساس شاخص های مختلف امتیاز می دهد. رئیس این بنیاد، جیم دمینت، سناتور پیشین جمهوری خواه ایالت کارولینای جنوبی است که در سال 2013 از نمایندگی در مجلس استعفا داد تا ریاست این بنیاد را برعهده بگیرد).gop

اگر سیاست در آمریکا را پیگیری می کنید احتمالا باید بدانید که باراک اوباما، سه شنبه شب به کنگره می رود تا طی یک سخنرانی، رئوس برنامه و سیاست های دولت خود را بیان کند. این سخنرانی البته بخشی از سنت سیاسی در آمریکاست که به State of the Union معروف است. اگر بخواهم در مورد اهمیت آن برای آمریکا و حتی جهان (و البته ایران) بگویم می توانم به عبارت «محور شرارت» اشاره کنم که مهمترین بخش از سخنرانی سالیانه جرج بوش (پسر) چهل و سومین رئیس جمهور آمریکا در سال ۲۰۰۲ بود و هنوز هم به عنوان یکی از مهمترین گفته های روسای جمهور آمریکا در طی سالیان مختلف به آن ارجاع می شود. او که پس از حادثه ۱۱ سپتامبر اولین سخنرانی سالیانه اش را بیان می کرد و در حالی که آمریکایی ها طالبان را در افغانستان شکست داده بودند به کنگره رفت تا رئوس سیاست خارجی دولت خود را مشخص سازد. سیاستی که حداقل تا سال ۲۰۰۸با فراز و نشیب اجرا می شد و ایران بخش مهمی از بازیگر منطقه ای آن در خاورمیانه بود.

به دلیل همین اهمیت صحبت های رئیس جمهور آمریکا و تبعات آن در سطح داخلی و خارجی است که رسانه ها از چندین روز قبل و بعد از آن، به تحلیل و تفسیر این سخنرانی می پردازند و این روزها که مهمترین موضوع سیاست خارجی در آمریکا بر حل مشکل هسته ای با ایران و همینطور بحران سوریه متمرکز شده است، عجیب نیست که مسائل مرتبط با ایران بخش مهمی از این سخنرانی را به خودش اختصاص دهد (اگر دوست دارید به صورت آن لاین این برنامه را پیگیری کنید و از واکنش کاربران آن لاین به آن اطلاع داشته باشید این وب سایت را از دست ندهید).

اما اهمیت این سخنرانی و آنچه که در آمریکا به State of the Union مشهور است دارای یک سابقه طولانی هم هست. مطابق بند ۲ از بخش سوم قانون اساسی، رئیس جمهور موظف به ارائه گزارش های دوره ای به کنگره در خصوص وضعیت کشور و رئوس برنامه های خود است. به همین دلیل هم هست که روسای جمهور در آمریکا به صورت سنتی در یکی از ماه های ژانویه یا فوریه، گزارش رئوس برنامه های خود را در سال جاری و یا سالهای آینده به کنگره ارائه می کنند. گزارشی که در دوره های مختلف ریاست جمهوری در آمریکا، گاه به صورت مکتوب و در سال های پس از ۱۹۱۳اکثرا به صورت سخنرانی در میان نمایدگان کنگره انجام می شود (این مقاله را بخوانید، پنج نکته در مورد سخنرانی های سالیانه رئیس جمهور آمریکا).

در میان سخنرانی های سالیانه رئیس جمهورهای آمریکا برخی البته اهمیت بیشتری داشته اند. سخنرانی سالیانه بوش در سال ۲۰۰۲، همانطور که در ابتدای متن اشاره کردم یکی از آن موارد است. از جمله موارد دیگر می توان به سخنرانی سال ۲۰۱۲ اوباما در انتقاد از دادگاه عالی اشاره کرد که در قوانین تازه برای هزینه های انتخاباتی به گروه هایی به نام Super PAC اجازه می دهد به صورت نامحدود در انتخابات هزینه کنند. سخنرانی بیل کلینتون در سال ۱۹۹۶ که طی آن از پایان دوران دولت بزرگ گفت و همچنین صحبت های لیندون جانسون در سال ۱۹۶۴ که از برنامه دولتش برای پایان دادن به فقر خبر داد هم از جمله مهمترین سخنرانی های سالیانه رئیس جمهور در نیمه دوم قرن بیستم هستند (در خصوص وضعیت فقر در آمریکا این سایت را ببینید؛ ۵۰ سال جنگ با فقر). همچنین سخنرانی فراکلیون روزولت در سال ۱۹۴۱ و تاکید او بر چهار نوع آزادی هم از جمله معروف ترین صحبت های رئیس جمهوری آمریکا در طی سالیان گذشته است. در میان سخنرانی هایی که با یک رسوایی سیاسی یا اقتصادی همراه بودند می توان به صحبت های ریچارد نیکسون در سال ۱۹۷۴ اشاره کرد که به دنبال پایان داستان واترگیت (رسوایی شنود حزب جمهوری خواه در دفتر مرکزی حزب دموکرات در ساختمانی به نام واترگیت) بود. او گفت که یک سال کش دادن این داستان دیگر بس است. تنها هفت ماه پس از این صحبت ها، ریچارد نیکسون مجبور به استعفا شد (اگر به مهمترین سخنرانی های روسای جمهوری علاقه دارید این لینک ها را ببینید که مهمترین سخنرانی ها توسط رسانه های مختلف توضیح داده شده اند: + و + و + و + و این یکی هم بررسی آماری سخنرانی های سالیانه روسای جمهور و یکی دیگر، توضیحاتی در مورد این سخنرانی).

