نوشته های برچسب خورده با ‘قالیباف’

به نظرم مهمترین مزیت رقابتی روحانی در مناظره سوم، این بود که او از خودش شخصیت یک رئیس جمهور را نشان داد. کسی که آرام صحبت می کند، می داند چه بگوید، به آمار و ارقام مسلط است و اگر لازم شد با تک واژه های ش، انتقادهای رقیب را بی پاسخ نمی گذارد. روحانی طی هفته گذشته با بحث حمایت از جنبش سبز و شعارهای آن، طرفداران مردد خود – کسانی که اگر رای بدهند، به او رای خواهند داد – را به میدان کشاند و با صحبت های اقتصادی اش در مناظره و تسلط کلامی اش، به افراد مرددی که پاندولی رای می دهند گفت که چرا باید به او رای بدهند، به خصوص آن تعداد رای دهنده 15 میلیونی کلان شهرهای کشور (شامل تهران، مشهد، اصفهان، کرج، تبریز، شیراز، قم و اهواز) که تکلیف نهایی انتخابات امسال را اینها هستند که می توانند مشخص می کنند. هرچند شانس روحانی در میان این شهرها در تهران از همه بیشتر و در مشهد و اصفهان و قم کمتر است.

مزیت دیگر روحانی در این مناظره این بود که او درگیر روایت و جریان رقبا نشد که هیچ؛ خودش روایت ساخت. این ساختن روایت – یا بهتر بگویم جهت دهی به روایت های انتخاباتی – رقبا را به پاسخ وا می دارد و به شما مزیت رقابتی می دهد. در این مورد هم روحانی موفق بود.

و نکته آخر اینکه روحانی و جهانگیری بعد از دو مناظره قبلی که خیلی نامتوازن بودند، در این یکی بسیار هماهنگ عمل کردند.

این خلاصه ای بود از آنچه گفتم – یا نگفتم – بعد از مناظره امروز که در بی بی سی بیان کردم

 

Advertisements

در انتخابات امسال یک گروه رای 20 میلیونی وجود دارد از افراد بین 30 تا 44 سال؛ کسانی که کمتر از سایر گروه های سنی از روحانی رضایت دارند و به او رای می دهند. روحانی اگرچه با کمپین هجومی خود در روزهای اخیر که مبتنی بر تبلیغات منفی علیه رئیسی و قالیباف است، سعی کرده 1- بخش هایی از گروه رای خودش را به هیجان بیاورد و 2- روایت غالب انتخابات را حول مباحثی که خودش تعریف می کند جهت دهی نماید و رقبا را به پاسخ دادن و دفاع کردن وا دارد اما 3- اگر نتواند برای ناراضیان اقتصادی (به خصوص گروه رای 20 میلیونی افراد بین 30 تا 44 سال)، پیام ایجابی مشخص داشته باشد، روزهای راحتی را در پیش نخواهد داشت. برای این گروه رای ناراضی و پاندولی که هم به خاتمی رای داده و هم به احمدی نژاد و هم به روحانی در سال 92، انتقاد از رئیسی که حکم اعدام می داد و شکایت از قالیباف که قصد داشت خیابان ها را زنانه و مردانه کند قانع کننده نیست. روحانی باید رئیسی را خطاب قرار دهد که چرا مالیات نمی دهد و به مردم بگوید که:

1- اگر از آستان قدس که رئیسی، رئیس آن است مالیات بگیرد و

2- سهم موسسه هایی که دوزار به درد مردم و مملکت نمی خوردند – از جمله موسسه مصباح – را از بودجه مملکت حذف می کند و همینطور

3- از ریخت و پاش هایی حتی موسسه های نزدیک به خود مانند بنیاد آثار امام جلوگیری خواهد کرد و بودجه شان را کاهش خواهد داد

آنگاه این پول را به صورت سرمایه گذاری در اختیار همان کسانی قرار می دهد که امروز قالیباف و رئیسی آنها را هدف قرار داده اند.

این خلاصه ای بود – و بیشتر – از آنچه که امروز در برنامه صفحه 2 بی بی سی گفتم در خصوص بررسی کمپین های انتخاباتی؛ در این لینک

اگر کسی به شما بگوید که انتخابات امسال ریاست جمهوری با مشارکت بالای 65% و افراد تصمیم نگرفته به میزان حداقل 41% همراه است، چه می کنید؟ جواب این سئوال مشخص است: اگر در هر کدام از کمپین های انتخاباتی نامزدها باشید، امید خودتان را از دست نمی دهید. شما هنوز شانس پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری را دارید حتی اگر کاندیدایتان محمد غرضی (سید محمد غرضی) با زیر یک درصد اقبال عمومی، مطابق آخرین نظرسنجی ها باشد. الان دلایل خودم را توضیح می دهم.

در اکثر نظرسنجی های انتخاباتی، محمدباقر قالیباف در صدر قرار دارد. اما بگذارید به درصد آرای قالیباف نگاهی بیندازیم.

در بهترین حالت آرای قالیباف در سطح کشور بین 10 تا 15 درصد است و مطابق نظرسنجی خود ستاد قالیباف این رقم برای تهران 26% است. سایر کاندیداها هم به ترتیب آرایی بین 4 تا 5 درصد برای ولایتی و رضایی، 2 تا 3 درصد برای جلیلی و حداد عادل، 1تا 2 درصد برای روحانی و عارف و زیر یک درصد برای محمد غرضی را به خودشان اختصاص می دهند.

این آمار به ما می گوید که انتخابات تا امروز دو مرحله ای است و قالیباف شانس بالایی برای رفتن به دور دوم را دارد. اما سرجمع کل آرای کاندیداها بین 20 تا 25 درصد، اطلاعات بهتری هم به ما می دهد. این رقم از تعداد آرای تصمیم نگرفته که حداقل 41 درصد را شامل می شود، کمتر است و تقریبن از آرای 35 درصدی کسانی که مدعی شده اند در انتخابات شرکت نمی کنند نیز پایین تر است. این یعنی اینکه یک ستاد انتخاباتی اگر درست کمپین کند و در برنامه های تلویزیونی و به خصوص مناظره ها موفق باشد، پتانسیل این را دارد که خودش را در انتخابات بالا بکشد.

اما چرا اعتقاد دارم فردی در حد غرضی هم مطابق این آمار بی شانس نیست؟ جواب روشن است. 5 کاندیدای اول، بیشتر از 2 یا 3 سال است که کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری هستند. هر روز در تلویزیون رئوس خبرها را به خودشان اختصاص می دهند و ابزار تبلیغاتی و رسانه ای آنان بی شمار و اساسن قابل مقایسه با 3 نفر آخر نیست. اما علی رغم تمام این تبلیغات انتخاباتی تاکنون، تنها حداکثر 20 تا 25 درصد آرای مردم به آنها تعلق می گیرد و این یعنی اینکه 3 کاندیدای آخر که تازه و شاید در دو مورد – روحانی و عارف – بعد از بیشتر از 8 سال فرصت تبلیغات انتخاباتی را پیدا کرده اند، می توانند آرای تصمیم نگرفته را به سمت خود جلب کنند. تاکید می کنم آرای تصمیم نگرفته ای که حداقل 41% است و هنوز حاضر نیستند به افرادی مانند ولایتی، قالیباف یا جلیلی و محسن رضایی رای دهند.

اگر اینگونه آرای انتخاباتی را تحلیل کنیم، متوجه می شویم که چرا قالیباف، عصبی ترین نامزد انتخاباتی پس از کاندیداتوری هاشمی رفسنجانی بود و چرا آن واکنش های هیستریک را علیه هاشمی نشان داد. حضور رفسنجانی بازی انتخاباتی قالیباف را بهم می زد که مطابق آن قصد داشت حداقل با آرای تهران و خراسان به دور دوم انتخابات برود. اما حضور هاشمی پیروزی در تهران را برای قالیباف غیرممکن می کرد و حتی امکان داشت انتخابات را در همان مرحله اول به نفع هاشمی تمام کند. همینطور که الان هم مطابق نظرسنجی های خود ستاد قالیباف در تهران، آرای وی در حد 26 درصد است.

اما هر یک از کاندیدا – و اینجا روحانی و عارف – چه باید بکنند که آرای بیشتری از تصمیم نگرفته ها را به خودشان اختصاص بدهند.

