آنچه که دکتر شکرخواه به اشتباه می گوید

منتشرشده: 14 اوت 2014 در Uncategorized

دکتر شکرخواه (لینک) به عنوان معلم رسانه و روزنامه نگاری بر گردن من حق دارد و از او زیاد یاد گرفتم. یکی از مهمترین هایش این که هر حرفی را – باجا یا بی جا – قبول نکنم. این را همان زمان ها که در ایران، اینترنت تازه داشت جون می گرفت می گفت که دیگر به راحتی امکان کتمان کردن وقایع وجود ندارد و اگرچه با انتشار گسترده اخبار، «سانسور مدرن» انجام می شود اما بالاخره ماه همیشه پشت ابر نمی ماند.

دکتر شکرخواه البته از معدود روزنامه نگاران ایرانی قدیمی در آن زمان هم بود که رسانه های جدید و تعریف آن روزش – اینرنت تیم برنرزلی – را خوب می شناخت و اگرچه به عنوان استاد ارتباطات همانند دیگر همرده های خود تحت تاثیر میراث نامبارک مکتب انتقادی دکتر معتمدنژاد هم قرار داشت – و این از جمله مهمترین نقاظ ضعف درس های دانشکده ارتباطات دانشگاه علامه بود به نظرم، زمانی که من آنجا بودم؛ الان را نمی دانم – اما خب به لطف اینکه زبان انگلیسی می دانست و خبر می خواند و به روز بود، کلاس هایش هم جذابیت داشت، حالا گیرم که تنها رویه ها را می دید و لزومن به عمق مطالب نمی رفت.

اینها را گفتم تا به این گفته دکتر شکرخواه برسم که به تازگی در مورد شبکه های اجتماعی خوانده ام. ایشان می گوید: «هر جا که نهادهای مدنی محدود باشند و در محدودیت بمانند، شبکه‌های اجتماعی گسترش پیدا می‌کنند و شاید به همین خاطر است که مثلا در همین نقاط آمریکا اصلا مردم دلیلی برای بیان نظراتشان در جایی مثل فیس بوک ندارند و حتی برخی از آنها نمی‌دانند این شبکه اجتماعی چه هست»

در ادامه توضیح می دم که چرا این حرف از اساس نادرست است – و عبارت «بیان نظرات» چقدر می تواند گسترده باشد – اما اساسا از یک دکتر ارتباطات و استاد دانشگاه انتظار نمی رود وقتی می خواهد یک فکت بدهد بگوید «شاید به همین خاطر است که مثلن …» این گزاره آقای دکتر یا بر اساس یک تحقیق علمی است که باید بگوید به گزارش فلان تحقیقی که انجام شده است چنین نتیجه ای درست است و یا اینکه اگر در مورد موضوعی نمی داند اصلا اظهار نظر نکند.

قبل از آن اما عجالتا برایم به عنوان کسی که می دانم دکتر شکرخواه اصولن آدم «به روزی» بود عجیب است که می بینم آگاهی ایشان از شبکه های اجتماعی و نقش های مختلف و ریز و درشت آن چرا تا این مقدار کم است؟ به عباراتی از قبیل این که «شبکه های اجتماعی خیلی دیگر از کارها را بلد نیستند که روزنامه نگارها بلد هستند» و یا «شبکه‌های اجتماعی اصلا بلد نیستند در خصوص یک موضوع، به صورت تحقیقی برخورد کنند و در واقع یاد نگرفتند که با یک خبر کذب چگونه برخورد کنند» نمی پردازم، مهمترین دلیل ش هم اینکه دکتر شکرخواه اساسا کاربر شبکه های اجتماعی و در اینجا فیس بوک، نیست – وقتی نام دکتر شکرخواه را در فیس بوک جست و جو کردم، جز صفحه غیرفعالی با لایک های محدود، که احتمالن برای ایشان ساخته اند، چیز دیگری پیدا نکردم – و مطالعه ای در مورد آن ندارد و اگر هم مطالعه دارد درک واقعی از شبکه های اجتماعی را حتما ندارد که آنها را جرو جریان های اصلی یا همان Main Stream نمی داند.

