نوشته های برچسب خورده با ‘جرج لیک آف’

اگر سیاست در آمریکا را پیگیری می کنید احتمالا باید بدانید که باراک اوباما، سه شنبه شب به کنگره می رود تا طی یک سخنرانی، رئوس برنامه و سیاست های دولت خود را بیان کند. این سخنرانی البته بخشی از سنت سیاسی در آمریکاست که به State of the Union معروف است. اگر بخواهم در مورد اهمیت آن برای آمریکا و حتی جهان (و البته ایران) بگویم می توانم به عبارت «محور شرارت» اشاره کنم که مهمترین بخش از سخنرانی سالیانه جرج بوش (پسر) چهل و سومین رئیس جمهور آمریکا در سال ۲۰۰۲ بود و هنوز هم به عنوان یکی از مهمترین گفته های روسای جمهور آمریکا در طی سالیان مختلف به آن ارجاع می شود. او که پس از حادثه ۱۱ سپتامبر اولین سخنرانی سالیانه اش را بیان می کرد و در حالی که آمریکایی ها طالبان را در افغانستان شکست داده بودند به کنگره رفت تا رئوس سیاست خارجی دولت خود را مشخص سازد. سیاستی که حداقل تا سال ۲۰۰۸با فراز و نشیب اجرا می شد و ایران بخش مهمی از بازیگر منطقه ای آن در خاورمیانه بود.

به دلیل همین اهمیت صحبت های رئیس جمهور آمریکا و تبعات آن در سطح داخلی و خارجی است که رسانه ها از چندین روز قبل و بعد از آن، به تحلیل و تفسیر این سخنرانی می پردازند و این روزها که مهمترین موضوع سیاست خارجی در آمریکا بر حل مشکل هسته ای با ایران و همینطور بحران سوریه متمرکز شده است، عجیب نیست که مسائل مرتبط با ایران بخش مهمی از این سخنرانی را به خودش اختصاص دهد (اگر دوست دارید به صورت آن لاین این برنامه را پیگیری کنید و از واکنش کاربران آن لاین به آن اطلاع داشته باشید این وب سایت را از دست ندهید).

اما اهمیت این سخنرانی و آنچه که در آمریکا به State of the Union مشهور است دارای یک سابقه طولانی هم هست. مطابق بند ۲ از بخش سوم قانون اساسی، رئیس جمهور موظف به ارائه گزارش های دوره ای به کنگره در خصوص وضعیت کشور و رئوس برنامه های خود است. به همین دلیل هم هست که روسای جمهور در آمریکا به صورت سنتی در یکی از ماه های ژانویه یا فوریه، گزارش رئوس برنامه های خود را در سال جاری و یا سالهای آینده به کنگره ارائه می کنند. گزارشی که در دوره های مختلف ریاست جمهوری در آمریکا، گاه به صورت مکتوب و در سال های پس از ۱۹۱۳اکثرا به صورت سخنرانی در میان نمایدگان کنگره انجام می شود (این مقاله را بخوانید، پنج نکته در مورد سخنرانی های سالیانه رئیس جمهور آمریکا).

در میان سخنرانی های سالیانه رئیس جمهورهای آمریکا برخی البته اهمیت بیشتری داشته اند. سخنرانی سالیانه بوش در سال ۲۰۰۲، همانطور که در ابتدای متن اشاره کردم یکی از آن موارد است. از جمله موارد دیگر می توان به سخنرانی سال ۲۰۱۲ اوباما در انتقاد از دادگاه عالی اشاره کرد که در قوانین تازه برای هزینه های انتخاباتی به گروه هایی به نام Super PAC اجازه می دهد به صورت نامحدود در انتخابات هزینه کنند. سخنرانی بیل کلینتون در سال ۱۹۹۶ که طی آن از پایان دوران دولت بزرگ گفت و همچنین صحبت های لیندون جانسون در سال ۱۹۶۴ که از برنامه دولتش برای پایان دادن به فقر خبر داد هم از جمله مهمترین سخنرانی های سالیانه رئیس جمهور در نیمه دوم قرن بیستم هستند (در خصوص وضعیت فقر در آمریکا این سایت را ببینید؛ ۵۰ سال جنگ با فقر). همچنین سخنرانی فراکلیون روزولت در سال ۱۹۴۱ و تاکید او بر چهار نوع آزادی هم از جمله معروف ترین صحبت های رئیس جمهوری آمریکا در طی سالیان گذشته است. در میان سخنرانی هایی که با یک رسوایی سیاسی یا اقتصادی همراه بودند می توان به صحبت های ریچارد نیکسون در سال ۱۹۷۴ اشاره کرد که به دنبال پایان داستان واترگیت (رسوایی شنود حزب جمهوری خواه در دفتر مرکزی حزب دموکرات در ساختمانی به نام واترگیت) بود. او گفت که یک سال کش دادن این داستان دیگر بس است. تنها هفت ماه پس از این صحبت ها، ریچارد نیکسون مجبور به استعفا شد (اگر به مهمترین سخنرانی های روسای جمهوری علاقه دارید این لینک ها را ببینید که مهمترین سخنرانی ها توسط رسانه های مختلف توضیح داده شده اند: + و + و + و + و این یکی هم بررسی آماری سخنرانی های سالیانه روسای جمهور و یکی دیگر، توضیحاتی در مورد این سخنرانی).