اگر بپذیریم که مهمترین مشکل جامعه امروز ایران، مشکلات اقتصادی است و با توجه به اینکه سیاست های بین المللی ماجرایی جویانه دولت احمدی نژاد – بخوانید دولت اصول گرا – و همچنین بحث هسته ای با مشکلات اقتصادی در ایران گره خورده است، تاکید روحانی و عارف باید بر این چند جمله طلایی باشد:

» ناکارآمدی اقتصادی میراث دولت احمدی نژاد – دولت اصول گرا – ست. روحانی یا عارف آمده اند تا با حل مشکلات بین المللی و آثار تحریم های خارجی – به خصوص تحریم نفت -، رابطه ایران را با دنیا بهبود ببخشند، صادرات دوباره نفت را احیا سازند تا امکان بهتر شدن وضعیت اقتصادی فراهم شود.»

برای اجرایی کردن این سیاست تبلیغی، هر یک از این دو کاندیدا می توانند رویکردهای مثبت و منفی تبلیغاتی داشته باشند.

انتخابات امسال در ترکیبی از تبلیغات مثبت و منفی انتخاباتی قرار دارد. مزیت رقابتی عارف، انتساب او به دولت اصلاحات با این شعار ویژه است که دولت اصلاحات موفق ترین دولت در جمهوری اسلامی از منظر شاخص های سیاسی و اقتصادی بود، با دنیا بهترین رابطه را داشت و بحث هسته ای را هم از طریق مدیریت عقلانی و توسط تیم کارشناسی زبده به خوبی مدیریت کرد. با این حال عارف باید یک یا دو برنامه ویژه اقتصادی داشته باشد و آن را مطرح نماید. «تورم را پایین می آورم و اشتغال ایجاد می کنم»، به تنهایی کافی نیست. چون هرکسی می تواند چنین ادعایی نماید، مهم این است که این ادعا با عدد و رقم و با محاسبات مشخص باشد. به عنوان مثال بگوید ما 1000 میلیون تومان درآمد داریم و 200 هزار تومان آن صرف فعالیت هایی می شود که ارزش و بازدهی ندارند (این فعالیت ها باید ذکر گردد، مانند فعالیت های خارج از کشور تبلیغاتی. خوب است لیستی از سمینارهای دولتی در داخل و خارچ ازکشور، نمایشگاه های زاید] سفرهای افراد منتسب به دولت و موارد ریز اینچنینی و جمع هزینه های آنان تهیه شود و در این قسمت ارائه گردد). این 200 هزار تومان را به جای آنکه در چنین فعالیت های خرج کنیم، در چرخه اقتصادی و اشغال خرج خواهیم کرد و می دانیم به ازای هر شغل باید 1 تومان خرح کنیم. از این طریق ما 200 هزار شغل ایجاد خواهیم کرد. به همین سادگی.

نکته دوم تاکید بر تبلیغات منفی است. یکی از مزیت های انتخابات امسال برای عارف و روحانی، انتساب اکثر کاندیداها به جناح اصول گرا و رابطه پیشینی خوب آنها با دولت احمدی نژاد است. همه به طریقی از احمدی نژاد تعریف کرده و نان رابطه با او را خورده بودند. امروز اما باید جواب بدهند. چه کسانی که به احمدی نژاد رای داده اند (مثل قالیباف و حداد عادل) و چه آنها که بارها او را مورد تمجید قرار دادند (مانند ولایتی و جلیلی).

به عنوان یکی از مهمترین نقاط ضعف احمدی نژاد می توان به سیاست های اقتصادی او اشاره کرد و اتفاقن باید به صورت مستقیم به تحریم های بین المللی و روابط تنش زای او با دنیا ربط پیدا کند. در ضمن باید اشاره شود در زمانی که اصلاح طلبان و نیروهای دلسوز نظام و انقلاب، این سیاست ها را مورد انتقاد قرار می دادند توسط همین اصول گرایان متهم به چوب گذاشتن لای چرخ دولت متهم می شدند.

در میان کاندیداهای موجود، سعید جلیلی بهترین هدف است. او به دلیل اینکه به صورت مستقیم منصوب احمدی نژاد است باید در سیاست های هسته ای مورد انتقاد قرار گیرد و هم آقای عارف و هم و به خصوص آقای روحانی می توانند این نقش را ایفا کنند.

یکی از ابزارهای مهم برای تبلیغات هدفمند، ایجاد دوقطبی های انتخاباتی است. دوقطبی ها، فرصت جهت گیری انتخاباتی را از سایر کاندیداها می گیرند و تمرکز تبلیغات را بر این دو قطبی ها متمرکز می کنند. اما امسال ما می توانیم توسط دو کاندیدای مجزا، دوقطبی های جدا از هم ایجاد کنیم. اولی در مورد سیاست های هسته ای و دوقطبی روحانی و سعید جلیلی بود. دومی هم دوقطبی عارف و قالیباف در مدیریت کشور و سیاست های اقتصادی.

این درست است که قالیباف تا امروز رای اول را میان کاندیداها دارد و همانطور هم که گفتم تمرکز تبلیغاتی او بر تهران و خراسان متمرکز است تا حداقل یکی از کاندیداهای راه یافته به دور دوم باشد، اما سیاست تبلیغی قالیباف که در تبلیغات سیاسی به آن Card Stacking یعنی «بازی با سکه یک طرفه» نامیده می شود بر تاکید بر تنها یک جنبه واقعیت تعلق دارد. قالیباف در برنامه گفت و گوی ویژه خبری از مجری برنامه پرسید که آیا پروژه ای در تهران وجوددارد که او برای آن زمان نداده باشد؟ خب سئوالی منطقی که لزومن بی جواب نیست. به نظر من آقای عارف می تواند از همین منظر از آقای قالیباف بپرسد که زمان داشتن پروژه ها مهم است، اما همه چیز نیست. مهمتر این است که پروژه ها در زمانی که ادعا می شوند به اتمام برسند. آیا آقای قالیباف حاضر است بگوید که این پروژه ها در چه زمانی به اتمام رسیدند و هزینه های پروژه ای که باید 10 ماهه تمام می شد، حالا که امروز به دلیل ضعف مدیریت، 20 ماهه تمام شده است را چه کسی باید بدهد؟ سئوالی که خود جواب سئول یا ادعای آقای قالیباف است و با تاکید بر مدیریت قالیباف در تهران ارائه می شود. اتفاقی که به نظر من آقای عارف باید با تاکید بر آن تمرکز خود را بر فعالیت های شهرداری در تهران متمرکز کند و از پتانسیل رای قالیباف در تهران بکاهد و البته رای خودش را در پایتخت افزایش دهد.

ترکیبی از رقابت های انتخاباتی مثبت و منفی و ایجاد دوقطبی های تبلیغاتی بازی را به زمین این 4 نفر (یعنی قالیباف، جلیلی، روحانی و عارف) می کشاند که در موارد مناقشه برانگیز، انتساب یا نردیکی آنها به احمدی نژاد برگ برنده اصلاح طلبان است. به خصوص وقتی که کل عملکرد اصول گرایان در یک کاسه به نام احمدی نژاد ریخته می شود.

