نوشته های برچسب خورده با ‘رند پال’

جمهوری خواهان آمریکایی یکی پس از دیگری کاندیداتوری خودشان را برای انتخابات ریاست جمهوری 2016 اعلام می کنند. بعد از تد کروز سناتور ایالت تگزاس، رند پال سناتور ایالت کنتاکی هفته گذشته رسما گفت که می خواهد نامزد انتخابات ریاست جمهوری شود و این هفته هم نوبت مارکو روبیو سناتور کوبایی تبار ایالت فلوریدا رسید که در روز دوشنبه به ساختمان معروف «برج آزادی» در شهر میامی ایالت فلوریدا برود و بگوید که قصد دارد اولین رئیس جمهور اسپانیایی تبار آمریکا باشد (لینک خبر، در مورد مارکو روبیو این لینک را هم ببینید). برج آزادی جایی است که فراریان کوبایی پس از انقلاب کاسترو و سرنگونی باتیستا، در اولین منزلگاه آمریکایی شان به این ساختمان می رفتند. مارکو روبیو در سالگرد تولد توماس جفرسون، سومین رئیس جمهور و از بنیانگذاران آمریکا، به ساختمان برج آزادی می رود تا بگوید که آمریکا در خطر است و او کسی است که می تواند آمریکای در خطر را نجات دهد. به تعبیر روبیو، کسانی مانند هیلاری کلینتون سیاستمداران نسل دیروز و وارث سیاست ورزی قرن بیستمی هستند درحالی که او سیاستمداری قرن بیست و یکمی است (در مورد هیلاری کلینتون).

این هر سه سناتور جوان، نمایندگان نسل جدید سیاستمداران آمریکایی هستند که پس از ریاست جمهوری اوباما در سال 2008، و با آغاز موج پیروزی های جمهوری خواهان در انتخابات کنگره از سال 2010 به بعد وارد مراکز تصمیم گیری در آمریکا شدند (تد کروز سال 2012 سناتور شد). هر سه هم در ابتدا شور و شوق کافی را در میان طرفداران «تی پارتی» – جناح راست حزب جمهوری خواه – برانگیختند (مارکو روبیو حتی پیشنهاد تی پارتی برای نامردی معاونت رئیس جمهوری میت رامنی بود). هرچند این روزها سهم مارکو روبیو از آن دو نفر دیگر در میان طرفداران «تی پارتی» کمتر است. مارکو روبیو کسی بود که طی سال های 2012 و 2013 تلاش زیادی کرد تا قوانین تازه مهاجرتی در سنای آمریکا به نفع مهاجران تصویب شود و شد (البته هنوز در مجلس نمایندگان تصویب نشده است، نطق مارکو روبیو). همین امر راست گرایان تندرو و حامیان تی پارتی را که هنوز تکلیف خود را با مسئله مهاجرت خارجی ها مشخص نکرده اند عصبانی می کند. مهاجرانی که بسیاری از آنها اسپانیایی تبار هستند و از مرزهای جنوبی وارد آمریکا می شوند (لینک). مارکو روبیو البته الان اعتقاد دارد که تصویب این قانون درست نبوده است.

طرفداران حزب جمهوری خواه در انتخابات ریاست جمهوری سال 2016، پنج کاندیدای بالقوه و مهم با سابقه «فرمانداری» را هم پیش روی خود خواهند داشت. «جب بوش» فرماندار پیشین فلوریدا، «ریک پری» فرماندار پیشین تگزاس، «اسکات واکر» فرماندار ایالت ویسکانسین، «کریس کریستی» فرماندار ایالت نیوجرسی و «بابی جیندال» فرماندار ایالت لوئیزیانا.

جب بوش در میان سران حزب و حامیان مالی پولدار پرطرفدار است (+) و می تواند به شبکه ارتباطی و روابط حزبی پدر و برادرش که هر دو رئیس جمهور بودند اتکا کند (لینک). همسرش اصلیت مکزیکی دارد، خودش به خوبی به زبان اسپانیایی صحبت می کند و طرفدار اجرای قوانین آسان تر برای مهاجران غیرقانونی است (+) و البته به همین دلیل و دیدگاهای میانه ای که دارد مورد انتقاد محافظه کاران تندروست (+ و +). کسانی که نه پدر و نه برادر او را جمهوری خواه واقعی نمی دانند (درباره جب بوش). در عین حال هم جب بوش و هم مارکو روبیو برای بدست آوردن رای لاتین تبارها  فعالیت می کنند که در انتخابات سال 2012 با نسبت 71-27 به باراک اوباما رای دادند و در اینجا هم مزیت بوش (که همسر مکزیکی دارد) بیشتر از مارکو روبیوی کوبایی تبار است.

در میان این پنج نفر اما، شانس کریس کریستی، ریک پری و بابی جیندال از دو تای دیگر کمتر است. از جمله دلایل کم شدن نقش کریس کریستی، همین حضور جب بوش است. کریس کریستی قبل از اینکه جب بوش اعلام کند احتمال دارد در انتخابات سال 2016 کاندیدا شود، نامزد مورد حمایت سران حزب بود. او مواضع سیاسی میانه دارد (همانند جب بوش) و فرماندار یک ایالت «آبی» (یعنی دموکرت) است. اما با اعلام احتمال کاندیداتوری جرج بوش و البته افشای نقش دفتر فرمانداری نیوجرسی در ایجاد بحران عامدانه ترافیکی در پل جرج واشنگتن، شانس کریس کریستی به مراتب کاهش پیدا کرده است (+). او در عین حال نشان داده که در سیاست خارجی هم تبحر چندانی ندارد. کریستی در حضور شلدون ادسلون (غول کازینویی لاس وگاس و طرفدار تندروی اسرائیل) گفته بود که در هلی کوپتر و طی سفری که به اسرائیل داشته «مناطق اشغالی» را دیده است. امری که باعث شد از آقای ادلسون معذرت خواهی کند. ادسلون از جمله اصلی ترین حامیان مالی جمهوری خواهان است و اگرچه سیاست خارجی نقش چندانی در انتخاب نامزدها توسط مردم ندارد اما به دلیل نقش برجسته پولدارهای طرفدار اسرائیل، اشتباهاتی اینچنین گاهی اوقات غیرقابل جبران است. به همین دلیل هم است که بعد از انتقاد جیمز بکر وزیر پیشین خزانه داری و خارجه در دولت های ریگان و بوش پدر (او در هر دو دولت رئیس دفتر رئیس جمهور هم بود) از سخنرانی نتنیاهو در کنگره آمریکا، کمپین جب بوش اعلام کرد جیمز بکر نظر شخصی خودش را گفته است (لینک). جیمز بیکر از جمله مشاوران کمپین بوش و دوست خانوادگی بوش ها است.

