نوشته های برچسب خورده با ‘جمهوری خواهان’

در آخرین روز – یا شب – گزارش های روزانه در مورد انتخابات آمریکا، نقشه انتخاباتی آمریکا به نفع هیلاری کلینتون است. در این یادداشت کوتاه که ویدئوی آن هم ضمیمه است در مورد این نقشه و مسیر پیروزی ترامپ و کلینتون صحبت می کنیم و محتمل ترین گزینه از گزینه های موجود را شرح می دهم.

هیلاری کلینتون با 224 رای الکترال از دانلد ترامپ با 180 رای الکترال به مراتب مسیر راحت تری برای پیروزی دارد. اما در هر صورت 134 رای مردد در 10 ایالت سرنوشت نهایی انتخابات را تعیین خواهد کرد.

electoralmap_base

 

مسیر ترامپ برای پیروزی

ترامپ 180 رای الکترال تضمین شده دارد، معنی اش اینست که او برای پیروزی و رسیدن به حداقل 270 رای الکترال باید حداقل 90 رای الکترال دیگر بدست آورد. کمپین ترامپ امیدوار است با پیروزی در فلوریدا با 29 رای، کارولینای شمالی با 15 رای، اهایو با 18 رای، آیوا با 6 رای و آریزونا با 11 رای به 79 رای دیگر و مجموعا 259 رای الکترال دست پیدا کند (در میان این گزینه ها پیروزی ترامپ در فلوریدا کمتر محتمل است و در آریزونا هم با شک و تردید همراه است). در این شرایط او به 11 رای دیگر احتیاج دارد که انتخابات را با 270 رای ببرد یا به 10 رای احتیاج دارد تا انتخابات 269 به 269 مساوی شود و مجلس نمایندگان تکلیف رئیس جمهور را نعیین کند.

اگر او بتواند هر کدام از ایالت های پنسیلوانیا (20 رای) یا میشیگان (16 رای) را پیروز شود به هدفش دست پیدا کرده است. مسیر دیگر پیروزی در کلورادو (9 رای) به همراه نوادا (6 رای) یا نیوهمشایر (4 رای) است تا حداقل 270 رای را بدست آورد. و در نهایت اگر هم نوادا را به همراه نیوهمشایر ببرد مجموعا 10 رای اضافه بدست خواهد آورد و انتخابات 269 به 269 مساوی می شود. حتی در این حالت، 1 رای منطقه 2 ایالت مین (مین 4 رای دارد اما رای منطقه 2 جداگانه خوانده خواهد شد) می تواند برای ترامپ تعیین کننده باشد تا با پیروزی در آن، بدون رفتن به مجلس نمایندگان رئیس جمهور آمریکا شود.

trumpmap

 

مسیر کلینتون برای پیروزی

کلینتون 224 رای الکترال تضمین شده دارد. یعنی او برای پیروزی و رسیدن به عدد 270 رای الکترال باید حداقل 46 رای بدست آورد. کل تیم کلینتون (شامل خودش و همسرش به همراه رئیس جمهور و همسرش) روز قبل از انتخابات به فیلادلفیا در قسمت شرقی ایالت پنسیلوانیا رفتند که پایه رای دموکرات ها در این ایالت است. تیم کلینتون امیدوار است 20 رای پنسیلوانیا به همراه 16 رای میشیگان (کلینتون دیروز میشیگان بود) آرای او را 36 رای دیگر افزایش دهد و در این حالت تنها 10 رای برای رئیس جمهور شدن او کافی است.

این 10 رای می تواند از هر کدام از ایالت های فلوریدا، کارولینای شمالی، آریزونا یا اهایو بدست آید (اهایو نامحتمل ترین است و فلوریدا محتمل ترین). حتی در غیر از این شرایط، یعنی شکست در همه آنها، پیروزی در 2 ایالت از 3 ایالت نوادا، نیوهمشایر و کلورادو ریاست جمهوری کلینتون را تضمین می کند. در میان این سه ایالت هم برنده شدن هیلاری در آیوا تقریبا تضمین است و احتمال آن در کلورادو هم خیلی بالاست.

clintonmap

نقشه الکترال محتمل

بر اساس نظرسنجی ها، مدل های انتخاباتی، آرای زودهنگام و وضعیت اقتصادی و جمعیتی ایالت های سرنوشت ساز، کلینتون 319 رای و دانلد ترامپ 219 رای بدست خواهند آورد. ترامپ در کارولینای شمالی، اهایو و آیوا پیروز می شود و کلینتون آرای فلوریدا، پنسیلوانیا، میشیگان، نیوهمشایر، کلورادو، آیوا و آریزونا را بدست خواهد آورد. مهمترین دلیلی که کارولینای شمالی را به ترامپ دادم آرای زودهنگام در این ایالت و مقایسه آن با سال 2012 است که با کاهش آرای آمریکایی های آفریقایی تبار هم همراه است. همینطور اگرچه آریزونا را بسیاری اعتقاد دارند هیلاری به احتمال زیاد در آن پیروز نمی شود، اما مشارکت بالای لاتین تبارها در آریزونا، فلوریدا و آیوا باعث شده که این سه ایالت را متعلق به کلینتون بدانم (در آریزونا در هر حال اختلاف به نظر من از 50 یا 60 هزار رای بیشتر نخواهد بود).

electoralmap2016forcast

بررسی نتایج را از چه ایالت هایی شروع کنیم؟

وقت رای دادن در ساعت 7 شب به وقت شرق آمریکا در نیوهمشایر و ویرجینیا و در ساعت 7:30 در اهایو و کارولینای شمالی به اتمام می رسد. اگر رقابت چندان نزدیک نباشد ظرف 2 ساعت بعد از آن پیروز انتخابات در این ایالت ها تقریبا مشخص است. ساعت 8 شب به وقت شرق آمریکا شهروندان ساکن فلوریدا و پنسیلوانیا آخرین آرای خود به صندوق می ریزند (فلوریدا یک قسمت غربی دارد – پنندل – که یک ساعت از بقیه مناطق این ایالت عقب تر است و بیشتر هم به جمهوری خواهان رای می دهد). در این حالت هم بسته به اینکه نتیجه انتخابات چقدر به نفع یا ضرر یک کاندیدا محتمل باشد ظرف یک یا دو ساعت تکلیف مشخص می شود.

آریزونا، کلورادو، میشیگان، نیومکزیکو، مینسوتا و ویسکانسین در ساعت 9 شب و بالاخره نوادا و آیوا در ساعت 10 شب به وقت شرق آمریکا شعبه های رای را خواهند بست. بسته به اینکه مسیر پیروزی در ایالت ها برای کدام از یک دو کاندیدا هموارتر خواهد بود حداکثر تا ساعت 12 شب پیروز انتخابات مشخص است و همانطور که گفتم اگر کلینتون در ایالت هایی که امیدوار است پیروز شود به پیروزی برسد تا ساعت 11 یا 10 شب منتظر تماس دانلد ترامپ خواهد بود که پیروزی هیلاری را تبریک بگوید. در غیر اینصورت حداکثر تا ساعت 12 یا 1 نیمه شب نتیجه مشخص می شود (البته این درحالی است که رقابت در ایالت ها به اندازه ای نزدیک نباشد که نتوان گفت چه کسی پیروز است).

در عین حال نرخ مشارکت ترامپ در میان سفیدپوستان و کلینتون در میان اقلیت ها از طریق اگزیت پل ها هم برآوردی به ما می دهد که چه کسی در نهایت در هر کدام از این ایالت ها با احتمال بیشتر پیروز خواهد شد.

چه مناطقی از رای را با دقت پیگیری کنیم تا از لحاظ آماری پیش بینی زودتری از پیروز انتخابات داشته باشیم؟

در اهایو، کلینتون باید مناطق حومه کلیولند، کلومبوس و سینسیناتی را با آرای بالا (به عنوان مثال در کلیولند با 150 تا 200 هزار رای) ببرد تا بتواند پیروز این ایالت شود. اطراف تولیدو در اهایو از سال 1976 تا کنون به کاندیدای پیروز انتخابات رای داده است. همینطور، کاندیدای پیروز در ویگو کانتی در ایندیانا از سال 1956 تاکنون رئیس جمهور آمریکا شده است. اگر آرای این منطقه را داشته باشیم شاید زودتر پیروز انتخابات را پیش بینی کنیم. منطقه بعدی هیلزبورو کانتی در فلوریداست که در 20 انتخابات گذشته به غیر از سال 1992 به کاندیدای پیروز رای داده است.

county2watch

و در انتها ویدئوی شب آخر که به غیر از نقشه الکترال در مورد آخرین نظرسنجی ها و اهمیت ایالت اهایو در انتخابات آمریکا هم توضیح دادم

 

 

 

Advertisements

مصاحبه امروزم با بی بی سی فارسی و در آستانه مناظره اول هیلاری و ترامپ. نظرسنجی ها از نزدیک ترشدن انتخابات خبر می دهند و با اینکه هنوز شانس هیلاری کلینتون در تمام مدل های انتخاباتی از ترامپ بیشتر است اما ترامپ در طی یک ماه گذشته فاصله اش را با هیلاری کلینتون کم کرده است. حالا این مناظره هم برای ترامپ و هم هیلاری مهم است. ترامپ برای اینکه تبلیغ تیم تبلیغاتی کلینتون را بی اثر کند که ترامپ را متهم می کند شخصیت رئیس جمهور شدن ندارد. کلینتون هم به این جهت که از شانس مناظره برای تاثیر بر آرای جوانان و طرفداران گری جانسون استفاده کند و آنها را به سمت خودش جلب نماید.

 

امنیت ملی و تروریسم از جمله مواردی هستند که آمریکایی ها به صورت سنتی، جمهوری خواهان را در آن صاحب صلاحیت بیشتری نسبت به دموکرات ها می دانند (گزارش AEI). در ماه دسامبر سال گذشته (2015) برای اولین بار طی سالیان اخیر – از سال 2001 تا امروز – نحوه مواجه دولت با تروریسم در نظرسنجی های موسسسه «پیو» منفی شد؛ یعنی درصد تعداد کسانی که اعتقاد داشتند دولت برای حل بحران تروریسم مسیر درستی را انتخابات نکرده است بیشتر از درصد درصد کسانی شد که خلاف این اعقاد را داشتند و تاحدی اطمینان خودشان را به دولت بیان می کردند (لینک). در همین نظرسنجی 46 درصد از پاسخ دهندگان گفته بودند که در بحث تروریسم به جمهوری خواهان بیشتر اعتماد دارد؛ تقریبا 12 درصد بیشتر از کسانی که اعتمادشان را به دموکرات ها بیان می کردند.

کمپین ترامپ از آغاز انتخابات به خصوص در مرحله نهایی و رقابت با کلینتون سعی داشته است تا بحث امنیت ملی و تروریسم را که مزیت رقابتی جمهوری خواهان است به نفع خودش برجسته کند. استراتژیست های کمپین ترامپ تمام تلاش خود را کردند تا نشان دهند کلینتون در همه موارد ادامه دهنده راه اوباماست و از این منظر فرقی بین کلینتون و اوباما – ی ضعیف به تعبیر کمپین ترامپ- در مسائل اقتصادی و در مسائل مرتبط با امنیت ملی وجود نخواهد داشت. به همین دلیل بزرگ شدن بحث تروریسم و حوادث مشابه آنچه که در اروپا یا در کالیفرنیا اتفاق افتاد به نفع ترامپ خواهد بود. این امر دقیقا مشابه مدل انتخاباتی سال 2004 جرج بوش بود که تاکید می کرد رقیب وی یعنی جان کری برای مقابله با تروریست ها ضعیف است و در زمانی که مسئله اصلی کشور امنیت ملی و تروریسم است، جان کری مسائل دیگری را مهم می داند و درکی از اهمیت بحث تروریسم ندارد (این ویدئو و این یکی را ببینید). نظرسنجی هم در عین حال اهمیت بحث تروریسم را به صورت مشهودی در انتخابات اخیر نشان می دهند. در نظرسنجی دانشگاه جرج واشنگتن، 43 درصد آمریکایی ها گفته اند که از اینکه خودشان یا نزدیکانشان در معرض یک خطر تروریستی قرار بگیرند هراسان هستند. همچنین در نظرسنجی ماه جولای موسسه پیو، اقتصاد، تروریسم و مهاجرت از جمله مهمترین مواردی بودند که رای دهندگان بر اساس آنها در انتخابات سال 2016 ریاست جمهوری تصمیم خواهند گرفت (لینک).

با تمام اینها اما رقابت دونفره بین ترامپ و کلینتون در بحث مسائل مرتبط با امنیت ملی و تروریسم از مدل کلی جمهوری خواه و دموکرات تبعیت نمی کند. این نتایج نظرسنجی ABC News است در همین مورد که خانم کلینتون دست بالاتر را دارد و این یکی هم نظرسنجی فاکس نیوز که باز هم در آن خانم کلینتون این بار 47 به 46 از آقای ترامپ پیش است. در مورد دلیل این امر می توان به 2 نکته اشاره کرد. اولی سابقه خانم کلینتون در اتخاذ مواضع سخت گیرانه تر در موارد مشابه گذشته ( به خصوص در دورانی که سناتور ایالت نیویورک بود) است و دومی هم از پیش دستی کمپین هیلاری کلینتون در ساختن تصویری از ترامپ است که مطابق آن، اساسا آقای ترامپ از ویژگی های شخصیتی یک رئیس جمهور برخوردار نیست؛ بنابراین در این موضوع، مدل کلاسیک جمهوری خواه – دموکرات صادق نیست. باید بر اساس مدل ترامپ – کلینتون بحث کرد و مطابق آن هم کلینتون قابل اعتماد تر است.

این توضیح کوتاهی بود در مورد مصاحبه با برنامه 60 دقیقه بی بی سی فارسی پس از حوادث تروریستی روز گذشته در نیویورک. در اینکه حتی این مورد می تواند تحت شرایطی به نفع کلینتون هم باشد، تفسیرهای انتخاباتی – و از منظر کمپین ها – وجود دارد. از جمله اینکه این امر می تواند بخشی از آرای کاندیداهای فرعی از جمله گری جانسون را که از رای دهندگان بالقوه به هیلاری کلینتون بدست آورده است را پس بگیرد و به هیلاری بدهد. ترامپ هم در آن سو، البته تلاش می کند این بحث تروریسم و امنیت ملی را برجسته کند. او امیدوار است هیلاری را با اوباما پیوند بزند و با شعار رئیس جمهور جریان تغییر که آمده است قدرت آمریکا را بازیابی کند، این ریاست جمهوری دوره سوم اوباما را که به کنایه در مورد هیلاری کلینتون به عنوان حافظ وجود می گوید برگ برنده خود بداند. هرچند در نهایت به نظر من، مزیت رقابتی ترامپ در بحث های اقتصادی و یک جور ملی کردن اقتصاد آمریکایی است که کم طرفدار ندارد. اینها البته موضوع بحث این ویدئو نیست و به همین دلیل از اشارات کامل تر اینجا خودداری می کنم.

 

این مصاحبه ام است با برنامه 60 دقیقه بی بی سی در خصوص نتایج رقابت های مقدماتی دموکرات ها و جمهوری خواهان در نیویورک که با پیروزی هیلاری کلنیتون و دانلد ترامپ به پایان رسید و هر دو با این پیروزی جلوی مومنتوم رقبای اصلی خودشان را که طی هفت، هشت انتخابات گذشته در ایالت های کمتر بااهمیت ایجاد شده بود گرفتند. هر دو با اطمینان بیشتر به رقابت های هفته آینده در پنسیلوانیا، مری لند، کنتیکت، رود آی لیند و دلور می روند. بازی برای سندرز تمام شده است و هیلاری کاندیدای دموکرات هاست، به خصوص اینکه هفته آینده فاصله تعداد دلگیت های هیلاری و برنی دوباره به بالای 300 تا می رسد تا پس از چند رقابت کم اهمیت در ماه مه به استقبال 7 جون و رقابت های کالیفرنیا (و نیوجرسی) بروند.

برای جمهوری خواهان و ترامپ اما رقابت در 3 ماه مه مهمترین است که در ایندیانا برگزار می شود و تمام برنامه تد کروز این است که مومنتوم ترامپ را در ایندیانا بگیرد با 57 دلگیت بگیرد تا با دست بازتر در کنوانسیون حاضر شود و امید داشته باشد با نرسیدن ترامپ به 1237 رای لازم، رای دلگیت ها را در دور دوم، سوم یا حتی چهارم رای گیری بدست آورد. کاری که البته راحت نیست و من هم فکر نمی کنم در نهایت ترامپ در رقابت های نهایی، غایب باشد. تصور اینکه ترامپ با 1100 یا 1200 رای به کنوانسیون برود و کاندیدای دیگری انتخاب شود چندان آسان نیست. غیرممکن و محال نیست اما احتمالش خیلی کم است.

عنوان این مطلب را از گزارش بهمن کلباسی وام گرفته ام

مصاحبه ام با برنامه 60 دقیقه بی بی سی بعد از پیروزی سناتور سندرز و سناتور کروز در ایالت ویسکانسین و پیش به سوی انتخابات در نیویورک و 5 ایالت دیگر شمال شرقی آمریکا شامل پنسیلوانیا، مری لند، کنتیکت، دلور و رودآیلند در ماه آوریل. از نظر تعداد رای نمایندگان حزبی در کنوانسیون بعد از نیویورک، پنسیلوانیا و مری لند از بقیه مهمتر هستند. در ماه «می» انتخابات مهمی به غیر از «ایندیانا» – از لحاظ تعداد دلگیت ها» برگزار نمی شود اما در ماه جون انتخابات در کالیفرنیا و نیوجرسی از بقیه مهمترند.

این هم یک لینک مصاحبه ای با من در مورد انتخابات در آمریکا در وب سایت نگام با عنوان اوباما تکرارنشدنی و کلینتون بازیگر سیاست خارجی

 

در این ویدئوی 12 دقیقه ای که بخشی از برنامه افق صدای آمریکا در خصوص انتخابات ریاست جمهوری 2016 آمریکاست خیلی خلاصه الگوی رای دهی در انتخابات مقدماتی آمریکا را در میان دموکرات ها و جمهوری خواهان توضیح می دهم و همینطور می گویم که در انتخابات نهایی آرای الکترال ایالت ها چگونه تقسیم می شوند و ایالت های سرنوشت ساز کدام ها هستند

انتخابات مقدماتی ریاست جمهوری 2016 آمریکا در نیوهمشایر هم سه شنبه شب انجام شد و تقریبا نامزدهای اصلی هر دو حزب اصلی (و درصد احتمال حضور کاندیدای مستقل خارج از این دو حزب) معلوم شدند. در دو تا ویدئو که در زیر این پست گذاشتم در مورد این انتخابات و انتخابات بعدی کمی در مصاحبه با بی بی سی و صدای آمریکا کمی توضیح داده ام. یک ویدئوی دیگر هم هست در مصاحبه با بی بی سی اما کمی قدیمی تر است. پیش از آغاز انتخابات مقدماتی. یک توضیحات تکمیلی هم اینجا می آورم.

جمهوری خواهان

در کمپ جمهوری خواهان دانلد ترامپ، تد کروز، مارکو روبیو، جان کیسیک و جب بوش پنج نفری هستند که هنوز روی کاغذ شانس پیروزی دارند؛ هرچند شانس کیسیک و بوش کمتر از بقیه است.

انتخابات بعدی 20 فوریه در کارولینای جنوبی برگزار می شود که مانند آیوا بین 50 تا 70 درصد رای دهنده سفیدپوست مذهبی (اونجلیکا) دارد. جایی که به نظرم شانس ترامپ و کروز بالاست. تفاوت ش با آیوا این است که انتخابات به صورت سیستم رای گیری پای صندوق است (مانند نیوهمشایر) و نه مجمع ایالتی یا کاکس. به همین دلیل به آن اندازه ای که نیروی پای کار در آیوا نیاز بود تا در روز انتخابات بتواند افراد بیشتری را به مجامع ایالتی بکشاند، برای کارولینای جنوبی نیاز نیست. مارکو روبیو و جب بوش هم در این ایالت شانس دارند و هر دو به دنبال رای طرفداران میانه رو حزب و حامیان مالی پولدار هستند که دیگر کم کم باید بین این 2، نفر مطلوب خودشان را انتخابات کنند (پیش بینی من روبیو است). کیسیک در کارولینای جنوبی شانسی ندارد.

ایالت بعدی برای جمهوری خواهان هم کاکس نوادا در 23 فوریه است. جایی که اکثریت لاتین تبار دارد و این مزیت بوش و روبیو به سایر رقباست و البته ترامپ هم که اساسا، گروه رای ش فراتر از تقسیم بندی های معمول است اینجا شانس بالایی دارد. کروز و کیسیک اینجا در نواد جای زیادی ندارند.

دموکرات ها

در میان دموکرات ها اما رقابت، حداقل در سطح رسانه ها جدی تر شده است. کمپین هیلاری کلینتون احتمال شکست خودش را در ایالت نیوهمشایر می داد اما نه با این اختلاف. هیلاری کلینتون در قمست های جنوبی ایالت که به ماساچوست نزدیک است و در سال 2008، هیلاری در آنجاها اوباما را برده بود، این بار به سندرز باخت. در قسمت های غربی هم فاصله رای شان به نفع سندرز بسیار بود.

کمپین هیلاری از لحاظ «پیام کمپین» مشکل دارد و او هنوز نتوانسته رای دهندگان سفیدپوست لیبرال را قانع کند که کاندیدای آینده است نه گذشته. همچنین هیلاری را اکثر رای دهندگان در نیوهمشایر – و تقریبا کل آمریکا – صادق هم نمی دانند.

با تمام اینها و برخلاف روایت غالب، نیوهمشایر برای هیلاری کلینتون شکست تمام نبود. دلیل: مطابق اگزیت پول ها، اصلی ترین دلیل شکست هیلاری، رای بالای رای دهندگانی بود که به صورت مستقل در مقدماتی دموکرات ها رای دادند (41 درصد کل آرا). کسانی که ثبت نام کرده حزب دموکرات نبودند. هیلاری در میان این گروه 72 به 28 درصد انتخابات را باخت. اما در میان رای دهندگان فقط دموکرات تفاوت هیلاری و سندرز در این ایالت فوق العاده سفیدپوست و لیبرال تنها 4 درصد بود.

نکته دیگر رای کسانی است که در روز آخر تصمیم گرفتند. در میان آنها هیلاری 48 به 44 برنده بود. اکثریت رای دهندگان به سندرز – بالای 70 درصد – کسانی بودند که حداقل از یک ماه قبل تصمیم خودشان را گرفته بودند. این مشخص می کند که پیام هیلاری بعد از پیروزی در آیوا و مناظره موفق قبل از مقدماتی نیوهمشایر، به خوبی توسط مخطابانش درک شده است. این معنی اش این نیست که مشکل هیلاری در میان جوانان و لیبرال ها حل شده و ایرادی بر کمپین او نیست.

دموکرات ها در 20 فوریه برای انتخابات به نوادا می روند. جایی که بین 30 تا 50 درصد رای دهندگان آن غیرسفید پوست هستند (اکثرا لاتین تبارها). در عین حال کاکس ایالت نوادا، کاکس بسته است یعنی مستقل ها نمی توانند در آن رای بدهند. رای دهندگان باید به عنوان دموکرات ثبت نام کرده باشند. اینها مزیت های رقابتی هیلاری به سندرز در آیوا است

و در نهایت 27 فوریه و کارولینای جنوبی. جایی که بالای 50 درصد رای دهدگان غیرسفیدپوست هستند (اکثریت آمریکایی های آفریقایی تبار) و در اینجا هم هیلاری شانس بالاتری دارد. (در مورد این موارد پیش از این در اینجا به تفصیل نوشتم).

