نوشته های برچسب خورده با ‘تی پارتی’

رند پال، سناتور جمهوری خواه ایالت کنتاکی، فردا به عنوان دومین کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به صورت رسمی نامزدی خودش را انتخاب می کند (+). در این پست کوتاه توضیح می دهم که چرا کاندیداتوری رند پال مهم است و چرا او می تواند در انتخابات مقدماتی جمهوری خواهان در سال 2012 مومنتوم ایجاد کند و چرا شانس او برای پیروزی در رقابت های مقدماتی و نهایی چندان زیاد نیست (این ویدئو را ببینید).

سناتور رند پال، وارث سیاستمداری پدرش ران پال، عضو مجلس نمایندگان آمریکا از ایالت تگزاس است. کسی که هم در سال 2008 و هم در سال 2012 در انتخابات مقدماتی جمهوری خواهان کاندیدا بود (رند پال در سال 1988 به عنوان نامزد لیبرترین کاندیدا شد) و اگرچه پیروز نشد اما یک گروه رای ثابت برای خودش ساخت از کسانی که دیدگاه های لیبرترین دارند و در سال 2010 هم به نام تی پارتی توانستند به پیروزی حزب جمهوری خواه در انتخابات مجلس نمایندگان کمک کنند (در مورد ران پال اگر می خواهید بدانید این کتاب، ران پال پدر تی پارتی و این یکی و + را بخوانید). از جمله کسانی که در همین سال 2010 از ایالت کنتاکی وارد ساختمان سنا شد، رند پال جوان بود که کاندیداهای مورد حمایت حزب را در انتخابات مقدماتی شکست داد و با دیدگاه های ویژه اش (از جمله اینکه «ایران برای آمریکا تهدید نیست»، انتقاد از سیاست خارجی تهاجمی و حتی پیشنهاد قطع کمک های مالی به کشورهای خارجی از جمله اسرائیل) به پیروزی رسید. برای بررسی دیدگاه هایی که رند پال پدر و پسر ترویج می کنند کتاب تی پارتی به واشنگتن می رود از پال پسر، فوق العاده است. او در این کتاب دیدگاه های خودش را در مورد دولت کوچک و اقتصاد «در دست مردم» توضیح می دهد و به شدت متاثر از کتاب «وجدان محافظه کار» است که توسط بری گلدواتر، سناتور ایالت آریزونا و کاندیدای جمهوری خواهان در انتخابات سال 1964 (که در رقابت با لیندون جانسون شکست سختی خورد) نوشته شده است. در کتاب وجدان محافظه کار، سناتور گلدواتر اصول دیدگاه های خودش را در مورد سیاست داخلی و خارجی آمریکا در فصل های مختلف و به صورت خلاصه بیان می کند که بسیار به دیدگاه های امروز تی پارتی نزدیک است. در مخالفت با سیاست غالب در واشنگتن، رند پال، خود و پدرش را وارثان واقعی رونالد ریگان هم می دانند و برای اثبات این ادعا به حمایت پدرش از ریگان و در مخالفت با رئیس جمهور جرالد فورد – کاندیدای مورد حمایت جناح غالب حزب در سال 1976 – اشاره می کند. دلیل اهمیت ارجاع به ریگان هم در این است که ریگان بت جمهوری خواهان امروز آمریکایی است و از میت رامنی میانه رو تا تد کروز تندرو همه خودشان را پیروان واقعی ریگان می نامند.

به دلیل همین سابقه است که رند پال در مقایسه با کاندیدایی مانند تد کروز – سناتور تندروی ایالت نگزاس که او هم چهره محبوب تی پارتی است – امکان تاثیرگذاری بیشتری در رقابت های مقدماتی حزب جمهوری خواه دارد (سومین پیروزی پی در پی رند پال در گردهمایی گروه عمل جمهوری خواهان). بعد از اعلام کاندیداتوری تد کروز، رند پال ضمن تمجید از تد کروز در مصاحبه با مگان کلی در فاکس نیوز گفت که اگرچه دیدگاه های او و تد کروز در بسیاری جهات شبیه یکدیگر است اما دلیل برتری او بر کروز این است که احتمال پیروزی خودش در مقابل هیلاری کلینتون به مراتب بیشتر از سایر کاندیداها و البته تد کروز است (این پست فیس بوکی لارا اینگرام، از معروف ترین چهره های رسانه ای – رادیویی محافظه کاران را ببینید). ادعایی که هم بیراه هست و هم نیست (لینک). او به احتمال زیاد در مقایسه با تد کروز، گزینه سخت تری در مقابل هیلاری کلینتون است اما حتما در مقایسه با جب بوش احتمال پیروزی کمتری در مقابل هیلاری کلینتون خواهد داشت – در مورد جب بوش بعدا به صورت مفصل خواهم نوشت (انتقادهای رند پال از سایر کاندیداها، جب بوش طرفدار دولت بزرگ است و سیاست های خارجی مارکو روبیو، احمقانه و کودکانه است – این ویدئوی جالب را هم ببینید، مقایسه بوش و کلنیتون و اینکه جرج بوش فرقی با هیلاری کلنیتون نخواهد داشت).

از جمله دلایل دیگر تاثیرگذاری رند پال در میان جمهوری خواهان و اهمیت او در این است که رند پال سعی کرده است با ایجاد ارتباط با بخش هایی از گروه های اقلیت از جمله آمریکایی های آفریقایی تبار که به صورت سنتی به جمهوری خواهان رای نمی دهند و همچنین در میان جوان ترها که بیشتر طرفدار دموکرات ها هستند در میان این گروه هم برای خود پایگاه رای ایجاد کند (+).

او و البته کاندیداهایی مانند تد کروز، حزب جمهوری خواه را متهم می کنند که با حمایت از کاندیداهایی مانند جان مک کین و میت رامنی که از نظر آنان به صورت کامل جمهوری خواه نیستند در انتخابات سال 2008 و 2012 باعث شکست جمهوری خواهان در انتخابات ریاست جمهوری شده اند. درحالی که به تعبیر آنان حزب جمهوری خواه باید به دوران ریگانیسم باز گردد و کاندیدایی را انتخاب کند که همانند ریگان، به اصول جمهوری خواهان وفادار باشد. هرچند آنها سعی می کنند برخی از سیاست های ریگان را که با اصول سیاسی امروزی حزب جمهوری خواه همگام نیست فراموش کنند یا پیروزی های جرج بوش در سال 2000 و 2004 را که البته بوش پسر هم – به همراه بوش پدر – از نظر آنان به اندازه کافی جمهوری خواه نبود به یاد نیاورند (رند پال برخی از سیاست های بهداشتی و درمانی جرج بوش را سوسیالیستی نامیده بود). همینطور شکست تنها کاندیداهای 100 درصد محافظه کار بعد از جنگ جهانی دوم، بری گلدواتر، که در سال 1976 تنها در 6 ایالت جنوبی توانست بر لیندون جانسون پیروز شود و در سایر ایالت های آمریکا شکست خورد (هرچند همین ادعا که چون کاندیدهای حزب جمهوری خواه در سال های 2008 و 2012 به اندازه کافی محافظه کار نبودند و به همین دلیل مورد حمایت محافظه کاران آمریکایی قرار نگرفته اند، در این مقاله از کارل رو به درستی نقد شده است).

