نوشته های برچسب خورده با ‘انتخابات میان دوره ای آمریکا 2014’

به این دو نقشه در پایین نگاهی بیندازید:

نقشه سمت راست در مورد میزان رای کاندیداهای جمهوری خواه یا دموکرات در انتخابات میان دوره ای سال 2014 در دیستریکت های مختلف است (قرمزها برای جمهوری خواهان و آبی ها برای دموکرات ها)

نقشه سمت چپ مربوط به رای باراک اوباما و میت رامنی در انتخابات ریاست جمهوری سال 2012 در همان دیستریکت هاست (قرمزها برای میت رامنی و آبی ها برای باراک اوباما)

این دو نقشه را به این دلیل اینجا می گذارم که همان داستان تاریخی «شکل مار» و «کلمه مار» در تحلیل انتخابات میان دوره ای مجلس آمریکا هم قابل تکرار شدن است. یعنی وقتی نقشه آمریکای سال 2014 را می گذارید و می گویید آمریکا الان اینگونه است (یعنی با نسبت زیاد قرمز به معنی طرفداری از جمهوری خواهان بیشتر است)، نمی توانیم به همان نسبت نتیجه بگیریم که تعداد طرفداران جمهوری خواهان هم بیشتر است. این ادعای درستی نیست. چون بسیاری از این مناطق قرمز متعلق به جاهایی هستند که تراکم جمعیت در آنها به مراتب کم است. به همین ترتیبی که در نقشه سمت چپ هم می بینید که مربوط به انتخابات ریاست جمهوری 2012 است، تراکم قرمز (رای به میت رامنی) به مراتب از تراکم آبی (رای به اوباما) بیشتر است. اما آیا این بدان معنی است که رامنی پیروز انتخابات شد؟ البته خیر. در سال 2012 هم می شد همین نقشه را منتشر کرد و گفت آمریکا اینگونه است، گویی که به دلیل زیادتر بودن رنگ های قرمز، کاندیدای جمهوری خواهان برنده شده است. اما خب می دانیم که اینطور نیست.

یک ذره که بخواهم بیشتر هم توضیح بدم مثلا می توانم به یکی از ایالت های سرنوشت ساز اشاره کنم مثل نوادا. اوباما در ایالت «نوادا» فقط در 2 منطقه رای گیری (یکی در جنوب و یکی در غرب) برنده شد. میت رامنی اما در 16 منطقه بیشتر از 50 درصد رای بدست آورد. اما در نهایت اوباما در «نوادا» برنده شد. چون دو منطقه ای که اوباما پیروز شد جمعیتی بیشتر از 16 منطقه ای که رامنی پیروز شد را در خودش جای داده بود.

مثال ایرانی ش، مقایسه دشت کویر با تهران است. اگر من برم در دشت کویر به جلیلی رای بدهم و 70% مردم تهران حسن روحانی را انتخاب کنند، من در نقشه ایران مساحت بیشتری از کل طرفداران آقای روحانی خواهم داشت 🙂

America 2012 & 2014

 

 

گفته بودم در اینجا از پروپاگاندا و تبلیغات سیاسی می نویسم، در مورد کمپین های انتخاباتی در ایران و سایر نقاط جهان (بیشتر آمریکا) نکاتی را که به نظرم مفید است بیان می کنم و همینطور از تجربیاتم در زمینه مدیریت پروژه می گویم. و حالا در همین زمینه مدتی یه که  ستون سمت راست وبلاگم را آپ دیت کردم و به تفکیک در مورد آنچه که به نظرم برای این وبلاگ لازم است لینک هایی را به صورت مرتب خواهم گذاشت. به خصوص در خصوص انتخابات در آمریکا، نظرسنجی های انتخاباتی، مطالب مفید در خصوص بحث های مرتبط با مدلینگ و بزرگ داده ها Big Data و یک قسمت جدا برای آنها که می خواهند Campaign Manager باشند. توضیحاتی در مورد این بخش ها و لینک ها را در ادامه می آورم:

Blog Roll قسمتی است از مطالب و پیوندهایی که در سایر بخش ها هم آمده اما به سبب اینکه به نظرم جالب هم هست اینجا تکرار می کنم. Columnist برای معرفی ستون نویسانی که مطالبشان را حتمن دنبال می کنم و البته مرتبط هم به روز خواهند شد و بر تعدادشان اضافه می شود.

Dog Day Afternoon مثل قبل لینک هایی از مطالب جالب سیاسی، تکنولوژیک و … است و احتمالا هم می دانید که برگرفته از اسم یکی از فیلم های آل پاچینو هم می باشد.