2 هفته مانده تا قبل از سه شنبه بزرگ (در اول مارچ) یعنی انتخابات در نوادا و کارولینای جنوبی، ترکیب انتخابات را مشخص تر از قبل می کند. از تعداد کاندیداهای جمهوری خواه حتما کم می شد. برای دموکرات ها اما معلوم می شود که سندرز قادر به ادامه رقابت هست یا نه. یعنی می تواند پیامش را به طرفداران برابری طلب ش در میان اقلیت ها برساند. پیش بینی من است که نمی تواند. باید دید

 

 

 

 

 

پنج کاندیدا از میان نامزدهای جمهوری خواه (بوش، روبیو، کروز، واکر و فیورینا) به کالیفرنیا رفته بودند تا در مراسم ویژه جمع آوری کمک های مالی توسط برادران کک شرکت کنند. دونالد ترامپ در یک پیغام توییتی، برای آنها آرزوی موفقیت کرد اما گفت که آیا اینها “عروسک خیمه شب بازی» نیستند که برای پول برادران کک، «التماس» می کنند؟ برادران کک از طریق های سازمان هایی که برای تامین هزینه های انتخاباتی 2016 تدارک دیده اند قصد دارند تا 900 میلیون دلار برای انتخابات 2016 به نفع جمهوری خواهان هزینه کنند). توییت آقای ترامپ، 4 روز قبل از اولین مناظره انتخاباتی نامزدهای جمهوری خواه برای تعیین کاندیدای سال 2016 منتشر شد. مناظره ای که قرار است 10 کاندیدای جمهوری خواه را در روز پنج شنبه (فردا) به ایالت اوهایو (کلیولند) بکشاند تا در آنجا به میزبانی شبکه خبری فاکس نیوز، پاسخ گوی سئوالات مگان کلی، کریس والاس و برت بیر باشند (لینک). مناظره روز پنجشنبه 6 آگوست البته یک میزبان دیگر هم دارد؛ «فیس بوک» که کاربران آن می توانند به صورت آن لاین در روند مناظره مشارکت کنند و احتمالا واکنش های آنان در زمان مناظزه یکی از مهمترین منابع و داده های انتخاباتی برای کاندیداها خواهد بود (چیزی شبیه فوکس گروپ ها البته در مقیاسی بسیار بزرگ تر + صفحه نیویورک تایمز در مورد مناظره). در عین حال مناظره کاندیدهای جمهوری خواه برای دموکرات ها هم کم اهمیت نیست. به همین دلیل این لینک را کمپین ملی حزب دموکرات (و این یکی از کمپین هیلاری کلینتون) برای اعضای خود ارسال کرده تا از آنها بخواهد مناظره را توسط لینکی که آنها ارائه می دهند دنبال کنند. هدف: پیگیری واکنش ها نسبت به مواضع کاندیداهای جمهوری خواه برای برنامه ریزی های انتخاباتی.

فاکس نیوز گفته بود در مناظره اصلی روز 5 شنبه، 10 تن از کاندیداهای که در پنج نظرسنجی آخر تا روز 3شنبه (چهارم آگوست)، بیشترین آرا را به دست آورده باشند برای مناظره دعوت می کند و حالا بر اساس این گزارش، کاندیداها شامل دونالد ترامپ، جب بوش، اسکات واکر، مارکو روبیو، تد کروز، مایک هاکبی، بن کارسن، رند پال، کریس کریستی و جان کیسیک خواهد بود. تنها زن جمهوری خواه (کارلی فیورینا، مدیراجرایی پیشین شرکت HP) و کاندیدای سال 2012 و فرماندار پیشین تگزاس (ریک پری) به همراه ریک سنتوروم (که در سال 2012 با میت رامنی تا ماه های آخر رقابت کرد)، بابی جیندال (هندی الاصل و فرماندار لوئیزیانا)، لیندزی گرم (سناتور کارولینای جنوبی و رفیق صمیمی جان مک کین)، جرج پتاکی (فرماندار پیشین نیویورک) و جیم گیلمور (فرماندار پیشین ویرجینا) به مناظره اصلی راه پیدا نمی کنند و برای مناظره 1 ساعته قبل از مناظره اصلی دعوت خواهند شد.

بخش مهمی از اهمیت مناظره های کاندیداها تا آغاز انتخابات مقدماتی، به دلیل درصد بالای آرای جمهوری خواهان خیلی محافظه کار به خصوص در 2 ایالت آیوا و کرولینای جنوبی جنوبی است. به همین دلیل کاندیداهایی که سابقه عملکرد محافظه کارانه بیشتری دارند و مذهبی هستند در این ایالت ها طرفداران بیشتری را هم به خود جذب می کنند. در میان جمهوری خواهان خیلی محافظه کار، مارکو روبیو از همه بیشتر طرفدار دارد. رده های بعدی هم به تد کروز، ریک پری، مایک هاکبی، ترامپ و اسکات واکر می رسد (نظرسنجی گالوپ). در میان ایالت های اولیه که در آن ها رقابت های مقدماتی زودتر از بقیه انجام می شود، می توان از نیوهمشایر و نوادا هم نام برد که البته به اندازه دو ایالت قبلی رای دهندگان محافظه کار ندارند (گردهمایی 14 کاندیدای جمهوری خواه در نیوهمشایر، آمادگی برای مناظره روز 5شنبه). در نیوهمشایر رای جمهوری خواهان میانه رو اهمیت دارد و در نوادا، آرای اقلیت ها تعیین کننده است.

موضوعات مختلفی (+) در این اولین مناظره مورد بحث قرار می گیرد (سئوال های مردم در نظرسنجی های گالوپ) که مهمترین شان موضوعات داخلی در آمریکا از قبیل اقتصاد (جایی که مزیت رقابتی ترامپ هم هست)، طرح خدمات درمانی اوباما، آموزش و پروش دولتی یا ایالتی (خصوصی) و … خواهد بود (مقاله جرالد سیب در همین مورد و مقاله توماس فریدمن). برای ایرانی ها مهمترین موضوع قابل بحث، البته ایران و سیاست خارجی است (لینک). جایی که تقریبا همه کاندیداهای جمهوری خواه مخالفت خودشان را با توافق هسته ای ایران و آمریکا اعلام کرده اند. افرادی مانند اسکات واکر (فرماندار ویسکانسین، مورد حمایت تی پارتی) گفته اند که در روز اول ریاست جمهوری شان، این توافق را بهم می زنند (هرچند به نظرم چنین ادعایی امکان پذیر نیست + پاسخ اوباما). دیگرانی هم هستند که ادعا کرده اند به عنوان اولین برنامه های شان این توافق را رد خواهند کرد (ریک پری، فرماندار پیشین تگزاس، مارکو روبیو سناتور فلوریدا + لینک + ویدئوی تبلیغاتی). هرچند کسانی هم در میان این کاندیدهای اصلی حضور دارند که با احتیاط بیشتری صحبت می کنند و علی رغم اعلام مخالفت با این توافق، هرگونه تصمیم گیری در خصوص آن را منوط به گزارش های دریافتی از نهادهای اطلاعاتی و سیستم اداری ریاست جمهوری می دانند (جب بوش این دیدگاه را مطرح کرده است؛ پاسخ بوش به اسکات واکر).

در بحث سیاست خارجی، در میان این کاندیداها، رند پال به نوعی از دیگران متفاوت است. رند پال خودش را وارث سنت لیبرترین ها می داند که مبتنی بر عدم دخالت در کشورهای دیگر است. هرچند که او تاحدی از این سنت کلاسیک لیبرترین ها که سال ها توسط پدرش (ران پال) نمایندگی می شد فاصله گرفته است تا بتواند حامیان مالی بیشتری جذب کند و سران حزب را کاملا از خود نراند. تاکتیکی که البته به نظر می رسد ناموفق بوده است. او اکنون برخلاف تصوری که در ابتدا می رفت، در نظرسنجی ها و جمع کمک های مالی از برخی رقبای خودش مانند مارکو روبیو، تد کروز و اسکات واکر عقب ترست و نتوانسته همانند پدرش در میان لیبرترین ها و طرفداران تی پارتی شور انتخاباتی ایجاد کند. به همین دلیل هم احتمالا در این مناظره به سنت گذشته برخواهد گشت (+). او گفته که قصد دارد رقبای خود را در سیاست خارجی به چالش بگیرد که آیا می خواهد در هرجنگی در دنیا پسران و دختران آمریکایی را دوباره به میدان نبرد بفرستند (لینک)؟ هرچند سیاست خارجی نقش تاثیرگذاری در مقایسه با سایر مسائل مانند اقتصاد و تورم یا بحث بیمه های خدمات درمانی و … ندارد اما رند پال با برجسته کردن موضوع احتمال جنگ، آن را به صورت مستقیم به یک مسئله داخلی تبدیل می کند.

این بحثی که رند پال آغاز می کند، بعد از توافق هسته ای ایران و آمریکا، سئوال قابل طرح برای کاندیداهایی است که با این توافق مخالفند. اوباما در تبلیغات خود، مخالفت با توافق هسته ای را به معنی موافقت با جنگ با ایران معرفی کرده و اگرچه ممکن است برخی کاندیداها، جنگ را حتی ترجیح دهند، اما در زمانه ای که افکار عمومی مخالف جنگ است، طرح چنین بحثی در نهایت به کمک آنها نخواهد آمد. به خصوص اینکه این موضوع می تواند در رقابت بین کاندیدای نهایی جمهوری خواه و دموکرات به ضرر کاندیدهای جمهوری خواه تمام می شود (نظر پال پدر، ران پال).

در میان کاندیداها، دونالد ترامپ کاندیدای پیشتاز است (نظرسنجی وال استریت جورنال و ان بی سی + فاکس نیوز+ این لینک در تفسیر نظرسنجی ها). اما صراحت لهجه و انتقادات بی مهابای آقای ترامپ از رقبای خود (جب بوش، ریک پری، لیندزی گرم، اسکات واکر، کریس کریستی و …)، اخبار مناظره پنج شنبه شب را حول و حوش او خواهد چرخاند (پیش بینی سرنوشت ترامپ + توصیه مشاوران جب بوش: با ترامپ درگیر نشو + طرفداران ترامپ چه کسانی هستند + چند تا ویدئوی خنده دار، بیشتر آنها در مورد ترامپ است) اتفاقی که پس از کاندیداتوری آقای ترامپ، به یکی از دغدغه های اصلی حزب جمهوری خواه هم تبدیل شده است (تحلیل وال استریت جورنال در مورد چرایی افزایش حمایت از کاندیداهای مخالف جریان حاکم در هر دو حزب + این مقاله از دیوید بروکس، قسمت درخشان مقاله در پاراگراف های انتهایی است که می گوید ترامپ جهان را به چپ و راست تقسیم نمی کند. او جهان را به برنده و بازنده تقسیم می کند + مصاحبه بیل اوریلی با ترامپ). حزب جمهوری خواه که در سال 2012، یکی از دلایل شکست میت رامنی را تخریب کاندیداهای حزب در مناظره های درون گروهی می دانست، برای سال 2016 خیلی تلاش کرد تا مناظره ها را از یک رقابت تخریبی به یک رقابت موثر و شورانگیز تبدیل کند که باعث موفقیت حزب شود. کمیته مرکزی حزب، تعداد مناظره ها را از 20 عدد در سال 2012 به 9 (قابل افزایش تا 12) عدد برای انتخابات این دوره کاهش داد، سعی کرد برای کاندیداها مقررات دست و پاگیرتری برای حضور در مناظره وضع کند، مکان برگزاری مناظره ها را گسترده تر از قبل کرد (در هر ایالت فقط 1 مناظره برگزار می شود) و در مصاحبه ها و گزارش های خود تلاش کرد که بگوید این بار اجازه نمی دهد وقایع سال 2012 تکرار شود (برنامه مناظره ها، شامل آنهایی که لزوما توسط کمیته مرکزی حمایت نمی شوند و در سطح ارائه گزارش هستند). اما به نظر می رسد هرچه به زمان مناظره ها نردیک تر می شویم دیگر این کاندیداها هستند که تصمیم نهایی را می گیرند و تاثیرگذاری حزب بر آنها کمتر خواهد شد (+ و جمهوری خواهان در مقابله ترامپ و این یکی، بوش از صعود ترامپ ناراحت نیست؟). کاندیداهایی مانند دانلد ترامپ، موفقیت خود را در نظرسنجی ها مدیون گزارش های خبری ناشی از طرح مباحث جنجالی می دانند، هرچند این مباحث شاید در کلیت خود، حزب را با مشکل مواجه کند. از آن سو کاندیداهای دیگری هم هستند که در نظرسنجی ها، آرای چندان بالایی ندارند و سعی می کنند در انتقاد از ترامپ (و برخی دیگر از کاندیداها) توجهات خبری را به خودش جلب کنند (مانند ریک پری، لیندزی گرم یا حتی کریس کریستی در انتقادات تند و تیزی که از رند پال می کند) و برخی هم، سعی دارند از تناقضات خود با سران حزب به عنوان منبع رای استفاده کنند. کاری که هم ترامپ می کند و هم کسانی مانند تد کروز و رند پال. رند پال گفته است که آمده تا با سیاست ورزی به شیوه واشنگتن (ِیعنی لابی گری و بده و بستان) مقابله کند. اسکات واکر و تد کروز هم همین را می گویند. مشکل کروز و پال این است که هر دو سناتور هستند و در واشنگتن زندگی می کنند. اسکات واکر هم فرماندار است و با حمایت حزب به این سمت رسیده است (مقاله بروس بارتلت که اظهار امیدواری می کند ترامپ کاندیدای نهایی جمهوری خواهان شود تا در انتخابات به صورت مفتضحانه ای ببازد، شاید که جمهوری خواهان سر عقل بیایند). اما خب، آقای ترامپ باید خیلی حواسش باشد که این رقابتی برای به دست آوردن مهمترین شغل اداری دنیاست و اگرچه الان در نظرسنجی ها بالاتر است اما رقبای او هم چندان بیکار نخواهند نشست. ساده ترین و اصلی ترین کارها آنها بررسی سوابق ترامپ در دهه های گذشته است. ترامپی که به دموکرات ها رای می داد و به کمپین آنها کمک مالی می کرد، طرفدار قوانین جامع مهاجرتی بود، در مورد استفاده از اسلحه و سقط جنین دیدگاه هایی شبیه دموکرات ها داشت. هرچند در همه اینها امروز نظرات آقای ترامپ تغییر کرده اما می تواند تازه اول راهی باشد که دیگر کاندیداها و مخالفان او احتمالا تاکنون آغاز کرده اند. فقط بعد از این ممکن است اخبارش بیشتر به رسانه ها درز کند (لینک و این یکی). این لینک را هم نکاه کنید در مورد مقایسه آشنایی آمریکایی ها با هر یک از کاندیداهای جمهوری خواه و میزان محبوبیت یا عدم محبوبیت آنها (مارکو روبیو بیشتر خالص محبوبیت را دارد و ترامپ از همه بیشتر شناخته شده تر است. بعد از او هم جب بوش و مایک هاکبی قرار دارند. در میان کسانی که بیشترین محبوبیت را دارند ترامپ اول است و بعد از او هاکبی و جب بوش قرار دارند. در میان کسانی که از همه بیشتر نامحبوب است بازهم ترامپ اول است و بعد از کریس کریستی، لیندزی گرم و جب بوش قرار دارند).

افراد و شخصیت های مختلفی در مورد این مناظره و روش های آن نوشته اند. در میان آنها این مقاله کارل رو به نظرم بهترین است. خیلی خلاصه و به درستی توضیح می دهد در مناظره های اینچنینی که فرصت و زمان کافی برای طرح همه برنامه ها وجود ندارد، کاندیداهای باید چه استراتژی را پیش بگیرند. به نظرم این مقاله برای کسانی که سیاست داخلی در ایران را هم پیگیری می کنند باید جالب باشد. در انتخابات سال 2013 ما هم با چنین فضایی رو به رو بودیم و یک توصیه جالب: گاهی اوقات «ضدحمله بسیار موثرتر از حمله است» (گازانبر و من حقوق دادن هستم، سرهنگ نیستم را که به یاد دارید). این یکی را هم که بروگینگز منتشر کرده بخوانید، توصیه هایی به آقای ترامپ.

گزارش را با دانلد ترامپ (راستی، این ویدئو را هم ببینید تا بخندید: تلفن اوباما به ترامپ) آغاز کردم که از کاندیدهای جمهوری خواه برای «التماس» پول انتقاد می کند. این نکته را بارها آقای ترامپ به عنوان یک مزیت رقابتی برای خودش به کار برده که چون به اندازه کافی پولدار است، خودش می تواند خرج کمپین خودش را بدهد و لابیست ها و پولدارها نمی تواننند او را مانند بقیه بخرند. گزارش نیویورک تایمز را ببینید (+ صحبت های نیوت گینگریچ، سخنگوی پیشین مجلس نمایندگان در دوران ریاست جمهوری بیل کلینتون و کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری در سال 2012؛ می گوید از آن می ترسد که کاندیداهای حزب او در مقابل سوپر پولدارها «زانو خم کنند»و این لینک: دو نمودار که نشان می دهد کدام یک از کاندیداها پول بیشتری جمع کردند + این یکی). نیمی از هزینه های انتخاباتی تاکنون توسط 400 خانواده پولدار تامین شده است. لیست برخی از آنها را اینجا ببینید. انتخابات امسال تا 2 میلیارد دلار برای کاندیداهای نهایی هر دو حزب هزینه خواهد داشت. هزینه ای که اگرچه بخشی از آن توسط مردم عادی و از طریق اهدای کمک های مالی از 3 تا 200 دلار خواهد بود، اما قسمت اعظم آن را پولدارهایی تامین می کنند که منافع اقتصادی (و سیاسی ) شان در پلتفورم انتخاباتی کاندیداها نمود خواهد داشت. مناظره روز 5شنبه نقطه شروع رسمی یک بازی است که به صورت غیر رسمی البته از خیلی پیشتر آغاز شده است.

چند تا لینک در مورد نتایج این مناظره:

  • نظرسنجی هافینگتن پست و یوگاو در مورد اینکه چه کسی برنده بود؟ کارلی فیورینا و مارکو روبیو
  • برنده واقعی فاکس نیوز بود که رکورد 24 میلیون بیینده را بدست آورد
  • جنگ جست و جوی گوگلی را چه کسی برد؟ بن کارسن و تد کروز
  • گوگل توضیح می دهد که چرا کارلی فیورینا برنده مناظره اول بود
  • معدل نظرسنجی ها (+)توسط Real Clear Politics
  • فوکس گروپ فرانک لانتز(+) که می گوید ترامپ بازنده است
  • خوانندگان وب سایت دراج ریپورت (وب سایت محافظه کار) بیشترین رای را به ترامپ به عنوان پیروز مناظره دادند. بیشتر از 260 هزار نفر
  • واشنگتن پست دو هفته بعد از مناظره و بر اساس نتایج نظرسنجی ها می گوید پیروز مناظره، بن کارسن بوده است و بعد از تو تد کروز. مناظره اول را هم که بدون شک کارلی فیورینا برده است
منبع: پولتیکو

منبع: پولتیکو

جمهوری‌خواهان تندرو هیچ گاه با خانواده بوش‌ها رابطه خوبی نداشتند. آنها هرگز بوش پدر را نبخشیدند که در چشمان‌شان نگاه کرد و گفت مالیات‌ جدیدی را وضع نمی کند (لینک). اما در مصالحه با کنگره دموکرات قول خود را شکست (هرچند خودش توجیه می کرد که مالیات جدیدی وضع نشده شده است). بوش پسر هم به دلیل اضافه کردن هزینه‌های درمانی (بخش D خدمات درمانی) و همچنین افزایش هزینه های دولت مورد انتقاد آن بخش از حزب جمهوری‌خواه قرار می گرفت که به سیاست‌های مبتنی بر دولت کوچک و کاهش هزینه‌های دولت اعتقاد دارند و بارها اوباما را برای طرح نجات دولتی صنایع خودروسازی در آمریکا و جرج بوش را برای طرح کمک های ضروری اقتصادی پس از بحران مالی سال‌های 2007 و 2008 شایسته سرزنش می دانستند.

حالا اما هشت سال پس از کاندیداتوری جرج بوش (پسر)، برادر او، فرماندار پیشین فلوریدا، امروز دوشنبه در شهر میامی آمریکا و پس از بازگشت از تور اروپایی‌اش (+)، کاندیداتوری خود را به صورت رسمی اعلام خواهد کرد (+)؛ درحالی که یک هفته قبل‌تر، رئیس کمپین انتخاباتی‌اش را هم تغییر داده است (لینک). در مورد جب بوش، پیش از این و در اینجا هم نوشته ام. این ویدئو را هم ببینید.

پیروزی جب بوش در رقابت های مقدماتی جمهوری‌خواهان در سال 2016 چندان آسان نیست. در هنگامه‌ای که حزب جمهوری‌خواه در منتهی‌الیه راست خود قرار دارد (و همینطور حزب دموکرات در منتهی الیه چپ) و محافظه کاران تندرو به همراه رادیکال‌های مذهبی هیچ‌گونه مصالحه‌ای را خارج از اعتقاد سیاسی، اقتصادی و مذهبی‌شان بر نمی‌تابند، کاندیداتوری یک میانه رو (همانند جب بوش و یا کریس کریستی، فرماندار فعلی نیوجورسی) چندان آسان به نظر نمی رسد. به خصوص با وجود کاندیداهایی که هر یک بخش‌هایی از این سبد رای جمهوری‌خواهان را نمایندگی می کنند. مایک هاکبی کاندیدای محبوب اونجلیکاهای مذهبی است که در دو تا از 4 ایالت اولیه که در آنها انتخابات مقدماتی برگزار می شود اکثریت رای دهندگان بالفعل را دارا هستند (آیوا و کارولینای جنوبی)، مارکو روبیو سناتور جوان فلوریدا مورد حمایت بخشی از حزب است که حامی سیاست های سخت گیرانه نظامی و حامی درجه اول اسرائیل هستند. رند پال را طرفداران تی پارتی و کسانی که به لحاظ اقتصادی بسیار محافظه کار هستند دوست دارند. اسکات واکر محبوب بازهم تی پارتی است که به عنوان فرماندار ویسکانسین هیچ‌گاه به لیبرال‌ها باج نداده است. بن کارسن، تد کروز و دیگران هم طرفداران خودشان را دارند و همه اینها جا را برای جب بوش تنگ کرده که اگرچه در برخی نظرسنجی‌ها از بقیه کاندیداها جلوتر است اما هیچ‌گاه درصد رای فرزند خانواده بوش و پدر و پسر دو رئیس‌جمهور پیشین آمریکا از عدد 20 فراتر نرفته است. کسی که حامیان مالی پولداری دارد (جب بوش کاندیدای مورد حمایت جناح  غالب در حزب)و به ظاهر می‌توانند طرفداران زیادی را درون حزب به دلیل ارتباطات خانوادگی‌اش به جب بوش متمایل کنند (در مورد کاندیداهای جمهوری‌خواه اینجا و اینجا هم نوشته ام).

جرج بوش در سیاست خارجی مانند برادرش نیست اما وارث سنت او هست (اینجا)؛ هرچند که سیاست خارجی در نهایت برای رای دهندگان آمریکایی اهمیت زیادی ندارد (برای جمهوری‌خواهان بیشتر از دموکرات‌ها مهم است). سیاست خارجی در تبلیغات انتخاباتی وقتی مهم می شود که پای حامیان مالی پولدار به میان می‌آید. افرادی مانند شلدون ادلسون – کازینودار در لاس وگاس و دوست صمیمی بنیامین نتنیاهو – که ترجیح می‌دهند به کاندیدایی کمک کنند که به اندازه کافی نسبت به اسرائیل متعهد باشد و در سیاست خارجی سخت‌گیر به نظر برسد. جب بوش در اینجا هم یک رقیب بزرگ درون حزبی دارد. مارکو روبیو که به نظر می‌رسد محبوب جناح تندروی سیاسی – بازها یا نئوکان‌ها- در آمریکاست (+ و + و این یکی).

با اینحال اتفاقا جب بوش در سیاست خارجی دست خیلی پایین را ندارد و به اندازه کافی محبوب نئوکان‌های حزب هست. مشکل جب بوش وقتی بیشتر نمودار می‌شود که بحث سیاست داخلی در آمریکا – بحث‌هایی مانند مالیات، بودجه دولت، مهاجران غیرقانونی و اعتقادات محافظه کارانه مانند سیستم آموزش و پروش غیردولتی و … – به میان می آید. آن‌هم در جایی که کاندیداها باید درون حزب جمهوری خواهان یعنی به خصوص در میان گروه پایه و اساسی رای حزب، شانس خودشان را امتحان کنند. جایی که جب بوش در میانه های طیف قرار دارد (لینک). عده ای او را «اوبامای جمهوری خواه می نامند (+) و خیلی‌ها هم معتقدند او برای کاندیداتوری جمهوری‌خواهان خیلی لیبرال است.

