نوشته های برچسب خورده با ‘انتخابات ریاست جمهوری آمریکا 2012’

به این دو نقشه در پایین نگاهی بیندازید:

نقشه سمت راست در مورد میزان رای کاندیداهای جمهوری خواه یا دموکرات در انتخابات میان دوره ای سال 2014 در دیستریکت های مختلف است (قرمزها برای جمهوری خواهان و آبی ها برای دموکرات ها)

نقشه سمت چپ مربوط به رای باراک اوباما و میت رامنی در انتخابات ریاست جمهوری سال 2012 در همان دیستریکت هاست (قرمزها برای میت رامنی و آبی ها برای باراک اوباما)

این دو نقشه را به این دلیل اینجا می گذارم که همان داستان تاریخی «شکل مار» و «کلمه مار» در تحلیل انتخابات میان دوره ای مجلس آمریکا هم قابل تکرار شدن است. یعنی وقتی نقشه آمریکای سال 2014 را می گذارید و می گویید آمریکا الان اینگونه است (یعنی با نسبت زیاد قرمز به معنی طرفداری از جمهوری خواهان بیشتر است)، نمی توانیم به همان نسبت نتیجه بگیریم که تعداد طرفداران جمهوری خواهان هم بیشتر است. این ادعای درستی نیست. چون بسیاری از این مناطق قرمز متعلق به جاهایی هستند که تراکم جمعیت در آنها به مراتب کم است. به همین ترتیبی که در نقشه سمت چپ هم می بینید که مربوط به انتخابات ریاست جمهوری 2012 است، تراکم قرمز (رای به میت رامنی) به مراتب از تراکم آبی (رای به اوباما) بیشتر است. اما آیا این بدان معنی است که رامنی پیروز انتخابات شد؟ البته خیر. در سال 2012 هم می شد همین نقشه را منتشر کرد و گفت آمریکا اینگونه است، گویی که به دلیل زیادتر بودن رنگ های قرمز، کاندیدای جمهوری خواهان برنده شده است. اما خب می دانیم که اینطور نیست.

یک ذره که بخواهم بیشتر هم توضیح بدم مثلا می توانم به یکی از ایالت های سرنوشت ساز اشاره کنم مثل نوادا. اوباما در ایالت «نوادا» فقط در 2 منطقه رای گیری (یکی در جنوب و یکی در غرب) برنده شد. میت رامنی اما در 16 منطقه بیشتر از 50 درصد رای بدست آورد. اما در نهایت اوباما در «نوادا» برنده شد. چون دو منطقه ای که اوباما پیروز شد جمعیتی بیشتر از 16 منطقه ای که رامنی پیروز شد را در خودش جای داده بود.

مثال ایرانی ش، مقایسه دشت کویر با تهران است. اگر من برم در دشت کویر به جلیلی رای بدهم و 70% مردم تهران حسن روحانی را انتخاب کنند، من در نقشه ایران مساحت بیشتری از کل طرفداران آقای روحانی خواهم داشت 🙂

America 2012 & 2014

 

 

با نهایی شدن پیروزی باراک اوباما در اوهایو، ریاست جمهوری دوباره وی تایید شد تا هم فاکس نیوز، شبکه تلویزیونی نزدیک به محافظه کاران که در طی یک سال گذشته از میت رامنی حمایت کرده بود و هم سی بی اس که به دموکرات ها نزدیک است، هر دو تیتر بزنند: «4 سال دیگر» (سی بی اس). اوباما به غیر از کارولینای شمالی (که پیروزی رامنی در آن قابل پیش بینی بود) و فلوریدا (که نتایج آن تا این لحظه هنوز معلوم نشده است) در سایر ایالت های سرنوشت از قبیل ویرجینبا، کلورادو، نیوهمشایر، ویسکانسین، آیوا و نوادا هم بر میت رامنی غلبه کرد و با 303 رای اکترال در مقابل 206 رای (بدون در نظر گرفتن فلوریدا) به عنوان 44 مین رئیس جمهور آمریکا باقی ماند (نقشه انتخاباتی پولتیکو و نقشه انتخاباتی نیویورک تایمز). پیش بینی میزان مشارکت البته نسبت به سال 2008 کمتر است (اینجا)، اما زنان و افراد 18 تا 24 سال در مقایسه با مردان و سایر گروه های سنتی سهم بیشتری از مشارکت را به خودشان اختصاص دادند (+). اوباما در عین حال اگر حتی فلوریدا را ببرد، پیروزی تاریخی اش بر جان مک کین را با 365 رای الکترال تکرار نخواهد کرد، اما برای انتخاباتی که پیش بینی می شد رقابت دو کاندیدا خیلی نزدیک باشد، آرای الکترال اوباما با بیش از 300 رای یک پیروزی خوب تلقی می شود. سخنرانی اعلام پیروزی باراک اوباما را اینجا بخوانید که گفته با میت رامنی تماس گرفته و ضمن تشکر، از او برای اداره کشور کمک خواسته است (سخنرانی پایانی میت رامنی؛ اینجا).  باراک اوباما شب انتخابات را به همراه کمیته مرکزی انتخاباتی و طرفدارانش در شیکاگو گذراند. میت رامنی اما به شهر بوستون در ایالت ماساچوست رفته بود. در این ایالت البته یکی از مهمترین رقابت های مجلس سنا هم برگزار شد و طی آن الیزابت وارن از حزب دموکرات، اسکات براون از حزب جمهوری خواه را که در سال 2010 به سنا راه یافته بود، شکست داد (اینجا). مجلس سنا در انتخابات امسال بازهم در اختیار دموکرات ها باقی ماند (اینجا) و جمهوری خواهان هم اکثریت مجلس نمایندگان را برای خودشان حفظ کردند (اینجا). شاید هم به همین دلیل بود که اوباما در بخشی از سخنرانی اعلام پیروزی خود از ضرورت همکاری هر دو حزب برای پیشبرد برنامه های آینده خبر داد.

کارل رو، برجسته ترین استراتژیست جمهوری خواهان یک ساعت قبل از اعلام شکست در اوهایو در فاکس نیوز حاضر شد و تلویحن شکست را پذیرفت. هرچند او در آخزین پیش بینی انتخاباتی اش که شب قبل از انتخابات منتشر شد ادعا کرده بود که میت رامنی پیروز انتخابات می شود. در نقشه انتخاباتی آقای کارل رو برای اوباما 253 و برای رامنی 285 رای الکترال پیش بینی شده بود. این تحلیل آقای رو البته با سوگیری هم همراه بود. آقای رو مدعی شده بود که تعداد آرای دو کاندیدا در Swing State  ها برابر با 191 است. در توجیه این مدل آقای رو، مینسوتا با 10 رای اکترال، میشیگان با 16 رای اکترال و پنسیلوانیا با 20 رای اکترال را نیز به عنوان Swing State در نظر گرفت، درحالیکه سابقه رای گذشته آنها به سود دموکرات ها بود و در نظرسنجی ها هم، اوباما از رامنی بیشتر از 3% جلو بود. آقای رو فقط برای اینکه تعداد آرای  ایالت ها را میان دو کاندیدا مساوی 191 اعلام کند، 47 رای الکترال را که به صورت بالقوه برای اوباماست به عنوان swing Sate در نظر گرفت. در میان 9 ایالتی که در این انتخابات در اکثر نقشه های انتخاباتی، Swing State نامیده می شوند، آقای رو فقط آرای ویسکانسین با 10 رای اکترال و نوادا با 6 رای اکترال را به اوباما داده بود و مدعی شده بود که در سایر ایالت های سرنوشت ساز، آقای رامنی برنده می شود. ویسکانسین هم که البته از قبل تقریبن معلوم بود در نهایت به اوباما رای خواهد داد، بنابراین مطابق تحلیل آقای رو، اوباما فقط در نوادا برنده می شد. نتایج انتخابات البته مطابق پیش بینی آقای رو از آب در نیامد.

آخرین نتایج نظرسنجی های انتخاباتی گالوپ پیش از انتخابات از برتری 1 درصدی اوباما در میان رای دهندگان با احتمال بالا خبر می داد (اینجا). نتایج این نظرسنجی که نمونه های آماری آن از 1 تا 4 نوامبر گرفته شده بودند، انتخابات سال 2012 را یکی از نزدیک ترین رقابت های انتخاباتی در تاریخ انتخابات ریاست جمهوری در آمریکاست معرفی می کرد. مطابق این نظرسنجی در میان رای دهندگان با احتمال بالا، اوباما از رامنی 1% پیش است (49 به 48). قبل از طوفان سندی این رقم تا 6 درصد به نفع رامنی هم بود. برتری رامنی بیشتر در میان مردان، سفیدپوستان، افراد 50 سال به بالا و کسانی بود که بیشتر از 36 هزار دلار در سال درآمد دارند. اوباما هم در میان زنان، افراد زیر 49 سال (به خصوص جوانان بین 18 تا 29 سال)، اقلیت ها و افرادی که کمتر از 36 هزار دلار در سال درآمد دارند از رامنی پیشی گرفته بود. در میان کسانی که زودتر رای دادند و تقریبن 33% رای دهندگان را شامل می شدند، اوباما 49% و رامنی 48% آرا را به خودشان اختصاص داده اند. هر دو کاندیدا مقبولیت شغلی به عنوان رئیس جمهور را به میزان 52 درصد داشتند (Favorable Rating). به صورت تاریخی، کاندیدای که مقبولیت وی در نظرسنجی های گالوپ بیشتر بوده، برنده انتخابات شده است. اما امسال هر دو در عدد 52% مشترک بودند؛ هرچند در میان محبوبیت دو کاندیدا (Likability) ، باراک اوباما از میت رامنی 52 به 40 جلو افتاد. گزارش های سایر نظرسنجی های انتخاباتی و نقشه های اکترال آنها هم از برتری نسبی باراک اوباما در Swing State ها (ایالت های سرنوشت ساز که گاهی اوقات به جمهوری خواهان و گاهی اوقات به دموکرات ها رای می دهند) حکایت می کرد. وال استریت ژورنال (اوباما 201 و رامنی 191؛آرای نامعلوم 146)، هافینگتون پست (اوباما 277 و رامنی 191؛ آرای نامعلوم 79)، سی ان ان (اوباما 237 و رامنی 206؛ آرای نامعلوم 95). در عین حال مطابق نظرسنجی ها در ایالت های سرنوشت ساز، به جز ویسکانسین که با 10 رای اکترال به احتمال زیاد به اوباما رای می داد و کارولینای شمالی که با 15 رای الکترال، رامنی را انتخاب می کرد در سایر نظرسنجی ها فاصله دو رقیب خیلی نزدیک بود. با اینحال در همین فاصله های نزدیک هم تنها در فلوریدا (29 رای اکترال) بود که دو رقیب با هم مساوی (48) بودند یا رامنی یک درصد جلو بود (49 به 48). در سایر موارد، اوباما از 1 تا 3 درصد از رامنی پیشی گرفته بود (اینجا). برای بررسی نظرسنجی های مختلف انتخاباتی به این لینک هم سری بزنید.

اگر اوباما یا رامنی انتخابات را ببازند، دلایل هر کدام برای این شکست انتخاباتی چه خواهد بود؟ این سئوال محوری 2 مقاله جداگانه از پولتیکو شب قبل از انتخابات بود (اینجا و اینجا) که دلایل دموکرات ها و جمهوری خواهان را برای شکست در انتخابات تشریح می کند. دموکرات ها می توانند از جمله دلایل شکست خودشان به مناظره اول اوباما با رامنی در دنور اشاره کنند (نوشته پیشینی ام؛ اینجا) که از سویی نقطه عطف رامنی و از سوی دیگر آغاز شکست اوباما بود. الان دیگر یک ماه پس از این مناظره و مشخص شدن نتایج نظرسنجی ها که باراک اوباما را در اکثر آن ها، در ماه اکتبر عقب تر از رامنی نشان می دهد، هیچ تردیدی نیست که این مناظره برای اوباما بدترین روز دوره انتخاباتی سال 2012 بوده است. دموکرات ها در عین حال می توانند دلایل دیگری چون بدست گرفتن اقتصاد آمریکا در بدترین دوران 5 سال اخیر (بعد از ریاست جمهوری بوش)، عدم چشم انداز اقتصادی مشخص برای دوره دوم ریاست جمهوری (دلیل آن هم این است که اوباما اعتقاد دارد سیاست های اقتصادی او جواب داده و در سال 2012 فارغ از اینکه چه کسی رئیس جمهور شود، اقتصاد کشور صعودی خواهد بود؛ آمارهای 3 ماه اخیر هم البته این موضوع را، حداقل از لحاظ نظری اثبات می کند)، نقش ویژه سوپرپک ها و پول هایی که جمهوری خواهان در این انتخابات خرج کردند (نوشته پیشنی ام در همین مورد؛ اینجا) و ناتوانی در نهایی کردن برخی از وعده های وی مانند بیمه خدمات درمانی و … برخی دیگر از این دلایل هستند.

جمهوری خواهان هم می توانند مواردی چون ضعف شخصی رامنی و آسیب پذیری وی به عنوان یک کاندیدای نه چندان محافظه کار واقعی، طوفان سندی و تغییر فرایند مومنتوم انتخابات از اشتغال و بیکاری به توانایی اداره کشور در شرایط بحرانی توسط اوباما، عدم محبوبیت رامنی در میان اقلیت ها، به خصوص لاتین تبارها که 16% آمریکایی ها را تشکیل می دهند، نقش رسانه ها در ترسیم چهره ای نامطلوب از رامنی (این برای دموکرات ها هم صادق است) و بازهم، ادعای اینکه رامنی به اندازه کافی محافظه کار نبود تا محافظه کاران را نمایندگی کند، اشاره کرد (این گزینه به نظر من غیر منطقی است. از منظر شکاف حزبی این انتخابات، یکی از دو قطبی ترین انتخابات در آمریکا بود که مطابق نظرسنجی های گالوپ، 94 درصد جمهوری خواهان گفته بودند به رامنی رامنی می دهند و 92 درصد دموکرات ها هم قصد داشتند به اوباما رای دهند). برای مرور انتخابات سال 2012 به این لینک ها سری بزنید: اینجا، اینجا، اینجا و اینجا. در مورد ویدئوهای جالب انتخاباتی، روایت های مهم، تبلیغات اثر گذار و … می گویند.

«من فکر می کنم وقتی که شما می خواهید در سه شنبه آینده [ برای انتخاب رئیس جمهور] تصمیم بگیرید، شاید خوب باشد از خودتان بپرسید که آیا وضعیت امروز شما از 4 سال قبل بهتر است؟ راحت تر می توانید برای خودتان چیزهایی را که دوست دارید بخرید؟ نرخ بیکاری در کشور از 4 سال قبل کم تر است؟ یا بیشتر است؟ آیا آمریکا در دنیا احترام بیشتری دارد؟ آیا فکر می کنید که کشور ما به اندازه کافی امن هست؟ اگر جواب این سئوالات مثبت است، من فکر می کنم انتخاب شما معلوم خواهد بود. اما اگر اینطور نیست، من گزینه دیگری را برای 4 سال آینده پیشنهاد می کنم».

این جملات، گفته های پایانی رونالد ریگان، فرماندار سابق کالیفرنیا، در تنها مناظره انتخاباتی اش با جیمی کارتر، رئیس جمهور وقت آمریکا در اکتبر 1980 بود (اینجا). رونالد ریگان قصد داشت به آمریکایی ها بگوید که کشور در شرایط بدتری از 4 سال قبل قرار دارد و برای 4 سال آینده باید کسی را انتخاب کنند که کشور را وضعیت بحرانی اقتصادی و مشکلات بین المللی نجات دهد. و این دقیقن برنامه انتخاباتی جمهوری خواهان در مقابله با باراک اوباما در انتخابات ریاست جمهوری سال 2012 هم بود که به پروژه «بهتر از» (Better Off) مشهور است. اقتصاد آمریکا در دوران اوباما بعد از دوران کارتر بدترین اقتصاد در ظرف 22 سال اخیر است. رشد اقتصاد 1.3 درصدی (آخرین گزارش در ماه اکتبر، 2%: اینجا)، نرخ بیکاری بالای 8% (در گزارش های 2 ماه اخیر به زیر 8% رسیده است، اینجا)، رضایت شغلی زیر 50% و رقم 23 میلیون بیکار که میت رامنی در تبلیغات انتخاباتی علیه اوباما بارها و بارها از آن استفاده کرده است و همچنین میزان شغل های ایجاد شده ماهیانه که چندان رضایت بخش به نظر نمی رسید، اوباما را از منظر اقتصادی به عنوان یک رئیس جمهور ضربه پذیر نشان می داد که انتخاب دوباره او به عنوان رئیس جمهور چندان آسان نخواهد بود.

برنامه جمهوری خواهان: بزرگ نمایی مشکلات اقتصادی

جمهوری خواهان با همین هدف برجسته کردن مشکلات اقتصادی به رقابت با اوباما آمدند: مشکلات اقتصادی را بزرگ کن، این مشکلات را به او ربط بده، رئیس جمهوری را بدست بگیر: (اینجا). اما جمهوری خواهان قبل از آنکه با اوباما رقابت کنند، احتیاج داشتند که قبل از هر چیز، کاندیدایی قوی را به رقابت با اوباما بفرستند. در رقابت های مقدماتی جمهوری خواهان و بعد از رقابت های آنها در آیوا و نیوهمشایر معلوم شده بود که 3 نفر از این کاندیداها، شانس بیشتری برای پیروزی دارند. میت رامنی، فرماندار قبلی ایالت ماساچوست، یک محافظه کار تقریبن لیبرال که مهمترین مشخصه او، سابقه اقتصادی اش در بخش خصوصی (و از جمله آنها شرکت Bain Capital) و فارع التحصیل از مدرسه تجارت دانشگاه هاروارد بود. میت رامنی در رقابت های مقدماتی جمهوری خواهان در سال 2008 هم کاندیدا شد، اما رقابت را به جان مک کین، سناتور ایالت آریزونا باخت. نفر بعدی نیوت گینگریچ، از باسابقه ترین محافظه کاران آمریکایی در حزب جمهوری خواه و کسی که رهبر اکثریت جمهوری خواهان را بعد از تقریبن 40 سال، در مجلس نمایندگان در سال 1994 بدست گرفت و تمایل داشت خودش را در جایگاه رونالد ریگان (بت جمهوری خواهان در نیمه دوم قرن بیستم) بنشاند و در این میان از حمایت شلدون ادلسون، غول کازینویی لاس وگاس و بزرگ ترین اهداکننده کمک های مالی به جمهوری خواهان هم برخوردار بود و در نهایت اریک سنتوروم، سناتور پیشین پنسیلوانیا و یک جمهوری خواه شدیدن مذهبی که حضور تقریبن موفقیت آمیز خود را در رقابت های مقدماتی جمهوری خواهان، مدیون پیروزی غیر منتظره در اولین گردهمایی حزب جمهوری خواه در ایالت آیوا و تنها با چند رای بیشتر از میت رامنی است (معرفی کتاب، آنچه در رقابت بین سنتوروم و میت رامنی گذشت). بعد از سه، چهار ماه رقابت نفس گیر، این میت رامنی بود که با کمپینی که حاصل تقریبن 4 سال برنامه ریزی بود (از سال 2008)، موفق شد رسمن به عنوان کاندیدای جمهوری خواهان برای رقابت با باراک اوباما معرفی شود (اینجا) و در این میان حتی در رقابت های مقدماتی هم به صورت رسمی یا غیر رسمی از حمایت اعضای ارشد جمهوری خواه، استراتژیست های معروفی مانند کارل رو و حتی شبکه تلویزیونی فاکس نیوز برخوردار گردد.

محافظه کاران با انتخاب میت رامنی در رقابت های مقدماتی خود، فردی را رو در روی اوباما قرار دادند که مهمترین مشخصه اش سابقه موفق اقتصادی در شرکت های خصوصی بود و البته محافظه کاران جمهوری خواه در انتخاباتی که قرار بود به هر قیمت، باراک اوباما را از حضور دوباره در کاخ سفید بازدارد، عقاید مذهبی میت رامنی را (میت رامنی یک محافظه کار مذهبی از فرقه مورمون ها است که عقاید آخرالزمانی دارد و در عین حال با اکثریت اونجلیکا در حزب جمهوری خواه هم از لحاظ مذهبی رابطه خوبی ندارد) نیز چندان در مرکز توجه خود قرار ندادند. با اینحال میت رامنی، اگرچه در ظاهر برای جمهوری خواهان گرینه مطلوبی به شمار می رفت، برای کمپین باراک اوباما هم گزینه ای بود که نقاط ضعف بیشماری دارد.

اولین بار این ریک پری، فرماندار تکزاس و کاندیدای رقابت های مقدماتی جمهوری خواهان بود که میت رامنی را یک «سرمایه دار لاشخور» (Vulture Capitalist) نامید (اینجا). ریک پری، میت رامنی را متهم کرد به عنوان عضو ارشد هیات مدیره شرکت Bain Capital با شناسایی شرکت های تجاری که در معرض ورشکستگی قرار داشتند، آنها را می خریدند، برای کاهش هزینه ها کارمندانشان را اخراج می کردند و این شرکت ها را با سودی که حاصل از کاهش هزینه هاست می فروختند یا از مزایای اعلام ورشکستگی آنها استفاده می کردند (این فیلم را ببینید). و این در حقیقت هدیه جمهوری خواهان – ریک پری – به کمپین باراک اوباما بود که حملات تبلیغاتی خودش را علیه میت رامنی با Bain Capital شروع کند. استراتژی تبلیغاتی کمپین اوباما در مواجه با سابقه اقتصادی میت رامنی ساده بود: میت رامنی اقتصاد دان خوبی است، اما برای چه کسی؟ خودش، خانواده اش، دوستان و اطرفیانش. و نه برای طبقه متوسط آمریکایی که نسبت مالیاتی که می پردازد از مالیاتی که آقای رامنی با 20 میلیون دلار درآمد سالیانه پرداخت می کند کمتر است (ادعای اوباما: میت رامنی، رابین هود برعکس است. از فقرا می گیرد و به ثروتمندان می دهد).

تاکید کمپین اوباما بر طبقه متوسط

تاکید کمپین اوباما بر اهمیت طبقه متوسط و ایجاد همذات پنداری که او با زنان (+اقلیت ها (آمریکایی ها آفریقایی تبار، لاتین تبارها و …) و جوانان در آمریکا برقرار کرد او را به جای میت رامنی در قامت کاندیدای طبقه متوسط نشاند، درحالیکه میت رامنی به عنوان کاندیدای ثروتمندان شناخته می شد (اینجا). کمپین اوباما در تبلیغات انتخاباتی اش، ارزش های اخلاقی و شخصی اوباما را به طبقات متوسط آمریکایی نزدیک تر از رامنی نشان می داد که دغدغه آنها را درک می کند. بدین ترتیب اگرچه خیلی ها اعتقاد داشتند که از منظر اقتصادی، رامنی از اوباما به احتمال بسیار موفق تر خواهد بود، اما آنها به باراک اوباما رای خواهند داد (به این نظرسنجی نیویورک تایمز در ماه آگوست 2012 یک نگاهی بیندازید). کمپین اوباما در عین حال، توسط تبلیغات منفی خود، میت رامنی را به عنوان کاندیدایی معرفی می کرد که پاسخش به مشکلات اقتصادی آمریکایی ها مبهم و نامشخص است. از انتشار گزارش مالیاتی خود در سال های گذشته طفره می رود (برخلاف میت رامنی که تنها گزارش مالیاتی 2 سال خود را منتشر کرد،  اوباما گزارش مالیاتی 10 سال قبل خود را منتشر نمود) و در عین حال میت رامنی اگرچه از ایجاد شغل در آمریکا می گوید اما سابقه کاری اش در شرکت Bain Capital نشان دهنده آن است که این شرکت در انتقال شغل به خارج از آمریکا از جمله آسیای جنوب شرقی و آمریکای لاتین که نیروی کار در آنجاها ارزان تر است، سابقه طولانی دارد (اینجا). میت رامنی در عین حال خودش به عنوان یک سوپر پولدار آمریکایی، از مزایای مالیاتی در بهشت های مالیاتی دنیا از قبیل جزایر کیمون Cayman Island و کشور سویس استفاده می کند (رامنی البته این ادعاها را انکار می کرد: این ویدئو را ببینید).