صحبت های رئیس جمهور در کنگره البته به پاسخ جناح رقیب هم همراه است (این مطلب را بخوانید). در سال گذشته مارکو روبیو، سناتور جمهوری خواه ایالت فلوریدا، بعد از سخنرانی باراک اوباما به صورت مستقیم در مورد صحبت های رئیس جمهور مواردی را مطرح کرد (این لینک را ببینید: اوباما صحبت کرد، جمهوری خواهان انتخابات ۲۰۱۶ را کلید زدند. در مورد همین سخنرانی و خشک شدن دهان مارکو روبیو در هنگام صحبت کردن و البته استفاده تبلیغاتی او از این اتفاق). تی پارتی – جناح تندروی سمت راست حزب جمهوری خواه – هم پاسخ خود را در سال گذشته توسط راند پال و در سال قبل تر توسط هرمان کین ارائه کرد که در انتخابات گذشته نامزد درون حزبی جمهوری خواهان بود و به دلیل رسوایی و شکایت به دلیل برخورد نامناسب با خانم ها از رقابت های کناره گیری نموده بود (این لینک را ببینید. اولین کسی که از میان تی پارتی جواب اوباما را داد البته خانم میشل باکمن بود که او هم در رقابت های سال 2012 کاندیدای درون حزبی جمهوری خواهان بود). برای انتخابات امسال مایک لی (سناتور ایالت یوتا، در مورد مایک لی) از طرف تی پارتی و خانم کتی مک موریس راجرز (اینجا) از طرف حزب جمهوری خواه پاسخ صحبت های اوباما را خواهند داد (اینجا). راند پال، سناتور ایالت کنتاکی و یکی از کاندیدهای بالقوه انتخابات ریاست جمهوری آینده هم به صورت مستقل به اوباما جواب می دهد (اینجا  و این لینک در مورد شانس راند پال برای پیروزی در انتخابات مقدماتی جمهوری خواهان).