اگرچه گالوپ در آخرین نظرسنجی خود درصد افرادی را که که هم از لحاظ اقتصادی و هم از لحاظ اجتماعی درون حزب جمهوری خواه محافظه کار می نامد 42 درصد جمهوری خواهان (با یک کاهش 9 درصدی) اعلام می کند؛ اما اینها گروهی هستند که اتفاقا بیشترین رای دهندگان انتخابات مقدماتی را تشکیل می دهند (به خصوص مسن‌ترها که بیشتر رای می‌دهند و اکثرا محافظه کاران ارتودوکس در میان مسن‌ترها هستند) و جب بوش برای راضی کردن آنها که کاندیدای قابل اطمینانی خواهد بود، کار چندان کار آسانی را نخواهد داشت. او دیدگاه های متفاوتی با این گروه رای حزب در زمینه سیاست های مهاجرتی دارد (همسر او مکزیکی تبار است و خودش به زبان اسپانیایی مسلط است +)، برخلاف محافظه کاران ارتودوکس طرفدار سیستم آموزش و پرورش دولتی و فراگیر است و دیدگاه های مذهبی اش هم در مقایسه با افرادی مانند ریک سنتوروم یا مایک هاکبی، چندان بنیادگرایانه نیست که محبوب دل اونجلیکاها شود.1

با نزدیک شدن به تابستان، فصل آغاز مناظره های انتخاباتی کاندیداهای ریاست جمهوری 2016 در آمریکا، تاکتیک های انتخاباتی و استراتژی های کمپین ها آشکارتر از گذشته می شود. در میان دموکرات ها، هیلاری کلینتون، کاندیدای پیشرو است. او رقیبی چون برنی سندرز، سناتور مستقل و چپ از ایالت ورمانت را رو به روی خودش می بیند که با یک پلتفورم فوق العاده لیبرال و تقریبا سوسیالیستی و شعارهای عوام پسند وارد انتخابات شده است و بخشی از جناح چپ حزب و لیبرال های طرفدار سناتور الیزابت وارن از او حمایت می کنند. آنها البته امیدوار نیستند که بتوانند بر خانم کلینتون پیروز شوند اما می خواهد روایت خودشان را از جامعه امروز آمریکایی در انتخابات داشته باشند. و البته خانم کلینتون را بیش تر از گذشته به جناح چپ حزب متمایل کنند.

هیلاری کلینتون، بانوی اول، سناتور سابق و وزیر امور خارجه دولت اول باراک اوباما، دموکراتی متمایل به مرکز حزب است. کسی که متهم می شود با «وال استریت» – نماد سرمایه داری مالی در آمریکا – همیشه رابطه خوبی داشته است و این هم البته چندان بیراه نیست. او در عین حال به دلیل عقاید تندروانه اش در سیاست خارجی مورد انتقاد چپ ها و حتی برخی کاندیداهای جمهوری خواه از جمله رند پال قرار می گیرد. آنها می گویند که او طرفدار سیاست های مداخله جویانه از قبیل رای مثبت حمله به عراق در زمان سناتوری و حمله به لیبی در زمان مسئولیت وزارت خارجه است. هرچند در مورد خاص ایران و پرونده هسته ای، خانم کلینتون گفته که از سیاست مذاکره دولت اوباما حمایت می کند.

لیبرال های دموکرات، کلینتون را همانند اوباما «دوست داشتنی» نمی دانند و همه کاندیداها از هر دو حزب، خانم کلینتون و همسرش، رئیس جمهور سابق بیل کلینتون، را به دلیل دریافت کمک های مالی برای بنیاد خیریه «خانواده کلنیتون» و همینطور سخنرانی های شان مورد انتقاد قرار می دهند (کتابی در مورد انحرافات مالی در خانواده کلینتون که البته به دلیل اشتباهات فاحش چندان موفق نبود). ضمن اینکه استفاده از سرور و ای میل شخصی در دوران مسئولیت در وزارت امور خارجه و بحران «بن غازی» در سال 2012 که منجر به کشته شدن چهار دیپلمات آمریکایی از جمله سفیر این کشور در لیبی شد، موارد دیگری هستند که کمپین خانم کلینتون این روزها با آنها دسته و پنجه نرم می کند.

با اینحال اما، روش کمپین کلینتون در مواجه با این بحران ها، چندان با سر و صدا همراه نیست. کمپین کلینتون می داند که انتقادها و حمله های مخالفان علیه خانم کلینتون، به دلیل حضور بیش از 2 دهه در سطح اول سیاست در آمریکا، پایانی نخواهد داشت. به همین دلیل اگر قرار باشد تمرکز کمپین بر جواب دادن واکنشی به این حمله ها قرار گیرد، آنها را از مسیر اصلی و تبلیغات انتخاباتی کنش گرایانه منحرف خواهد نمود. جمهوری خواهان هم البته این را می دانند و به همین دلیل هم منتظر «نقطه صفر» کمپین کلینتون هستند. جایی که تیم خانم کلینتون، قافیه را به یک بحران بزرگ ببازد و با یک «تک اشتباه» بازی را از اول آغاز کند. بازی که جمهوری خواهان دوست دارند و البته امیدوارند بازی شکست کلینتون باشد (لینک؛ عدم محبوبیت خانم کلنیتون در نظرسنجی ها نسبت به گذشته بیشتر شده است).

کمپین خانم کلینتون به دلیل آنکه مورد انتقاد لیبرال ها و جناح چپ حزب دموکرات قرار دارد، سعی کرده است در برنامه های انتخاباتی اش مواضع جناح چپ را هم نمایندگی کند. کلینتون از «وال استریت» انتقاد و از برنامه های بلندپروازانه و ایده آلی چپ ها در پلتفورم اقتصادی اش دفاع می کند. نقش پول در انتخابات را مخرب می داند و اگرچه ماشین پول جمع کنی او بهتر از هر کاندیدای دیگری عمل کرده است (پیش بینی می شود او 2 میلیارد دلار برای کاندیداتوری اش پول جمع کند)، اما برعلیه رای دادگاه عالی که در سال 2010 منجر به قانونی شدن استفاده نامحدود از پول در انتخابات آمریکا شد بر می خیزد (نقش پول در انتخابات آمریکا و مسئله انتخابات 2016). کلینتون در عین حال سعی دارد با نزدیک شدن به دیدگاه های الیزابت وارن، سناتور لیبرال ایالت ماساچوست و ستاره اصلی چپ ها در سنای آمریکا، همراهی او و طرفدارانش را بدست آورد. الیزابت وارن که محبوب چپ هاست اعلام کاندیداتوری نکرده است و به احتمال زیاد هم کاندیدا نخواهد شد. طرفداران او اما، گروهی به حمایت از آقای سندرز رفته اند و گروه کوچک تری هم از «مارتین املی«، فرماندار پیشین ایالت مری لند، طرفداری می کنند که او هم دیدگاه های لیبرال دارد و هرچند رقیب جدی تری از سندرز به نظر نمی رسد اما خانواده بوش و کلینتون را همزمان مورد انتقاد قرار می دهد که ریاست جمهوری را تبدیل به سلطنت و تاج پادشاهی کرده اند که از یک خانواده به خانواده دیگر منتقل می شود.

خانم کلنیتون در عین حال برخلاف سال 2008 که استراتژیست های کمپینش، از جمله «مارک پن»، نقش «مارگارت تاچر»، نخست وزیر قدرتمند انگلستان در دهه 80 میلادی رای برای او تعریف کرده بودند، در سال 2016 بیشتر از گذشته بر زن بودن خود، مادر بودن (و صدالبته مادربزرگ بودن) تاکید دارد (مقاله ای در همین مورد). در سال 2008 کمپین کلینتون – درست یا نادرست – به این نتیحه رسیده بود که کشور به «مادر» احتیاج ندارد بلکه یک «فرمانده کل قوای مقتدر» می خواهد و کلینتون به خاطر جنسیت باید بیشتر از آنکه بر زن بودن خود تاکید کند بر توانایی های مدیریتی و مواجه با بحران های سخت متمرکز شود که در جامعه آمریکایی، اصالتا مردانه تلقی می شود. به همین دلیل او بارها تاکید داشت که زن بودن نقشی در کاندیداتوری اش ندارد، امروز اما از دیدگاه های لیبرال های اقتصادی از جمله حقوق و دستمزد برابر زنان و مردان دفاع می کند و جمهوری خواهان را مورد انتقاد قرار می دهد که جلوی طرح هایی که از برابری دستمزد حقوق و مزایای زنان و مردان حمایت می کنند، می گیرند. جمهوری خواهان البته استدلال های خودشان را هم دارند و می گویند چنین قوانینی راه را برای سوکردن شرکت های بزرگ به دلیل آنچه که عدم دستمزد برابر خوانده می شود باز می کند و به ضرر اقتصاد کشور است.

کمپین 2016 خانم کلینتون این روزها در عین حال مبتنی بر دیدار با گروه های کوچک فعال در ایالت های مختلف و پرهیز از مصاحبه های مطبوعاتی زیاد است. خانم کلینتون که به خوبی شناخته شده است (مطابق نظرسنجی، آمریکایی ها بیشتر از هر کاندیدای دیگری با او آشنایی دارند)، احتیاجی به برنامه های تبلیغی برای آشنا کردن رای دهندگان با خود ندارد. به همین دلیل چندان انتقادهای جمهوری خواهان و از جمله تنها زن کاندیدا در میان آنان کارلو فیورینا، رئیس اجرایی پیشین شرکت اچ پی، را جدی نمی گیرد. جمهوری خواهان کلینتون را در میان رسانه ها هم می خواهند تا او را مورد چالش قرار دهند. کلینتون هم دست آنان را خوانده است که لااقل در این مقطع احتیاجی به برنامه های خبری بلندپروازانه را ندارد. هرچند کمپین کلینتون این را هم می داند که باید تصویری را که از او به عنوان یک «زن پیر خودبزرگ بین» توسط جمهوری خواهان تبلیغ می شود، خنثی کند، دوست داشتنی به نظر برسد و با طبقه متوسط آمریکایی ارتباط برقرار کند. به همین دلیل هم هست که هیلاری کلینتون کمپین خودش را کمپینی برای آمریکایی های عادی، تعریف کرده است (نمونه ای از تبلیغات کمپین کلینتون).

چنین تصویرسازی از خانم کلینتون را در سال 2008، باراک اوباما در رقابت های مقدماتی دموکرات ها تبلیغ کرد و خانم کلینتون را شکست داد. این بار هم «مارکو روبیو» سناتور جوان جمهوری خواه از ایالت فلوریدا او کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری 2016 از خانم کلینتون با همین تم انتقاد می کند. اعلام کاندیداتوری آقای روبیو، فرزند یک خانواده مهاجر کوبایی، پر بود از انتقادهای او نسبت به خانم کلینتون؛ آنجا که تلویحا کلینتون را «کاندیدای گذشته» نامید، درحالی که آمریکا به سوی آینده حرکت می کند و رهبری برای نسل آینده می خواهد (احتمالی سناتور جوانی مانند خودش). این مقاله را بخوانید؛ تجربه جیم مسینا، رئیس کمپین انتخاباتی اوباما در سال 2012 و مشاور حزب محافظه کار انگلستان در انتخابات سال 2015 در مورد انتخابات بریتانیاست. او می گوید یک کمپین موفق همیشه در مورد آینده صحبت می کند. در حالی که کمپین رقیب آنها، اد میلیبند، در مورد گذشته صحبت می کرد. به عقیده آقای مسینا اما، جمهوری خواهان آمریکایی (همانند حزب کارگر در انگلستان) برای گذشته کمپین می کنند و به همین دلیل در انتخابات سال 2016 بازنده خواهند شد. این مقاله کارل رو، استراتژیست هر دو کمپین جرج بوش در سال های 2000 و 2004 را هم بخوانید که می گوید حمله به کلینتون به تنهایی برای موفقیت جمهوری های کافی نیست، آنها باید ایده و مسیر روشنی برای اجرایی کردن آن داشته باشند.

در میان جمهوری خواهان، مارکو روبیو گزینه جدی (و به تعبری شاید جدی ترین گزینه) در مقابل کلینتون خواهد بود. مارکو روبیو به نوعی نماد «رویای آمریکایی» است. فرزند یک خانواده مهاجر از طبقه متوسط و سناتور جوان با تبار اسپانیایی در مقابل یکی از قدرتمندترین و شناخته شده ترین خانواده های آمریکایی. جدال آینده و گذشته. این چیزی است که کمپین مارکو روبیو آن را تبلیغ می کند و البته روبیو امیدوار است که تبار کوبایی وی، باعث تهییج و حمایت اسپانیایی تبارها از او در انتخابات مقابل خانم کلینتون شود.

مارکو روبیو البته نقاط ضعفی هم دارد. او سناتور یک دوره ای ایالت فلوریداست (مارکو روبیو برای اولین بار در سال 2010 به سناتوری رسید). جمهوری خواهان پیش از این با همین ترم، باراک اوباما را مورد انتقاد قرار می دادند که سناتور یک دوره ای ایالت «ایلی نوی» بود و تجربه کافی برای اداره کشور را نداشت. مارکو روبیو در عین حال در سیاست خارجی دیدگاه های تندروانه ای دارد. این دیدگاه ها به او کمک می کند که حمایت حامیان مالی پولدار و بخشی از حزب جمهوری خواه را بدست آورد اما معلوم نیست که تا چه حد در رقابت های نهایی برای رای دهندگان آمریکایی به خصوص مستقل ها که از سیاست های تندروانه دوری می کنند جذاب باشد. ضمن اینکه او متهم است حتی در همین دیدگاه های تندروانه در سیاست خارجی هم سیاسی کاری می کند. مارکو روبیو از باراک اوباما انتقاد می کند که چرا روی گذشتن از خطوط قرمزش در مورد بشار اسد پافشاری نکرده است. اما مارکو روبیو کسی است که پس از درخواست باراک اوباما از کنگره برای اجازه حمله به سوریه پس از استفاده اسد از سلاح های شیمیایی، به این درخواست در سنا جواب منفی داد (لینک در مورد روبیو). او همچنین اگرچه در سال 2012 از مذاکرات اتمی با ایران حمایت کرده بود اما این روزها همگام با اکثریت جمهوری خواهان و حامیان مالی یهودی آنان – از جمله شلدون ادلسون – اوباما را به دلیل آسان گیری در پرونده هسته ای ایران متهم می داند. او در عین حال اینکه عضو کمیته روابط خارجی سنای آمریکاست و به طرح کورکر-کاردن برای بررسی هرگونه توافق هسته ای با ایران توسط کنگره آمریکا در این کمیته رای داد، اما هنگامی که طرح به صحن علنی سنا آمد به دنبال تصویب تبصره های سخت گیرانه تری شد، از جمله اینکه ایران موظف شود در هرگونه توافق اتمی با آمریکا و غرب، کشور اسرائیل را هم به رسمیت بشناسد. تبصره مورد حمایت او و سناتور تام کاتن، البته در نهایت در سنا تایید نشد.

و بالاخره، تکلیف مارکو روبیو با مسئله مهاجران – عموما اسپانیایی تبار – هنوز معلوم نیست. او خودش فرزند یک خانواده مهاجر کوبایی است و در سنا هم برای اجرایی شدن قانون جامع مهاجرت که به بسیاری از مهاجران غیرقانونی یا فرزندان آنها اجازه اقامت در آمریکا و حق شهروندی می داد، تلاش کرد. این کار او مورد انتقاد جمهوری خواهانی قرار گرفت که این موضوع برای آنها خط قرمز است. مارکو روبیو پس از آن، پا پس کشید و این روزها از آن کار به عنوان یک اشتباه نام می برد. به همین دلیل هم هست که دموکرات ها، او – و تد کروز، سناتور تگزاس – را متهم می کنند که اگرچه از خانواده ای مهاجر هستند اما درد مهاجران را درک نمی کنند. و البته هر دو هم می دانند که پیروزی در انتخابات سال 2016 بدون بدست آوردن حداقل رای 40 درصدی لاتین تبارها چندان راحت نیست. برخلاف دموکرات ها که از حق شهروندی برای مهاجران دفاع می کنند و خانم کلنیتون که شاید یک اسپانیایی تبار جوان از ایالت تگزاس را به کاندیدای معاون اولی خود معرفی کند، در میان جمهوری خواهان فقط این جب بوش است که با اسپانیایی تبارها رابطه خوبی دارد. همسرش مکزیکی است و خودش به خوبی اسپانیایی صحبت می کند و در دانشگاه تگزاس در رشته مطالعات آمریکای لاتین تحصیل هم کرده است (+). هرچند جب بوش در رقابت با کلینتون نمی تواند از مزیت های روبیو مانند جوانی، وابستگی به طبقه متوسط، عدم وابستگی به یک نام خانوادگی قدرتمند مانند کلینتون یا بوش و نظایر آن استفاده کند؛ ضمن اینکه پایگاه رای حزب جمهوری خواه هنوز به بوش اطمینان ندارد و اگرچه او در نظرسنجی ها از دیگران بالاتر است؛ اما این بدان معنی نیست که می تواند کاندیدای نهایی جمهوری خواهان باشد (در مورد کاندیداهای جمهوری خواهان، این لینک را ببینید). بوش، اسکات واکر – فرماندار ویسکانسین – و مارکو روبیو، سه کاندیدای اول جمهوری خواهان در اکثر نظرسنجی ها هستند، اما سهم آرای آنان از حدود 20 درصد فراتر نمی رود و به نظر هم نمی رسد تا آغاز مناظره های انتخاباتی که طی یکی دو ماه آینده برگزار خواهد شد، تغییرات محسوس چندانی به نفع یک نامزد ایجاد شود.

به دلیل ساختار ویژه انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا، ایفای نقش مثبت در مناظره های تلویزیونی و موفقیت در انتخابات 4 ایالت اولیه – ایالت هایی که زودتر از سایر ایالت ها در آنها انتخابات مقدماتی هر کدام از دو حزب برگزار می شود – اهمیت بسزایی دارد و برای جمهوری خواهان یک مشکل اساسی دموگرافیک هم بروز می کند.

در مورد مناظره های تلویزیونی، جمهوری خواهان امروز با مشکل تعدد کاندیداها مواجه هستند که عملا امکان حضور همزمان 17 یا 18 کاندیدا در روی سن و بحث در مورد مسائل مهم را غیر قابل امکان می کند (+). به همین دلیل دو شبکه تلویزیونی فاکس نیوز و سی ان ان که دو مناظره اول توسط آنها مدیریت می شود، تصمیم گرفته اند تنها 10 کاندیدایی را که در نظرسنجی ها از سایرین جلوتر هستند به مناظره دعوت کنند (سی ان ان البته ممکن است 2 دور مناظره برای کاندیداهای ردیف اول و دوم داشته باشد). ضمن آنکه اگرچه حزب جمهوری خواه نمی خواهد اتفاقات سال 2012 در مناظره های انتخاباتی کاندیداها دوباره رخ دهد – اتفاقاتی نظیر حمله کاندیداها به یکدیگر و مجریان سخت گیر که مسائل را بیشتر از آنکه از جنبه منافع حزب جمهوری خواه ببینند از منظر ژورنالیستی نگاه می کردند – اما این هم عملا امکان پذیر نیست. هنوز که مناظره ای آغاز نشده است، بخش بزرگی از انتقادات و آشکار شدن ایرادات کاندیداهای جمهوری خواه توسط شبکه تلویزیونی فاکس نیوز خبری شده است که بیشترین ارتباط ایدئولوژیک و سیاسی را با حزب جمهوری خواه دارد (+).

نکته مهم دیگر برگزاری انتخابات در 4 ایالت اولیه شامل آیوا، نیوهمشایر، کارولینای جنوبی و نوادا است. جایی که مسیحیان اونجلیکا در آیوا و کارولینای جنوبی، میانه روها در نیوهمشایر و بخشی از مهاجران در نوادا می توانند سرنوشت بقیه انتخابات را تعیین کنند. کاندیداهایی که نتوانند در این 4 ایالت، عملکرد خوبی از خودشان نمایش دهند خود به خود از صحنه انتخابات کنار گذاشته خواهند شد، چون دیگر پولی ندارند که خرج هزینه های تبلیغات انتخاباتی خود کنند و به همین دلیل در میانه های زمستان 2016 و پس از برگزاری انتخابات در این 4 ایالت، تنها چند چهره اصلی انتخابات نهایی حضور خواهند داشت. به احتمال زیاد جب بوش، اسکات واکر، مارکو روبیو، رند پال و مایک هاکبی – فرماندار پیشین آرکانزا – در میان کاندیداهای نهایی قرار خواهند داشت و هرچه که جلوتر برویم سهم هاکبی هم کم می شود و رقابت میان چهار نفر – بوش، واکر، روبیو و پال – ادامه می یابد.

جمهوری خواهان در انتخابات سال 2016 یک مشکل اساسی دیگر هم دارند که ناشی از تغییر موازنه دموگرافیک در آمریکا به سود دموکرات هاست. اگر کاندیدای نهایی جمهوری خواه بتواند سهمی برابر با سهم میت رامنی در انتخابات 2012 در میان رای دهندگان سفیدپوست به دست آورد (59 درصد)، برای پیروزی نهایی به حداقل رای 30 درصدی در میان رای دهندگان غیر سفیدپوست (آمریکایی های آفریقایی تبار، لاتین تبارها و …) نیاز دارد. رامنی و مک کین در 2012 و 2008 به ترتیب 17 و 19 درصد رای غیرسفیدپوستان را بدست آوردند و انتخابات را باختند. جرج بوش در سال 2004 رای 26 درصد آنان را بدست آورد و برنده شد (او در میان لاتین تبارها هم حدود 40 درصد رای بدست آورد). اما مشکل تنها این نیست که رای جمهوری خواهان در میان غیرسفیدپوستان کمتر است، مشکل بزرگ تر این است که سهم غیر سفیدپوستان در میان کل رای دهندگان هم به نسبت سال های گذشته در حال کاهش است (لینک). ضمن اینکه برخلاف باراک اوباما که چندان در میان زنان سفیدپوست محبوب نبود، هیلاری کلنیتون وضعیت بهتری نسبت به کاندیداهای جمهوری خواه در میان زنان سفیدپوست هم دارد و برای بدست آوردن رای آنان با کاندیداهای جمهوری خواه به رقابت بر می خیزد. رقابتی که در سطح ملی از سال 1992 با کاندیداتوری همسرش – بیل کلینتون – در مقابل جرج هربرت واکر بوش (پدر) آغاز شد و این بار خودش در سال 2016 رو به روی پسر جرج بوش (پدر) و برادر کوچک تر جرج بوش (پسر) – رئیس جمهوری پیشین آمریکا – قرار می گیرد. اصلی ترین رقبای خانم کلنیتون یعنی مارکو روبیو و اسکات واکر اما این روزها همان نقشی را ایفا می کنند که زمانی بیل کلینتون که چندان در سطح ملی شناخته شده نبود در مقابل رییس جمهوری وقت ایفا می کرد. تا آنجا که برخی اسکات واکر را نسخه تکراری بیل کلنیتون 1992 می نامند (فرماندار جوان، همانطور که بیل کلنیتون هم فرماندار جوان ایالت آرکانزا بود) و مارکو روبیو را هم کاندیدایی جوانی تعریف می کنند که در مقابل کاندیدای پا به سن گذاشته یکی از معروف ترین خانواده های آمریکایی به رقابت برخواسته است. دقیقا همان نقشی که بیل کلنیتون در رقابت با جرج هربرت واکر بوش (پدر) در سال 1992 برعهده داشت.

hillary-clinton

جمهوری خواهان آمریکایی یکی پس از دیگری کاندیداتوری خودشان را برای انتخابات ریاست جمهوری 2016 اعلام می کنند. بعد از تد کروز سناتور ایالت تگزاس، رند پال سناتور ایالت کنتاکی هفته گذشته رسما گفت که می خواهد نامزد انتخابات ریاست جمهوری شود و این هفته هم نوبت مارکو روبیو سناتور کوبایی تبار ایالت فلوریدا رسید که در روز دوشنبه به ساختمان معروف «برج آزادی» در شهر میامی ایالت فلوریدا برود و بگوید که قصد دارد اولین رئیس جمهور اسپانیایی تبار آمریکا باشد (لینک خبر، در مورد مارکو روبیو این لینک را هم ببینید). برج آزادی جایی است که فراریان کوبایی پس از انقلاب کاسترو و سرنگونی باتیستا، در اولین منزلگاه آمریکایی شان به این ساختمان می رفتند. مارکو روبیو در سالگرد تولد توماس جفرسون، سومین رئیس جمهور و از بنیانگذاران آمریکا، به ساختمان برج آزادی می رود تا بگوید که آمریکا در خطر است و او کسی است که می تواند آمریکای در خطر را نجات دهد. به تعبیر روبیو، کسانی مانند هیلاری کلینتون سیاستمداران نسل دیروز و وارث سیاست ورزی قرن بیستمی هستند درحالی که او سیاستمداری قرن بیست و یکمی است (در مورد هیلاری کلینتون).