ریک پری هم اگرچه نامزد تقریبا محبوب برای طرفداران تی پارتی است اما هنوز نشان نداده که چقدر برای کاندیداتوری اش جدی است. او در سال 2012 هم کاندیدا بود و در نظرسنجی ها وضع چنان بدی نداشت. اما پس از آنکه در یکی از مناظره های تلویزیونی، رئوس برنامه های انتخاباتی اش را از یاد برد (+) و مورد انتقاد قرار گرفت، ستاره اش رو به افول رفت و از رقابت ها کناره گیری کرد. امسال او دوباره کاندیدا قصد کاندیداتوری دارد اما با وجود رقبای قدرتمندی که به خصوص در هر چهار ایالت اولیه (آیوا، نیوهمشایر، کارلوینای جنوبی و نوادا) شانس پیروزی بیشتری نسب به پری دارند، ادامه رقابت ها برای او به آسانی امکان پذیر نخواهد بود.

کاندیدای بعدی هم بابی جیندال، فرماندار هندی الاصل ایالت لوئیزیاناست که به دلیل دیدگاه های تند مذهبی و سیاسی اش معروف است (او از دین بودایی به مسیحیت گرویده و اسم خودش را تغییر داده است)؛ اما در ایالت خودش هم با مشکلات بسیاری رو به روست.

اسکات واکر اما ستاره رو به رشد جمهوری خواهان در یک ایالت دیگر دموکرات است. آخرین رئیس جمهوری که رای این ایالت را بدست آورده رونالد ریگان در سال 1984 است. آقای واکر که برخی او را بیل کلینتون جمهوری خواهان می نامند در ظرف 5 سال گذشته، 3 بار در انتخابات این ایالت پیروز شده است (2 بار انتخابات فرمانداری و 1 انتخابات ویژه). سابقه فرمانداری اش کاملا با اصول و عقاید حزب جمهوری خواه هماهنگی دارد. با اتحادیه های کارگری –رقیبان سنتی حزب- رابطه خوبی ندارد و نقش آنها را کاهش داده است. طرفدار اقتصاد کوچک و کاهش نقش دولت در اقتصاد است. در سیاست خارجی هم اما اگرچه سابقه چندانی ندارد اما برای هماهنگ نشان دادن خودشان با محافظه کاران تندرو و حامیان مالی پولدار (+) مدعی شده است که در اولین روز ریاست جمهوری اش، هرگونه توافق میان ایران و آمریکا را که از دید او به ضرر منافع اسرائیل باشد لغو خواهد کرد. این ادعا البته با پاسخ تند باراک اوباما هم رو به رو شد (لینک). غیر از این 5 نفر، فرماندار اوهایو، جان کیسیچ هم تمایل خودش را برای کاندیدتوری نشان داده اما هنوز فعالیت رسمی و آشکاری را آغاز نکرده است.

در میان جمهوری خواهان مذهبی، دو کاندیدای مهم دیگر وجود دارند که اگرچه شانس پیروزی شان چندان زیاد نیست اما با بدست آوردن رای محافظه کاران مذهبی بر پروسه انتخابات تاثیر خواهند گذاشت. مایک هاکبی، فرماندار پیشین ایالت آرکانزا که رای مسیحیان مذهبی اونجلیکا را در سال 2008 در ایالت آیوا بدست آورد و از جمله منتقدان باراک اوباما و همسرش است که چرا اجازه می دهند دختران جوان آنها به آهنگ های خواننده هایی مانند بیانسه که مثل سم خطرناک هستند گوش دهند. نفر بعدی هم ریک سنتوروم، سناتور پیشین ایالت پنسیلوانیا و یک محافظه کار مذهبی است که در سال 2012 در ایالت های جنوبی مذهبی مانند می سی سی پی، آلاباما و تنسی پیروز شد و تا روزهای آخر انتخابات مقدماتی به همراه ران پال به رقابت با میت رامنی پرداخت.

در میان سایر کاندیداهای جمهوری خواه می توان به نام های دیگری هم اشاره کرد. لیندزی گرم سناتور ایالت کارولینای جنوبی که از جمله جمهوری خواهان با عقاید تندرو در سیاست خارجی است و دوقلوی جان مک کین (کاندیدای جمهوری خواهان در سال 2008) نامیده می شود. با اسرائیل رابطه خیلی خوبی دارد و طرفدار سیاست های سخت گیرانه و تهاجمی علیه ایران است. و همینطور دونالد ترامپ تاجر معروف آمریکایی که سالهاست در فضای سیاسی آمریکا حضور دارد و برخی اوقات زمزمه کاندیداتوری او مطرح می شود، هرچند کسی او را در نهایت زیاد جدی نمی گیرد. آقای ترامپ برای انتخابات ریاست جمهوری 2016 گفته که مشغول بررسی شرایط برای حضور در انتخابات است. و بالاخره دو کاندیدای دیگر دکتر بن کارسن، جراح بازنشسته با عقاید مذهبی محافظه کارانه و تاحدی شبیه دیدگاه های تی پارتی و تنها زن کاندیدا، کارلی فیورینا، مدیر اجرایی پیشین شرکت HP که خودش را در نقطه مقابل هیلاری کلینتون معرفی می کند و با اشاره به سوابق فعالیت های اقتصادی اش، از آن به عنوان مزیت رقابتی برای انتخابات ریاست جمهوری 2016 نام می برد.

از انتخابات مقدماتی سال 2016 جمهوری خواهان به عنوان پرتراکم ترین انتخابات مقدماتی بعد از سال 1976 (که چنین وضعیتی برای دموکرات ها وجود داشت) نام برده می شود (لینک). جایی که حداقل 10 کاندیدا با سوابق سیاسی مشخص و گروه رای قابل اندازه گیری وجود دارند و تفاوت رای میان آنها چندان زیاد نیست. گالوپ نتایج یک نظرسنجی از کاندیداهای سال 2016 میان جمهوری خواهان را منتشر کرده و آن را با نتایج مشابه در طی سال های 2008، 2000 و 1996 برای انتخابات مقدماتی مقایسه نموده است (در انتخابات سال 2004 جرج بوش به عنوان رئیس جمهور کاندیدای محتمل بود و به همین علت اینجا نیامده است). در هر سه انتخابات گذشته و در زمان مشابه حداقل یک کاندیدا وجود داشت که میزان خالص محبوبیت وی (محبوبیت منهای عدم محبوبیت) بالای 50 درصد باشد. جولیانی در سال 2008 (مثبت 63)، بوش در سال 2000 (مثبت 85) و دال در سال 1996 (مثبت 55). در گزارش گالوپ، خالص محبوبیت مایک هاکبی امروز برابر با مثبت 40 است و سایر کاندیداها بعد از وی قرار دارند. در سال 2008، جان مک کین با مثبت 42 در مقام دوم قرار داشت (نتایج یک نظرسنجی مرتبط).