کنوانسیون های حزبی

کمپین اوباما با این استراتژی هوشمند تبلیغاتی و البته ضعف کمپین رامنی در معرفی دقیق برنامه های خود تمام تابستان 2012 را موفق تر از میت رامنی سپری کرد و در اکثر نظرسنجی ها از او جلو بود. حتی تلاش میت رامنی برای همراه کردن قطعی بخش راست حزب محافظه کار از طریق انتخاب پل رایان (اینجا) به معاونت اولی خود که برخلاف رامنی، به تی پارتی (در مورد تی پارتی اینجا را بخوانید) نزدیک بود، هم باعث نشد که میت رامنی بتواند اختلاف خود را با باراک اوباما کاهش دهد. برگزاری کنوانسیون های دو حزب دموکرات و جمهوری خواه هم برای رامنی چندان خوشایند نبود. تمام نظرسنجی های بعد از برگزاری کنوانسیون جمهوری خواهان در آخر ماه آگوست در شهر تمپا ایالت فلوریدا، نشان می داد که بر میزان رای دهندگان به او چندان اضافه نشده است (سه مورد از این نظرسنجی ها در: اینجا و اینجا و اینجا) و با اینکه آنها بارها و بارها، سابقه اقتصادی اوباما را مورد انتقاد قرار دادند و همچنین با پروژه Better Off سعی داشتند ضمن بازآفرینی رقابت های ریگان و کارتر در سال 1980، میت رامنی را به جای ریگان و باراک اوباما را به جای جیمی کارتر بنشانند، در این پروژه شان هم شکست خوردند (نظرسنجی گالوپ).

کنوانسیون دموکرات ها اما برای کمپین اوباما یک جهش مثبت بود. آنها که با فاصله یک هفته از 5 سپتامبر به شارلوت در ایالت کرولینای شمالی رفته بودند با حمایت بیل کلینتون و محبوبیت 69 درصدی اش (کلینتون پاسخ پروژه Better Off جمهوری خواهان را هم داد و گفت که حتمن وضعیت امروز آمریکا از 4 سال قبل بهتر است)، سخنرانی فوق العاده میشل اوباما و حمایت ستاره های معروف زن مانند ناتالی پورتمن و اسکارلت جانسون (اینجا) و همچنین پذیرش نهایی کاندیداتوری حزب دموکرات توسط باراک اوباما، تمام ماه سپتامبر را تا برگزاری مناظره اول برای خود بیمه کردند.

کامنت 47 درصدی رامنی

در اواسط سپتامبر انتشار یک ویدئو، وضعیت میت رامنی را بدتر کرد و او را در موقعیتی کاملن دفاعی قرار داد. Mother Jones ( یک سازمان خبری مستقل در آمریکا که اسمش را از یک فعال آمریکایی – ایرلندی در مسائل اجتماعی، حقوق کودکان و … به نام Marry Harris Jones گرفته است) سه ویدئو منتشر کرد که در آنها میت رامنی جملاتی بدین مضمون بیان می کند: کار من این نیست که به آنها توجه کنم؛ من هیچ وقت نمی توانم (یا نمی خواهم ) آنها را متقاعد کنم I will never convince them. منظور میت رامنی از «آنها»، 47 درصد آمریکایی ها (به تعبیر رامنی) است که به او در هیچ شرایطی رای نخواهند داد. آنها مالیات نمی پردازند و به سیستم کمک های مالی دولتی عادت کرده اند؛ به همین دلیل هم قربانیانی هستند که به باراک اوباما رای خواهند داد. این ویدئوها بخشی از یکی از جلسات میت رامنی  با کمک کنندگان مالی خود در ماه May در ایالت فلوریدا بودند که انتشار آنها تقویت کننده همان انگاره (Image) ی است که کمپین اوباما در طول مدت رقابت های انتخاباتی از میت رامنی ساخته است: جمهوری خواهی پولداری که به طبقه متوسط اهمیتی نمی دهد ( و مطابق این فیلم کسی است که برای آنهایی که به او رای نمی دهند ارزشی قائل نیست؛ این ویدئو را ببینید و توضیح کامل در مورد کامنت 47 درصدی رامنی و نحوه مواجه کمپین اوباما با آن را هم اینجا بخوانید).

قبل از مناظره اول میت رامنی با باراک اوباما در 3 اکتبر،  نظرسنجی گالوپ و روزنامه USA Today از برتری اوباما در همراهی با دیدگاه های افراد کم درآمد و طبقه متوسط خبر می داد (اینجا). 53% آمریکایی ها گفته بودند که انتخاب دوباره اوباما به ریاست جمهوری به نفع طبقه متوسط است. درحالیکه تنها 43% اعتقاد داشتند طبقه متوسط آمریکا با میت رامنی موفق تر خواهد شد. در عین حال این عدد برای افراد کم درآمد 66% به 30% به نفع اوباما، برای زنان 57% به 35% به نفع اوباما، برای جوانان 54% به 41% به نفع اوباما و برای اقلیت ها 67% به 25% به نفع اوباما بود (این به معنی موفقیت کمپین اوباما در همراهی طبقه متوسط با رئیس جمهور آمریکا بود). در این نظرسنجی،20% گفته بوند که پیروزی اوباما منافع طبقات بادرآمد بالا را تامین می کند؛ درحالی که 67% پیروزی رامنی را به نفع پردرآمدها می دانستند. نتایج آخرین نظرسنجی قبل از مناظره در 9 ایالت سرنوشت ساز (فلوریدا، آیوا، اوهایو، ویسکانسین، ویرجینیا، نوادا، نیوهمشایر، کلورادو و کارولینای شمالی ) هم به غیر از کارولینای شمالی، در بقیه به نفع اوباما بود، به طوریکه در میان رای دهندگان ثبت نام کرده در اوهایو، اوباما 8% از رامنی پیش افتاده بود (52 به 44). اهمیت اوهایو هم به این دلیل است که هیچ کاندیدا در 100 سال گذشته از حزب جمهوری خواه، رئیس جمهور نشده است مگر آنها اوهایو را برده باشد. حتی درون جمهوری خواهان هم میت رامنی به علت مبهم بودن برنامه های تبلیغاتی اش مورد انتقاد قرار می گرفت (اینجا). نیوت گینگریچ، گفته بود که میت رامنی ایالت های سرنوشت ساز را خواهد باخت چون کمپین او پیام مشخصی ندارد (اینجا) و فاکس نیوز هم که از رقابت های مقدماتی، میت رامنی را مورد حمایت قرار می داد به نظر می رسید که از کمپین رامنی خسته شده است (اینجا).

آغاز مناظره ها و برتری میت رامنی

با اینحال مناظره میت رامنی و باراک اوباما، ورق بازی را به صورت کامل به نفع میت رامنی برگرداند. در مناظره اول با محوریت مسائل اقتصادی، اوباما یک کاندیدای ضعیف، خسته و بی رمق بود که پاسخ مشخصی برای سوالات تهاجمی میت رامنی نداشت. اگرچه کاندیدای جمهوری خواهان ادعاهای قبلی خودش در مورد برنامه های مالیاتی و کاهش 5 ترلیون دلاری مالیات ثروتمندان را تکذیب کرد، اما اوباما به قدری در این مناظره ضعیف بود که نظرسنجی سی ان ان، بعد از برگزاری این مناظره از رای دهندگان ثبت نام کرده اما تصمیم نگرفته ای که مناظره را دیده بودند، رای 67 درصدی برای رامنی و 25 درصدی برای اوباما به عنوان پیروز مناظره را محاسبه نمود. به قول  Keating Holland مدیر نظرسنجی های CNN، از سال 1984 که برای اولین بار چنین سئوالاتی بعد از مناظره ها پرسیده شده است، سابقه ندارد که کاندیدایی در یک مناظره بالای 60% مقبولیت را بدست آورده باشد. رامنی در عین حال در تمام شاخص های دیگر اندازه گیری شده از قبیل اقتصاد (55 به 44)، خدمات درمانی (52 به 47)، مالیات (53 به 44)، کسری بودجه دولتی (57 به 41) و همچنین طریقه اداره دولت (54 به 44) از اوباما پیش افتاد. اولین نظرسنجی گالوپ بعد از مناظره هم که با فاصله دو روز منتشر شد، همانطور که پیش بینی هم می گردید، از نزدیک تر شدن رقابت کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا خبر می داد. بعد از تقریبن یک ماه که اوباما، میت رامنی را در نظرسنجی های ملی و آرای الکترال با اختلاف نسبتن خوبی پشت سر گذاشته بود، مناظره چهارشنبه شب (3 اکتبر) و موفقیت رامنی در آن باعث شد که اختلاف 5 درصدی رامنی و اوباما در نظرسنجی ها پیش از مناظره اول، به 0 (صفر) کاهش پیدا کند و هر دو کاندیدا در میان رای دهندگان ثبت نام کرده آرای مساوی 47 به 47 را دارا شوند. این رقم پیش از مناظره 50 به 45 به نفع اوباما بود (گزارش کامل نظرسنجی گالوپ). مطابق این نظرسنجی 2/3 آمریکایی ها، مناظره اول اوباما و رامنی را دیده بودند و 72% اعتقاد داشتند که در این مناظره، رامنی بهتر از اوباما بوده است. پیش از مناظره البته 57% آمریکایی ها پیش بینی کرده بودند که اوباما در مناظره موفق تر می شود (گزارش کامل مناظره اول و نتایج نظرسنجی ها و تحلیل های بعدی را در اینجا و اینجا بخوانید).

باراک اوباما و میت رامنی دو مناظره دیگر هم با محوریت مسائل داخلی و خارجی برگزار کردند (اینجا و اینجا) و معاونان آنان، جو بایدن و پل رایان نیز یک مناظره داشتند (اینجا). درحالی که در هر دو مناظره بعدی، باراک اوباما از میت رامنی پیش افتاد و بسیار موفق تر از مناظره اول ظاهر شد اما، نتوانست از پیشروی رامنی که بعد از مناظره اول آغاز شده بود جلوگیری کند. حتی پس از مناظره دوم که اوباما از رامنی بهتر ظاهر شده بود، نظرسنجی های بعد از آن شانس موفقیت رامنی را در انتخابات نهایی در 6 نوامبر، بیشتر از اوباما می دانستند (اینجا). باراک اوباما البته بعد از مناظره سوم و چهره بسیار موفقی که در آن مناظره از خودش نشان داد توانست شانس خود را دوباره بالا ببرد. جالب ترین قسمت مناظره سوم با محوریت مسائل خارجی در 22 اکتبر آنجا بود که رامنی در انتقاد از سیاست های نظامی آمریکا و افزایش ندادن بودجه دفاعی، به کشتی های نیروی دریایی آمریکا اشاره کرد که تعداد آنها از سال 1916 هم کمتر است. پاسخ اوباما اما این بود که درست می گویید فرماندار رامنی، تعداد کشتی های ما کمتر است. اما ما اسب و سرنیزه هم کمتر داریم (اینجا + ویدئو). واکنش شبکه های اجتماعی، فیس بوک و تویتر، به این بخش از مناظره البته خیلی جالب بود. هنوز یک ساعت از پایان مناظره نگذشته بود که 50 صفحه فیس بوکی با عنوان Horses and Bayonets (اسب و سرنیزه) ایجاد شد (یکی از این صفحه ها).

برنامه تبلیغاتی دموکرات ها بعد از مناظره اول، ارائه چهره ای دو رو از میت رامنی (اینجا و اینجا) و همچنین تاکید بر صداقت در کمپین انتخاباتی اوباما بود (اینجا). اوباما بعد از مناظره اول گفته بود که آن کسی که رو در روی وی قرار گرفته بود را به عنوان میت رامنی نمی شناخت. چون او تمام برنامه های بحث برانگیز اقتصادی اش را در حمایت از ثروتمندان انکار می کرد. اوباما در مناظره دوم و سوم، به صورت تهاجمی برنامه های رامنی را نشانه گرفت و تناقض های گفتاری و رفتاری وی را به او یادآور شود. رامنی هم بارها و بارها از بیکاری 23 میلیون آمریکایی و همچنین ناتوانی دولت آمریکا در حفاظت از جان سفیر و محافظان وی در کنسول گری آمریکا در شهر بن غازی لیبی انتقاد کرد (این ویدئو را ببینید، جان استوارت، کمدین آمریکایی از مناظره دو کاندیدای ریاست جمهوری، به عنوان بهانه ای برای خنداندن آمریکایی ها استفاده می کند).

طوفان سندی مومنتوم رامنی را بر هم زد

با اینحال در یک ماهی که پس از مناظره اول، تاکید اوباما بر همگرایی وی با طبقه متوسط تحت تاثیر توانایی میت رامنی در اداره اقتصاد کشور قرار گرفته بود، طوفان سندی در شرق کشور (ایالت های ویرجینیا، مریلند، نیوجرسی، نیویورک، ماساچوست و شهر واشنگتن)، اقتصاد و انتخابات را به عنوان مهمترین موضوع رسانه ای آمریکا تحت تاثیر قرار داد. در عین حال این طوفان و برخورد مثبت دولت اوباما با آن در مقایسه با ادعاهای میت رامنی در مناظره های رقابت های مقدماتی جمهوری خواهان قرار گرفت. رامنی در یکی از این مناظره ها گفته بود که هر چقدر وظایف دولت فدرال را ( در موارد مختلف مانند طوفان جاپلین در ایالت میسوری که به کشته شدن تقریبن 90 نفر منجر شد: ویدئو) به دولت های محلی واگذار کنیم، کار خوبی کرده ایم و از آن بهتر این است که این وظایف را بخش خصوصی انجام دهد». جان کینگ، خبرنگار سی ان ان و مجری مناظره می پرسد: «حتی برای کمک به کاهش اثرات این بلایا؟» و پاسخ رامنی این است که ما اجازه نداریم بدهی های دولت را زیاد کنیم و آن را در بودجه سازمان هایی مانند FEMA (سازمان مدیریت بحران آمریکا) مصرف نماییم (متن و ویدئو). اما پس از طوفان سندی و ناتوانی ایالت های محلی، به خصوص نیویورک و نیوجرسی که از این طوفان خیلی صدمه دیده بودند و همچنین با عملکرد مثبت اوباما این سئوال دوباره مطرح شد که آیا برنامه های آقای رامنی در کم کردن نقش سازمان مدیریت بحران آمریکا (که آن را یکی از راه های کاهش کسری بودجه دولتی می داند)، در مواقع ضروری مشکل آفرین نیست. این گزارش را هم بخوانید که رامنی از پاسخ به سئوالی در مورد بوجه سازمان مرکزی مدیریت بحران پس از طوفان سندی و حادثه ای که برای نیویورک و نیوجرسی پیش آمد، طفره می رود. درحالیکه کریس کریستی، فرماندار جمهوری خواه نیوجرسی – که شانس اول کاندیداتوری معاونت اولی میت رامنی هم بود – و بلومبرگ، شهردار نیویورک، هر دو باراک اوباما را مورد تحسین قرار دادند و آقای بلومبرگ با انتقاد از طرح های ضد محیط زیستی جمهوری خواهان که به افزایش گرمای زمین منجر می شود گفت که به باراک اوباما رای خواهد داد (گزارش کامل طوفان سندی و نتیجه آن بر نظرسنجی های انتخاباتی؛ اینجا). در میان معروف ترین افرادی که اعتقاد دارند، طوفان سندی در نهایت به کمپین اوباما کمک می کرد می توان به کارل رو، معروف ترین استراتژیست انتخاباتی جمهوری خواهان اشاره کرد (اینجا). دیدگاه دیوید پلاف، رئیس کمپین انتخاباتی اوباما در سال 2008 و مشاور ارشد او در سال 2012 را هم بخوانید که در توجیه این جمله کارل رو می گوید به هر حال او باید برای پول هایی که در انتخابات خرج  و به پیروزی رامنی منجر نشده است دلیلی پیدا کند (اینجا).

نظرسنجی های آخر

نظرسنجی های هفته آخر اکتبر و چهار روز اول نوامبر از رقابت شانه به شانه اوباما و رامنی خبر می دهند (اینجا و اینجا). ضمن اینکه به نظر می رسید نتایج برخی از این نظرسنجی بیشتر در جهت تهییج طرفداران یک کاندیدا برای ترغیب به مشارکت بیشتر نیز عمل می کنند. به عنوان مثال در نظرسنجی مشترک نیویورک تایمز، سی بی اس نیوز و دانشگاه Quinnipiac ، اوباما با 5 درصد اختلاف از رامنی در اوهایو جلوتر است (50 به 45)، در ویرجینیا این اختلاف 2% (49 به 47) و در فلوریدا 1% (48 به 47) به نفع اوباماست (اینجا). با اینحال مشکل این نظرسنجی در اینجاست که نمونه آماری آن برای دموکرات ها، جمهوری خواهان و مستقل ها، بر اساس Exit Poll سال 2008 گرفته شده است (Exit Poll به معنی نظرسنجی از افراد پس از رای دادن است تا پیش بینی شود در روز انتخابات چه کسی با احتمال بیشتر انتخابات را خواهد برد). در سال 2008 به دلیل استقبال بیشتر مردم نسبت به اوباما در مقایسه با کاندیدای جمهوری خواهان – جان مک کین – نتایج این نظرسنجی را با سوگیری به نفع اوباما مواجه می سازد. چون اتفاقن یکی از مشکلات کمپین اوباما در سال 2012 این است که به هر دلیل نتوانسته استقبالی را که در سال 2008 از اوباما شده بود، در سال 2012 هم تکرار کند (انتقاد نیل نیوهوس، سپرست گروه نظرسنجی رامنی از این نظرسنجی). البته در تایید این نظرسنجی می توان به نظرسنجی Public Policy هم استناد کرد که از برتری 5 درصدی اوباما در اوهایو می گوید اما مشکل Public Policy هم مانند نیویورک تایمز و سی بی اس نیوز این است که هر سه به دموکرات ها نزدیک هستند. در اینجا بنا ندارم که صحت علمی این نظرسنجی ها را زیر سئوال ببرم، اما در هر صورت یک مشخصه خیلی مهم در نظرسنجی ها، افزایش اقبال به کاندیدایی است که در نظرسنجی ها رای بالاتری دارد (این نوشته را در مورد نظرسنجی های انتخاباتی بخوانید).

به عنوان آخرین نتایج نظرسنجی های انتخاباتی باید به آخرین گزارش گالوپ هم اشاره کنم که نمونه های آماری آن از 1 تا 4 نوامبر گرفته شده اند و نشان می دهند که انتخابات سال 2012 یکی از نزدیک ترین رقابت های انتخاباتی در تاریخ انتخابات ریاست جمهوری در آمریکاست (اینجا). مطابق این نظرسنجی در میان رای دهندگان با احتمال بالا، اوباما از رامنی 1% پیش است (49 به 48). قبل از طوفان سندی این رقم تا 6 درصد به نفع رامنی هم بود. برتری رامنی بیشتر در میان مردان، سفیدپوستان، افراد 50 سال به بالا و کسانی است که بیشتر از 36 هزار دلار در سال درآمد دارند. اوباما هم در میان زنان، افراد زیر 49 سال (به خصوص جوانان بین 18 تا 29 سال)، اقلیت ها و افرادی که کمتر از 36 هزار دلار در سال درآمد دارند از رامنی پیشی گرفته است. در میان کسانی که زودتر رای داده اند و تقریبن 33% رای دهندگان را شامل می شوند، اوباما 49% و رامنی 48% آرا را به خودشان اختصاص داده اند. هر دو کاندیدا مقبولیت شغلی به عنوان رئیس جمهور را به میزان 52 درصد دارند (Favorable Rating). به صورت تاریخی، کاندیدای که مقبولیت وی در نظرسنجی های گالوپ بیشتر بوده، برنده انتخابات شده است. اما امسال هر دو به در عدد 52% مشترک هستند. اما در میان محبوبیت دو کاندیدا (Likability) ، باراک اوباما از میت رامنی 52 به 40 جلو است.

برای بررسی نظرسنجی های مختلف انتخاباتی به این لینک سری بزنید. در عین حال نقشه انتخاباتی آقای کارل رو را هم ببینید که در آخرین پیش بینی خود، برای اوباما 253 و برای رامنی 285 رای الکترال پیش بینی کرده است.

تا اینجا به صورت خلاصه، در مورد انتخابات ریاست جمهوری سال 2012 توضیحات کوتاهی دادم. توضیحات مفصل هر یک از این اتفاقات در هایپرلینک ها آمده است و می توانید با کلیک روی آن ها، به جزئیات خیلی بیشتری دست پیدا کنید. در ادامه خلاصه ای از روش انتخابات در آمریکا، ایالت های سرنوشت ساز انتخاباتی (Swing States)، نقش پول در انتخابات آمریکا و کاندیداهای احزاب حاشیه ای به صورت خلاصه می گویم.

آرای الکترال، ایالت های سرنوشت ساز و رای های زودهنگام

انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا و دموکراسی الکترال در آن، محصول انقلاب آمریکا در اواخر قرن 16 – 1776- و موارد مندرج در قانون اساسی این کشور است. برای انتخاب رئیس جمهور، هر ایالت بر اساس تعداد آرای آن ایالت در مجلس نمایندگان (این آرا متغیر است، بر حسب جمعیت هر ایالت فرق می کند و مورد بازنگری قرار می گیرد) + تعداد آرای هر ایالت در مجلس سنا (آین آرا ثابت است، هر ایالت در مجلس سنا، 2 نماینده دارد)، ارزش گذاری می شود. به عنوان مثال ایالت کالیفورنیا با تقریبن 38 میلیون نفر جمعیت دارای 53 نماینده در مجلس نمایندگان آمریکا (House) است و ایالت فلوریدا با 19 میلیون نفر جمعیت، دارای 27 نماینده در مجلس نمایندگان (House) است. و البته هر دو ایالت، 2 نماینده در مجلس سنا دارند. به این ترتیب آرای الکترال کالیفرنیا برابر با 55 و آرای الکترال فلوریدا برابر با 29 رای است. ایالت هایی هم که جمعیت آنها خیلی کم است، حداقل 1 نماینده در مجلس نمایندگان و (البته 2 نماینده در مجلس سنا) دارند. به عنوان مثال ایالت مونتانا با تقریبن 1 میلیون جمعیت، تنها 1 نماینده در مجلس نمایندگان دارد. در انتخابات ریاست جمهوری (که در اولین سه شنبه پس از اولین دوشنبه در ماه نوامبر ، در فاصله زمانی بین 2 تا 8 نوامبر، برگزار می شود)، هر رئیس جمهوری که در هر ایالت، رای اکثریت را بدست آورد، تمام آرای الکترال آن ایالت به نام وی خوانده می شود. همانطور که گفتم تعداد نمایندگان در مجلس نمایندگان که اصطلاحن به آن House می گویند بر اساس ترکیب جمعیتی هر ایالت، کلن به میزان 435 عدد و تعداد سناتورهای آمریکایی 100 نفر است که جمع آنها 535 نفر می شود. بنابراین تعداد آرای الکترال در انتخابات ریاست جمهوری باید 535 نفر باشد، اما از آنجایی که واشنگتن دی سی (پایتخت آمریکا) یک ایالت به حساب نمی آید و نماینده ای در مجلس نمایندگان و سنا ندارد (نماینده واشنگتن دی سی در مجلس نمایندگان delegate نام و حق رای محدودی دارد)، 3 رای الکترال برابر با کمترین رایی که یک ایالت در انتخابات دارد به واشنگتن دی سی تعلق می گیرد و بر این اساس کل آرای الکترال در آمریکا 538 عدد است (برای انتخابات سال 2012) و اگر کسی بتواند 270 رای الکترال بدست بیاورد، رئیس جمهور آمریکا خواهد بود (استثنایی در مورد ایالت Maine و Nebraska در مورد شمردن آرای الکترال فرد پیروز وجود دارد).