این هر سه سناتور جوان، نمایندگان نسل جدید سیاستمداران آمریکایی هستند که پس از ریاست جمهوری اوباما در سال 2008، و با آغاز موج پیروزی های جمهوری خواهان در انتخابات کنگره از سال 2010 به بعد وارد مراکز تصمیم گیری در آمریکا شدند (تد کروز سال 2012 سناتور شد). هر سه هم در ابتدا شور و شوق کافی را در میان طرفداران «تی پارتی» – جناح راست حزب جمهوری خواه – برانگیختند (مارکو روبیو حتی پیشنهاد تی پارتی برای نامردی معاونت رئیس جمهوری میت رامنی بود). هرچند این روزها سهم مارکو روبیو از آن دو نفر دیگر در میان طرفداران «تی پارتی» کمتر است. مارکو روبیو کسی بود که طی سال های 2012 و 2013 تلاش زیادی کرد تا قوانین تازه مهاجرتی در سنای آمریکا به نفع مهاجران تصویب شود و شد (البته هنوز در مجلس نمایندگان تصویب نشده است، نطق مارکو روبیو). همین امر راست گرایان تندرو و حامیان تی پارتی را که هنوز تکلیف خود را با مسئله مهاجرت خارجی ها مشخص نکرده اند عصبانی می کند. مهاجرانی که بسیاری از آنها اسپانیایی تبار هستند و از مرزهای جنوبی وارد آمریکا می شوند (لینک). مارکو روبیو البته الان اعتقاد دارد که تصویب این قانون درست نبوده است.

طرفداران حزب جمهوری خواه در انتخابات ریاست جمهوری سال 2016، پنج کاندیدای بالقوه و مهم با سابقه «فرمانداری» را هم پیش روی خود خواهند داشت. «جب بوش» فرماندار پیشین فلوریدا، «ریک پری» فرماندار پیشین تگزاس، «اسکات واکر» فرماندار ایالت ویسکانسین، «کریس کریستی» فرماندار ایالت نیوجرسی و «بابی جیندال» فرماندار ایالت لوئیزیانا.

جب بوش در میان سران حزب و حامیان مالی پولدار پرطرفدار است (+) و می تواند به شبکه ارتباطی و روابط حزبی پدر و برادرش که هر دو رئیس جمهور بودند اتکا کند (لینک). همسرش اصلیت مکزیکی دارد، خودش به خوبی به زبان اسپانیایی صحبت می کند و طرفدار اجرای قوانین آسان تر برای مهاجران غیرقانونی است (+) و البته به همین دلیل و دیدگاهای میانه ای که دارد مورد انتقاد محافظه کاران تندروست (+ و +). کسانی که نه پدر و نه برادر او را جمهوری خواه واقعی نمی دانند (درباره جب بوش). در عین حال هم جب بوش و هم مارکو روبیو برای بدست آوردن رای لاتین تبارها  فعالیت می کنند که در انتخابات سال 2012 با نسبت 71-27 به باراک اوباما رای دادند و در اینجا هم مزیت بوش (که همسر مکزیکی دارد) بیشتر از مارکو روبیوی کوبایی تبار است.

در میان این پنج نفر اما، شانس کریس کریستی، ریک پری و بابی جیندال از دو تای دیگر کمتر است. از جمله دلایل کم شدن نقش کریس کریستی، همین حضور جب بوش است. کریس کریستی قبل از اینکه جب بوش اعلام کند احتمال دارد در انتخابات سال 2016 کاندیدا شود، نامزد مورد حمایت سران حزب بود. او مواضع سیاسی میانه دارد (همانند جب بوش) و فرماندار یک ایالت «آبی» (یعنی دموکرت) است. اما با اعلام احتمال کاندیداتوری جرج بوش و البته افشای نقش دفتر فرمانداری نیوجرسی در ایجاد بحران عامدانه ترافیکی در پل جرج واشنگتن، شانس کریس کریستی به مراتب کاهش پیدا کرده است (+). او در عین حال نشان داده که در سیاست خارجی هم تبحر چندانی ندارد. کریستی در حضور شلدون ادسلون (غول کازینویی لاس وگاس و طرفدار تندروی اسرائیل) گفته بود که در هلی کوپتر و طی سفری که به اسرائیل داشته «مناطق اشغالی» را دیده است. امری که باعث شد از آقای ادلسون معذرت خواهی کند. ادسلون از جمله اصلی ترین حامیان مالی جمهوری خواهان است و اگرچه سیاست خارجی نقش چندانی در انتخاب نامزدها توسط مردم ندارد اما به دلیل نقش برجسته پولدارهای طرفدار اسرائیل، اشتباهاتی اینچنین گاهی اوقات غیرقابل جبران است. به همین دلیل هم است که بعد از انتقاد جیمز بکر وزیر پیشین خزانه داری و خارجه در دولت های ریگان و بوش پدر (او در هر دو دولت رئیس دفتر رئیس جمهور هم بود) از سخنرانی نتنیاهو در کنگره آمریکا، کمپین جب بوش اعلام کرد جیمز بکر نظر شخصی خودش را گفته است (لینک). جیمز بیکر از جمله مشاوران کمپین بوش و دوست خانوادگی بوش ها است.

ریک پری هم اگرچه نامزد تقریبا محبوب برای طرفداران تی پارتی است اما هنوز نشان نداده که چقدر برای کاندیداتوری اش جدی است. او در سال 2012 هم کاندیدا بود و در نظرسنجی ها وضع چنان بدی نداشت. اما پس از آنکه در یکی از مناظره های تلویزیونی، رئوس برنامه های انتخاباتی اش را از یاد برد (+) و مورد انتقاد قرار گرفت، ستاره اش رو به افول رفت و از رقابت ها کناره گیری کرد. امسال او دوباره کاندیدا قصد کاندیداتوری دارد اما با وجود رقبای قدرتمندی که به خصوص در هر چهار ایالت اولیه (آیوا، نیوهمشایر، کارلوینای جنوبی و نوادا) شانس پیروزی بیشتری نسب به پری دارند، ادامه رقابت ها برای او به آسانی امکان پذیر نخواهد بود.

کاندیدای بعدی هم بابی جیندال، فرماندار هندی الاصل ایالت لوئیزیاناست که به دلیل دیدگاه های تند مذهبی و سیاسی اش معروف است (او از دین بودایی به مسیحیت گرویده و اسم خودش را تغییر داده است)؛ اما در ایالت خودش هم با مشکلات بسیاری رو به روست.

اسکات واکر اما ستاره رو به رشد جمهوری خواهان در یک ایالت دیگر دموکرات است. آخرین رئیس جمهوری که رای این ایالت را بدست آورده رونالد ریگان در سال 1984 است. آقای واکر که برخی او را بیل کلینتون جمهوری خواهان می نامند در ظرف 5 سال گذشته، 3 بار در انتخابات این ایالت پیروز شده است (2 بار انتخابات فرمانداری و 1 انتخابات ویژه). سابقه فرمانداری اش کاملا با اصول و عقاید حزب جمهوری خواه هماهنگی دارد. با اتحادیه های کارگری –رقیبان سنتی حزب- رابطه خوبی ندارد و نقش آنها را کاهش داده است. طرفدار اقتصاد کوچک و کاهش نقش دولت در اقتصاد است. در سیاست خارجی هم اما اگرچه سابقه چندانی ندارد اما برای هماهنگ نشان دادن خودشان با محافظه کاران تندرو و حامیان مالی پولدار (+) مدعی شده است که در اولین روز ریاست جمهوری اش، هرگونه توافق میان ایران و آمریکا را که از دید او به ضرر منافع اسرائیل باشد لغو خواهد کرد. این ادعا البته با پاسخ تند باراک اوباما هم رو به رو شد (لینک). غیر از این 5 نفر، فرماندار اوهایو، جان کیسیچ هم تمایل خودش را برای کاندیدتوری نشان داده اما هنوز فعالیت رسمی و آشکاری را آغاز نکرده است.

در میان جمهوری خواهان مذهبی، دو کاندیدای مهم دیگر وجود دارند که اگرچه شانس پیروزی شان چندان زیاد نیست اما با بدست آوردن رای محافظه کاران مذهبی بر پروسه انتخابات تاثیر خواهند گذاشت. مایک هاکبی، فرماندار پیشین ایالت آرکانزا که رای مسیحیان مذهبی اونجلیکا را در سال 2008 در ایالت آیوا بدست آورد و از جمله منتقدان باراک اوباما و همسرش است که چرا اجازه می دهند دختران جوان آنها به آهنگ های خواننده هایی مانند بیانسه که مثل سم خطرناک هستند گوش دهند. نفر بعدی هم ریک سنتوروم، سناتور پیشین ایالت پنسیلوانیا و یک محافظه کار مذهبی است که در سال 2012 در ایالت های جنوبی مذهبی مانند می سی سی پی، آلاباما و تنسی پیروز شد و تا روزهای آخر انتخابات مقدماتی به همراه ران پال به رقابت با میت رامنی پرداخت.

در میان سایر کاندیداهای جمهوری خواه می توان به نام های دیگری هم اشاره کرد. لیندزی گرم سناتور ایالت کارولینای جنوبی که از جمله جمهوری خواهان با عقاید تندرو در سیاست خارجی است و دوقلوی جان مک کین (کاندیدای جمهوری خواهان در سال 2008) نامیده می شود. با اسرائیل رابطه خیلی خوبی دارد و طرفدار سیاست های سخت گیرانه و تهاجمی علیه ایران است. و همینطور دونالد ترامپ تاجر معروف آمریکایی که سالهاست در فضای سیاسی آمریکا حضور دارد و برخی اوقات زمزمه کاندیداتوری او مطرح می شود، هرچند کسی او را در نهایت زیاد جدی نمی گیرد. آقای ترامپ برای انتخابات ریاست جمهوری 2016 گفته که مشغول بررسی شرایط برای حضور در انتخابات است. و بالاخره دو کاندیدای دیگر دکتر بن کارسن، جراح بازنشسته با عقاید مذهبی محافظه کارانه و تاحدی شبیه دیدگاه های تی پارتی و تنها زن کاندیدا، کارلی فیورینا، مدیر اجرایی پیشین شرکت HP که خودش را در نقطه مقابل هیلاری کلینتون معرفی می کند و با اشاره به سوابق فعالیت های اقتصادی اش، از آن به عنوان مزیت رقابتی برای انتخابات ریاست جمهوری 2016 نام می برد.

از انتخابات مقدماتی سال 2016 جمهوری خواهان به عنوان پرتراکم ترین انتخابات مقدماتی بعد از سال 1976 (که چنین وضعیتی برای دموکرات ها وجود داشت) نام برده می شود (لینک). جایی که حداقل 10 کاندیدا با سوابق سیاسی مشخص و گروه رای قابل اندازه گیری وجود دارند و تفاوت رای میان آنها چندان زیاد نیست. گالوپ نتایج یک نظرسنجی از کاندیداهای سال 2016 میان جمهوری خواهان را منتشر کرده و آن را با نتایج مشابه در طی سال های 2008، 2000 و 1996 برای انتخابات مقدماتی مقایسه نموده است (در انتخابات سال 2004 جرج بوش به عنوان رئیس جمهور کاندیدای محتمل بود و به همین علت اینجا نیامده است). در هر سه انتخابات گذشته و در زمان مشابه حداقل یک کاندیدا وجود داشت که میزان خالص محبوبیت وی (محبوبیت منهای عدم محبوبیت) بالای 50 درصد باشد. جولیانی در سال 2008 (مثبت 63)، بوش در سال 2000 (مثبت 85) و دال در سال 1996 (مثبت 55). در گزارش گالوپ، خالص محبوبیت مایک هاکبی امروز برابر با مثبت 40 است و سایر کاندیداها بعد از وی قرار دارند. در سال 2008، جان مک کین با مثبت 42 در مقام دوم قرار داشت (نتایج یک نظرسنجی مرتبط).

حالا این کاندیداهای پرتعداد در 11 مناظره انتخاباتی از قبل برنامه ریزی شده، رو در روی یکدیگر قرار می گیرند که اولین آن در اواخر تابستان به میزبانی شبکه خبری فاکس نیوز برگزار می شود. هرچند در مورد تعداد و کیفیت این مناظره ها هم هنوز بحث و حرف و حدیث فراوان است. حزب جمهوری خواه در انتخابات مقدماتی سال 2012 شاهد شدیدترین تبلیغات منفی کاندیداها علیه یکدیگر بود. تبلیغاتی که سود آن را کمپین باراک اوباما برد تا میت رامنی را کاندیدایی برای طبقه مرفه، بی اعتنا به طبقه متوسط و مردی مغرور و متکبر نشان دهد. بسیاری از خوراک همین تبلیغات اینچنینی را هم اتفاقا در ابتدا، کاندیداهای مقدماتی جمهوری خواه بودند که برای کمپین باراک اوباما فراهم آوردند (یک ویدئوی مرتبط). کاندیداهایی مانند ریک پری یا نیوت گینگریچ در سال 2012 میت رامنی را متهم می کردند که یک محافظه کار میانه روست و دیدگاه های وی به دیدگاه های اوباما نردیک است و مدام عقایدش را تغییر می دهد.

چنین مشکلی به مراتب بیشتر در انتخابات سال 2016 روی خواهد داد. جمهوری خواهان تندرو که کاندیدای دموکرات رو به روی خودشان را هیلاری کلینتون می دانند، میانه روها را به پیروی از دیدگاه های دموکرات ها و هیلاری کلینتون متهم می کنند (رند پال در سخنرانی اعلام کاندیداتوری این ادعا را علیه جب بوش تلویحا مطرح کرد، مارکو روبیو هم اگرچه به کلینتون اشاره کرد که کاندیدای دیروز است، تلویحا جرج بوش را هم نشانه گرفت. چون او هم با 62 سال سن، سیاستمداری است که سیاست ورزی اش از گذشته و خانواده اش نشات می گیرد). نئوکان ها امثال رند پال را مورد انتقاد قرار می دهند که دیدگاه های مشخصی در سیاست خارجی ندارند. مخالفان اسکات واکر موضع گیری های متفاوت او را در مورد مسئله مهاجرت و مواجه با مهاجران اسپانیایی تبار به چالش می کشند، مخالفان تد کروز او را نامزدی تندرو که توان پیروزی در انتخابات را ندارد می نامند  و خلاصه در مسائل اصلی حزب که پایگاه رای به سمت مواضع راست گرایانه و مذهبی بیشتر گرایش دارد، همه کاندیداها دوست دارند خودشان را وارث اصلی حزب جمهوری خواه و نماد آن (رونالد ریگان) بنامند. اما مسئله اینجاست که کاندیداهایی که از مرحله مقدماتی بالا می آید و نامزد رسمی حزب می شود، تازه مشکلات جدیدی نسبت به قبلی ها را پیش روی خود می بیند. به قول ریچارد نیکسون شما برای پیروزی در انتخابات مقدماتی حزب جمهوری خواه باید بدانید که چگونه به سمت راست گرایش پیدا کنید و برای پیروزی در انتخابات نهایی باید بلد باشید که به سمت چپ گردش کنید. حالا کاندیدای نهایی باید بخشی از رای افراد مستقل را بدست بیاورد که برخلاف جمهوری خواهان، در مسائل اجتماعی، فرهنگی و مذهبی دیدگاه های لزوما دست راستی ندارند. نامزد حزب برای پیروزی نهایی در انتخابات باید در عین حال بخشی از رای اسپانیایی تبارها را هم داشته باشد که اتفاقا یکی از مهمترین دغدغه هایشان مسائل مهاجرتی است و به همین دلیل اصولا به دموکرات ها رای می دهند (نظرسنجی؛ اکثر آمریکایی ها با فرمان اجرایی رئیس جمهور جهت تسهیل قوانین مهاجرتی موافق هستند). همینطور آمریکایی های آفریقایی تبار که 14 درصد رای دهندگان راتشکیل می دهند و به دلیل عقاید تندروانه حزب جمهوری خواه کمتر به این حزب تمایل نشان می دهند (دیدگاه های یک جمهوری خواه در مورد ضرورت بدست آوردن رای اقلیت ها توسط کاندیداهای حزب جمهوری خواه). به همه اینها اضافه کنید کاهش سهم تدریجی سفیدپوستان در انتخابات آمریکا را که حامیان رای سنتی جمهوری خواهان هستند (یک لینک دیگر).

از آن سو عده ای هم اعتقاد دارند 2016 سال جمهوری خوهان است (+). سالی که آنها می آیند تا با پیروزی در انتخابات به کاخ سفید بروند و با کاهش مالیات ها، اصلی ترین مانع رشد اقتصادی آمریکا را از پیش پای بردارند. همین حضور پرقدرت کاندیداهای مقدماتی در میان جمهوری خواهان و عدم حضور کاندیداهای قوی در میان دموکرات ها، نشانه ای بر این امر است. به خصوص اینکه به تعبیر آنان، هیلاری کلینتون چیزی برای ارائه ندارند، کمپین او پیام مشخصی را نمی رساند و مزیت های رقابتی را هم که باراک اوباما به ظرز فزاینده ای از آنها برخوردار بود، خانم کلینتون فاقد آنهاست.

با این حال چه شانس جمهوری خواهان زیادتر باشد و چه کاندیداتوری هیلاری کلینتون با احتمال بیشتری کاخ سفید را در اختیار دوباره دموکرات ها قرار دهد، به تمام دلایل گفته شده اگرچه اقیانوس جمهوری خواهان آمریکایی امروز آبی به نظر می رسد اما دیری نمی پاید که رقابت های درونی، این اقیانوس آرام را متلاطم خواهد کرد. تلاطمی که در ذات انتخابات امسال هم قرار دارد. جایی که جمهوری خواهان و دموکرات ها تقریبا در هیچ مسئله ای با یکدیگر نظر مشابه ندارند (این لینک را نگاه کنید؛ بنیاد محافظه کار هریتیج به کاندیداهای انتخابات بر اساس شاخص های مختلف امتیاز می دهد. رئیس این بنیاد، جیم دمینت، سناتور پیشین جمهوری خواه ایالت کارولینای جنوبی است که در سال 2013 از نمایندگی در مجلس استعفا داد تا ریاست این بنیاد را برعهده بگیرد).gop

هنگامی که طرفداران اوباما بعد از نهایی شدن پیروزی دموکرات ها در انتخابات سال 2012 به جلوی کاخ سفید رفته بودند تا ریاست جمهوری دوباره او را جشن بگیرند، در کنار عکس ها و پلاکاردهای رئیس جمهوری و همسرش، عکس و پوستر یک نفر دیگر هم به چشم می آمد. هیلاری کلینتون وزیر خارجه وقت آمریکا، رقیب آقای اوباما در رقابت های مقدماتی 2008، سناتور پیشین ایالت نیویورک، همسر رئیس جمهور محبوب، بیل کلینتون، و البته کاندیدای احتمالی دموکرات ها در انتخابات چهار سال بعد یعنی 2016.

دو سال و نیم بعد از آن همهمه پیروزی اوباما در سال 2012، حالا این هیلاری کلینتون است که با انتشار یک متن فیس بوکی، یک توییت و شاید یک خبر ویدئویی کاندیداتوری اش را برای رقابت با جمهوری خواهان در انتخابات سال 2016 اعلام می کند (خبر احتمال کاندیداتوری هیلاری و +). انتخاباتی که به نظر نمی رسد در مرحله مقدماتی رقیب چندان جدی از درون حزب دموکرات داشته باشد. با این وجود برای انتخابات نهایی، رقبای جمهوری خواه از هم اکنون خود را برای مبارزه با خانم کلینتون به عنوان اولین رئیس جمهور زن (احتمالی) در تاریخ آمریکا بعد از اولین رئیس جمهور سیاه آماده می کنند.

مهمترین رقیب انتخاباتی هیلاری کلینتون در حزب دموکرات می توانست الیزابت وارن، سناتور لیبرال ایالت ماساچوست باشد که البته گفته است قصد ندارد با هیلاری رقابت کند؛ هرچند چندان هم رابطه خوبی با خانم کلینتون ندارد (او حاضر نمی شود در این مصاحبه بگوید که آینده حزب از آن هیلاری است و یا اینکه از او برای کاندیداتوری حمایت کند). الیزابت وارن محبوب جناح چپ حزب دموکرات است، دیدگاه های لیبرال دارد، خودش را نماینده طبقه متوسط آمریکایی می داند و از دغدغه های اقتصادی آنان مانند افزایش حداقل حقوق دفاع می کند. به شدت مخالف تاثیر بنگاه های مالی و اقتصادی و وال استریت بر اقتصاد آمریکاست؛ و همین جا هم هست که با خانم کلینتون به مشکل برمی خورد. هیلاری کلینتون همیشه رابطه خوبی با وال استریت داشته است و خودش هم سالهاست که دیگر بخشی از طبقه متوسط آمریکایی نیست. برای هر سخنرانی، حداقل 200 هزار دلار دستمزد می گیرد. بنیاد خیریه خانوادگی آنها (شامل بیل، هیلاری و چلسی کلینتون) کمک های مالی فوق العاده از سران و افراد معروف در کشورهای مختلف (شامل کشورهایی چون عربستان سعودی و شیخ نشین های خلیج فارس) دریافت می کند و به همین دلیل البته مورد انتقاد رقبای جمهوری خواه هم قرار دارد.

برخی از مخالفان جدی هیلاری کلینتون در جناح چپ حزب طی یک سال گذشته تلاش زیادی کردند تا خانم وارن را راضی کنند تا در مرحله مقدماتی با کلینتون رقابت کند. آنها الیزابت وارن را اوبامای سال 2007 می دانند که می تواند مسیر کاندیداتوری هیلاری کلینتون را با مشکل مواجه کند، هرچند سناتور ماساچوست تاکنون و به درستی این امر را نپذیرفته است. او خودش هم می داند که مزیت های رقابتی باراک اوباما در سال 2007 را ندارد (لینک و +). الیزاب وارن جوان نیست و 65 سال دارد، احتمال اینکه بتواند سران حزب را به حمایت از خود ترغیب کند زیاد نیست، لزوما برتری رقابتی بر کلینتون در میان آمریکایی های آفریقایی تبار ندارد، برای اکثر آمریکایی ها چهره شناخته شده ای نیست و تلاشی هم نکرده است که خودش را برای انتخابات مقدماتی در ایالت های اولیه (آیوا و نیوهمشایر) آماده سازد. در زمان مشابه امروز در سال 2007، باراک اوباما در نظرسنجی های آیوا در ردیف دوم همراه با خانم کلینتون و پس از سناتور ادواردز قرار داشت و در زمستان اعلام کاندیداتوری کرده بود. خانم وارن را هنوز کسی نمی شناسند. اگرچه Moveon.org یک گروه لیبرال طرفدار خانم وارن گفته که تمام تلاش خود را برای کاندیداتوری وی به کار خواهد بست و این وب سایت هم به تقلید از تلاش مشابه طرفداران خانم کیلنتون، توسط طرفداران وارن تشکیل شده و حتی بخشی از تیم تکنولوژی کمپین اوباما گفته اند که از او حمایت می کنند (لینک، البته از لحاظ تعداد و رتبه قابل توجه نیستند) اما به نظر نمی رسد الیزابت وارن وارد رقابت با کلینتون شود؛ چون خودش هم احتمالا می داند با احتمال خیلی بالایی شکست می خورد و کاندیدای شکست خورده، کمتر می تواند اثرگذاری را که پیش از شکست در صحنه سیاسی داشت، بازهم داشته باشد (در مورد خانم وارن این لینک را ببینید). او بیشتر از آنکه رقیب شکست خورده در مقابل هیلاری کلینتون باشد می تواند با طرح دیدگاه های لیبرال، مواضع مورد انتقاد خانم کلینتون را که از او یک دموکرات میانه رو و طرفدار مذاکره و توافق ساخته است بیشتر به سمت چپ حزب نزدیک کند (تلاش لیبرال ها برای گردش به چپ کلینتون + کمپین رام امانوئل در شیکاگو و درس های آن برای هیلاری کلینتون).