اما یکی از مهمترین نقاظ ضعف رند پال اما در مواجه با کاندیداهای مورد حمایت جناح غالب حزب (GOP Establishment) که نقطه افتراق اساسی او با سران حزب هم هست در دیدگاه انزواطلبانه او در سیاست خارجی نمایان می شود (لینک). امری که اگرچه در جامعه آمریکایی امروز کم طرفدار نیست اما درون حزب جمهوری خواه و حامیان مالی این حزب، پیش بردن چنین سیاستی غیرممکن به نظر می رسد. رند پال نماینده یک سنت سیاسی در آمریکاست که حتی سیاست های اوباما را جنگ طلبانه می داند، بارها بر خروج کامل نیروهای آمریکایی از عراق و افغانستان تاکید کرده است، در ابتدا مخالف طرح تحریم های بیشتر ایران توسط کمیته روابط خارجی سنا موسوم به طرح «کرک – منندز» بود (او بعدا از این طرح حمایت کرد) و حتی مسیحیان اونجلیکا را که درصد رای مهمی از حزب جمهوری خواه به خصوص در ایالت هایی مانند آیوا (آیوا اولین ایالتی است که انتخابات مقدماتی در آن برگزار می شود و به همین دلیل اهمیت زیادی دارد)، متهم می کند که به دنبال جنگ هستند (بخش هایی از این اتهام دلایل مذهبی دارد). رند پال حتی مخالف تحریم ایران بود و از توافق ابتدایی هسته ای بین ایران و قدرت های جهانی حمایت کرد، در حالیکه حزب جمهوری خواه با آن مخالف بود و او در عین حال کسی است که بارها گفته بود مخالف کمک آمریکا به کشورهای خارجی – حتی اسرائیل – است (او البته بعدا اسرائیل را مستثنی دانست). به همین دلیل هم هست که رند پال در آخر لیست کاندیداهای مورد حمایت شلدون ادلسون (کازینودار جمهوری خواه در لاس وگاس که کسی در انتخابات سال 2012 قول داد تا 100 میلیون دار برای شکست دموکرات ها هزینه کند و گفته می شود درنهایت 140 میلیون دلار به جمهوری خواهان کمک کرد) قرار می گیرد.

این دیدگاه های رند پال درون حزب جمهوری خواه با انتقادهای زیادی مواجه است (انتقادهای دیک چنی، معاون جرج بوش – سناتور مک کین و ریک پری، فرماندار پیشین تگزاس و یکی دیگر از کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری). رند پال اما به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری از بسیاری از این دیدگاه های خود دست کشیده یا به نظر می رسد که سعی دارد با سران حزب کمتر مخالفت کند و به همین دلیل هم به اتخاذ سیاست های دوگانه متهم می شود. او علی رغم دیدگاه های اولیه اش در خصوص توافق ایران و غرب، از جمله امضاکنندگان نامه 47 امضایی سناتورهای جمهوری خواه به رهبران ایران بود که توسط سناتور تندرو ایالت آرکانزا نوشته شد (گفته می شود نویسنده واقعی این نامه ویلیام کریستول، سردبیر ویکلی استاندارد است؛ در مورد این نامه و نقش لابی حامی اسرائیل در حمایت از کاندیداهای جمهوری خواه و در این مورد خاص سناتور کاتن + و + را بخوانید). رند پال در عین حال سعی کرد رابطه خودش را با شلدون ادلسون هم تقویت کند و حداقل اگر چندان به کمک مالی او در ابتدا امیدی ندارد، اما او را به مخالفت با خودش تحریک نکند (دیدار رند پال و شلدون ادلسون پس از حضور ادلسون در واشنگتن دی سی برای شنیدن صحبت های نتنیاهو در کنگره و اطمینان ادسلون به رند پال که علیه او فعالیت نخواهد کرد). با تمام اینها اما رند پال در حضور افرادی مانند جرج بوش و حتی مارکو روبیو و فرماندار ایالت ویسکانسین، اسکات واکر که ستاره رو به رشد جمهوری خواهان است، کمتر از حمایت های سران حزب برخوردار خواهد شد و این به خصوص در تامین منابع مالی می تواند او را با مشکل مواجه کند. به همین دلیل است که رند پال سعی کرده در طی این سال ها، ارتباط خود را با یکی از مهمترین تامین کنندگان منابع مالی برای جمهوری خواهان یا برادران کک افزایش دهد (+) دو برادری که طرفدار اقتصاد سرمایه داری و مخالف نقش دولت در اقتصاد و سیاست های باراک اوباما هستند، تاحدی هم دیدگاه های لیبرترین دارند و در انتخابات سال 2016 به همراه گروه حامیان مالی خودشان گفته اند تا 900 میلیون دلار برای حمایت از دیدگاه هایی که به پلتفورم حزب جمهوری خواه نزدیک است هزینه خواهند کرد (لینک). در عین حال رند پال به حمایت طرفداران تی پارتی اش هم امیدوار است. کسانی که در نوامبر سال 2007 و تنها ظرف 24 ساعت به پدرش 4.3 میلیون دلار کمک کردند (+ او در سه ماه آخر سال 2007 تقریبا 20 میلیون پول جمع کرد که قسمت اعظم آن توسط مردم عادی پرداخت شده بود) و به خود او هم در ایالت کنتاکی در ظرف 24 ساعت بیشتر از 400 هزار دلار کمک کردند که برای این ایالت کوچک یک رکورد به حساب می آمد (بیش تر از 60 درصد کمک های مالی به وی در انتخابات سال 2010 از خارج از ایالت کنتاکی آمده بود).