حالا این کاندیداهای پرتعداد در 11 مناظره انتخاباتی از قبل برنامه ریزی شده، رو در روی یکدیگر قرار می گیرند که اولین آن در اواخر تابستان به میزبانی شبکه خبری فاکس نیوز برگزار می شود. هرچند در مورد تعداد و کیفیت این مناظره ها هم هنوز بحث و حرف و حدیث فراوان است. حزب جمهوری خواه در انتخابات مقدماتی سال 2012 شاهد شدیدترین تبلیغات منفی کاندیداها علیه یکدیگر بود. تبلیغاتی که سود آن را کمپین باراک اوباما برد تا میت رامنی را کاندیدایی برای طبقه مرفه، بی اعتنا به طبقه متوسط و مردی مغرور و متکبر نشان دهد. بسیاری از خوراک همین تبلیغات اینچنینی را هم اتفاقا در ابتدا، کاندیداهای مقدماتی جمهوری خواه بودند که برای کمپین باراک اوباما فراهم آوردند (یک ویدئوی مرتبط). کاندیداهایی مانند ریک پری یا نیوت گینگریچ در سال 2012 میت رامنی را متهم می کردند که یک محافظه کار میانه روست و دیدگاه های وی به دیدگاه های اوباما نردیک است و مدام عقایدش را تغییر می دهد.

چنین مشکلی به مراتب بیشتر در انتخابات سال 2016 روی خواهد داد. جمهوری خواهان تندرو که کاندیدای دموکرات رو به روی خودشان را هیلاری کلینتون می دانند، میانه روها را به پیروی از دیدگاه های دموکرات ها و هیلاری کلینتون متهم می کنند (رند پال در سخنرانی اعلام کاندیداتوری این ادعا را علیه جب بوش تلویحا مطرح کرد، مارکو روبیو هم اگرچه به کلینتون اشاره کرد که کاندیدای دیروز است، تلویحا جرج بوش را هم نشانه گرفت. چون او هم با 62 سال سن، سیاستمداری است که سیاست ورزی اش از گذشته و خانواده اش نشات می گیرد). نئوکان ها امثال رند پال را مورد انتقاد قرار می دهند که دیدگاه های مشخصی در سیاست خارجی ندارند. مخالفان اسکات واکر موضع گیری های متفاوت او را در مورد مسئله مهاجرت و مواجه با مهاجران اسپانیایی تبار به چالش می کشند، مخالفان تد کروز او را نامزدی تندرو که توان پیروزی در انتخابات را ندارد می نامند  و خلاصه در مسائل اصلی حزب که پایگاه رای به سمت مواضع راست گرایانه و مذهبی بیشتر گرایش دارد، همه کاندیداها دوست دارند خودشان را وارث اصلی حزب جمهوری خواه و نماد آن (رونالد ریگان) بنامند. اما مسئله اینجاست که کاندیداهایی که از مرحله مقدماتی بالا می آید و نامزد رسمی حزب می شود، تازه مشکلات جدیدی نسبت به قبلی ها را پیش روی خود می بیند. به قول ریچارد نیکسون شما برای پیروزی در انتخابات مقدماتی حزب جمهوری خواه باید بدانید که چگونه به سمت راست گرایش پیدا کنید و برای پیروزی در انتخابات نهایی باید بلد باشید که به سمت چپ گردش کنید. حالا کاندیدای نهایی باید بخشی از رای افراد مستقل را بدست بیاورد که برخلاف جمهوری خواهان، در مسائل اجتماعی، فرهنگی و مذهبی دیدگاه های لزوما دست راستی ندارند. نامزد حزب برای پیروزی نهایی در انتخابات باید در عین حال بخشی از رای اسپانیایی تبارها را هم داشته باشد که اتفاقا یکی از مهمترین دغدغه هایشان مسائل مهاجرتی است و به همین دلیل اصولا به دموکرات ها رای می دهند (نظرسنجی؛ اکثر آمریکایی ها با فرمان اجرایی رئیس جمهور جهت تسهیل قوانین مهاجرتی موافق هستند). همینطور آمریکایی های آفریقایی تبار که 14 درصد رای دهندگان راتشکیل می دهند و به دلیل عقاید تندروانه حزب جمهوری خواه کمتر به این حزب تمایل نشان می دهند (دیدگاه های یک جمهوری خواه در مورد ضرورت بدست آوردن رای اقلیت ها توسط کاندیداهای حزب جمهوری خواه). به همه اینها اضافه کنید کاهش سهم تدریجی سفیدپوستان در انتخابات آمریکا را که حامیان رای سنتی جمهوری خواهان هستند (یک لینک دیگر).

از آن سو عده ای هم اعتقاد دارند 2016 سال جمهوری خوهان است (+). سالی که آنها می آیند تا با پیروزی در انتخابات به کاخ سفید بروند و با کاهش مالیات ها، اصلی ترین مانع رشد اقتصادی آمریکا را از پیش پای بردارند. همین حضور پرقدرت کاندیداهای مقدماتی در میان جمهوری خواهان و عدم حضور کاندیداهای قوی در میان دموکرات ها، نشانه ای بر این امر است. به خصوص اینکه به تعبیر آنان، هیلاری کلینتون چیزی برای ارائه ندارند، کمپین او پیام مشخصی را نمی رساند و مزیت های رقابتی را هم که باراک اوباما به ظرز فزاینده ای از آنها برخوردار بود، خانم کلینتون فاقد آنهاست.

با این حال چه شانس جمهوری خواهان زیادتر باشد و چه کاندیداتوری هیلاری کلینتون با احتمال بیشتری کاخ سفید را در اختیار دوباره دموکرات ها قرار دهد، به تمام دلایل گفته شده اگرچه اقیانوس جمهوری خواهان آمریکایی امروز آبی به نظر می رسد اما دیری نمی پاید که رقابت های درونی، این اقیانوس آرام را متلاطم خواهد کرد. تلاطمی که در ذات انتخابات امسال هم قرار دارد. جایی که جمهوری خواهان و دموکرات ها تقریبا در هیچ مسئله ای با یکدیگر نظر مشابه ندارند (این لینک را نگاه کنید؛ بنیاد محافظه کار هریتیج به کاندیداهای انتخابات بر اساس شاخص های مختلف امتیاز می دهد. رئیس این بنیاد، جیم دمینت، سناتور پیشین جمهوری خواه ایالت کارولینای جنوبی است که در سال 2013 از نمایندگی در مجلس استعفا داد تا ریاست این بنیاد را برعهده بگیرد).gop

Advertisements

رند پال، سناتور جمهوری خواه ایالت کنتاکی، فردا به عنوان دومین کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به صورت رسمی نامزدی خودش را انتخاب می کند (+). در این پست کوتاه توضیح می دهم که چرا کاندیداتوری رند پال مهم است و چرا او می تواند در انتخابات مقدماتی جمهوری خواهان در سال 2012 مومنتوم ایجاد کند و چرا شانس او برای پیروزی در رقابت های مقدماتی و نهایی چندان زیاد نیست (این ویدئو را ببینید).