Election USA Analysis مطالب مرتبط با انتخابات در آمریکا به صورت کلی است. اینکه می گویم کلی چون جزئی ترهاش قسمت های جدا دارند. در I Am a Campaign Manager لینک های گذاشتم از تجربیاتی و مطالعاتی که برای مدیران کمپین های (به خصوص انتخاباتی) لازم است. توصیه می کنم برای شروع این گزارش را بخوانید. در مورد تجربه موفق دموکرات ها در انتخابات فرمانداری ویرجینیا، یک سال پس از ریاست جمهوری اوباماست که من هم در آن فعالیت کردم. این مقاله کارل رو، استراتژیست جمهوری خواهان هم در خصوص پاسخ میچ مک کانل، رهبر اقلیت جمهوری خواه سنا و نامزد سناتوری ایالت کنتاکی به انتقادهای رقیب دموکراتش الیسون لاندرگن گریم است. مقاله کوتاهی در خصوص اینکه یک کمپین چگونه به انتقادهای رقیب پاسخ می دهد. و این یکی هم در مورد تجربه های تکنولوژیک در زمینه انتخابات که این روزها دیگر خیلی مهم هم هستند.

در قسمت iCAMPAIGN App، در مورد اپلیکیشن های که در مورد کمپین ها وجود دارند بهتان لینک می دهم. فعلا چهار تا را آورده ام؛ اما بسیار بیشتر هم هستند. Journal, News & Web بخشی است که وب سایت ها، روزنامه ها و مجلاتی را می خوانم و در زمینه سیاست انتخاباتی به صورت کلی مفید هستند آورده ام. البته این یک لیست کلی است؛ جزئی تر آن در بخش های دیگر است.

Just Tech، اطلاعات، اخبار و مطالبی در خصوص تکنولوژی است. به CrackBerry سری بزنید. اخبار مرتبط با بلک بری، موبایل مورد علاقه من را آنجا پیدا می کنید. تا دو روز دیگر هم در 24 سپتامبر، گوشی جدیدش تحت عنوان passport را رونمایی خواهد کرد.

MGMT, Propaganda & Strategy همانطور که از اسمش پیداست، موارد کلی در خصوص مدیریت و تبلیغات است. جورنال ها، سازمان ها و خبرهایی در این خصوص را آورده ام. HBR مجله اقتصادی دانشگاه هاروارد را نگاهی بیندازید.

Politics-Education در خصوص مطالب علمی و دانشگاه های مرتبط با کمپین هاست و در قسمت Poll گزارش هایی از نظرسنجی هاو هرآنچه در خصوص نظرسنجی را باید بدانید لیست کرده ام. همینطور موسسات بزرگ نظرسنجی و خبرهایی در خصوص نظرسنجی های مختلف به علاوه وب سایت های آماری برای کسانی که نظرسنجی می کنند. دوست دارید در مورد حجم نمونه یک نظرسنجی بدانید. اینجا را کلیک کنید.

PR, TECH & Campaigns لینک های تخصصی در مورد شرکت های تبلیغاتی و کمپینی، خبرهای مرتبط با کمپین و بحث های روابط عمومی یا همان PR است. در Presidential Election 2012 هم در مورد انتخابات 2012 ریاست جمهوری در آمریکا، اگزیت پول ها، نتایج و تحلیل ها و … لینک داده ام.

Propaganda and Big Data بخشی است که به صورت تخصصی وب سایت هایی که موضوعات مرتبط با بزرگ داده ها را بررسی می کند لیست کرده ام. به سایت Nate Silver سر بزنید در خصوص مدلینگ در انتخابات بحث های جالبی را پیدا خواهید کرد و اینکه چگونه از این مدل ها و شبیه سازی ها برای پیش بینی انتخابات استفاده می شود (هرچند مدلینگ در این شکل ابزاری برای گول زدن تحلیل گران سیاسی و استادان علوم سیاسی است که آمار نمی دانند؛ بعدا در این مورد بیشتر خواهم نوشت).

Propaganda-Ads بخشی است که در آن تبلیغات جالب در خصوص انتخابات و کمپین ها را می گذارم. چیزهایی که جالب هستند و به درد ایده گرفتن می خورند و در جاهای مختلف به آنها ارجاع می شود. این را ببیند در مورد کمپین تی پارتی ران پال در سال 2007. دو فسمت مشابه دیگر هم وجود دارد. Propaganda-Book و Propaganda-Movie از اسمشون پیداست که چه مطالبی را آنجاها می توانید پیدا کنید.

لینکستان، وبلاگ های فارسی هستند که قبلا می خواندم و الان هم اگر مطالبی داشته باشند به آنها سری می زنم.