با اینحال اما نزدیکی سیاست های رند پال به جناح غالب در حزب برای او بی هزینه هم نخواهد بود. هرچند برخی ادعا کنند که این نزدیکی چندان هم طول نخواهد کشید. از جمله مهمترین سران حزب، سناتور میچ مک کانل رهبر اکثریت مجلس سناست که اتفاقا سناتور ایالت کنتاکی هم هست و رند پال با حمایت از او در مقابل کاندیدای تی پارتی در رقابت های مقدماتی سال 2014 خشم حامیان پیشین خود را برانگیخت(+). اما این سیاست ها باعث شده که برخی از طرفداران سنتی تی پارتی با او مخالف شوند و رند پال را متهم کنند که بیش از حد با سران حزب کنار آماده است (این مقاله را بخوانید، رئیس کمپین انتخاباتی ران پال، پدر، در سال 2012 در آیوا گفته که در انتخابات 2016 از رند پال، پسر، حمایت نمی کند. برخی دیگر هم می گویند که به تد کروز رای می دهند که از جمله شخصیت های مخالف اکثریت حزب است).

به همین دلیل رند پال در انتخاب تاکتیک های انتخاباتی اش چندان کار راحتی نخواهد داشت (در مورد تمام این فراز و فرودهای رند پال این مقاله را هم بخوانید). او اگرچه هنوز محبوب تی پارتی است اما برای پیروزی در 2 ایالت اول (آیوا و نیوهمشایر) علی رغم اینکه وضعیت فعلی اش خوب است (+)، اما رقبای دیگری هم دارد که اتفاقا آن هم روی رای جمهوری خواهان محافظه کار، طرفداران تی پارتی و مسیحیان اونجلیکا حساب باز کرده اند و این باعث می شود که رای آنها شکسته شود. افرادی مانند مایک هاکبی، فرماندار پیشین آرکانزا و مسیحی معتقد مورد حمایت اونجلیکاها که در 2008 کاندیدا بود و در آیوا هم پیروز شود و همینطور افراد دیگری نظیر ریک سنتوروم، دکتر بن کارسن، اسکات واکر و حتی تد کروز.

مطابق نتایج نظرسنجی های انتخابات مقدماتی در سال 2012، جمهوری خواهان بسیار محافظه کار 34 درصد رای دهندگان جمهوری خواه را تشکیل می دانند. اینها گروهی هستند که به جب بوش رای نمی دهند یا کم رای می دهند (30 درصد این افراد در سال 2012 به میت رامنی رای داده بودند). اما رای آنها می تواند بین افرادی مانند رند پال، مایک هاکبی، ریک سنتورروم، اسکات واکر، بن کارسون و تد کروز تقسیم شود. جمهوری خواهان تاحدی محافظه کار هم 33 درصد رای دهندگان رای تشکیل می دهند که برای این گروه جب بوش و مارکو روبیو و کریس کریستی هم گزینه های دیگر می توانند باشند. به همین دلیل رند پال برای پیروزی در انتخابات مقدماتی کار چندان راحتی نخواهد داشت (این مقاله را بخوانید و این یکی که توضیح می دهد چگونه انتخابات مقدماتی برای حزب جمهوری خواه در سال 2016 غیرقابل پیش بینی است).

آپ دیت: این لینک را ببنید درباره شعار انتخاباتی رند پال و این یکی که چگونه از تکنولوژی برای رساندن پیام خودش استفاده می کند

آپ دیت بعد از اعلام کادیداتوری:

رند پال در سخنرانی اعلام کاندیدتوری اش (+ و +) هم از دموکرات ها انتقاد می کند و هم از جمهوری خواهان. سخنرانی او اعلام شورش علیه سران تصمیم گیر در واشنگتن است. جایی که البته خودش هم از یکی از مهمترین مراکز تصمیم گیری این شهر می آید. سنای آمریکا. او در عین حال جرج بوش و باراک اوباما و همینطور هیلاری کلینتون و جب بوش را هم از گزند سخنان نیش دارش در امان نمی گذارد. او از کمک های مالی کشورهای خارجی به بنیاد کلینتون انتقاد می کند و و می گوید که هیلاری کلینتون خودش را بالاتر از قانون می داند. (مصاحبه رند پال با پولتیکو). او در عین حال اعلام کرد در روز اول ریاست جمهوری اش برنامه نظارتی دولت بر زندگی خصوصی مردم را – از طریق مواردی مانند پیگیری تلفن های همراه و … – لغو خواهد کرد. رند پال البته بیشتر از هر چیز دیگری به دلیل سیاست های خارجی اش مورد انتقاد قرار می گیرد. واقعیت ش این است که او اگرچه سعی می کند موضع قوی تری نسبت به قبل را در سیاست خارجی داشته باشد اما جمهوری خواهان از این امر راضی نیستند. ضمن اینکه انتقاد او به سیستم سیاست ورزی در واشنگتن، روسای جمهور پیشین (حتی جمهوری خواه ها) و به خصوص بخشی که او آنها را نئوکان یا همان نئومحافظه کاران می داند برای جناح جنگ طلب حزب جمهوری خواه گران تمام خواهد شد (این ویدئو را ببینید در بیان شباهت های رند پال و اوباما به خصوص در مورد پرونده هسته ای ایران و همینطوراین یکی از جان استوارت). اما پال تصمیم گرفته است که گروه جدیدی را به سبد رای جمهوری خواهان اضافه کند تا به همراه لیبرترین ها و طرفداران تی پارتی به او رای بدهند (+ و+).

Facebook_RandPaul

Facebook_RandPaul

جمهوری خواهان رقابت های ریاست جمهوری سال 2016 را با پاسخ به سخنرانی سالیانه رئیس جمهور توسط سناتور مارکو روبیو (از کاندیداهای احتمالی حزب در سال 2016) پس از شکست در انتخابات ریاست جمهوری سال 2012 آغاز کردند. اوباما –لااقل از منظر عملی- برای دموکرات ها طی 2 سال اخیر، مزیت رقابتی ویژه برای سال 2016 نداشت که هیچ، از جمله دلایل شکست در رقابت های میان دوره ای سال 2014 هم نامیده شد. اما با بهبود وضعیت اقتصادی، افزایش رضایت از عملکرد رئیس جمهور (+) و برنامه هایی که این روزها اوباما در حمایت از طبقه متوسط، جوانان و مهاجران اجرا کرده است، موفقیت این برنامه ها به معنای میراث خوبی در اختیار کاندیدای نهایی دموکرات (به احتمال زیاد، هیلاری کلینتون)، خواهد بود. سخنرانی امسال State of the Union، زنگ آغاز انتخابات ریاست جمهوری 2016 است.