 این مقاله در ندای سبز آزادی منتشر شده است.

aref va rohani

در اینکه محمدباقر قالیباف تنها ستاره اصول گرایی در ایران است هیچ شکی وجود ندارد. در میان تمام کاندیداهای اصول گرا، فقط قالیباف است که مستقل از اراده نهادهای قدرت، می تواند در یک انتخابات رقابتی، بازیگر مهمی باشد و حتی رای بیاورد. اما آیا برای رئیس جمهور شدن درون نیروهای اصول گرا، کف رای به تنهایی کفایت می کند؟ جواب من به این پرسش منفی است و توضیح می دهم که استراتژی انتخاباتی قالیباف چگونه با تهدیدهای جدی مواجه خواهد شد.
من اگر در تیم کمپین انتخاباتی قالیباف بودم، تاکتیک های انتخاباتی ام را بر تمرکز رای در 3 استان اصلی کشور خلاصه می کردم. تهران، اصفهان و خراسان. دلیل اهمیت این سه استان پتانسیل رایی است که یک نفر مثل قالیباف می تواند داشته باشد.
بگذارید به آخرین آمار انتخاباتی قالیباف در این 3 استان – سال 1384 – نگاهی بینداریم:
– رای قالیباف در خراسان رضوی 877 هزار نفر – رای اول – بود. نفر دوم، هاشمی 520 و نفر سوم احمدی نژاد 370 هزار رای داشتند. خراسان رضوی و شمالی استان هایی هستند که قالیباف رای آنها را به سبب قومیتی می تواند بدست آورد.
– در تهران، قالیباف 640 هزار رای بدست آورد. احمدی نژاد 1.5 میلیون رای داشت – رای اول – و هاشمی هم 1.2 میلیون رای بدست آورد. تهران استانی است که قالیباف به دلیل شهرداری شهر تهران، می تواند رای بخشی از مردم را به خودش جلب کند.
– قالیباف در دور اول سال 1384، رای 200 هزار نفر از مردم اصفهان را بدست آورد. رای او تقریبن برابر با کروبی و معین و 60 هزار نفر کمتر از هاشمی رفسنجانی بود. در این انتخابات، احمدی نژاد رای 800 هزار نفر از مردم اصفهان را بدست آورد. اصفهان استانی است که در سال 1384 به کاندیدای منتسب به خود – دکتر معین – رای اول را نداد. برخلاف بقیه استان ها از قبیل خراسان، مازندران، آذربایجان، لرستان و سمنان که نفرات اول در این استانها، کاندیداهایی بودند که انتساب قومیتی داشتند، برای اصفهان اینگونه نبود. به اضافه اینکه در انتخابات سال 1392 هم، هیچ کاندیدای قدرتمندی از اصفهان، کاندیدا نشده است (جهانگیری کاندیدای بالقوه اصلاح طلبان، وزیر صنایع و معادن دولت خاتمی، در زمان هاشمی رفسنجانی استاندار اصفهان بود).
اگر فرض کنیم که انتخابات سال 1392 با تعدد کاندیداها همانند انتخابات سال 1384، دو مرحله ای باشد، قالیباف به صورت بالقوه توان بدست آوردن بخشی از رای هاشمی، معین و قسمت زیادی از رای احمدی نژاد در دور اول را دارد. یعنی طبقه متوسط و اصلاح طلبان که به صورت مشترک آرای هاشمی و معین را تشکیل می دادند می توانند بخشی از آرای قالیباف را در سال 1392 تشکیل دهند (مطابق محاسبات من، 1.4 میلیون از آرای قالیباف در دور دوم سال 1384 به سبد هاشمی رفتند. اثبات مطالعه موردی این ادعا، رای 170 هزار نفری هاشمی در دور دوم سال 1384 در استان خراسان شمالی است که از مجموع آرای معین – 37 هزار رای – و قالیباف 100 هزار رای بدست آمده است. در مقاله دیگری به تفصیل در مورد تقسیم بندی آرای انتخاباتی در سال 1384 خواهم نوشت).
به همین ترتیب، رای های تشکیلاتی نهادهای حاکمیتی هم که در دور اول سال 1384 برای احمدی نژاد محسوب شدند می توانند برای قالیباف شمرده شوند. به این نکته هم باید توجه کنیم که رای احمدی نژاد در دور اول، لزومن رای مخالفت با الیگارشی نظام حاکم و ضدیت با هاشمی نبود. رای 17 میلیونی او در دور دوم اینگونه قابل تعریف است.
اما خب، مشکل قالیباف همین جاست. او برای بدست آوردن رای تشکیلاتی احمدی نژاد در سال 1384، باید حتمن رای تشکیلاتی نظام را بدست آورد و برای این امر دو رقیب جدی دارد. ولایتی درون ائتلاف 2+1 که این روزها گفته می شود رای های تشکیلاتی – طرح بصیرت – فعلن برای اوست و دیگری سعید جلیلی که در اینجا من توضیح داده چرا می تواند کاندیدای نظام باشد. این موضوع را هم فراموش نکنیم که سعید جلیلی زاده مشهد است و حتی در این استان مهم برای قالیباف، می تواند یک رقیب ویژه باشد.
بنابراین قالیباف برای آنکه بتواند بتواند حتمن به دور دوم برود، باید تمام یا بخشی از آرای تشکیلاتی نظام را داشته باشد، و دقیقن به همین دلیل است که او این روزها بارها از فتنه و مبارزه با سران فتنه می گوید و مدعی می شود که در خط مقدم مبارزه با حوادث سال 1388 قرار داشته است.
اما همانطور که قبلن هم گفتم قالیباف باید بخشی از آرای طبقه متوسط را هم به خودش اختصاص دهد. منظورم از طبقه متوسط گروه هایی هستند که در یک انتخابات نرمال به اصلاح طلبان – با نمادهایی مانند خاتمی – رای می دهند و با احتمال بالا در انتخابات سال 1388 هم – به خصوص در تهران – به میرحسین موسوی رای داده بودند. رای این گروه در سال 1388 در تهران اهمیت اساسی دارد و قالیباف به عنوان شهردار تهران برای رسیدن به دور دوم به بخشی از این آرا یا تمام آن، به شدت احتیاج دارد. به همین دلیل هم هست درحالی که قالیباف یکی به نعل و یکی به میخ می زند، بدنه تشکیلاتی او به ویژه در شبکه های اجتماعی به توجیه عملکرد وی مشغول هستند. به عنوان مثال پس از آنکه سخنانی از قالیباف منتشر شد که گفته بود سران فتنه با عذرخواهی هم نمی توانند برگردند، صفحات منتسب به قالیباف در شبکه های اجتماعی مدعی می شدند که منظور آقای شهردار، موسوی و کروبی نیستند.
همین زیست دوگانه یعنی عدم انطباق بین عمل و گفتار، مهمترین نقطه ضعف انتخاباتی قالیباف است. او اگرچه این روزها از آنچه که «فتنه» نامیده می شود اعلام برائت می کند اما متهم است که دیر این کار را انجام داده است و جزئی از «ساکتین فتنه» محسوب می شود. درحالی که این ادعا برای کسانی مانند حداد عادل، ولایتی و البته جلیلی که به نظر من اصلی ترین رای تشکیلاتی می تواند متوجه او باشد، صادق نیست.
این زیست دوگانه را اگر با محبوبیت نسبی قالیباف در طبقه متوسط جمع کنیم، همان می شود که می تواند به مهمترین منبع اعتراضی برای یک فرد تبدیل گردد. مزیت احمدی نژاد به قالیباف در سال 1384 و جلیلی به قالیباف در سال 1392 این است که به نظر می رسد این دو در طبقه متوسط – که دارای رابطه ارگانیک با اصلاح طلبان هستند – پایگاهی ندارند و پایگاه رای آنها صرفن در جاهایی است که می تواند با پایگاه رای نظام در سطوح بالای خود مشترک باشد، به همین دلیل هیچ گاه در مقابل نظام قرار نمی گیرند و یا توان این کار را ندارند. درحالیکه قالیباف به صورت بالقوه پتانسیل این امر را دارد و این نکته ای است که به نظرم اجازه سرازیر شدن رای تشکیلاتی نظام را به او می گیرد و قالیباف در حد نامزد سوم و چهارم در انتخاباتی شبیه انتخابات سال 1384 رای می آورد.
نکته آخر هم برای قالیباف، احتمال حضور خاتمی در انتخابات است. حضور خاتمی برنامه انتخاباتی دو نفر را به صورت حتم با مشکل مواجه می کند. اولین آنها قالیباف و دومی اسفندیار رحیم مشائی است که گمان می کنند رای اصلاح طلبانه وقتی با طبقه متوسط همپوشانی پیدا می کند شاید به طرف آنها هم برود. خاتمی اگر بیاید، قالیباف ستادهای انتخاباتی اش را جمع خواهد کرد. همان کاری که در سال 1388 انجام داد و بعد از کاندیداتوری خاتمی، ستادهای انتخاباتی اش را تعطیل نمود. مهمترین دلیل این امر آن است که قالیباف هم مانند محسن رضایی رویای ریاست جمهوری دارد، اما نمی خواهد همانند محسن رضایی به دلیل شکست های متعدد و پشت سر هم موجب تمسخر خود را فراهم آورد. و اگر اینگونه شود، قالیباف راحت تر به برنامه ائتلاف 2+1 تن خواهد داد که قصد دارد قالیباف را به عنوان معاون اول یکی از دو کاندیدای دیگر – یعنی ولایتی و حداد عادل و با احتمال بیشتر، ولایتی – معرفی کند.
یک بار در سال 76 و پس از پیروزی خاتمی برخی می گفتند که راه پاستور از ساختمان وزارت ارشاد در بهارستان می گذرد. همان شد که برخی در میانه های کار خاتمی، رئیس جمهور بعدی را در قامت مهاجرانی، وزیر ارشاد خاتمی، می دیدند. بعد از پیروزی احمدی نژاد در سال 1384 که مستقیم از ساختمان خیابان بهشت به دفتر رئیس رئیس جمهور در پاستور رفت، امر برای برخی دیگر مشتبه شده است که این بهشت است که مسیر پاستور را همراه می کند و قالیباف هم این رویا را دارد. اما این را نباید فراموش کند که بعد از سال 84، اگر یک کاندیدا اگر اصول گراست و می خواهد رئیس جمهور شود باید دم ساختمان های خیابان جمهوری را ببیند که نصف راه را رفته است. نصف دیگر به بازی اصلاح طلبان و کاندیدای نهایی آنان بستگی دارد. قالیباف نه در این سوی میدان شانسی دارد و نه در سوی دیگر هنوز به نیامدن خاتمی مطمئن است.