صحبت های رئیس جمهور در کنگره البته به پاسخ جناح رقیب هم همراه است (این مطلب را بخوانید). در سال گذشته مارکو روبیو، سناتور جمهوری خواه ایالت فلوریدا، بعد از سخنرانی باراک اوباما به صورت مستقیم در مورد صحبت های رئیس جمهور مواردی را مطرح کرد (این لینک را ببینید: اوباما صحبت کرد، جمهوری خواهان انتخابات ۲۰۱۶ را کلید زدند. در مورد همین سخنرانی و خشک شدن دهان مارکو روبیو در هنگام صحبت کردن و البته استفاده تبلیغاتی او از این اتفاق). تی پارتی – جناح تندروی سمت راست حزب جمهوری خواه – هم پاسخ خود را در سال گذشته توسط راند پال و در سال قبل تر توسط هرمان کین ارائه کرد که در انتخابات گذشته نامزد درون حزبی جمهوری خواهان بود و به دلیل رسوایی و شکایت به دلیل برخورد نامناسب با خانم ها از رقابت های کناره گیری نموده بود (این لینک را ببینید. اولین کسی که از میان تی پارتی جواب اوباما را داد البته خانم میشل باکمن بود که او هم در رقابت های سال 2012 کاندیدای درون حزبی جمهوری خواهان بود). برای انتخابات امسال مایک لی (سناتور ایالت یوتا، در مورد مایک لی) از طرف تی پارتی و خانم کتی مک موریس راجرز (اینجا) از طرف حزب جمهوری خواه پاسخ صحبت های اوباما را خواهند داد (اینجا). راند پال، سناتور ایالت کنتاکی و یکی از کاندیدهای بالقوه انتخابات ریاست جمهوری آینده هم به صورت مستقل به اوباما جواب می دهد (اینجا  و این لینک در مورد شانس راند پال برای پیروزی در انتخابات مقدماتی جمهوری خواهان).

سخنرانی سالیانه البته یک فرصت استثنایی برای روسای جمهور هم هست تا با طرح مسائل کلی، مردم را به حمایت از خود فرا بخوانند و به افزایش محبوبیت خود کمک کنند. «سازمان عمل» Organization For Action که توسط کمپین انتخاباتی اوباما برای پیگیری سیاست های وی پس از انتخابات تشکیل شد طی روزهای گذشته ای میلی به طرفداران اوباما ارسال کرده و از آنها خواسته بود مهمترین موضوع مورد نظر خود را که باید در سخنرانی سالیانه آقای رئیس جمهور منتشر شود اعلام کنند (لینک). دولت اوباما از این طریق و از روش های دیگر مانند برجسته کردن سیاست های رئیس جمهور امیدوار است که بتواند رضایت آمریکایی ها از ریاست جمهوری اوباما که طی یکی دو ماه گذشته به شدت آسیب دیده است جبران کند. محبوبیت فعلی اوباما فعلا در حد ۴۶ درصد است که البته نسبت به ۴۲ درصد در ماه گذشته بهتر است (در نظرسنجی گالوپ، رضایت شعلی از رئیس جمهور به میزان 42% است. گزارش جامع گالوپ را پیش از سخنرانی امسال حتما ببینید و میزان رضایت از رئیس جمهور را هم بر حسب ایالت در این لینک؛ ساکنان واشنگتن دی سی و هاوایی، از همه بیشتر اوباما را حمایت می کنند و در وایومینگ، وست ویرجینیا و یوتا هم اوباما کمترین هوادار را دارد). اما وقتی که نارضایتی از او به میزان ۵۰ درصد باشد که الان هست، این بدان معنی است که اوباما سال چندان راحتی را در پیش نخواهد داشت. به خصوص اینکه تا کمتر از ۹ ماه دیگر در آمریکا انتخابات میان دوره ای برای دوره جدید مجلس نمایندگان و یک سوم نمایندگان مجلس سنا برگزار می شود و اوباما در صورت شکست حزب دموکرات در این دو انتخابات، ۲ سال آخر ریاست جمهوری اش بسیار سخت تر از تمام سال های گذشته خواهد بود (این لینک و توضیحات اینجا را ببینید؛ گزارشی است در مورد نتایج نظرسنجی در خصوص نگاه آمریکایی ها به مهمترین موضوعات جامعه و نحوه مواجه اوباما با آن توسط واشنگتن پست و ای بی سی نیوز. نکته جالب این لینک برای ایرانی ها، این قسمت است که تقریبا ۴۰ درصد آمریکایی از نحوه مواجه اوباما با ایران دفاع می کنند. در خصوص نگرش آمریکایی ها در مورد پرونده هسته ای ایران، نتایج این نظرسنجی را هم ببینید. ۳۵ درصد آمریکایی ها اعتقاد دارند که آمریکا برای محدود کردن پرونده هسته ای، باید ایران را تهدید کند. جمهوری خواهان هم البته بیشتر موافق تهدید ایران هستند تا دموکرات ها. در عین حال آمریکایی ها اما به نحوه مواجه کنگره با پرونده هسته ای ایران اعتماد ندارند).

