سلفی با سامسونگ، اپل در آسیا و مشاور کلینتون در مایکرسافت

منتشرشده: 4 مارس 2014 در Uncategorized
برچسب‌ها:, , , , , ,

سه تا مقاله اینجا می زارم از سه غول دنیای نکنولوژی امروز، سامسونگ، اپل و مایکروسافت با کمی توضیح در مورد هر کدام و اینکه چرا مهم هستند

عکس سلفی (Selfie) الن دی جنرس را خیلی ها دیده اند در مراسم اسکار امسال به همراه جمعی از بازیگران معروف سینما که خیلی هم بازنشر (Share) شد) اینجا + این یکی را هم ببینید). نکته مهم این عکس اما تلفن هوشمند نوت 3 شرکت سامسونگ است که موضوع این مقاله از وال استریت جورنال است و در آن شرح می دهد که چگونه تبلیغات تجاری به شیوه های مختلف و در موضوعات گوناگون مرتبط یا غیرمرتبط عمل می کند. در برنامه اسکار امسال احتمالن جعبه های پیتزا با آرم شرک کوکاکولا را هم دیده اید) اینجا(. این در حالی بود که کوکا کولا برخلاف رقیبش پپسی هیچ تبلیغی در مراسم میان برنامه امسال اسکار نداشت. الن دی جنرس، این عکس را توییت کرد و تا بعد از ظهر دوشنبه هم 3 میلیون دفعه «ری توییت» شد. او اگرچه نگفته بود که این عکس را با موبایلی از شرکت سامسونگ گرفته است، اما خب به گزارشKontera، در هر دقیقه 900 بار اسم سامسونگ در توییت های مردم آورده شده بود Kontera)شرکتی برای تحلیل داده های آن لاین است). این رقم البته در مقایسه با اوج رقابت های ریاست جمهوری آمریکا کمتر است (به عنوان مثال 28 هزار توییت برای میشل اوباما و 14 هزار توییت برای میت رامنی در کنوانسیون های دو حزب؛ اینجا و اینجا را بخوانید) اما خب این رقم بدون اشاره مستقیم به سامسونگ و تنها با انداختن یک عکس که آرم سامسونگ از روی دستگاه موبایل پخش می شود خودش یک کمپین تبلیغاتی است.

مراسمی اینچنینی و به خصوص میان دو نیمه مسابقه نهایی فوتبال در آمریکا که به Super Bowl هم معروف است از جمله مهمترین بازارهای تبلیغات تلویزیونی هستند (این مقاله را به عنوان آگهی تجاری در خدمت پروپاگاندای انتخابات ریاست جمهوری از بین دو نیمه مسابقه فوتبال در سال 2012 بخوانید).

مقاله دوم، بازهم از وال استریت جورنال است در خصوص اینکه شرکت اپل قصد دارد فعالیت های خودش را در چین و تایوان گسترش دهد و به همین دلیل قرارداهای جدیدی با شرکای تجاری و مهندسان فعال در شرکت های رقیب مانند HTC امضا می کند. این مقاله را فقط به این دلیل آوردم تا توضیح دهم برخلاف آنچه که از ظهور ابرقدرت جدید (چین) گفته می شود اتفاقا یکی از راه هایی که آمریکایی ها برای کنترل کردن چنین کشورهایی به کار می گیرند درگیر کردن اقتصاد آنها با اقتصاد بین المللی به منظور کاهش تهدیدهای آنان است. این برای روسیه هم که امروز درگیر بحران اوکراین است صادق است. یعنی وقتی رئیس جمهور آمریکا می گوید که روسیه با تجاوز به اوکراین خود را از جامعه بین المللی دور می کند یعنی هزینه های اقتصادی به همراه دارد (بازار سهام مسکو دیروز 11 درصد سقوط کرد و شرکت گازپروم تقریبن 10 میلیارد دلار از سرمایه اش را از دست داد). به عبارت بهتر سیاست بین المللی آمریکا در جهت هماهنگ کردن کشورهایی که پتانسیل های بالقوه قدرت دارند با اقتصاد جهانی است تا توسط درگیر کردن آنها با اقتصاد بین المللی، هزینه های سیاسی آنها را در صورت پیگیری جنبه های ایدئولوژیک قدرتشان کاهش دهند. از این رو چین و روسیه، اگرچه قدرت های مهمی هستند، اما وابستگی آنها به اقتصاد جهانی اجازه نمی دهد که در کوتاه مدت و حتی درازمدت منافع ابرقدرتی آمریکا را به صورت جدی تهدید کنند (آمریکا برای ایران هم چنین سیاستی را پیگیری می کند).