این مقاله در روز آن لاین منتشر شده است.

ghalibaf

طی هفته های گذشته ضمن بررسی طیف های سیاسی معطوف به انتخابات، برخی کاندیداهای منتسب به اصول گرایان ـ– فارغ از اینکه این انتساب تا چه حد نمایاست ـ– از قبیل آقایان سعید جلیلی، کامران باقری لنکرانی، محمد باقر قالیباف، محسن رضایی، اسفندیار رحیم مشائی و ناطق نوری و همچنین دو نفر از کاندیداهای اصلاح طلب، آقایان عارف و نجفی را بررسی کردم. اینک به سراغ یکی دیگر از کاندیداهای اصول گرا می روم که فعالیت سیاسی خود را با حذف شدن علی رضا رجایی از نمایندگی مجلش ششم توسط شورای نگهبان آغاز کرد. بعد به لطف نسبت خانوادگی با رهبری انقلاب، به ریاست کمیسیون اقلیت مجلس ششم رسید. در مجلس هفتم ریاست مجلس را بدست آورد و در انتخابات ریاست جمهوری نهم (1384) از جمله افرادی بود که بیشترین تلاش ها را برای تعیین کاندیدای واحد اصول گرایان به عمل آورد. اما هرچه او و دیگر اصول گرایان تلاش کردند، «دود سفید» به معنی انتخاب کاندیدای واحد، از اردوگاه اصول گرایان به هوا نرفت. در مجالس هشتم و نهم، اصول گرایان، علی لاریجانی را به او که در برابر دولت احمدی نژاد بیش از اندازه مماشات می کرد ترجیح دادند و از صندلی ریاست مجلس به زیر آمد. پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم در خرداد 88 به یکی از حامیان برخورد با سبزها و اصلاح طلبان تبدیل شد و به همین دلیل هم در محل کارش در دانشگاه تهران بسیار مورد انتقاد دانشجویان قرار گرفت و این روزها، پس از چندین کش و قوس و حرف و حدیث در مورد احتمال کاندیداتوری وی در انتخابات ریاست جمهوری، به نظر می رسد که «غلامعلی حداد عادل» یکی از گزینه های مهم درون اصول گرایان برای انتخابات ریاست جمهوری یازدهم است.

مهمترین خبر انتخاباتی هفته گذشته انتشار ادعایی از حداد عادل در مورد کاندیداتوری وی برای انتخابات ریاست جمهوری و تشکیل کمیته ای سه نفره از حداد عادل، محسن رضایی و باقر قالیباف بود که گفته می شود گزینه معاونت اولی حداد عادل در صورت پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم است (هرچند حداد عادل قبلن و در 6 آذرماه گفته بود که تصمیمی برای معاونت اولی خود در صورت پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری نگرفته است؛ اینجا را هم برای بررسی سابقه خبر بخوانید). امری که نه قالیباف و نه ولایتی، آن را تکذیب هم نکردند. خبری که بلافصله با واکنش یکی از مهمترین گروه های حامی بالقوه حداد عادل یعنی جبهه پایداری رو به رو شد. حداد عادل، نقطه وصل جبهه پایداری، جمعی از رادیکال ترین افراد درون تشکل های اصول گرا، با گروه های سنتی های محافظه کار است که در کنگره های تشکیلاتی جبهه پایداری هم حضور پیدا می کند. روح الله حسینیان از جبهه پایداری، تلوحین از حداد عادل انتقاد کرد و گفت که او نباید خبر این ائتلاف را منتشر می کرد و در پاسخ به این سئوال که آیا امکان دارد حداد عادل از لیست جبهه پایداری به عنوان کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری حذف شود گفت که هر چیز امکان دارد. اگر اینگونه باشد عملن کاندیداهای بالقوه جبهه پایداری، سعید جلیلی و باقری لنکرانی خواهند بود.

در عین حال پخش یک فیلم تبلیغاتی از حداد عادل از شبکه دوم تلویزیون دولتی در دهم آذره ماه هم باعث انتقاداتی از حداد عادل شد که به گفته منتقدین، فعالیت های زودهنگام انتخاباتی خود را به صورت غیر قانونی آغاز کرده است. این هم در حالی است که آیت الله خامنه ای، رهبری عالی نظام، کاندیداها را از هرگونه تبلیغات زودهنگام انتخاباتی بر حذر داشته بود.

از منظر تبلیغات سیاسی، مهمترین نقطه قوت انتخاباتی حداد عادل انتساب خانوادگی او به رهبری انقلاب است (دختر حداد عادل، عروس آیت الله خامنه ای و همسر مهمترین پسر ایشان، آقا مجتبی است). اهمیت این انتساب هم بدان حد است که حداد عادل، که هیچ گاه سابقه انقلابی مهمی در تاریخ انقلاب نداشت و حتی بارها از سوی مخالفانش به دلیل رابطه با دفتر فرح پهلوی مورد انتقاد قرار می گرفت (نامه حداد به مطهری در مورد سوابق انقلابی اش)، تا حد ریاست پارلمان نظام انقلابی انتخاب می شود و امروز درون جناح اصول گرایان، به یکی از چهره های مرجع بدل می گردد (در مورد سوابق حداد عادل، این گزارش من با عنوان حداد عادل، ملک الشعرای رهبری را بخوانید). اهمیت این انتساب خانوادگی البته در میان گروه های اصول گرا بسیار زیاد است تا حدی که نقدی، رئیس بسیج، پیش از انتخابات مجلس نهم در سال گذشته گفته بود که حداد عادل به دلیل بستگی خانوادگی به رهبری، نماد و نشانه ولایت پذیری در انتخابات است و باید حتمن بیشترین رای را بیاورد. نقدی ادامه داده بود که اگر رای حداد عادل پایین باشد معنی اش این است که پدر خانم «آقا مجتبی»، فرزند رهبری، رای پایینی دارد و از این طریق «آقا» ضربه می خورد. خب، در چنین شرایطی عجیب نیست که کاندیداتوری حداد عادل با استقبال اجباری همه گروه های وابسته به اصول گرایان – البته غیر از جبهه پایداری – رو به رو شود.

اصول گرایان که اقبال عمومی و مردمی را برای معرفی کاندیدای اختصاصی ندارند، ناچار هستند که مناسبت قدرت را در بالاترین سطوح آن – شخص رهبری – بی چون و چرا بپذیرند و برخلاف اصلاح طلبان و حتی طرفداران احمدی نژاد که برای خودشان اقبال مردمی قائل هستند، اصول گرایان نمی توانند به صورت مستقل تصمیم بگیرند. و البته این بی عملی اصول گرایانه، گریبان کسانی مانند قالیباف را هم می گیرد که تنها چهره رای آور در میان آنان است و به دلیل همین وابستگی اصول گرایانه درون یک تضاد تئوریک و عملی قرار می گیرد و به همین دلیل هم حاضر می شود با حداد عادل برای ریاست جمهوری به توافق برسد. وگرنه کیست که ندارد اقبال مردمی به قالیباف به مراتب بیشتر از حداد عادل است (در مورد دلایل این ائتلاف این خبر و این یکی در مورد دلایل پذیرش همکاری قالیباف با حداد عادل را بخوانید. این تحلیل مبتنی بر چند خبر هم جالب است. یک خبر متضاد هم البته در شهریور ماه از قول حداد عادل منتشر شده بود که گفته بود اگر ولایتی کاندیدا شود، او وارد انتخابات نخواهد شد).