فارغ از مسائلی که آمریکا در سیاست خارجی با آن رو به روست مانند رابطه با ایران، بحران سوریه، رقابت با روسیه در سطح بین المللی و مشکلات آمریکا در افغانستان، این کشور با مسائلی در داخل کشور هم رو به روست که توانایی اوباما را برای پیشبرد برنامه هایش محدود کرده است. طرخ خدمات درمانی اوباما چندان موفقیت آمیز نبود، مشکلات بودجه ای و بدهی دولت با جمهوری خواهان هنوز پابرجاست (گزارش موسسه بروکینگز را ببینید). اوباما در پیشبرد برنامه های مهاجرتی اش هرچند کاملا شکست نخورده اما پیروز هم نشده است. ضمن اینکه جمهوری خواهان در کنگره (و به خصوص در مجلس نمایندگان که اکثریت را در اختیار دارند) چندان تمایلی به همکاری با اوباما نشان نمی دهند و تمام این شاخص ها هم نشان می دهد که اوباما در اجرایی کردن مهمترین شعار انتخاباتی اش در سال 2008 یعنی شعار «تغییر» با شکست رو به رو شده است.

دلیل این امر را می توان در این نظرسنجی موسسه گالوپ هم مشاهده کرد. جامعه آمریکا یک جامعه دوقطبی شده است. در حالی که ۸۲ درصد دموکرات ها از اوباما راضی هستند، تنها ۱۱ درصد جمهوری خواهان عملکرد او را قبول دارند و این بدان معنی است که اوباما که آمده بود با تغییر نگرش در سیاست های کاخ سفید به این شکاف حزبی پایان دهد خود امروز منبع جدال های حزبی و عقیدتی میان دو نوع تفکر اصلی موجود در کشور است (این نظرسنجی گالوپ را هم ببینید و درصد اهمیت موضوعات مختلف را با یکدیگر مقایسه کنید. درحالی که فقر و بی خانمانی سومین موضوع با اهمیت از نظر دموکرات هاست، جمهوری خواهان یازدهمین موضوع قابل اهمیت را فقر می دانند. همچنین درحالی که تروریسم از نظر جمهوری خواهان در رده دوم اهمیت قرار دارد، دموکرات تروریسم را اولویت نهم خود می دانند). به همین دلیل هم هست که مشاور ارشد کاخ سفید دن فایفر در ای میل خود به طرفداران اوباما یادآوری کرده است که رئیس جمهور در گزارش امسال، سعی می کند به صورت خوشبینانه به آینده نگاه کند و تمایل دارد در یک فرایند فراجناحی مشکلات اقتصادی و اجتماعی را کشور با آن رو به روست حل نماید، اما اگر کنگره با او همراهی نکند، منتظره کنگره نخواهد ماند. احتمالا منظور این است که رئیس جمهور از دستورهای اجرایی که نیاز به رای کنگره ندارد برای پیشبرد برخی از برنامه های خود استفاده می کند. امری که البته با واکنش منفی جمهوری خواهان هم مواجه شده است (اینجا را بخوانید و اینجا، و البته مقاله وال استریت ژورنال و این مقاله از جرج لیک آف، با عنوان قدرت «شناختی» رئیس جمهور. آقای لیک آف نویسنده کتابی با عنوانdon’t think of an elephant است که به تاثیر واژه ها و نقش زبان در جهت گیری سیاسی و اجتماعی می پردازد. او در این مقاله هم سعی می کند از منظر آنچه که در کتاب خود شرح می دهد از رئیس جمهور بخواهد تا در ترکیب بندی واژه و استدلال های خود مواردی را رعایت کند که آمریکایی ها بیشتر با او احساس همدلی پیدا کنند. او مثال می زند که رئیس جمهور احتمالن از نابرابری در دستمزدها خواهد گفت. اما این به تنهایی کافی نیست. او می تواند بگوید: کارگران، تولید کنندگان سود هستند. سود به ازای هر کارگر زیاد شده است اما حقوق کارگران به عنوان تولیدکنندگان سود به نسبت سود بالا نرفته است).

حال باید دید در آمریکای امروز دوقطبی شده که البته به نوعی میراث از ۲۰۰۴  به بعد هم هست باراک اوباما چگونه امسال را به پایان خواهد رساند و تکلیف انتخابات میان دوره ای ماه نوامبر (۹ ماه دیگر) چه خواهد شد. اما همین که فردی مانند کریس کریستی، فرماندار نیوجرسی و یکی از مهمترین کاندیداهای جمهوری خواهان، می گوید که مردم از تصمیم گیری های جناحی خسته شده اند و به دنبال این هستند که کارها در واشنگتن با توافق پیش برود بدان معنی است که باراک اوباما نتوانسته است در تحقق وعده انتخاباتی اش موفق باشد. به همین دلیل است که کریسی کریستی جمهوری خواه که حتی رای بسیاری از دموکرات ها، جوانان و لاتین تبارها – که به صورت سنتی طرفدار دموکرات ها هستند – را در نیوجرسی بدست آورد، هنوز پس از شش سال ریاست جمهوری اوباما همان حرف هایی را می زند که آقای اوباما در سال ۲۰۰۷ تکرار می کرد. وعده دوباره «تغییر» باز هم در واشنگتن.