فلسفه رای اکترال در این است که در اصل یک شهروند آمریکایی در انتخابات به صورت مستقیم به یک کاندیدا رای نمی دهد، بلکه به کسانی رای می دهد که به نام Elector خوانده می شوند و آنها در یک روند مشخص، رئیس جمهور را از میان خود انتخاب می کنند. پیروزی یک کاندیدا در یک ایالت به معنی انتخاب Elector هایی در آن ایالت است که نمایندگان کاندیدای پیروز هستند. اگرچه در هنگام رای گیری در برگه های رای گیری برخی ایالت ها، نام کاندیدا و معاون وی نوشته می شوند که این به خودی خود به معنی انتخاب Elector های مرتبط با آن کاندیدا و معاون وی است و در برخی ایالت ها هم اساسن نام Elector ها نوشته می شوند و آنها بر اساس پروسه مشخصی درون ایالت ها، کاندیدای پیروز و معاون وی را انتخاب می کنند. از جمله مهمترین دلایل تعیین این نوع شمارش آرا، این است که در گذشته امکان رای گیری ایالتی و بدست آوردن نتایج آن در کوتاه ترین زمان ممکن وجود نداشت (به خصوص در مناطق جنوبی). به همین دلیل مردم، نماینگان مرتبط با احزاب را که در ایالت های خود آنها را می شناختند انتخاب می کردند و آنها نیز در یک گردهمایی متمرکز، رئیس جمهور را تعیین می کردند. همچنین این روش، امکان دستکاری در انتخابات از طریق گول زدن مردم توسط یک حاکم ستمگر را از بین می برد (الکساندر همیلتون). از آنجایی هم که Elector ها هر 4 سال یک بار انتخاب می شدند و قبل از آن نمی توانستند با یکدیگر ملاقات کنند یا برای دستکاری در انتخابات برنامه ریزی نمایند، در این روش احتمال تقلب انتخاباتی کاهش می یافت. دلیل دیگر استفاده از این روش رای گیری، افزایش نقش ایالت های کم جمعیت در تعیین رئیس جمهور بود. به عنوان مثال کالیفرنیا در حالی 55 رای الکترال دارد که متناسب با جمعیت باید 65 رای اکترال داشته باشد و مونتانا در حالی 3 رای الکترال دارد که متناسب با جمعیت حتی 1 رای هم به این ایالت تعلق نمی گیرد (جمعیت مونتانا، تقریبن 1 میلیون نفر است).

فرایند انتخاب رئیس جمهور توسط Elector ها امروز کاملن فرمالیته است، یعنی در حالات نرمال یک Elector که در یک ایالت توسط حزب یا کاندیدای ریاست جمهوری انتخاب شده است، به کاندیدای حزب رقیب رای نمی دهد. Electorی که چنین کاری بکند به Faithlessness (وفادار نبودن) متهم می شود و در 24 ایالت این کار جرم است. در انتخابات سال 2000، Barbara Lett-Simmons که در واشنگتن دی سی به عنوان Elector از طرف دموکرات ها انتخاب شده بود، در اعتراض به نقش کم واشنگتن دی سی، در تصمیم گیری های کنگره، در روز تعیین رای حاضر نشد و به همین دلیل تعداد آرای الکترال ال گور 266 عدد (و آرای کل 537، به جای رقم 538) بود. در رقابت های ریاست جمهوری سال 2004 هم، جان ادواردز که به عنوان معاون جان کری در حزب دموکرات انتخاب شده بود، یک رای الکترال بدست آورد. دلیل این امر اشتباه یکی از Elector ها عنوان شده است که در برگه خود به جای جان کری، اسم جان ادوارزد، معاون او را نوشته بود.

Elector ها در اولین دوشنبه پس از دومین چهارشنبه ماه دسامبر در مراکز ایالتی خود، رای شان را برای ریاست جمهوری و معاونت اولی او در برگه های جداگانه می نویسند.  در تاریخ انتخابات آمریکا تا کنون 4 بار یک کاندیدا، رای بالاتری از دیگران بدست آورده اما آرای الکترال را باخته و در نتیجه رئیس جمهور نشده است. نزدیک ترین آن از لحاظ زمانی به ما، انتخابات سال 2000 است. در آن انتخابات ال گور، کاندیدای حزب دموکرات تقریبن 500 هزار رای بیشتر از جرج بوش بدست آورد، اما به دلیل آنکه جرج بوش موفق شده بود آرای الکترال بیشتری بدست بیاورد (271 به 266 و یک رای غایب)، جرج بوش به عنوان 43 مین رئیس جمهور آمریکا انتخاب شد. 3 مورد دیگر مربوط به سال های 1824، 1876 و 1888 است. برای فهم دقیق آرای الکترال و چگونگی پروسه پیروزی یک رئیس جمهور در آمریکا حتمن به این لینک سری بزنید.

رای دهندگان زودهنگام

نکته دیگر در انتخابات آمریکا رای های زودهنگام توسط کسانی است که اصطلاحن به آنها Early Voter می گویند. (نقشه رای های زودهنگام و غیابی در ایالت های مختلف). آمریکایی ها در 32 ایالت ( + واشنگتن دی سی) می توانند زودتر از زمان رای گیری عمومی (انتخابات امسال، 6 نوامبر)، رای بدهند. در 27 ایالت ( و واشنگتن دی سی) شهروندان می توانند رای خود را به صورت غیابی از طریق پست ارسال کنند، بدون آنکه لازم باشد دلیل غیبت خود را اراده دهند. در 21 ایالت اما اگر کسی قصد داشته باشد رای خود را با پست ارسال کند، باید دلیل غیبت خود را اعلام نماید.

گالوپ روز سه شنبه گزارشی منتشر کرد (+) از رای دهندگانی که زودتر از زمان انتخابات رای داده اند و یا تصمیم دارند قبل از روز انتخابات در 6 نوامبر رای بدهند. مطابق پیش بینی گالوپ، 33% رای دهندگان در انتخابات امسال رای خود را به طریقی غیر از روش معمول رای گیری در پای صندوق های رای ارائه می کنند. این رقم در سال 2008 تقریبن 31% و در سال 2004 برابر با 22% بود (لیست ایالت های که می توانند به صورت غیابی یا زودتر از روز 6 نوامبر، رای بدهند: اینجا). باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا اولین رئیس جمهوری است که رای خود را قبل از روز رای گیری نهایی (امسال در 6 نوامبر) ارائه کرد (+). هدف اوباما از این کار تهییج دموکرات ها به رای دادن در انتخابات سال 2012 است که به نظر می رسد نسبت به سال 2008، رغبت کمتری برای رای دادن به او دارند. این ویدئوی جالب را ببینید که میشل اوباما به جیمی کیمل، کمدین، می گوید که می خواهد چه کار کند تا او یادش نرود تا در انتخابات 2012 رای بدهد (آخرین گزارش ایالت های که زودتر رای داده اند: اینجا و دو لینک دیگر در همین مورد + و +).

ایالت های سرنوشت ساز

به صورت سنتی برخی ایالت ها به جمهوری خواهان و برخی نیز به دموکرات ها رای می دهند که به ایالت های قرمز و آبی مشهور هستند. از معروف ترین ایالت های قرمز (جمهوری خواهان) می توان به تگزاس، آریزونا و جورجیا اشاره کرد.  در میان ایالت های آبی هم کالیفرنیا، نیویورک و ماساچوست برجسته هستند. در این میان ایالت هایی هم وجود دارند که گاهی اوقات به دموکرات ها و گاهی اوقات به جمهوری خواهان رای می دهند. در انتخابات سال 2012، ایالت های سرنوشت ساز شامل فلوریدا (29 رای الکترال)، اوهایو (18 رای اکترال)، کارولینای شمالی (15 رای اکترال)، ویرجینیا (13 رای الکترال)، ویسکانسین (10 رای اکترال)، کلورادو (9 رای الکترال)، نوادا و آیوا (هر کدام 6 رای اکترال) و نیوهمشایر (4 رای اکترال) هستند که در میان آنها کارولینای شمالی با احتمال بالایی به رامنی رای می دهد و ویسکانسین هم احتمالن اوباما را انتخاب می کند. اما در سایر ایالت ها رقابت نزدیک و طبق نظرسنجی ها کمتر از 3% است (نظرسنجی هایی که فاصله رای دو کاندیدا را در اوهایو با 5 یا 6 درصد اختلاف به نفع اوباما می دانند با سوگیری همراه هستند). در هر یک از این ایالت ها موضوعاتی مهم مطرح هستند که هم رامنی و هم اوباما از این موضوعات به عنوان برنامه تبلیغاتی خود استفاده می کنند. فعالیت های مرتبط با صنایع خودروسازی در اوهایو، اقلیت ها در نوادا و فلوریدا، صنایع نظامی در ویرجینیا و … موضوعاتی هستند که هر دو کمپین تمرکز تبلیغاتی خودشان را روی آنها متمرکز کرده اند. در این میان اوهایو اهمیت ویژه ای هم دارد. در 100 سال گذشته هیچ کاندیدایی از حزب جمهوری خواه، رئیس جمهور نشده است، مگر آنکه اوهایو را برده باشد. در انتخابات امسال هم اگر آقای رامنی حتی فلوریدا و ویرجینیا را هم ببرد با شکست در اوهایو، به احتمال بسیار، انتخابات را خواهد باخت. مگر آنکه اوباما در کنار اوهایو، فقط در ویسکانسین و نیوهمشایر (کمتر از 14 رای الکترال) پیروز شود. برای بررسی نقشه انتخاباتی آمریکا با تمرکز بر ایالت های سرنوشت سازمی توانید از این لینک استفاده کنید (لینک های دیگر در اینجا، اینجا و اینجا و اینجا و اینجا).

نتیجه انتخابات اگر رامنی و اوباما هر دو 269 رای اکترال بیاورند

در مواقعی که رای الکترال 2 کاندیدا مساوی باشد، مجلس نمایندگان رئیس جمهور را انتخاب می کند و مجلس سنا هم معاون رئیس جمهور را بر می گزیند. در انتخابات امسال با درصد احتمال پایینی اگر آرای الکترال میت رامنی و باراک اوباما مساوی و برابر با 269 رای باشد این سناریو برای دومین بار در تاریخ آمریکا تکرار خواهد شد. با این توضیح که به دلیل اکثریت جمهوری خواهان در مجلس نمایندگان – منظور مجلس نمایندگان جدیدی است که انتخابات آن، هم زمان با انتخابات ریاست جمهوری برگزار می شود – آنها میت رامنی را برای ریاست جمهوری انتخاب خواهند کرد ( نمایندگان هر ایالت درون خود تصمیم گیری می کنند و کاندیدای پیروز را معرفی می نمایند، بنابراین هر ایالت 1 رای دارد) و به دلیل اکثریت احتمالی دموکرات ها در مجلس سنا، آنها هم جو بایدن را به عنوان رئیس جمهور تعیین می کنند (این دو ویدئو: اینجا و اینجا را ببینید و این مقاله را هم بخوانید). این سناریو در صورتی که اوباما بتواند اوهایو، ویسکانسین و نیوهمشایر را ببرد و در سایر ایالت های سرنوشت ساز یا همان Swing State ها، رامنی پیروز شود اتفاق خواهد افتاد و هر دو کاندیدا 269 رای الکترال بدست می آورند. در این نقشه انتخاباتی CNN شما می توانید سناریوهای مختلف را خودتان ارزیابی کنید. برای این کار موس خود را روی هر ایالت کلیک کنید تا آن ایالت به رنگ آبی یا قرمز ( به معنی طرفداری از اوباما یا رامنی) در آید. سپس به آرای الکترال کاندیداها که در امتداد ستون بالای نقشه کنار عکس دو کاندیدا مشخص می شوند نگاهی بیندازید. اگر در روی ایالت های که با رنگ زرد مشخص شده اند، همانطور که گفتم اوهایو، نیوهمشایر و ویسکانسین را به اوباما بدهید (رنگ آبی) و سایر ایالت هایی را که با رنگ زرد مشخص شده اند به رامنی اختصاص دهید (رنگ قرمز)، آرای الکترال این 2 برابر با 269 خواهد شد. در مورد نتایج انتخابات مجلس نمایندگان و مجلس سنا، اینجا و اینجا را ببینید.

نقش پول در انتخابات آمریکا؛ ظهور سوپرپک ها

Citizen United یک سازمان نزدیک به جمهوری خواهان با هدف تلاش برای تقویت ارزش های سنتی آمریکایی از قبیل دولت کوچک، آزادی سازمان ها و … است که مهمترین معروفیت آن، به دلیل مطرح شدن موضوعی به نام همین سازمان در دادگاه عالی آمریکا در سال 2010 است. Citizen United قصد داشت در رقابت های مقدماتی دموکرات ها در سال 2008، فیلمی را علیه هیلاری کلینتون – یکی از دو نامزد اصلی دموکرات ها در رقابت های مقدماتی ریاست جمهوری دموکرات ها – منتشر کند، اما کمپین کلینتون با استناد به قانونی به نام Bipartisan Campaign Reform Act که در سال 2002 توسط دو سناتور جمهوری خواه و دموکرات، جان مک کین و راس فینگلد، به قانون انتخابات سراسری آمریکا – مصوب 1971 – اضافه شده بود، جلو پخش این فیلم را گرفت. این قانون هرگونه تبلیغ طرفدارانه توسط سازمان های مستقل اما منتفع از انتخابات را 30 روز قبل از انتخابات مقدماتی و 60 روز قبل از انتخابات سراسری ممنوع می کرد. Citizen United در اعتراض به ممنوع شدن پخش فیلم خود، به دادگاه عالی (Supreme Court) شکایت کرد و دادگاه عالی هم به استناد اصلاحیه اول قانون اساسی آمریکا که کنگره را از تصویب هر قانونی که منجر به محدود ساختن آزادی بیان می شود منع می کند، با 5 رای موافق و 4 رای مخالف به نفع Citizen United رای داد. و بر اساس این رای، سازمان ها و اتحادیه اجازه پیدا کردند تا به صورت نامحدود در انتخابات خرج کنند، بدون آنکه حتی تحت شرایطی، اجباری به افشای تامین کننده های مالی شان – در یک دوران مشخص یا همیشگی – داشته باشند. این رای در نهایت منجر به تشکیل گروه هایی به نام Super PAC شد. Super PAC ها به جای گروه های سیاسی سنتی یا همان PAC ها (Political Action Group) از سال 2010 وارد بازی انتخابات شدند و برخلاف  PAC ها که هزینه کردهای انتخابات آنان محدود و تابع قوانین و شرایط خاصی است، Super PAC ها اجازه دارند به هر میزان که تمایل داشته باشند خرج انتخابات کنند، مشروط بر آنکه به صورت مستقیم با کمپین کاندیدایی که به نفع وی تبلیغ می کنند رابطه تشکیلاتی نداشته باشند ( این ویدئو را ببینید). این عدم رابطه تشکیلاتی Super PAC ها با کمپین یک کاندیدا، یکی از مبهم ترین – و البته غیر واقعی ترین – قوانین انتخاباتی آمریکاست که محصول همین رای دادگاه عالی آمریکا می باشد، چون هر دو کاندیدای فعلی رقابت های ریاست جمهوری در آمریکا از حمایت مالی Super PAC هایی برخوردار هستند که به نفع آنها تبلیغ می کنند اما مدعی هستند که با کمپین کاندیدا رابطه تشکیلاتی ندارند. اصلی ترین Super PAC حامی میت رامنی با عنوانRestore Our Future و اصلی ترین Super PAC حامی باراک اوباما Priority USA است (به طرح زمینه وب سایت های آنان دقت کنید. Super PAC حامی رامنی با رنگ قرمز که رنگ اصلی جمهوری خواهان است و Super PAC حامی اوباما با رنگ آبی که رنگ اصلی دموکراتهاست). و در این میان Super PAC های دیگری هم هستند که به نفع کاندیداها تبلیغ می کنند و از معروف ترین های آنان American for Prosperity است که توسط برادران سرمایه دار کخ (Koch Brothers) حمایت می شود. همچنین 2 تا از اصلی ترین این Super PAC های وابسته به جمهوری خواهان American Crossroads و Crossroads GPS توسط آقای کارل رو  بنیانگذاری شده اند و نقش ماشین پول جمع کنی جمهوری خواهان را در رقابت های ریاست جمهوری و کنگره ایفا می نمایند، (کارل رو ATM جمهوری خواهان و نوشته های های دیگر در همین مورد: + و + و +). این مقاله را هم در مورد تبلیغات 8 میلیون دلاری توماس پترفی، سرمایه دار مجارستانی تبار بخوانید. او در این تبلیغات تلویزیونی، داستان بزرگ شدن و زندگی در سرزمینی با حکومت سوسیالیستی را شرح می دهد و می گوید که این تجربه فقط شکست است. به همین دلیل هم او در این جا – آمریکا – به جمهوری خواهان رای خواهد داد. در میان Super PAC های دموکرات ها هم می توان به دو نمونه America Votes و همچنینAmerican Bridge 21st Century اشاره کرد. هرچند هر دوی این Super PAC ها تمرکزشان را بر فعالیت های در سطح grassroots و برای اشاعه ارزش های لیبرال از قبیل حق سقط جنین، حفاظت از محیط زیست و … قرار داده اند (در مورد نقش پول در انتخابات آمریکا، این گزارش کامل تر را بخوانید).

نقش احزاب حاشیه ای

این ویدئو را ببینید. گزارش Democracy Now در مورد مناظره اول میت رامنی و باراک اوباما در شهر دنور ایالت کلوردا است و در آن ضمن انتقاد از جمهوری خواهان و دموکرات ها در به انحصار قرار دادن رقابت های ریاست جمهوری، گزارشی از فرایند مناظره های انتخاباتی را شرح می دهد. George Farah نویسنده کتابی با عنوان No Debates و بنیاتگذار سازمانی به نام Open Debates در این ویدئو توضیح می دهد که چگونه کمیسیون برگزاری مناظره که توسط یک نماینده از حزب دموکرات و یک نماینده از حزب جمهوری خواه اداره می شود، فرایند برگزاری مناظره های ریاست جمهوری را تحت کنترل می گیرد و طی آن برای سایر احزاب (از جمله حزب سبزبا کاندیداتوری Jill Stein، حزب Justice با کاندیداتوری Rocky Anderson و حزب Libertarian با کاندیداتوری Gary Johnson فرماندار پیشین New Mexico) نقشی قائل نیست. Democracy Now در عین حال پس از برگزاری مناظره میت رامنی و باراک اوباما در دنور، برنامه ای را با حضور Rocky Anderson و Jill Stein برگزار کرد و مواردی را که  دو کاندیدای حزب دموکرات و جمهوری خواه در مناظره شان مطرح کرده بودند، با این دو نفر هم در میان گذاشت و نظر آنها را در این موارد پرسید (اینجا).

از میان این کاندیداها، Gary Johnson از همه نقش مهمتری دارد. او که اجازه پیدا نکرده در مناظره های انتخاباتی رقابت های مقدماتی جمهوری خواهان حضور پیدا کند (درحالی که فرماندار گمنامی مانند جان هانسمن و صاحب پیتزافروشی های زنجیره ای، هربرت مک کین که اصلن سابقه سیاسی نداشت اجازه حضور در رقابت های مقدماتی جمهوری خواهان را یافتند)، با تغییر حزب و پیوستن به حزب Libertarian، کاندیدای این حزب برای انتخابات ریاست جمهوری شد. دیدگاه های محافظه کارانه او از قبیل کاهش نقشی که برای دولت فدرال قائل است و همچنین سابقه عضویت او در حزب جمهوری خواه می تواند به صورت بالقوه بخشی از آرای رامنی را در میان جمهوری خواهان به خصوص در ایالت های سرنوشت ساز از قبیل ویرجینیا و اوهایو تحت تاثیر قرار دهد (این مقاله را بخوانید که توضیح می دهد چگونه کمپین میت رامنی در پی تلاش برای حذف نام گری جانسون از برگه های رای است، و این یکی در خصوص آرای جانسون در اوهایو.  این ویدئو را هم ببینید که در انتقاد از میت رامنی در صفحه فیس بوک گری جانسون منتشر شده است. این عکس را هم ببینید، گری جانسون اوباما و رامنی را با واژه «اوبامنی» Obamney مورد خطاب قرار می دهد و از ضرورت توجه به حزب سوم می گوید). در این ویدئو هم گری جانسون می گوید که طرفداران ران پال (کاندیدای رقابت های مقدماتی جمهوری خواهان که دیدگاه های ویژه اش در انتخابات خبرساز بود و حتی در روز کنگره جمهوری خواهان هم حاضر نشد از میت رامنی حمایت کند) می توانند به او رای دهند چون دیدگاه های وی به ران پال شبیه است (آیا واقعن گری جانسون رای 6% آمریکایی ها و رای 10% را در اوهایو دارد؟ اینجا و اینجا. بیشتر آرای جانسون از سبد رای میت رامنی برداشته می شود؛ این یکی مقاله در همین مورد توضیح می دهد. این لینک را هم ببینید. گری جانسون را در مناظره اول میت رامنی و باراک اوباما در کنار آنها قرار می دهد و نظر خود را در مورد دیدگاه هایی که هر یک بیان می کنند مطرح می نماید).

در این لینک مناظره سه کاندیدای Reform Party، Constitution Party و Justice Party را ببینید. سئوالاتی که کاندیداها با آن مواجه می شدند همان سئوالاتی بود که اوباما و رامنی در مناظره دوم خودشان به آنها پاسخ دادند. سئوالاتی که تعدادی از رای دهندگان ثبت نام کرده اما تصمیم نگرفته از دو کاندیدای اصلی جمهوری خواه و دموکرات به صورت مستقیم پرسیده بودند و این سه کاندیدا هر یک 90 ثانیه وقت داشتند تا به این سئوالات جواب بدهند.

کاندیداهای احزاب حاشیه های با یکدیگر مناظره های دیگری هم برگزار کردند. یکی از مهمترین های آنان مناظره میان 4 کاندیدا Gary Johnson، Jill Stein، Rocky Anderson و Virgil Goode از طرف Constitution Party بود که مناظره اول آن ها توسط Free and Equal Election Foundation در 23 اکتبر برگزار شد و مجری آن هم لری کینگ، مجری مشهور و سابق شبکه تلویزیونی سی ان ان بود (اینجا). مناظره دوم آنها هم در تاریخ 5 نوامبر برگزار شد (اینجا). در مناظره اول، Gary Johnson کاندیدای حزب Libertarian پیروز شد (اینجا).