سایر رقبای هیلاری کلینتون اما مزیت های رقابتی الیزابت وارن را هم ندارند. یعنی به عبارت بهتر کسی وجود ندارد که بتواند کاندیدتوری او را درون حزب دموکرات با چالش رو به رو سازد (+). لینکلن چیفی، فرماندار پیشین «رد آی لند»، تنها جمهوری خواهی که در مجلس سنا به طرح حمله به عراق رای منفی داد و در سال 2013 دموکرات شد از هیلاری کلینتون به دلیل رای مثبت وی در طرح حمله به عراق انتقاد می کند (+) و «مارتین اوملی»، فرماندار پیشین «مری لند» با انتقاد از رقابت احتمالی هیلاری کلینتون و جب بوش می گوید که ریاست جمهوری در آمریکا، تاج پادشاهی نیست که بین دو خانواده جا به جا شود (او کاندیداتوری احتمالی خودش را با سفر به آیوا و ارائه دیدگاه های لیبرال آغاز کرده است). سایر کاندیداهای احتمالی از جمله «جیم وب» سناتور پیشین ویرجینیا و «برنی سندرز» سناتور مستقل ایالت ورمانت که در سنا با کاکس دموکرات ها رای می دهد هم گفته اند که به کاندیداتوری در سال 2016 فکر می کنند اما خب هیچ یک رقیب جدی خانم کلینتون نخواهند بود (البته یک نام معروف دیگر هم وجود دارد؛ جو بایدن معاون رئیس جمهور اوباما و رقیب اوباما و هیلاری در سال 2008؛ احتمال کاندیداتوری او زیاد نیست، احتمال پیروزی او که خیلی اندک است).

با اینحال به همان اندازه که کاندیداتوری خانم کلینتون در میان دموکرات ها سهل و محتمل است، در رقابت های نهایی داستان به کلی عوض خواهد شد. اگرچه دموکرات ها به لحاظ دموگرافیک بر جمهوری خواهان برتری دارند و رای اقلیت های اسپانیایی تبار و آمریکایی های آفریقایی تبار به همراه جوانان و زنان (زنان خانم کلینتون را به نامزد جمهوری خواه ترجیح می دهند اما همه گروه های مختلف زنان لزوما کاندیدای دموکرات را بر جمهوری خواه ترجیح نمی دهند) را با خود خواهند داشت، اما او شاید نتواند به آن اندازه ای که باراک اوباما در میان اقلیت ها محبوب بود، حمایت آن ها را به خود جلب کند. هرچند از طرف دیگر به آن اندازه که باراک اوباما در میان بخش هایی از جامعه آمریکایی (سفیدپوستان محافظه کار) منفور است، هیلاری کلینتون منفور نیست.

هیلاری کلینتون نقاط ضعفی هم دارد که جمهوری خواهان روی آن حساب باز می کنند. کمپین هیلاری کلینتون هنوز نتوانسته است پیام انتخاباتی ویژه و جذاب داشته باشد. این ایراد کمپین در سال 2008 هم بود که در مقابل پیام «تغییر» توسط اوباما قافیه را باخت. او می گوید که دغدغه مسائل زنان را دارد و برای حمایت از طبقه متوسط آمریکایی به جنگ جمهوری خواهان می رود. مسائل زنان اگرچه مهم است و زنان هم او را بر رقبای خود ترجیح می دهند، اما جمهوری خواهان خانم کلینتون را به چالش گرفته اند که چرا بنیاد کلینتون کمک های مالی کشورهایی مانند عربستان را قبول می کند، درحالی که این کشورها از جمله ناقضان حقوق زنان هستند. همینطور کلینتون چطور می تواند نماینده طبقه متوسط آمریکایی باشد در حالی که خانه اش در نیویورک میلیون ها دلار می ارزد، با جت خصوصی مسافرت می کند و برای هر سخنرانی حداقل 200 هزار دلار دستمزد می گیرد.

جمهوری خواهان در عین حال هیلاری کلینتون را به «بی صداقتی» متهم می کنند و او را با بحران های پیدا و پنهان مرتبط می دانند. آنچه که در مورد پاک شدن سرور شخصی خانم کلینتون و ای میل هایی که خودش ادعا می کند شخصی بودند (و جمهوری خواهان می گویند معلوم نیست و باید چک می شدند) آخرین نمونه از این جنس است که در طول دوران فعالیت های سیاسی خانواده کلینتون وجود داشته است (نظرسنجی در همین مورد). کمک های خارجی به بنیاد خانواده کلینتون حتی زمانی که او مسئولیت وزارت خارجه را بر عهده داشت، کشته شدن 4 دیپلمات آمریکایی در کنسول گری این کشور در شهر بن غازی کشور لیبی سه ماه قبل از انتخابات ریاست جمهوری 2012 و همینطور داستان های رابطه اقتصادی برادرش با «تری مک آلیف» فرماندار فعلی ویرجینیا و یکی از افراد نزدیک به خانواده کلینتون موارد جدیدی هستند که مستقیم به سمت وی نشانه می روند. مواردی هم احتمالا در آینده وجود خواهد داشت، همانطور که در گذشته وجود داشت. کمپین هیلاری کلینتون باید بداند که چگونه این بحرن ها را مدیریت کند. امری که در مورد داستان ای میل های خانم کلینتون و استفاده از سرور شخصی به جای سرور وزارت امور خارجه در دوران مسئولیت، به دلیل عدم آمادگی کمپین برای مدیریت آن، با انتقاد درون حزب دموکرات هم مواجه شد. درحالیکه حداقل از چهار، پنج ماه قبل تر، افراد نزدیک به خانم کلینتون می دانستند که مسئله برای جمهوری خواهان فاش شده است (+ و +).

مسئله مهم دیگر برای کمپین هیلاری اما چگونگی ارائه تصویر رهبر آینده حزب دموکرات و کاندیدای ریاست جمهوری است. در رقابت های مقدماتی سال 2007 در مقابل چهره جوان، مردمی و دوست داشتنی باراک اوباما، کمپین هیلاری کلینتون سعی کرد او را یک رهبر مقتدر و تصمیم گیر جلوه دهد. با این توجیه که آمریکایی باید به رهبر زن اعتماد پیدا می کردند و اگر زنی مقتدر نباشد به او رای نمی دهند. برای انتخابات سال 2016 اما کمپین هیلاری کلینتون تاکتیک خودش را تغییر داده است. هیلاری این بار باید دوست داشتنی به نظر برسد. استراتژیست های کمپین هیلاری اعتقاد دارند او با مسئولیت های متعدد در ساختار سیاسی آمریکایی به اندازه ای شناخته شده هست که قدرت رهبری و مدیریت وی زیر سئوال نرود. حالا باید کاری کنند که رای دهندگان آمریکایی او را دوست داشته باشند (مسئولیت این خانم طراحی دوباره تصویر هیلاری کلینتون در میان رای دهندگان است). زنی دوست داشتنی، رهبری مسئول و شاید مادربزرگی مهربان (بیل و هیلاری کلینتون به تازگی صاحب یک نوه شده اند). امری که به نظر می رسد بعد از اتفاقات اخیر و انتقادهای تند جمهوری خواهان علیه کلینتون تاحدی در میان رای دهندگان تاثیر داشته است (+).

با تمام اینها اما، مسیر پیروزی هیلاری کلینتون برای رسیدن به کاخ سفید حتما از رقبای جمهوری خواه ش راحت تر است (+). از سال 1992 و آغاز ریاست جمهوری بیل کلینتون تا 2012، در شش انتخابات پشت سر هم، 18 ایالت شامل سه ایالت غربی موسوم با پاسفیک (مانند کالیفرنیا)، ایالت های شمال شرق آمریکا (مانند نیویورک و پنسیلوانیا)، اکثر ایالت های مرکزی شمال شرقی (مانند ویسکانسین) و مرکزی (مانند ایلی نوی) به همراه شهر واشنگتن دی سی به دموکرات ها رای داده اند که روی هم رفته 242 رای الکترال را شامل می شوند. این درحالی است که 13 ایالت در جنوب (مانند تگزاس) و ایالت های مرکزی شمال غربی (مانند مونتانا و وایومینگ) که از سال 1988 همواره به جمهوری خواهان رای داده اند تنها 102 رای اکترال رای شامل می شوند. از میان 194 رای اکترال باقی مانده، خانم کلینتون برای پیروزی تنها به 28 رای الکترال احتیاج دارد. و به عنوان مثال اگر او تنها از میان 19 ایالت باقی مانده بتواند در فلوریدا پیروز شود که 29 رای اکترال دارد، 45 مین رئیس جمهور آمریکا خواهد بود. ضمن اینکه او در ایالت هایی مانند آرکانزا که ایالت بیل کلینتون است (بیل کلینتون دو بار فرماندار آرکانزا بود) یا نوادا که یک اقلیت تاثیرگذار دارد یا ویرجینیا که فرماندار فعلی اش دموکرات و رئیس کمپین انتخاباتی هیلای کلینتون بوده است و یا ایندیانا که در سال 2008 به اوباما رای داد و همچنین اوهایو که هم در سال 2008 و هم در 2012 به اوباما رای داد شانس خیلی خوبی برای پیروزی خواهد داشت. این مسیر پیروزی را البته یک نفر شاید بیشتر از دیگران با خطر مواجه کند. جب بوش که اتفاقا از معدود کاندیداهای جمهوری خواه است که در میان اقلیت تبارها محبوب است. همسر مکزیکی دارد، زبان اسپانیایی را به راحتی صحبت می کند و فرماندار پیشین فلوریدا بوده است که اقلیت اسپانیایی تبار آن برجسته است (در مورد جب بوش و رقابت او با هیلاری)

خانم کلینتون کاندیداتوری خودش را اعلام می کند. درحالی که «آماده برای هیلاری» Ready for Hillary کمپین نیروهای میدانی خانم کلینتون از مدت ها پیش از آنکه دفتر دو طبقه کمپین خانم کلینتون در محله بروکلین نیویورک راه اندازی شود فعالیت های خودش را آغاز کرده بود. «آماده برای هیلاری» کمپینی است که با فرض کاندیداتوری خانم کلینتون تشکیل شد تا در صورت اعلام کاندیداتوری نیروهای میدانی کمپین او آماده برای کار باشند. کسانی که قرار است در تجمعات شرکت کنند، به در خانه های مردم بروند و آنها را برای رای دادن به هیلاری کلینتون ترغیب کنند، برای فعالیت های خودشان پول جمع کنند و خلاصه نیروهای پای کار کمپین باشند (شکل تشکیل این کمپین بسیار شبیه به «ستاد 88» کمپین حامیان خاتمی در انتخابات سال 1388 است).

همه اینها هم درحالی است که برای ایرانی ها، مهمترین بخش تبلیغات خانم کلینتون نحوه مواجه او با بحران هسته ای ایران و رابطه با اسرائیل خواهد بود (+). اگر توافق هسته ای انجام شود و به خوبی پیش برود بخشی از اعتبار این توافق مستقیما متوجه خانم کلینتون است که مذاکرات از زمان ریاست وی بر وزارت خارجه شده بود. اگر اینطوری نشود او احتمال دارد به سمت راست گرایش پیدا کند که همراه با رابطه بهتر با اسرائیل خواهد بود. هرچند رابطه خانم کلینتون با اسرائیلی ها به نظر نمی رسد که به بدی رابطه باراک اوباما با نتنیاهو باشد.

آی دیت:

خانم کلینتون با انتشار این ویدئو (مبارزی برای آمریکایی های معمولی) کمپین انتخاباتی ش را آغاز کرد. کمپینی که برخلاف سال 2008 مبتنی بر دیدار با جمعیت های کوچک و مصاحبه های رو در روست. در سال 2008 هیلاری کلینتون به دلیل اینکه در همایش هایی که او تنها سخنرانش است مورد انتقاد قرار گرفته بود. برای 2016 اما، کمپین کلینتون که جمعی از باهوش ترین افراد کمپین اوباما را در کنار خود دارد به صورت زمینی به اوباما می رود تا با مردم عادی هم دیدار داشته باشد (لینک). این گزارش را در مورد واکنش های جمهوری خواهان بخوانید و البته این مقاله آقای کارل رو را هم از دست ندهید که می گوید تبلیغات منفی علیه هیلاری کلینتون به تنهایی برای پیروزی بر او کافی نیست + یک گزارش از واکنش ها نسبت به کاندیدتوری کلینتون در شبکه های اجتماعی و مقایسه آن با رند پال و تد کروز و این یکی که می گوید موفقیت سیاست های اقتصادی اوباما می تواند یکی از مهمترین نقاط مثبت کمپین کلینتون باشد. این ادعا البته درست است، هیچ شاخصی به اهمیت وضعیت اقتصادی آمریکایی ها در تعیین رئیس جمهور بعدی وجود ندارد. سیاست خارجی، توافق با ایران، داعش و حتی سیاست های مهاجرتی هیچ یک به اندازه وضعیت اقتصادی در طی ماه های آینده نمی توانند تکلیف انتخابات را مشخص کنند.

hill

رند پال، سناتور جمهوری خواه ایالت کنتاکی، فردا به عنوان دومین کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به صورت رسمی نامزدی خودش را انتخاب می کند (+). در این پست کوتاه توضیح می دهم که چرا کاندیداتوری رند پال مهم است و چرا او می تواند در انتخابات مقدماتی جمهوری خواهان در سال 2012 مومنتوم ایجاد کند و چرا شانس او برای پیروزی در رقابت های مقدماتی و نهایی چندان زیاد نیست (این ویدئو را ببینید).

سناتور رند پال، وارث سیاستمداری پدرش ران پال، عضو مجلس نمایندگان آمریکا از ایالت تگزاس است. کسی که هم در سال 2008 و هم در سال 2012 در انتخابات مقدماتی جمهوری خواهان کاندیدا بود (رند پال در سال 1988 به عنوان نامزد لیبرترین کاندیدا شد) و اگرچه پیروز نشد اما یک گروه رای ثابت برای خودش ساخت از کسانی که دیدگاه های لیبرترین دارند و در سال 2010 هم به نام تی پارتی توانستند به پیروزی حزب جمهوری خواه در انتخابات مجلس نمایندگان کمک کنند (در مورد ران پال اگر می خواهید بدانید این کتاب، ران پال پدر تی پارتی و این یکی و + را بخوانید). از جمله کسانی که در همین سال 2010 از ایالت کنتاکی وارد ساختمان سنا شد، رند پال جوان بود که کاندیداهای مورد حمایت حزب را در انتخابات مقدماتی شکست داد و با دیدگاه های ویژه اش (از جمله اینکه «ایران برای آمریکا تهدید نیست»، انتقاد از سیاست خارجی تهاجمی و حتی پیشنهاد قطع کمک های مالی به کشورهای خارجی از جمله اسرائیل) به پیروزی رسید. برای بررسی دیدگاه هایی که رند پال پدر و پسر ترویج می کنند کتاب تی پارتی به واشنگتن می رود از پال پسر، فوق العاده است. او در این کتاب دیدگاه های خودش را در مورد دولت کوچک و اقتصاد «در دست مردم» توضیح می دهد و به شدت متاثر از کتاب «وجدان محافظه کار» است که توسط بری گلدواتر، سناتور ایالت آریزونا و کاندیدای جمهوری خواهان در انتخابات سال 1964 (که در رقابت با لیندون جانسون شکست سختی خورد) نوشته شده است. در کتاب وجدان محافظه کار، سناتور گلدواتر اصول دیدگاه های خودش را در مورد سیاست داخلی و خارجی آمریکا در فصل های مختلف و به صورت خلاصه بیان می کند که بسیار به دیدگاه های امروز تی پارتی نزدیک است. در مخالفت با سیاست غالب در واشنگتن، رند پال، خود و پدرش را وارثان واقعی رونالد ریگان هم می دانند و برای اثبات این ادعا به حمایت پدرش از ریگان و در مخالفت با رئیس جمهور جرالد فورد – کاندیدای مورد حمایت جناح غالب حزب در سال 1976 – اشاره می کند. دلیل اهمیت ارجاع به ریگان هم در این است که ریگان بت جمهوری خواهان امروز آمریکایی است و از میت رامنی میانه رو تا تد کروز تندرو همه خودشان را پیروان واقعی ریگان می نامند.

به دلیل همین سابقه است که رند پال در مقایسه با کاندیدایی مانند تد کروز – سناتور تندروی ایالت نگزاس که او هم چهره محبوب تی پارتی است – امکان تاثیرگذاری بیشتری در رقابت های مقدماتی حزب جمهوری خواه دارد (سومین پیروزی پی در پی رند پال در گردهمایی گروه عمل جمهوری خواهان). بعد از اعلام کاندیداتوری تد کروز، رند پال ضمن تمجید از تد کروز در مصاحبه با مگان کلی در فاکس نیوز گفت که اگرچه دیدگاه های او و تد کروز در بسیاری جهات شبیه یکدیگر است اما دلیل برتری او بر کروز این است که احتمال پیروزی خودش در مقابل هیلاری کلینتون به مراتب بیشتر از سایر کاندیداها و البته تد کروز است (این پست فیس بوکی لارا اینگرام، از معروف ترین چهره های رسانه ای – رادیویی محافظه کاران را ببینید). ادعایی که هم بیراه هست و هم نیست (لینک). او به احتمال زیاد در مقایسه با تد کروز، گزینه سخت تری در مقابل هیلاری کلینتون است اما حتما در مقایسه با جب بوش احتمال پیروزی کمتری در مقابل هیلاری کلینتون خواهد داشت – در مورد جب بوش بعدا به صورت مفصل خواهم نوشت (انتقادهای رند پال از سایر کاندیداها، جب بوش طرفدار دولت بزرگ است و سیاست های خارجی مارکو روبیو، احمقانه و کودکانه است – این ویدئوی جالب را هم ببینید، مقایسه بوش و کلنیتون و اینکه جرج بوش فرقی با هیلاری کلنیتون نخواهد داشت).

از جمله دلایل دیگر تاثیرگذاری رند پال در میان جمهوری خواهان و اهمیت او در این است که رند پال سعی کرده است با ایجاد ارتباط با بخش هایی از گروه های اقلیت از جمله آمریکایی های آفریقایی تبار که به صورت سنتی به جمهوری خواهان رای نمی دهند و همچنین در میان جوان ترها که بیشتر طرفدار دموکرات ها هستند در میان این گروه هم برای خود پایگاه رای ایجاد کند (+).

او و البته کاندیداهایی مانند تد کروز، حزب جمهوری خواه را متهم می کنند که با حمایت از کاندیداهایی مانند جان مک کین و میت رامنی که از نظر آنان به صورت کامل جمهوری خواه نیستند در انتخابات سال 2008 و 2012 باعث شکست جمهوری خواهان در انتخابات ریاست جمهوری شده اند. درحالی که به تعبیر آنان حزب جمهوری خواه باید به دوران ریگانیسم باز گردد و کاندیدایی را انتخاب کند که همانند ریگان، به اصول جمهوری خواهان وفادار باشد. هرچند آنها سعی می کنند برخی از سیاست های ریگان را که با اصول سیاسی امروزی حزب جمهوری خواه همگام نیست فراموش کنند یا پیروزی های جرج بوش در سال 2000 و 2004 را که البته بوش پسر هم – به همراه بوش پدر – از نظر آنان به اندازه کافی جمهوری خواه نبود به یاد نیاورند (رند پال برخی از سیاست های بهداشتی و درمانی جرج بوش را سوسیالیستی نامیده بود). همینطور شکست تنها کاندیداهای 100 درصد محافظه کار بعد از جنگ جهانی دوم، بری گلدواتر، که در سال 1976 تنها در 6 ایالت جنوبی توانست بر لیندون جانسون پیروز شود و در سایر ایالت های آمریکا شکست خورد (هرچند همین ادعا که چون کاندیدهای حزب جمهوری خواه در سال های 2008 و 2012 به اندازه کافی محافظه کار نبودند و به همین دلیل مورد حمایت محافظه کاران آمریکایی قرار نگرفته اند، در این مقاله از کارل رو به درستی نقد شده است).

اما یکی از مهمترین نقاظ ضعف رند پال اما در مواجه با کاندیداهای مورد حمایت جناح غالب حزب (GOP Establishment) که نقطه افتراق اساسی او با سران حزب هم هست در دیدگاه انزواطلبانه او در سیاست خارجی نمایان می شود (لینک). امری که اگرچه در جامعه آمریکایی امروز کم طرفدار نیست اما درون حزب جمهوری خواه و حامیان مالی این حزب، پیش بردن چنین سیاستی غیرممکن به نظر می رسد. رند پال نماینده یک سنت سیاسی در آمریکاست که حتی سیاست های اوباما را جنگ طلبانه می داند، بارها بر خروج کامل نیروهای آمریکایی از عراق و افغانستان تاکید کرده است، در ابتدا مخالف طرح تحریم های بیشتر ایران توسط کمیته روابط خارجی سنا موسوم به طرح «کرک – منندز» بود (او بعدا از این طرح حمایت کرد) و حتی مسیحیان اونجلیکا را که درصد رای مهمی از حزب جمهوری خواه به خصوص در ایالت هایی مانند آیوا (آیوا اولین ایالتی است که انتخابات مقدماتی در آن برگزار می شود و به همین دلیل اهمیت زیادی دارد)، متهم می کند که به دنبال جنگ هستند (بخش هایی از این اتهام دلایل مذهبی دارد). رند پال حتی مخالف تحریم ایران بود و از توافق ابتدایی هسته ای بین ایران و قدرت های جهانی حمایت کرد، در حالیکه حزب جمهوری خواه با آن مخالف بود و او در عین حال کسی است که بارها گفته بود مخالف کمک آمریکا به کشورهای خارجی – حتی اسرائیل – است (او البته بعدا اسرائیل را مستثنی دانست). به همین دلیل هم هست که رند پال در آخر لیست کاندیداهای مورد حمایت شلدون ادلسون (کازینودار جمهوری خواه در لاس وگاس که کسی در انتخابات سال 2012 قول داد تا 100 میلیون دار برای شکست دموکرات ها هزینه کند و گفته می شود درنهایت 140 میلیون دلار به جمهوری خواهان کمک کرد) قرار می گیرد.

این دیدگاه های رند پال درون حزب جمهوری خواه با انتقادهای زیادی مواجه است (انتقادهای دیک چنی، معاون جرج بوش – سناتور مک کین و ریک پری، فرماندار پیشین تگزاس و یکی دیگر از کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری). رند پال اما به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری از بسیاری از این دیدگاه های خود دست کشیده یا به نظر می رسد که سعی دارد با سران حزب کمتر مخالفت کند و به همین دلیل هم به اتخاذ سیاست های دوگانه متهم می شود. او علی رغم دیدگاه های اولیه اش در خصوص توافق ایران و غرب، از جمله امضاکنندگان نامه 47 امضایی سناتورهای جمهوری خواه به رهبران ایران بود که توسط سناتور تندرو ایالت آرکانزا نوشته شد (گفته می شود نویسنده واقعی این نامه ویلیام کریستول، سردبیر ویکلی استاندارد است؛ در مورد این نامه و نقش لابی حامی اسرائیل در حمایت از کاندیداهای جمهوری خواه و در این مورد خاص سناتور کاتن + و + را بخوانید). رند پال در عین حال سعی کرد رابطه خودش را با شلدون ادلسون هم تقویت کند و حداقل اگر چندان به کمک مالی او در ابتدا امیدی ندارد، اما او را به مخالفت با خودش تحریک نکند (دیدار رند پال و شلدون ادلسون پس از حضور ادلسون در واشنگتن دی سی برای شنیدن صحبت های نتنیاهو در کنگره و اطمینان ادسلون به رند پال که علیه او فعالیت نخواهد کرد). با تمام اینها اما رند پال در حضور افرادی مانند جرج بوش و حتی مارکو روبیو و فرماندار ایالت ویسکانسین، اسکات واکر که ستاره رو به رشد جمهوری خواهان است، کمتر از حمایت های سران حزب برخوردار خواهد شد و این به خصوص در تامین منابع مالی می تواند او را با مشکل مواجه کند. به همین دلیل است که رند پال سعی کرده در طی این سال ها، ارتباط خود را با یکی از مهمترین تامین کنندگان منابع مالی برای جمهوری خواهان یا برادران کک افزایش دهد (+) دو برادری که طرفدار اقتصاد سرمایه داری و مخالف نقش دولت در اقتصاد و سیاست های باراک اوباما هستند، تاحدی هم دیدگاه های لیبرترین دارند و در انتخابات سال 2016 به همراه گروه حامیان مالی خودشان گفته اند تا 900 میلیون دلار برای حمایت از دیدگاه هایی که به پلتفورم حزب جمهوری خواه نزدیک است هزینه خواهند کرد (لینک). در عین حال رند پال به حمایت طرفداران تی پارتی اش هم امیدوار است. کسانی که در نوامبر سال 2007 و تنها ظرف 24 ساعت به پدرش 4.3 میلیون دلار کمک کردند (+ او در سه ماه آخر سال 2007 تقریبا 20 میلیون پول جمع کرد که قسمت اعظم آن توسط مردم عادی پرداخت شده بود) و به خود او هم در ایالت کنتاکی در ظرف 24 ساعت بیشتر از 400 هزار دلار کمک کردند که برای این ایالت کوچک یک رکورد به حساب می آمد (بیش تر از 60 درصد کمک های مالی به وی در انتخابات سال 2010 از خارج از ایالت کنتاکی آمده بود).