safe_image

اگر تاحالا فکر می کردید که فقط در ایران و فقط هم اصلاح طلبان طرفدار خاتمی هستند که هر 4 سال یک بار به سراغ او می روند تا بخواهند کاندیداتوری در انتخابات را بپذیرد (این موضوع از سال 80 تاکنون به غیر از سال 84 تکرار شده است. سال 84 هم به این دلیل تکرار نشد که منع قانونی وجود داشت 🙂 )؛ باید بگویم که اشتباه می کردید. در آمریکا هم، درخواست برای ریاست جمهوری هیلاری کلینتون به همان نازکشیدن ماها از خاتمی شبیه شده است.

Ready For Hillary اسم گروهی است که از حالا کمپین کردن برای ستاره اصلی دموکرات ها در انتخابات سال 2016 را آغاز کرده اند. اما خب این بار در حالی یک سازمان انتخاباتی در سطح grassroots برای یک کاندیدای انتخاباتی تشکیل شده است که خود این کاندیداها هنوز، قبول نکرده است در سال 2016 نامزد شود.

به همین دلیل هم هست که Ready For Hillary (لینک فیس بوک) در حالی به فعالیت انتخاباتی می پردازد که وزیر امور خارجه پیشین و همسر موفق ترین رئیس جمهور 25 سال اخیر آمریکا می گوید که هنوز برنامه ای برای نامزدی در انتخابات ندارد. هرچند موسسان Ready For Hillary اعتقاد دارند که اگر بتوانند شبکه حامیان او را گسترش دهند، خانم کلینتون، نامزدی دموکرات ها را برای انتخابات خواهد پذیرفت (این مقاله را بخوانید).

ساختار عملکردی Ready For Hillary را اگر بخواهم با ساختار کمپین های اطلاح طلبان حامی خاتمی مقایسه کنم، چیزی شبیه ترکیب ستاد 88 و موج سوم در سال 88 یا فعالیت های تبلیغاتی ستاد «آفتاب صبح امید» در سال 1392 است. یک سطح تبلیغی grassroots که به تبلیغ میدانی می پردازد (ستاد 88) و یک سطح مجازی که به صورت حضور در شبکه های اجتماعی، تکمیل لیست ای میل ها و …( ستاد موج سوم یا آفتاب صبح امید) فعالیت می کند و البته خب با این تفاوت که ایران، ایران است و آمریکا، آمریکا. در عین حال مهمترین مشخصه تبلیغات انتخاباتی در آمریکا که بحث تامین منابع مالی است توسط Ready For America خیلی مورد توجه است و اساسن شما نمی توانید سازمانی داشته باشید بدون آنکه به مسئله Fundraising در آن فکر نکنید و از همان اولی راهی برایش پیدا نکرده باشید. Ready For Hillary ظرف سه ماه گذشته $1.25 میلیون برای هزینه های انتخاباتی خود پول جمع کرده است.

هیلاری کلینتون در صورتی که کاندیداتوری دموکرات ها را بپذیرد و در انتخابات سال 2016، پیروز شود 69 ساله خواهد بود. تقریبن هم سن با رونالد ریگان که در 70 سالگی به عنوان پیرترین رئیس جمهور آمریکا وارد کاخ سفید شد. خانم کلینتون البته رکورد آقای ریگان را نمی زند اما 69 ساله بودن، یکی از مهمترین موانع موجود برای کاندیداتوری این سناتور پیشین ایالت نیویورک است.

در میان دموکرات ها تاکنون به غیر از هیلاری کلینتون، فقط اسم جو بایدن، معاون فعلی باراک اوباما مطرح است که البته 4 سال هم از هیلاری بزرگ تر است. جو بایدن خودش تاکنون کاندیداتوری انتخابات سال 2016 را رد نکرده، اما به صورت قطعی هم هیچ وقت این امر را تایید نکرده است. هرچند بیل ریچاردسون فرماندار پیشین نیومکزیکو و سفیر آمریکا در سازمان ملل در دوران ریاست جمهوری بیل کلینتون می گوید که بایدن در سال 2016 کاندیدا خواهد بود. چون همیشه دوست داشته که رئیس جمهور شود  (این خبر داغ را هم بخوانید از جلسه سه شنبه خانم کلینتون و جو بایدن به صرف صبحانه در دفتر معاون ریاست جمهوری آمریکا).

از جمله کسانی که از احتمال کاندیداتوری خانم کلینتون و پیروزی او خبر داده اند می توان به دیوید اکسلراد، یکی از مهمترین استراتژیست های دموکرات ها و مشاور ارشد هر دو کمپین باراک اوباما و دیوید پلاف، رئیس کمپین انتخاباتی اوباما در سال 2008 و مشاور ارشد او در سال 2012 اشاره کرد. به اعتقاد اکسلراد، ریاست جمهوری یک خانم، از بهترین مشوق های آمریکایی ها برای آسان کردن حضور هیلاری در کاخ سفید است. این را اکسلراد، مستقیمن به هیلاری هم گفته بود (بعد از هیلاری، چه کسی برای حقوق زن ها تلاش می کند؟). دیوید پلاف هم می گوید که هیلاری کلینتون قوی ترین کاندیدای موجود در میان هر دو حزب است. پلاف البته مدیریت کمپین انتخاباتی هیلاری توسط خودش را رد می کند، اما ادامه می دهد که هر وقت کلینتون با او نماس بگیرد حتی اگر ساعت 3 صبح باشد، تلفن او را جواب می دهد و برای کمک به او حاضر است (این ویدئو را ببینید تا متوجه شوید چرا آقای پلاف از عبارت ساعت 3 صبح استفاده می کند).