این متن در گزارش لحظه به لحظه مردمک از انتخابات آمریکا در سال 2012 منتشر شده است.

فیل و خر، به ترتیب نماد جمهوری خواهان و دموکرات ها

این مصاحبه فاکس نیوز را با دیوید باسی و استفان بنن تهیه کننده و نویسنده فیلم مستندی با عنوان The Hope and The Change ببینید. این فلیم که با حمایت گروهی به نام Citizen United تهیه شده به سراغ 40 نفر از دموکرات ها و افراد مستقلی که در انتخابات سال 2008 به باراک اوباما رای داده بودند می رود و از آنها در مورد وضعیت امروزشان و عدم تحق وعده های اوباما می پرسد. در این فیلم، اوباما رئیس جمهوری معرفی می شود که در حالی که بسیاری از آمریکایی ها توان مالی مسافرت را ندارند، او به همراه خانواده اش برای تعطیلات به «هاوایی» می روند و یا اینکه رئیس جمهور وقت زیادی را در زمین های گلف به ورزش و تفریح مشغول است. این فیلم همزمان با کنوانسیون جمهوری خواهان و دموکرات ها منتشر شد و در نهایت در 6 شبکه کابلی شامل HDNet Movie و FamilyNet و همچنین شش شبکه محلی در ایالت هایی مانند لوییزیانا، کلورادو، هاوایی، ایندیانا و … منتشر گردید (این مقاله را بخوانید).

Citizen United یک سازمان نزدیک به جمهوری خواهان با هدف تلاش برای تقویت ارزش های سنتی آمریکایی از قبیل دولت کوچک، آزادی سازمان ها و … است که مهمترین معروفیت آن، به دلیل مطرح شدن موضوعی به نام همین سازمان در دادگاه عالی آمریکا در سال 2010 است. Citizen United قصد داشت در رقابت های مقدماتی دموکرات ها در سال 2008، فیلمی را علیه هیلاری کلینتون – یکی از دو نامزد اصلی دموکرات ها در رقابت های مقدماتی ریاست جمهوری دموکرات ها – منتشر کند، اما کمپین کلینتون با استناد به قانونی به نام Bipartisan Campaign Reform Act که در سال 2002 توسط دو سناتور جمهوری خواه و دموکرات، جان مک کین و راس فینگلد، به قانون انتخابات سراسری آمریکا – مصوب 1971 – اضافه شده بود، جلو پخش این فیلم را گرفت. این قانون هرگونه تبلیغ طرفدارانه توسط سازمان های مستقل اما منتفع از انتخابات را 30 روز قبل از انتخابات مقدماتی و 60 روز قبل از انتخابات سراسری ممنوع می کرد. Citizen United در اعتراض به ممنوع شدن پخش فیلم خود، به دادگاه عالی (Supreme Court) شکایت کرد و دادگاه عالی هم به استناد اصلاحیه اول قانون اساسی آمریکا که کنگره را از تصویب هر قانونی که منجر به محدود ساختن آزادی بیان می شود منع می کند، با 5 رای موافق و 4 رای مخالف به نفع Citizen United رای داد. و بر اساس این رای، سازمان ها و اتحادیه اجازه پیدا کردند تا به صورت نامحدود در انتخابات خرج کنند، بدون آنکه حتی تحت شرایطی، اجباری به افشای تامین کننده های مالی شان – در یک دوران مشخص یا همیشگی – داشته باشند. این رای در نهایت منجر به تشکیل گروه هایی به نام Super PAC شد. Super PAC ها به جای گروه های سیاسی سنتی یا همان PAC ها (Political Action Group) از سال 2010 وارد بازی انتخابات شدند و برخلاف  PAC ها که هزینه کردهای انتخابات آنان محدود و تابع قوانین و شرایط خاصی است، Super PAC ها اجازه دارند به هر میزان که تمایل داشته باشند خرج انتخابات کنند، مشروط بر آنکه به صورت مستقیم با کمپین کاندیدایی که به نفع وی تبلیغ می کنند رابطه تشکیلاتی نداشته باشند ( این ویدئو را ببینید). این عدم رابطه تشکیلاتی Super PAC ها با کمپین یک کاندیدا، یکی از مبهم ترین – و البته غیر واقعی ترین – قوانین انتخاباتی آمریکاست که محصول همین رای دادگاه عالی آمریکا می باشد، چون هر دو کاندیدای فعلی رقابت های ریاست جمهوری در آمریکا از حمایت مالی Super PAC هایی برخوردار هستند که به نفع آنها تبلیغ می کنند اما مدعی هستند که با کمپین کاندیدا رابطه تشکیلاتی ندارند. اصلی ترین Super PAC حامی میت رامنی با عنوان Restore Our Future و اصلی ترین Super PAC حامی باراک اوباما Priority USA است (به طرح زمینه وب سایت های آنان دقت کنید. Super PAC حامی رامنی با رنگ قرمز که رنگ اصلی جمهوری خواهان است و Super PAC حامی اوباما با رنگ آبی که رنگ اصلی دموکراتهاست). و در این میان Super PAC های دیگری هم هستند که به نفع کاندیداها تبلیغ می کنند و از معروف ترین های آنان American for Prosperity است که توسط برادران سرمایه دار کخ (Koch Brothers) حمایت می شود. همچنین 2 تا از اصلی ترین این Super PAC های وابسته به جمهوری خواهان American Crossroads و Crossroads GPS توسط آقای کارل رو  بنیانگذاری شده اند و نقش ماشین پول جمع کنی جمهوری خواهان را در رقابت های ریاست جمهوری و کنگره ایفا می نمایند، (کارل رو ATM جمهوری خواهان و دیگر نوشته های پیشینی ام در همین مورد: + و + و +). این مقاله را هم در مورد تبلیغات 8 میلیون دلاری توماس پترفی، سرمایه دار مجارستانی تبار بخوانید. او در این تبلیغات تلویزیونی، داستان بزرگ شدن و زندگی در سرزمینی با حکومت سوسیالیستی را شرح می دهد و می گوید که این تجربه فقط شکست است. به همین دلیل هم او در این جا – آمریکا – به جمهوری خواهان رای خواهد داد. در میان Super PAC های دموکرات ها هم می توان به دو نمونه America Votes و همچنین American Bridge 21st Century اشاره کرد. هرچند هر دوی این Super PAC ها تمرکزشان را بر فعالیت های در سطح grassroots و برای اشاعه ارزش های لیبرال از قبیل حق سقط جنین، حفاظت از محیط زیست و … قرار داده اند.

در مورد نقشی که پول در انتخابات آمریکا ایفا می کند البته در میان آمریکایی ها، اتفاق نظر وجود ندارد. اگرچه در فرهنگ آمریکایی، اساسن کمک مالی برای موارد مختلف از جمله انتخابات پذیرفته شده است (+) و این هم به تنهایی مختص به جمهوری خواهان نیست (+ و + و +). اما خب، شما اگر پول نداشته باشید یا نتوانید به اندازه کافی پول جمع کنید، باید قید حضور در انتخابات را بزنید. فرقی هم نمی کند، چه انتخابات ریاست جمهوری و چه در سطوح پایین تر، کنگره و فرمانداری ها و مجالس قانون گذاری ایالتی. به همین دلیل است که کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری برای تهییج طرفداران خود جهت کمک مالی، خیلی اوقات کمک های مالی کاندیدای رقیب را برجسته می کند و می گوید که مواظب باشید، آنها بیشتر از ما پول جمع کرده اند و بیشتر از ما می توانند هزینه تبلیغات – به خصوص در ایالت های سرنوشت ساز – را فراهم کنند. اگر شما به کمپین کاندیدای خود کمک نکنید انتخابات را خواهیم باخت. من بارها چنین ای میل هایی از ستاد اوباما گرفته ام و تا جایی که می دانم ستاد رامنی هم به صورت مدام، طرفداران خود را ترغیب به مشارکت مالی می کند؛ هرچند جمهوری خواهان از لحاظ تامین هزینه های مالی خود توسط افراد پولدار، به خصوص در این انتخابات، دست بالا را دارند.

برای جمع کردن پول و تامین هزینه های انتخابات راه های مختلفی از قبیل فرستادن نامه درخواست پول در خانه مردم، تلفن و تبلیغات آن لاین و … وجود دارد. کاندیداها به نام خودشان یا به نام همسرشان و افراد معروف در حزب خود، هر روز ای میل های زیادی هم به طرفداران خود می فرستند و از آنها درخواست کمک مالی حتی در حد 3 یا 5 دلار می کنند. و البته در بسیاری اوقات این کمک های 5 دلاری با یک انگیزه جانبی نیز همراه می شود. به عنوان مثال باراک اوباما هفته گذشته ای میلی را برای لیست طرفداران خود فرستاده و گفته بود که اگر 5 دلار به کمپین او کمک کنید به صورت خودکار در لیست افرادی قرار می گیرید که شانس حضور در کنار رئیس جمهور در روز رای گیری انتخاباتی را خواهید داشت. فرد یا افرادی که این شانس را داشته باشند توسط قرعه کشی از میان افراد مختلفی که به کمپین کمک کرده اند انتخاب می شوند. اما خب برای کمپین اوباما که در گزارش ماه اکتبر خودش از حدود 10 میلیون نفر آمریکایی کمک کننده به کمپین اوباما خبر داده بود، باید خیلی خوش شانس باشید که سه شنبه را با رئیس جمهور و تیم همراه وی، آن هم فقط با یک بلیت 5 دلاری بگذرانید (اگر هم می خواهید سه شنبه را با رامنی در بوستون بگذرانید، به اینجا بروید).  جرج کلونی با روشی مشابه، برای اوباما 15 میلیون دلار در بهار 2012 جمع کرده بود (اینجا). اگر هم می خواهید اطلاعات کاملی از هزینه های انتخاباتی یک کاندیدا و پول هایی که هر ماه جمع می کنند بدست آورید باید به سیاست رسمی کمیسیون انتخابات آمریکا بروید (اینجا را نگاه کنید).

با اینحال به صورت معمول این دموکرات ها هستند که بیشتر از هزینه های نامعمول و با منابع مالی نامشخص در انتخابات انتقاد می کنند (انتقاد وارن بافت، سرمایه دار دموکرات از هزینه های انتخاباتی)؛ در حالیکه در میان جمهوری خواهان کمتر چنین انتقادهایی به چشم می خورد (اینجا). این ویدئو را ببینید که در مورد نقش پول در انتخابات آمریکا صحبت و پیش بینی می کند که هزینه های انتخابات در سال 2012 ( ریاست جمهوری و کنگره)  به بیشتر از 8 بیلیون دلار بالغ شود. این مقاله را هم بخوانید که از 5 تامین کننده مالی جمهوری خواهان و 5 تامین کننده مالی دموکرات ها می گوید. همانطور که می بینید در میان جمهوری خواهان، شلدون ادلسون – کازینو دار – با بیشتر از 34 میلیون دلار قرار دارد (البته این رقمی است که اعلام شده، Super PAC ها می توانند تحت شرایطی کمک کنندگان مالی خود را افشا نکنند یا اینکه پس از مدت مشخصی اعلام نمایند. شلدون ادلسون گفته بود که حاضر است تا 100 میلیون دلار برای انتخابات هزینه کند تا اوباما در کاخ سفید برای 4 سال دیگر نماند. کمپین اوباما هم گزارشی منتشر کرد که آقای ادلسون در صورت پیروزی رامنی و تحت قوانین مالیاتی او می تواند تا 2 میلیارد دلار کمتر مالیات بپردازد، به همین دلیل از رامنی حمایت می کند).  بعد از آقای ادلسون، هارولد سیمونز با 16 و باب پری با 15.3 میلیون دلار قرار دارند. نفر چهارم و پنجم هم رابرت رولینگ و ویلیام کخ (یکی از دو برادر معروف کخ) با 4.1 و 3 میلیون دلار قرار دارند. در میان دموکرات ها اما، نفر اول لیست جفری کتزنبرگ با 2.5 میلیون دلار است، یعنی تقریبن نیم ملییون دلار کمتر از کمترین کمک کننده جمهوری خواه در این لیست.

این ویدئو را با صدای کلینت استیوود در انتقاد از باراک اوباما ببینید. این یکی از ده ها تبلیغ تلویزیونی America Crossroads یکی از مهمترین Super PAC  های انتخابات ریاست جمهوری 2012 در آمریکاست که توسط کارل رو، معروف ترین استراتژیست جمهوری خواهان، بنیانگذاری شده است. American Crossroads قسمت عظیم تبلیغات تلویزیونی اش را در Swing State ها (ایالت هایی که گاهی به دموکرات ها و گاهی به جمهوری خواهان رای می دهند)، به خصوص در ماه های سپتامبر و نوامبر هزینه کرده است. نقش مهم کارل رو و پولی که او برای انتخابات کنار گذاشته باعث شده است که هر جا صحبت از استراتژی های تبلیغاتی جمهوری خواهان و نحوه هزینه منابع مالی آنان و تبلیغات تلویزیونی به میان می آید، نام  کارل رو تکرار شود. و البته این امر مخالفت بخشی را هم به دنبال دارد. از جمله، اینجا، در نقد تصمیم دادگاه عالی برای هزینه های غیر معمول توسط Super PAC ها و همچنین این یکی که امضا جمع می کند با این عنوان که نگذارید کارل رو و گروه های منفعت طلب، انتخابات ما را بخرند. این صفحه فیس بوک را هم نگاه کنید.

از جمله نقش هایی که باراک اوباما به عنوان رئیس جمهور آمریکا ایفا کرد، محدود کردن نقش لابیست ها در تصمیم گیری ها کلان بود و حالا لابیست ها امیدوارند با پیروزی میت رامنی دوباره بتوانند مانند قبل در تعیین سیاست های کلان در آمریکا فعال شوند (اینجا و اینجا). در مورد نقش پول و لابی گری در واشنگتن این نوشته پیشینی ام را بخوانید و در مورد فعالیت های یکی از معروف ترین لابیست های آمریکایی، رالف رید، که امسال از طریق تبلیغات در به در Get Out the Vote برای رامنی فعالیت می کند نگاهی به این یکی داشته باشید. در اینجا هم نگاهی به مقاله جالبی در مورد نقش و رابطه پل رایان، کاندیدای معاونت اولی میت رامنی با وال استریت داشته باشید (چگونه وال استریت، پل رایان را به اینجا رساند).

از جمله نقش های دیگری که پول در انتخابات آمریکا ایفا می کند، در تعیین استراتژی های تبلیغات منفی علیه کاندیدای رقیب است (اینجا). حجم تبلیغات منفی در تاریخ رقابت های ریاست جمهوری آمریکا در سال 2012 بی سابقه است. اگرچه پیش از این هم در سال 2004 و هم در 2008، تبلیغات منفی – تبلیغات مستقیم علیه کاندیداهای رقیب – بسیار مورد استفاده قرار می گرفت اما این گزارش را نگاه کنید که حجم تبلیغات منفی اوباما و رامنی علیه یکدیگر و همچنین گروه های حامی آنان را مشخص می سازد. 73% تبلیغات تلویزیونی کمپین اوباما را همین تبلیغات منفی تشکیل می دهند. برای رامنی این رقم برابر با 36% است. در عین حال گروه های حامی اوباما 89% تبلیغات خود را به تبلیغات منفی اختصاص داده اند و گروه های طرفدار رامنی هم 95% تبلیغات تلویزیونی شان، تبلیغات منفی است (یک گزارش مقایسه ای جالب از سال 2004، 2008 و 2012؛ اینجا). تبلیغاتی که به صورت آگهی های 30 ثانیه ای، تا فیلم های کوتاه و مستندهای بلند پخش می شوند (آمریکای اوباما، 2016). این تبلیغات البته محصول بررسی رقبا (Opposition Research) توسط گروه های سیاسی است که پیشینه کاندیداها را بررسی می کنند و متناسب با برنامه های تبلیغاتی، با تاکید بر نقاط ضعف رقیب، او را مورد حمله قرار می دهند (+ و +). سابقه این امر البته در تاریخ انتخابات ریاست جمهوری آمریکا خیلی هم جدید نیست. برای اولین بار در سال 1796، این توماس جفرسون، سومین رئیس جمهور آمریکا بود که  یک اسکاتلندی به نام جیمز کلندر را استخدام کرد تا سوابق منفی جان آدامز را پیدا کند. هرچند او هم البته خیلی فکر نمی کرد، سابقه تبلیغات منفی از طریق بررسی سوابق رقبا به جایی برسد که 95% یک نوع از تبلیغات انتخاباتی (تبلیغات تلویزیونی) به تبلیغات علیه رقیب اختصاص داده شوند (یک گزارش جدیدتر از حجم تبلیغات منفی و مقایسه سال های 2004، 2008 و 2012).

این گزارش در ندای سبز آزادی منتشر شده است.

شلدون ادلسون (غول کازینویی) و همسرش، بزرگ ترین کمک کننده مالی جمهوری خواهان

این ویدئو را ببینید. گزارش Democracy Now در مورد مناظره اول میت رامنی و باراک اوباما در شهر دنور ایالت کلوردا است و در آن ضمن انتقاد از جمهوری خواهان و دموکرات ها در به انحصار قرار دادن رقابت های ریاست جمهوری، گزارشی از فرایند مناظره های انتخاباتی را شرح می دهد. George Farah نویسنده کتابی با عنوان No Debates و بنیاتگذار سازمانی به نام Open Debates در این ویدئو توضیح می دهد که چگونه کمیسیون برگزاری مناظره که توسط یک نماینده از حزب دموکرات و یک نماینده از حزب جمهوری خواه اداره می شود، فرایند برگزاری مناظره های ریاست جمهوری را تحت کنترل می گیرد و طی آن برای سایر احزاب (از جمله حزب سبز با کاندیداتوری Jill Stein، حزب Justice با کاندیداتوری Rocky Anderson و حزب Libertarian با کاندیداتوری Gary Johnson فرماندار پیشین New Mexico) نقشی قائل نیست. Democracy Now در عین حال پس از برگزاری مناظره میت رامنی و باراک اوباما در دنور، برنامه ای را با حضور Rocky Anderson و Jill Stein برگزار کرد و مواردی را که  دو کاندیدای حزب دموکرات و جمهوری خواه در مناظره شان مطرح کرده بودند، با این دو نفر هم در میان گذاشت و نظر آنها را در این موار پرسید (اینجا).

مناظره های انتخاباتی تا قبل از سال 1988 توسط سازمانی به نام  League of Women Voters  برگزار می شد. در سال 1988 دو حزب دموکرات و جمهوری خواه برای مناظره کاندیدای خود، یک توافقنامه محرمانه 12 صفحه ای امضا کردند و از League of Women Voters هم خواستند که مناظره را در راستای همین توافقنامه برگزار کند که پس از مخالف آنها، کمیسیون برگزاری مناظره های ریاست جمهوری که در سال 1987 تشکیل شده بود مسئولیت برگزاری مناظره را بر عهده گرفت. در سال 1984، کمپین رونالد ریگان جمهوری خواه و والتر ماندیل دموکرات، تعداد 80 (هشتاد) نفر از مجری هایی را که توسط League of Women پیشنهاد شده بود رد کردند، برای اینکه انتظار داشتند مجری مناظره ( Moderator) کسی نباشد که از اصول مورد توافق دو کاندیدا فراتر رود. در سال 1980 هم رئیس جمهوری وقت آمریکا، جیمی کارتر حاضر نشده بود در مناظره ای که توسط League of Women با حضور رونالد ریگان و کاندیدای مستقل John B. Anderson قرار بود برگزار شود حضور پیدا کند. کارتر از این واهمه داشت که آقای اندرسون برخی از آرای او را در ایالت های لیبرال به خودش اختصاص دهد که این امر به ضرر آرای الکترال جیمی کارتر تمام می شد و در نهایت البته اینگونه شد و او تقریبن با 6 میلیون رای که 6.6% آرا را شامل می شد، بسیاری از آرای لیبرال ها را که در حالت معمول به کاندیدای حزب دموکرات – جیمی کارتر – رای می دادند بدست آورد. در آن انتخابات ریگان و کارتر به ترتیب 44 و 35 میلیون رای بدست آوردند. در سال 1992، کاندیدای مستقل دیگری به نام Henry Ross Perot در انتخابات با حضور در برنامه لری کینگ در سی ان ان، کاندیداتوری خودش را اعلام کرد. کمپین بوش با این تصور که او به صورت بالقوه می تواند باعث کاهش آرای بیل کلینتون شود از حضور او در مناظره انتخاباتی کاندیداهای ریاست جمهوری استقبال کرد. اگرچه Exit Poll های بعد از برگزاری انتخابات نشان می داد که او 38% از آرایی که را به صورت بالقوه به بیل کلینتون تمایل داشتند به دست آورده است. این رقم برای جرج بوش هم به همین مقدار یعنی 38% بود. هرچند 20% طرفداران او خودشان را لیبرال و 27% جمهوری خواه نامیده بودند (نتایج انتخابات 1992: + و +). اینجا را هم بخوانید که توضیح می دهد چگونه کاندیداتوری Perot در نهایت به پیروزی بیل کلینتون کمک کرد.

نقشی را که اندرسون در شکست جیمی کارتر در سال 1980 ایفا کرد ( و همچنین Perot در شکست جرج بوش)، در انتخابات امسال Gary Johnson می تواند ایفا کند. او که اجازه پیدا نکرده در مناظره های انتخاباتی رقابت های مقدماتی جمهوری خواهان حضور پیدا کند (درحالی که فرماندار گمنامی مانند جان هانسمن و صاحب پیتزافروشی های زنجیره ای، هربرت مک کین که اصلن سابقه سیاسی نداشت اجازه حضور در رقابت های مقدماتی جمهوری خواهان را یافتند)، با تغییر حزب و پیوستن به حزب Libertarian، کاندیدای این حزب برای انتخابات ریاست جمهوری شد. دیدگاه های محافظه کارانه او از قبیل کاهش نقشی که برای دولت فدرال قائل است و همچنین سابقه عضویت او در حزب جمهوری خواه می تواند به صورت بالقوه بخشی از آرای رامنی را در میان جمهوری خواهان به خصوص در ایالت های سرنوشت ساز از قبیل ویرجینیا و اوهایو تحت تاثیر قرار دهد (این مقاله را بخوانید که توضیح می دهد چگونه کمپین میت رامنی در پی تلاش برای حذف نام گری جانسون از برگه های رای است، و این یکی در خصوص آرای جانسون در اوهایو.  این ویدئو را هم ببینید که در انتقاد از میت رامنی در صفحه فیس بوک گری جانسون منتشر شده است. این عکس را هم ببینید، گری جانسون اوباما و رامنی را با واژه «اوبامنی» Obamney مورد خطاب قرار می دهد و از ضرورت توجه به حزب سوم می گوید). در این ویدئو هم گری جانسون می گوید که طرفداران ران پال (کاندیدای رقابت های مقدماتی جمهوری خواهان که دیدگاه های ویژه اش در انتخابات خبرساز بود و حتی در روز کنگره جمهوری خواهان هم حاضر نشد از میت رامنی حمایت کند؛ نوشته پیشینی ام مرتبط با ران پال) می توانند به او رای دهند چون دیدگاه های وی به ران پال شبیه است (آیا واقعن گری جانسون رای 6% آمریکایی ها و رای 10% را در اوهایو دارد؟ اینجا و اینجا. بیشتر آرای جانسون از سبد رای میت رامنی برداشته می شود؛ این یکی مقاله در همین مورد توضیح می دهد. این لینک را هم ببینید. گری جانسون را در مناظره اول میت رامنی و باراک اوباما در کنار آنها قرار می دهد و نظر خود را در مورد دیدگاه هایی که هر یک بیان می کنند مطرح می نماید).