با اینحال اما نزدیکی سیاست های رند پال به جناح غالب در حزب برای او بی هزینه هم نخواهد بود. هرچند برخی ادعا کنند که این نزدیکی چندان هم طول نخواهد کشید. از جمله مهمترین سران حزب، سناتور میچ مک کانل رهبر اکثریت مجلس سناست که اتفاقا سناتور ایالت کنتاکی هم هست و رند پال با حمایت از او در مقابل کاندیدای تی پارتی در رقابت های مقدماتی سال 2014 خشم حامیان پیشین خود را برانگیخت(+). اما این سیاست ها باعث شده که برخی از طرفداران سنتی تی پارتی با او مخالف شوند و رند پال را متهم کنند که بیش از حد با سران حزب کنار آماده است (این مقاله را بخوانید، رئیس کمپین انتخاباتی ران پال، پدر، در سال 2012 در آیوا گفته که در انتخابات 2016 از رند پال، پسر، حمایت نمی کند. برخی دیگر هم می گویند که به تد کروز رای می دهند که از جمله شخصیت های مخالف اکثریت حزب است).

به همین دلیل رند پال در انتخاب تاکتیک های انتخاباتی اش چندان کار راحتی نخواهد داشت (در مورد تمام این فراز و فرودهای رند پال این مقاله را هم بخوانید). او اگرچه هنوز محبوب تی پارتی است اما برای پیروزی در 2 ایالت اول (آیوا و نیوهمشایر) علی رغم اینکه وضعیت فعلی اش خوب است (+)، اما رقبای دیگری هم دارد که اتفاقا آن هم روی رای جمهوری خواهان محافظه کار، طرفداران تی پارتی و مسیحیان اونجلیکا حساب باز کرده اند و این باعث می شود که رای آنها شکسته شود. افرادی مانند مایک هاکبی، فرماندار پیشین آرکانزا و مسیحی معتقد مورد حمایت اونجلیکاها که در 2008 کاندیدا بود و در آیوا هم پیروز شود و همینطور افراد دیگری نظیر ریک سنتوروم، دکتر بن کارسن، اسکات واکر و حتی تد کروز.

مطابق نتایج نظرسنجی های انتخابات مقدماتی در سال 2012، جمهوری خواهان بسیار محافظه کار 34 درصد رای دهندگان جمهوری خواه را تشکیل می دانند. اینها گروهی هستند که به جب بوش رای نمی دهند یا کم رای می دهند (30 درصد این افراد در سال 2012 به میت رامنی رای داده بودند). اما رای آنها می تواند بین افرادی مانند رند پال، مایک هاکبی، ریک سنتورروم، اسکات واکر، بن کارسون و تد کروز تقسیم شود. جمهوری خواهان تاحدی محافظه کار هم 33 درصد رای دهندگان رای تشکیل می دهند که برای این گروه جب بوش و مارکو روبیو و کریس کریستی هم گزینه های دیگر می توانند باشند. به همین دلیل رند پال برای پیروزی در انتخابات مقدماتی کار چندان راحتی نخواهد داشت (این مقاله را بخوانید و این یکی که توضیح می دهد چگونه انتخابات مقدماتی برای حزب جمهوری خواه در سال 2016 غیرقابل پیش بینی است).

آپ دیت: این لینک را ببنید درباره شعار انتخاباتی رند پال و این یکی که چگونه از تکنولوژی برای رساندن پیام خودش استفاده می کند

آپ دیت بعد از اعلام کادیداتوری:

رند پال در سخنرانی اعلام کاندیدتوری اش (+ و +) هم از دموکرات ها انتقاد می کند و هم از جمهوری خواهان. سخنرانی او اعلام شورش علیه سران تصمیم گیر در واشنگتن است. جایی که البته خودش هم از یکی از مهمترین مراکز تصمیم گیری این شهر می آید. سنای آمریکا. او در عین حال جرج بوش و باراک اوباما و همینطور هیلاری کلینتون و جب بوش را هم از گزند سخنان نیش دارش در امان نمی گذارد. او از کمک های مالی کشورهای خارجی به بنیاد کلینتون انتقاد می کند و و می گوید که هیلاری کلینتون خودش را بالاتر از قانون می داند. (مصاحبه رند پال با پولتیکو). او در عین حال اعلام کرد در روز اول ریاست جمهوری اش برنامه نظارتی دولت بر زندگی خصوصی مردم را – از طریق مواردی مانند پیگیری تلفن های همراه و … – لغو خواهد کرد. رند پال البته بیشتر از هر چیز دیگری به دلیل سیاست های خارجی اش مورد انتقاد قرار می گیرد. واقعیت ش این است که او اگرچه سعی می کند موضع قوی تری نسبت به قبل را در سیاست خارجی داشته باشد اما جمهوری خواهان از این امر راضی نیستند. ضمن اینکه انتقاد او به سیستم سیاست ورزی در واشنگتن، روسای جمهور پیشین (حتی جمهوری خواه ها) و به خصوص بخشی که او آنها را نئوکان یا همان نئومحافظه کاران می داند برای جناح جنگ طلب حزب جمهوری خواه گران تمام خواهد شد (این ویدئو را ببینید در بیان شباهت های رند پال و اوباما به خصوص در مورد پرونده هسته ای ایران و همینطوراین یکی از جان استوارت). اما پال تصمیم گرفته است که گروه جدیدی را به سبد رای جمهوری خواهان اضافه کند تا به همراه لیبرترین ها و طرفداران تی پارتی به او رای بدهند (+ و+).

Facebook_RandPaul

Facebook_RandPaul

جمهوری خواهان رقابت های ریاست جمهوری سال 2016 را با پاسخ به سخنرانی سالیانه رئیس جمهور توسط سناتور مارکو روبیو (از کاندیداهای احتمالی حزب در سال 2016) پس از شکست در انتخابات ریاست جمهوری سال 2012 آغاز کردند. اوباما –لااقل از منظر عملی- برای دموکرات ها طی 2 سال اخیر، مزیت رقابتی ویژه برای سال 2016 نداشت که هیچ، از جمله دلایل شکست در رقابت های میان دوره ای سال 2014 هم نامیده شد. اما با بهبود وضعیت اقتصادی، افزایش رضایت از عملکرد رئیس جمهور (+) و برنامه هایی که این روزها اوباما در حمایت از طبقه متوسط، جوانان و مهاجران اجرا کرده است، موفقیت این برنامه ها به معنای میراث خوبی در اختیار کاندیدای نهایی دموکرات (به احتمال زیاد، هیلاری کلینتون)، خواهد بود. سخنرانی امسال State of the Union، زنگ آغاز انتخابات ریاست جمهوری 2016 است.

باراک اوباما سه شنبه به مهمانی کنگره می رود تا در ساختمان مجلس نمایندگان، سخنرانی سالیانه خود را در حضور نمایندگان کنگره، مهمانان ویژه (مهانان ویژه بانوی اول) و سران سیاسی در آمریکا ارائه کند. سخنرانی که به State of the Union معروف است و مطابق بند 2 از بخش 3 قانون اساسی، رئیس جمهور را موظف می کند به صورت دوره ای در مورد وضعیت کشور و رئوس برنامه های خود به کنگره گزارش دهد (در مورد State of the Union، تاریخچه آن، سخنرانی های معروف و واکنش ها به آن، این لینک را که در مورد سخنرانی سال 2014 باراک اوباما به تفصیل نوشته ام نگاه کنید و همینطور 67 سال در 67 ثانیه + بخش هایی از سخنرانی های روسای مختلف جمهور).

این سخنرانی به احتمال زیاد پرببینده ترین سخنرانی سال رئیس جمهور هم خواهد بود و پیش بینی می شود 30 میلیون نفر آن را ببیند. هرچند میزان ببیندگان از سخنرانی سال 2009 اوباما که 52 میلیون نفر آن را دیده بودند یا سخنرانی سال 1993 بیل کلینون که 67 میلیون نفر ببینده داشت کمتر است. با اینحال این سخنرانی و سخنرانی سال آینده او، خلاصه ای از آنچه اوباما به عنوان رئیس جمهور آمریکا انجام داده است و می دهد خواهد بود (مقاله وال استریت ژورنال، اوباما به دموکرات ها چه می تواند بگوید). او دیگر نگران انتخاب دوباره به عنوان رئیس جمهور نیست و بیشتر به میراث که برای آینده بر جای خواهد گذاشت و افزایش احتمال پیروزی حزب دموکرات در سال 2016 می اندیشد (لینک و لینک)، به خصوص با توجه به اینکه شاخص های مختلف اقتصادی نسبت به سال گذشته همین موقع بسیار بهتر هم شده است (نظرسنجی وال استریت جورنال و ان بی سی نیوز)

از جمله مهمترین دلایل اهمیت سخنرانی امسال اوباما در این است که او برای اولین بار در دوران ریاست جمهوری خود درحالی به کنگره می رود که هر دو رکن آن (مجلس سنا و مجلس نمایندگان) در اختیار حزب جمهوری خواه قرار دارند. این امر به خودی خود باعث می شود که پیشبرد برنامه های رئیس جمهور در کنگره با مشکل مواجه شود و جمهوری خواهان با اکثریتی که دارند تلاش کنند مانعی در جهت اهداف او ایجاد کنند. به همین دلیل هم هست که حتی گفته می شود تلاش اوباما برای اجرای برنامه های خود از طریق فرامین اجرایی رئیس جمهور -که کنگره امکان چندان زیادی برای مانع شدن آن را از طریق قانونی ندارد- و همچنین تهدید به وتو –مورد مشخص آن تهدید به وتو در صورت تصویب تحریم های جدید علیه ایران است- پس از شکست در انتخابات کنگره در نوامبر سال گذشته، باعث شده که اساسا سخنرانی سالیانه او چیزی جدیدی برای ارائه نداشته باشد، چون رئیس جمهور آنچه که را قرار است به عنوان برنامه های سالیانه خود اعلام کند، پیشاپیش اجرایی کرده است و نحوه اجرای آنها را نیز فارغ از مخالفت کنگره دنبال خواهد نمود (لینک و اوباما سیاست تهاجمی را اتخاذ می کند).

از جمله جدیدترین این برنامه ها که کاخ سفید گفته رئیس جمهور در گزارش امسال مطرح خواهد کرد، طرح کاهش مالیات برای طبقه متوسط و افزایش مالیات برای افراد پولدار (خانواده هایی که بیشتر از 500 هزار دلار در سال درآمد دارند + لینک: 5 نکته در مورد برنامه رابین هودی اوباما برای مالیات ها) و موسسات مالی است که خشم محافظه کاران را برانگیخته است (+ و + و +). او در عین حال با برنامه مجانی کردن هزینه های 2 سال کالج ها که طی هفته های گذشته در تنسی آن را اعلام کرد، اعلام عادی سازی روابط با کوبا (برنامه مارکو روبیو سناتور کوبایی تبار ایالت فلوریدا برای مخالفت با اوباما) و همچنین فرمان اجرایی برای تسهیل اعطای اقامت به مهاجران غیرقانونی نشان داده است که در رئوس برنامه های عملی خود، حالا که نمی تواند بر روی کنگره حساب کند، قصد دارد از قدرت اجرایی رئیس جمهور مطابق قانون اساسی استفاده نماید (در مورد جدال های مرتبط با کاهش هزینه های دولت و بالانس کردن بودجه + و + و + را می توانید ببینید).

بنا بر یک سنت تاریخی، حزب رقیب پس از سخنرانی رئیس جمهور، به او پاسخ می دهد. طی دو سال گذشته سناتور مارکو روبیو (جمهوری خواه کوبایی تبار از ایالت فلوریدا) و کتی موریس راجرز (عضو مجلس نمایندگان از ایالت واشنگتن) نتوانستند جمهوری خواهان را در ارائه یک پاسخ قاطع به رئیس جمهو راضی کنند. امسال اما آنها یک سناتور تازه کار از ایالت آیوا را انتخاب کرده اند (معرفی سناتور جونی ارنست توسط میچ مک کانل رئیس اکثریت مجلس سنا). خانم ارنست در ایالت آیوا که در هر دو دوره گذشته به باراک اوباما رای داده بود توانست در نوامبر امسال رقیب دموکرات خود، بوریس بریلی را به قاطعیت شکست دهد. او که یک کشاورز است و قبلا هم سرباز نیروی دریایی و جنگ عراق بوده است به خصوص پس از این آگهی تبلیغاتی خود در سیاست آمریکا درخشید (در مورد جونی ارنست). او در این آگهی می گوید که قصد دارد به واشنگتن برود تا هزینه های دولت را کاهش دهد، طرح خدمات بیمه درمانی اوباما را لغو کند و بودجه را متعادل نماید. دیدگاه های او البته با دیدگاه های تی پارتی هم نزدیک است که در گذشته کسانی مانند هرمن کین و میشل باکمن (هر دو کاندیدای ریاست جمهوری در سال 2012 بوده اند و خانم باکمن در عین حال عضو مجلس نمایندگان هم هست) و مایک لی سناتور تندروی ایالت یوتا و جفت تد کروز سناتور ایالت تگزاس، پاسخ تی پارتی را به سخنرانی سالیانه اوباما داده بودند. پاسخ امسال به سخنان رئیس جمهور از سوی تی پارتی توسط کرت کراسان، جمهوری خواه ایالت فلوریدا ارائه می شود.

انتخاب سناتوری از ایالت آیوا البته یک اهمیت ویژه هم دارد. غیر از ویژگی های شخصی سناتور ارنست در مخالفت با برنامه های اوباما که همراهی پایگاه رای حزب جمهوری خواه را به همراه دارد، این ایالت هم در سال 2008 و هم در سال 2012 به اوباما رای داده است (در سال 2004 بوش در این ایالت پیروز شد). در انتخابات میان دوره ای امسال اما، جونی ارنست موفق شود با اختلاف 8.5 درصد پیروز شود و رای سفیدپوستان بدون مدرک دانشگاهی را که پیش از این به دموکرات ها رای می دادند هم بدست آورد (لینک). ترکیبی از ویژگی های شخصی خانم ارنست و نیم نگاه جمهوری خواهان به 6 رای الکترال این ایالت می تواند از مهمترین دلایل انتخاب خانم ارنست به عنوان نماینده حزب جمهوری خواه در پاسخ به برنامه های رئیس جمهور باشد.

با افزایش استفاده از امکانات تکنولوژیک و نفوذ شبکه های اجتماعی و ارتباطات تعاملی، نحوه بازخود این سخنرانی در رسانه های مختلف در آمریکا هم بهبود می یابد. در گذشته البته نظرسنجی پس از سخنرانی رئیس جمهور و موافقت یا مخالفت با برنامه های او و همچنین ایجاد Focus Group ها برای سنجش آنی از گفته های رئیس جمهور امر رایجی بوده است و بازهم انجام خواهد شد. امسال اما MSNBC و CNN از طریق Bing Pulse متعلق به شرکت مایکروسافت، پاسخ مخاطبان را به صورت لحظه ای به صحبت های رئیس جمهور مورد ارزیابی قرار می دهند (لینک). به این لینک هم نگاه کنید، برنامه روزنامه واشنگتن پست از طریق ارتباط تلفنی (تکست) با مخاطب در سخنرانی سالیانه رئیس جمهور است و این یکی، صفحه ویژه این برنامه در سایت کاخ سفید (توضیحات).

این مقاله در وب سایت ندای ایرانیان منتشر شده است.

state of the union

جمهوری خواهان که تا 2 ماه پیش، نگران وجود یک کاندیدای قوی برای رقابت با هیلاری کلینتون در سال 2016 بودند امروز اما دو کاندیدای برجسته دارند – جب بوش و میت رامنی – که هر دو اعلام کرده اند احتمال حضورشان در رقابت های ریاست جمهوری 2016 بسیار جدی است.

ماه گذشته (دسامبر 2014) و پس از پیروزی جمهوری خواهان در انتخابات میان دوره ای بود که جب بوش از برنامه خود برای احتمال کاندیداتوری در سال 2016 خبر داد (در مورد بوش، اینجا نوشته ام). و حالا این میت رامنی است که گفته به احتمال زیاد برای سومین دوره متوالی کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا خواهد شد (+).

میت رامنی در گذشته همواره شایعه کاندیداتوری در انتخابات توسط خود را رد می کرد. حتی در زمانی که نظرسنجی ها او را بر سایر افراد که از تمایل شان برای کاندیداتوری گفته بودند جلوتر نشان می داد (+)، با اینحال میت رامنی گفته بود در انتخابات شرکت نخواهد کرد (رقابت دوباره، نه نه نه نه، مصاحبه با رامنی).

اما او در خبری که برای اولین بار توسط روزنامه وال استریت جورنال منتشر شد اعلام کرد که به صورت جدی کاندیداتوری اش را برای سال 2016 در نظر می گیرد. نشانه اول این جدی بودن هم شاید پس از اعلام عدم کاندیداتوری پل رایان، کاندیدای معاونت اولی میت رامنی در سال 2016، آشکار شود. پل رایان که قبلا گفته بود اگر رامنی کاندیدا باشد او به هیج وجه در انتخابات کاندیدا نمی شود، هفته گذشته عدم تمایل خود برای حضور در رقابت های ریاست جمهوری 2016 را اعلام کرد (لینک).

اما خب مسیر کاندیداتوری و پیروزی در رقابت های مقدماتی برای سومین بار چندان راحت نخواهد بود و به صورت سنتی هم از سال 1892 به غیر از ریچارد نیکسون، هیچ کاندیدایی که در مرحله نهایی شکست خورده دوباره موفق نشده که کاندیدا و رئیس جمهور شود (+). ریچارد نیسکون هم که در سال 1960 انتخابات را به کندی باخت، اختلاف این دو کمتر از 1 درصد آرا بود. میت رامنی اما در سال 2008 در رقابت های مقدماتی از جان مک کین شکست خورد و در سال 2014 هم با 4 درصد اختلاف رقابت را به اوباما واگذار کرد. ضمن آنکه اگرچه برخی پیش بینی های میت رامنی در سیاست خارجی از جمله نقش روسیه در تخاصم با آمریکا محقق شده است اما از آن سو برنامه های وعده های اقتصادی میت رامنی که گفته بود با برنامه های دولت اوباما عملی نخواهد شد، در ریاست جمهوری اوباما و توسط برنامه هایی که رئیس جمهور ارائه داده است اتفاقا عملی شده است (+ و +). میت رامنی گفته بود در ظرف 4 سال، بیکاری را به زیر 6 درصد می رساند. الان رقم بیکاری در آمریکا 5.6 درصد است. تورم در آمریکا به پایین تر حد خود از سال 2007 رسیده است و نرخ کسری بودجه سالیانه هم از سال 2007 تاکنون کمترین رقم ممکن است (بیشتر از 400 بیلیون دلار). هرچند علی رغم همه اینها هنوز اقتصاد مهمترین نقش را در رقابت های انتخاباتی آمریکا بازی خواهد کرد (+).

حضور میت رامنی و البته قبل از او جب بوش بیش از همه کریس کریستی – فرماندار نیوجرسی – را از گردونه رقابت ها خارج می کند که مانند میت رامنی و جب بوش – اما با نسبتی کمتر از آنها – مورد حمایت سران حزب قرار دارد (کریس کریستی البته با بحران های دیگری هم رو به رو خواهد بود؛ در مورد کریس کریستی). ضمن آنکه هر دو سابقه فرمانداری داشتند، از یک خانواده معروف سیاسی می آیند که پدران آن یا رئیس جمهور یا کاندیدا بوده اند – جب بوش البته پروفایل بهتری دارد –، حامیان مالی هر دو از یک طیف هستند (+ و + و حضور جب بوش در واشنگتن و دیدار با لابیست ها در خیابان K) و البته به میانه حزب جمهوری خواه هم تعلق دارند (دیدگاه های آنها در مسائل مختلف البته با یکدیگر متفاوت است +). و جالب آنکه بوش از سویی کمپین رامنی را در سال 2012 مورد انتقاد قرار داده بود که کارایی نداشت و میت رامنی هم می گوید که بوش به دلیل نام خانوادگی اش نمی تواند رقیب خوبی برای هیلاری کلینتون باشد (مقایسه کلینتون دهه 90 با اقتصاد شکوفا و بوش بعد از 2000 همراه با جنگ و بحران مالی +).

حضور میت رامنی در عین حال با خشم گروهی از محافظه کاران مذهبی و اعضای طرفدار تی پارتی هم مواجه خواهد بود (انتقاد سارا پلین + 5 استدلال مهم علیه رامنی)، هرچند محافظه کاران مذهبی به خصوص اونجلیست ها بیشتر از طرفداران تی پارتی از میت رامنی ناخشنود هستند (+). اما در هر صورت کاندیداهایی که محبوب تی پارتی هستند مانند رند پال و تد کروز چندان از اینکه به تعداد رقبای جدی آنها اضافه شود و شانس پیروزی شان کم گردد خشنود نخواهند بود. حضور جب بوش و میت رامنی، این طیف از محافظه کاران مورد حمایت تی پارتی را عصبانی می کند (شخصا معتقدم در میان کاندیداهای محبوب تی پارتی، رند پال هنوز شانس ایجاد مومنتوم را دارد، هرچند احتمال پیروزی ش خیلی زیاد نیست). مخالفان رامنی در عین حال می گویند که او پیش از ابن دو بار شانس خود را امتحان کرده و شکست خورده است چرا باید دوباره به یک شکست خورده شانس مجدد بدهیم (+ و انتقاد روبرت مرداک که می گوید رامنی گزینه بدی است، او جب بوش را می پسندد).

با اینحال مشاوران پیشین میت رامنی از حضور او استقبال می کنند. آنها معتقدند او رئیس جمهوری بهتری از هیلاری کلینتون (و یا شاید الیزابت وارن، سناتور لیبرال ایالت ماساچوست) است و برخی هم تا آنجا پیش رفته اند که گفته اند اگر او رئیس جمهور بود ISIL وجود نداشت، اقتصاد بهتر اداره می شد و ولادمیر پوتین رئیس جمهور روسیه هم حد خودش را می دانست (+ و +). گروهی هم در انتقاد از کسانی که از کاندیداتوری سه باره میت رامنی می گویند و شانس کم وی پس از شکست در سال 2012 می گویند به کاندیداتوری سه باره رونالد ریگان در تاریخ انتخابات ریاست جمهوری اشاره می کنند و ادامه می دهند که اگر ریگان هم سه بار کاندیدا نمی شد فرصت این را نمی یافت تا رئیس جمهور شود (رونالد ریگان، بت جمهوری خواهان آمریکایی و الگوی پرطرفدار هم تی پارتی و هم سایر جمهوری خواهان است). هرچند آنها اشاره نمی کنند که رونالد ریگان هم در 1968 و هم در 1976 رقابت ها را در مرحله مقدماتی باخته بود و کاندیدای نهایی جمهوری خواهان در انتخابات ملی برای رقابت با کاندیدای دموکرات نبود.