سناتور رند پال، وارث سیاستمداری پدرش ران پال، عضو مجلس نمایندگان آمریکا از ایالت تگزاس است. کسی که هم در سال 2008 و هم در سال 2012 در انتخابات مقدماتی جمهوری خواهان کاندیدا بود (رند پال در سال 1988 به عنوان نامزد لیبرترین کاندیدا شد) و اگرچه پیروز نشد اما یک گروه رای ثابت برای خودش ساخت از کسانی که دیدگاه های لیبرترین دارند و در سال 2010 هم به نام تی پارتی توانستند به پیروزی حزب جمهوری خواه در انتخابات مجلس نمایندگان کمک کنند (در مورد ران پال اگر می خواهید بدانید این کتاب، ران پال پدر تی پارتی و این یکی و + را بخوانید). از جمله کسانی که در همین سال 2010 از ایالت کنتاکی وارد ساختمان سنا شد، رند پال جوان بود که کاندیداهای مورد حمایت حزب را در انتخابات مقدماتی شکست داد و با دیدگاه های ویژه اش (از جمله اینکه «ایران برای آمریکا تهدید نیست»، انتقاد از سیاست خارجی تهاجمی و حتی پیشنهاد قطع کمک های مالی به کشورهای خارجی از جمله اسرائیل) به پیروزی رسید. برای بررسی دیدگاه هایی که رند پال پدر و پسر ترویج می کنند کتاب تی پارتی به واشنگتن می رود از پال پسر، فوق العاده است. او در این کتاب دیدگاه های خودش را در مورد دولت کوچک و اقتصاد «در دست مردم» توضیح می دهد و به شدت متاثر از کتاب «وجدان محافظه کار» است که توسط بری گلدواتر، سناتور ایالت آریزونا و کاندیدای جمهوری خواهان در انتخابات سال 1964 (که در رقابت با لیندون جانسون شکست سختی خورد) نوشته شده است. در کتاب وجدان محافظه کار، سناتور گلدواتر اصول دیدگاه های خودش را در مورد سیاست داخلی و خارجی آمریکا در فصل های مختلف و به صورت خلاصه بیان می کند که بسیار به دیدگاه های امروز تی پارتی نزدیک است. در مخالفت با سیاست غالب در واشنگتن، رند پال، خود و پدرش را وارثان واقعی رونالد ریگان هم می دانند و برای اثبات این ادعا به حمایت پدرش از ریگان و در مخالفت با رئیس جمهور جرالد فورد – کاندیدای مورد حمایت جناح غالب حزب در سال 1976 – اشاره می کند. دلیل اهمیت ارجاع به ریگان هم در این است که ریگان بت جمهوری خواهان امروز آمریکایی است و از میت رامنی میانه رو تا تد کروز تندرو همه خودشان را پیروان واقعی ریگان می نامند.

به دلیل همین سابقه است که رند پال در مقایسه با کاندیدایی مانند تد کروز – سناتور تندروی ایالت نگزاس که او هم چهره محبوب تی پارتی است – امکان تاثیرگذاری بیشتری در رقابت های مقدماتی حزب جمهوری خواه دارد (سومین پیروزی پی در پی رند پال در گردهمایی گروه عمل جمهوری خواهان). بعد از اعلام کاندیداتوری تد کروز، رند پال ضمن تمجید از تد کروز در مصاحبه با مگان کلی در فاکس نیوز گفت که اگرچه دیدگاه های او و تد کروز در بسیاری جهات شبیه یکدیگر است اما دلیل برتری او بر کروز این است که احتمال پیروزی خودش در مقابل هیلاری کلینتون به مراتب بیشتر از سایر کاندیداها و البته تد کروز است (این پست فیس بوکی لارا اینگرام، از معروف ترین چهره های رسانه ای – رادیویی محافظه کاران را ببینید). ادعایی که هم بیراه هست و هم نیست (لینک). او به احتمال زیاد در مقایسه با تد کروز، گزینه سخت تری در مقابل هیلاری کلینتون است اما حتما در مقایسه با جب بوش احتمال پیروزی کمتری در مقابل هیلاری کلینتون خواهد داشت – در مورد جب بوش بعدا به صورت مفصل خواهم نوشت (انتقادهای رند پال از سایر کاندیداها، جب بوش طرفدار دولت بزرگ است و سیاست های خارجی مارکو روبیو، احمقانه و کودکانه است – این ویدئوی جالب را هم ببینید، مقایسه بوش و کلنیتون و اینکه جرج بوش فرقی با هیلاری کلنیتون نخواهد داشت).

از جمله دلایل دیگر تاثیرگذاری رند پال در میان جمهوری خواهان و اهمیت او در این است که رند پال سعی کرده است با ایجاد ارتباط با بخش هایی از گروه های اقلیت از جمله آمریکایی های آفریقایی تبار که به صورت سنتی به جمهوری خواهان رای نمی دهند و همچنین در میان جوان ترها که بیشتر طرفدار دموکرات ها هستند در میان این گروه هم برای خود پایگاه رای ایجاد کند (+).

او و البته کاندیداهایی مانند تد کروز، حزب جمهوری خواه را متهم می کنند که با حمایت از کاندیداهایی مانند جان مک کین و میت رامنی که از نظر آنان به صورت کامل جمهوری خواه نیستند در انتخابات سال 2008 و 2012 باعث شکست جمهوری خواهان در انتخابات ریاست جمهوری شده اند. درحالی که به تعبیر آنان حزب جمهوری خواه باید به دوران ریگانیسم باز گردد و کاندیدایی را انتخاب کند که همانند ریگان، به اصول جمهوری خواهان وفادار باشد. هرچند آنها سعی می کنند برخی از سیاست های ریگان را که با اصول سیاسی امروزی حزب جمهوری خواه همگام نیست فراموش کنند یا پیروزی های جرج بوش در سال 2000 و 2004 را که البته بوش پسر هم – به همراه بوش پدر – از نظر آنان به اندازه کافی جمهوری خواه نبود به یاد نیاورند (رند پال برخی از سیاست های بهداشتی و درمانی جرج بوش را سوسیالیستی نامیده بود). همینطور شکست تنها کاندیداهای 100 درصد محافظه کار بعد از جنگ جهانی دوم، بری گلدواتر، که در سال 1976 تنها در 6 ایالت جنوبی توانست بر لیندون جانسون پیروز شود و در سایر ایالت های آمریکا شکست خورد (هرچند همین ادعا که چون کاندیدهای حزب جمهوری خواه در سال های 2008 و 2012 به اندازه کافی محافظه کار نبودند و به همین دلیل مورد حمایت محافظه کاران آمریکایی قرار نگرفته اند، در این مقاله از کارل رو به درستی نقد شده است).