در این لینک مناظره سه کاندیدای Reform Party، Constitution Party و Justice Party را ببینید. سئوالاتی که کاندیداها با آن مواجه می شدند همان سئوالاتی بود که اوباما و رامنی در مناظره دوم خودشان به آنها پاسخ دادند. سئوالاتی که تعدادی از رای دهندگان ثبت نام کرده اما تصمیم نگرفته از دو کاندیدای اصلی جمهوری خواه و دموکرات به صورت مستقیم پرسیده بودند و این سه کاندیدا هر یک 90 ثانیه وقت داشتند تا به این سئوالات جواب بدهند.

کاندیداهای احزاب حاشیه های با یکدیگر مناظره های دیگری هم برگزار کردند. یکی از مهمترین های آنان مناظره میان 4 کاندیدا Gary Johnson، Jill Stein، Rocky Anderson و Virgil Goode از طرف Constitution Party بود که مناظره اول آن ها توسط Free and Equal Election Foundation در 23 اکتبر برگزار شد و مجری آن هم لری کینگ، مجری مشهور و سابق شبکه تلویزیونی سی ان ان بود (اینجا). مناظره دوم آنها هم در تاریخ 5 نوامبر برگزار می شود (اینجا). در مناظره اول، Gary Johnson کاندیدای حزب Libertarian پیروز شد (اینجا).

منبع: صفحه فیس بوک گری جانسون

انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا و دموکراسی الکترال در آن، محصول انقلاب آمریکا در اواخر قرن 16 – 1776- و موارد مندرج در قانون اساسی این کشور است. برای انتخاب رئیس جمهور، هر ایالت بر اساس تعداد آرای آن ایالت در مجلس نمایندگان (این آرا متغیر است، بر حسب جمعیت هر ایالت فرق می کند و مورد بازنگری قرار می گیرد) + تعداد آرای هر ایالت در مجلس سنا (آین آرا ثابت است، هر ایالت در مجلس سنا، 2 نماینده دارد)، ارزش گذاری می شود. به عنوان مثال ایالت کالیفورنیا با تقریبن 38 میلیون نفر جمعیت دارای 53 نماینده در مجلس نمایندگان آمریکا (House) است و ایالت فلوریدا با 19 میلیون نفر جمعیت، دارای 27 نماینده در مجلس نمایندگان (House) است. و البته هر دو ایالت، 2 نماینده در مجلس سنا دارند. به این ترتیب آرای الکترال کالیفرنیا برابر با 55 و آرای الکترال فلوریدا برابر با 29 رای است. ایالت هایی هم که جمعیت آنها خیلی کم است، حداقل 1 نماینده در مجلس نمایندگان و (البته 2 نماینده در مجلس سنا) دارند. به عنوان مثال ایالت مونتانا با تقریبن 1 میلیون جمعیت، تنها 1 نماینده در مجلس نمایندگان دارد.

قبل از ادامه بحث یک نکته را فقط برای تذکر بگویم که کنگره در آمریکا به معنی ترکیب مجلس نمایندگان و مجلس سنا است. از آنجایی که عضو مجلس نمایندگان Congressman و عضو مجلس سنا Senator خوانده می شود، ما در ایران عضو مجلس نمایندگان را گاهی اوقات – به اشتباه – کنگره می خوانیم که این درست نیست. تعداد نمایندگان در مجلس نمایندگان که اصطلاحن به آن House می گویند بر اساس ترکیب جمعیتی هر ایالت، کلن به میزان 435 عدد و تعداد سناتورهای آمریکایی 100 نفر است که جمع آنها 535 نفر می شود. سناتورها در آمریکا پس از انتخاب در سه گروه – بر اساس قرعه کشی – قرار می گیرند. دسته اول بعد از 2 سال حضور در سنا باید در انتخاب مجدد شرکت کنند، دسته دوم پس از 4 سال و دسته سوم پس از 6 سال در انتخابات مجدد شرکت می کنند. به عنوان مثال اسکات براون سناتور جمهوری خواه ایالت ماساچوست که در سال 2010 جایگزین تد کندی – سناتور مرحوم ایالت ماساچوست شد – پس از 2 سال امسال دوباره با الیزابت وارن، کاندیدای دموکرات ها رقابت می کند (گزارشی از وضعیت انتخابات سنا). انتخابات مجلس نمایندگان اما هر 2 سال یک بار برگزار می شود. در سال 2010، جمهوری خواهان اکثریت مجلس نمایندگان را که پیش از این در اختیار دموکرات ها بود بدست آوردند. پیش بینی می شود در انتخابات امسال هم مجلس نمایندگان همچنان در اختیار جمهوری خواهان باقی بماند.

همانطور که گفتم تعداد نمایندگان هر ایالت در مجلس نمایندگان به اضافه تعداد نمایندگان هر ایالت در مجلس سنا، بیانگر ارزش آن ایالت برای تعیین رئیس جمهور است که به آن آرای الکترال گفته می شود. در انتخابات ریاست جمهوری (که در اولین سه شنبه پس از اولین دوشنبه در ماه نوامبر برگزار می شود)، هر رئیس جمهوری که در هر ایالت، رای اکثریت را بدست آورد، تمام آرای الکترال آن ایالت به نام وی خوانده می شود. در انتخابات ریاست جمهوری سال 2012، باراک اوباما به صورت 100% در ایالت کالیفرنیا اکثریت را بدست می آورد، بنابراین تمام 55 رای اکترال در فلوریدا (53 + 2)، برای اوباما خواهد بود. در ایالت کم جمعیتی مانند مونتانا هم، میت رامنی دارای 3 رای الکترال است.

همانطور که گفتم تعداد نمایندگان در مجلس نمایندگان که اصطلاحن به آن House می گویند بر اساس ترکیب جمعیتی هر ایالت، کلن به میزان 435 عدد و تعداد سناتورهای آمریکایی 100 نفر است که جمع آنها 535 نفر می شود. بنابراین تعداد آرای الکترال در انتخابات ریاست جمهوری باید 535 نفر باشد، اما از آنجایی که واشنگتن دی سی (پایتخت آمریکا) یک ایالت به حساب نمی آید و نماینده ای در مجلس نمایندگان و سنا ندارد (نماینده واشنگتن دی سی در مجلس نمایندگان delegate نام و حق رای محدودی دارد)، 3 رای الکترال برابر با کمترین رایی که یک ایالت در انتخابات دارد به واشنگتن دی سی تعلق می گیرد و بر این اساس کل آرای الکترال در آمریکا 538 عدد است (برای انتخابات سال 2012) و اگر کسی بتواند 270 رای الکترال بدست بیاورد، رئیس جمهور آمریکا خواهد بود (استثنایی در مورد ایالت Maine و Nebraska در مورد شمردن آرای الکترال فرد پیروز وجود دارد. در این دو ایالت روشی به نانم Congressional District Method مورد استفاده قرار می گیرد. در این روش، 2 رای اکترال بر اساس آرای عمومی محاسبه می شود و آرای الکترال باقیمانده که برای Main به میران 2 رای و برای Nebraska به میزان 3 رای است بر اساس تقسیم بندی آرا درون ایالت مورد محاسبه قرار می گیرد. ایالت Main  از سال 1972 و ایالت Nebraska از سال 1996 این روش را مورد استفاده قرار دادند. به صورت سنتی Main به دموکرات ها رای می دهد و Nebraska هم به جمهوری خواهان رای می دهد. Main در انتخابات امسال 4 رای الکترال و Nebraska هم 5 رای اکترال دارد).

فلسفه رای اکترال در این است که در اصل یک شهروند آمریکایی در انتخابات به صورت مستقیم به یک کاندیدا رای نمی دهد، بلکه به کسانی رای می دهد که به نام Elector خوانده می شوند و آنها در یک روند فرمالیته، رئیس جمهور را از میان خود انتخاب می کنند. پیروزی یک کاندیدا در یک ایالت به معنی انتخاب Elector هایی در آن ایالت است که نمایندگان کاندیدای پیروز هستند. اگرچه در هنگام رای گیری در برگه های رای گیری برخی ایالت ها، نام کاندیدا و معاون وی نوشته می شوند که این به خودی خود به معنی انتخاب Elector های مرتبط با آن کاندیدا و معاون وی است و در برخی ایالت ها هم اساسن نام Elector ها نوشته می شوند و آنها بر اساس پروسه مشخصی درون ایالت ها، کاندیدای پیروز و معاون وی را انتخاب می کنند. از جمله مهمترین دلایل تعیین این نوع شمارش آرا، این است که در گذشته امکان رای گیری ایالتی و بدست آوردن نتایج آن در کوتاه ترین زمان ممکن وجود نداشت (به خصوص در مناطق جنوبی). به همین دلیل مردم، نماینگان مرتبط با احزاب را که در ایالت های خود آنها را می شناختند انتخاب می کردند و آنها نیز در یک گردهمایی متمرکز، رئیس جمهور را تعیین می کردند. همچنین این روش، امکان دستکاری در انتخابات از طریق گول زدن مردم توسط یک حاکم ستمگر را از بین می برد (الکساندر همیلتون). از آنجایی هم که Elector ها هر 4 سال یک بار انتخاب می شدند و قبل از آن نمی توانستند با یکدیگر ملاقات کنند یا برای دستکاری در انتخابات برنامه ریزی نمایند، در این روش احتمال تقلب انتخاباتی کاهش می یافت. دلیل دیگر استفاده از این روش رای گیری، افزایش نقش ایالت های کم جمعیت در تعیین رئیس جمهور بود. به عنوان مثال کالیفرنیا در حالی 55 رای الکترال دارد که متناسب با جمعیت باید 65 رای اکترال داشته باشد و مونتانا در حالی 3 رای الکترال دارد که متناسب با جمعیت حتی 1 رای هم به این ایالت تعلق نمی گیرد (جمعیت مونتانا، تقریبن 1 میلیون نفر است).

فرایند انتخاب رئیس جمهور توسط Elector ها امروز کاملن فرمالیته است، یعنی در حالات نرمال یک Elector که در یک ایالت توسط حزب یا کاندیدای ریاست جمهوری انتخاب شده است، به کاندیدای حزب رقیب رای نمی دهد. Electorی که چنین کاری بکند به Faithlessness (وفادار نبودن) متهم می شود و در 24 ایالت این کار جرم است. در انتخابات سال 2000، Barbara Lett-Simmons که در واشنگتن دی سی به عنوان Elector از طرف دموکرات ها انتخاب شده بود، در اعتراض به نقش کم واشنگتن دی سی، در تصمیم گیری های کنگره، در روز تعیین رای حاضر نشد و به همین دلیل تعداد آرای الکترال ال گور 266 عدد (و آرای کل 537، به جای رقم 538) بود. در رقابت های ریاست جمهوری سال 2004 هم، جان ادواردز که به عنوان معاون جان کری در حزب دموکرات انتخاب شده بود، یک رای الکترال بدست آورد. دلیل این امر اشتباه یکی از Elector ها عنوان شده است که در برگه خود به جای جان کری، اسم جان ادوارزد، معاون او را نوشته بود.

Elector ها در اولین دوشنبه پس از دومین چهارشنبه ماه دسامبر در مراکز ایالتی خود، رای شان را برای ریاست جمهوری و معاونت اولی او در برگه های جداگانه می نویسند.  در تاریخ انتخابات آمریکا تا کنون 4 بار یک کاندیدا، رای بالاتری از دیگران بدست آورده اما آرای الکترال را باخته و در نتیجه رئیس جمهور نشده است. نزدیک ترین آن از لحاظ زمانی به ما، انتخابات سال 2000 است. در آن انتخابات ال گور، کاندیدای حزب دموکرات تقریبن 500 هزار رای بیشتر از جرج بوش بدست آورد، اما به دلیل آنکه جرج بوش موفق شده بود آرای الکترال بیشتری بدست بیاورد (271 به 266 و یک رای غایب)، جرج بوش به عنوان 43 مین رئیس جمهور آمریکا انتخاب شد. 3 مورد دیگر مربوط به سال های 1824، 1876 و 1888 است. در انتخابات سال های 1876 و 1888 مشابه سال 2000 کاندیدایی که اکثریت آرای عمومی را بدست آورد نتوانست اکثریت آرای الکترال را بدست بیاورد اما داستان در سال 1824 فرق می کند. در این سال جان کوینسی آدامز در حالی به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد که آرای وی تقریبن 31% آرای کل بود. رقیب او اندرو جکسون تقریبن 41% آرا را بدست آورده بود، اما چون هیچ یک از دو کاندیدا، اکثریت آرا را بدست نیاورده بودند، تکلیف تعیین رئیس جمهور به عهده مجلس نمایندگان گذاشته شد (مطابق قانون اساسی) و مجلس نمایندگان هم جان کوینسی آدامز را به عنوان رئیس جمهور انتخاب کرد. در مواقعی که کاندیداها اکثریت آرا را بدست نیاورند و یا رای الکترال 2 کاندیدا مساوی باشد، مجلس نمایندگان رئیس جمهور را انتخاب می کند و مجلس سنا هم معاون رئیس جمهور را بر می گزیند. در انتخابات امسال با درصد احتمال پایینی اگر آرای الکترال میت رامنی و باراک اوباما مساوی و برابر با 269 رای باشد این سناریو برای دومین بار در تاریخ آمریکا تکرار خواهد شد. با این توضیح که به دلیل اکثریت جمهوری خواهان در مجلس نمایندگان – منظور مجلس نمایندگان جدیدی است که انتخابات آن، هم زمان با انتخابات ریاست جمهوری برگزار می شود – آنها میت رامنی را برای ریاست جمهوری انتخاب خواهند کرد ( نمایندگان هر ایالت درون خود تصمیم گیری می کنند و کاندیدای پیروز را معرفی می نمایند، بنابراین هر ایالت 1 رای دارد) و به دلیل اکثریت احتمالی دموکرات ها در مجلس سنا، آنها هم جو بایدن را به عنوان رئیس جمهور تعیین می کنند (این دو ویدئو: اینجا و اینجا را ببینید و این مقاله را هم بخوانید). این سناریو در صورتی که اوباما بتواند اوهایو، ویسکانسین و نیوهمشایر را ببرد و در سایر ایالت های سرنوشت ساز یا همان Swing State ها (ایالت هایی که گاهی به دموکرات ها و گاهی به جمهوری خواهان رای می دهند) رامنی پیروز شود اتفاق خواهد افتاد و هر دو کاندیدا 269 رای الکترال بدست می آورند. در این نقشه انتخاباتی CNN شما می توانید سناریوهای مختلف را خودتان ارزیابی کنید. برای این کار موس خود را روی هر ایالت کلیک کنید تا آن ایالت به رنگ آبی یا قرمز ( به معنی طرفداری از اوباما یا رامنی) در آید. سپس به آرای الکترال کاندیداها که در امتداد ستون بالای نقشه کنار عکس دو کاندیدا مشخص می شوند نگاهی بیندازید. اگر در روی ایالت های که با رنگ زرد مشخص شده اند، همانطور که گفتم اوهایو، نیوهمشایر و ویسکانسین را به اوباما بدهید (رنگ آبی) و سایر ایالت هایی را که با رنگ زرد مشخص شده اند به رامنی اختصاص دهید (رنگ قرمز)، آرای الکترال این 2 برابر با 269 خواهد شد. در مورد نتایج انتخابات مجلس نمایندگان و مجلس سنا، اینجا و اینجا را ببینید. همانطور که مشخص است، جمهوری خواهان 224 نماینده قطعی و دموکرات ها 178 نماینده قطعی در مجلس نمایندگان دارند. 33 کرسی هم وضعیتش هنوز معلوم نیست و رقابت در آنها خیلی نزدیک است و اگر دموکرات ها همه آنها را هم ببرند با 211 نماینده از جمهوری خواهان با 224 نماینده در موضع اقلیت قرار دارند و در صورت آرای الکترال مساوی، آنها میت رامنی را به عنوان رئیس جمهور انتخاب خواهند کرد. در مجلس سنا رقابت نزدیک تر است. دموکرات ها 46 سناتور قطعی و جمهوری خوهان 43 سناتور قطعی دارند و 11 کرسی مجلس سنا هم هنوز به صورت قطعی به یکی از دو حزب تعلق نگرفته است.

به صورت خلاصه هم اگر بخواهم دلیل اینکه یک کاندیدا، آرای الکترال بیشتری بدست می آورد اما رای کمتری دارد را توضیح دهم، 4 تا از همین ایالت های سرنوشت ساز را انتخاب می کنم. فلوریدا (29 رای الکترال، 19 میلیون جمعیت)، اوهایو (18 رای اکترال، 11 میلیون جمعیت)، ویرجینیا (13 رای اکترال، 8 میلیون جمعیت) و نیوهمشایر (4 رای اکترال، 1.3 میلیون رای). با فرض اینکه در ایالت های دیگر آرای کاندیداها به صورت مساوی تقسیم شده است و در این 4  ایالت (که 3 تای اول مهمترین ایالت های انتخابات در سال 2012 هم هستند)، آرا به صورت زیر تقسیم بندی شوند:

فلوریدا: اوباما 6 میلون، رامنی 5 میلیون، آرای الکترال 29، همه برای اوباما

اوهایو: اوباما 3 میلیون، رامنی 5 میلیون، آرای الکترال 18، همه برای رامنی

ویرجینیا: اوباما 2 میلیون، رامنی 4 میلیون؛ آرای الکترال 13 همه برای رامنی

نیوهمشایر: اوباما 300 هزار رای، رامنی 200 هزار رای؛ آرای الکترال 4 همه برای اوباما

خب مجموعن اوباما در این 4 ایالت 11.3 میلیون رای بدست آورده است و آرای رامنی هم 14.2 میلیون است. اما آرای الکترال اوباما 33 رای (اوهایو + نیوهمشایر) و آرای الکترال رامنی 31 رای (ویرجینیا + اوهایو) است. بنابراین کسی که آرای بیشتری بدست آورده، لزومن رای الکترال بیشتری بدست نخواهد آورد. این به خودی خود هم بیانگر آن است که یک کاندیدا برای رقابت باید بداند در چه ایالت هایی و با چه نسبتی تبلیغ کند و سرمایه مادی و انسانی خودش را صرف نماید. این ویدئو را ببینید که نگاهی انتقادی به روش آرای الکترال برای انتخاب رئیس جمهور در آمریکا دارد. این ویدئو توضیح می دهد که جمعیت آمریکا 309 میلیون نفر است و بر اساس 538 رای الکترال، هر 574 هزار نفر باید یک رای الکترال داشته باشند (574000=309000000/538). اما خب اینگونه نیست. به عنوان مثال اوهایو با 11 میلیون و 500 هزار نفر باید 20 رای اکترال داشته باشد در حالیکه 18 رای اکترال دارد (دلیل این امر این است که هر ایالت فارغ از جمعیت، 2 رای در مجلس سنا دارد و این دو رای در نتیجه گیری کلی، آرای الکترال ایالت های پرجمعیت را به نفع کم جمعیت ها، کم می کند). بر این اساس ایالت هایی مانند کالیفرنیا و تکزاس، به ترتیب 10 و 6 رای اکترال کمتر از نسبت جمعیتی خود دارند (البته توجیه این امر توسط قانون گذاران آمریکایی، جلوگیری از تاثیر بیشتر ایالت های بزرگ تر و پر جمعیت تر بر ایالت های کوچک تر یا کم جمعیت تر است). این فیلم به صورت ریاضی ثابت می کند که 22% جمعیت آمریکا می توانند رئیس جمهور را تعیین کنند و بیشتر از 50% آرای الکترال را بدست بیاورند (این ادعا البته در دنیای واقعی به دلیل تفاوت ایالت های در رایی که به جمهوری خواهان یا دموکرات ها می دهند هرگز اتفاق نمی افتد. به عنوان مثال در این فیلم دو ایالت ماساچوست و آلاسکا در میان این 22% جمعیت قرار دارند و رای آنها برای یک کاندیدا در نظر گرفته شده است. در صورتیکه جز در مواردی که کاندیدای ریاست جمهوری خیلی قوی تر باشد – مانند ریگان در دور دوم و حتی دور اول – هرگز آلاسکا و ماساچوست یک جور رای نمی دهند. رای ماساچوست به صورت سنتی به دموکرات ها و رای آلاسکا به صورت سنتی به جمهوری خواهان تعلق می گیرد).

نکته دیگر در انتخابات آمریکا رای های زودهنگام توسط کسانی است که اصطلاحن به آنها Early Voter می گویند. (نقشه رای های زودهنگام و غیابی در ایالت های مختلف). آمریکایی ها در 32 ایالت ( + واشنگتن دی سی) می توانند زودتر از زمان رای گیری عمومی (انتخابات امسال، 6 نوامبر)، رای بدهند. در 27 ایالت ( و واشنگتن دی سی) شهروندان می توانند رای خود را به صورت غیابی از طریق پست ارسال کنند، بدون آنکه لازم باشد دلیل غیبت خود را اراده دهند. در 21 ایالت اما اگر کسی قصد داشته باشد رای خود را با پست ارسال کند، باید دلیل غیبت خود را اعلام نماید.

گالوپ روز سه شنبه گزارشی منتشر کرد (+) از رای دهندگانی که زودتر از زمان انتخابات رای داده اند و یا تصمیم دارند قبل از روز انتخابات در 6 نوامبر رای بدهند. مطابق پیش بینی گالوپ، 33% رای دهندگان در انتخابات امسال رای خود را به طریقی غیر از روش معمول رای گیری در پای صندوق های رای ارائه می کنند. این رقم در سال 2008 تقریبن 31% و در سال 2004 برابر با 22% بود (لیست ایالت های که می توانند به صورت غیابی یا زودتر از روز 6 نوامبر، رای بدهند: اینجا). باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا اولین رئیس جمهوری است که رای خود را قبل از روز رای گیری نهایی (امسال در 6 نوامبر) ارائه کرد (+). هدف اوباما از این کار تهییج دموکرات ها به رای دادن در انتخابات سال 2012 است که به نظر می رسد نسبت به سال 2008، رغبت کمتری برای رای دادن به او دارند. این ویدئوی جالب را ببینید که میشل اوباما به جیمی کیمل، کمدین، می گوید که می خواهد چه کار کند تا او یادش نرود تا در انتخابات 2012 رای بدهد (آخرین گزارش ایالت های که زودتر رای داده اند: اینجا و دو لینک دیگر در همین مورد + و +).

برگه رای در مریلند، منبع: صفحه فیس بوک کوثر گوهری

طوفان سندی، اگر برای آمریکایی ها پر از ضرر و زیان بوده باشد، برای میت رامنی و شانس انتخاب دوباره او حتمن یک حادثه خیلی بد است. بگذارید به بخشی از پرسش و پاسخ جان کینگ، مجری سی ان ان با میت رامنی در یکی از مناظره های رقابت های مقدماتی جمهوری خواهان نگاهی بیندازیم. رامنی می گوید: هر چقدر وظایف دولت فدرال را ( در موارد مختلف مانند طوفان جاپلین در ایالت میسوری که به کشته شدن تقریبن 90 نفر منجر شد: ویدئو) به دولت های محلی واگذار کنیم، کار خوبی کرده ایم و از آن بهتر این است که این وظایف را بخش خصوصی انجام دهد». جان کینگ می پرسد: «حتی برای کمک به کاهش اثرات این بلایا؟» و پاسخ رامنی این است که ما اجازه نداریم بدهی های دولت را زیاد کنیم و آن را در بودجه سازمان هایی مانند FEMA سازمان مدیریت بحران آمریکا مصرف نماییم (متن و ویدئو). این گزارش را هم بخوانید که رامنی از پاسخ به سئوالی در مورد بوجه سازمان مرکزی مدیریت بحران پس از طوفان سندی و حادثه ای که برای نیویورک و نیوجرسی پیش آمد، طفره می رود (5 بار).