و سومی، این بار و باز هم از وال استریت جورنال تغییرات مدیریتی در شرکت مایکروسافت را بررسی می کند که ماه گذشته سومین مدیرعامل تاریخ این شرکت منصوب شد. ستیا نادلا، یک آمریکایی هندی تبار که مایکروسافت خیلی امیدوار است با او بتواند با گوگل و اپل در زمینه گوشی های تلفن هوشمند و همچنین تبلت ها مقابله کند. بازاری که مایکروسافت امروز سهم چندانی نه در سخت افزار (تبلت های مایکروسافت و گوشی های موبایل نوکیا) و نه در نرم افزار (سیستم عامل ویندوز برای تبلت و گوشی های موبایل) در آن ندارد و البته نکته جالب آن پست جدید برای آقای مارک پن، نظرسنج پیشین کلنیتون به عنوان مدیر ارشد استراتژیک است (اینجا و این یکی از نیویورک تایمز + اینجا که یک کم تحلیلی تر موضوع را بررسی کرده است).

download

Advertisements
دیدگاه‌ها
  1. سید می‌گوید:

    » آمریکایی ها برای کنترل کردن چنین کشورهایی به کار می گیرند درگیر کردن اقتصاد آنها با اقتصاد بین المللی به منظور کاهش تهدیدهای آنان است.»

    سرمایه که ملیت نداره!!! جای سوال اصست که آمریکایی ها اقتصاد بین المللی را کنترل می کنند یا سرمایه داران بین المللی آمریکا را 🙂

    • arashghafouri می‌گوید:

      خب لزومن صد درصدی نیست. شرکت های بزرگ سرمایه داری مهمترین منتقدان قانون داماتو بودند برای تحریم ایران و لیبی که توسط کلینتون امضا شد. اما این قانون اجرا شد و دست آنها هم از بارار ایران کوتاه شد. همین الان شرکت های خودرو سازی لابی می کنند برای اینکه بتوانند در بازار ایران نفوذ کنند. اما تا زمانی که دولت آمریکا نخواهد نمی توانند. یک خط لوله ای هست از کانادا به آمریکا. 6 سال است دولت مخالفت می کند با احداثش با اینکه به اقتصاد آمریکا کمک می کند و کار ایجاد می کند. اما به دلیل مکشلات محیط زیستی دولت مخالفت می کند و می گوید تا زمانی که این مشکلات برطرف نشود نمی توانند اجازه تاسیس آن را بدهند.
      به این مثال ها باز هم می توان اضافه کرد که منافع سرمایه داری با منافع دولتی (که خودش مهمترین مشوق سرمایه داری است) به تضاد بر می خورد و دولت موفق تر است. از آن طرف مثال های دیکری هم هست که شرکت های چندملیتی و سرمایه های بزرگ می توانند عقاید خودشان را از طریق لابی گری بر دولت تحمیل کنند.
      اینها را از این بابت نوشتم که از این کلیشه اینکه همه چی زیر سر سرمایه دارهای بزرگ است بیاییم بیرون. امروز دولت ها، نهادهای مدنی، مردم عادی و … هر کدام بازیگران مهمی هستند. و می توانند تاثیرگذار باشند.
      یکی از نمونه های دیگر متاخر آن هم شرکت بی پی انگلستان بعد از حادثه خلیج نفتی مکزیک در آمریکاست. و جریمه های زیادی که متحمل شد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s