امروز اطلاعاتی که از تحلیل داده های این شبکه ها بدست می آیند منبع تبلیغ تجاری شرکت هایی مانند کوکاکولا و خودروسازی تویوتا می شوند، در انتخابات ریاست جمهوری، شعارهای یک کاندیدا را تعیین می کنند و توسط سازمان ها به عنوان یک ابزار کمپین مورد استفاده قرار می گیرند. اگر این جریان اصلی نیست پس جریان اصلی چیست؟

به همین دلیل خیلی ساده – کسی که یک صفحه در فیس بوک ندارد – انتظار هم نیست که بداند با تبلیغات هدفمند و بر اساس منطقه جغرافیایی در فیس بوک شما می توانید به حجم وسیعی از مخاطب دسترسی داشته باشید که پیام شما را ببیند. با الگوریتم های integrate شده در پلتفورم های مختلف اگر در گوگل برای یک محصول سرچ می کنید، لینک آن را در کنار فیس بوک خودتان مشاهده خواهید کرد و همینطور تبلیغ کمک کردن به کاندیدای مورد علاقه تان را در انتخابات خواهید دید.

بگذارید یک سئوال عملی بپرسم؛ در انتخابات سال 88، شبکه اصلی Main Stream چه بود؟ تلویزیون یا اس ام اس و استتوس های فیس بوکی؟ یادمان نرود در همان زمان که صدا و سیما می گفت فلان تظاهرات کنسل شده است، اس ام اس و استتوس های فیس بوکی از حضور میلیونی مردم خبر می دانند. اگر این جریان اصلی نیست پس جریان اصلی چیست؟ مثال ها در این مورد فراوان است. اصلن همین که شما 1000 نفر دوست فیس بوکی دارید و یک پست شما 10 بار share می شود با فرض اینکه هر کدام از افرادی که این مطلب را share کرده اند هم تنها 1000 دوست فیس بوکی دارند این مطلب به صورت بالقوه می تواند توسط 10 هزار نفر دیده شود. این 10 هزار نفر مخاطب بالقوه به مراتب بیشتر از تیراژ 2 و 3 هزارتایی روزنامه های ما هستند که اینگونه در مقابل گزارش های روزنامه نگاران نادیده گرفته می شود؛ و البته این 10 هزار نفر به غیر از مطالب و نوشته های وزیر خارجه خودمان یا صفحه های پرطرفدار و … هستند.

برمی گردم به ابتدای نوشته ام و این نکته دکتر شکرخواه که گفته اند «هرجا که نهادهای مدنی محدود باشد شبکه های اجتماعی گسترش پیدا می کند.» بعد مثال می زنند «که در آمریکا خیلی از مردم نمی دانند فیس بوک چیست». معنای این جمله هم این می شود که احتمالن به این دلیل که نهادهای مدنی در آمریکا محدود نیستند، آنها نمی دانند فیس بوک و شبکه های اجتماعی چه هستند و از آن کمتر استفاده می کنند.  اما در جاهای دیگر این روایت به صورت برعکس صادق خواهد بود.

خب این مطلب از دو منظر قابل بررسی است. اول اینکه از اساس این حرف نادرست است. چون تنها استفاده شبکه های اجتماعی خبررسانی در معنای تعهد روزنامه نگاری – آنگونه که دکتر شکرخواه وجه تمایز روزنامه نگاری و شبکه های اجتماعی می داند – نیست. امکانات گسترده شبکه های اجتماعی و نقش ویژه آن در تبلیغات تجاری و سیاسی به اندازه ای هست که مهم باشد و آن را در زمان هایی خاص به جریان اصلی رسانه ای هم تبدیل کند. در ادامه به چند تا عدد و رقم و آمار و ارقام اشاره می کنم اما به عنوان یک دلیل خیلی ساده، وقتی هر کمپانی تجاری حتما یک صفحه فیس بوکی و توییتری دارد و اکثر افراد معروف سیاسی و هنری و ورزشی از شبکه های اجتماعی برای ارسال پیام خود استفاده می کنند به این معنی است که کاربران به اندازه ای هستند که وجود استفاده از شبکه های اجتماعی را توجیه می کند.

سری به این لینک بزنید. تعداد کسانی را که از اینترنت استفاده می کنند به تفکیک کشور نشان داده است. ضریب نفوذ اینرنت در آمریکا 86% است. حالا این یکی لینک را نگاه کنید، گزارش مووسه پیو در سال 2014 در خصوص ضریب نفوذ شبکه های اجتماعی در آمریکاست. 74 درصد آمریکایی های از که اینترنت استفاده می کنند از فیس بوک – به عنوان یکی از همین شبکه های اجتماعی مورد ادعای دکتر شکرخواه – هم استفاده می کنند. رقم بالایی است نه؟ برخلاف آنچه که دکتر شکرخواه، حضور نهادهای مدنی را باعث استفاده یا عدم استفاده از فیس بوک می داند در همین گزارش پیو، یک نکته جالب را نشان می دهد. هرچه سن شما جوان تر است و تحصیلات بیشتری دارید از فیس بوک بیشتر استفاده می کنید (در مورد معناداری این رابطه چیزی با توجه به این داده ها ادعایی ندارم و می تواند بررسی شود).