2014 Mid Term Election لینک های در خصوص رقابت های میان دوره انتخابات در آمریکا برای تعیین نمایندگان در مجلس نمایندگان و یک سوم نمایندگان در مجلس سناست. انتخاباتی که به احتمال بالا، جمهوری خواهان در بخش مجلس نمایندگان (House) پیروز خواهند شد. در انتخابات سنا البته اوضاع کمی پیچیده تر است. ترکیب فعلی 53 سناتور دموکرات به علاوه دو سناتور مستقل یعنی 55 رای برای دموکرات ها و 45 سناتور جمهوری خواه است. جمهوری خواهان برای به دست آوردن اکثریت باید حداقل 6 کرسی بدست بیاورند و کرسی هایی که امروز دارند را از دست ندهند. از مجموعه 34 کرسی انتخاباتی، 14 کرسی، تکلیف انتخابات را مشخص می کند که 11 تای آنها هنوز رقابتی هستند. 11 تای آنها هم فعلن در اختیار دموکرات هاست و در سه تا جمهوری خواهان در مجلس سنا هستند. در 11 تایی که دست دموکرات هاست، سه کرسی ایالت های مونتانا، ویرجینیای غربی و داکتوی جنوبی، جمهوری خواهان برنده می شوند. یعنی از 7 کرسی باقی مانده باید تنها 3 کرسی دیگر بدست بیاورند. مشروط بر اینکه از 3 کرسی که فعلا در اختیار دارند هیچ کدام را از دست ندهند. در این سه کرسی وضعیت آنها در کنتاکی و جورجیا چندان بد نیست (هرچند پیروزی شان تضمین شده نیست). در کنزاس اما وضع آنها پیچیده شده است. رقیب پت روبرتز، سناتور جمهوری خواه در این ایالت یک نماینده مستقل به نام گرگ ارمان است. در خصوص انتخابات میان دوره ای آمریکا بیشتر می نویسم طی 45 روز آینده که رقابت ها جدی تر هم می شوند.

بخش های بعدی اما در خصوص کاندیداهای احتمالی انتخابات ریاست جمهوری 2016 است که کاندیداهای محتمل هر کدام یک بخش جداگانه دارند و البته اخبار آنها به روز می شود و اگر کاندیدایی مطرح گردد اینجا می آوریم.

در طرف دموکرات ها، هیلاری کلینتون کاندیدای اصلی خواهد بود (به احتمال بسیار زیاد). این مقاله را در مورد هیلاری بخوانید. نام های بعدی، جو بایدن معاون اوباما و سناتور الیزابت وارن، سناتور خیلی لیبرال ایالت ماساچوست است که بعضی ها می گویند آینده حزب دموکرات از آن اوست (من البته شک دارم؛ آمریکا هنوز آن قدر لیبرال نیست که الیزابت وارن بتواند رئیس جمهور شود).

جمهوری خواهان اما کاندیداهای احتمالی زیادی خواهند داشت. 4 تای آنها با ایالت تگزاس مرتبط هستند. ریک پری فرماندار فعلی تگزاس، جب بوش فرماندار پیشین فلوریدا که برادر و پدرش رئیس جمهور بودند و مورد حمایت هیات حاکمه حزب جمهوری خواهست. تد کروز سناتور این ایالت و رند پال سناتور ایالت کنتاکی که به خاطر اینکه همسرش اهل کنتاکی است در آنجا ساکن شده است، اما بزرگ شده تگزاس است و پدرش ران پال کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری 2008 و 2012، سال ها نماینده تگزاس در مجلس نمایندگان بود. رند پال مورد حمایت لیبرترین ها و تی پارتی است و یکی از جنجالی ترین کاندیداها هم خواهد بود (این مقاله را در مورد رند پال بخوانید +).

سایر کاندیداهای احتمالی، کریس کریستی، فرماندار ایالت نیوجرسی (که ایالتی لیبرال است)، ریک سنتوروم سناتور سابق و کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری 2012، مایک هاکبی فرماندار پیشین آرکانزا و کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری 2008 که دیدگاه های مذهبی دارد و میان مذهبی های جمهوری خواه، پر طرفدار است. و به همین دلیل احتمالا می تواند در شروع رقابت های مقدماتی که با ایالت آیوا خواهد بود پیروز شود (او در 2008 هم در آیوا پیروز شد)، مارکو روبیو سناتور ایالات فلوریدا که کوبایی تبار است و بین لاتین تبارها محبوب است (جب بوش هم بین لاتین تبارها محبوب است) و پل رایان رئیس کمیته بودجه مجلس نمایندگان، نماینده ویسکانسین در مجلس نمایندگان و معاون پیشنهادی میت رامنی برای انتخابات ریاست جمهوری 2012. البته جمهوری خواهان دیگری هم هستند که بعدن معرفی شون خواهم کرد.