حداد عادل در عین حال یک چهره فرهنگی به شمار می رود که در تالیف کتب درسی فعالیت داشته است و دانش آموزان ایران او را با مقاله معروفی به نام «فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی» در کتب درس خود می شناسند. روحیه عافیت جو و البته فرصت طلب حداد عادل هم، او را از دعواهای سیاسی به دور می کند اما در عین حال که می تواند برای او به دلیل دوری از سیاسی گری – البته در ظاهر – یک نکته مثبت باشد، درون خود واجد نکات منفی است. همین روحیه مماشات گرایانه او بود که اصول گرایان را وادار کرد پس از یک دور ریاست وی بر مجلس شورای اسلامی – مجلس هفتم – و کوتاه آمدن های پی در پی دربرابر رئیس جمهوری وقت – محمود احمدی نژاد – ریاست مجلس هشتم را – پس از اعلام بی نظر بودن آیت الله خامنه ای در مورد انتخاب بین لاریجانی و حداد عادل – به علی لاریجانی بدهند که در برابر دولت سرکش، سخت گیر تر است. حداد عادل در عین حال این وجه فرهنگی خود را به خصوص پس از حوادث سال 88 تا حد زیادی از دست داده است. او در سال 89 و برای مراسم تودیع و معارفه روسای قدیم و جدید دانشگاه تهران، هنگامی که برای سخنرانی پشت تریبون می رود، با واکنش غیرمنتظره بسیاری از اعضای هیات علمی مواجه می شود که سالن مراسم را ترک می کنند. و همانطور که پیش تر هم اشاره کردم، دانشجویان هم به خصوص در سال 88 و پس از حمایت های او از دولت احمدی نژاد، برخوردهای تندی با این استاد فلسفه دانشگاه تهران داشتند که به نظر می رسید در دنیای سیاست بسیار ضربه پذیر است (این ویدئو را ببینید).

از جمله ایرادات دیگر حداد عادل، عدم کاریزمای شخصی وی و احتمال پایین رای آوردن – در شرایط نرمال – توسط اوست. در اوایل امسال و پس از آنکه حداد عادل از قاضی مرتضوی قول گرفت تا از ریاست سازمان تامین اجتماعی استعفا دهد و نمایندگان هم وزیر را استیضاح نکنند، حداد به نماد حل منازعات سیاسی تبدیل شده بود، اما پس از آنکه مرتضوی بعد از پس گرفتن درخواست استیضاح توسط مجلس، و با تاکید رئیس جمهور به عنوان رئیس سازمان ابقا گردید و کناره گیری نکرد، معلوم شد که در اینجا هم حداد عادل مانند تمام دوران ریاست بر مجلس، در زیر سایه سیاسی احمدی نژاد قرار دارد و به راحتی گول می خورد (این خبر را بخوانید). پس از این اتفاق، تا مدت ها خبری از کاندیداتوری یا احتمال کاندیداتوری حداد عادل مطرح نبود، تا دوباره با پایان پاییز و فراموش شدن آن اتفاقات، حداد عادل فعالیت های سیاسی خود را آغاز کند، هرچند رقبای وی از این تذبذب ذاتی حداد عادل می توانند استفاده های زیادی در دوران تبلیغات انتخاباتی ببرند.

برای آیت الله خامنه ای به عنوان رهبری انقلاب، حداد عادل البته یکی از بهترین – و البته بی خطرترین – گزینه هاست. حداد عادل هم این را می داند و در کنار این موضوع از احتمال رای پایین و عدم توان تشکیلاتی توسط خود خبر دارد که در تلاش برای همراه شدن با قالیباف است که به نظر می رسد هم از منظر تشکیلاتی و هم از منظر رای آوردن، یک سر و گردن از حداد عادل بالاتر است و با وعده معاونت اول رئیس جمهوری، به دنبال کارهای اجرایی در دولت خواهد رفت. مشکل این تاکتیک اما اینجاست که در انتخابات ریاست جمهوری مردم به کاندیدای ریاست جمهوری رای می دهند نه به کاندیدای معاونت اولی و اگرچه معاون اول می تواند یک عامل موثر باشد اما به هیچ وجه قابل اثبات نیست که بتواند ظرفیت ریاست جمهوری را در انتخابات تحت تاثیر قرار دهد. به خصوص آنکه طرفداران دولت – و تا حدی جبهه پایداری – می توانند از این بی عملگی سیاسی حداد عادل، استفاده های تبلیغاتی زیادی ببرند. ضمن اینکه این نکته را هم نباید فراموش کرد که ائتلاف قالیباف با حداد عادل (و البته ولایتی) استقبال طرفداران قالیباف در شبکه های اجتماعی رو به رو نشده است. حتی گروه فیس بوکی «محمد باقر قالیباف» که محلی برای بررسی اخبار مرتبط با او است، در نظرسنجی فیس بوکی خود در میان کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری آینده، نامی از حداد عادل نبرده است.  سایر وب سایت های خبری طرفدار قالیباف و وبلاگ های هوادار وی هم نه از اثباتی و نه سلبی، به جز نقل خبر، هیچ تحلیلی در این مورد ارائه نداده اند.

حداد عادل بر خلاف سایر کاندیداهای اصول گرا، در شبکه های اجتماعی مورد اقبال نیست و فعالیت مهمی در مورد او وجود ندارد. تنها رسانه آن لاین او هم یک وب سایت به نام خودش است که خبرهای مرتبط با وی را منتشر می کند و البته این وب سایت به تنها چیزی که شباهت ندارد، وب سایت یک کاندیدای انتخاباتی است.

از هفته گذشته، ضمن بررسی کاندیداها، خبرهای مهم مربوط به انتخابات در هفته جاری را هم به صورت تیتروار بررسی کردم. این روالی است که از این به بعد ادامه می یابد. در عین حال طی هفته های آینده هرکدام از این خبرها یا موضوعات مطرح، بر اساس استراتژی های تبلیغاتی کاندیداها مورد بحث قرار خواهند گرفت.

احمدی نژاد: برای برون رفت از وضع موجود باید بین مشایی و اصلاح طلبان انتخاب کنید.
محمود احمدی نژاد در دیداری با آیت الله خامنه ای، ضمن حمایت از مشائی گفته که مشکل ما با غرب یا توسط مشائی قابل حل است و یا توسط اصلاح طلبان و از آنجا که به اصلاح طلبان نمی شود اعتماد کرد، مشائی، بهترین گزینه است.

آیت الله خامنه ای در عین در پاسخ به برخی حمله ها عیله مشایی گفته که او را به عنوان انسانی متعبد و مسلمان می شناسد.

لاریجانی: مصاحبه خیابانی نمی دهم

علی لاریجانی پس از شرکت در مراسم سالگرد آیت الله مفتح در مجلس قبا در پاسخ به درخواست مصاحبه خبرنگاران گفت که در خیابان مصاحبه نمی دهد. لاریجانی مصاحبه معروفش در سال 83 و در انتقاد از توافق هسته ای دولت با کشورهای اروپایی را که به مصاحبه «مروارید غلتان و آب نبات» معروف شد را در خیابان بارها و بارها تکرار کرده بود.

محسن رضایی: کاندیدا می شوم، کنار هم نمی روم

محسن رضایی که از ائتلاف انتخاباتی حداد عادل، قالیباف و ولایتی نگران است، به طرفداران خود گفته که در انتخابات ریاست جمهوری کاندیدا می شود و کنار هم نمی رود. محسن رضایی که در انتخابات مجلس نهم، جبهه ایستادگی را تشکیل داد اما اصول گرایان طرفداران وی را چندان جدی نگرفتند، در انتخابات ریاست جمهوری هم به عنوان گزینه موثری از سوی اصول گرایان به حساب نمی آید. شکست های انتخاباتی گذشته وی از مهمترین دلایل این امر است. هرچند خودش در تابستان 91 گفته بود که سال دیگر در ساختمان پاستور خواهد بود. گفته می شود که شعار انتخاباتی محسن رضایی، دولت فراگیر و امید است.