اما یکی از مهمترین نقاظ ضعف رند پال اما در مواجه با کاندیداهای مورد حمایت جناح غالب حزب (GOP Establishment) که نقطه افتراق اساسی او با سران حزب هم هست در دیدگاه انزواطلبانه او در سیاست خارجی نمایان می شود (لینک). امری که اگرچه در جامعه آمریکایی امروز کم طرفدار نیست اما درون حزب جمهوری خواه و حامیان مالی این حزب، پیش بردن چنین سیاستی غیرممکن به نظر می رسد. رند پال نماینده یک سنت سیاسی در آمریکاست که حتی سیاست های اوباما را جنگ طلبانه می داند، بارها بر خروج کامل نیروهای آمریکایی از عراق و افغانستان تاکید کرده است، در ابتدا مخالف طرح تحریم های بیشتر ایران توسط کمیته روابط خارجی سنا موسوم به طرح «کرک – منندز» بود (او بعدا از این طرح حمایت کرد) و حتی مسیحیان اونجلیکا را که درصد رای مهمی از حزب جمهوری خواه به خصوص در ایالت هایی مانند آیوا (آیوا اولین ایالتی است که انتخابات مقدماتی در آن برگزار می شود و به همین دلیل اهمیت زیادی دارد)، متهم می کند که به دنبال جنگ هستند (بخش هایی از این اتهام دلایل مذهبی دارد). رند پال حتی مخالف تحریم ایران بود و از توافق ابتدایی هسته ای بین ایران و قدرت های جهانی حمایت کرد، در حالیکه حزب جمهوری خواه با آن مخالف بود و او در عین حال کسی است که بارها گفته بود مخالف کمک آمریکا به کشورهای خارجی – حتی اسرائیل – است (او البته بعدا اسرائیل را مستثنی دانست). به همین دلیل هم هست که رند پال در آخر لیست کاندیداهای مورد حمایت شلدون ادلسون (کازینودار جمهوری خواه در لاس وگاس که کسی در انتخابات سال 2012 قول داد تا 100 میلیون دار برای شکست دموکرات ها هزینه کند و گفته می شود درنهایت 140 میلیون دلار به جمهوری خواهان کمک کرد) قرار می گیرد.

این دیدگاه های رند پال درون حزب جمهوری خواه با انتقادهای زیادی مواجه است (انتقادهای دیک چنی، معاون جرج بوش – سناتور مک کین و ریک پری، فرماندار پیشین تگزاس و یکی دیگر از کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری). رند پال اما به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری از بسیاری از این دیدگاه های خود دست کشیده یا به نظر می رسد که سعی دارد با سران حزب کمتر مخالفت کند و به همین دلیل هم به اتخاذ سیاست های دوگانه متهم می شود. او علی رغم دیدگاه های اولیه اش در خصوص توافق ایران و غرب، از جمله امضاکنندگان نامه 47 امضایی سناتورهای جمهوری خواه به رهبران ایران بود که توسط سناتور تندرو ایالت آرکانزا نوشته شد (گفته می شود نویسنده واقعی این نامه ویلیام کریستول، سردبیر ویکلی استاندارد است؛ در مورد این نامه و نقش لابی حامی اسرائیل در حمایت از کاندیداهای جمهوری خواه و در این مورد خاص سناتور کاتن + و + را بخوانید). رند پال در عین حال سعی کرد رابطه خودش را با شلدون ادلسون هم تقویت کند و حداقل اگر چندان به کمک مالی او در ابتدا امیدی ندارد، اما او را به مخالفت با خودش تحریک نکند (دیدار رند پال و شلدون ادلسون پس از حضور ادلسون در واشنگتن دی سی برای شنیدن صحبت های نتنیاهو در کنگره و اطمینان ادسلون به رند پال که علیه او فعالیت نخواهد کرد). با تمام اینها اما رند پال در حضور افرادی مانند جرج بوش و حتی مارکو روبیو و فرماندار ایالت ویسکانسین، اسکات واکر که ستاره رو به رشد جمهوری خواهان است، کمتر از حمایت های سران حزب برخوردار خواهد شد و این به خصوص در تامین منابع مالی می تواند او را با مشکل مواجه کند. به همین دلیل است که رند پال سعی کرده در طی این سال ها، ارتباط خود را با یکی از مهمترین تامین کنندگان منابع مالی برای جمهوری خواهان یا برادران کک افزایش دهد (+) دو برادری که طرفدار اقتصاد سرمایه داری و مخالف نقش دولت در اقتصاد و سیاست های باراک اوباما هستند، تاحدی هم دیدگاه های لیبرترین دارند و در انتخابات سال 2016 به همراه گروه حامیان مالی خودشان گفته اند تا 900 میلیون دلار برای حمایت از دیدگاه هایی که به پلتفورم حزب جمهوری خواه نزدیک است هزینه خواهند کرد (لینک). در عین حال رند پال به حمایت طرفداران تی پارتی اش هم امیدوار است. کسانی که در نوامبر سال 2007 و تنها ظرف 24 ساعت به پدرش 4.3 میلیون دلار کمک کردند (+ او در سه ماه آخر سال 2007 تقریبا 20 میلیون پول جمع کرد که قسمت اعظم آن توسط مردم عادی پرداخت شده بود) و به خود او هم در ایالت کنتاکی در ظرف 24 ساعت بیشتر از 400 هزار دلار کمک کردند که برای این ایالت کوچک یک رکورد به حساب می آمد (بیش تر از 60 درصد کمک های مالی به وی در انتخابات سال 2010 از خارج از ایالت کنتاکی آمده بود).

با اینحال اما نزدیکی سیاست های رند پال به جناح غالب در حزب برای او بی هزینه هم نخواهد بود. هرچند برخی ادعا کنند که این نزدیکی چندان هم طول نخواهد کشید. از جمله مهمترین سران حزب، سناتور میچ مک کانل رهبر اکثریت مجلس سناست که اتفاقا سناتور ایالت کنتاکی هم هست و رند پال با حمایت از او در مقابل کاندیدای تی پارتی در رقابت های مقدماتی سال 2014 خشم حامیان پیشین خود را برانگیخت(+). اما این سیاست ها باعث شده که برخی از طرفداران سنتی تی پارتی با او مخالف شوند و رند پال را متهم کنند که بیش از حد با سران حزب کنار آماده است (این مقاله را بخوانید، رئیس کمپین انتخاباتی ران پال، پدر، در سال 2012 در آیوا گفته که در انتخابات 2016 از رند پال، پسر، حمایت نمی کند. برخی دیگر هم می گویند که به تد کروز رای می دهند که از جمله شخصیت های مخالف اکثریت حزب است).