The Upshot (New York Times)

The Upshot (New York Times)

اگر تا امروز اخبار مذاکرات هسته‌ای ایران با غرب را برای رسیدن به نتیجه‌ای که دوست داشتید دنبال می‌کردید، از این به بعد باید اخبار مرتبط با یک اتفاق دیگر را هم پیگیری کنید که در آینده‌ای نزدیک به پرونده هسته‌ای ایران پیوند خواهد خورد: انتخابات میان دوره‌ای سنای آمریکا که کمتر از ۱۰۰ روز دیگر برگزار می‌شود. در این مقاله توضیح می‌دهم که آرای مردم در ۱۰ ایالت آمریکا چگونه می‌تواند بر پرونده هسته‌ای ایران و غرب تاثیر بگذارد.
ابتدا این سه ایالت را در آمریکا خوب به خاطر بسپارید: مونتانا، داکوتای جنوبی و ویرجینیای غربی. نمایندگان فعلی این هر سه ایالت در مجلس سنا دموکرات هستند. اما در انتخابات نوامبر امسال و مطابق نظرسنجی‌ها، جمهوری خواهان در هر سه ایالت با شانس بالای ۹۰ درصد پیروز می‌شوند. این ایالت‌ها به صورت سنتی به جمهوری خواهان رای می‌دهند و در انتخابات ریاست جمهوری گذشته هم با اختلاف بالا به میت رامنی رای داده بودند.

و حالا نام چهار ایالت دیگر را هم از ذهن خودتان دور نکنید: آلاسکا، آرکانزا، لوئیزیانا و کارولینای شمالی. در این چهار ایالت رقابت بین کاندیدای جمهوری خواه و دموکرات جدی است و اختلاف آرا در حد ۲ یا ۳ درصد است. اما نکته اینجاست که این هر چهار ایالت در انتخابات ریاست جمهوری گذشته به میت رامنی رای داده بودند و محبوبیت فعلی اوباما در هر ۴ ایالت زیر ۴۰ درصد است. به همین دلیل هم شانس پیروزی جمهوری خواهان از دموکرات‌ها به مراتب بیشتر است.

برای پیروزی جمهوری خواهان در انتخابات، رای شش ایالت از این هفت ایالت کفایت می‌کند که با توجه با آمار و ارقام چندان هم دور از تصور نیست. اما بد نیست حواستان به انتخابات در ۳ ایالت دیگر هم باشد: کلورادو، آیوا و می‌شیگان. در این سه ایالت هم اختلاف جمهوری خواهان و دموکرات‌ها در انتخابات نامزد مجلس سنا در حد ۱ تا ۳ درصد است. تفاوت این بلوک با قبلی در این است که این سه ایالت در انتخابات گذشته به اوباما رای داده بودند. با اینحال عدم محبوبیت فعلی رئیس جمهوری آمریکا، خبر خوشی برای کاندیداهای دموکرات نیست؛ ضمن آنکه تعداد کسانی که تصمیم نگرفته‌اند به کدام یک از کاندیدا‌ها رای بدهند در دو ایالت آیوا و می‌شیگان از ایالت‌های دیگر بیشتر هم است.

اگر از میان این ۱۰ ایالت بالا، جمهوری خواهان بتوانند تنها در شش ایالت پیروز شوند، اکثریت را در سنای آمریکا بدست خواهند آورد (این فرض البته بر این اساس استوار است که در دو ایالت مهم کنتاکی و جورجیا، باز هم جمهوری خواهان پیروز شوند)؛ و ربط آن هم به پرونده هسته‌ای ایران در این است که با پیروزی جمهوری خواهان، رئیس بعدی مجلس سنا یک جمهوری خواه خواهد بود و شاید یکی از اولین طرح‌هایی هم که در در سنای جدید مورد تصویب قرار بگیرد، طرح تحریم دوباره ایران (نفت صفر) باشد. و این یعنی بهم زدن بازی ایران و غرب که جمهوری خواهان کنگره به همراه برخی از دموکرات‌ها، چندان از این اتفاق ناخوشایند نخواهند بود. همانطور که برخی از تندرو‌ها در داخل ایران هم از این کار استقبال می‌کنند و آن را بهانه ترک مذاکرات خواهند کرد.

تن‌ها دلیلی که تاکنون این طرح به صحن علنی مجلس سنای آمریکا نیامده این است که رئیس فعلی مجلس سنا یک دموکرات از ایالت نوادا است (هری رید). آقای رید در حالی که حتی هم حزبی‌های وی در سنا از جمله رئیس کمیته روابط خارجی (باب منندز، سناتور دموکرات ایالت نیوجرسی) از تصویب طرح کاهش بیشتر صادارات نفت ایران تا حدی که به «صفر» بشکه در روز برسد حمایت کرده بودند، از آوردن طرح در صحن مجلس به درخواست رئیس جمهور اوباما خودداری کرد. چنین کاری را قطعا سناتور جمهوری خواهی که رئیس بعدی سنا باشد هیچ‌گاه انجام نخواهد داد (احتمالا آقای مک کانل از ایالت کنتاکی) و اگر طرح تحریم ایران را به صحن مجلس بیاورد، رای دهندگان دموکرات را هم کنار خود خواهد داشت.

تن‌ها اتفاقی که می‌تواند از وقوع چنین امری در صورت تحقق سناریوی پیروزی جمهوری خواهان در انتخابات سنا جلوگیری کند، وجود یک توافق هسته‌ای است. و همانطور که توضیح دادم تحقق سناریوی پیروزی جمهوری خواهان چندان هم دور از دسترس نیست. شانس پیروزی جمهوری خواهان در کمترین حالت مطابق مدل‌های پیش بینی بر اساس متغیرهای مختلف از قبیل نظرسنجی‌ها هم بین ۶۰ تا ۹۰ درصد است.

