هنر یک رهبر سیاسی «طرح مسئله» و تبدیل این مسئله به گفت و گوی روزمره در فضای سیاسی جامعه است. یک رهبر سیاسی برای این مسئله روایت Narrative می سازد و در نهایت آن را به پیام Message تبدیل می کند. «آشتی ملی» پیام سیاست ورزی آقای خاتمی است.

به هر میزان که این پیام باورپذیرتر باشد، دامنه نفوذ و تاثیرگذاری اش با توجه به ساختار مخاطب Frame افزایش می یابد. طرح آشتی ملی آقای خاتمی البته خطاب به یک رقیب است: آیت الله خامنه ای. اما نوع واکنش این رقیب، متصلب به گونه ای که هرچه گفت باورپذیر شود نیست. درعین حال تنها مخاطب آقای خاتمی، رهبری جمهوری اسلامی هم نیست. پیام آقای خاتمی این ظرافت را دارد که اگر فردا آقای خامنه ای به آقای خاتمی زنگ زد و گفت بیا دور یک میز بنشینیم و آشتی کنیم، آقای خاتمی برنده است (هرچند آقای خاتمی هم چنین انتظاری نداشت و احتمالا در آینده نزدیک و باتوجه به شرایط امروز، ندارد) و اگر قبول هم نکرد و جواب مخالف داد،، باز هم آقای خاتمی برنده است. چون می گوید که من قصد صلح و آشتی داشتم و تو نخواستی. این نکته اول.

نکته دوم در طرح آشتی ملی آقای خاتمی به شیوه سیاست ورزی خودش برمی گردد. آقای خاتمی از سال 88 به بعد علی رغم فرازها و فرودها، تصمیم های درست و نادرست، صحبت ها و نامه ها، همواره تلاش داشته که وزن و اثرگذاری خودش را در فضای سیاسی ایران به نفع اصلاح طلبان و منافع ملی تاحد مقدور افزایش دهد و در بزنگاه ها از این وزن و اعتبار استفاده کند. به همین اعتبار هم بود که هم در انتخابات 92 و هم در انتخابات 94 اثرگذار شد و امروز کسی نیست که شرایط سال های 88 تا 92 را بهتر از 92 تاکنون نداند. آقای خاتمی قصد دارد که نگذارد از این توان تاثیرگذاری اش کاسته شود. این چیزی است که جناح مقابل به دنبال آن است و تاکنون موفق نبوده است.

و نکته سوم کارکرد انتخاباتی آشتی ملی است. آقای خاتمی ظرف ماه های آینده قرار است از رئیس جمهوری حمایت کند که رئیس جمهور مستقر است. به صورت سنتی در انتخابات ریاست جمهوری 2 شعار «تغییر» و «ثبات یا امید» با یکدیگر رقابت می کنند و بازهم به صورت سنتی شعار «تغییر» عامه پسندتر است، مگر آنکه جامعه به امید و ثبات باور داشته باشد. آشتی ملی، باورپذیری به امید و ثبات است؛ ضمن اینکه درون خودش رگه هایی از تغییر را هم دارد. خلاصه اش این می شود که حتما باهم قهر هستیم یا ایرادی داریم که باید تغییر کند تا آشتی کنیم. این هم کارکرد انتخاباتی شعار آشتی ملی آقای خاتمی است.

در این مورد با بی بی سی به همراه عمار ملکی که چندان موافقتی با طرح این مسئله به گونه ای که آقای خاتمی بیان کرده است ندارد، بحث کردیم (بخش اول، بخش دوم + صحبت های خانم راحله فرج زاده خواهرر شهرام فرج زاده از خانواده های قربانیان حوادث سال 888). من و عمار اگرچه با هم موافق نبودیم اما از بحث کردن با او لذت بردم، بیشتر هم به خاطر اینکه در چارچوب منطقی خودش بحث می کرد.

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s