باراک اوباما سه شنبه به مهمانی کنگره می رود تا در ساختمان مجلس نمایندگان، سخنرانی سالیانه خود را در حضور نمایندگان کنگره، مهمانان ویژه (مهانان ویژه بانوی اول) و سران سیاسی در آمریکا ارائه کند. سخنرانی که به State of the Union معروف است و مطابق بند 2 از بخش 3 قانون اساسی، رئیس جمهور را موظف می کند به صورت دوره ای در مورد وضعیت کشور و رئوس برنامه های خود به کنگره گزارش دهد (در مورد State of the Union، تاریخچه آن، سخنرانی های معروف و واکنش ها به آن، این لینک را که در مورد سخنرانی سال 2014 باراک اوباما به تفصیل نوشته ام نگاه کنید و همینطور 67 سال در 67 ثانیه + بخش هایی از سخنرانی های روسای مختلف جمهور).

این سخنرانی به احتمال زیاد پرببینده ترین سخنرانی سال رئیس جمهور هم خواهد بود و پیش بینی می شود 30 میلیون نفر آن را ببیند. هرچند میزان ببیندگان از سخنرانی سال 2009 اوباما که 52 میلیون نفر آن را دیده بودند یا سخنرانی سال 1993 بیل کلینون که 67 میلیون نفر ببینده داشت کمتر است. با اینحال این سخنرانی و سخنرانی سال آینده او، خلاصه ای از آنچه اوباما به عنوان رئیس جمهور آمریکا انجام داده است و می دهد خواهد بود (مقاله وال استریت ژورنال، اوباما به دموکرات ها چه می تواند بگوید). او دیگر نگران انتخاب دوباره به عنوان رئیس جمهور نیست و بیشتر به میراث که برای آینده بر جای خواهد گذاشت و افزایش احتمال پیروزی حزب دموکرات در سال 2016 می اندیشد (لینک و لینک)، به خصوص با توجه به اینکه شاخص های مختلف اقتصادی نسبت به سال گذشته همین موقع بسیار بهتر هم شده است (نظرسنجی وال استریت جورنال و ان بی سی نیوز)

از جمله مهمترین دلایل اهمیت سخنرانی امسال اوباما در این است که او برای اولین بار در دوران ریاست جمهوری خود درحالی به کنگره می رود که هر دو رکن آن (مجلس سنا و مجلس نمایندگان) در اختیار حزب جمهوری خواه قرار دارند. این امر به خودی خود باعث می شود که پیشبرد برنامه های رئیس جمهور در کنگره با مشکل مواجه شود و جمهوری خواهان با اکثریتی که دارند تلاش کنند مانعی در جهت اهداف او ایجاد کنند. به همین دلیل هم هست که حتی گفته می شود تلاش اوباما برای اجرای برنامه های خود از طریق فرامین اجرایی رئیس جمهور -که کنگره امکان چندان زیادی برای مانع شدن آن را از طریق قانونی ندارد- و همچنین تهدید به وتو –مورد مشخص آن تهدید به وتو در صورت تصویب تحریم های جدید علیه ایران است- پس از شکست در انتخابات کنگره در نوامبر سال گذشته، باعث شده که اساسا سخنرانی سالیانه او چیزی جدیدی برای ارائه نداشته باشد، چون رئیس جمهور آنچه که را قرار است به عنوان برنامه های سالیانه خود اعلام کند، پیشاپیش اجرایی کرده است و نحوه اجرای آنها را نیز فارغ از مخالفت کنگره دنبال خواهد نمود (لینک و اوباما سیاست تهاجمی را اتخاذ می کند).

از جمله جدیدترین این برنامه ها که کاخ سفید گفته رئیس جمهور در گزارش امسال مطرح خواهد کرد، طرح کاهش مالیات برای طبقه متوسط و افزایش مالیات برای افراد پولدار (خانواده هایی که بیشتر از 500 هزار دلار در سال درآمد دارند + لینک: 5 نکته در مورد برنامه رابین هودی اوباما برای مالیات ها) و موسسات مالی است که خشم محافظه کاران را برانگیخته است (+ و + و +). او در عین حال با برنامه مجانی کردن هزینه های 2 سال کالج ها که طی هفته های گذشته در تنسی آن را اعلام کرد، اعلام عادی سازی روابط با کوبا (برنامه مارکو روبیو سناتور کوبایی تبار ایالت فلوریدا برای مخالفت با اوباما) و همچنین فرمان اجرایی برای تسهیل اعطای اقامت به مهاجران غیرقانونی نشان داده است که در رئوس برنامه های عملی خود، حالا که نمی تواند بر روی کنگره حساب کند، قصد دارد از قدرت اجرایی رئیس جمهور مطابق قانون اساسی استفاده نماید (در مورد جدال های مرتبط با کاهش هزینه های دولت و بالانس کردن بودجه + و + و + را می توانید ببینید).

بنا بر یک سنت تاریخی، حزب رقیب پس از سخنرانی رئیس جمهور، به او پاسخ می دهد. طی دو سال گذشته سناتور مارکو روبیو (جمهوری خواه کوبایی تبار از ایالت فلوریدا) و کتی موریس راجرز (عضو مجلس نمایندگان از ایالت واشنگتن) نتوانستند جمهوری خواهان را در ارائه یک پاسخ قاطع به رئیس جمهو راضی کنند. امسال اما آنها یک سناتور تازه کار از ایالت آیوا را انتخاب کرده اند (معرفی سناتور جونی ارنست توسط میچ مک کانل رئیس اکثریت مجلس سنا). خانم ارنست در ایالت آیوا که در هر دو دوره گذشته به باراک اوباما رای داده بود توانست در نوامبر امسال رقیب دموکرات خود، بوریس بریلی را به قاطعیت شکست دهد. او که یک کشاورز است و قبلا هم سرباز نیروی دریایی و جنگ عراق بوده است به خصوص پس از این آگهی تبلیغاتی خود در سیاست آمریکا درخشید (در مورد جونی ارنست). او در این آگهی می گوید که قصد دارد به واشنگتن برود تا هزینه های دولت را کاهش دهد، طرح خدمات بیمه درمانی اوباما را لغو کند و بودجه را متعادل نماید. دیدگاه های او البته با دیدگاه های تی پارتی هم نزدیک است که در گذشته کسانی مانند هرمن کین و میشل باکمن (هر دو کاندیدای ریاست جمهوری در سال 2012 بوده اند و خانم باکمن در عین حال عضو مجلس نمایندگان هم هست) و مایک لی سناتور تندروی ایالت یوتا و جفت تد کروز سناتور ایالت تگزاس، پاسخ تی پارتی را به سخنرانی سالیانه اوباما داده بودند. پاسخ امسال به سخنان رئیس جمهور از سوی تی پارتی توسط کرت کراسان، جمهوری خواه ایالت فلوریدا ارائه می شود.