به همین دلیل رند پال در انتخاب تاکتیک های انتخاباتی اش چندان کار راحتی نخواهد داشت (در مورد تمام این فراز و فرودهای رند پال این مقاله را هم بخوانید). او اگرچه هنوز محبوب تی پارتی است اما برای پیروزی در 2 ایالت اول (آیوا و نیوهمشایر) علی رغم اینکه وضعیت فعلی اش خوب است (+)، اما رقبای دیگری هم دارد که اتفاقا آن هم روی رای جمهوری خواهان محافظه کار، طرفداران تی پارتی و مسیحیان اونجلیکا حساب باز کرده اند و این باعث می شود که رای آنها شکسته شود. افرادی مانند مایک هاکبی، فرماندار پیشین آرکانزا و مسیحی معتقد مورد حمایت اونجلیکاها که در 2008 کاندیدا بود و در آیوا هم پیروز شود و همینطور افراد دیگری نظیر ریک سنتوروم، دکتر بن کارسن، اسکات واکر و حتی تد کروز.

مطابق نتایج نظرسنجی های انتخابات مقدماتی در سال 2012، جمهوری خواهان بسیار محافظه کار 34 درصد رای دهندگان جمهوری خواه را تشکیل می دانند. اینها گروهی هستند که به جب بوش رای نمی دهند یا کم رای می دهند (30 درصد این افراد در سال 2012 به میت رامنی رای داده بودند). اما رای آنها می تواند بین افرادی مانند رند پال، مایک هاکبی، ریک سنتورروم، اسکات واکر، بن کارسون و تد کروز تقسیم شود. جمهوری خواهان تاحدی محافظه کار هم 33 درصد رای دهندگان رای تشکیل می دهند که برای این گروه جب بوش و مارکو روبیو و کریس کریستی هم گزینه های دیگر می توانند باشند. به همین دلیل رند پال برای پیروزی در انتخابات مقدماتی کار چندان راحتی نخواهد داشت (این مقاله را بخوانید و این یکی که توضیح می دهد چگونه انتخابات مقدماتی برای حزب جمهوری خواه در سال 2016 غیرقابل پیش بینی است).

آپ دیت: این لینک را ببنید درباره شعار انتخاباتی رند پال و این یکی که چگونه از تکنولوژی برای رساندن پیام خودش استفاده می کند

آپ دیت بعد از اعلام کادیداتوری:

رند پال در سخنرانی اعلام کاندیدتوری اش (+ و +) هم از دموکرات ها انتقاد می کند و هم از جمهوری خواهان. سخنرانی او اعلام شورش علیه سران تصمیم گیر در واشنگتن است. جایی که البته خودش هم از یکی از مهمترین مراکز تصمیم گیری این شهر می آید. سنای آمریکا. او در عین حال جرج بوش و باراک اوباما و همینطور هیلاری کلینتون و جب بوش را هم از گزند سخنان نیش دارش در امان نمی گذارد. او از کمک های مالی کشورهای خارجی به بنیاد کلینتون انتقاد می کند و و می گوید که هیلاری کلینتون خودش را بالاتر از قانون می داند. (مصاحبه رند پال با پولتیکو). او در عین حال اعلام کرد در روز اول ریاست جمهوری اش برنامه نظارتی دولت بر زندگی خصوصی مردم را – از طریق مواردی مانند پیگیری تلفن های همراه و … – لغو خواهد کرد. رند پال البته بیشتر از هر چیز دیگری به دلیل سیاست های خارجی اش مورد انتقاد قرار می گیرد. واقعیت ش این است که او اگرچه سعی می کند موضع قوی تری نسبت به قبل را در سیاست خارجی داشته باشد اما جمهوری خواهان از این امر راضی نیستند. ضمن اینکه انتقاد او به سیستم سیاست ورزی در واشنگتن، روسای جمهور پیشین (حتی جمهوری خواه ها) و به خصوص بخشی که او آنها را نئوکان یا همان نئومحافظه کاران می داند برای جناح جنگ طلب حزب جمهوری خواه گران تمام خواهد شد (این ویدئو را ببینید در بیان شباهت های رند پال و اوباما به خصوص در مورد پرونده هسته ای ایران و همینطوراین یکی از جان استوارت). اما پال تصمیم گرفته است که گروه جدیدی را به سبد رای جمهوری خواهان اضافه کند تا به همراه لیبرترین ها و طرفداران تی پارتی به او رای بدهند (+ و+).

Facebook_RandPaul

Facebook_RandPaul

اگر سیاست در آمریکا را پیگیری می کنید احتمالا باید بدانید که باراک اوباما، سه شنبه شب به کنگره می رود تا طی یک سخنرانی، رئوس برنامه و سیاست های دولت خود را بیان کند. این سخنرانی البته بخشی از سنت سیاسی در آمریکاست که به State of the Union معروف است. اگر بخواهم در مورد اهمیت آن برای آمریکا و حتی جهان (و البته ایران) بگویم می توانم به عبارت «محور شرارت» اشاره کنم که مهمترین بخش از سخنرانی سالیانه جرج بوش (پسر) چهل و سومین رئیس جمهور آمریکا در سال ۲۰۰۲ بود و هنوز هم به عنوان یکی از مهمترین گفته های روسای جمهور آمریکا در طی سالیان مختلف به آن ارجاع می شود. او که پس از حادثه ۱۱ سپتامبر اولین سخنرانی سالیانه اش را بیان می کرد و در حالی که آمریکایی ها طالبان را در افغانستان شکست داده بودند به کنگره رفت تا رئوس سیاست خارجی دولت خود را مشخص سازد. سیاستی که حداقل تا سال ۲۰۰۸با فراز و نشیب اجرا می شد و ایران بخش مهمی از بازیگر منطقه ای آن در خاورمیانه بود.

به دلیل همین اهمیت صحبت های رئیس جمهور آمریکا و تبعات آن در سطح داخلی و خارجی است که رسانه ها از چندین روز قبل و بعد از آن، به تحلیل و تفسیر این سخنرانی می پردازند و این روزها که مهمترین موضوع سیاست خارجی در آمریکا بر حل مشکل هسته ای با ایران و همینطور بحران سوریه متمرکز شده است، عجیب نیست که مسائل مرتبط با ایران بخش مهمی از این سخنرانی را به خودش اختصاص دهد (اگر دوست دارید به صورت آن لاین این برنامه را پیگیری کنید و از واکنش کاربران آن لاین به آن اطلاع داشته باشید این وب سایت را از دست ندهید).