به همین یک دلیل ساده است که می‌گویم اگر فکر می‌کنیم با خریدن زمان، امکان چانه زنی را افزایش می‌دهیم و اگر شش ماه نشد، چهار ماه و اگر چهار ماه نشد دوباره شش ماه مذاکرات را تمدید خواهیم کرد، مهم‌ترین متغیر بر این مذاکرات را که بی‌چون و چرا جمهوری خواهان کنگره (در مجلس نمایندگان و سنا) هستند دست کم گرفته‌ایم. آن‌ها مجلس نمایندگان را در اختیار دارند و در انتخابات ماه نوامبر (کمتر از ۱۰۰ روز دیگر) باز هم پیروز می‌شوند و در انتخابات سنا هم شانس پیروزیشان بیشتر از رقیب دموکرات است. با اوباما هم تقریبا در همه مسائل اساسی آمریکا – قوانین مهاجرتی، سیاست خارجی، قوانین مربوط به بیمه‌های خدمات درمانی و خلاصه هر موضوعی که فکرش را بکنید – مخالف هستند. دلیل ندارد در مذاکره با ایران – اگر توافق نهایی وجود نداشته باشد – رئیس جمهور آمریکا را همراهی کنند.

پیش از دور پنجم مذاکرات ایران و غرب در اواسط ماه مه میلادی امسال (اردیبهشت ماه)، روزنامه وال استریت جورنال مقاله‌ای از برت استفن، معاون سردبیر بخش مقاله‌های این روزنامه و ستون نویس مربوط به سیاست خارجی منتشر کرد با این عنوان که «ایران به دنبال توافق نیست.» و مذاکرات به نتیجه نمی‌رسد. پس از پایان مذاکرات و عدم توافق، حسین شریعتمداری در سرمقاله روز ۲۷ اردیبهشت کیهان از عدم توافق اظهار خوشحالی کرد و تی‌تر زد: «خوشبختانه بی‌نتیجه ماند». فارغ از این هماهنگی در دیدگاه‌های این دو بخش تندروی درون ایران و آمریکا (که به تعبیر امثال مدیرمسئول کیهان در موارد مشابه می‌تواند منبع هزاران توهم توطئه و جاسوسی و اتهام به مخالفان ایشان باشد) اما، بی‌تردید بیان اینگونه دیدگاه‌ها، روایتی از یک واقعیت موجود است. عدم توافق بین ایران و غرب و حل موضوع هسته‌ای تنها نقطه آمال تندروهاست. ایران و آمریکا هم ندارد. و اگر قرار باشد پیش بینی تحلیل گران انتخاباتی از پیروزی تندرو‌ها در انتخابات سنای آمریکا درست باشد، باید قبل از آنکه بتوانند به تحقق آرزوهای طرف ایران و آمریکایی خود به صورت همزمان کمک کنند، راه چاره‌ای اندیشید. و این هم البته تنها متوجه ایران نیست. آمریکای اوباما هم به دلایل بیشمار که یکی از آن‌ها جلوگیری از تنش و افسون جنگ و دیگری حل مسالمت آمیز پرونده هسته‌ای ایران است، در ضرورت رسیدن توافق هسته‌ای با ایران تردیدی ندارد.

این واقعیت امروز ایران و آمریکاست که بخواهند یا نخواهند هر دو طرف ایرانی و آمریکایی را هم مسیر کرده است. مسیری برای رسیدن به آنچه که توافق جامع نامیده می‌شود. مسیری که اگر با هم به نقطه پایان نرسند، از منظر منافع ملی ایران، نابودی بیشتر اقتصاد ملی و فرصت‌های از دست رفته پیشرفت را بیشتر از قبل هم خواهد کرد. ضمن آنکه امروز هرکسی این را می‌داند که آمریکای اوباما هم از آن استقبال نمی‌کند.

این مطلب را برای سایت سلام نو نوشتم

Arash

اگر سیاست در آمریکا را پیگیری می کنید احتمالا باید بدانید که باراک اوباما، سه شنبه شب به کنگره می رود تا طی یک سخنرانی، رئوس برنامه و سیاست های دولت خود را بیان کند. این سخنرانی البته بخشی از سنت سیاسی در آمریکاست که به State of the Union معروف است. اگر بخواهم در مورد اهمیت آن برای آمریکا و حتی جهان (و البته ایران) بگویم می توانم به عبارت «محور شرارت» اشاره کنم که مهمترین بخش از سخنرانی سالیانه جرج بوش (پسر) چهل و سومین رئیس جمهور آمریکا در سال ۲۰۰۲ بود و هنوز هم به عنوان یکی از مهمترین گفته های روسای جمهور آمریکا در طی سالیان مختلف به آن ارجاع می شود. او که پس از حادثه ۱۱ سپتامبر اولین سخنرانی سالیانه اش را بیان می کرد و در حالی که آمریکایی ها طالبان را در افغانستان شکست داده بودند به کنگره رفت تا رئوس سیاست خارجی دولت خود را مشخص سازد. سیاستی که حداقل تا سال ۲۰۰۸با فراز و نشیب اجرا می شد و ایران بخش مهمی از بازیگر منطقه ای آن در خاورمیانه بود.