حامیان نجفی: اول خاتمی، بعد نجفی

صفحه حامیان دکتر نجفی در فیس بوک با انتشار بیانیه ای خاتمی را اصلح ترین گزینه انتخابات آینده اعلام کرد و گفت که بعد از خاتمی، محمد علی نجفی را «زمینه ساز بازگشت کشور به صلح و آرامش» می دانند.

صفحه رسمی قالیباف در فیس بوک

در حالی که گفته می شود قالیباف برای معاونت اولی با حداد عادل به توافق رسیده است، صفحه اصلی انتخاباتی طرفداران قالیباف در فیس بوک افتتاح شد. این صفحه، همنام با سایت اصلی انتخاباتی قالیباف به نام «هوادار» است.

جبهه پایداری؛ همایش پشت همایش: این بار با حضور مصباح

جبهه پایداری که به منظور برجسته کردن نقش مصباح یزدی در تحولات سیاسی ایران تشکیل شد، اعلام کرده است که همایشی را با حضور این روحانی حوزه علمیه قم در روز 4 دی ماه برگزار می کند.

متکی با «سایت» آمد

حتمن به سایت منوچهر متکی، وزیر پیشین امور خارجه نگاهی بیندازید. به خصوص با توجه به اینکه او هم یکی از دوست داران پست ریاست جمهوری است. متکی در قسمت دوم سفرنامه سال 88 به نیویورک می نویسد: «حوادث پس از انتخابات که قضاوت ابتدائی نسبت به آن، عدم پایبندی به قواعد یک رقابت سیاسی ودمکراسی است، زمینه و بهانه لازم را برای جولان تبلیغاتی غرب در ادامه فضاسازی های چند ماه گذشته فراهم تر نموده است. سخنرانی آقای احمدی نژاد در راهپیمایی عظیم روز قدس در تهران نیز به فاصله چند روز قبل از حرکت به سوی نیویورک عامل تشدید این فضا شد.»

لاریجانی از سپاه خواست به روستا برود

لاریجانی از سپاه خواست اقتصاد روستاها را فعال کند. مهمترین دلیل سیاسی و تبلیغاتی این درخواست، احتمال تاثیرگذاری طرفداران احمدی نژاد در روستاها با توجه به تجربه انتخابات 88 است.

مهدی چمران: به اسم شورا به کام پاستور

گفته می شود که مهدی چمران بدش نمی آید با الگوگیری از روش انتخاباتی سال 84 احمدی نژاد، خودش را برای کاندیداتوری انتخابات ریاست جمهوری 92 آماده کند. در سال 84، احمدی نژاد که از لحاظ تبلیغاتی توسط صدا و سیما خیلی مورد استفاده قرار گرفت تا نماد مدیریت اصول گرایانه باشد، در نهایت خودش کاندیدا شد و به ریاست جمهوری رسید. مهدی چمران البته به صورت آشکار حضور در انتخابات ریاست جمهوری را تایید نکرده و از تلاش های خود برای حضور در انتخابات شوراها خبر داده است. در سال 84 هم احمدی نژاد تا اوایل سال 84، هرگونه حضور در انتخابات را تایید نکرده بود.

فقط همین مونده بود که کمالی کاندیدا بشه

گفته می شود، کمالی، وزیر کار دولت اول خاتمی از جمله کاندیداهای حزب اسلامی کار برای انتخابات آتی است. خبر آن را اینجا بخوانید و البته این کامنت یکی از کاربران سایت مشرق که کی گوید: «فقط همین مونده بود که کمالی کاندیدا بشه»

عارف: خاتمی بیاد من می روم؛ اما خاتمی نیاید بهتر است

معاون اول خاتمی گفت که در صورت حضور خاتمی، از کاندیداتوری انتخابات ریاست جمهوری کنار می کشد. هرچند عارف ادامه داد که افرادی مانند هاشمی و خاتمی بهتر است وارد انتخابات نشوند.

مشایی: مظلوم تر از بهشتی، خدوم تر از رجایی

گفته می شود که طرفداران مشائی به دنبال جا انداختن این شعار انتخاباتی هستند که او «مظلوم تر از بهشتی و خدوم تر از رجایی است.» آنها در عین حال گفته اند که «پیش به سوی فتح خیبر» حرکت می کنند.

عکس از sama

عکس از sama

تا انتخابات صفحه ای است برای بررسی کمپین های انتخاباتی کاندیداهای ریاست جمهوری در ایران، احزاب، گروه های تشکیلاتی و اشخاصی که برای انتخابات ریاست جمهوری یازدهم در ایران آماده می شوند و مدتی است که تبلیغات غیررسمی خود را در شبکه های اجتماعی، وب سایت های خبری و وبلاگ های سیاسی آغاز کرده اند. در این صفحه به سراغ این کمپین ها می روم که گاه به نام اشخاص و گام به نام گروه های سیاسی خودشان را برای خرداد 1392 آماده می کنند. طی هفته گذشته ضمن بررسی طیف های سیاسی معطوف به انتخابات در قالب جبهه پایداری، اصول گرایان سنتی، نزدیکان به دولت، قالیباف، بیت رهبری، آیت الله هاشمی و اصلاح طلبان، سعید جلیلی (+) و کامران باقری لنکرانی (+) را به عنوان دو کاندیداهای محتمل جبهه پایداری حمایت معرفی کردم. امروز به سراغ تنها ستاره جناح اصول گرا برای انتخابات ریاست جمهوری 1392 می روم.

جمله ای منتسب به قالیباف وجود دارد که به محسن رضایی، کاندیدای همیشه ناکام اصول گرایان در انتخابات مختلف (مجلس ششم، ریاست جمهوری نهم و ریاست جمهوری دهم) و کاندیدای احتمالی انتخابات یازدهم ریاست جمهوری، گفته که به علت عدم اقبال مردمی بهتر است به نفع او کنار رود. امری که البته در ابتدا با واکنش منفی آقای محسن رضایی رو به رو شده و گفته است که تنها در صورت نهی رهبری در انتخابات شرکت نخواهد کرد. منابع نزدیک به قالیباف همچنین خبر داده اند که قالیباف در دیدار با رهبری از ایشان در مورد حضور در انتخابات ریاست جمهوری پرسید که با این پاسخ آیت الله خامنه ای رو به رو شده است: «شما هنوز کارهای زیادی در شهرداری تهران دارید».

فالیباف البته این پاسخ رهبری را به معنای مخالفت ایشان با حضور در انتخابات نمی داند و به همین دلیل هم هست که ستادهای تبلیغاتی او که از سال 88 برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری دهم فعال شده بودند ( و تنها پس از اعلام کاندیداتوری آقای خاتمی فعالیتشان متوقف شد) دوباره برای حضور در انتخابات سال 1392 برنامه ریزی می کنند.

محمد باقر قالیباف، شهردار تهران، فرمانده سابق نیروی انتظامی و فرمانده سابق نیروی هوایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تنها گزینه منتسب به جناح اصول گرایان در نظام اسلامی است که از سویی هم توان تشکیلاتی و هم محبوبیت مردمی برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری را دارد. در انتخاباتی که اعتبار منبع یک کاندیدا (به معنای اعتماد مردم به یک کاندیدا برای اداره کشور) و همچنین توان به صحنه آوردن طرفداران کاندیدا، 2 مشخصه مهم انتخاباتی است، قالیباف هر دوی این مشخصات را دارد. ستادهای او هم از اصلاح طلبان و هم از اصول گرایان در نقاط مختلف کشور یارگیری کرده و تشکیلات عظیم شهرداری تهران با رسانه های وابسته به آن مهمترین منبع تبلیغاتی آقای شهردار است.