اما اهمیت این سخنرانی و آنچه که در آمریکا به State of the Union مشهور است دارای یک سابقه طولانی هم هست. مطابق بند ۲ از بخش سوم قانون اساسی، رئیس جمهور موظف به ارائه گزارش های دوره ای به کنگره در خصوص وضعیت کشور و رئوس برنامه های خود است. به همین دلیل هم هست که روسای جمهور در آمریکا به صورت سنتی در یکی از ماه های ژانویه یا فوریه، گزارش رئوس برنامه های خود را در سال جاری و یا سالهای آینده به کنگره ارائه می کنند. گزارشی که در دوره های مختلف ریاست جمهوری در آمریکا، گاه به صورت مکتوب و در سال های پس از ۱۹۱۳اکثرا به صورت سخنرانی در میان نمایدگان کنگره انجام می شود (این مقاله را بخوانید، پنج نکته در مورد سخنرانی های سالیانه رئیس جمهور آمریکا).

در میان سخنرانی های سالیانه رئیس جمهورهای آمریکا برخی البته اهمیت بیشتری داشته اند. سخنرانی سالیانه بوش در سال ۲۰۰۲، همانطور که در ابتدای متن اشاره کردم یکی از آن موارد است. از جمله موارد دیگر می توان به سخنرانی سال ۲۰۱۲ اوباما در انتقاد از دادگاه عالی اشاره کرد که در قوانین تازه برای هزینه های انتخاباتی به گروه هایی به نام Super PAC اجازه می دهد به صورت نامحدود در انتخابات هزینه کنند. سخنرانی بیل کلینتون در سال ۱۹۹۶ که طی آن از پایان دوران دولت بزرگ گفت و همچنین صحبت های لیندون جانسون در سال ۱۹۶۴ که از برنامه دولتش برای پایان دادن به فقر خبر داد هم از جمله مهمترین سخنرانی های سالیانه رئیس جمهور در نیمه دوم قرن بیستم هستند (در خصوص وضعیت فقر در آمریکا این سایت را ببینید؛ ۵۰ سال جنگ با فقر). همچنین سخنرانی فراکلیون روزولت در سال ۱۹۴۱ و تاکید او بر چهار نوع آزادی هم از جمله معروف ترین صحبت های رئیس جمهوری آمریکا در طی سالیان گذشته است. در میان سخنرانی هایی که با یک رسوایی سیاسی یا اقتصادی همراه بودند می توان به صحبت های ریچارد نیکسون در سال ۱۹۷۴ اشاره کرد که به دنبال پایان داستان واترگیت (رسوایی شنود حزب جمهوری خواه در دفتر مرکزی حزب دموکرات در ساختمانی به نام واترگیت) بود. او گفت که یک سال کش دادن این داستان دیگر بس است. تنها هفت ماه پس از این صحبت ها، ریچارد نیکسون مجبور به استعفا شد (اگر به مهمترین سخنرانی های روسای جمهوری علاقه دارید این لینک ها را ببینید که مهمترین سخنرانی ها توسط رسانه های مختلف توضیح داده شده اند: + و + و + و + و این یکی هم بررسی آماری سخنرانی های سالیانه روسای جمهور و یکی دیگر، توضیحاتی در مورد این سخنرانی).

صحبت های رئیس جمهور در کنگره البته به پاسخ جناح رقیب هم همراه است (این مطلب را بخوانید). در سال گذشته مارکو روبیو، سناتور جمهوری خواه ایالت فلوریدا، بعد از سخنرانی باراک اوباما به صورت مستقیم در مورد صحبت های رئیس جمهور مواردی را مطرح کرد (این لینک را ببینید: اوباما صحبت کرد، جمهوری خواهان انتخابات ۲۰۱۶ را کلید زدند. در مورد همین سخنرانی و خشک شدن دهان مارکو روبیو در هنگام صحبت کردن و البته استفاده تبلیغاتی او از این اتفاق). تی پارتی – جناح تندروی سمت راست حزب جمهوری خواه – هم پاسخ خود را در سال گذشته توسط راند پال و در سال قبل تر توسط هرمان کین ارائه کرد که در انتخابات گذشته نامزد درون حزبی جمهوری خواهان بود و به دلیل رسوایی و شکایت به دلیل برخورد نامناسب با خانم ها از رقابت های کناره گیری نموده بود (این لینک را ببینید. اولین کسی که از میان تی پارتی جواب اوباما را داد البته خانم میشل باکمن بود که او هم در رقابت های سال 2012 کاندیدای درون حزبی جمهوری خواهان بود). برای انتخابات امسال مایک لی (سناتور ایالت یوتا، در مورد مایک لی) از طرف تی پارتی و خانم کتی مک موریس راجرز (اینجا) از طرف حزب جمهوری خواه پاسخ صحبت های اوباما را خواهند داد (اینجا). راند پال، سناتور ایالت کنتاکی و یکی از کاندیدهای بالقوه انتخابات ریاست جمهوری آینده هم به صورت مستقل به اوباما جواب می دهد (اینجا  و این لینک در مورد شانس راند پال برای پیروزی در انتخابات مقدماتی جمهوری خواهان).

سخنرانی سالیانه البته یک فرصت استثنایی برای روسای جمهور هم هست تا با طرح مسائل کلی، مردم را به حمایت از خود فرا بخوانند و به افزایش محبوبیت خود کمک کنند. «سازمان عمل» Organization For Action که توسط کمپین انتخاباتی اوباما برای پیگیری سیاست های وی پس از انتخابات تشکیل شد طی روزهای گذشته ای میلی به طرفداران اوباما ارسال کرده و از آنها خواسته بود مهمترین موضوع مورد نظر خود را که باید در سخنرانی سالیانه آقای رئیس جمهور منتشر شود اعلام کنند (لینک). دولت اوباما از این طریق و از روش های دیگر مانند برجسته کردن سیاست های رئیس جمهور امیدوار است که بتواند رضایت آمریکایی ها از ریاست جمهوری اوباما که طی یکی دو ماه گذشته به شدت آسیب دیده است جبران کند. محبوبیت فعلی اوباما فعلا در حد ۴۶ درصد است که البته نسبت به ۴۲ درصد در ماه گذشته بهتر است (در نظرسنجی گالوپ، رضایت شعلی از رئیس جمهور به میزان 42% است. گزارش جامع گالوپ را پیش از سخنرانی امسال حتما ببینید و میزان رضایت از رئیس جمهور را هم بر حسب ایالت در این لینک؛ ساکنان واشنگتن دی سی و هاوایی، از همه بیشتر اوباما را حمایت می کنند و در وایومینگ، وست ویرجینیا و یوتا هم اوباما کمترین هوادار را دارد). اما وقتی که نارضایتی از او به میزان ۵۰ درصد باشد که الان هست، این بدان معنی است که اوباما سال چندان راحتی را در پیش نخواهد داشت. به خصوص اینکه تا کمتر از ۹ ماه دیگر در آمریکا انتخابات میان دوره ای برای دوره جدید مجلس نمایندگان و یک سوم نمایندگان مجلس سنا برگزار می شود و اوباما در صورت شکست حزب دموکرات در این دو انتخابات، ۲ سال آخر ریاست جمهوری اش بسیار سخت تر از تمام سال های گذشته خواهد بود (این لینک و توضیحات اینجا را ببینید؛ گزارشی است در مورد نتایج نظرسنجی در خصوص نگاه آمریکایی ها به مهمترین موضوعات جامعه و نحوه مواجه اوباما با آن توسط واشنگتن پست و ای بی سی نیوز. نکته جالب این لینک برای ایرانی ها، این قسمت است که تقریبا ۴۰ درصد آمریکایی از نحوه مواجه اوباما با ایران دفاع می کنند. در خصوص نگرش آمریکایی ها در مورد پرونده هسته ای ایران، نتایج این نظرسنجی را هم ببینید. ۳۵ درصد آمریکایی ها اعتقاد دارند که آمریکا برای محدود کردن پرونده هسته ای، باید ایران را تهدید کند. جمهوری خواهان هم البته بیشتر موافق تهدید ایران هستند تا دموکرات ها. در عین حال آمریکایی ها اما به نحوه مواجه کنگره با پرونده هسته ای ایران اعتماد ندارند).