انتخاب سناتوری از ایالت آیوا البته یک اهمیت ویژه هم دارد. غیر از ویژگی های شخصی سناتور ارنست در مخالفت با برنامه های اوباما که همراهی پایگاه رای حزب جمهوری خواه را به همراه دارد، این ایالت هم در سال 2008 و هم در سال 2012 به اوباما رای داده است (در سال 2004 بوش در این ایالت پیروز شد). در انتخابات میان دوره ای امسال اما، جونی ارنست موفق شود با اختلاف 8.5 درصد پیروز شود و رای سفیدپوستان بدون مدرک دانشگاهی را که پیش از این به دموکرات ها رای می دادند هم بدست آورد (لینک). ترکیبی از ویژگی های شخصی خانم ارنست و نیم نگاه جمهوری خواهان به 6 رای الکترال این ایالت می تواند از مهمترین دلایل انتخاب خانم ارنست به عنوان نماینده حزب جمهوری خواه در پاسخ به برنامه های رئیس جمهور باشد.

با افزایش استفاده از امکانات تکنولوژیک و نفوذ شبکه های اجتماعی و ارتباطات تعاملی، نحوه بازخود این سخنرانی در رسانه های مختلف در آمریکا هم بهبود می یابد. در گذشته البته نظرسنجی پس از سخنرانی رئیس جمهور و موافقت یا مخالفت با برنامه های او و همچنین ایجاد Focus Group ها برای سنجش آنی از گفته های رئیس جمهور امر رایجی بوده است و بازهم انجام خواهد شد. امسال اما MSNBC و CNN از طریق Bing Pulse متعلق به شرکت مایکروسافت، پاسخ مخاطبان را به صورت لحظه ای به صحبت های رئیس جمهور مورد ارزیابی قرار می دهند (لینک). به این لینک هم نگاه کنید، برنامه روزنامه واشنگتن پست از طریق ارتباط تلفنی (تکست) با مخاطب در سخنرانی سالیانه رئیس جمهور است و این یکی، صفحه ویژه این برنامه در سایت کاخ سفید (توضیحات).

این مقاله در وب سایت ندای ایرانیان منتشر شده است.

state of the union

اگر سیاست در آمریکا را پیگیری می کنید احتمالا باید بدانید که باراک اوباما، سه شنبه شب به کنگره می رود تا طی یک سخنرانی، رئوس برنامه و سیاست های دولت خود را بیان کند. این سخنرانی البته بخشی از سنت سیاسی در آمریکاست که به State of the Union معروف است. اگر بخواهم در مورد اهمیت آن برای آمریکا و حتی جهان (و البته ایران) بگویم می توانم به عبارت «محور شرارت» اشاره کنم که مهمترین بخش از سخنرانی سالیانه جرج بوش (پسر) چهل و سومین رئیس جمهور آمریکا در سال ۲۰۰۲ بود و هنوز هم به عنوان یکی از مهمترین گفته های روسای جمهور آمریکا در طی سالیان مختلف به آن ارجاع می شود. او که پس از حادثه ۱۱ سپتامبر اولین سخنرانی سالیانه اش را بیان می کرد و در حالی که آمریکایی ها طالبان را در افغانستان شکست داده بودند به کنگره رفت تا رئوس سیاست خارجی دولت خود را مشخص سازد. سیاستی که حداقل تا سال ۲۰۰۸با فراز و نشیب اجرا می شد و ایران بخش مهمی از بازیگر منطقه ای آن در خاورمیانه بود.

به دلیل همین اهمیت صحبت های رئیس جمهور آمریکا و تبعات آن در سطح داخلی و خارجی است که رسانه ها از چندین روز قبل و بعد از آن، به تحلیل و تفسیر این سخنرانی می پردازند و این روزها که مهمترین موضوع سیاست خارجی در آمریکا بر حل مشکل هسته ای با ایران و همینطور بحران سوریه متمرکز شده است، عجیب نیست که مسائل مرتبط با ایران بخش مهمی از این سخنرانی را به خودش اختصاص دهد (اگر دوست دارید به صورت آن لاین این برنامه را پیگیری کنید و از واکنش کاربران آن لاین به آن اطلاع داشته باشید این وب سایت را از دست ندهید).

اما اهمیت این سخنرانی و آنچه که در آمریکا به State of the Union مشهور است دارای یک سابقه طولانی هم هست. مطابق بند ۲ از بخش سوم قانون اساسی، رئیس جمهور موظف به ارائه گزارش های دوره ای به کنگره در خصوص وضعیت کشور و رئوس برنامه های خود است. به همین دلیل هم هست که روسای جمهور در آمریکا به صورت سنتی در یکی از ماه های ژانویه یا فوریه، گزارش رئوس برنامه های خود را در سال جاری و یا سالهای آینده به کنگره ارائه می کنند. گزارشی که در دوره های مختلف ریاست جمهوری در آمریکا، گاه به صورت مکتوب و در سال های پس از ۱۹۱۳اکثرا به صورت سخنرانی در میان نمایدگان کنگره انجام می شود (این مقاله را بخوانید، پنج نکته در مورد سخنرانی های سالیانه رئیس جمهور آمریکا).

در میان سخنرانی های سالیانه رئیس جمهورهای آمریکا برخی البته اهمیت بیشتری داشته اند. سخنرانی سالیانه بوش در سال ۲۰۰۲، همانطور که در ابتدای متن اشاره کردم یکی از آن موارد است. از جمله موارد دیگر می توان به سخنرانی سال ۲۰۱۲ اوباما در انتقاد از دادگاه عالی اشاره کرد که در قوانین تازه برای هزینه های انتخاباتی به گروه هایی به نام Super PAC اجازه می دهد به صورت نامحدود در انتخابات هزینه کنند. سخنرانی بیل کلینتون در سال ۱۹۹۶ که طی آن از پایان دوران دولت بزرگ گفت و همچنین صحبت های لیندون جانسون در سال ۱۹۶۴ که از برنامه دولتش برای پایان دادن به فقر خبر داد هم از جمله مهمترین سخنرانی های سالیانه رئیس جمهور در نیمه دوم قرن بیستم هستند (در خصوص وضعیت فقر در آمریکا این سایت را ببینید؛ ۵۰ سال جنگ با فقر). همچنین سخنرانی فراکلیون روزولت در سال ۱۹۴۱ و تاکید او بر چهار نوع آزادی هم از جمله معروف ترین صحبت های رئیس جمهوری آمریکا در طی سالیان گذشته است. در میان سخنرانی هایی که با یک رسوایی سیاسی یا اقتصادی همراه بودند می توان به صحبت های ریچارد نیکسون در سال ۱۹۷۴ اشاره کرد که به دنبال پایان داستان واترگیت (رسوایی شنود حزب جمهوری خواه در دفتر مرکزی حزب دموکرات در ساختمانی به نام واترگیت) بود. او گفت که یک سال کش دادن این داستان دیگر بس است. تنها هفت ماه پس از این صحبت ها، ریچارد نیکسون مجبور به استعفا شد (اگر به مهمترین سخنرانی های روسای جمهوری علاقه دارید این لینک ها را ببینید که مهمترین سخنرانی ها توسط رسانه های مختلف توضیح داده شده اند: + و + و + و + و این یکی هم بررسی آماری سخنرانی های سالیانه روسای جمهور و یکی دیگر، توضیحاتی در مورد این سخنرانی).