و این هم یک فتوگالری از کسانی که در مورد کاندیداتوری خانم کلینتون گفته اند (از بیل کلینتون و نانسی پلوسی در میان دموکرات ها تا نیوت گینگریچ و کارل رو در میان جمهوری خواهان). این ویدئوی فوق العاده را هم راجع به هیلاری کلینتون از دست ندهید که در یکی از برنامه های موسسه Brookings در اواخر سال گذشته پخش شد. این هم نظر مجری معروف فاکس نیوز، بیل ارلی که لپ کلام می گوید اگر جمهوری خواهان نجنبند، هیلاری کلینتون رئیس جمهوری می شود.

از معدود انتقاداتی که در این مدت در خصوص کاندیداتوری هیلاری کلینتون خوانده ام یا دیده ام می توانم به این مصاحبه رالف نادر، که 5 دوره کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بود اشاره کنم. او می گوید بخش چپ حزب دموکرات که عقاید لیبرال تری دارد باید در مقابل خانم کلینتون یک رقیب درون حزبی داشته باشند. به اعتقاد نادر، کلینتون آن دانشجوی لیبرال و ترقی خواه دانشگاه یل نیست، بلکه کسی است که امروز با صاحبان صنایع اسلحه سازی و پولداران وال استریت رابطه خوبی دارد و هنری کیسینجر را بغل می کند (کنایه از اینکه کلینتون امروز سیاسی کار است). و این درست برخلاف نظر «جیمز کارویل»، رئیس کمپین انتخاباتی بیل کلینتون در سال 1992 است که می گوید کسی را در میان دموکرات ها نمی شناسد که به دنبال کاندیداتوری هیلاری کلینتون نباشد.

به تمام شایعه ها در مورد کاندیداتوری هیلاری کلینتون، این برنامه ناهار خصوصی اوباما و هیلاری کلینتون را هم اضافه کنید که از وقتی خبر آن اعلام شد، کسی به غیر از بحث کاندیداتوری هیلاری، موضوع دیگری را قابل برجسته شدن نمی دید.

احتمال کاندیداتوری خانم کلینتون و اقبالی که به این امر وجود دارد باعث شده که شبکه های تلویزیونی به فکر تولید مجموعه های مستندهایی در مورد او بیفتند. از جمله تهیه مستندی توسط چارلز فرگوسن برنده جایزه اسکار بهترین مستند سال 2010 (Inside Job در مورد بحران مالی سال 2007 آمریکا) به سفارش CNN و همچنیین فیلمی با عنوان Rodham که دوران جوانی خانم کلینتون را نمایش می دهد (Rodham نام خانوادگی هیلاری قبل از ازدواج با بیل کلینتون بود. بعد از ازدواج او مدتی این عنوان را حفظ کرد و بعدن نام خانوادگی کلینتون را به آن اضافه کرد). نقش هیلاری کلینتون را در این فیلم کری مولیگان ایفا می کند. شبکه NBC هم سریالی در مورد هیلاری کلینتون تولید و پخش می کند که نقش هیلاری را در آن دایان لین ایفا خواهد نمود (اینجا).

جمهوری خواهان اما، تاکنون به صورت مستقیم خیلی به بحث کاندیداتوری هیلاری کلینتون دامن نزده اند. غیر از اینکه آنها در میان خودشان، کاندیداهای مختلف و البته با دیدگاه های متفاوت هم دارند، منتظر اعلام تصمیم نهایی هیلاری هستند. هرچند اگر تمایل خانم کلینتون برای کاندیداتوری محرز شود، اولین پرونده ای که روی میز است، داستان حمله به کنسول گری آمریکا در شهر بن غازی لیبی مطرح می شود. اتفاقی که در سال 2012 مستقیم باراک اوباما را هدف قرار می داد. آن روزها خانم کلینتون اگرچه وزیر امور خارجه آمریکا بود اما به دلیل بیماری – که البته شایعه ها در مورد آن فراوان است – خیلی جدی مورد انتقاد قرار نگرفت و بعد از آن هم که بحث خروج او از دولت اوباما مطرح شد، چندان با فشار جمهوری خواهان مواجه نگردید. خانم کلینتون البته برای توضیح به سنا رفت اما آنجا هم با استقبال گرم سناتور مک کین که رابطه خوبی با کلینتون دارد، خیلی با چالش مواجه نشد (سناتور مک کین در انتخاباتی که یک طرف آن کلینتون و طرف دیگر رند پال جمهوری خواه قرار دارد، خیلی معلوم نیست به رند پال رای بدهد؛ غیر از اینکه هیلاری و مک کین رابطه خوبی با هم دارند، دلیل دیگر این است که دیگاه های مک کین در سیاست خارجی بیشتر به هیلاری کلینتون نزدیک است تا رند پال؛ این مقاله را بخوانید) . هرچند داستان ریاست جمهوری از اساس متفاوت است و اگر او بخواهد کاندیدا شود، جمهوری خواهان خیلی روی بن غازی مانور خواهند داد.