سخنرانی سالیانه البته یک فرصت استثنایی برای روسای جمهور هم هست تا با طرح مسائل کلی، مردم را به حمایت از خود فرا بخوانند و به افزایش محبوبیت خود کمک کنند. «سازمان عمل» Organization For Action که توسط کمپین انتخاباتی اوباما برای پیگیری سیاست های وی پس از انتخابات تشکیل شد طی روزهای گذشته ای میلی به طرفداران اوباما ارسال کرده و از آنها خواسته بود مهمترین موضوع مورد نظر خود را که باید در سخنرانی سالیانه آقای رئیس جمهور منتشر شود اعلام کنند (لینک). دولت اوباما از این طریق و از روش های دیگر مانند برجسته کردن سیاست های رئیس جمهور امیدوار است که بتواند رضایت آمریکایی ها از ریاست جمهوری اوباما که طی یکی دو ماه گذشته به شدت آسیب دیده است جبران کند. محبوبیت فعلی اوباما فعلا در حد ۴۶ درصد است که البته نسبت به ۴۲ درصد در ماه گذشته بهتر است (در نظرسنجی گالوپ، رضایت شعلی از رئیس جمهور به میزان 42% است. گزارش جامع گالوپ را پیش از سخنرانی امسال حتما ببینید و میزان رضایت از رئیس جمهور را هم بر حسب ایالت در این لینک؛ ساکنان واشنگتن دی سی و هاوایی، از همه بیشتر اوباما را حمایت می کنند و در وایومینگ، وست ویرجینیا و یوتا هم اوباما کمترین هوادار را دارد). اما وقتی که نارضایتی از او به میزان ۵۰ درصد باشد که الان هست، این بدان معنی است که اوباما سال چندان راحتی را در پیش نخواهد داشت. به خصوص اینکه تا کمتر از ۹ ماه دیگر در آمریکا انتخابات میان دوره ای برای دوره جدید مجلس نمایندگان و یک سوم نمایندگان مجلس سنا برگزار می شود و اوباما در صورت شکست حزب دموکرات در این دو انتخابات، ۲ سال آخر ریاست جمهوری اش بسیار سخت تر از تمام سال های گذشته خواهد بود (این لینک و توضیحات اینجا را ببینید؛ گزارشی است در مورد نتایج نظرسنجی در خصوص نگاه آمریکایی ها به مهمترین موضوعات جامعه و نحوه مواجه اوباما با آن توسط واشنگتن پست و ای بی سی نیوز. نکته جالب این لینک برای ایرانی ها، این قسمت است که تقریبا ۴۰ درصد آمریکایی از نحوه مواجه اوباما با ایران دفاع می کنند. در خصوص نگرش آمریکایی ها در مورد پرونده هسته ای ایران، نتایج این نظرسنجی را هم ببینید. ۳۵ درصد آمریکایی ها اعتقاد دارند که آمریکا برای محدود کردن پرونده هسته ای، باید ایران را تهدید کند. جمهوری خواهان هم البته بیشتر موافق تهدید ایران هستند تا دموکرات ها. در عین حال آمریکایی ها اما به نحوه مواجه کنگره با پرونده هسته ای ایران اعتماد ندارند).

فارغ از مسائلی که آمریکا در سیاست خارجی با آن رو به روست مانند رابطه با ایران، بحران سوریه، رقابت با روسیه در سطح بین المللی و مشکلات آمریکا در افغانستان، این کشور با مسائلی در داخل کشور هم رو به روست که توانایی اوباما را برای پیشبرد برنامه هایش محدود کرده است. طرخ خدمات درمانی اوباما چندان موفقیت آمیز نبود، مشکلات بودجه ای و بدهی دولت با جمهوری خواهان هنوز پابرجاست (گزارش موسسه بروکینگز را ببینید). اوباما در پیشبرد برنامه های مهاجرتی اش هرچند کاملا شکست نخورده اما پیروز هم نشده است. ضمن اینکه جمهوری خواهان در کنگره (و به خصوص در مجلس نمایندگان که اکثریت را در اختیار دارند) چندان تمایلی به همکاری با اوباما نشان نمی دهند و تمام این شاخص ها هم نشان می دهد که اوباما در اجرایی کردن مهمترین شعار انتخاباتی اش در سال 2008 یعنی شعار «تغییر» با شکست رو به رو شده است.

دلیل این امر را می توان در این نظرسنجی موسسه گالوپ هم مشاهده کرد. جامعه آمریکا یک جامعه دوقطبی شده است. در حالی که ۸۲ درصد دموکرات ها از اوباما راضی هستند، تنها ۱۱ درصد جمهوری خواهان عملکرد او را قبول دارند و این بدان معنی است که اوباما که آمده بود با تغییر نگرش در سیاست های کاخ سفید به این شکاف حزبی پایان دهد خود امروز منبع جدال های حزبی و عقیدتی میان دو نوع تفکر اصلی موجود در کشور است (این نظرسنجی گالوپ را هم ببینید و درصد اهمیت موضوعات مختلف را با یکدیگر مقایسه کنید. درحالی که فقر و بی خانمانی سومین موضوع با اهمیت از نظر دموکرات هاست، جمهوری خواهان یازدهمین موضوع قابل اهمیت را فقر می دانند. همچنین درحالی که تروریسم از نظر جمهوری خواهان در رده دوم اهمیت قرار دارد، دموکرات تروریسم را اولویت نهم خود می دانند). به همین دلیل هم هست که مشاور ارشد کاخ سفید دن فایفر در ای میل خود به طرفداران اوباما یادآوری کرده است که رئیس جمهور در گزارش امسال، سعی می کند به صورت خوشبینانه به آینده نگاه کند و تمایل دارد در یک فرایند فراجناحی مشکلات اقتصادی و اجتماعی را کشور با آن رو به روست حل نماید، اما اگر کنگره با او همراهی نکند، منتظره کنگره نخواهد ماند. احتمالا منظور این است که رئیس جمهور از دستورهای اجرایی که نیاز به رای کنگره ندارد برای پیشبرد برخی از برنامه های خود استفاده می کند. امری که البته با واکنش منفی جمهوری خواهان هم مواجه شده است (اینجا را بخوانید و اینجا، و البته مقاله وال استریت ژورنال و این مقاله از جرج لیک آف، با عنوان قدرت «شناختی» رئیس جمهور. آقای لیک آف نویسنده کتابی با عنوانdon’t think of an elephant است که به تاثیر واژه ها و نقش زبان در جهت گیری سیاسی و اجتماعی می پردازد. او در این مقاله هم سعی می کند از منظر آنچه که در کتاب خود شرح می دهد از رئیس جمهور بخواهد تا در ترکیب بندی واژه و استدلال های خود مواردی را رعایت کند که آمریکایی ها بیشتر با او احساس همدلی پیدا کنند. او مثال می زند که رئیس جمهور احتمالن از نابرابری در دستمزدها خواهد گفت. اما این به تنهایی کافی نیست. او می تواند بگوید: کارگران، تولید کنندگان سود هستند. سود به ازای هر کارگر زیاد شده است اما حقوق کارگران به عنوان تولیدکنندگان سود به نسبت سود بالا نرفته است).