به دلیل همین اهمیت صحبت های رئیس جمهور آمریکا و تبعات آن در سطح داخلی و خارجی است که رسانه ها از چندین روز قبل و بعد از آن، به تحلیل و تفسیر این سخنرانی می پردازند و این روزها که مهمترین موضوع سیاست خارجی در آمریکا بر حل مشکل هسته ای با ایران و همینطور بحران سوریه متمرکز شده است، عجیب نیست که مسائل مرتبط با ایران بخش مهمی از این سخنرانی را به خودش اختصاص دهد (اگر دوست دارید به صورت آن لاین این برنامه را پیگیری کنید و از واکنش کاربران آن لاین به آن اطلاع داشته باشید این وب سایت را از دست ندهید).

اما اهمیت این سخنرانی و آنچه که در آمریکا به State of the Union مشهور است دارای یک سابقه طولانی هم هست. مطابق بند ۲ از بخش سوم قانون اساسی، رئیس جمهور موظف به ارائه گزارش های دوره ای به کنگره در خصوص وضعیت کشور و رئوس برنامه های خود است. به همین دلیل هم هست که روسای جمهور در آمریکا به صورت سنتی در یکی از ماه های ژانویه یا فوریه، گزارش رئوس برنامه های خود را در سال جاری و یا سالهای آینده به کنگره ارائه می کنند. گزارشی که در دوره های مختلف ریاست جمهوری در آمریکا، گاه به صورت مکتوب و در سال های پس از ۱۹۱۳اکثرا به صورت سخنرانی در میان نمایدگان کنگره انجام می شود (این مقاله را بخوانید، پنج نکته در مورد سخنرانی های سالیانه رئیس جمهور آمریکا).

در میان سخنرانی های سالیانه رئیس جمهورهای آمریکا برخی البته اهمیت بیشتری داشته اند. سخنرانی سالیانه بوش در سال ۲۰۰۲، همانطور که در ابتدای متن اشاره کردم یکی از آن موارد است. از جمله موارد دیگر می توان به سخنرانی سال ۲۰۱۲ اوباما در انتقاد از دادگاه عالی اشاره کرد که در قوانین تازه برای هزینه های انتخاباتی به گروه هایی به نام Super PAC اجازه می دهد به صورت نامحدود در انتخابات هزینه کنند. سخنرانی بیل کلینتون در سال ۱۹۹۶ که طی آن از پایان دوران دولت بزرگ گفت و همچنین صحبت های لیندون جانسون در سال ۱۹۶۴ که از برنامه دولتش برای پایان دادن به فقر خبر داد هم از جمله مهمترین سخنرانی های سالیانه رئیس جمهور در نیمه دوم قرن بیستم هستند (در خصوص وضعیت فقر در آمریکا این سایت را ببینید؛ ۵۰ سال جنگ با فقر). همچنین سخنرانی فراکلیون روزولت در سال ۱۹۴۱ و تاکید او بر چهار نوع آزادی هم از جمله معروف ترین صحبت های رئیس جمهوری آمریکا در طی سالیان گذشته است. در میان سخنرانی هایی که با یک رسوایی سیاسی یا اقتصادی همراه بودند می توان به صحبت های ریچارد نیکسون در سال ۱۹۷۴ اشاره کرد که به دنبال پایان داستان واترگیت (رسوایی شنود حزب جمهوری خواه در دفتر مرکزی حزب دموکرات در ساختمانی به نام واترگیت) بود. او گفت که یک سال کش دادن این داستان دیگر بس است. تنها هفت ماه پس از این صحبت ها، ریچارد نیکسون مجبور به استعفا شد (اگر به مهمترین سخنرانی های روسای جمهوری علاقه دارید این لینک ها را ببینید که مهمترین سخنرانی ها توسط رسانه های مختلف توضیح داده شده اند: + و + و + و + و این یکی هم بررسی آماری سخنرانی های سالیانه روسای جمهور و یکی دیگر، توضیحاتی در مورد این سخنرانی).