با اینحال مشکل جمهوری خواهان این است که هیچ کدام محبوبیت هیلاری کلینتون را ندارند و تمام نظرسنجی ها هم این امر را تایید می کنند. اگرچه نظرسنجی هایی که چهار سال پیش از انتخابات منتشر می شوند لزومن جهت گیری رای دهندگان را در سال 2016 تعیین نمی کنند و متغیرهای مهم دیگری مانند موفقیت اوباما در پیشبرد برنامه های اش و همینطور انتخابات سال 2014 مجلس نمایندگان و بخشی از سنا در این بین اهمیت دارد، اما نگاهی به چند تایی از این آمار و ارقام نشان می دهد که هیلاری کلینتون کاندیدای راحتی برای هیچ رقیب جمهوری خواه نخواهد بود. میزان رضایت از هیلاری کلینتون در آوریل 2013 مطابق نظرسنجی گالوپ برابر با 64% و بیشتر از باراک اوباما، جو بایدن و جان کری است. مطابق یک نظرسنجی دیگر در ایالت ویسکانسین که در فوریه 2013 منتشر شد، هیلاری کلینتون هر دو رقیب احتمالی جمهوری خواه خود را در این ایالت شکست خواهد داد. او اگر در برابر اسکات واکر، فرماندار ایالت ویسکانسین قرار بگیرد 54 به 41 پیروز است و اگر پل رایان، یکی از نمایندگان ویسکانسین در مجلس نمایندگان آمریکا رقیب هیلاری کلینتون باشد بازهم خانم کلینتون 51 به 43 پیروز است (پل رایان، کاندیدای معاونت اولی میت رامنی در انتخابات ریاست جمهوری 2012 هم بود).

نظرسنجی دیگری که به صورت جداگانه در میان جمهوری خواهان و دموکرات ها در اواخر سال گذشته منتشر شد نشان می داد که مارکو روبیو، سناتور ایالت فلوریدا، با 18 درصد در میان جمهوری خواهان اول است و بعد از او کریس کریستی فرماندار نیوجرسی با 14 درصد قرار دارد. بعد از این دو هم پل رایان و جب بوش رتبه های بعدی را به خودشان اختصاص می دهند. در میان دموکرات ها اما هیلاری کلینتون با 61 درصد بی رقیب است و نفر دوم، جو بایدن تنها 12 درصد آرا را دارد.

به عنوان آخرین نظرسنجی، این مورد را که توسط شبکه ABC و روزنامه واشنگتن پست انجام شده ببینید. 57% از آمریکایی ها از کاندیداتوری خانم کلینتون حمایت می کنند و او در میان زنان 59%، لیبرال ها 69%، میانه رو ها 58%، آمریکایی های آفریقایی تبار 74%، لاتین تبارها 60% مورد اقبال است. این عددها و رقم هاست که باعث می شود ویلی براون بگوید: همه از هیلاری می ترسند؛ (مقاله را بخوانید). به عنوان مقاله آخر هم پیشنهاد می کنم این توییت بازی شهرداری نیویورک توسط هیلاری کلینتون را ببینید که این روزها هم بحث ش ( به خصوص با جنجال های آنتونی وینر) خیلی داغ است. بلومبرگ شهردار فعلی نیویورک از کلینتون خواسته بود تا در انتخابات شرکت کند و شهردار نیویورک شود 🙂

این قسمت اول از سه گانه ای است که در مورد انتخابات 2016 آمریکا طی چند روز آینذه می نویسم. در دو قسمت بعدی کاندیداهای جمهوری خواهان و موضوع های اصلی که تاکتیک های انتخاباتی کاندیدا در تاکید بر توانایی هایشان و استفاده از تبلیغات منفی است را شرح می دهم.

hilary

کارل رو Karl Rove به نمایندگان جمهوری خواه مجلس نمایندگان پیشنهاد کرده که برای حل مشکل کاهش خودکار هزینه های دولتی، قانونی را تصویب کنند تا مطابق آن، وزرای کابینه اختیار کاهش هزینه ها را به دلخواه خود داشته باشند (مقاله کارل رو در وال استریت ژورنال). در مورد کاهش هزینه های دولتی که از 1 مارس به میزان 85 بیلیون دلار عملی می شود در اینجا مفصل نوشته ام. توضیح خلاصه اش این است که با این رقم از کاهش هزینه ها، دولت اوباما جمهوری خواهان را متهم کرده است که باعث کاهش هزینه های دفاعی و همچنین مواردی مانند واکسیناسیون کودکان، حمایت از حیات وحش، دیرکرد پروازهای هوایی و … می شوند. این دومین جدال مالی اوباما پس از انتخاب دوباره به عنوان رئیس جمهور است که مستقیمن به مباحث مربوط به پرتگاه مالی Fiscal Cliff هم گره خورده است.