سی ان ان با همکاری فیس بوک سئوالی را مطرح کرد با این مضمون که آیا طوفان سندی، نظر شما را در مورد کاندیدای ریاست جمهوری تان تغییر داده است؟ تقریبن نیمی از پاسخ دهندگان (46.9%) گفته اند که تحت تاثیر مدیریت اوباما در نحوه مواجه با این بحران قرار گرفته اند (پیشنهاد کمپین اوباما برای کمک به حادثه دیدگان: انیجا). امری که حتی کریس کریستی فرماندار جمهوری خواه ایالت نیوجرسی که از طوفان آسیب شدیدی دیده است به آن اذعان کرد و چندین بار اوباما را مورد تحسین قرار داد و از اینکه رئیس جمهور به صورت مستقیم برای حل بحران با او در ارتباط تلفنی بود و همچنین شخصن به نیوجرسی آمد از اوباما سپاس گذاری نمود. او در پاسخ به این سئوال که نظر وی در مورد انتخابات چیست هم پاسخ داد به کمترین چیزی که فکر می کند بحث انتخابات است. چون دغدغه اصلی او فعلن وضعیت بحرانی نیوجرسی است (+). در عین حال دیروز، پنجشنبه، بلومبرگ شهردار مستقل نیویورک هم که تا پیش از این ترجیح داده بود نه از رامنی و نه از اوباما در انتخابات حمایت کند، گفت که طوفان نظرش را در مورد عدم حمایت از کاندیداها در انتخابات ریاست جمهوری تغییر داده و تصمیم گرفته است تا حمایت خودش را از اوباما اعلام کند (اینجا). از جمله مهمترین دلایل ترجیح اوباما بر رامنی توسط بلومبرگ، سیاست های دو کاندیدا در تاثیر بر شرایط آب و هوایی از طریق استفاده از انرژی های سازگار و عدم سازگار با محیط زیست است که اوباما – برخلاف رامنی – بیشتر از انرژی های سازگار با محیط زیست حمایت می کند. این امر را ال گور، دو دوره معاون بیل کلینتون که در انتخابات سال 2000، آرای اکترال را به جرج بوش باخت (ال گور هرچند تعداد رای بیشتری بدست آورد، آما به دلیل آرای الکترال کمتر شکست خورد. در مورد آرای الکترال در پست های آینده خواهم نوشت)، هم پس از طوفان سندی مطرح کرده بود. انرژی های سازگار با محیط زیست و دغدغه در مورد گرمای بیش از حد زمین و استفاده از گازهای گلخانه ای از جمله مواردی است که ال گور همیشه توجه خودش را متوجه آنها می کند (اینجا). این دو مقاله (+ و +) را هم در مورد طوفان سندی و اثر احتمالی آنها بر انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بخوانید.

در مورد اثر مستقیم طوفان سندی بر انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، هنوز نظرسنجی های مشخصی با در نظر گرفتن این متغیر ارائه نشده است. اما نظرسنجی هایی که در طی روزهای گذشته منتشر شده اند از کاهش آرای رو به رشد رامنی در انتخابات ریاست جمهوری حکایت می کنند. گالوپ گزارشی منتشر کرده است از مقبولیت اوباما – قبل از طوفان – که با 62% تقریبن مشابه مقبولیت (Favorable) او در سال 2008 است. این رقم برای رامنی 55% است (اینجا). در عین حال در گزارش دیگری از گالوپ، 54% آمریکایی ها گفته اند که اوباما ریاست جمهوری را خواهد برد و 34% اعتقاد دارند که رامنی برنده انتخابات 6 نوامبر است. این رقم البته به صورت سنتی به نفع رئیس جمهوری است که در قدرت قرار دارد. در سال 2004، 56% آمریکایی ها اعتقاد داشتند که جرج بوش رقابت ریاست جمهوری را از جان کری خواهد برد و در سال 1996 هم 69% آمریکایی ها فکر می کردند که بیل کلینتون رقیب جمهوری خواه خودش را شکست می دهد.

یک نظرسنجی هم فاکس نیوز منتشر کرده که در آن هر دو کاندیدا 46% آرای رای دهندگان احتمالی را دارا هستند. هرچند افراد مستقل با نسبت رای 46 به 39 رامنی را انتخاب کرده اند. این تفاوت البته از نظرسنجی قبلی فاکس نیوز که تفاوت آرای رامنی و اوباما در آن با 12 واحد اختلاف به نفع رامنی به بود به 7% کاهش پیدا کرده است. در نظرسنجی پولتیکو و دانشگاه جرج واشنگتن هم که در 8 اکتبر گزارش آن منتشر شد (+)تفاوت آرای رامنی و اوباما در میان مستقل ها 16 واحد به نفع رامنی بود. در گزارش 28 اکتبر این رقم به 10 واحد کاهش پیدا کرده است (اینجا). و بالاخره می رسیم به نظرسنجی مشترک نیویورک تایمز، سی بی اس نیوز و دانشگاه Quinnipiac که در آن، اوباما با 5 درصد اختلاف از رامنی در اوهایو جلوتر است (50 به 45)، در ویرجینیا این اختلاف 2% (49 به 47) و در فلوریدا 1% (48 به 47) به نفع اوباماست (اینجا). با اینحال مشکل این نظرسنجی در اینجاست که نمونه آماری آن برای دموکرات ها، جمهوری خواهان و مستقل ها، بر اساس Exit Poll سال 2008 گرفته شده است (Exit Poll به معنی نظرسنجی از افراد پس از رای دادن است تا پیش بینی شود در روز انتخابات چه کسی با احتمال بیشتر انتخابات را خواهد برد). در سال 2008 به دلیل استقبال بیشتر مردم نسبت به اوباما در مقایسه با کاندیدای جمهوری خواهان – جان مک کین – نتایج این نظرسنجی را با سوگیری به نفع اوباما مواجه می سازد. چون اتفاقن یکی از مشکلات کمپین اوباما در سال 2012 این است که به هر دلیل نتوانسته استقبالی را که در سال 2008 از اوباما شده بود، در سال 2012 هم تکرار کند (انتقاد نیل نیوهوس، سپرست گروه نظرسنجی رامنی از این نظرسنجی). البته در تایید این نظرسنجی می توان به نظرسنجی Public Policy هم استناد کرد که از برتری 5 درصدی اوباما در اوهایو می گوید اما مشکل Public Policy هم مانند نیویورک تایمز و سی بی اس نیوز این است که هر سه به دموکرات ها نزدیک هستند. در اینجا بنا ندارم که صحت علمی این نظرسنجی ها را زیر سئوال ببرم، اما در هر صورت یک مشخصه خیلی مهم در نظرسنجی ها، افزایش اقبال به کاندیدایی است که در نظرسنجی ها رای بالاتری دارد ( نوشته پیشینی ام در مورد نظرسنجی های انتخاباتی). یعنی طرفداران کاندیدایی که احتمال پیروزی او در یک ایالت بیشتر است زمانی که حس اکثریت پیدا کنند برای رای دادن به کاندیدا ترغیب می شوند و این به خصوص در اوهایو که می تواند کلید پیروزی اوباما در انتخابات امسال باشد بسیار حیاتی است. در اهمیت اوهایو می توان به این نکته اشاره کرد که هیچ رئیس جمهوری از حزبی جمهوری خواه نتوانسته است به ریاست جمهوری برسد، مگر اینکه اوهایو را برده باشد (آرای اوهایو از سال 1960 + بررسی وضعیت اوهایو در سال 2012). مطابق اکثر نظرسنجی ها، آرای اوباما در اوهایو از رامنی بیشتر است (اینجا را نگاه کنید) و یکی از دلایل آن هم، همانگونه که بارها نوشته ام، طرح نجات صنایع خودروسازی توسط اوباماست که از هر 8 شغل در این ایالت، 2 شغل به صورت مستقیم یا غیرمستقیم به صنایع خودروسازی مربوط می شود (طرح همراه این پست با عنوان بن لادن مرد اما GM – به عنوان نماد صنایع خودروسازی آمریکا – زنده است، از جمله تبلیغات انتخاباتی اوباماست که موفقیت سیاست خارجی آمریکا در کشتن مهمترین دشمن آمریکا با موفقیت طرح نجات اقتصادی صنایع خودروسازی مقایسه می کند)

کمپین اوباما بعد از مناظره سوم، تمرکز تبلیغاتی خود را بر «صداقت» و نقش رئیس جمهوری که با مردم «صادق» است قرار داد (+) تا به نوعی، رامنی را متهم کند که در سیاست هایش ثبات اخلاقی ندارد. رامنی هم با تاکید بر رای دهندگان تصمیم نگرفته و مستقل ها سعی دارد مشکلات اقتصادی را مستقیمن متوجه اوباما سازد تا او را در موضع ضعف قرار دهد. در عین حال کمپین رامنی با تمرکز تبلیغاتی بر مناطقی که به صورت سنتی به جمهوری خواهان رای می دهند (به خصوص حومه شهرها) در تلاش برای افزایش نرخ مشارکت در این مناطق است. برای این منظور کمپین رامنی از برنامه تبلیغاتی عظیم خود جهت تبلیغات در به در Get Out the Vote استفاده می کند (نوشته پیشینی ام در مورد تبلیغات در به در). اگر به استراتژی های تبلیغاتی رامنی در اوهایو علاقه مند هستید، این گزارش خوب را بخوانید. اهمیت اوهایو به قدری زیاد است که اگر رامنی، این ایالت را ببازد، برای رئیس جمهور شدن به آرای تقریبن تمام Swing State ها (ایالت هایی که گاهی به دموکرات ها و گاهی به جمهوری خواهان رای می دهند) احتیاج دارد، به همین دلیل هم هست که در ایالتی مانند نیوهمشایر که تنها 4 رای الکترال دارد رقابت اوباما و رامنی خیلی جدی است (اینجا). برای کمپین اوباما خبر امیدوار کننده اینجاست که در میان کسانی که زودتر رای داده اند (Early Voter ها) آرای او از آرای رامنی بیشتر است (گزارش ایالت های که زودتر رای داده اند: اینجا و دو لینک دیگر در همین مورد + و +). در مورد Early Voter ها به همراه گزارشی از نحوه رای دادن در انتخابات آمریکا و چگونگی محاسبه آرای الکترال در پست بعدی خواهم نوشت. به عنوان آخرین قسمت این گزارش به آخرین پیش بینی گالوپ از نرخ بیکاری در ماه اکتبر اشاره می کنم که 7% (Unadjusted) است (اینجا) و این برای او خبر خیلی خوبی است. این رقم در ماه نوامبر برای اولین بار به زیر 8 درصد رسید (7.9% در گزارش گالوپ و 7.8% در گزارش رسمی دولت). این رقم در نیمه اکتبر هم 7.3% بود (اینجا). در عین حال افزایش نرخ رشد اقتصادی از 1.3% به 2% هم (+) از دیگر شاخص های مهمی است که کمپین اوباما در این روزهای آخر خیلی خوب می تواند از آن استفاده کند. به عنوان آخرین پیشنهاد این پست، این گزارش پولتیکو را هم در همین مورد بخوانید.

این گزارش در ندای سبز آزادی منتشر شده است.

جالب ترین قسمت آخرین مناظره اوباما و رامنی برای انتخابات ریاست جمهوری سال 2012 (دوشنبه، 22 اکتبر) آنجا بود که رامنی در انتقاد از سیاست های نظامی آمریکا و افزایش ندادن بودجه دفاعی، به کشتی های نیروی دریایی آمریکا اشاره کرد که تعداد آنها از سال 1916 هم کمتر است. پاسخ اوباما اما این بود که درسته آقای رامنی، ما اسب و سرنیزه هم کمتر داریم (اینجا + ویدئو). واکنش شبکه های اجتماعی، فیس بوک و تویتر، به این بخش از مناظره البته خیلی جالب است. هنوز یک ساعت از پایان مناظره نگذشته بود که 50 صفحه فیس بوکی با عنوان Horses and Bayonets (اسب و سرنیزه) ایجاد شد. این یکی از همین صفحه هاست که توسط Laura Collins، نیم ساعت پس از آغاز مناظره ایجاد شده است (تویت جان کری را هم ببینید و یک نظر دیگر از جان کری رئیس کمیته سیاست خارجی سنا و کاندیدای دموکرات ها در سال 2004 که گفته می شود یکی از کاندیداهای جانشینی هیلاری کلینتون به عنوان وزیر امورخارجه آمریکا در دولت بعدی اوباماست). از ساعت 9 تا 10 و نیم به وقت شرق آمریکا که زمان مناظره اوباما و رامنی بود  Horses and Bayonets از هر واژه دیگری در گوگول بیشتر جست و جو شد. دو واژه دیگر کشورهای «سوریه» و «مالی» بودند که دیشب رامنی چندین بار نام این کشور را در مناظره به عنوان یکی از مکان های حضور القاعده به کار برد (+).

یکی از اصلی ترین بخش های مناظره دیشب در مورد برنامه [صلح آمیز] هسته ای ایران بود (دو کاندیدا در مورد کشته شدن سفیر آمریکا در لیبی مثل مناظره قبل یکدیگر را مورد انتقاد قرار ندادند؛ انتقاد جان مک کین از سیاست خارجی اوباما و نکوهش رامنی که چرا بر موضوع لیبی در این مناظره تاکید نکرد). چند ساعتی قبل از مناظره، کمپین اوباما این ویدئو را در انتقاد از میت رامنی منتشر کرد که در آن مادلین آلبرایت وزیر امور خارجه دولت دوم بیل کلینتون و جای کری رئیس کمیته سیاست خارجی سنا و کاندیدای دموکرات ها در سال 2004، رامنی را شدیدن مورد انتقاد قرار می دهند. به تعبیر جان کری، رامنی به عنوان فرمانده کل قوا آدم مورد اطمینانی نیست و آلبرایت هم رامنی را تلویحن متهم می کند که قصد آغاز جنگ با ایران را دارد. او می گوید: «اگر رامنی می خواهد به جنگ ایران برود، خب به ما بگوید». اما رامنی در طول مناظره این اجازه را به اوباما نداد که بتواند از این نقطه ضعف او استفاده کند (درست برخلاف مناظره بایدن و پل رایان که بایدن در یک جا از رایان پرسید آیا به دنبال شروع جنگ با ایران است؟). رامنی هنگامی که در مورد سوریه و کشته شدن مردم در این کشور صحبت می کرد 2 بار گفت که به دنبال درگیری مستقیم با نیروی نظامی در سوریه نیست تا به اوباما یادآور شود در مورد ایران هم اینگونه فکر می کند و یا اینکه لااقل به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری از جنگ استقبال نخواهد کرد. رامنی با اینحال در مورد ایران، رئیس دولت ایران را مورد انتقاد قرار داد و سیاست های  اوباما را پس از انتخابات ریاست جمهوری 2009 در ایران نکوهش کرد. ضمن اینکه هر دو کاندیدا حمایت خودشان از اسرائیل هم اعلام کردند و گفتند در صورت حمله احتمالی به اسرائیل از این کشور دفاع خواهند کرد.

این مناظره در عین حال و اگرچه در ظاهر با محوریت سیاست خارجی بود، اما هر دو کاندیدا برای بدست آوردن رای افراد تصمیم نگرفته که مهمترین معضل فعلی آنها اشتغال و وضعیت اقتصادی است، بخش زیادی از صحبت های خود را به مسائل اقتصادی اختصاص دادند که پیش از این و در دو مناظره قبلی هم در مورد آن بسیار صحبت کرده بودند. کمپین رامنی به درستی می دانست که این مناظره به صورت بالقوه می تواند سخت ترین مناظره رامنی در میان سه مناظره انتخاباتی او باشد (اینجا). به همین علت هم رامنی سعی داشت مناظره را از تاکید صرف بر سیاست خارجی به سمت مسائل اقتصادی هم بکشاند. سیاست خارجی، نقطه قوت اوباما در مقابله با جمهوری خواهان است که هنوز میراث دوران جرج بوش در میان مردم آمریکا، بیشتر جمهوری خواهان را مقصر می داند. رامنی سعی کرد بارها و بارها نابسامانی اقتصادی، کسری بودجه دولتی و بیکاری را به عنوان نمادهایی از یک آمریکای ضعیف در عرصه جهانی به تصویر بکشد که محصول دوران اوباماست. از آن طرف هم اوباما در پاسخ به ادعاهای رامنی از قبیل مقابله با گسترش انتقال شغل به چین، سابقه تجاری رامنی را یادآوری می کرد که به عنوان یک Business Man، خود در شرکت های که مسئولیت داشته به این امر کمک می کرده است (اینجا، خبر دستگیری دختر 16 ساله ای که به علت اخراج مادرش از یکی از شرکت های تحت مالکیت Bain Capital که قبلن میت رامنی مدیر آن بود؛ این شرکت از کاهش 200 شغل در آمریکا و انتقال آن به چین خبر داده بود). مسئله چین در اقتصاد آمریکا، ارزانی نیروی کار در چین (و البته آسیای جنوب شرقی) و همچنین پایین نگه داشتن مصنوعی ارزش پولی ملی برای استفاده از مزایای صادراتی است ( نوشته پیشینی ام در مورد خطر چین و اهمیت آن از نگاه موسسه های فکری آمریکایی و تلاش آمریکا برای کمک به رشد کشورهایی مانند برزیل و ترکیه برای مقابله با قدرت روزافزون چین در اقتصاد جهانی؛ آمریکا با سهیم کردن کشورهای دیگر در تجارت جهانی به دنبال کاهش سهم چین در بازارهای جهانی است). در اینجا هم از نقش چین در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و حتی انتخابات کنگره نوشته ام.

بخش زیادی از مناظره دیشب به انتقاد اوباما از صحبت های گذشته رامنی در مورد استراتژی های جنگی در عراق و افغانستان، روسیه به عنوان مهمترین تهدید آمریکا (جواب اوباما) و … گذشت. رامنی البته سعی داشت این موارد را انکار کند یا اینکه پاسخ مستقیم به آنها ندهد. احتمالن در تبلیغات تلویزیونی هفته جاری، دوگانگی های رامنی در صحبت های گذشته اش در مقایسه با شب مناظره توسط کمپین اوباما برجسته خواهد شد. رامنی هم در عین حال تلاش کرد اوباما را رئیس جمهوری ضعیف معرفی کند که نمی تواند آمریکا را به عنوان فرمانده کل قوا رهبری نماید. بودجه دفاعی یکی از بحث های اصلی مناظره دیشب بود که طی آن رامنی از افزایش بودجه دفاعی کشور دفاع و اوباما را متهم می کرد که قصد دارد بودجه دفاعی را کاهش دهد. پاسخ اوباما هم این بود که او بدون درخواست ارتش، دلیلی برای افزایش بودجه دفاعی کشور نمی بیند و ترجیح می دهد آمریکا نسبت به تقویت سایر جنبه های نظامی در قرن 21 از جمله توانایی های سایبری خود اقدام نماید. یکی از نقاط ضعف رامنی هم دقیقن در همینجا بود که اوباما به خوبی از آن استفاده کرد. اوباما از رامنی پرسید که چگونه با افزایش بودجه دفاعی می تواند کسری بودجه دولت را کاهش دهد. رامنی جواب قانع کننده ای نداد. گزارش درستی یا نادرستی ادعاهای طرفین را اینجا ببینید.

سه نظرسنجی بعد از برگزاری مناظره دیشب توسط CNN، CBS و PPP هر سه از برتری اوباما در این مناظره خبر می دادند. 48% افراد ثبت نام کرده (برای انتخابات) ای که مناظره را دیده بودند در نظرسنجی CNN اوباما را پیروز مناظره اعلام کردند. این رقم برای رامنی 40% بود. این رقم در نظرسنجی CBS به میزان 53 به 23 به نفع اوباما و در نظرسنجی Public Policy این رقم در میان Swing State ها (ایالت های که گاهی به جمهوری خواهان و گاهی به دموکرات ها رای می دهند) 53 به 42 به نفع اوباما بود. مطابق پیش بینی PPP، در نهایت 51 درصد در این ایالت ها قصد دارند به اوباما رای بدهند و 45 درصد رامنی را برای رقابت های ریاست جمهوری انتخاب می کنند (به نظر من نظرسنجی CNN از دو تای دیگر معقول تر به نظر می رسد. هم CBS و هم PPP به دموکرات ها نزدیک تر هستند). گزارش فاکس نیوز را هم بخوانید که بیشتر به رامنی تمایل دارد و این هم نظر Rick Klein در ABC News ( به نظرم صحبت هایش کاملن جانبدارانه است).  بر همین اساس هم کارل رو (برجسته ترین استراتژیست جمهوری خواهان)، یک استتوس گذاشته و گفته که به نظر می رسید شاید میت رامنی امروز مناظره را باخته باشد، اما خودش را به عنوان یک فرمانده کل قول و در مقام یک رئیس جمهور ثابت کرد. در مناظره قبلی هم آقای رو نوشته بود که به نظر می رسد میت رامنی مناظره را باخته باشد اما در استدلال و برهان (Argument) برنده بود. من البته نفهمیدم که چگونه یک نفر مناظره را می بازد، اما استدلال را می برد و نشان می دهد که رئیس جمهوری و فرمانده کل قوای بهتری خواهد بود. یک نظر مخالف را اینجا ببینید (اوباما، رامنی را در 65 سالگی به مدرسه سیاست خارجی برد) و این یکی هم نظرات مخاطبان. بهترین صحبت های رامنی و اوباما را هم به انتخاب پولتیکو ببینید.

بعد از کشته شدن اسامه به لادن در آوریل گذشته، محبوبیت اوباما در سیاست خارجی تقریبن در همه نظرسنجی ها بالای 50% بود و این برای یک رئیس جمهور دموکرات رکورد خیلی خوبی محسوب می شود. مخصوصن اینکه اوباما وارث سیاست های جنگ طلبانه جرج بوش بود که از سال های 2004 و 2005 به بعد و با افزایش کشته های آمریکایی ها در عراق و افغانستان دیگر طرفداران زیادی هم نداشت (نوشته پیشینی ام در مورد سیاست خارجی و نقش آن در انتخابات آمریکا). هرچند و اگرچه محبوبیت اوباما در سیاست خارجی پس از حمله به سفارت لیبی به زیر 50 درصد رسید (49%) اما باز هم در میان آمریکایی ها، او فرمانده کل قوای بهتری نسبت به رامنی به حساب می آمد (اینجا). آخرین تحلیل گالوپ از موضوعات مرتبط با سیاست خارجی (اینجا).