صحبت های رئیس جمهور در کنگره البته به پاسخ جناح رقیب هم همراه است (این مطلب را بخوانید). در سال گذشته مارکو روبیو، سناتور جمهوری خواه ایالت فلوریدا، بعد از سخنرانی باراک اوباما به صورت مستقیم در مورد صحبت های رئیس جمهور مواردی را مطرح کرد (این لینک را ببینید: اوباما صحبت کرد، جمهوری خواهان انتخابات ۲۰۱۶ را کلید زدند. در مورد همین سخنرانی و خشک شدن دهان مارکو روبیو در هنگام صحبت کردن و البته استفاده تبلیغاتی او از این اتفاق). تی پارتی – جناح تندروی سمت راست حزب جمهوری خواه – هم پاسخ خود را در سال گذشته توسط راند پال و در سال قبل تر توسط هرمان کین ارائه کرد که در انتخابات گذشته نامزد درون حزبی جمهوری خواهان بود و به دلیل رسوایی و شکایت به دلیل برخورد نامناسب با خانم ها از رقابت های کناره گیری نموده بود (این لینک را ببینید. اولین کسی که از میان تی پارتی جواب اوباما را داد البته خانم میشل باکمن بود که او هم در رقابت های سال 2012 کاندیدای درون حزبی جمهوری خواهان بود). برای انتخابات امسال مایک لی (سناتور ایالت یوتا، در مورد مایک لی) از طرف تی پارتی و خانم کتی مک موریس راجرز (اینجا) از طرف حزب جمهوری خواه پاسخ صحبت های اوباما را خواهند داد (اینجا). راند پال، سناتور ایالت کنتاکی و یکی از کاندیدهای بالقوه انتخابات ریاست جمهوری آینده هم به صورت مستقل به اوباما جواب می دهد (اینجا  و این لینک در مورد شانس راند پال برای پیروزی در انتخابات مقدماتی جمهوری خواهان).

سخنرانی سالیانه البته یک فرصت استثنایی برای روسای جمهور هم هست تا با طرح مسائل کلی، مردم را به حمایت از خود فرا بخوانند و به افزایش محبوبیت خود کمک کنند. «سازمان عمل» Organization For Action که توسط کمپین انتخاباتی اوباما برای پیگیری سیاست های وی پس از انتخابات تشکیل شد طی روزهای گذشته ای میلی به طرفداران اوباما ارسال کرده و از آنها خواسته بود مهمترین موضوع مورد نظر خود را که باید در سخنرانی سالیانه آقای رئیس جمهور منتشر شود اعلام کنند (لینک). دولت اوباما از این طریق و از روش های دیگر مانند برجسته کردن سیاست های رئیس جمهور امیدوار است که بتواند رضایت آمریکایی ها از ریاست جمهوری اوباما که طی یکی دو ماه گذشته به شدت آسیب دیده است جبران کند. محبوبیت فعلی اوباما فعلا در حد ۴۶ درصد است که البته نسبت به ۴۲ درصد در ماه گذشته بهتر است (در نظرسنجی گالوپ، رضایت شعلی از رئیس جمهور به میزان 42% است. گزارش جامع گالوپ را پیش از سخنرانی امسال حتما ببینید و میزان رضایت از رئیس جمهور را هم بر حسب ایالت در این لینک؛ ساکنان واشنگتن دی سی و هاوایی، از همه بیشتر اوباما را حمایت می کنند و در وایومینگ، وست ویرجینیا و یوتا هم اوباما کمترین هوادار را دارد). اما وقتی که نارضایتی از او به میزان ۵۰ درصد باشد که الان هست، این بدان معنی است که اوباما سال چندان راحتی را در پیش نخواهد داشت. به خصوص اینکه تا کمتر از ۹ ماه دیگر در آمریکا انتخابات میان دوره ای برای دوره جدید مجلس نمایندگان و یک سوم نمایندگان مجلس سنا برگزار می شود و اوباما در صورت شکست حزب دموکرات در این دو انتخابات، ۲ سال آخر ریاست جمهوری اش بسیار سخت تر از تمام سال های گذشته خواهد بود (این لینک و توضیحات اینجا را ببینید؛ گزارشی است در مورد نتایج نظرسنجی در خصوص نگاه آمریکایی ها به مهمترین موضوعات جامعه و نحوه مواجه اوباما با آن توسط واشنگتن پست و ای بی سی نیوز. نکته جالب این لینک برای ایرانی ها، این قسمت است که تقریبا ۴۰ درصد آمریکایی از نحوه مواجه اوباما با ایران دفاع می کنند. در خصوص نگرش آمریکایی ها در مورد پرونده هسته ای ایران، نتایج این نظرسنجی را هم ببینید. ۳۵ درصد آمریکایی ها اعتقاد دارند که آمریکا برای محدود کردن پرونده هسته ای، باید ایران را تهدید کند. جمهوری خواهان هم البته بیشتر موافق تهدید ایران هستند تا دموکرات ها. در عین حال آمریکایی ها اما به نحوه مواجه کنگره با پرونده هسته ای ایران اعتماد ندارند).