حالا آقای رو Karl Rove با این توصیه به رفقای جمهوری خواهش می گوید که شما می توانید با این کار توپ را در زمین دولت بیندازید که اگر هم قصد دارد هزینه ها را کاهش داد، تبعات آن متوجه خودش گردد؛ هرچند در کوتاه مدت دولت می تواند اختیار زیادی داشته باشد اما در درازمدت به نفع جمهوری خواهان است. این کار در عین حال جلوی برنامه دولت اوباما برای جبران این هزینه ها از طریق بخشودگی برخی معافیت های مالیاتی و افزایش مالیات را نیز خواهد گرفت. هرچند جمهوری خواهان در مورد نحوه خرج کرد حاصل از این کاهش هزینه ها نگران هستند که مثلن در نهایت به نفع مواردی مانند طرح بیمه های درمانی اوباما Obama Care نباشد (اینجا را بخوانید). با اینحال درون حزب جمهوری خواه و همچنین فرمانداران جمهوری خواه در کل کشور نسبت به مواجه با کاهش هزینه های خودکار 85 بیلیون دلاری، نظر واحدی وجود ندارد. فرمانداران جمهوری خواه نگران کاهش هزینه های ایالتی هستند که به خصوص بعد از انتشار گزارش تاثیر کاهش هزینه ها به تفکیک ایالت ها، آنها را نگران کرده است. در مجلس سنا هم پس از آنکه میچ مک کانل Mitch McConnell، رئیس اقلیت جمهوری خواه، از اعضای حزب خواست به صورت متحد و یکپارچه پیام خود را به اوباما برسانند، جان مک کین John McCain، لیندسی گراهام Lindsey Graham و کلی ایوت Kelly Ayotte او را مورد انتقاد قرار دادند. مارکو روبیو، سناتور جمهوری خواه ایالت فلوریدا و یکی از کاندیداهای احتمالی آنان در سال 2016 هم در ادامه تبلیغات انتخاباتی خود برای 4 سال آینده یک پتیشن تهیه کرد و از طرفداران خود خواست با امضای آن از طرح کاهش هزینه های 45 بیلیون دلاری توسط وی و همکارانش حمایت کنند. این هم البته کار متناظر آن توسط Organization for Action که پس از پیروزی اوباما برای پیگیری قعالیت های سیاسی وی تشکیل شد. در طی هفته گذشته ای میل های زیادی هم از طرف این سازمان به لیست ای میلی طرفداران رئیس جمهور رسید که از آنها می خواست به طرق مختلف از جمله تلفن به نمایندگان خود در کنگره برای حمایت از برنامه های اوباما اقدام کنند.

در عین حال گالوپ نتایج دو نظرسنجی را در این خصوص روز گذشته منتشر کرد. در اولی 45% آمریکایی ها گفته اند که نمایندگان آنها در کنگره باید در جهت جلوگیری از ایجاد کاهش هزینه ها اقدام کنند. کسانی که موافق کاهش هزینه ها هستند در مقابل 37% است (اینجا). در دومی، 56% اعتقاد دارد در صورت کاهش هزینه های دولتی، اقتصاد آمریکا ضربه می بیند و 44% هم گفته اند که شرایط اقتصادی خودشان تحت تاثیر قرار می گیرد (اینجا). پاسخ اولیه بازارهای مالی و سرمایه داران تجاری به تهدید اوباما در خصوص بحران اقتصادی این کاهش هزینه ها اینجا را بخوانید.

به عنوان آخرین تلاش برای حل کاهش هزینه های خودکار 85 بیلیون دلاری، اوباما رهبران کنگره (میچ مک کانل Mitch McConnell، رئیس اقلیت جمهوری خواه در سنا از ایالت ، هری رید Harry Reid، رئیس اکثریت دموکرات ها در سنا از ایالن نوادا، جان بنر John Boehner سخنگوی جمهوری خواه مجلس نمایندگان از ایالت اوهایو و نانسی پلوسی Nancy Pelosi رهبر اقلیت دموکرات ها در مجلس نمایندگان از ایالت کالیفرنیا) را برای بحث و مذاکره در روز جمعه به کاخ سفید دعوت کرده است (اینجا). در میان این افراد، از همه مهمتر John Bohner، سخنگوی مجلس نمایندگان است که البته در مورد رابطه وی با اوباما این گزارش را بخوانید. در ادامه این مقاله را هم از دست ندهید.

در گزارش قبلی ام با عنوان «جدال کاخ سفید و کاپیتال هیل، پرتگاه مالی و کاهش خودکار هزینه های دولت«در مورد ادعای باب وود وارد (خبرنگار روزنامه واشنگتن پست در سال 1972 که پیگیری او به عنوان یکی از دو خبرنگار اصلی منجر به استعفای ریچارد نیکسون در واقعه واترگیت شد) که دولت اوباما را به عنوان مسئول اصلی گنجاندن بخش مربوط به کاهش خودکار هزینه های دولتی در قانون کنترل بودجه مصوب سال 2011 معرفی می کرد نوشته بودم. این ادعا مورد انتقاد کاخ سفید قرار گرفت و Gene Sperling، مشاور کاخ سفید او را به دلیل این ادعا مورد انتقاد قرار داد و طی یک ای میل، نادرستی این کار را به او یادآور شد. باب وود وارد اما مدعی گردید که کاخ سفید او را تهدید کرده است. این گزارش را بخوانید که پس از انتشار متن ای میل های طرفین، معلوم شده است که هیچ تهدیدی در کار نبوده است (+ و +). در اینجا هم از تاثیر این ادعا در فضای توییتری بخوانید و این یکی را هم از دست ندهید که توسط لیبرال ها تهیه شده و با تمسخر به باب وود وارد گفته اند که برود در فاکس نیوز استخدام شود.