قالیباف رقابت های انتخاباتی را اینگونه آغاز کرد: معرفی یک سایت و پیشنهاد رای دادن به شهردار تهران با این سئوال که آیا به قالیباف رای می دهید یا خیر (آخرین نتایج). این کار ستاد انتخاباتی قالیباف البته خیلی هوشمندانه بود (+). نکته جالب آغاز بازی انتخاباتی قالیباف هم این است که در این سایت مدت زمان رای دادن تقریبن برابر با 423 روز – از روز 22 فروردین – در نظر گرفته شده است. یعنی تا روز انتخابات در خرداد 1392. خب، اگر تا آن روز مثلن 12 میلیون به قالیباف رای مثبت داده باشند، یعنی او 12 میلیون رای دارد. – این فرض البته از لحاظ منطقی ایراد فراوان دارد – اما اهمیت آن در فشار تبلیغاتی است. یعنی یک سایت نقش گروه فشار را بازی می کند. هرچند فعالیت این سایت به علت آنچه که «ابلاغ رسمی نهادهای ذی صلاح» و «فضای آلوده رسانه ای و بی اخلاقی برخی رسانه ها» نامیده شد متوقف گردید، اما طرفداران قالیباف که این حرکت را یک گام «خودجوش» در حمایت از کاندیداتوری قالیباف اعلام کرده بودند گفته اند که فعالیت های حمایتی خود را در قالب های دیگر ادامه خواهند داد.

نکته جالب در نظرسنجی سایت، رنگ های سبز و قرمز برای اعلان رای های مثبت و منفی بود. حالا غیر از اینکه رنگ سبز یه جورایی خودش مشکل زاست، اما برای قالیباف یادآور انتخابات سال 1384 و آن عکس اتوکشیده با کت و شلوار سفید در چراغ روبه روی وزارت کشور هم است. به دوران ریاست قالیباف به عنوان رئیس نیروی انتظامی هم می خورد. به نظر می رسد قالیبافیون به چراغ راهنمایی خیلی بی علاقه نیستند. هرچند قالیباف باید مواظب هم باشد که برایش شعارهای تخریبی درست نکنند: یک شعاری که با مشاهده این سایت به ذهنم رسیده بود این است: «سردار برو دکتر». قالیباف هم سردار است و هم دکتر و هم خلبان و هم….

قالیباف برای حضور پرقدرت در انتخابات سال 1392 دو سبد رای جداگانه دارد. اصول گرایانی که در راس قدرت سیاسی کشور، او را به صفت اصول گرایی می خواهند و اصلاح طلبانی که در طبقه متوسط شهری، پایگاه رای جنبش سبز در انتخابات سال 1388 بودند. مهمترین استراتژی قالیباف در مدیریت کردن همزمان این دو است.  در زمانه ای که کاندیدای اصلاح طلبی وجود ندارد که بتواند به راحتی از فیلتر شورای نگهبان عبور کند و در عین حال نماینده مطالبات اصلاح طلبانه و در شکل طبقاتی اش، اقشار متوسط شهری باشد؛ گروهی که رای آنها این روزها کاملن مستعد آن است که در سبد تنها ستاره موجود اصول گرایی – قالیباف- قرار گیرد و فارغ از آنکه او رئیس جمهور بشود یا نشود – من اعتقاد دارم که او به آرزوی حضور در کاخ ریاست جمهوری نخواهد رسید- رایی که اصلاح طلبان همیشه بر روی آنها، هم به صورت تاکتیکی و هم به صورت استراتژیک برنامه ریزی می کره اند به صورت بالقوه  تنها می تواند به دو نفر تعلق گیرد، یکی از این دو نفر قالیباف است. قالیباف البته اصلاح طلب نیست، اما با تمام مشخصاتی که یک کاندیدای اصلاح طلب در انتخابات ریاست جمهوری نیاز دارد وارد صحنه می شود؛ ضمن آنکه به اعتبار 8 سال شهرداری تهران و پروپاگاندای تبلیغاتی که او را یک مدیر موفق نشان می دهد، مهمترین شاخصه یک کاندیدای ریاست جمهوری یعنی «اعتبار منبع» را دارد. اعتبار منبعی که بیشتر از 8 سال بر روی آن سرمایه گذاری کرده است و در انتخابات قصد دارد آن را خرج کند.

قالیباف در عین حال به هزار و یک دلیل توان پرشور کردن رقابت های انتخاباتی را هم دارد. تشکیلات انتخاباتی قالیباف – علی رغم ضعف های ذاتی فراوان – می تواند تهران را به نفع او بسیج کند و اگرچه به گستردگی جنبش سبز نخواهد بود و اطرافیان او هم مانند اصلاح طلبان به تشکیلات خود وفادار نیستند اما برای نشان دادن جنب و جوش انتخاباتی، او می تواند رای خیابان های تهران را بدست آورد. رای تهران غیر از بدنه تشکیلاتی منسجم و قوی برای تهییج مردم به دو متغیر مستقل و یک متغیر تقویتی نیازمند است که همه اینها را قالیباف دارد.

اولین متغیر پول است که ستاد قالیباف به قدر کفایت در اختیار دارد. منابع مالی قالیباف البته آشکار و مشخص نیستند، اما به اندازه ای هستند که برای تشکیل ستادهای انتخاباتی او و رنگ کردن چهره شهر با پوستر و عکس های تبلیغاتی «سردار دکتر خلبان محمد باقر قالیباف» کفایت داشته باشند. متغیر تقویتی هم که به این رنگ آمیزی شهری کمک می کند استفاده از رانت شهرداری تهران و ایجاد امکان و ارائه مجوز برای برگزاری برنامه های «شهرمحور» از قبیل جشنواره های شهری در پارک ها و مکان های تفریحی و تبلیغات خیابانی است. امری که علی القاعده با نزدیک شدن به انتخابات، حساسیت دولتی برای مقابله با آنها هم تا زمانی که کنترل شده باشند کاهش پیدا خواهد کرد تا تلقی فضای پرشور انتخاباتی ایجاد کند. در این بین طرح هر اندک برنامه ای هم که به تقویت جایگاه تبلیغاتی شهردار تهران منجر شود از جمع شدن موفرفری ها گرفته تا آب بازی و بادبادک هوا کردن و خلاصه پویش های تفریحی جوانان، تهران را در اختیار قالیباف قرار خواهد داد.

متغیر دوم، تعریف نارضایتی در مردم است. نارضایتی یک تعریف تئوریک دارد و یک نمود عملی. همان که در انتخابات سال 84 احمدی نژاد به خوبی استفاده کرد و سوار بر موج نارضایتی مردم، انتخابات را (به خصوص در دور دوم و در رقابت با هاشمی) برد. تعریف نارضایتی اما، امروز با کارآمدی گره خورده است. پس از 8 سال تجربه شکست خورده دولت احمدی نژاد و بحران ناکارآمدی، هرکس که بتواند اثبات کند کشور را بهتر اداره می کند می تواند به صورت بالقوه رئیس جمهور آینده ایران باشد. به همین دلیل هم چندان عجیب نیست که مردم از همین امروز منتظر محمدباقر قالیباف باشند که اسطوره و انگاره کارآمدی او با عناوینی چون «مرد عمل» به گوش می رسد. در این میان و درون اصول گرایان، تنها محسن رضایی صرفن به دلیل مدرک اقتصادی که دارد با قالیباف برابری می کند که البته او به دلیل تذبذب ذاتی حاصل از حضور در چندین انتخابات گذشته، اعتبار منبع انتخاباتی ندارد.