صحبت های رئیس جمهور در کنگره البته به پاسخ جناح رقیب هم همراه است (این مطلب را بخوانید). در سال گذشته مارکو روبیو، سناتور جمهوری خواه ایالت فلوریدا، بعد از سخنرانی باراک اوباما به صورت مستقیم در مورد صحبت های رئیس جمهور مواردی را مطرح کرد (این لینک را ببینید: اوباما صحبت کرد، جمهوری خواهان انتخابات ۲۰۱۶ را کلید زدند. در مورد همین سخنرانی و خشک شدن دهان مارکو روبیو در هنگام صحبت کردن و البته استفاده تبلیغاتی او از این اتفاق). تی پارتی – جناح تندروی سمت راست حزب جمهوری خواه – هم پاسخ خود را در سال گذشته توسط راند پال و در سال قبل تر توسط هرمان کین ارائه کرد که در انتخابات گذشته نامزد درون حزبی جمهوری خواهان بود و به دلیل رسوایی و شکایت به دلیل برخورد نامناسب با خانم ها از رقابت های کناره گیری نموده بود (این لینک را ببینید. اولین کسی که از میان تی پارتی جواب اوباما را داد البته خانم میشل باکمن بود که او هم در رقابت های سال 2012 کاندیدای درون حزبی جمهوری خواهان بود). برای انتخابات امسال مایک لی (سناتور ایالت یوتا، در مورد مایک لی) از طرف تی پارتی و خانم کتی مک موریس راجرز (اینجا) از طرف حزب جمهوری خواه پاسخ صحبت های اوباما را خواهند داد (اینجا). راند پال، سناتور ایالت کنتاکی و یکی از کاندیدهای بالقوه انتخابات ریاست جمهوری آینده هم به صورت مستقل به اوباما جواب می دهد (اینجا  و این لینک در مورد شانس راند پال برای پیروزی در انتخابات مقدماتی جمهوری خواهان).

سخنرانی سالیانه البته یک فرصت استثنایی برای روسای جمهور هم هست تا با طرح مسائل کلی، مردم را به حمایت از خود فرا بخوانند و به افزایش محبوبیت خود کمک کنند. «سازمان عمل» Organization For Action که توسط کمپین انتخاباتی اوباما برای پیگیری سیاست های وی پس از انتخابات تشکیل شد طی روزهای گذشته ای میلی به طرفداران اوباما ارسال کرده و از آنها خواسته بود مهمترین موضوع مورد نظر خود را که باید در سخنرانی سالیانه آقای رئیس جمهور منتشر شود اعلام کنند (لینک). دولت اوباما از این طریق و از روش های دیگر مانند برجسته کردن سیاست های رئیس جمهور امیدوار است که بتواند رضایت آمریکایی ها از ریاست جمهوری اوباما که طی یکی دو ماه گذشته به شدت آسیب دیده است جبران کند. محبوبیت فعلی اوباما فعلا در حد ۴۶ درصد است که البته نسبت به ۴۲ درصد در ماه گذشته بهتر است (در نظرسنجی گالوپ، رضایت شعلی از رئیس جمهور به میزان 42% است. گزارش جامع گالوپ را پیش از سخنرانی امسال حتما ببینید و میزان رضایت از رئیس جمهور را هم بر حسب ایالت در این لینک؛ ساکنان واشنگتن دی سی و هاوایی، از همه بیشتر اوباما را حمایت می کنند و در وایومینگ، وست ویرجینیا و یوتا هم اوباما کمترین هوادار را دارد). اما وقتی که نارضایتی از او به میزان ۵۰ درصد باشد که الان هست، این بدان معنی است که اوباما سال چندان راحتی را در پیش نخواهد داشت. به خصوص اینکه تا کمتر از ۹ ماه دیگر در آمریکا انتخابات میان دوره ای برای دوره جدید مجلس نمایندگان و یک سوم نمایندگان مجلس سنا برگزار می شود و اوباما در صورت شکست حزب دموکرات در این دو انتخابات، ۲ سال آخر ریاست جمهوری اش بسیار سخت تر از تمام سال های گذشته خواهد بود (این لینک و توضیحات اینجا را ببینید؛ گزارشی است در مورد نتایج نظرسنجی در خصوص نگاه آمریکایی ها به مهمترین موضوعات جامعه و نحوه مواجه اوباما با آن توسط واشنگتن پست و ای بی سی نیوز. نکته جالب این لینک برای ایرانی ها، این قسمت است که تقریبا ۴۰ درصد آمریکایی از نحوه مواجه اوباما با ایران دفاع می کنند. در خصوص نگرش آمریکایی ها در مورد پرونده هسته ای ایران، نتایج این نظرسنجی را هم ببینید. ۳۵ درصد آمریکایی ها اعتقاد دارند که آمریکا برای محدود کردن پرونده هسته ای، باید ایران را تهدید کند. جمهوری خواهان هم البته بیشتر موافق تهدید ایران هستند تا دموکرات ها. در عین حال آمریکایی ها اما به نحوه مواجه کنگره با پرونده هسته ای ایران اعتماد ندارند).

فارغ از مسائلی که آمریکا در سیاست خارجی با آن رو به روست مانند رابطه با ایران، بحران سوریه، رقابت با روسیه در سطح بین المللی و مشکلات آمریکا در افغانستان، این کشور با مسائلی در داخل کشور هم رو به روست که توانایی اوباما را برای پیشبرد برنامه هایش محدود کرده است. طرخ خدمات درمانی اوباما چندان موفقیت آمیز نبود، مشکلات بودجه ای و بدهی دولت با جمهوری خواهان هنوز پابرجاست (گزارش موسسه بروکینگز را ببینید). اوباما در پیشبرد برنامه های مهاجرتی اش هرچند کاملا شکست نخورده اما پیروز هم نشده است. ضمن اینکه جمهوری خواهان در کنگره (و به خصوص در مجلس نمایندگان که اکثریت را در اختیار دارند) چندان تمایلی به همکاری با اوباما نشان نمی دهند و تمام این شاخص ها هم نشان می دهد که اوباما در اجرایی کردن مهمترین شعار انتخاباتی اش در سال 2008 یعنی شعار «تغییر» با شکست رو به رو شده است.

