نوشته های برچسب خورده با ‘جنبش سبز’

مقاله ام در ندای سبز آزادی در نقد صحبت های محمدرضا باهنر:

نه برادر، با دسته کورها که طرف نیستی رفیق. همین احمدی نژاد 6 سال تمام تحقیرتان کرد و به قول شما هم الان کاندیدای 24 میلیونی است. از دل یک کاندیدای 24 میلیونی که رئیس دولت شماست، جریان انحرافی را علم کردید که هر روز آن را بکوبید و خدا می داند برای سقوطش لحظه شماری می کنید که تازه به حسابکشی بپردازید، آن وقت به میرحسین موسوی شماها رحم می کردید؟

کامل مقاله را اینجا بخوانید.

 

 

Advertisements

مقاله ام در ندای سبز آزادی با عنوان حزب محافظه کاران: زمانی «جان استورات میل» حزب محافظه کاران را حزب آدم های احمق نام نهاده بود. «ادموند برک» پدر محافظه کاری را نیز از این رو «مغز محافظه کاری» می نامند، چون که محافظه کاران اصلن «مغز» ندارند. توصیفاتی که بیان کاملی از محافظه کاری امروز ایرانی و میراث دار خودخوانده پنجاه ساله آن یعنی حزب موتلفه اسلامی هم هست. حزبی که در تمام تاریخ انتخابات بعد از انقلاب، در هیچ یک پیروز نبوده و البته همیشه خود را طلبکار رای مردم دانسته است. …

این محافظه کاران سنتی را نه تنها اصلاح طلبان که حتی نومحافظه کاران تندرو نیز دیگر قبول ندارند و به بازی نمی گیرند. آقای بادامچیان و دوستانش، لازم نیست برای اصلاح طلبان نسخه مسیحایی بپیچد و دم از مرزبندی با به اصطلاح فتنه گران بزند که این آرزوی افتراق اصلاح طلبی و جنبش سبز را هرگز زنده نخواهد ماند تا ببیند. به جای آن بهتر است به آخرین مقاله سایت رجانیوز – ارگان نومحافظه کاران تندرو – نگاهی بیندازد تا ببیند چگونه این آقای «تاریخ زنده انقلاب» را در «توهم رهبری نیروی های انقلابی» می خواند که نه از دوم خرداد 76 و نه از 3 تیر 84 درس نگرفته است. و این شاید تنها از معدود دفعاتی باشد که رجانیوز درست می نویسد آقای بادامچیان. شماها از تاریخ درس نمی گیرید چون متعلق به محافظه کار هستید و حزب محافظه کاران جایی برای آدم های باهوش ندارد.

کامل مقاله را در ندای سبز آزادی بخوانید.

نوشته ای که در ذات، به نفی خودش بپردازد و جملات اساسی آن در تناقض باشند، یک نوشته ناقص است و تا زمانیکه برای این تناقضات، پاسخ های قانع کننده پیدا نشود و یا مدل های پیش بینی جایگزین پیشنهاد نگردد، این نوشته تنها دستخطی فقط برای ثبت در تاریخ خواهد بود، نه راهنمای عمل گروه های سیاسی و کنش گران انتخاباتی. همین نقطه ضعفی که یادداشت جمعی تحت عنوان «اساتید علوم سیاسی» به نام «فعالیت های سیاسی اصلاح طلبان، انتخابات و گزینه های پیش روی» با آن مواجه است. …

شاید حتی بتوان گفت در مقیاسی کمتر، گروه ها و دسته جاتی بتوانند تشکیلاتی را برای انتخابات و فعالیت کاندیدای اصلاح طلب معتدل فراهم آوردند. این جا سئوال کلیدی دیگری مطرح می شود که این کاندیدای اصلاح طلب معتدل که بدون در نظر گرفتن تمام تناقضات قبلی، حالا در انتخابات حاضر شده کیست؟ او چه کسی است که «سلامت انتخابات» را شرط «حضور خود در انتخابات» می نامد و حاضر است در صورت مشاهده اولین نشانه های عدم سلامت انتخابات، متعهد به کناره گیری شود؟ اصلن نشانه عدم سلامت انتخابات چگونه سنجیده می شود؟ فردا اگر کاندیدای اصلاح طلب معتدل مدعی شد که انتخابات سالم برگزار می شود و نشانه ای از عدم سلامت در آن وجود ندارد، چه کسی است که تعهد او را به یادش بیاورد و چه تضمینی برای این اجرایی شدن تعهد او وجود دارد؟ ما مدل هایی خفیف تر از تعهدهای اینگونه، نظیر نامزدی افرادی مانند آقای تابش در همین انتخابات مجلس قبل و ادعای بیمارگونه ایشان در مورد ایجاد فضای رقابتی در انتخابات را قبلن کم ندیده ایم. سئوال بعدی اینکه اگر انتخابات ناسالم بود و بر این کاندیدای اصلاح معتدل هم عدم سلامت انتخابات مسجل شد، اما پیغام و پسغامی آمد که شما باید تا آخر در صحنه باشید و اگر از صحنه کنار بروید مثل فتنه گران و انحرافیون هستید چه؟

مقاله ام را در نقد یادداشتی که به نام جمعی از اساتید علوم سیاسی منتشر شد و مدل کاندیداتوری یک اصلاح طلب معتدل را برای انتخابات آتی ریاست جمهوری پیشنهاد نمود در ندای سبز آزادی می توانید بخوانید.

اصلاح طلب خوب، اصلاح طلب مرده نیست؛ مقاله ای در ندای سبز آزادی در چرایی کاندیداتوری ناطق نوری:

انتخابات ریاست جمهوری سال 92 هم از جنس همین بازی هاست. بازی باخت و مهره هایی که شرط بندی روی آنها، شرط بندی روی اسب بازنده است و اگرچه برخی تحلیل گران وطنی با توهمی رویایی وعده «دوم خرداد 76» با کاندیداتوری معاون اول دولت اصلاحات را می دهند، اما در بی عملگی سیاسی آنها همین بس که یک روز پیش از 3 تیر 84 هم هاشمی رفسنجانی را برنده انتخابات می دانستند. به اضافه اینکه پس از 4 سال تا خرداد 88 و 3 سال بعد تا امروز، هنوز درک نکرده اند که مناسبات ریاست جمهوری دیگر به تنهایی معطوف به صندوق رای نیست و برخلاف آنکه می گویند امثال «عارف» ممکن است رد صلاحیت شوند و به همین دلیل اصلاح طلبان می توانند سراغی از «قالیباف» بگیرند، این فرض آنها هم از همین توهم رویایی سیاسی شان سرچشمه می گیرد که اتفاقاً اگر عارف و فردی در شکل و شمایل او – به عنوان «اصلاح طلبان راضی» – کاندیدا شود حتماً تایید صلاحیت هم می گیرد تا اصلاح طلبان دوباره ببازند و این شکست البته اگر به نام اصلاح طلبی تمام شود، به مثابه کوبیدن میخ اصلاحات بر تابوت جنبش سبز است.

کامل مقاله را اینجا بخوانید.