حالا به این یکی لینک سری بزنید. در مورد آمار استفاده از اینترنت و فیس بوک در سال 2010 است. جهان را با آمریک در دو حالت مقایسه کرده است. ضریب نفوذ فیس بوک در آمریکا 43 درصد و در بقیه دنیا 5.9 درصد است. در ادامه این جدول دو ایالت ویرجینیای غربی را با مثلن ماساچوست مقایسه کنید. ضریف نفوذ فیس بوک در ویرجینیای غربی 29 درصد و در ماساچوست 47 درصد است، در حالی که ویرجینیای غربی یک ایالت تقریبن ضعیف تر – و البته غیرشهری تر و دارای نهادهای مدنی کمتر – نسبت به ماساچوست است. اگر این ادعای محدود بودن نهادهای مدنی دکتر شکرخواه درست بود، در ویرجینیای غربی ضریب نفوذ اینترنت باید بیشتر می شد.

هرچند من البته نمی گویم که حضور یا عدم حضور نهادهای مدنی در یک کشور یا منطقه ربطی با استفاده از فیس بوک دارد یا ندارد. این موضوع باید بررسی شود و در کنار آن متغیرهای زیاد دیگری هم باید مورد ارزیابی قرار بگیرند. متغیرهای از قبیل سطح سواد مردم، امکان دسترسی به اینترنت آزاد، سن، حضور در مناطق شهری یا روستایی و … این لینک را هم ببینید. 10 کشوری که ضریب نفوذ فیس بوک در آنها از سایر نقاط دنیا بیشتر است. در این لیست هم آمریکا و انگلستان قرار دارند و هم ترکیه و اندونزی و مکزیک.

ممکن هم است از منظر دومی به این موضوع نگاه شود که بلی، منظور این بود آمریکایی ها در فیس بوک بحث های سیاسی نمی کنند یا کم می کنند. این ادعا اما هم درست و هم نادرست است. این گزارش پیو (مربوط به سال 2011 که در آن سال 66 درصد آمریکایی های که از اینترنت استفاده می کردند فیس بوک داشتند)، در مورد چرایی استفاده آمریکایی ها از فیس بوک می گوید؟ بیشترین دلایل ازتباط با خانواده و دوستان و … است.

اما این داستان روی دیگر سکه هم دارد. در زمان اتفاقات مهم – انتخابات، جنگ و … – این روایت تغییر می کند. این گزارش توییتر را ببینید. تنها در روز آخر کنوانسیون حزب دموکرات در سال 2012 بیشتر از 4 میلیون توییت با هشتگ مرتبط انجام شده بود (بیشتر از 52 هزار توییت در دقیقه هنگام صحبت اوباما؛ در مورد کنوانسیون اینجا نوشته ام). یعنی اگر هر کاربر توییتری که توییت کرده تنها 10 نفر دنبال کننده Follower داشته باشد توییت او را 40 میلیون نفر دیده اند (دقت کنید گفته ام فقط 10 نفر دنبال کننده). تازه این را فراموش نکنید که کاربران توییتر به صورتی سنی کمتر از کاربران فیس بوک هم هستند (کاربران فیس بوک بیش از 4 برابر کاربران توییتر در آمریکاست).

این روایت خلاصه ای از آنچیزی است که به نظرم در رد گفته های دکتر شکرخواه – و البته گفته های دکتر نمکدوست که در لینک بالا آماده است – کفایت می کند. با این توضیح که در دنیای امروز واقعا سخت است در مورد آنچه که نمی دانیم یا اطلاع کمی داریم اظهار نظر کنیم و انتظار نقد نداشته باشیم. ساده ترین آن یک جست و جوی گوگلی ساده است و دیگر هیچ.

این نوشته را بخوانید. شبکه های اجتماعی هم با تحلیل رفتار مشتری هایشان چنین کارهایی می کنند

ماشاله شمس الواعظین و سنوس شرخواه - مراسم بزرگداشت دکتر معتمدنژاد سال 1383

ماشااله شمس الواعظین و یونس شکرخواه – مراسم بزرگداشت دکتر معتمدنژاد سال 1383

Advertisements
دیدگاه‌ها
  1. عشق امریکا می‌گوید:

    این تد کروز چقدر محبوبه؟ خیلی ازش خوشم میاد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s