در مورد سیاست خارجی و نقش آن در انتخابات صحبت های زیادی شده است اما دو نظرسنجی اولی توسط Winston Group که جمهوری خواه است و دومی توسط گالوپ نشان می دهد که سیاست خارجی و حتی مسائلی که این روزها آمریکا در عراق و افغانستان دارد، دغدغه آمریکایی ها محسوب نمی شود. به عنوان مثال جنگ آمریکا در عراق و افغانستان تنها برای 3% یکی از مشکلات امروز آمریکایی هاست. این رقم در سال 2008 برابر با 11% و در سال 2004 برابر با 23% بود (یکی از نقاط مثبت جرج بوش در انتخابات سال 2004 تاکید کمپین او بر هدایت آمریکا در جنگ با تروریسم بود. این ویدئو ( واین) را نگاه کنید که چگونه جای کری به عنوان کسی معرفی می شود که اساسن، مسئله آن روز آمریکایی ها را تشخیص نمی داد). درحالیکه امروز اقتصاد به صورت عمومی 37% و بیکاری 26% مشکلات اصلی آمریکایی ها محسوب می شوند. در عین حال در میان نظامیان هم شغل، دغدغه اصلی است (اینجا).

این گزارش در ندای سبز آزادی منتشر شده است.

اوباما این بار آخرین شانس خود را برای مقابله با رشد سریع میت رامنی که از مناظره اول آغاز شد امتحان می کند. مناظره سوم دو کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا در فلوریدا یکی از مهمترین ایالت های انتخاباتی امسال و با محوریت مسائل خارجی انجام می شود (اینجا) که در راس آنها، بحران هسته ای ایران، کشته شدن سفیر آمریکا در لیبی (انتقاد نیوت گینگریچ) و نحوه مواجه آمریکا با بهار عربی قرار دارد و من بعد از مناظره به تفصیل در مورد آنها می نویسم (این خبر مذاکره مستقیم ایران و آمریکا را که ابتدا واشنگتن پست و بعد هم نیویورک تایمز منتشر کردند بخوانید، شاید در روز مناظره، خبر مهمی شود. هرچند توسط دولت اوباما تکذیب شده است + خبر NBC در تایید مذاکرات پشت پرده، اما همه چیز به بعد از رقابت های ریاست جمهوری آمریکا موکول شده ااست).

اما قبل از هم اینها بگذارید به نظرسنجی های انتخاباتی طی روزهای اخیر یک نگاهی بیندازیم.

اوباما  مناظره دوم خود را با خبرهای خوبی آغاز نکرده بود. سه شنبه صبح (16 اکتبر، روز مناظره) آخرین گزارش های نظرسنجی گالوپ نشان می داد که اوباما در میان افرادی که با احتمال بالا رای می دهند (Likely Voters) به میزان 4 درصد از رامنی عقب است. یعنی 50 برای رامنی و 46 برای اوباما (این عدد امروز 51 به 45 به نفع رامنی است). در عین حال اختلاف میان رامنی و اوباما در میان رای دهندگانی که برای حضور در انتخابات هم ثبت نام کرده اند برای اولین بار به صفر رسیده است و هر دو 47 درصد آرا را دارند (این رقم اکنون 48 به 46 به نفع رامنی است). در میان این دو رقم البته Likely Voters ها اهمیت بالاتری دارند، چون احتمال حضور کسانی که Likely Voter طبقه بندی می شوند در پای صندوق رای از کسانی که ثبت نام کرده نامیده می شوند، بیشتر است. این رقم قبل از اولین مناظره اوباما و رامنی 50 به 44 به نفع اوباما بود (اینجا را ببینید). همین گزارش گالوپ، نظرسنجی های سال 2008 و رقابت اوباما با مک کین را با سال 2012 مقایسه می کند و به این نتیجه می رسد اوباما در تمام گروه های هدف خود (جوانان، آفریقایی های آمریکایی تبار، زنان، لاتین تبارها و …) در سال 2012، به نسبت سال 2008 رای کمتری دارد. هرچند هنوز محبوبیت او در میان زنان، جوانان و اقلیت ها از رامنی بیشتر است. در میان زنان، سقط جنین با 39% و بالاتر از شغل با 19%، مهمترین دغدغه آنان در Swing State یا همان ایالت های سرنوشت ساز است. اینجا را ببینید و این یکی هم انتقاد اوباما از رامنی در مورد عوض کردن مدام صحبت های قبلی اش؛ از جمله در مورد زنان (اوباما از واژه Romnesia استفاده کرد؛ انتقاد تند مارک روبینیو، سناتور فلوریدا از اوباما).

نتایج یک نظرسنجی دیگر را هم گالوپ اول هفته منتشر کرده و در آن مقبولیت و عدم مقبولیت دو کاندیدا را به صورت مجزا مورد سنجش قرار داده بود. مطابق این گزارش مقبولیت رامنی 52% و عدم مقبولیت او 44% است. برای اوباما این دو عدد به ترتیب 51% و 48% است. یعنی هم مقبولیت اوباما از رامنی کمتر است و هم عدم مقبولیت او از رامنی بیشتر است (+).

در این لینک هم می توانید نقشه الکترال انتخابات آمریکا را با تمرکز بر Swing State ها (ایالت هایی که گاهی به دموکرات ها و گاهی به جمهوری خواهان رای می دهند) ببینید (لینک های دیگر در اینجا، اینجا و اینجا و اینجا و اینجا). مطابق این نقشه و نظرسنجی هایی که آرای الکترال بر اساس آنها شمارش شده است، اوباما با 277 از رامنی با 261 رای اکترال جلوتر است (این رقم تا روزجمعه 294 به 244 به نفع اوباما بود) و این تفاوت کم رای الکترال نشان می دهد که رقابت آنها فوق العاده نزدیک است. بر اساس این نقشه، مسیر پیروزی رامنی با پیروزی در هر سه ایالت حساس ویرجینیا، فلوریدا و اوهایو می گذرد، در صورتیکه اگر اوباما فقط در یکی از این ایالت ها پیروز شود به احتمال خیلی بالا رقابت ها را برده است (مگر اینکه اوباما فقط در اوهایو پیروز شود، آن وقت رامنی آرای تمام Swing State ها حتی ایالتی مانند نیوهمشایر که فقط 4 رای اکترال دارد را هم می خواهد). اما اهمیت کار اینجاست که فاصله 8 درصدی اوباما در اوهایو اکنون به 3% رسیده است (هرچند در نظرسنجی CNN Wall Street Journal و Public Policy Polling فاصله این دو به ترتییب 51 به 47، 51 به 45 و 51 به 46  است، اما در نظرسنجی گالوپ و نظرسنجی پولتیکو + دانشگاه جرج واشنگتن فاصله تنها 3% است)، در فلوریدا، اوباما برتری خودش را از دست داده و تقریبن 2% عقب است (در نظرسنجی CNN، این رقم 1% است). در ویرجینیا هم که اوباما همیشه جلو بود، اکنون فقط هر دو کاندیدا، 48% آرا را دارند (این مقاله پولتیکو را در مورد اهمیت این 3 ایالت بخوانید).

این خبر را هم در مورد انتقال بخشی از ستاد میت رامنی از ایالت کارولینای شمالی به ایالت های سرنوشت ساز دیگر از قبیل اوهایو بخوانید. کارولینای شمالی از جمله ایالت هایی در میان Swing State ها به حساب می آید که Toss-Up شمرده نمی شوند، یعنی تفاوت اوباما و رامنی در آن بیشتر از 3% و پیروزی یکی از دو نفر (رامنی) در آن قطی است. هرچند در اوهایو هم احتمال پیروزی اوباما بالاتر است ولی شرایط ویژه این ایالت باعث شده که هر دو کاندیدا روی آن توجه ویژه ای داشته باشند. تمرکز اصلی اوباما در اوهایو بر رای کسانی است که به طور مستقیم یا غیرمستقیم از طرح نجات صنایع خودروسازی سود بردند که 2 نفر از هر 8 نفر نیروی کار را در اوهایو شامل می شود (این ویدئو را ببینید). تویت رابرت مردوخ غول رسانه ای News Corporation را هم بخوانید که اعتقاد دارد کمپین اوباما در اوهایو از کمپین رامنی هوشمندانه تر عمل می کند (+). این نظرسنجی فوق العاده خطرناک برای اوباما و امیدوارکننده برای رامنی را هم ببینید. از برتری اوباما بر رامنی در اوهایو تنها با 1% می گوید: 49 به 48، نظرسنجی قبل آنها 51 به 46 به نفع اوباما بود. برای بررسی ایالت های مهم، خواندن این مقاله در مورد پنسیلوانیا خیلی توصیه می شود. این ایالت که در آن دموکرات های ثبت نام کرده 1 میلیون نفر بیشتر از جمهوری خواهان ثبت نام کرده هستند، منطقن باید به اوباما رای دهد. اما مشکل اینجاست که فاصله دورقمی اوباما و رامنی در این ایالت بعد از مناظره اول، یک رقم شده به 5% (ادعای جمهوری خواهان 2% است) کاهش پیدا کرده است.

یک نکته مهم در این نظرسنجی ها و آرای الکترال ارائه شده، تفاوت میان آنهاست. یک بخشی از این تفاوت در نقشه های انتخاباتی ناشی از تحلیل آنها از نتایج نظرسنجی است. به عنوان مثال آقای کارل رو در نقشه الکترال خودش، تفاوت آرای هر ایالت بین 0 تا 3 درصد به نفع یک کاندیدا را Toss-Up می نامد. به این معنی که رابطه در این ایالت خیلی نزدیک است. اگر تفاوت آرا بین 3 تا 8 درصد باشد آنرا Lean Obama / Lean Romney می نامد یعنی با احتمال بالاتری یک کاندیدا در آن ایالت رای می آورد و تفاوت آرای بیشتر از 8% را هم Strong Obama / Strong Romney می نامد. این تعریف ممکن است در نقشه های مختلف فرق کنند. ضمن اینکه منبع نظرسنجی ها هم در این تعریف دخیل هستند. به عنوان مثال CNN از نظرسنجی های خودش به عنوان منبع استفاده می کند و بدیهی است که ممکن است نتایج آن با نتایج مثلن گالوپ یا واشنگتن پست و یا Pew Research Survey اندکی – و حتی برخی مواقع به میزان بسیار زیاد –  تفاوت داشته باشد.

مشکل دیگر نظرسنجی ها تعریفی است که از Likely Voter ها می دهند. Likely Voter ها به معنای کسانی هستند که با احتمال مشخصی رای می دهند و در بسیاری اوقات درصد مشارکت بر اساس likely Voter ها، بیشتر از مشارکت واقعی است (مقاله ای از هافینگتون پست در همین مورد). برای تعریف عملی Likely Voter ها، یک مدل کلاسیک توسط گالوپ در سال 1950 طراحی شده بود که الان هم تقریبن و کم و بیش به همین صورت در گالوپ عمل می شود. در این تعریف، یک طیف 7 قسمتی با سئوالاتی در مورد گذشته رای دادن یک نفر، آگاهی از حوزه ای که باید رای دهد و … تشکیل می شود و اگر طرف به 7 سئوال یا در شرایطی 6 تا از 7 تا سئوال جواب مثبت دهد به عنوان Likely Voter در نظر گرفته می شود. سازمان های نظرسنجی دیگر هم البته تعاریف عملیاتی خودشان را دارند و به همین علت است که نتایج نظرسنجی ها با یکدیگر فرق دارند. هرچند اگر این نتایج خیلی با هم تفاوت داشته باشند حتمن یا در تعاریف آنها باید شک کرد و یا اینکه سوگیری (و خطای انسانی) دارند و یا اینکه درصد خطای نظرسنجی ها متفاوت است. این مقاله هافینگتون پست و این یکی از واشنگتن پست هم جالب است. با این توضیح که مقاله واشنگتن پست ایراد تحلیلی دارد. در بند 2، این مقاله مدعی شده که پس از مناظره اول اوباما و رامنی، تغییر زیادی در نظرسنجی ها رخ نداده است و به 6 تا Swing State به عنوان نمونه اشاره می کند. در حالیکه اگر نظرسنجی های ایالت های فلوریدا، اوهایو و ویرجینیا را که تکلیف انتخابات را مشخص می کنند و من در ابتدای گزارش در مورد آنها نوشته ام مورد توجه قرار می دادند، مشخص است که اینطور نیست (این مقاله 12 اکتبر نوشته شده است، و نتایج نظرسنجی ها الان نشان می دهد که چه قدر روایت انتخابات به نفع رامنی تغییر کرده است).

یک نکته جالب دیگر در مورد نظرسنجی ها، تاکید کمپین پیروز در نظرسنجی بر صحت آنها و تاکید کمپین شکست خورده در نظرسنجی ها بر ایرادات آن است. در سپتامبر که اوباما تقریبن با فاصله خیلی خوبی از رامنی جلو بود، طرفداران رامنی ادعا می کردند نتایج این نظرسنجی ها چندان معتبر نیستند (انتقاد کمپین رامنی از گالوپ در مورد نظرسنجی ایالت های سرنوشت ساز) و حالا که رامنی پیشرفت داشته طرفداران اوباما چنین ادعایی را مطرح می کنند (+).

انتخابات امسال در عین حال از منظر شکاف حزبی ایجاد شده برای رئیس جمهور مستقر، به حد اعلای خود یعنی 82% رسیده است. 90% دموکرات ها در حالی اوباما را تایید می کنند که در میان جمهوری خواهان تنها 8% کارهای او را قبول دارند. در انتخابات سال 2004 این رقم برای جرج بوش، 92 به 12 (شکافی برابر با 80%)،  برای کلینتون 63%، جرج بوش پدر56% و رونالد ریگان 68% بود (+). تایید این موضوع را از نتایج نظرسنجی گالوپ بعد از مناظره دوم هم می توان بدست آورد. به عنوان مقال در حایکه 51 درصد کسانی که مناظره را دیده بودند اوباما را پیروز مناظره اعلام کردند (این رقم برای رامنی 38% بود)، با اینحال تنها 9% جمهوری خواهان اعتقاد به برتری اوباما دارند و 78% می گویند که رامنی بهتر بوده است. در میان دموکرات ها 88% اوباما را بهتر معرفی کردند و تنها 4% از پیروزی رامنی گفته اند (اینجا).

rasmussenreports.com

«اوباما [به بازی] برگشت». این تیتر هافینگتون پست بعد از مناظره سه شنبه (16 اکتبر) میان اوباما و رامنی بود (+). اوباما قول داده بود در مناظره دوم با انرژی بیشتری حضور پیدا کند (اینجا). و این را می توان از نتایج ارائه شده توسط نظرسنجی CNN از رای دهندگان تصمیم نگرفته ای که مناظره را دیده اند به دست آورد. 73% گفتند که اوباما بهتر از آنچه که انتظار داشتند ظاهر شد، این رقم برای رامنی تنها 37% بود. اوباما در مناظره اول به طرز عجیبی سرد و بی روح ظاهر شد، اما این بار مثل اینکه مشق هایش را خوب انجام داد. این را خودش گفته بود: I am doing my homework. کمپین اوباما در شبیه سازی مناظره، از جان کری، کاندیدای دموکرات ها در سال 2004، خواسته بود که در نقش میت رامنی ظاهر شود. جان کری، سناتور ایالت ماساچوست البته میت رامنی را به عنوان فرماندار پیشین این ایالت خوب می شناسد. او در مصاحبه بعد از مناظره به انتقاد شدید از رامنی پرداخت و او را به دروغ گویی متهم کرد. جان کری حتی گفت که باید روح خودش را از اینکه در نقش میت رامنی بازی کرده است پالایش دهد (اینجا). گزارش پولتیکو و گزارشی از نیویورک تایمز را هم در مورد همین مناظره بخوانید (دیدن این ویدئو هم خالی از لطف نیست، بهترین و بدترین مناظره های رامنی).

نظرسنجی های CNN و CBS هم نشان می داد که اوباما در مناظره بهتر از رامنی بوده است، هرچند در هر دو نظرسنجی وقتی پرسش شوندگان با این سئوال مواجه شدند که چه کسی اقتصاد را بهتر اداره می کند، رامنی به مراتب بالاتر از اوباما بود (در نظرسنجی CNN، رامنی 18% از اوباما جلو بود و در نظرسنجی CBS به میزان 65% رامنی و 34% اوباما را انتخاب کرده بودند).

نظرسنجی CNN با یک نمونه آماری 457 نفره و خطای 4% که بلافاصله بعد از مناظره از رای دهندگان تصمیم نگرفته ای که مناظره را دیده بودند، سئوال های مشخصی را پرسیده بود نشان می دهد 46% اعتقاد دارند اوباما مناظره را برده است و 39% رامنی را برنده مناظره می دانند. در این نظرسنجی در عین حال اوباما با نسبت 47% از رامنی با 41% دوست داشتنی تر یا مقبول تر خوانده شده است. اما همانطور که گفتم در اداره اقتصاد، رامنی از اوباما جلو بود و در قدرت رهبری هم رامنی 49% و اوباما 46% آرا را داشتند.

نظرسنجی CBS اما با نمونه آماری 520 نفره از رای دهندگان تصمیم نگرفته، نشان می داد که اوباما با 37% از رامنی با 30% آرا، مناظره را برده است. اوباما در عین حال در میان مقبولیت در طبقه متوسط با 56% از رامنی با 43% پیش بود اما در اداره اقتصاد رامنی 65% آرا را داشت، درحالیکه تنها 34% آقای اوباما را انتخاب کرده بودند (این رقم پس از مناظره اول 71 به 27 به نفع رامنی بود). در مورد اقتصاد و طبقه متوسط، تقریبن در تمام نظرسنجی های علمی با نمونه آماری کاملن نمایا (هم نمونه CNN و هم نمونه CBS برای کل جمعیت آمریکا نمایا نیستند، یعنی آرای کل جمعیت آمریکا را بیان نمی کنند، برای تحلیل آرای جمعیت آمریکا باید منتظر نظرسنجی هایی که از فردا منتشر می شود و به خصوص نظرسنجی گالوپ ماند)، رامنی در اقتصاد از اوباما پیش بود و اوباما هم در محبوبیت میان طبقه متوسط. این موضوع هم البته ناشی از تبلیغات هوشمندانه کمپین اوباما بود که در طول سه ماه تابستان سعی کرد میان اقتصاد رامنی و طبقه پولداران آمریکا رابطه مستقیمی ایجاد کند و آنها را از طبقه متوسط جدا نماید (نوشته های پیشینی ام در مورد برنامه های تاکتیکی جمهوری خواهان و دموکرات ها در اینجا و اینجا و اینجا).

صفحه U.S Politics هم در فیس بوک گزارشی از تعداد دفعاتی که واژه های مختلف در هنگام مناظره mention شده اند ارائه داد. Mitt Romney  بیشتر (12.8 برابر) از Barack Obama توسط فیس بوکی ها mention شده بود. مواردی بعدی به ترتیب واژه های China، Bush، Jobs، Candy Crowley، Women بودند (Candy Crowley نام مجری مناظره دیشب بود که برنامه معروفی تحت عنوان State of The Union در شبکه خبری CNN دارد و بعد از 20 سال اولین زنی است که مجری مناظره روسای جمهور است). این گزارش تصویری از دیدگاه آدم ها معروف در مورد مناظره دیشب را هم ببینید. کیت والش بازیگر، می گوید که رامنی باید به خاطر اینکه خودش را حامی طبقات متوسط معرفی می کند جایزه اسکار بگیرد (اشاره به اینکه رامنی خوب نقش بازی می کند). این هم نظر استفان کولبرت، کمدین معروف:)

اوباما مناظره دیشب را بدون واهمه از انتقادهای مستقیم از رامنی آغاز کرد و باعث شد رامنی در موضوع دفاعی قرار بگیرد و به رئیس جمهور پاسخ دهد. این البته مهمترین مزیت اوباما بر رامنی در مناظره دیشب بود که مورد انتقاد کارل رو (در صفحه فیس بوکش + نظر کارل رو در ارجاع به نظرسنجی گالوپ در مناظره قبلی و تحلیل این نکته که اوباما نتوانست شکست خودش را در مناظره قبل جبران کند) هم قرار گرفت و گفت که رامنی نباید می گذاشت تا اوباما، او را در مقام پاسخ دهنده قرار دهد. تاکید بر اینکه 47% مردم توسط آفای رامنی مورد توجه قرار نمی گیرند (اینجا؛ او کامنت 47% ای را در دو دقیقه پایانی صحبت خود و پس از آن مطرح کرد که رامنی گفته بود برای او 100% آمریکایی ها مرکز توجه هستند)، برنامه مالیاتی رامنی برخلاف ادعایی که می کند یک چیز بیشتر نیست و آن هم از فلسفه ای که به آن اعتقاد داد می آید یعنی افزایش مالیات طبقه متوسط و کاهش مالیات پولداران، روش اقتصادی او طبقه متوسط را ضعیف تر می کند و به افزایش شغل در آمریکا لزومن کمک نخواهد کرد (همانطور که در ماجرای طرح نجات صنایع خودروسازی، رامنی اعتقاد داشت آنها ابتدا باید ورشکسته اعلام شوند) و اینکه به عنوان میت رامنی به عنوان یک کاندیدای ریاست جمهوری در قبال حمله به سفارت آمریکا مسئول نبوده و سیاسی کاری کرده است.

هسته مرکزی مورد تاکید میت رامنی در مناظره دیشب، تکرار سابقه کاری اوباما به عنوان رئیس جمهور آمریکا با 23 میلیون بیکار و بدهی عظیم دولتی (اوباما 5 ترلیون دلار برای بدهی های دولت در زمان ریاست جمهوری اش اضافه کرد) بود. قبل از مناظره هم «اد گلیسپی» از مشاوران کمپین رامنی در پاسخ به این سئوال که آیا نگران این نیستید که اوباما در مناظره، رامنی را مورد انتقادهای صریح و تند قرار بدهد پاسخ داده بود که رئیس جمهور شاید بتواند شکل و شمایل حضور خود را در مناظره تغییر دهد، اما سابقه اش را نه (اینجا). و این موضوعی بود که بارها رامنی در مناظره تکرار کرد (Record) و مدعی شد که بر اساس این سابقه بد اقتصادی در دوران اوباما، او می خواهد رئیس جمهور شود تا اقتصاد آمریکا را شکوفا کند (تاکید پل رایان بر اینکه اوباما نمی تواند از کارنامه کاری اش دفاع کند). امری که با انتقاد اوباما مواجه می شد و می گفت سیاست های آقای رامنی بازگشت به سیاست های اقتصادی نادرست جرج بوش (+ سیاست های تهاجمی اش) است که باعث رکود بی سابقه در اقتصاد ورسیدن از مازاد بودجه (در زمان کلینتون) به کسری بودجه دولتی شد.

از دیگر موارد مورد منازعه این دو که قبل از مناظره هم خیلی برجسته شده بود بحث رابطه اقتصادی با چین و انتقال شغل به آسیای جنوب شرقی است. رامنی، دولت اوباما را متهم کرد که سیاست های او به انتقال شغل به خارج از آمریکا و افزایش بیکاری آمریکایی ها کمک می کند و چینی ها به علت پایین نگه داشتن عمدی ارزش پول ملی برای سودآوری صادراتی باید از سوی آمریکا مجازات شوند (انتقاد رامنی از اوباما در مورد چین قبل از مناظره، اینجا و تاکید او بر اینکه این یکی از اولویت های روز اولی کارش اش در کاخ سفید است). پاسخ اوباما هم این بود که سابقه اقتصادی آقای رامنی می گوید که سیاست های او در گذشته به عنوان یک فعال بخش خصوصی، اتفاقن در مسیر انتقال شغل به چین و آسیای جنوب شرقی قرار داشت (نوشته پیشینی ام در مورد نقش چین در انتخابات 2012 در آمریکا).