دلیل این امر را می توان در این نظرسنجی موسسه گالوپ هم مشاهده کرد. جامعه آمریکا یک جامعه دوقطبی شده است. در حالی که ۸۲ درصد دموکرات ها از اوباما راضی هستند، تنها ۱۱ درصد جمهوری خواهان عملکرد او را قبول دارند و این بدان معنی است که اوباما که آمده بود با تغییر نگرش در سیاست های کاخ سفید به این شکاف حزبی پایان دهد خود امروز منبع جدال های حزبی و عقیدتی میان دو نوع تفکر اصلی موجود در کشور است (این نظرسنجی گالوپ را هم ببینید و درصد اهمیت موضوعات مختلف را با یکدیگر مقایسه کنید. درحالی که فقر و بی خانمانی سومین موضوع با اهمیت از نظر دموکرات هاست، جمهوری خواهان یازدهمین موضوع قابل اهمیت را فقر می دانند. همچنین درحالی که تروریسم از نظر جمهوری خواهان در رده دوم اهمیت قرار دارد، دموکرات تروریسم را اولویت نهم خود می دانند). به همین دلیل هم هست که مشاور ارشد کاخ سفید دن فایفر در ای میل خود به طرفداران اوباما یادآوری کرده است که رئیس جمهور در گزارش امسال، سعی می کند به صورت خوشبینانه به آینده نگاه کند و تمایل دارد در یک فرایند فراجناحی مشکلات اقتصادی و اجتماعی را کشور با آن رو به روست حل نماید، اما اگر کنگره با او همراهی نکند، منتظره کنگره نخواهد ماند. احتمالا منظور این است که رئیس جمهور از دستورهای اجرایی که نیاز به رای کنگره ندارد برای پیشبرد برخی از برنامه های خود استفاده می کند. امری که البته با واکنش منفی جمهوری خواهان هم مواجه شده است (اینجا را بخوانید و اینجا، و البته مقاله وال استریت ژورنال و این مقاله از جرج لیک آف، با عنوان قدرت «شناختی» رئیس جمهور. آقای لیک آف نویسنده کتابی با عنوانdon’t think of an elephant است که به تاثیر واژه ها و نقش زبان در جهت گیری سیاسی و اجتماعی می پردازد. او در این مقاله هم سعی می کند از منظر آنچه که در کتاب خود شرح می دهد از رئیس جمهور بخواهد تا در ترکیب بندی واژه و استدلال های خود مواردی را رعایت کند که آمریکایی ها بیشتر با او احساس همدلی پیدا کنند. او مثال می زند که رئیس جمهور احتمالن از نابرابری در دستمزدها خواهد گفت. اما این به تنهایی کافی نیست. او می تواند بگوید: کارگران، تولید کنندگان سود هستند. سود به ازای هر کارگر زیاد شده است اما حقوق کارگران به عنوان تولیدکنندگان سود به نسبت سود بالا نرفته است).

حال باید دید در آمریکای امروز دوقطبی شده که البته به نوعی میراث از ۲۰۰۴  به بعد هم هست باراک اوباما چگونه امسال را به پایان خواهد رساند و تکلیف انتخابات میان دوره ای ماه نوامبر (۹ ماه دیگر) چه خواهد شد. اما همین که فردی مانند کریس کریستی، فرماندار نیوجرسی و یکی از مهمترین کاندیداهای جمهوری خواهان، می گوید که مردم از تصمیم گیری های جناحی خسته شده اند و به دنبال این هستند که کارها در واشنگتن با توافق پیش برود بدان معنی است که باراک اوباما نتوانسته است در تحقق وعده انتخاباتی اش موفق باشد. به همین دلیل است که کریسی کریستی جمهوری خواه که حتی رای بسیاری از دموکرات ها، جوانان و لاتین تبارها – که به صورت سنتی طرفدار دموکرات ها هستند – را در نیوجرسی بدست آورد، هنوز پس از شش سال ریاست جمهوری اوباما همان حرف هایی را می زند که آقای اوباما در سال ۲۰۰۷ تکرار می کرد. وعده دوباره «تغییر» باز هم در واشنگتن.

safe_image

از این مرد در آینده سیاسی آمریکا – حداقل تا انتخابات بعدی ریاست جمهوری در 2016- بیشتر خواهیم شنید: کریس کریستی فرماندار جمهوری خواه ایالت نیوجرسی که برای دومین به فرمانداری این ایالت دموکرات انتخاب شده است. او در ایالتی که تعداد دموکرات های آن 700 هزار نفر بیشتر از جمهوری خواهان است و در انتخابات گذشته هم با 17% اختلاف به باراک اوباما رای داد، موفق شد با 22% اختلاف – 60 به 38 – باربارا بونو، عضو دموکرات مجلس سنای ایالتی نیوجرسی را شکست دهد و در 19 منطقه از 21 منطقه انتخاباتی این ایالت از رقیب دموکرات خود پیشی بگیرد (این لینک را ببینید و یک تحلیل ویدئویی).

اهمیت پیروزی کریس کریستی البته تنها در این خلاصه نمی شود. او رای 57% زنان و 51% لاتین تبارها را بدست آورد. دو گروهی که به صورت سنتی با جمهوری خواهان مشکل دارند. در عین حال در میان آمریکایی های آفریقایی تبار، 21% به کریستی رای دادند که از متوسط رای جمهوری خواهان به مراتب بیشتر است. جوانان زیر 30 سال هم به میزان 55% او را انتخاب کردند و بالاخره کریستی حتی توانست 32% از آرای دموکرات ها را هم بدست بیاورد. نشانه ای از مدیریت فراجناحی و غیر حربی او در یک ایالت آبی – یعنی طرفدار دموکرات ها – که مهمترین معضل امروز جمهوری خواهان و شاید کل سیاست در آمریکا هم به حساب می آید (نتایج بر اساس Exit Poll ها و یک لینک دیگر).

از این منظر، کریس کریستی این روزها به ستاره اصلی حزب جمهوری خواه تبدیل شده است. در نظرسنجی که یک روز قبل از انتخابات توسط توسط موسسه Public Policy منتشر شد، کریستی به همراه رند پال – سناتور نزدیک به جریان تی پارتی از ایالت کنتاکی – بیشترین محبوبیت را به عنوان کاندیدای جمهوری خواهان برای انتخابات سال 2016 بدست آوردند. در عین حال با فرض اینکه هیلاری کلینتون کاندیدای اصلی دموکرات ها در انتخابات سال 2016 باشد، باز هم این کریس کریستی بود که با 6 درصد اختلاف نزدیک ترین فاصله را با کلینتون در میان رای دهندگان داشت. این در حالی بود که سناتور پر سر و صدای ایالت تگزاس، تد کروز که یکی از نمایندگان اصلی جریان تی پارتی است با 15 درصد اختلاف از هیلاری کلینتون عقب بود (این ویدئو را ببینید).