حال باید دید در آمریکای امروز دوقطبی شده که البته به نوعی میراث از ۲۰۰۴  به بعد هم هست باراک اوباما چگونه امسال را به پایان خواهد رساند و تکلیف انتخابات میان دوره ای ماه نوامبر (۹ ماه دیگر) چه خواهد شد. اما همین که فردی مانند کریس کریستی، فرماندار نیوجرسی و یکی از مهمترین کاندیداهای جمهوری خواهان، می گوید که مردم از تصمیم گیری های جناحی خسته شده اند و به دنبال این هستند که کارها در واشنگتن با توافق پیش برود بدان معنی است که باراک اوباما نتوانسته است در تحقق وعده انتخاباتی اش موفق باشد. به همین دلیل است که کریسی کریستی جمهوری خواه که حتی رای بسیاری از دموکرات ها، جوانان و لاتین تبارها – که به صورت سنتی طرفدار دموکرات ها هستند – را در نیوجرسی بدست آورد، هنوز پس از شش سال ریاست جمهوری اوباما همان حرف هایی را می زند که آقای اوباما در سال ۲۰۰۷ تکرار می کرد. وعده دوباره «تغییر» باز هم در واشنگتن.

safe_image

Advertisements

موسسه گالوپ یک نظرسنجی انجام داده و به این نتیجه رسیده است که  42% آمریکایی ها از لحاظ تمایل سیاسی خودشان را «مستقل» معرفی کرده اند. 31% می گویند که دموکرات و 25 % هم مدعی می شوند که جمهوری خواه هستند. اما اگر کسی بگوید مستقل است یعنی واقعن مستقل است؟ به نظر می رسد که پاسخ به این سئوال مثبت نیست. به همین دلیل هم هست که استراتژیست های انتخاباتی و روسای تیم های نظرسنجی امروز برای بدست آوردن نمونه درست و تفکیک آرای قابل پیش بینی کار چندان راحتی ندارند.

از میان همین افرادی که خود را مستقل می نامند، تنها 10% گفته اند که «مستقل خالص» (Pure Independent) هستند و بقیه به یکی از دو حزب اصلی – دموکرات یا جمهوری خواه – تمایل دارند. دقت کنید نمی گویند جمهوری خواه یا دموکرات هستند، می گویند به این دو حزب تمایل دارند. معنی این حرف در جامعه شدیدن دوقطبی امروز آمریکا این است که اگر دموکرات هستند به کاندیدای دموکرات رای می دهند و اگر جمهوری خواه هستند به کاندیدای جمهوری خواه رای خواهند داد. در انتخابات سال 2008 ریاست جمهوری 90% کسانی که گفته بودند مستقل هستند اما به دموکرات ها تمایل دارند به باراک اوباما رای دادند. 80% از افراد مستقل متمایل به حزب جمهوری خواه هم، مک کین را به عنوان کاندیدا انتخاب کردند. این مقاله واشنگتن پست را در مورد همین نظرسنجی بخوانید.