این دو در عین حال در مورد موضوعات مختلف دیگر از قبیل بحث مهاجرت، زنان و قوانین حمایتی برای آنان، آموزش و پروش، بیمه های درمانی، آزادی استفاده از اسلحه و …هم صحبت کردند. از اینجا و اینجا می توانید دو گزارش از ادعاهای رامنی و اوباما و میزان درستی یا عدم درستی آن را بدست آورید. در مورد زنان این گفته رامنی که در هنگام فرمانداری ماساچوست، فایل یا زونکی از زنانی که شایستگی فعالیت را داشتند در اختیار داشت، خیلی مورد تمسخر شبکه های اجتماعی قرار گرفته است (این ویدئو را ببینید و این یکی توضیحات پل رایان و این یکی را که اساسن ادعای رامنی را انکار می کند). هرچند گروه غیردولتی از زنان در بوستون مدعی شده که آنها این زونکن را به عنوان سابقه و توانایی های زنان در اختیار رامنی قرار داده بودند تا از آن استفاده کند. یک توییت هم دیشب دیدم که یک نفر به شوخی از قول بیل کلینتون گفته بود: آن زونکن (زنان) کجاست؟ این اکانت توییتر و این وب سایت (+ و + و +) را هم ببینید که پس از صحبت های دیشب رامنی بالا آمده اند.

میزان حمایت زنان از اوباما 53 به 47 به نقع اوباماست که البته نسبت به یک ماه قبل روند نزولی دارد. این بر اساس گزارش سه شنبه صبح گالوپ است که طی آن اوباما در میان افرادی که با احتمال بالا رای می دهند (Likely Voters) به میزان 4 درصد از رامنی عقب است. یعنی 50 برای رامنی و 46 برای اوباما. در عین حال اختلاف میان رامنی و اوباما در میان رای دهندگانی که برای حضور در انتخابات هم ثبت نام کرده اند برای اولین بار به صفر رسیده و هر دو 47 درصد آرا را دارند. این رقم قبل از اولین مناظره اوباما و رامنی 50 به 44 به نفع اوباما بود (اینجا را ببینید).

در مورد نظرسنجی ها و تفاوت آنها در پست بعدی به تفصیل صحبت می کنم.

مناظره پنجشنبه شب (11 اکتبر 2012) میان دو کاندیدای معاونت ریاست جمهوری آمریکا، پل رایان و جو بایدن را باید بر اساس دو نظرسنجی تاریخی و تحلیلی بررسی کرد (ویدئو و متن مکتوب کامل مناظره). از منظر تاریخی، مناظره کاندیداهای معاونت ریاست جمهوری تغییر چندانی در آرای کاندیداها و تمایل یا عدم تمایل رای دهندگان به آنها به وجود نمی آورد (اینجا را ببینید). از منظر تحلیلی هم مهمترین نتیجه نظرسنجی های بعد از مناظره دیشب از منظر رای دهندگان ثبت نام کرده (نظرسنجی CNN) و رای دهندگانی که کاندیدای خودشان را انتخاب نکرده اند یا احتمال دارد که نظرشان را تغییر دهند (نظرسنجی CBS)، در این سئوال کلیدی نظرسنجی CNN نهفته است که با توجه به مناظره امشب نظر شما برای رای دادن به کدام یک از کاندیداها – رامنی یا اوباما – بیشتر است که 28% رامنی و 21% اوباما را انتخاب کرده بودند و 50% هم نظری نداشتند. در این دو نظرسنجی که معیار کاملی از تمام رای دهندگان نیست و درصد انحراف آن هم 5% است، این آمار به ما می گوید که هیچ یک از دو کاندیدای معاونت ریاست جمهوری نتوانستند بر محبوبیت کمپین خود پس از پایان نظرسنجی به صورت معنی داری اضافه کنند (و آنچه که از نظرسنجی های کامل تر بعدی بدست می آید متاثر از همان مناظره اول یا تبلیغات کاندیداهاست). هرچند مطابق نظرسنجی CNN رایان پیروز مناظره و مطابق نظرسنجی CBS بایدن پیروز مناظره بود اما به دلیلی که گفتم به نظرم، انتخابات آمریکا را فعلن باید بر اساس مناظره اول رامنی و اوباما تحلیل کرد (نوشته پیشینی ام در مورد مناظره رامنی و اوباما و یکی دیگر) و البته منتظر مناظره دوم آنها در سه شنبه ماند که به مقدار زیادی تکلیف دو کاندیدا را مشخص خواهد کرد. در عین حال این نکته را هم نباید فراموش کرد که نظرسنجی ها غیر از تحلیل شرایط باعث اثرگذاری بر مخاطب ( از طریق اشاعه و انتشار) می شوند. یعنی وقتی فرضن CNN نظرسنجی خودش را ارائه می دهد، نتایج این نظرسنجی بارها و بارها توسط رسانه های خبری منتشر می شود و می تواند به عنوان عاملی برای شکست تئوری مارپیچ سکوت برای کاندیدای پیروز و درگیر شدن در این مارپیچ سکوت برای کاندیدای شکست خورده ایفای نقش کند. به این معنی که وقتی شما به عنوان کاندیدای حامی یک نظرسنجی که در آن کاندیدای شما بهتر بوده است، احساس هم نوایی بیشتری می کنید که افرادی بیشتری مطابق شما فکر می کنند و این شما را ترغیب می کند که به کاندیدای خودتان رای بدهید و اگر رای دهنده مستقل و تصمیم نگرفته هستید به این کاندیدا متمایل شوید. عکس این تحلیل برای کاندیدایی که در یک مناظره مطابق نظرسنجی ها شکست می خورد هم صادق است (مقاله ای از کارل رو در مورد اینکه آیا اساسن می توان به نظرسنجی ها بیش از حد اعتماد کرد؛ این مقاله قبل از مناظره اول اوباما ورامنی منتشر شده است).

جو بایدن قبل از مناظره، ای میلی را برای طرفداران کمپین اوباما فرستاده و گفته بود که به آنها و باراک اوباما قول می دهد تا در مناظره واقعیت ها را بگوید و از اندیشه های دموکرات ها دفاع کند (تلاش کمپین اوباما برای برگشت به انتخابات در مناظره بایدن و رایان، مقاله ای از واشنگتن پست).  بایدن این کار را کرد و در ایجاد شور و هیجان و انگیزه برای کمپین دموکرات ها به خصوص بعد از عملکرد ضعیف اوباما در مناظره اول موفق بود، اما عکس العمل هایی که در طول مناظره نشان داد (خندیدن های ممتد به رایان، پریدن وسط صحبت های او …) تاثیر او را در مناظره کاهش داد. مقاله سی ان ان را بخوانید که می گوید مناظره این دو مانند جدال پدر و پسر بود (اینجا و این یکی هم در مقایسه عملکرد بایدن با ال گور در مناظره سال 2000 با بوش) + سه تا اکانت تویتر که با توجه به خنده های جو بایدن بعد از مناظره درست شده: + و + و +). به همه اینها هم اضافه کنید انتقادهای تند رسانه های محافظه کار به خصوص Fox News که مجریان آن عملن دیشب بایدن را به بی ادبی متهم کردند و حتی گفتند که تا حالا چنین بی تربیتی را در تاریخ مناظره های ریاست جمهوری به یاد ندارند: + و +). این دو تا مقاله پولتیکو هم خالی از لطف نیستند: + و +

جو بایدن در عین حال گفته بود که نمی داند پل رایان در مناظره چگونه عمل می کند، مثل رامنی در مناظره با اوباما که عمدن برخی دیدگاه هایش را که در جامعه آمریکایی محبوب نیستند پنهان می کند یا اینکه واقعن برای یک مناظره واقعی می آید. پل رایان البته برای مناظره آمده بود اما خب نکات نادرستی را هم در مورد طرح بیمه های درمانی و مالیات ها بیان کرد که مشروح آن را از اینجا می توانید بخوانید (این مناظره ای بود که هفته قبل اوباما و رامنی نتوانستند داشته باشد، اینجا) و البته این هم مقاله ای که می گوید این مناظره یکی از بهترین مناظره های سیاسی سالیان اخیر بود (برخلاف مناظره اوباما و رامنی) و ضمن ارائه دیدگاه کاملی از تفاوت های دو کمپین انتخاباتی، برای مخاطبان فرصت خوب انتخاب فراهم می آورد (ممنون از امید بابت معرفی این مقاله). جز قسمت آخر این مقاله که می گوید مخاطبان می توانند بر اساس این مناظره انتخاب کنند، بقیه ادعاهای آن هم به نظرم درست است. در مورد عدم انتخاب بر اساس این مناظره هم در پاراگراف های قبل توضیح دادم.

جو بایدن در این مناظره برخلاف اوباما، بارها کمپین رامنی را به دلیل سیاست های اقتصادی و کامنت 47 درصدی رامنی ( 47% به من به هیچ وجه رای نمی دهند، چون مالیات نمی دهند یا دوست ندارند بدهند و …) مورد انتقاد و حمله مستقیم قرار داد و به نظرم هم  پاسخ های پل رایان از موضع دفاعی و ضعف بود. در مورد سیاست خارجی که مورد علاقه ایرانی ها هم هست، مسئله ایران مهمترین مسئله سیاست خارجی و امنیت ملی آمریکا در این مناظره بود. بحث تحریم ها – و همکاری با آنچه که جامعه بین المللی خوانده می شود علیه ایران – را هر دو کاندیدا تاکید داشتند، اما رایان می گفت که باید زودتر ایران تحریم می شد. در عین حال در یک جای مناظره، جو بایدن «زهر جنگ» را ریخت و به صورت مستقیم رایان را مورد سئوال قرار داد که آیا به دنبال جنگ دیگری – جنگ با ایران – است و البته پاسخ رایان اگرچه منفی بود اما در پاسخ به انتقاد از سیاست های اوباما در قبال ایران راه حل دیگری را هم بیان نکرد. مسئله سیاست خارجی و بحث جنگ یا عدم جنگ با ایران به این دلیل مهم است که هر گونه صحبت در مورد هر گونه جنگی، دو کمپین – به خصوص کمپین رامنی – را به موضع دفاعی می کشاند (این مقاله امید معماریان را در انتقاد از سیاست های رامنی در مورد ایران و دفاع از سیاست های اوباما بخوانید و این یکی هم انتقاد سناتور رند پال از سیاست های رامنی در خصوص خاورمیانه). در مورد سئوال مستقیم بایدن از رایان در مورد اینکه او آیا به دنبال جنگ است تا آنجایی که من می دانم مطابق سند محرمانه کمیسیون برگزاری مناظره، کاندیداها حق سئوال از همدیگر را ندارند. این سند برای اولین در سال 1998 تدوین شد و 12 صفحه محرمانه بود که توسط یک گروه غیر حزبی افشا گردید، در سال 2004 این سند محرمانه 32 صفحه بود که بخش هایی از آن منتشر شد، اطلاعی در مورد این سند در سال 2012 ندارم، اما مهمترین هدف این سند غیر از تعیین چارچوب های مناظره، تلاش برای تاثیرگذاری کاندیدایی غیر از دو کاندیدای دموکرات و جمهوری خواه بر انتخابات است.

بعد از این مناظره، حالا همه چشم ها به نتایج جدید نظرسنجی ها و آرای الکترال ایالت ها دوخته شده است. نظرسنجی گالوپ قبل از این مناظره از برتری 49 به 47 رامنی در میان کسانی که با احتمال بالا رای می دهند حکایت داشت (اینجا) و این هم یک نظرسنجی دیگر که به نظرم البته کمی نتایج آن غیر واقعی است و البته رامنی برتری چشمگیری بر اوباما دارد. و البته هر دو کاندیدا هم در بدست آوردن رای Swing State ها (ایالت های که گاهی اوقات به دموکرت ها و گاهی اوقات به جمهوری خواهان رای می دهند) تلاش می کنند. یکی از این ایالت ها اوهایو است که تا قبل از مناظره اول اوباما به دلیل حمایت از طرح نجات کارخانه های خودروسازی دیترویت با 7 و 8 % جلوتر از رامنی بود (جو بایدن در مناظره چند بار بر طرح نجات صنایع خودروسازی و جلوگیری از بیکاری کارگران در صورت ورشکستگی آنها که مورد حمایت رامنی بود تاکید کرد) . بعد از مناظره اول تفاوت رامنی واوباما در اوهایو به 3% رسید. اهمیت اوهایو در این است که هیچ کاندیدایی از حزب جمهوری خواه، رئیس جمهور نشده است مگر آنکه اوهایو را برده باشد. در عین حال اوهایو مهمترین دلیل پیروزی جرج بوش در انتخابات نزدیک سال 2004 و رقابت وی با جان کری از حزب دموکرات بود. در آن انتخابات جرج بوش تنها با تقریبن 100 هزار رای بیشتر از کری در میان حدود 6 میلیون رای، ریاست جمهوری را بدست آورد. به همین دلیل هم هر دو کاندیدا وقت زیادی را برای تبلیغ در این ایالت صرف می کنند (رامنی در اوهایو).

این گزارش در ندای سبز آزادی هم منتشر شده است.

watchusplaygames.com

اولین نظرسنجی گالوپ بعد از مناظره چهاشنبه شب گذشته رامنی و اوباما (3 اکتبر 2012)، همانطور که پیش بینی هم می شد، از نزدیک تر شدن رقابت کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا خبر می دهد. بعد از تقریبن یک ماه که اوباما، میت رامنی را در نظرسنجی های ملی و آرای الکترال با اختلاف نسبتن خوبی پشت سر گذاشته بود، مناظره چهارشنبه شب و موفقیت رامنی در آن باعث شده است که اختلاف 5 درصدی رامنی و اوباما پیش از نظرسنجی به 0 کاهش پیدا کند و الان هر دو تا کاندیدا در میان رای دهندگان ثبت نام کرده آرای مساوی 47 به 47 را دارا شوند. این رقم پیش از مناظره 50 به 45 به نفع اوباما بود (گزارش کامل نظرسنجی گالوپ). مطابق این نظرسنجی 2/3 آمریکایی ها، مناظره اوباما و رامنی را در چهارشنبه شب دیدند و 72% معتقدند که در این مناظره، رامنی بهتر از اوباما بوده است.  پیش از مناظره البته 57% آمریکایی ها پیش بینی کرده بود که اوباما در مناظره موفق تر می شود (+). این رقم برای دموکرات ها 91 به 5 به نقع اوباما بود. درحالیکه بعد از مناظره فقط 39% دموکرات ها اعتقاد داشتند که اوباما بهتر عمل کرده است و 49% رامنی را بهتر دیده بودند (نظرسنجی CNN از رای دهندگان ثبت نام کرده ای که مناظره را دیده اند در فاصله یک ساعت پس از برگزاری مناظره نشان می داد 67% رامنی و 25% اوباما را در این مناظره موفق تر یافته اند؛ + گزارش پیشینی ام در مورد مناظره). این هم درحالی است که اوباما در سال 2008، هر سه مناظره خود در مقابل جان مک کین را برده بود (اینجا + گزارش نظرسنجی ها پس از اولین مناظره کاندیداهای ریاست جمهوری از سال 1960 تا امروز: اینجا). طرح روی جلد مجله مهم New Yorker و مناظره رامنی با یک صندلی خالی که احتمالن صندلی اوباماست؛ و البته یادآور صحنه انتقاد کلینت استیود از اوباما در سخنرانی اش در کنوانسیون جمهوری خواهان است که در آن، یک صندلی خالی را به عنوان اوباما مورد خطاب قرار داد تا از رئیس جمهور آمریکا انتقاد کند (نوشته پیشینی ام در همین مورد).

یک نظرسنجی هم امروز پولتیکو منتشر کرد که به صورت مشترک توسط پولتیکو و دانشگاه جرج واشنگتن انجام شده است و در آن اوباما با 49% از رامنی با 48% پیش است (اینجا). با اینحال خبر خوب این نظرسنجی برای کمپین رامنی این است که 86% طرفداران رامنی گفته که با احتمال خیلی بالا در انتخابات رای خواهند داد. این رقم برای طرفداران اوباما 13% کمتر و به میزان 73% است. در میان کسانی هم که به صورت کلی گفته اند به احتمال بسیار زیاد در انتخابات رای خواهند داد رامنی با 52% از اوباما با 46% پیش افتاده است (کسانی که با احتمال بسیار بالا رای می دهند، شاخص خیلی مهمی در تحلیل آرای انتخاباتی است، به خصوص با توجه به اینکه به احتمالی خیلی بالا، مشارکت آمریکایی های آفریقایی تبار، لاتین تبارها و جوانان بین 18 تا 29 سال به میزان سال 2008 نخواهد بود. به عنوان مثال در شیکاگو، سفیدپوستان حامی رامنی با 82% مشارکت، نرخ مشارکت بالاتری از آمریکایی های آفریقای تباربا 71% مشارکت و لاتین تبارها با 70% مشارکت را دارا هستند). این هم گزارش یک نظرسنجی، یک روز بعد از مناظره که در آن، رامنی با 47% از اوباما با 46% پیش یود. قبل از مناظره این رقم 49 به 45 به نقع اوباما بود. در آخرین نقشه انتخاباتی پولتیکو، اوباما در اوهایو 3% جلوتر است. در فلوریدا هر دو کاندیدا 47% آرا را دارند و در ویرجینیا هم اوباما تنها با0.3% از رامنی پیش است (آخرین نقشه انتخاباتی پولتیکو بر اساس آرای الکترال).

کمپین اوباما بعد از مناظره روز یکشنبه، تمام تلاش خودش را برای ارائه چهره ای دورو از رامنی به کار برده است. اوباما در میان 12000 نفر از طرفدارانش در دنور – شهر محل برگزاری مناظره در ایالت کلورادو که یکی از ایالت های سرنوشت ساز است – گفت که آن رامنی را که در شب قبل در مناظره با وی رو به رو شد نمی شناسد، چون برخلاف تبلیغات انتخاباتی پیش از مناظره که از کاهش 5 تریلیون دلار مالیات به نفع ثروتمندان صحبت می کرد، این امر را در مناظره تکذیب نمود (اینجا). دیوید پلاف رئیس کمپین انتخاباتی اوباما در سال 2008 و مشاور ارشد او در انتخابات امسال هم گفت که ما انتظار یک میت رامنی «تهاجمی» را داشتیم؛ اما انتظار نداشتیم که او در مناظره، «صداقت» نداشته باشد (اینجا). کمپین اوباما در عین حال در طول این 5 روز پس از برگزاری مناظره، گزارشات مختلفی در تحلیل مناظره منتشر کرد که در آنها ادعاهای رامنی را به چالش کشید. ادعاهایی که اوباما در شب مناظره – به هر دلیل – نتوانسته بود پاسخ مناسبی به آنها بدهد. یکی از این موارد خصوصی سازی Social Security  همان طرح بیمه های اجتماعی است که رامنی متهم شده است همانند دوران بوش به دنبال خصوصی سازی آن و سپردن اختیار به شرکت های خصوصی است (اینجا). ویدئویی از رامنی در مورد کامنت 47%ی و ضد و نقیض گویی های او (پست پیشینی ام در مورد کامنت 47%ی رامنی) و پاسخ کمپین اوباما در مورد طرح خدمات درمانی رامنی (اینجا) و ویدئوهایی در مورد طرح کاهش مالیات ثروتمندان توسط او (اینجا). کمپین اوباما فردای بعد از مناظره این ویدئوی جالب را هم در انتقاد از گفته های رامنی در مناظره منتشر کرد که در جمله پایانی اش می گوید وقتی نمی توانیم به رامنی در مناظره اعتماد کنیم، چگونه می توانیم به او در کاخ سفید اعتماد داشته باشیم. اوباما البته خوش شانس هم بود که بعد از این مناظره وحشتناک، گزارش نرخ بیکاری که در اکثر ماه های گذشته تقریبن چندان به نفع او نبود، به زیر 8% رسید (7.8) که نسبت به ماه قبل هم 0.3% پایین آمده است.

در عین حال دیروز، جیم مسینا، رئیس کمپین انتخاباتی اوباما از 181 میلیون دلار کمک های مردمی برای کمپین اوباما در ماه سپتامبر خبر داد. کمپین اوباما هفته گذشته رکورد 10 میلیون کمک کننده مردمی را شکسته بود. در ماه سپتامبر تقریبن 1.8 میلیون آمریکایی به طور متوسط 53$ به کمپین اوباما کمک کردند و همچنین 98% کمک کنندگان مالی کمپین اوباما هم کسانی بودند که زیر 250 $ به کمپین او پرداخته اند ( در میان کسانی هم که به گروه های حامی باراک اوباما کمک کرده اند، جرج سوروس 1 میلیون دلار  به Priorities USA Action، از جمله Super PAC های حامی باراک اوباما پرداخت کرده است: اینجا).

گزارشی هنوز البته از کمک هایی که کمپین رامنی در ماه سپتامبر بدست آورده منتشر نشده است، اما ماشین تبلیغاتی رامنی 23 میلیون دلار برای تبلیغات منفی علیه اوباما در طول این هفته تدارک دیده است که قسمت اعظم آن توسط American Crossroads، که توسط کارل رو، معروف ترین استراتژیست جمهوری خواهان بنیان گذاری شده است، منتشر می شود). Citizen United گروهی غیر دولتی که با طرح ادعایی علیه قوانین مالی پیشین کمپین های انتخاباتی، در نهایت راه را برای امکان هزینه های بیشمار در انتخابات ریاست جمهوری فراهم کرد هم ویدئویی 1 ساعته ای را برای پخش در هفته های آخر رقابت های ریاست جمهوری علیه اوباما تهیه کرده است (اینجا). در مورد Citizen United و طرح Super PAC ها در آینده به صورت جداگانه خواهم نوشت.

با نزدیک شدن به زمان تنها مناظره بین معاونان کاندیدهای ریاست جمهوری آمریکا، کمپین رامنی، انتقاد مستقیم خودش را در سیاست خارجی شدیدتر از قبل متوجه اوباما کرده است. دیروز رامنی در ویرجینا، اوباما را به دلیل ضعف سیاست خارجی مورد انتقاد قرار داد و گفت که با او آمریکا امن تر نیست (اینجا). این البته پاسخی به صحبت های دو دقیقه پایانی مناظره اوباما و رامنی هم بود که در آن اوباما مهمترین مسئولیت رئیس جمهوری آمریکا را ایجاد کشوری امن برای شهروندان اعلام نمود. در عین حال اهمیت دیگر تاکید بر مسائل خارجی، نزدیک شدن به مناظره جو بایدن و پل رایان است که برخلاف مناظره های کاندیداهای ریاست جمهوری که تنها در موضوعات تعریف شده است (مناظره اول اقتصاد، مناظره دوم فرهنگ و اجتماع و مناظره سوم، سیاست خارجی)، مناظره معاونان کاندیداهای ریاست جمهوری همه حوزه ها را در بر می گیرد. اگرچه سیاست خارجی اولویت مردم برای انتخابات امسال نیست (تنها 5% اولویت رای دادن خود را سیاست خارجی نامیده اند و در این میان محبوبیت اوباما هم از رامنی بالاتر است)، اما کمپین رامنی در تلاش برای ضعیف نشان دادن سیاست خارجی اوباما از کشته شدن سفیر آمریکا در کنسول گری این کشور در بن غازی استفاده می کند تا او را به عنوان یک رئیس جمهور ضعیف نشان دهد (پاسخ کمپین اوباما). ضعف اوباما در مناظره چهارشنبه هم به کمک کمپین رامنی آمده است (نوشته پیشینی ام در مورد سیاست خارجی و نقش آن در انتخابات ریاست جمهوری بر اساس نظرسنجی ها).

این پست وبلاگی در ندای سبز آزادی منتشر شده است.