با تمام اینها همانطور که گفتم پیروزی برای میت رامنی در مرحله مقدماتی سال 2016 چندان راحت نیست. در میان رقبای او در سال 2012 تنها نیوت گینگریچ بود که پروفایل برجسته ای داشت، این بار اما یک دو جین فرماندار و سناتور کاندیدا هستند. جناح راست حزب و تی پارتی از یک طرف به نمایندگی رند پال و تد کروز و مذهبیون اونجلیکا، احتمالا به نمایندگی فردای مانند مایک هاکبی از طرف دیگر او را شدیدا مورد انتقاد قرار می دهند. سابقه فرمانداری میت رامنی هم در ایالت لیبرال ماساچوست، خیلی با دیدگاه های محافظه کارانه و سخت جمهوری خواهان سازگاری ندارد. در این میان اگرچه دیدگاه های فعلی جب بوش به خصوص در مواردی مانند حقوق همجنس گراها، مهاجرت و قوانین آموزشی با دیدگاه غالب در حزب جمهوری خواه، مغایرت دارد اما سابقه فرمانداری جب بوش در فلوریدا بسیار بیشتر از فرمانداری میت رامنی در ماساچوست با دیدگاه های محافظه کاران همسوست. جناح غالب حزب هم احتمالا این بار تنها از میت رامنی حمایت نخواهد کرد و هر دو برای بدست آوردن پول در میان حامیان مالی جمهوری خواه با هم رقابت خواهند داشت. و در نهایت اگر میت رامنی از مرحله مقدماتی جمهوری خواهان بالا بیاید، مزیت هایی را که جب بوش در رقابت با هیلاری کلینتون دارد (دیدگاه پیشروانه تر در مواردی مانند قوانین مهاجرتی و توانایی جذب رای اقلیت ها و لاتین تبارها) را میت رامنی ندارد. معایب او را البته با خود همراه خواهد داشت (انتساب خانوادگی، عدم درک طبقه متوسط). تنها مزیت میت رامنی بر جب بوش این است که نام خانوادگی اش بوش نیست و البته معلوم نیست که لزوما عضوی از خانواده بوش بودن تا چه حد در آرای رای دهندگان در روز انتخابات موثر خواهد بود.

در عین حال کاندیداها این را هم می دانند که دیگر باید تصمیم خودشان را برای کاندیداتوری بگیرند و آن را اعلام کنند. یک سال تا اولین رقابت مقدماتی در آیوا باقی است که در فوریه سال آینده برگزار می شود. در فوریه البته سه ایالت دیگر، نیوهمشایر، کارولینای جنوبی و نوادا هم رقابت مقدماتی خواهند داشت. بعد از آن در نیمه اول مارچ، سه شنبه بزرگ ایالت های جنوبی خواهد بود که کاندیداها در آلاباما، جورجیا، می سی سی پی و تنسی رقابت می کنند. آرای الکترال این ایالت ها نسبتی است یعنی کانیداها به نسب رای خود، الکترال ها را بدست می آورند. به همین دلیل تفاوت ها ممکن است چندان زیاد نشود و البته همه شان آماده می شوند تا از نیمه دوم ماه مارچ در سایر ایالت ها رقابت کنند که این بار هر کس، رای بیشتری بدست بیاورد کل آرای الکترال را صاحب خواهد شد. یک سال و سه ماه فرصت زیادی نیست؛ به خصوص اینکه کاندیدای پیروز باید حداقل بتواند 80 میلیون دلار از کمک های مالی استفاده کند و آماده شود برای رقابت های نهایی با هیلاری کلنیتون که هزینه آن البته به مراتب بیشتر است. بنا بر پیش بینی ها چیزی در حدود 2 بیلیون دلار. افراد زیادی نیستند که بتوانند این پول را از کمک کنندگان مالی بگیرند، رامنی یکی از آنهاست و شاید این هم مزیت دیگر وی در رقابت ها باشد. و البته به همین دلیل هم از سوی مخالفان درون حزب جمهوری خواه مورد انتقاد قرار می گیرد که با ماشین پول جمع کنی خود سایر کاندیداها را کنار می زند (رابرت مرداک، او را از این بابت مورد انتقاد قرار می دهد) اما شانس وی به عنوان کسی که دو بار شکست خورده است چندان زیاد نیست و کاندیداتوری یک امتحان پس داده هم چندان عقلانی نیست (صحبت های رند پال را بخوانید).

نکته آخر: تا حالا 153 نفر برای ریاست جمهوری در سال 2016 کاندیدا شده اند 🙂

mittt

اگر سیاست در آمریکا را پیگیری می کنید احتمالا باید بدانید که باراک اوباما، سه شنبه شب به کنگره می رود تا طی یک سخنرانی، رئوس برنامه و سیاست های دولت خود را بیان کند. این سخنرانی البته بخشی از سنت سیاسی در آمریکاست که به State of the Union معروف است. اگر بخواهم در مورد اهمیت آن برای آمریکا و حتی جهان (و البته ایران) بگویم می توانم به عبارت «محور شرارت» اشاره کنم که مهمترین بخش از سخنرانی سالیانه جرج بوش (پسر) چهل و سومین رئیس جمهور آمریکا در سال ۲۰۰۲ بود و هنوز هم به عنوان یکی از مهمترین گفته های روسای جمهور آمریکا در طی سالیان مختلف به آن ارجاع می شود. او که پس از حادثه ۱۱ سپتامبر اولین سخنرانی سالیانه اش را بیان می کرد و در حالی که آمریکایی ها طالبان را در افغانستان شکست داده بودند به کنگره رفت تا رئوس سیاست خارجی دولت خود را مشخص سازد. سیاستی که حداقل تا سال ۲۰۰۸با فراز و نشیب اجرا می شد و ایران بخش مهمی از بازیگر منطقه ای آن در خاورمیانه بود.

به دلیل همین اهمیت صحبت های رئیس جمهور آمریکا و تبعات آن در سطح داخلی و خارجی است که رسانه ها از چندین روز قبل و بعد از آن، به تحلیل و تفسیر این سخنرانی می پردازند و این روزها که مهمترین موضوع سیاست خارجی در آمریکا بر حل مشکل هسته ای با ایران و همینطور بحران سوریه متمرکز شده است، عجیب نیست که مسائل مرتبط با ایران بخش مهمی از این سخنرانی را به خودش اختصاص دهد (اگر دوست دارید به صورت آن لاین این برنامه را پیگیری کنید و از واکنش کاربران آن لاین به آن اطلاع داشته باشید این وب سایت را از دست ندهید).

اما اهمیت این سخنرانی و آنچه که در آمریکا به State of the Union مشهور است دارای یک سابقه طولانی هم هست. مطابق بند ۲ از بخش سوم قانون اساسی، رئیس جمهور موظف به ارائه گزارش های دوره ای به کنگره در خصوص وضعیت کشور و رئوس برنامه های خود است. به همین دلیل هم هست که روسای جمهور در آمریکا به صورت سنتی در یکی از ماه های ژانویه یا فوریه، گزارش رئوس برنامه های خود را در سال جاری و یا سالهای آینده به کنگره ارائه می کنند. گزارشی که در دوره های مختلف ریاست جمهوری در آمریکا، گاه به صورت مکتوب و در سال های پس از ۱۹۱۳اکثرا به صورت سخنرانی در میان نمایدگان کنگره انجام می شود (این مقاله را بخوانید، پنج نکته در مورد سخنرانی های سالیانه رئیس جمهور آمریکا).

در میان سخنرانی های سالیانه رئیس جمهورهای آمریکا برخی البته اهمیت بیشتری داشته اند. سخنرانی سالیانه بوش در سال ۲۰۰۲، همانطور که در ابتدای متن اشاره کردم یکی از آن موارد است. از جمله موارد دیگر می توان به سخنرانی سال ۲۰۱۲ اوباما در انتقاد از دادگاه عالی اشاره کرد که در قوانین تازه برای هزینه های انتخاباتی به گروه هایی به نام Super PAC اجازه می دهد به صورت نامحدود در انتخابات هزینه کنند. سخنرانی بیل کلینتون در سال ۱۹۹۶ که طی آن از پایان دوران دولت بزرگ گفت و همچنین صحبت های لیندون جانسون در سال ۱۹۶۴ که از برنامه دولتش برای پایان دادن به فقر خبر داد هم از جمله مهمترین سخنرانی های سالیانه رئیس جمهور در نیمه دوم قرن بیستم هستند (در خصوص وضعیت فقر در آمریکا این سایت را ببینید؛ ۵۰ سال جنگ با فقر). همچنین سخنرانی فراکلیون روزولت در سال ۱۹۴۱ و تاکید او بر چهار نوع آزادی هم از جمله معروف ترین صحبت های رئیس جمهوری آمریکا در طی سالیان گذشته است. در میان سخنرانی هایی که با یک رسوایی سیاسی یا اقتصادی همراه بودند می توان به صحبت های ریچارد نیکسون در سال ۱۹۷۴ اشاره کرد که به دنبال پایان داستان واترگیت (رسوایی شنود حزب جمهوری خواه در دفتر مرکزی حزب دموکرات در ساختمانی به نام واترگیت) بود. او گفت که یک سال کش دادن این داستان دیگر بس است. تنها هفت ماه پس از این صحبت ها، ریچارد نیکسون مجبور به استعفا شد (اگر به مهمترین سخنرانی های روسای جمهوری علاقه دارید این لینک ها را ببینید که مهمترین سخنرانی ها توسط رسانه های مختلف توضیح داده شده اند: + و + و + و + و این یکی هم بررسی آماری سخنرانی های سالیانه روسای جمهور و یکی دیگر، توضیحاتی در مورد این سخنرانی).

صحبت های رئیس جمهور در کنگره البته به پاسخ جناح رقیب هم همراه است (این مطلب را بخوانید). در سال گذشته مارکو روبیو، سناتور جمهوری خواه ایالت فلوریدا، بعد از سخنرانی باراک اوباما به صورت مستقیم در مورد صحبت های رئیس جمهور مواردی را مطرح کرد (این لینک را ببینید: اوباما صحبت کرد، جمهوری خواهان انتخابات ۲۰۱۶ را کلید زدند. در مورد همین سخنرانی و خشک شدن دهان مارکو روبیو در هنگام صحبت کردن و البته استفاده تبلیغاتی او از این اتفاق). تی پارتی – جناح تندروی سمت راست حزب جمهوری خواه – هم پاسخ خود را در سال گذشته توسط راند پال و در سال قبل تر توسط هرمان کین ارائه کرد که در انتخابات گذشته نامزد درون حزبی جمهوری خواهان بود و به دلیل رسوایی و شکایت به دلیل برخورد نامناسب با خانم ها از رقابت های کناره گیری نموده بود (این لینک را ببینید. اولین کسی که از میان تی پارتی جواب اوباما را داد البته خانم میشل باکمن بود که او هم در رقابت های سال 2012 کاندیدای درون حزبی جمهوری خواهان بود). برای انتخابات امسال مایک لی (سناتور ایالت یوتا، در مورد مایک لی) از طرف تی پارتی و خانم کتی مک موریس راجرز (اینجا) از طرف حزب جمهوری خواه پاسخ صحبت های اوباما را خواهند داد (اینجا). راند پال، سناتور ایالت کنتاکی و یکی از کاندیدهای بالقوه انتخابات ریاست جمهوری آینده هم به صورت مستقل به اوباما جواب می دهد (اینجا  و این لینک در مورد شانس راند پال برای پیروزی در انتخابات مقدماتی جمهوری خواهان).

سخنرانی سالیانه البته یک فرصت استثنایی برای روسای جمهور هم هست تا با طرح مسائل کلی، مردم را به حمایت از خود فرا بخوانند و به افزایش محبوبیت خود کمک کنند. «سازمان عمل» Organization For Action که توسط کمپین انتخاباتی اوباما برای پیگیری سیاست های وی پس از انتخابات تشکیل شد طی روزهای گذشته ای میلی به طرفداران اوباما ارسال کرده و از آنها خواسته بود مهمترین موضوع مورد نظر خود را که باید در سخنرانی سالیانه آقای رئیس جمهور منتشر شود اعلام کنند (لینک). دولت اوباما از این طریق و از روش های دیگر مانند برجسته کردن سیاست های رئیس جمهور امیدوار است که بتواند رضایت آمریکایی ها از ریاست جمهوری اوباما که طی یکی دو ماه گذشته به شدت آسیب دیده است جبران کند. محبوبیت فعلی اوباما فعلا در حد ۴۶ درصد است که البته نسبت به ۴۲ درصد در ماه گذشته بهتر است (در نظرسنجی گالوپ، رضایت شعلی از رئیس جمهور به میزان 42% است. گزارش جامع گالوپ را پیش از سخنرانی امسال حتما ببینید و میزان رضایت از رئیس جمهور را هم بر حسب ایالت در این لینک؛ ساکنان واشنگتن دی سی و هاوایی، از همه بیشتر اوباما را حمایت می کنند و در وایومینگ، وست ویرجینیا و یوتا هم اوباما کمترین هوادار را دارد). اما وقتی که نارضایتی از او به میزان ۵۰ درصد باشد که الان هست، این بدان معنی است که اوباما سال چندان راحتی را در پیش نخواهد داشت. به خصوص اینکه تا کمتر از ۹ ماه دیگر در آمریکا انتخابات میان دوره ای برای دوره جدید مجلس نمایندگان و یک سوم نمایندگان مجلس سنا برگزار می شود و اوباما در صورت شکست حزب دموکرات در این دو انتخابات، ۲ سال آخر ریاست جمهوری اش بسیار سخت تر از تمام سال های گذشته خواهد بود (این لینک و توضیحات اینجا را ببینید؛ گزارشی است در مورد نتایج نظرسنجی در خصوص نگاه آمریکایی ها به مهمترین موضوعات جامعه و نحوه مواجه اوباما با آن توسط واشنگتن پست و ای بی سی نیوز. نکته جالب این لینک برای ایرانی ها، این قسمت است که تقریبا ۴۰ درصد آمریکایی از نحوه مواجه اوباما با ایران دفاع می کنند. در خصوص نگرش آمریکایی ها در مورد پرونده هسته ای ایران، نتایج این نظرسنجی را هم ببینید. ۳۵ درصد آمریکایی ها اعتقاد دارند که آمریکا برای محدود کردن پرونده هسته ای، باید ایران را تهدید کند. جمهوری خواهان هم البته بیشتر موافق تهدید ایران هستند تا دموکرات ها. در عین حال آمریکایی ها اما به نحوه مواجه کنگره با پرونده هسته ای ایران اعتماد ندارند).

فارغ از مسائلی که آمریکا در سیاست خارجی با آن رو به روست مانند رابطه با ایران، بحران سوریه، رقابت با روسیه در سطح بین المللی و مشکلات آمریکا در افغانستان، این کشور با مسائلی در داخل کشور هم رو به روست که توانایی اوباما را برای پیشبرد برنامه هایش محدود کرده است. طرخ خدمات درمانی اوباما چندان موفقیت آمیز نبود، مشکلات بودجه ای و بدهی دولت با جمهوری خواهان هنوز پابرجاست (گزارش موسسه بروکینگز را ببینید). اوباما در پیشبرد برنامه های مهاجرتی اش هرچند کاملا شکست نخورده اما پیروز هم نشده است. ضمن اینکه جمهوری خواهان در کنگره (و به خصوص در مجلس نمایندگان که اکثریت را در اختیار دارند) چندان تمایلی به همکاری با اوباما نشان نمی دهند و تمام این شاخص ها هم نشان می دهد که اوباما در اجرایی کردن مهمترین شعار انتخاباتی اش در سال 2008 یعنی شعار «تغییر» با شکست رو به رو شده است.

دلیل این امر را می توان در این نظرسنجی موسسه گالوپ هم مشاهده کرد. جامعه آمریکا یک جامعه دوقطبی شده است. در حالی که ۸۲ درصد دموکرات ها از اوباما راضی هستند، تنها ۱۱ درصد جمهوری خواهان عملکرد او را قبول دارند و این بدان معنی است که اوباما که آمده بود با تغییر نگرش در سیاست های کاخ سفید به این شکاف حزبی پایان دهد خود امروز منبع جدال های حزبی و عقیدتی میان دو نوع تفکر اصلی موجود در کشور است (این نظرسنجی گالوپ را هم ببینید و درصد اهمیت موضوعات مختلف را با یکدیگر مقایسه کنید. درحالی که فقر و بی خانمانی سومین موضوع با اهمیت از نظر دموکرات هاست، جمهوری خواهان یازدهمین موضوع قابل اهمیت را فقر می دانند. همچنین درحالی که تروریسم از نظر جمهوری خواهان در رده دوم اهمیت قرار دارد، دموکرات تروریسم را اولویت نهم خود می دانند). به همین دلیل هم هست که مشاور ارشد کاخ سفید دن فایفر در ای میل خود به طرفداران اوباما یادآوری کرده است که رئیس جمهور در گزارش امسال، سعی می کند به صورت خوشبینانه به آینده نگاه کند و تمایل دارد در یک فرایند فراجناحی مشکلات اقتصادی و اجتماعی را کشور با آن رو به روست حل نماید، اما اگر کنگره با او همراهی نکند، منتظره کنگره نخواهد ماند. احتمالا منظور این است که رئیس جمهور از دستورهای اجرایی که نیاز به رای کنگره ندارد برای پیشبرد برخی از برنامه های خود استفاده می کند. امری که البته با واکنش منفی جمهوری خواهان هم مواجه شده است (اینجا را بخوانید و اینجا، و البته مقاله وال استریت ژورنال و این مقاله از جرج لیک آف، با عنوان قدرت «شناختی» رئیس جمهور. آقای لیک آف نویسنده کتابی با عنوانdon’t think of an elephant است که به تاثیر واژه ها و نقش زبان در جهت گیری سیاسی و اجتماعی می پردازد. او در این مقاله هم سعی می کند از منظر آنچه که در کتاب خود شرح می دهد از رئیس جمهور بخواهد تا در ترکیب بندی واژه و استدلال های خود مواردی را رعایت کند که آمریکایی ها بیشتر با او احساس همدلی پیدا کنند. او مثال می زند که رئیس جمهور احتمالن از نابرابری در دستمزدها خواهد گفت. اما این به تنهایی کافی نیست. او می تواند بگوید: کارگران، تولید کنندگان سود هستند. سود به ازای هر کارگر زیاد شده است اما حقوق کارگران به عنوان تولیدکنندگان سود به نسبت سود بالا نرفته است).

حال باید دید در آمریکای امروز دوقطبی شده که البته به نوعی میراث از ۲۰۰۴  به بعد هم هست باراک اوباما چگونه امسال را به پایان خواهد رساند و تکلیف انتخابات میان دوره ای ماه نوامبر (۹ ماه دیگر) چه خواهد شد. اما همین که فردی مانند کریس کریستی، فرماندار نیوجرسی و یکی از مهمترین کاندیداهای جمهوری خواهان، می گوید که مردم از تصمیم گیری های جناحی خسته شده اند و به دنبال این هستند که کارها در واشنگتن با توافق پیش برود بدان معنی است که باراک اوباما نتوانسته است در تحقق وعده انتخاباتی اش موفق باشد. به همین دلیل است که کریسی کریستی جمهوری خواه که حتی رای بسیاری از دموکرات ها، جوانان و لاتین تبارها – که به صورت سنتی طرفدار دموکرات ها هستند – را در نیوجرسی بدست آورد، هنوز پس از شش سال ریاست جمهوری اوباما همان حرف هایی را می زند که آقای اوباما در سال ۲۰۰۷ تکرار می کرد. وعده دوباره «تغییر» باز هم در واشنگتن.

safe_image

مشکل بعدی آمریکا بعد از تعطیلی دولت چه می تواند باشد؟ پاسخ دو کلمه است: «دولت ورشکسته» و فرق دولت تعطیل با دولت ورشکسته در این است که اگر تا 17 اکتبر، دموکرات ها و جمهوری خواهان برای تعیین سقف جدیدی از بدهی های دولت به توافق نرسند، دولت پولی ندارد تا خرج روزمره خود را پرداخت کند.

داستان خیلی ساده است. در اول اکتبر که سال مالی جدید شروع می شود، مجلس نمایندگان حاضر نشد هزینه قانون خدمات درمانی (Obama Care) را در بودجه سال آینده تامین کند و چون مجلس سنا و دولت (اوباما) با این امر مخالفت کردند و در نهایت هم به توافق نرسیدند، بخش هایی از دولت تا تعیین تکلیف بودجه تعطیل شد (در مورد چرایی این تعطیلی پیش از این اینجا نوشته ام و این چند تا لینک هم مجموعه ای از قوانین مربوط به تعطیلی دولت و اینکه چه کسانی می توانند کار کنند و چه کسانی نمی توانند به تفکیک اداره های دولتی. از مجموعه 3.4 میلیون نفری کارمندان دولت، 800 هزار نفر به مرخصی بدون حقوق رفته اند و البته 1 میلیون و 400 هزار نفر از افرادی که به طور مستقیم از پنتاگون حقوق می گیرند و 400 هزار نفر از 800 هزار نفری که در مجموعه های مرتبط به صنایع نظامی آمریکا مشغول کار هستند به همراه افرادی که خدمات اضطراری ارائه می دهند، در دوران تعطیلی دولت، به کارشان ادامه خواهند داد: + و + و + و +).

اما در دومی یعنی افزایش سقف بدهی های دولت که به معنی اجازه هزینه بیشتر است، اگر دو حزب عمده به توافق نرسند دولت دیگر حتی پولی ندارد تا خرج روزه مره خودش را هم پرداخت کند و این یعنی دولت عملا ورشکسته خواهد شد (این مقاله را بخوانید).

بعد از پیروزی اوباما در سال 2008، او به همراه کنگره ای که در اختیار دموکرات ها بود (هم مجلس سنا و هم مجلس نمایندگان) موفق شد لایحه خدمات درمانی ملی را که روسای جمهور مختلف از سال 1912 به دنبال آن بودند به قانون تبدیل کند. آخرین بار بیل کلینتون در سال 1993 چنین برنامه ای داشت که در مجلس سنا رای نیاورد. اما اوباما این لایحه را به کمک کنگره دموکرات به قانون تبدیل کرد و در نهایت قرار شد از سال 2014 یعنی 3 ماه دیگر اجرایی شود.

اما در انتهای سال 2010، جمهوری خواهان موفق شدند اکثریت مجلس نمایندگان را بدست آورند و از جمله مواری که همواره با آن مخالف می کردند همین قانون خدمات درمانی اوباما و همچنین افزایش سقف بدهی های دولت بود (دموکرات ها همچنان کنترل مجلس سنا را در اختیار داشتند). و اساسا یکی از برنامه های اصلی تی پارتی – جنبش نوظهور جناح راست حزب جمهوری خواه – که در این انتخابات موفقیتی چشمگیری داشت، مخالف با افزایش بدهی های دولت و همچنین افزایش مالیات بود.

در سال 2011 و در اولین سالی که پس از ریاست جمهوری اوباما، مجلس نمایندگان به دست جمهوری خواهان افتاده بود، نزاع شدیدی در مورد افزایش سقف بدهی های دولت صورت گرفت، اما در نهایت و در آخرین روزهایی که دیگر پولی برای خرج کرد دولت باقی نمانده بود، دو طرف به توافق رسیدند و اوباما قانون کنترل بودجه 2011 (Budget Control Act 2011) را در 2 اوت امضا کرد. با اینحال اقتصاد آمریکا از این امر متضرر شد. در دو روز آخر قبل از توافق شاخص بهای بورس نیویورک 11.2% از ارزش خود را از دست داد و سه روز بعد از امضای این قانون توسط اوباما، سازمان ارزیابی کننده اعتبار سهام و اوراق قرضه دولت ها و شرکت های بزرگ به نام Standard and Poor’s برای اولین بار در تاریخ آمریکا اعتبار اوراق قرضه آمریکا را کاهش داد و بازار سهام آمریکا پس از بحران مالی سال 2008 به ضعیف ترین موقعیت خود رسید. و مطابق دو تحلیل جداگانه توافق دیرهنگام بر افزایش بودجه دولت هزینه ها قرض های دولتی تا 1.3 بیلیون دلار در سال 2011 بود و می توانست تا 18.9 بیلیون دلار هم افزایش پیدا کند.

در سال 2012 و پس از پیروزی اوباما در انتخابات، جدال دموکرات ها و جمهوری خواهان بر سر سه موضوع عمده آغاز شد: پرتگاه مالی Fiscal Cliff، کاهش اتوماتیک هزینه های دولت Sequestration و افزایش مالیات ثروتمندان (در مورد بحث پرتگاه مالی اینجا، و در مورد کاهش اتوماتیک هزینه های دولت، اینجا و اینجا به صورت مفصل نوشته ام) و در نهایت پس از نزاع های سیاسی فراوان به توافق رسیدند تا اینکه امروز بحث به تعطیلی دولت و حالا احتمال ورشکستگی دولت رسیده است یعنی دولتی که پول ندارد تا دیون خود را پرداخت کند. در مورد تعطیلی دولت و دلایل آن به صورت مفصل تر اینجا نوشته ام؛ اما داستان ورشکستگی دولت چیست؟

در مورد مفهوم Debt Ceiling یا سقف بدهی دولت ابتدا این توضیح را بدهم که تا سال 1917، دولت برای هرگونه اضافه برداشت یا همان قرض، باید موافقت کنگره را مورد به مورد بدست می آورد اما در سال 1917 و به دلیل بازگذاشتن دست دولت در تامین هزینه های جنگ جهانی اول کنگره موافقت کرد که یک سقف بدهی به نام Debt Ceiling تعریف کند تا دولت آنگونه که می خواهد به شرط آنکه از سقف این بدهی بیشتر نشود در موارد مختلف، بدهی خود را افزایش دهد یعنی پول قرض کند.