فارغ از مسائلی که آمریکا در سیاست خارجی با آن رو به روست مانند رابطه با ایران، بحران سوریه، رقابت با روسیه در سطح بین المللی و مشکلات آمریکا در افغانستان، این کشور با مسائلی در داخل کشور هم رو به روست که توانایی اوباما را برای پیشبرد برنامه هایش محدود کرده است. طرخ خدمات درمانی اوباما چندان موفقیت آمیز نبود، مشکلات بودجه ای و بدهی دولت با جمهوری خواهان هنوز پابرجاست (گزارش موسسه بروکینگز را ببینید). اوباما در پیشبرد برنامه های مهاجرتی اش هرچند کاملا شکست نخورده اما پیروز هم نشده است. ضمن اینکه جمهوری خواهان در کنگره (و به خصوص در مجلس نمایندگان که اکثریت را در اختیار دارند) چندان تمایلی به همکاری با اوباما نشان نمی دهند و تمام این شاخص ها هم نشان می دهد که اوباما در اجرایی کردن مهمترین شعار انتخاباتی اش در سال 2008 یعنی شعار «تغییر» با شکست رو به رو شده است.

دلیل این امر را می توان در این نظرسنجی موسسه گالوپ هم مشاهده کرد. جامعه آمریکا یک جامعه دوقطبی شده است. در حالی که ۸۲ درصد دموکرات ها از اوباما راضی هستند، تنها ۱۱ درصد جمهوری خواهان عملکرد او را قبول دارند و این بدان معنی است که اوباما که آمده بود با تغییر نگرش در سیاست های کاخ سفید به این شکاف حزبی پایان دهد خود امروز منبع جدال های حزبی و عقیدتی میان دو نوع تفکر اصلی موجود در کشور است (این نظرسنجی گالوپ را هم ببینید و درصد اهمیت موضوعات مختلف را با یکدیگر مقایسه کنید. درحالی که فقر و بی خانمانی سومین موضوع با اهمیت از نظر دموکرات هاست، جمهوری خواهان یازدهمین موضوع قابل اهمیت را فقر می دانند. همچنین درحالی که تروریسم از نظر جمهوری خواهان در رده دوم اهمیت قرار دارد، دموکرات تروریسم را اولویت نهم خود می دانند). به همین دلیل هم هست که مشاور ارشد کاخ سفید دن فایفر در ای میل خود به طرفداران اوباما یادآوری کرده است که رئیس جمهور در گزارش امسال، سعی می کند به صورت خوشبینانه به آینده نگاه کند و تمایل دارد در یک فرایند فراجناحی مشکلات اقتصادی و اجتماعی را کشور با آن رو به روست حل نماید، اما اگر کنگره با او همراهی نکند، منتظره کنگره نخواهد ماند. احتمالا منظور این است که رئیس جمهور از دستورهای اجرایی که نیاز به رای کنگره ندارد برای پیشبرد برخی از برنامه های خود استفاده می کند. امری که البته با واکنش منفی جمهوری خواهان هم مواجه شده است (اینجا را بخوانید و اینجا، و البته مقاله وال استریت ژورنال و این مقاله از جرج لیک آف، با عنوان قدرت «شناختی» رئیس جمهور. آقای لیک آف نویسنده کتابی با عنوانdon’t think of an elephant است که به تاثیر واژه ها و نقش زبان در جهت گیری سیاسی و اجتماعی می پردازد. او در این مقاله هم سعی می کند از منظر آنچه که در کتاب خود شرح می دهد از رئیس جمهور بخواهد تا در ترکیب بندی واژه و استدلال های خود مواردی را رعایت کند که آمریکایی ها بیشتر با او احساس همدلی پیدا کنند. او مثال می زند که رئیس جمهور احتمالن از نابرابری در دستمزدها خواهد گفت. اما این به تنهایی کافی نیست. او می تواند بگوید: کارگران، تولید کنندگان سود هستند. سود به ازای هر کارگر زیاد شده است اما حقوق کارگران به عنوان تولیدکنندگان سود به نسبت سود بالا نرفته است).

حال باید دید در آمریکای امروز دوقطبی شده که البته به نوعی میراث از ۲۰۰۴  به بعد هم هست باراک اوباما چگونه امسال را به پایان خواهد رساند و تکلیف انتخابات میان دوره ای ماه نوامبر (۹ ماه دیگر) چه خواهد شد. اما همین که فردی مانند کریس کریستی، فرماندار نیوجرسی و یکی از مهمترین کاندیداهای جمهوری خواهان، می گوید که مردم از تصمیم گیری های جناحی خسته شده اند و به دنبال این هستند که کارها در واشنگتن با توافق پیش برود بدان معنی است که باراک اوباما نتوانسته است در تحقق وعده انتخاباتی اش موفق باشد. به همین دلیل است که کریسی کریستی جمهوری خواه که حتی رای بسیاری از دموکرات ها، جوانان و لاتین تبارها – که به صورت سنتی طرفدار دموکرات ها هستند – را در نیوجرسی بدست آورد، هنوز پس از شش سال ریاست جمهوری اوباما همان حرف هایی را می زند که آقای اوباما در سال ۲۰۰۷ تکرار می کرد. وعده دوباره «تغییر» باز هم در واشنگتن.

safe_image