فعالیت قالیباف در شبکه های اجتماعی فیس بوک با این صفحات (+ و + و + و +) و این چهار تا گروه (+ و + و + و +) برجسته می شوند و عناوین مختلفی مانند «قالیباف، مرد عمل»، «یاران قالیباف»، «کمپین دعوت از قالیباف برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری» و «قالیباف امید یازدهم ریاست جمهوری» را هم برجسته می کنند. صفحه فیس بوک یک کاندیدای انتخاباتی می تواند منبعی برای جذب مخاطب شبکه ای باشد که با تعریف کار مشخص و بدست آوردن نبض سیاسی بخشی از جامعه به سیاست های کلان کاندیدا کمک کند. مشکل این صفحات اما این است که تولید محتوای آن در راستای اهداف اصلی شبکه های اجتماعی نیست؛ به خصوص در صفحه «کمپین دعوت از قالیباف» که اکثرن به بازنشر اخباری که در منابع خبری دیگر منتشر شده است پرداخته می شود، هرچند صفحه «قالیباف، مرد عمل» بهتر است. در این صفحه  یک ویدئو از هدایت هواپیمای «هما» توسط قالیباف وجود دارد که مربوط به رقابت های انتخاباتی سال 84 است. قاليبافيون در عين حال براي ايجاد يك نوع وجه مميزه با ديگران، شعارهاي جالبي را توليد كرده اند. از آن جمله مي توان به » چپ، راست، كارگزار عليه خدمتگذار» و » چپ، راست، ديپلمات، عليه تكنوكرات» اشاره كرد. به نظر هم مي رسد در اين شعار دومي، منظور از ديپلمات، سعيد جليلي باشد كه يكي از رقباي احتمالي قاليباف هم هست. در صفحه » قاليباف، مرد عمل» مي توانيد یک نسخه از برنامه پیشرفت و عدالت که نسخه دوم آن در سال 89 منتشر شده است را هم دانلود کنيد كه كار جالبي است. البته دوستان ما در کمپین قالیباف باید توجه کنند که دو مورد برای تبلیغات انتخاباتی اهمیت اساسی دارد. اولی اعتبار منبع مناسب که قالیباف البته آن را دارد و دومی هم یک soundbite برای تبلیغات. یعنی خلاصه کردن کل یک برنامه مثلن صد صفحه ای در یک جمله و یا یک یا چند کلمه. و از این منظر 50 هزار تومان کروبی ارزش تبلیغاتی به مراتب بیشتر از این برنامه چندین صفحه ای دارد.

صفحه فیس بوکی «کمپین دعوت از قالیباف» البته یک نکته جالب دیگر هم دارد و آن هم تعداد عکس هایی از خاتمی با قالیباف به بهانه های مختلف است. در عین حال یک نظرسنجی هم دارد که از مخاطبان خودش می پرسد اگر «خاتمی» کاندیدا نشود به چه کسی رای خواهند داد. به نظر می رسد قالیبافیون، هنوز هم از این واهمه دارند که خاتمی مانند سال 88 با حضور در انتخابات، ستادهای انتخاباتی و البته خود کاندیداهای آنان را به تردید حضور در انتخابات بیندازد. تردیدی که در ستاد قالیباف البته خیلی جدی است. قالیباف برای حضور در انتخابات باید از سویی اصلاح طلبان -شخص خاتمی- را راضی کند که می تواند نماینده آنها هم باشد. تنها در این صورت است – نیامدن خاتمی –  که قالیباف می تواند یکی از مهمترین و جدی ترین رقبای انتخاباتی باشد و از سوی دیگر هم او مجبور است عقبه تشکیلاتی خود را درون جناح اصول گرایان داشته باشد. چون تشکیلات رای آنان به خصوص در میان سپاه و بسیج می تواند برای هر کاندیدای منتسب به جناح اصول گرایان – و از جمله قالیباف – اهمیت بنیادین داشته باشد. (نظر خودم: قالیباف هرگز رئیس جمهور نخواهد شد، در این مقاله چرایی آن را توضیح داده ام).

گروه های فیس بوکی فعال مرتبط با قالیباف البته به روز تر عمل می کنند. گروه های فیس بوکی که به دلیل رابطه تعاملی با مخاطب می توانند نقش یک اتاق فکر مجازی را ایفا کنند، نظرات متفاوت را به بحث می گذارند. در یکی از این گروه ها یک نظرسنجی هم مطرح شده است با این عنوان که چه کسی رئیس جمهور آینده ایران است؟ گزینه ها شامل قالیباف، لاریجانی، ولایتی، عارف، نیکزاد، حسن خمینی و سعید جلیلی هستند که اگرچه رای قالیباف از دیگران بیشتر است، اما رای بالای سعید جلیلی هم در این نظرسنجی قابل تامل است. در عین حال در راستای حرکت های خودجوش، یکی از اعضای گروه ائتلاف بزرگ حامیان قالیباف، پستی منتشر کرده با این مضمون که: «می گن دکتر رنگ نارنجی رو واسه انتخابات، انتخاب کرده …». به نظر می رسد بعد از سال 88، کاندیداها، رنگ انتخاباتی شان را هم باید تا قبل از انتخابات مشخص کنند. در اینجا هم به صفحه قالیباف در سایت کلوب سر بزنید.

از میان وب سایت های تبلیغاتی قالیباف می توان به قالیباف، مرد عمل اشاره کرد که البته اخبار آن به روز است. سه ویدئو هم از قالیباف در این وب سایت وجود دارد. یکی در مورد هدایت هواپیمای شرکت هما، دومی از حضور قالیباف در سر صحنه سقوط جراثقیل و سومی هم در ستایش از شهدا. هرچند به نظرم من بهتر است برای این کلیپ ها، نسخه های بلوتوثی هم تهیه شوند که به راحتی توسط موبایل قابل پخش باشند. وب سایت های دیگر طرفدار قالیباف را هم می توانید در (+ و + و + و + و + و + و +) و … بدست آورید. صفحاتی که حاوی گزارش های خبری، کمپین های استانی و شهرستانی (همدان، مرکزی، شمال تهران، مشکین شهر، قم و …)، اقشار (دانشجویان، جانبازان شیمیایی و …) هستند. به یک خبر وبلاگ جانبازان شیمیایی ایران که مناسب حال و روز این ایام هم هست نگاهی بیندازید:

«مهدی هاشمی، جانباز شیمیایی

به گزارش وبلاگ جانبازان شیمیایی ایران در پی بستری شدن مهدی هاشمی متهم پرونده ای گمنام و نامعلوم (چون موارد اتهامی مشخص نشده) نامبره روز گذشته در بیمارستان بستری شد. وکیل مهدی هاشمی گفته است موکلم به دلیل عوارض شیمیایی در جنگ نمی تواند آنژیوگرافی کند. و منتظر نظر دکتر هستیم.»

کمپین انتخاباتی قالیباف برای انتخابات سال 1392 عزم جزمی دارد. اما این کمپین از منظر کشاندن مخاطبان خود به برنامه های کمپین محور ضعیف است (یا شاید کار کرده اند و من خبر ندارم). کمپین قالیباف می تواند برنامه های مختلفی را در دعوت از قالیباف برای انتخابات ریاست جمهوری ساماندهی کند. هرچند خبرهای انتخاباتی و حمایت افراد معروف از جمله عزت الله انتظامی (اینجا) در همین راستا است. اما یک کمپین انتخاباتی، به برنامه های وسیع تری نیاز دارند. فکر کنم کمپین قالیباف توان مالی ایجاد یک برنامه منظم نظرسنجی و همچنین تبلیغات در به در (Knock the Door) را داراست (نوشته پیشینی ام در مورد تبلیغات در به در در انتخابات آمریکا). در عین حال تولید رسانه ای قالیباف اگرچه در فیس بوک و وب سایت های خبری یا وبلاگ های شهرستانی گسترده است، اما اینها دامنه نفوذ محدودی دارند. کمپین قالیباف می تواند با تهیه نسخه های بلوتوثی فیلم و خبر و همچنین پیدا کردن یک شعار مناسب و تکرار مداوم آن، فضای تبلیغات را تحت تاثیر قرار دهد. «مرد عمل» به اندازه کافی ضرب تبلیغاتی ندارد. قالیباف در سال 84 هم با شعار «رندگی خوب» وارد رقابت ها شد و البته به نسبت موفق بود، اما همانطور که قبلن گفتم یه کمپین به خصوص در تمایز با رقبا باید واژه های بهتری خلق کند. در مورد تغییر، زندگی بهتر، بهبود وضع اقتصادی و … همه می توانند بگویند. کمپینی اما موفق است که شعارش جاودانه باشد. بعد از «تغییر» در سال 88، «نجات» می تواند یک واژه اثربخش باشد. هرچند به خودی خود حساسیت زا هم هست. همه اینها را گفتم، اما بازهم اعتقاد دارم که قالیباف، هرگز به ساختمان پاستور ریاسنت جمهوری نخواهد رسید. در اینجا از دلایلش نوشته ام.

این گزارش در روز آن لاین منتشر شده است.

عکس از صفحه فیس بوک حامیان قالیباف