فارغ از مسائلی که آمریکا در سیاست خارجی با آن رو به روست مانند رابطه با ایران، بحران سوریه، رقابت با روسیه در سطح بین المللی و مشکلات آمریکا در افغانستان، این کشور با مسائلی در داخل کشور هم رو به روست که توانایی اوباما را برای پیشبرد برنامه هایش محدود کرده است. طرخ خدمات درمانی اوباما چندان موفقیت آمیز نبود، مشکلات بودجه ای و بدهی دولت با جمهوری خواهان هنوز پابرجاست (گزارش موسسه بروکینگز را ببینید). اوباما در پیشبرد برنامه های مهاجرتی اش هرچند کاملا شکست نخورده اما پیروز هم نشده است. ضمن اینکه جمهوری خواهان در کنگره (و به خصوص در مجلس نمایندگان که اکثریت را در اختیار دارند) چندان تمایلی به همکاری با اوباما نشان نمی دهند و تمام این شاخص ها هم نشان می دهد که اوباما در اجرایی کردن مهمترین شعار انتخاباتی اش در سال 2008 یعنی شعار «تغییر» با شکست رو به رو شده است.

دلیل این امر را می توان در این نظرسنجی موسسه گالوپ هم مشاهده کرد. جامعه آمریکا یک جامعه دوقطبی شده است. در حالی که ۸۲ درصد دموکرات ها از اوباما راضی هستند، تنها ۱۱ درصد جمهوری خواهان عملکرد او را قبول دارند و این بدان معنی است که اوباما که آمده بود با تغییر نگرش در سیاست های کاخ سفید به این شکاف حزبی پایان دهد خود امروز منبع جدال های حزبی و عقیدتی میان دو نوع تفکر اصلی موجود در کشور است (این نظرسنجی گالوپ را هم ببینید و درصد اهمیت موضوعات مختلف را با یکدیگر مقایسه کنید. درحالی که فقر و بی خانمانی سومین موضوع با اهمیت از نظر دموکرات هاست، جمهوری خواهان یازدهمین موضوع قابل اهمیت را فقر می دانند. همچنین درحالی که تروریسم از نظر جمهوری خواهان در رده دوم اهمیت قرار دارد، دموکرات تروریسم را اولویت نهم خود می دانند). به همین دلیل هم هست که مشاور ارشد کاخ سفید دن فایفر در ای میل خود به طرفداران اوباما یادآوری کرده است که رئیس جمهور در گزارش امسال، سعی می کند به صورت خوشبینانه به آینده نگاه کند و تمایل دارد در یک فرایند فراجناحی مشکلات اقتصادی و اجتماعی را کشور با آن رو به روست حل نماید، اما اگر کنگره با او همراهی نکند، منتظره کنگره نخواهد ماند. احتمالا منظور این است که رئیس جمهور از دستورهای اجرایی که نیاز به رای کنگره ندارد برای پیشبرد برخی از برنامه های خود استفاده می کند. امری که البته با واکنش منفی جمهوری خواهان هم مواجه شده است (اینجا را بخوانید و اینجا، و البته مقاله وال استریت ژورنال و این مقاله از جرج لیک آف، با عنوان قدرت «شناختی» رئیس جمهور. آقای لیک آف نویسنده کتابی با عنوانdon’t think of an elephant است که به تاثیر واژه ها و نقش زبان در جهت گیری سیاسی و اجتماعی می پردازد. او در این مقاله هم سعی می کند از منظر آنچه که در کتاب خود شرح می دهد از رئیس جمهور بخواهد تا در ترکیب بندی واژه و استدلال های خود مواردی را رعایت کند که آمریکایی ها بیشتر با او احساس همدلی پیدا کنند. او مثال می زند که رئیس جمهور احتمالن از نابرابری در دستمزدها خواهد گفت. اما این به تنهایی کافی نیست. او می تواند بگوید: کارگران، تولید کنندگان سود هستند. سود به ازای هر کارگر زیاد شده است اما حقوق کارگران به عنوان تولیدکنندگان سود به نسبت سود بالا نرفته است).

حال باید دید در آمریکای امروز دوقطبی شده که البته به نوعی میراث از ۲۰۰۴  به بعد هم هست باراک اوباما چگونه امسال را به پایان خواهد رساند و تکلیف انتخابات میان دوره ای ماه نوامبر (۹ ماه دیگر) چه خواهد شد. اما همین که فردی مانند کریس کریستی، فرماندار نیوجرسی و یکی از مهمترین کاندیداهای جمهوری خواهان، می گوید که مردم از تصمیم گیری های جناحی خسته شده اند و به دنبال این هستند که کارها در واشنگتن با توافق پیش برود بدان معنی است که باراک اوباما نتوانسته است در تحقق وعده انتخاباتی اش موفق باشد. به همین دلیل است که کریسی کریستی جمهوری خواه که حتی رای بسیاری از دموکرات ها، جوانان و لاتین تبارها – که به صورت سنتی طرفدار دموکرات ها هستند – را در نیوجرسی بدست آورد، هنوز پس از شش سال ریاست جمهوری اوباما همان حرف هایی را می زند که آقای اوباما در سال ۲۰۰۷ تکرار می کرد. وعده دوباره «تغییر» باز هم در واشنگتن.

safe_image