اعتراض یک حق و آزادی بزرگ ترین ارزش انسانی است

منتشرشده: 3 ژانویه 2018 در Uncategorized

یه مسائلی را گفتم (لینک)، یه سری موارد هم وقت نشد بگم، اینجا می گم:

اول – برای من آزادی بیان بزرگ ترین ارزش انسانی است. به خاطر این با افرادی که می گویند جرقه این اعتراضات در مشهد، توطئه جبهه پایداری علیه دولت بود یا گروهی که معتقدند سلطنت طلب ها و ضد انقلاب در متن اعتراضات هستند همدلی ندارم. حتی اگر هم باشند، در آن ایرادی نمی بینم. جبهه پایداری به همان اندازه حق دارد از دولت بازخواست کند و علیه دولت اعتراض کند که منِ اصلاح طلب حق دارم منتقد حاکمیت باشم و درست به همان اندازه که یک سلطنت طلب و یا مخالف انقلاب به نظام ایراد می بیند. ایران، ملک شخصی هیچ کدام از ماها نیست. و هیچ کدام ذره ای به اندازه سر سوزن، بر دیگری برتری اخلاقی یا عملی در ادعای حق مالکیت بر این آب و خاک نداریم.

دوم – من با کسانی که اعتراضات را متوجه خارجی ها می کنند هم، همدلی ندارم. حتی اگر معترضان تحریک شده توسط خارجی ها – فرقی نمی کند، هرکس – باشند، این ایراد از سیستم حاکمیت است که نمی تواند مردمش را در مورد حکمرانی خود قانع کند. در واقع این ادعای «دست دخالت خارجی» به ما برتری اخلاقی و عملی آن را نمی دهد که معترضان را بی اعتبار سازیم. با این کار اتفاقا خودمان را بی اعتبار می کنیم.

دو و نیم – معترضان، مردم همین آب و خاک هستند. چه زمانی رای داده باشند، چه تحریمی باشند، چه تاکتیکی رای دهند، چه هر چه، اگر اعتراضی دارند، از فساد نالان هستند، مشکل اقتصادی دارند، با حضور ایران در سوریه مخالف اند، طرفدار آمریکان و … باید بدون لکنت عقایدشان را بیان کنند. اگر کسی ضد انقلاب باشد که نباید بمیرد. اگر کسی ضد دولت و طرفدار چه می دانم جبهه پایداری باشند که نباید خفه شود.

سوم – در عین حال دغدغه گروه های سیاسی را برای به آشوب کشیده نشدن کشور هم درک می کنم. فضای آشوب که نه می دانیم چه می خواهیم و نه می دانیم چه نمی خواهیم، ریسک بالایی را متوجه کشور – در مفهوم اقتصاد، مردم، دولت، حاکمیت، تمامیت ارضی و … – می کند. به همین دلیل حق دارند نگران باشند. گروهی شان هم از دولت می خواهند با آنچه که «آشوب گر» خوانده می شود مقابله کنند. اما اینکه صرفا یک جمله از یک بیانیه را برداریم و به عنوان چماق بر سر این گروه ها بکوبیم، اما آن قسمت دیگر بیانیه ای را که از دولت می خواهد حق اعتراض – و فریاد – مردم را به رسمیت بشناسد را از عمد نادیده بگیریم، به نظرم اخلاقی نیست. می توانیم یک بیانه را نقد کنیم، اما اینکه حالا بگوییم محمد خاتمی از علم الهدی در خواستِ برخورد با معترضان پیشی گرفته است، بازی پروپاگانداست، دروغ است و واقعیت ندارد.

سوم و بیست و پنج صدم – در عین حال اگر جایی یه سطل آشغالی هم آتش گرفت شیشه بانکی شکست، عکسی پاره شد، فحشی داده شد، نباید آنرا چماق کنیم که به شخصیت های ملی اهانت کردند و اموال عمومی را به تاراج بردند و به مملکت خسارت زدند. این چیزهای بعضی موقع ها پیش می آید. توهین به مقامات که به قول معروف هچ، حق هر ایرانی است. طرف این همه قدرت دارد و رئیس جمهور و رهبر و فلان و بهمان است، حالا یکی هم فحشی داد که نباید این قدر بی جنبه باشد. اموال عمومی هم که در جایی که 3000 میلیارد تومان اختلاس عادی است، حالا یک شیشه بانک که 10 میلیون تومن هم نمی شود شوخی است. این را نمی گویم که چنین اعمالی را توجیه کنم، اما حاکمیت عاقل، از این موارد می گذرد تا مشکل را حل کند، مگر آنکه از قبال تاکید بر آنها اهداف سیاسی داشته باشد که مسئله دیگری است.