انتخابات نیوجرسی را اگر با نتایج انتخابات ویرجینیا مقایسه کنیم، شکست تی پارتی و اندیشه های تندروانه این جریان افراطی درون حزب جمهوری خواه بیشتر هم می شود (گزارش ویدئویی انتخابات ویرجینیا و نیوجرسی در پولتیکو). طرفداران تی پارتی معتقدند که نامزد حزب جمهوری خواه باید یک جمهوری خواه کامل باشد تا بتواند پیروز گردد. از این منظر آنها هیچ گاه باور نکردند که میت رامنی یک جمهوری خواه تمام عیار است، چون در ایالت لیبرالی مانند ماساچوست فرماندار بود و قانون خدمات درمانی ایالتی را هم، او بود که در ماساچوست اجباری کرد. همین قانونی که اوباما امروز به خاطر اجرایی کردن آن در کل آمریکا با مخالفت سخت گیرانه جمهوری خواهان مواجه است. تی پارتی معتقد به قوانین سخت گیرانه مهاجرتی، مخالفت با سقط جنین و ازدواج دگرباشان، کاهش مالیات ثروتمندان و خلاصه دیدگاه های سفت و سخت محافظه کارانه و دست راستی اعتقاد دارد و از نامزدی دفاع می کند که به صورت عملی پای بندی خودش را به اینگونه موارد نشان دهد. کریس کریستی البته چندان با عقاید محافظه کارانه بیگانه است. او عضوی از حزب جمهوری خواه و متعهد به عقاید حزب است اما به خصوص پس از طوفان سندی در سال گذشته که به نیویورک و نیوجرسی بیشترین آسیب را رسانده بود، کریستی از اوباما به دلیل مدیریت غیرجناحی اش تقدیر کرد و تی پارتی هیچ وقت بعد از آن روز کریستی را نبخشید و حتی در کنفرانس سالیانه جمهوری خواهان هم از او دعوتی برای حضور به عمل نیامد. اما با تمام اینها کریستی موفق شد در یک ایالت لیبرال با چنین فاصله زیادی پیروز شود (این مقاله را بخوانید و این یکی)

داستان برای تی پارتی وقتی فاجعه آمیز تر می شود که نامزد مورد حمایت آنان در انتخابات فرمانداری ایالت ویرجینیا –کن کوچنلی-، که به تمام اصول دست راستی تی پارتی وفادار است انتخابات را به رقیب دموکرات خودش – تری مک آلیف – می بازد (اینجا + سخنرانی پیروزی مک آلیف، ویدئو و سخنرانی شکست کوچنلی). ویرجینیا اگرچه در دو انتخابات گذشته به باراک اوباما رای داد اما به صورت سنتی یک ایالت دموکرات شناخته نمی شود و تا پیش از انتخابات سال 2008، به صورت سنتی متعلق به جمهوری خواهان بود و فرماندار فعلی آن هم جمهوری خواه است. اما شکست کوچینلی نشان داد که تئوری تی پارتی برای انتخاب فرماندار تمام جمهوری خواه هم تئوری پیروزی نیست (اینجا و این یکی، مسیرهای متفاوت مک آلیف و کریستی برای پیروزی و این هم تحلیل وال استریت جورنال، این یکی هم در مورد نقش زنان در پیروزی مک آلیف، به خصوص زنان مجرد که اختلاف دو کاندیدا 67 به 25 درصد به نفع مک آلیف بود).

جامعه آمریکایی امروز یک جامعه قطبی است. دموکرات ها و جمهوری خواهان تقریبا در هیچ موردی با یکدیگر اشتراک نظر ندارند (البته به جز وضع تحریم های بیشتر علیه ایران، که موضوع این یادداشت کوتاه نیست). در عین حال گروه های حامی آنان هم به کل با یکدیگر متفاوت هستند. جمهوری خواهان در میان افراد مسن تر، مردان سفیدپوست و نواحی کمتر توسعه یافته و البته کم جمعیت تر وضعیت بهتری دارند (در ایالت ویرجینیا به عنوان مثال میتوان به جنوب این ایالت اشاره کرد). دموکرات ها اما در میان جوان ترها، زنان، آمریکایی های آفریقایی تبار و اقلیت های قومی مانند لاتین تبارها محبوبند. طرفداران آنها در عین حال در ایالت های لیبرال پرجمعیت تر و مناطق شهری ساکن هستند. از این منظر وقتی فردی مانند کریس کریستی می تواند در یک ایالت لیبرال رای افرادی را که به صورت سنتی طرفدار جمهوری خواهان هستند بدست آورد به این معنی است که باید او را به عنوان یک رقیب مهم جدی گرفت. به خصوص اینکه روایت انتخابات در سال 2016 آمریکا می تواند یک دولت فراجناحی باشد و اگر طرح خدمات درمانی اوباما هم با موفقیت همراه نشود، دموکرات ها حتی اگر با هیلاری کلینتون وارد رقابت های انتخاباتی شوند در مقابل کسی مانند کریس کریستی رقابت آسانی را نخواهند داشت.

کریس کریستی در عین حال احتمالا تمام سال های پیش روی خود را بر نحوه کمپین کردن و پیام انتخاباتی اش برای سال 2016 متمرکز می کند و به ایالت های ابتدایی برای رقابت های مقدماتی جمهوری خواهان چشم دارد تا بتواند در آنها پیروز شود. آیوا و نیوهمشایر دو ایالتی هستند که اولین رقابت های مقدماتی در این دو ایالت برگزار می شود و به دلیل اینکه نیوهمشایر ایالتی لیبرال است احتمال پیروزی کریستی در آن بالاست. او احتمالا کمپین خود را برای انتخابات ریاست جمهوری از این ایالت آغاز خواهد کرد. هرچند نطق انتخاباتی اش را به صورت رسمی در شب پیروزی انتخابات فرمانداری نیوجرسی ارائه کرده است (اینجا را بخوانید + ویدئو). او از ضعف مدیریت در واشنگتن انتقاد کرد و شیوه مدیریت فراجناحی اش را هم به رخ دموکرات ها کشید و هم به رفقای خود درون حزب جمهوری خواه یادآوری نمود.

US-VOTE-2012-REPUBLICAN CONVENTION