اما این روند کجا تغییر می کند؟ وقتی که کاندیدا، هرچند متعلق به یک حزب خاص، اما خودش را فراجناحی معرفی کند. همانند کاری که کریس کریستی در ایالت نیوجرسی انجام داد و رای بسیاری از دموکرات ها و اقلیت هایی مانند لاتین تبارها را که به صورت سنتی به دموکرات ها رای می دهند بدست آورد. این همان پیام «تغییر» (Change) باراک اوباما هم بود (واژه تغییر و اینکه چگونه اوباما در سال 2008 با این شعار رئیس جمهور شد لااقل در ایران خیلی بد فهم شده است – عده ای خیال می کنند فقط یک لفظ تغییر را که بیاورند می توانند انتخابات را ببرند؛ در صورتیکه تغییر در کلام 2008 اوباما یک پکیج بود؛ بعدن شاید در این مورد نوشتم).

Public Policy Polling، یک موسسه نظرسنجی نزدیک به دموکرات ها که بخش بزرگی از نظرسنجی های خود را توسط ماشین های خودکار انجام می دهد (این کار باعث کاهش فوق العاده هزینه های نظرسنجی ها می شود)، هفته گذشته گزارشی منتشر و اعلام کرد که از این به بعد 20% نمونه های خود را از طریق اینترنت مورد پرسش قرار می دهد (اینجا را بخوانید). کسانی که کار نظرسنجی انجام می دهند می دانند که انتخاب نمونه مناسب – نمایا – یکی از مهمترین و سخت ترین بخش های یک نظرسنجی است. یعنی اینکه مثلن شما چگونه از شهر تهران با 12 میلیون نفر جمعیت، می توانید 1200 نفر را انتخاب کنید که جواب ی که به سئوال های شما می دهند، معرف نظر تمام 12 میلیون تهرانی است (البته با یک سطح اطمینان مشخص و درصد خطای معلوم، یعنی اگر 20% با اطمینان 95% و خطاپذیری مثبت و منفی 3 درصد ادعا کنند که به اصلاح طلبان رای می دهند معنی اش این است که با احتمال 95% افرادی که به اطلاح طلبان رای می دهند در فاصله 17 تا 23 درصد قرار دارند). این کار راحتی نیست و البته با تکنیک های آماری قابل حل است. اما مسئله این است که چگونه این افراد را چگونه پیدا کنیم؟

به صورت سنتی – لااقل در ایران – تا چند سال پیش پرسش گران به در خانه های مردم می رفتند و از طریق پرسشنامه حضوری نظر آنها را می پرسیدند. این کار هزینه بسیار زیادی دارد و «وقت بر» هم هست. به همین دلیل اکثر موسسه های نظرسنجی در غرب – و شاید این روزها در ایران – از نظرسنجی تلفنی استفاده می کنند (نظرسنجی های موسسه آی پز در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، نمونه ای از نظرسنجی تلفنی مرتبط با ایران است). اما تلفن این روزها، دیگر نقشی را که پیش از این ایفا می کرد بازی نمی کند. در آمریکا 1/3 مردم دیگر از تلفن منزل استفاده نمی کنند. در حالی که پیش از این اکثر مردم، در منزل خودشان تلفن داشتند. (هرچند نظرسنجی تلفنی به دلیل اینکه در سال 1936 شامل اکثر مردم نمی شد هم با مشکل مواجه گردید). در عین حال در گذشته و به دلیل عدم وجود تکنولوژی هایی مانند Answering Machine احتمال اینکه افراد به سئوالات پاسخ بدهند به مراتب زیادتر بود. این کار باعث می شد انتخاب نمونه در محدوده های جغرافیایی و با توجه به سن و جنس و نژاد (که در آمریکا خیلی مهم است) آسان تر شود. اما امروز اکثر مردم از موبایل استفاده می کنند و پیش شماره های موبایل هم لزومن محل سکونت جغرافیایی یک فرد را مشخص نمی کند. از این رو، انتخاب نمونه حتمن به سادگی قبل نیست (انتخاب نمونه های اشتباه یکی از دلایل پیش بینی نادرست پیروز انتخابات سال 2012 توسط موسسه گالوپ هم بود. گالوپ، میت رامنی را پیروز انتخاب پیش بینی کرده بود).