Politico.com

Politico.com

رقابت های ریاست جمهوری 2016 در آمریکا از سخنرانی سالیانه باراک اوباما در کنگره که به State of the Union معروف است آغاز شد. اوباما در سخنرانی شب سه شنبه 12 فوریه، ضمن تاکید بر برنامه های انتخاباتی خود از نمایندگی طبقه متوسط آمریکایی برای هدایت کشور در 4 سال آینده صحبت کرد و همانطور هم که انتظار می رفت صحبت های او قاطع و محکم و البته علی رغم مخالف های قابل پیش بینی جمهوری خواهان بود. پیش از سخنرانی و پس از آن ای میل های از طرف «جیم مسینا»، «استفانی کاتر» و برخی دیگر از اعضای کمپین اوباما و گروهی که بعد از انتخابات مدیریت سازمانی با عنوان Organizing for Action را جهت پیگیری برنامه های انتخاباتی اوباما بر عهده دارند به لیست طرفداران اوباما فرستاده شد تا او را در ادامه مسیری که می رود همراهی کنند. این سازمان از طریق ارتباطی که پیش از انتخابات با تقریبن 20 میلیون آمریکایی برقرار کرده بود، در حقیقت اهرم فشار افکار عمومی برای اجرایی کردن برنامه های رئیس جمهور است.

از آن طرف جمهوری خواهان به نمایندگی سناتور ایالت فلوریدا «مارکو روبیو» Marco Rubio، بلافاصله پس از صحبت های اوباما، جواب او را از طریق شبکه خبری فاکس نیوز ارائه کردند. مارکو روبیو فرزند یک خانواده مهاجر کوبایی و به عنوان کسی که در زندگی خود سختی کشیده است، همه آن چیزی را که میت رامنی در رقابت های ریاست جمهوری 2012 نداشت، او دارد. یعنی از خانواده ای مهاجر است و با اقلیت اسپانیایی تبار که در انتخابات 2012 به اوباما رای می داد می تواند ارتباط برقرار کند و همچنین وابستگی خاصی به طبقه پولدار آمریکایی ندارد که همانند میت رامنی به یک تاجر بی توجه به مشکلات مردم متهم شود. پاسخ های روبیو البته تقریبن در چارچوب معنایی صحبت هایی میت رامنی در انتخابات قابل تحلیل بود، با این تفاوت که همانطور که گفتم او نقطه ضعف های میت رامنی را ندارد (این مقاله را در تحلیل صحبت های روبیو بخوانید + فیلم صحبت های او). هرچند صحبت های او به دلیل نمایش نامناسب ش جلوی دوربین، در حالی که احتمالن به دلیل استرس دهنش خشک شده بود و در جایی در حالی که از روی متن مونیتور صحبت های خود را دنبال می کرد به دنبال یک بطری آب می گشت، نمایش خوبی به نظر نرسید (این ویدئو را ببینید). اما این شروع به کار مارکو روبیو برای انتخابات ریاست جمهوری 2012 است؛ جایی که رقیب دیگر وی، نماینده مجلس از ایالت ویسکانسین، پل رایان، که در انتخابات 2012، معاون پیشنهادی میت رامنی هم بود، او هم خودش را آماده می کند تا از اواخر سال 2015 وارد رقابتی نفس گیر شود (این ویدئو را هم ببینید).

پاسخ مارکو روبیو به انتقادهای دموکرات ها در مورد گافی که به علت خشک شدن دهانش در طول سخنرانی پاسخ به اوباما داد فوق العاده است. اینجا را ببینید که طرفداران او می توانند «بطری آب» به عنوان Rubio را بخرند. این ویدئو را هم ببینید که توسط «کارل رو» در صفحه شخصی اش در فیس بوک منتشر شده است (نظرت کارل رو در مورد صحبت های اوباما و این مقاله اش در مورد آینده جمهوری خواهان؛ این یکی هم خیلی خوب است). اوباما در این سخنرانی مدعی شد که برنامه های رفاهی او به افزایش بدهی های دولت منجر نخواهد شد. در این ویدئو تمام ادعاهای مشابه اوباما در گذشته که حتی در واژه بندی هم مشابه هستند کنار یکدیگر قرار داده شده است: «من هیچ طرحی را امضا نمی کنم که حتی یک «دایم» (Dime) بر بدهی های دولت اضافه کند.» در ادامه هم می گوید در دوران ریاست جمهوری اوباما 58.6 تریلیون دایم بر بدهی های دولت اضافه شده است (بدهی دولت تقریبن 16 تریلیون دلار است). هر «دایم» برابر با 10 «سنت» است. هر 10 «دایم» یک دلار می شود.

پس نوشت: گروه سیاسی حامی مارکو روبیو گفته در کمتر از یک هفته 4000 تا از این بطری های آب را که قیمتشان از 25$ شروع می شود فروخته و کلن 100 هزار دلار هم جمع کرده است.

marcorubio