چهارم – اصلاح طلبان فقط عباس عبدی و حمیدرضا جلایی پور نیستند. محمدرضا خاتمی هم هست که به دروغ گفته شد درخواسته برخورد سپاه با مردم را داده است، که چنین نیست. عبداله رمضان زاده هم هست که مدام می گوید اینها مردم عادی هستند که از فساد و مشکلات اقتصادی خسته اند. علوی تبار هم هست که می گوید اینها مردمی هستند که منتقد تبعیض اند و از اینکه خواسته های شان از مجاری قانونی راه بروز و نمود ندارد به تنگ آمده اند. تمام اصلاح طلبان را به یک چوب نرانیم و بعد هم مدعی شویم که اصلاحات مرد و تمام شد.

پنجم – تحلیل های عبدی و جلایی پور بیش از حد سیاسی است. یعنی معطوف به دولت، مخالفان آن را در جناح راست و یا معترضان به نظام را مورد انتقاد می دانند و تاحدی خواستار برخورد می شوند. و یا آنکه تحلیل های من در آوردی و مضحک از جنس عبدی می دهند که چون زمان احمدی نژاد با تورم بیشتر اعتراض نشد پس اعتراضات فعلی مشکوک است. اما همانطور که گفتم همه اصلاح طلبان این دو نیستند و البته اینکه این دو نفر و کسان دیگری هم حق بیان نظر داشته باشند؛ بد که نیست هیچ، خوب هم هست. فقط اگر مخالفید برای روز مبادای تان نگاه دارید و فرضا اگر کاندیدا شدند جایی، بهشان رای ندهید، نه اینکه کد بدهید تا اصلاحات را بکوبید.

ششم – یک گروه یا فعال سیاسی به خصوص در سطح سران و رهبران – مثل آقای خاتمی – در انتخاب واژه هایی که به کار می برد باید دقیق باشد. آنچه که با عنوان «دسیسه» از آقای خاتمی بیان شد حتما آن نبود که بدان مورد انتقاد قرار گرفت. اما آقای خاتمی نباید چنین عبارتی را به کار می برد. یک واژه گاهی کل یک متن را وام دار خودش می کند. از تمام آنچه که آقای خاتمی دوهفته پیش در انتقاد از مخالفت ها علیه دولت گفت فقط همین یک عنوان «دسیسه» به یاد مانده. خب، عبارت بهتری اگر به کار برده می شد، دغدغه آن روز آقای خاتمی به گروگان یک واژه نمی رفت.

شش و نیم – همینطور واژه کرکس. با هر توضیحی که آقای جلایی پور بدهد و درست هم باشد، نباید به کار برده می شد. یک فعال سیاسی باهوش هرگز چنین کاری نمی کند. بازهم همین یک کرکس کار خودش را کرده است. شما به محض اینکه مجبور می شوید در مورد جمله بندی خودتان توضیح بدهید، بازی تبلیغاتی را باخته اید. هرچقدر هم اگر محق باشید باز هم بازنده اید.

و هفتم – این شوخی که اصلاحات_طلبان تمام شدند را اولین بار نیست که می شنوم. پس از کوی دانشگاه، بعد از انتخابات مجلس هفتم، بعد از انتخابات 84، بعد از رای دماوند خاتمی و خلاصه اولین بار نیست، آخرین بار هم نخواهد بود. بدیهی است اعتبار منبع یک جریان سیاسی ممکن است در طول زمان کم و زیاد شود. مختص ایران و اصلاحات هم نیست. در سال 84، خاتمی اعتبار منبع خودش را از دست داده بود. در 92 با یک پیام و در 94 و 96 با «تکرار» انتخابات را برنده شد. ممکن است دوباره در سال 98 اعتبار سال 94 و 96 خودش را نداشته باشد. همانطور که گفتم چیز عجیبی هم نیست. در تمام دنیا اینطور است. اصلاح طلبان و آقای خاتمی هم مثل هر جریان سیاسی ممکن است اشتباه کنند و حتما می کنند. اما یک توصیه به مخالفان اصلاحات دارم که آرزوهای خودتان را به عنوان تز سیاسی بیرون ندهید. چون ممکن است خودتان باورش کنید و فردا روزی که دوباره کسی به اعتبار خاتمی رای گرفت شوکه بشوید. در سال 84 خیلی از تمام شدن خاتمی و اصلاحات می گفتند. نشد اما و نمی شود.

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s