به دلایلی اینچنین است که PPP تصمیم گرفته 20% نظرسنجی های خود را از طریق نمونه های اینترنتی مورد پرسش قرار دهد و این نمونه ها هم توسط Qualtrics، یک شرکت تحقیقات بازرگانی در ایالت یوتا آمریکا با تمرکز بر پیمایش از طریق موبایل، نمونه های آن لاین و …، انجام می شود (اینجا و اینجا). اما نمونه ها در نظرسنجی اینترنتی چگونه بدست می آید؟ شرکت های مختلف، آدرس ای میل یا تلفن گروه های مختلفی از مردم را اختیار دارند که اظهار تمایل کرده اند در نظرسنجی شرکت کنند. البته ممکن است به این افراد پول هم پرداخت شود یا مزایای ویژه ای بگیرند. به این روش OPT-IN PANEL می گویند. PPP مدعی است که با این شیوه، نمونه هایی که متغیر «سن» را نمایاتر معرفی می کنند، بدست آورده است. این شیوه البته توسط موسسه های دیگر نظرسنجی معروف از جمله Rasmussen هم به کار می رود. این موسسه، 10 تا 20 درصد از نمونه های خود را به این شیوه انتخاب می کند (توضیح بیشتر).

اما نظرسنجی از طریق انتخاب Opt-In Panel ایرادهایی هم دارد؛ از جمله اینکه اگر شما قرار باشد در یک محدوده مشخص آمار بگیرید ممکن است افرادی که در آن محدوده برای جواب دادن ثبت نام کرده باشند وجود نداشته باشد. به عنوان مثال می خواهید نظررای دهندگان یک شهرستان (در آمریکا، district) را در خصوص انتخاب بین دو کاندیدا بدست آورید. اگر در این شهرستان به اندازه کافی نظردهنده داوطلب وجود نداشته باشد این روش جواب نمی دهد. پاسخی که داده می شود این است که کسی که می خواهد آمار اینچنینی بدست آورد باید هزینه آن را هم بپردازد و آن وقت نظرسنجی تلفنی انجام خواهد شد و البته آن هم نه با ماشین های خودکار (در مورد این شیوه نمونه گیری و درستی یا نادرستی آن این مقاله را در ژورنال تحقیقات افکارسنجی بخوانید).

یک نکته مهم: شرکت هایی که از ماشین های خودکار برای نظرسنجی استفاده می کنند، مطابق قوانین فدرال در آمریکا، اجازه ندارند به موبایل افراد زنگ بزنند و یکی از دلایل دیگری که PPP از این شیوه استفاده می کند هم به دلیل هم مشکلات قانونی است، چون عملن 33% از جمعیت نمونه را در نظر نمی گیرند (درصد کسانی که در خانه، فقط موبایل دارند) –  اینجا را هم ببینید.

چند تا خبر:

– فرانک لانتز، استراتژیست رسانه ای و یکی از نظرسنج ها معروف جمهوری خواه، قسمت عمده سهام شرکتش را به نام Luntz Global، به MDC Partners، از شرکت های معروف در زمینه ارتباطات و تبلیغات فروخته است (اینجا). آقای لانتز کتاب معروفی دارد به نام Words that Work، که اگر تاحالا این کتاب را نخوانده اید حتمن بخوانید. در این کتاب توضیح می دهد که این مهم نیست که شما چه می گوید، مهم این است که مخاطب چه می شنود. البته اگر به اهمیت استفاده از زبان و واژه ها در تبلیغات سیاسی علاقه مند هستید این کتاب Don’t Think of an Elephant هم به نظرم کتاب خوبی است. نویسنده این یکی البته، جرج لیک آف، لیبرال است و از منظر دیدگاه های Progressive (همان پیشرو یا روشنفکرانه یا لیبرال و …) این کتاب را نوشته است و البته به نوشته های آقای لونتز جمهوری خواه هم ارجاع می دهد (این سخنرانی آقای لیک آف هم به نظرم خوب است).

– گلن بورگر که یک نظرسنج جمهوری خواه است مدعی شده که اولین نظرسنجی از طریق اپلیکیشن دستگاه های موبایل آی فون یا اندرویدی را انجام داده است (اینجا را بخوانید).

– موسسه «پیو» Pew Research، یک نظرسنجی انجام داده که در کشورهای مسلمان، مردم تمایل دارند زنان چگونه پوششی داشته باشند. اکثرا حجابی که موهای سر را پوشانده باشد ترجیح می دهند. شکل هایش جالب است؛ ببینید.

– این مقاله را هم بخوانید. آمریکایی ها در 5 مورد از 6 مورد گذشته در انتخابات میان دوره ای دوره دوم ریس جمهور، به حزب رقیب رای داده اند.600705_203180499805555_1193777319_n