مطابق توافق برای افزایش سقف هزینه های دولت در سال 2011، کنگره به دولت اجازه داده بود که این سقف را تا مبلغ 16.4 ترلیون دلار بالا ببرد. از لحاظ تکنیکی تاریخ رسیدن به این رقم آخر سال 2012 بود اما در اوایل سال 2013، وزارت خزانه داری به کنگره اعلام کرد ظرف 2 تا 3 ماه آینده دولت به حداکثر سقف بدهای خود، خواهد رسید. دولت در عین حال از کنگره می خواست که این افزایش سقف بدهی بدون شرط باشد و البته کنگره با این امر مخالف بود. استدلال کنگره (جمهوری خواهان سنا و اکثریت جمهوری خواه مجلس نمایندگان) این بود که در صورتی با افزایش سقف بدهی ها موافقت می کنند که دولت هزینه ها خود را کاهش دهد و در عین حال وزارت خزانه داری باید با اولویت بندی خرج کردهای خود این اتفاق را مدیریت کند. در نهایت پل رایان رئیس کمیته بودجه مجلس نمایندگان – نامزد معاونت اولی میت رامنی در رقابت های ریاست جمهوری 2012 و یکی از کاندیداهای احتمالی جمهوری خواهان برای سال 2016 – پیشنهاد کرد که کنگره به صورت زمانی محدود و برای سه ماه، سقف بدهی را افزایش دهد. هدف او از این پیشنهاد این بود که بعد از سررسیدن این سه ماه که همزمان با طرح 2 موضوع مهم دیگر یعنی بحث کاهش خودکار هزینه های دولت Sequestration و انقضای Continuing Resolution (به معنی ادامه روند بودجه ای فعلی( است، دولت اوباما مجبور می شود با کنگره به توافق برسد و به شروط مجلس نمایندگان تن در دهد، به خصوص اینکه مطابق آنچه که در کاهش خودکار هزینه های دولت اجرایی خواهد شد، دولت باید ظرف یک دهه آینده به میزان 1.2 تریلیون دلار از هزینه های خود کم کند.

در ادامه این روند و بعد از آنکه بدهی دولت به 16.7 تریلیون دلار رسید و وزارت خزانه داری آمریکا اعلام کرد که تا اواسط اکتبر، دولت دیگر پولی برای خرج کردن ندارد، دوباره بحث افزایش سقف بدهی های دولت مطرح شده است. افزایشی سقفی که تمام دولت های آمریکا بعد از ریاست جمهوری هری ترومن و به دفعات متفاوت با آن درگیر بوده بوده اند و این بار با همزمانی تعطیلی دولت، هم خطرناک تر از گذشته است و هم اینکه در اختلاف نظرهای سیاسی دو حزب اصلی آمریکا قرار دارد. به عبارت بهتر جمهوری خواهان و دموکرات ها قصد دارند با استفاده از ابزار قانونی که قانون اساسی آمریکا در اختیار آنها قرار می دهد عقاید و ارزش های ایدئولوژیک خودشان را در قوانین مختلف از بودجه تا مهاجرت و همچنین محدودیت استفاده از اسلحه به کار بگیرند. این امر هم موجب شده است که به شدیدترین شکل ممکن یکدیگر را مورد انتقاد قرار دهند. اول به این دلیل که به طرف مقابل یادآوری کنند کوتاه نمی آیند و دوم اینکه در افکار عمومی طرف مقابل را مسئول تعطیلی دولت و حتی ورشکستگی آن (که البته احتمال آن خیلی بالا نیست) قلمداد نمایند.

«کنگره با آتش بازی می کند«. این عبارت تند را جک لو، وزیر خزانه داری و رئیس دفتر پیشین باراک اوباما بیان کرد تا از ادعای رئیس جمهور که جمهوری خواهان را متهم به باج گیری از خود از طریق محدودیت های قوانین بودجه ای می کرد حمایت کرده باشد. از آن سو هم جمهوری خواهان قصد دارند تمام آنچه که را تعطیلی دولت و وضعیت نابسامان کنونی نامیده می شود متوجه شخص اوباما و سیاست های غلط او – به تعبیر جمهوری خواهان – کنند (این ویدئو را ببینید؛ مصاحبه ولف با میشل باکمن نماینده جمهوری خواه و نزدیک به تی پارتی در شبکه CNN و این یکی، مصاحبه کندی با تد کروز، سناتور تندروی جمهوری خواه و عضو تی پارتی).

نکته مهم این بازی اما در شکل گیری رای افکار عمومی متصور است. گالوپ امروز نتایج نظرسنجی خود را منتشر کرد که مطابق آن محبوبیت کنگره به پایین ترین حد در سال 2013 رسیده است (11 درصد، اینجا). در عین حال نظرسنجی های مختلف مسئولیت جمهوری خواهان را در تعطیلی دولت بیشتر از اوباما می دانند و حتی برخی از جمهوری خواهان – علی رغم مخالفت با قانون خدمات درمانی اوباما – می گویند که نباید به دلیل مخالفت با این قانون دولت تعطیل شود (این ویدئو را ببینید، پیتر کینگ نماینده جمهوری خواه نیویورک). اتفاقی که باعث شده دموکرات ها مدعی شوند اگر همین امروز قانون بودجه سال 2014 به مجلس نمایندگان برود جمهوری خواهان بیشتری به نفع اوباما رای خواهند داد و این قانون تصویب خواهد شد. امری که جان بنر، رئیس جمهوری خواه مجلس نمایندگان از ایالت اوهایو آن را رد می کند اما اوباما می گوید که او به عنوان رئیس مجلس می تواند با طرح دوباره لایحه بودجه در مجلس این امر را اثبات کند (اوباما می گوید که اگر لایحه بودجه همین امروز در مجلس نمایندگان به رای گذاشته شود، مورد تصویب قرار خواهد گرفت؛ اینجا و این مقاله). مجموعه ای از اظهار نظرها در همین مورد را اینجا ببینید (جان بنر، رئیس مجلس نمایندگان، سناتور دموکرات چارلز شومر از نیویورک، جک لو، وزیر خزانه داری، رند پال سناتور جمهوری خواه ایالات کنتاکی، تدکروز سناتور جمهوری خواه ایالت تگزاس).

و البته رئیس جمهور بی راه هم نمی گوید. نگرانی این جمهوری خواهان و موافقت برخی از آنها برای رای دادن به لایحه بودجه به این دلیل است که آنها به درستی از نتایج این اتفاق و نامحبوب شدن جمهوری خواهان برای انتخابات سال 2014 نگران هستند (این مقاله نیویورک تایمز را بخوانید). یعنی اگر افکار عمومی آنها را مقصر این اتفاق قلمداد کند شانس انتخاب دوباره بعضی از آنها به خصوص کسانی که در ایالت های نزدیک به دموکرات ها رای آورده بودند کاهش خواهد یافت. این همان نکته ای است که کارل رو در دو مقاله خود پیش و پس از تعطیلی دولت به آن اشاره کرده است (اینجا و اینجا) را بخوانید. به اعتقاد او، دو نفر از کسانی که تعطیلی دولت در نهایت به نفع آنها خواهد بود، اولی باراک اوباما و دومی سناتور هری رید، رئیس اکثریت دموکرات ها در مجالس سنا و از ایالت نواداست (این نظرسنجی را در صحت این ادعا که امکان دارد جمهوری خواهان صندلی های بیشتری را در انتخابات آینده مجلس نمایندگان در سال 2014 از دست بدهند ببینید). و البته این اتفاق یعنی جداشدن برخی نمایندگان جمهوری خواه از خواسته های رهبران حزب، مهمترین خطری است که جمهوری خواهان و البته هر دو حزب را در این رقابت سیاسی تهدید می کند. به عبارت بهتر حزبی در نهایت پیروز خواهد شد که تمام اعضای خود را به صورت متحد پشت سر خود داشته باشد (این مقاله را بخوانید). این مقاله را هم بخوانید از مخالفت برخی نمایندگان جمهوری خواه با ایده تندروهای درون جناح جمهوری خواه که برای عدم تامین مالی هزینه های خدمات درمانی اوباما، تعطیلی دولت را توجیه می کنند.

و البته تعطیلی دولت به اندازه ای نامطلوب به نظر می رسد که تقریبا اکثر کاندیداهای احتمالی جمهوری خواهان برای انتخابات ریاست جمهوری 2016 ترجیح داده اند در این مورد سکوت کنند (این مقاله را بخوانید). افرادی مانند اسکات واکر، فرماندار ویسکانسین، کریس کریستی فرماندار نیوجرسی، باب جیندال فرماندار لوئیزیانا و حتی مارکو روبیو سناتور فلوریدا. در این میان رند پال سناتور کنتاکی است که اظهارنظرهای کوتاه اما نه چندان جدی می کند و پل رایان هم از منظر رئیس کمیته بودجه مجلس نمایندگان با این موضوع برخورد می نماید. در میان این کاندیداهای احتمالی اما تنها سناتور تگزاس، تد کروز است که ابایی ندارد به صورت برجسته مخالفت خودش را با این طرح اعلام کند و در این راه ثابت قدم هم هست؛ هرچند خیلی هم مورد انتقاد قرار می گیرد، اینجا).

جمهوری خواهان در عین حال امیدوار هستند که با وصل کردن بحث تعطیلی دولت به افزایش سقف بدهی های دولت، اوباما را در تنگنای انتخاب قرار دهند و او را مجبور کنند برای عدم ورشکستگی دولت به خواسته آنها تن دهد؛ ضمن اینکه با تهییج افکار عمومی، اینگونه قلمداد نمایند که طرح خدمات درمانی اوباما برای مردم آمریکا هزینه زا و به ضرر آنهاست و باعث افزایش بیکاری می شود. در این میان البته چندان هم ناموفق نبودند. قانون خدمات درمانی اوباما در اصطلاح Obama Care نامیده می شود اما اسم اصلی آن Affordable Care Act است. در حالی که بسیاری از مردم این موضوع را نمی دانند. این ویدئو را که مجموعه مصاحبه هایی با مردم آمریکاست ببینید. در مورد موافقت و مخالفت آنها با دو قانون Obama Care و Affordable care Act می پرسید. بسیاری از کسانی که با Obama Care مخالف هستند از Affordable Care Act حمایت می کنند؛ درحالی که نمی دانند این دو قانون در اصل فرقی با هم ندارند. اما نکته بد برای جمهوری خواهان اینجاست که افکار عمومی آن ها را بیشتر از دموکرات ها و اوباما در وضعیت فعلی مقصر می دانند. مطابق نظرسنجی ABC و روزنامه واشنگتن پست در خصوص نحوه مدیریت رئیس جمهور در خصوص بحث بدهی های دولت تنها 38% او را موفق می دانند و  58% اعتقاد دارند او بحران بدهی های دولت را خوب مدیریت نکرده است؛ با این وجود 70 درصد آمریکایی ها نحوه مواجه جمهوری خواهان در مذاکرات برای رسیدن به توافق در بحران بودجه را منفی می دانند. این رقم در هفته گذشته 63 درصد بود. موسسه نظرسنجی پیو هم نتایجی را منتشر کرده است که مطابق آن 38% جمهوری خواهان و 30% اوباما را مقصر مشکلات امروز قلمداد کرده اند و در نهایت مطابق نظرسنجی CNN/ORC، 63% آمریکایی ها از عملکرد جمهوری خواهان خشمگین هستند. این رقم برای دموکرات ها 57% و برای اوباما 53% است (این مقاله را هم بخوانید).

Obama-Rubicon-Website

مجلس نمایندگان آمریکا که در آن جمهوری خواهان اکثریت دارند امروز مطابق پیش بینی ها طرحی (bill) را تصویب کرد (اینجا و اینجا: از میان دموکرات ها 2 نفر برخلاف نظر حزب به این طرح رای دادند و از میان جمهوری خواهان هم یک نفر برخلاف نظر حزب، در مخالفت با این طرح رای داد) که هزینه های لازم دولت را تا 15 دسامبر تامین می کند، اما در عین حال تمام هزینه هایی را که دولت اوباما برای طرح خدمات درمانی خود موسوم به ObamaCare به آن احتیاج دارد حذف می کند. این طرح برای آنکه قانون شود باید در مجلس سنا هم اکثریت را بیاورد. جایی که در آن دموکرات ها اکثریت دارند و هری رید رئیس اکثریت دموکرات در سنا از ایالت نوادا گفته سنا چنین طرحی را تصویب نخواهد کرد. اگر بخواهم خیلی ساده توضیح دهم این بدان معنی است که سنا این طرح را به مجلس نمایندگان برمی گرداند و اگر دموکرات ها و جمهوری خواهان ظرف دو هفته آینده به توافق نرسند، از اول اکتبر دولت پولی برای پرداخت هزینه های خود نخواهد داشت (این مقاله را بخوانید).

اما اصل داستان چیست؟ لایحه خدمات درمانی اوباما که به ObamaCare معروف است در دوره اول ریاست جمهوری او و در زمانی که کنگره به صورت کامل در اختیار دموکرات ها بود به تصویب رسید و مطابق آن از سال 2014، بیمه خدمات درمانی در آمریکا اجباری می شود. مخالفان این امر هم جمهوری خواهان هستند که می گویند هزینه های خدمات درمانی برای دولت و شرکت های خصوصی بیمه زیاد است و امکان پذیر هم نیست. حتی میت رامنی قول داده بود که اگر رئیس جمهور شود اولین کاری که خواهد کرد حذف این قانون خواهد بود. طرح اوباما از جهاتی مشابه طرحی است که میت رامنی در زمان فرمانداری ایالت ماساچوست در این این ایالت دموکرات تصویب و اجرایی کرد (این دو مقاله من را + و + در خصوص سابقه دعوای رئیس جمهور با مجلس نمایندگان در مسائل مالی و پس از انتخابات مجدد او بخوانید) اما به هر حال اوباما برای پیگیری برنامه خدمات درمانی خود جدی است و کنگره هم به نظر می رسید که راهی برای مقابله با آن نداشته باشد. اما با نزدیک شدن به پایان سال مالی 2013 (سالی مالی در آمریکا از ابتدای اکتبر شروع و در پایان سپتامبر تمام می شود)، فشار بخش تندروی جمهوری خواهان به خصوص در مجلس سنا، بازی را پیچیده کرد (این مقاله را بخوانید). در حقیقت تصویب این طرح در مجلس نمایندگان همانند آنچه که جان بینر، سخنگوی جمهوری خواه مجلس از ایالت اوهایو می گوید، به معنی فرستادن آن برای دعوای میان دموکرات ها و جمهوری خواهان در مجلس سناست که سناتورهای تندرو جریان تی پارتی مانند تد کروز، راند پال، مارکو روبیو، مایک لی و … به مقابله با اکثریت دموکرات سنا می پردازند (تد کروز، با تکرار جمله ای از وینستون چرچیل گفته که تا آخرین نفس برای خارج کردن طرح بیمه های درمانی اوباما از بودجه سال آینده تلاش می کند).

برای جمهوری خواهان مخالفت با این طرح و هرگونه عدم توافق با دموکرات ها که برای گنجاندن بودجه طرح خدمات درمانی اوباما جدی هستند، به معنی تعطیلی دولت (Shut Down) است که از روز اول اکتبر شروع می شود. اما مشکل جمهوری خواهان اینجاست که اگر دولت پولی برای تامین هزینه های خود نداشته باشد، افکار عمومی جمهوری خواهان را مقصر می دانند و نه اوباما را. چنین اتفاقی در سال 1995 هم افتاده بود و بیل کلینتون – رئیس جمهور وقت – با مجلس نمایندگان جمهوری خواه به رهبری نیوت گینگریچ که در سال 2012 رقیب رامنی در مرحله مقدماتی بود، به مشکل برخورد و در نهایت، جدال آنان به پیروزی کلینتون منجر شد.

همین هم هست که باعث شده کارل رو در مقاله اش در وال استریت ژورنال به جمهوری خواهان (تی پارتی) هشدار بدهد که برنامه آنان برای مقابله با اوباما در این مورد جواب نخواهد داد، آنها نمی توانند هزینه های خدمات درمانی را از بودجه دولت آینده کسر کنند چون هم سنا با آن مخالف است و اگر هم تازه بتوانند رئیس جمهور چنین طرحی را «وتو» می کند و اکر هم دولت Shut Down شود، ضرر آن را جمهوری خواهان می بینند که در انتخابات کنگره سال 2014  باید پیروز شوند تا امیدوار باشند کاخ سفید را در سال 2016 بدست آورند. اگر چنین اتفاقی بیفتد، یعنی اگر دولت Shut Down شود، مطابق نظرسنجی ها 57% از افراد مستقل طرفدار رئیس جمهور خواهند بود و تنها 35% از جمهوری خواهان حمایت می کنند، در ایالت های سرنوشت سازی که انتخابات سنا در آنها برگزار می شود این رقم 59 به 33 به نفع رئیس جمهور است. حتی در حوزه های انتخاباتی مجلس نمایندگان در ایالت هایی که کمی به سمت جمهوری خواهان متمایل هستند هم اوباما 56 به 39 بیشتر طرفدار دارد و همه اینها یعنی اینکه این اوباماست که بازی را می برد و اتفاقن اگر دولت تعطیل Shut Down شود، شانس دموکرات ها برای پیروزی در انتخابات مجلس آینده که امروز بسیار کمتر از جمهوری خواهان است بسیار افزایش می یابد.

دموکرات ها و شخص اوباما در عین حال، جان بینر را برای در پیش گرفتن چنین رویه ای مورد انتقاد قرار داده و او را به اخاذی از رئیس جمهوری متهم کرده اند (صحبت های دیود کسلراد، مشاور اوباما در هر دو کمپین انتخاباتی اش). پیام طرح جمهوری خواهان این است که اگر دولت قصد دارد برای سال اینده پولی داشته باشد که خرج کند، باید بی خیال طرح هزینه های درمانی اوباما شود و جمهوری خواهان تمایلی ندارند قانونی را تصویب کنند که مطابق آن، به دولت اجازه می دهد طرح خدمات درمانی اوباما را تامین مالی کند. امری که البته جان بنر هم پس از فشار جمهوری خواهان تندرو مجبور به موافقت با آن شد؛ او خودش هم خوب می داند که آنچه باعث شکست سنگین جمهوری خواهان در سال 1998 گردید، دعوای آنان با بیل کلینتون بود.

در عین حال تمام این داستان یک رویه انتخاباتی هم دارد. سناتور تد کروز از ایالت تکزاس، مارکو روبیو از فلوریدا و رند پال از کنتاکی که از جمله مخالفان سرسخت طرح بیمه های درمانی اوباما هستند هر سه کاندیداهای احتمالی جمهوری خواهان برای انتخابات سال 2016 خواهند بود و برای اینکه بتوانند در مرحله اول حمایت جمهوری خواهان را بدست بیاورند باید اعتقاد خودشان را به ارزش های جمهوری خواهی اثبات کنند. کسی مانند مارکو روبیو که تا چند ماه پیش یکی از سناتورهای پیشرو و کاندیداهای احتمالی جمهوری خواهان برای سال 2016 بود و حتی پاسخ انتخاباتی جمهوری خواهان به سخنرانی سالیانه اوباما در کنگره توسط او ارائه گردید، پس از آنکه در تصویب طرح مهاجرت در مجلس سنا خیلی اصرار ورزید، بخشی از حمایت از خود را درون جمهوری خواهان از دست داد که به صورت ذاتی از برنامه های اصلاح طلبانه برای تغییر قوانین مهاجرت حمایت نمی کنند. این امر حتی در آرای نمایندگانی که در مجلس نمایندگان هم منتظر رای دوباره در سال 2014 هستند صدق می کند. اسکات ریگل نماینده منطقه ای (district) در ایالت ویرجینیاست که در انتخابات سال 2012 به اوباما رای داده است و او اتفاقن تنها نماینده ای از جمهوری خواهان مجلس بود که به این طرح در مجلس رای نداد.

سابقه بحث:

در آمریکا حداقل از سال 1912، روسای جمهوری زیادی (چه جمهوری خواه و چه دموکرات) روی پروژه تامین هزینه های درمانی برای آمریکایی ها و طرح بیمه همگانی کار کردند، و با آنکه موفقیت هایی در خصوص ایجاد طرح بیمه اجتماعی Social Security یا بیمه برای افراد مسن و کم درآمد Medicare و Medicaid بدست آوردند اما در نهایت برای یک طرح تصویب بیمه همگانی خیلی موفق نبودند.

در سال 1912، تئودور روزولت (جمهوری خواه) اولین تلاش را برای یک بیمه در سطح ملی اجرا کرد اما موفق نشد.

در سال 1935، فراکلین روزولت (دموکرات) در اوح بحران مالی آمریکا و سقوط وال استریت به چنین امری دست زد، اما ترجیح داد به سراغ طرح بیمه اجتماعی Social Security برود. او در سال 1942 و در حالی که دنیا در جنگ جهانی دوم به سر می برد طرح کنترل و محدود کردن حقوق کارمندان را اجرایی کرد. شرکت ها برای ایجاد انگیزه به کارکنان ماهر مزایایی مانند بیمه درمانی  پرداخت کردند.

در سال 1945، هری ترومن (دموکرات) از کنگره درخواست تایید یک طرح جامع بیمه همکانی را نمود اما The American Medical Associates با طرح این بحث که برنامه رئیس جمهور ترومن یک برنامه سوسیالیستی است جلوی این کار را گرفت.

در سال 1960، جان اف کندی (دموکرات) در ایجاد طرح بیمه همگانی اش موفق نبود

در سال 1965، رئیس جمهور جانسون (دموکرات) که در آن روزها خیلی محبوب بود موفق شد دو طرح Medicare برای سالمندان و Medicaid برای افراد کم درآمد را اجرایی کند.

نیکسون (جمهوری خواه) در سال 1974 قصد داشت طرحی را برای بیمه کارمندان و کمک دولتی برای خرید بیمه خصوصی اجرایی کند، اما ماجرای واترگیت و استعفای رئیس جمهور، این طرح را ناکام گذاشت.

در سال 1976، کارتر (دموکرات) در اجرای طرح اجباری بیمه عمومی شکست خورد.

در سال 1986، ریگان (جمهوری خواه)  با اجرای طرح COBRA، شرکت ها را موظف کرد تا 18 ماه پس از آنکه کارمندان از شغل شان به هر دلیل کنار گذاشته می شدند، هزینه های بیمه آنها را مثل دوران کارمندی پراخت کنند.

در سال 1993، طرح بیل کلینتون (دموکرات) برای تامین بیمه همکانی و اجباری کردن آن که مسئولیتش را به همسرش – هیلاری – سپرده بود در مجلس سنا شکست خورد.

در سال 2003، رئیس جمهور بوش (جمهوری خواه) در طرحی که به کنگره داد بیمه ها را موظف می کرد موارد بیشتری را برای تامین هزینه بیمه افراد مسن پوشش دهد.

در سال 2008، هیلاری کلینتون (دموکرات) در جریان رقابت های انتخاباتی ریاست جمهوری طرح جامعی را برای بیمه خدمات درمانی ارائه کرد اما رقابت های انتخاباتی درون حزب دموکرات را به اوباما باخت.

در سال 2009، اوباما (دموکرات) با کمک کنگره دموکرات طرحی را تصویب کرد که شرکت ها را موظف می نمود تمام کارکنان خود را بیمه کنند، افراد به صورت اجباری باید از بیمه استفاده می کردند و در غیر اینصورت موظف به پرداخت جریمه می شدند و شرکت های بیمه مجبور بودند تمام افرادی را که می خواهند بیمه شوند، بدون توجه به شرایط درمانی که دارند، بیمه نمایند. این همان طرحی است که در نهایت در سال 2010 علی رغم مخالفت جمهوری خواهان تصویب شد و به Obama Care معروف است و جمهوری خواهان که اکنون کنگره را در اختیار دارند همه کار می کنند تا با آن مخالفت نمایند.

obama vs sarah