داستان حق ما و حق آنها

منتشرشده: 18 اوت 2013 در Uncategorized
برچسب‌ها:, , , ,

اگر مجلس حق دارد که با گزینه های آقای رئیس جمهور برای وزارتخانه ای موافق یا مخالف باشد و رای اعتماد بدهد یا ندهد؛ رئیس جمهور هم به همان اندازه حق دارد که معاونان و مشاوران خود را از میان افرادی که به آنها اعتقاد دارد انتخاب کند، هرچند این افراد رای اعتماد مجلس را برای وزارت به دست نیاورده باشند. مثال عملی این مورد محمدعلی نجفی است.

به شیوه ای مشابه، شورای شهر تهران هم به همین اندازه از حقی قانونی برخوردار است تا شهردار تهران را خودش انتخاب نماید؛ هرچند شهردار پیشنهادی، کسی در حد محسن هاشمی باشد که صلاحیت وی توسط همین مجلس برای شرکت در انتخابات شوراها رد شده بود. این منطقی ترین پاسخ برای کسانی است که معتقدند اصلاح طلبان در شورا نباید بر شهردار شدن یک اصلاح طلب در تهران اصرار داشته باشند. حتی اگر این اصلاح طلب، گزینه ای کاربلد هم باشد و البته برخی پیشنهاد هم می دهند که برای اثبات حسن نیت، ریاست قالیباف را بر ساختمان بهشت تمدید نمایند.

این را از این بابت می گویم که این روزها گروهی در میان ما اصلاح طلبان، خیلی سعی می کنیم انگ رادیکالیسم و تندروی به ما زده نشود و نمی خواهیم از این ور بام بیفتیم، اما ترسم از آن است که عقب عقب برویم و از آن سر بام سقوط کنیم.

البته شرایط کشور قابل درک است، کسی از میان اصلاح طلبان نمی خواهد بر طبق تقابل بکوید و نمی کوبد، رئیس جمهور هم تمام «هم» و غمش این روزها حل مشکلات اقتصادی مردم و معضلات سیاست خارجی کشورمان است. اما اینکه حتی انتخاب شهردار را هم به لابی و امتیاز دادن به اصول گرایان حواله دهیم و اینکه چون به تریش قبای برخی آقایان برنخورد، فرضن بگوییم که محسن هاشمی – به خاطر اسم پدرش و برادرش و خواهرش و البته مادرش– یا افرادی همانند محسن هاشمی کاندیداهای مناسبی نیستند، و در نتیجه نباید شهردار تهران شوند، مصداق همان عقب عقب رفتن در مقابل اصول گرایان، آن هم نه در مقابل بخش عقلانی آنان، بلکه در برابر تندروهای جبهه پایداری است که ترمزی ندارند و پایشان فقط روی پدال گاز است و ما شیوه عملی آنها را در مشروح مذاکرات 4 روزه مجلس برای رای اعتماد به کابینه دیده ایم.

و پیام این کار چست؟ اصول گرایان یا تندروهای جبهه پایداری در مجلس حق دارند هرچه می خواهند بگویند و آنچه دوست دارند انچام دهند و این مصداق دموکراسی پارلمانی است، اما به اصلاح طلبان که می رسد، آسمان می تپد. شهردار را هم که می خواهند انتخاب کنند، این مصداق تندروی سیاسی می شود و موضوعیت ندارد، اما وزیر که توسط نمایندگان پرلمان رد می شود، این حق مجلس است.

خب، بالاخره مردم، یک رایی داده اند. رئیس جمهوری را با حمایت اصلاح طلبان انتخاب کرده اند، 14 عضو شورا را از همین اصلاح طلبان برگزیده اند. از آن سو، بخشی از همین مردم هم دو سال پیش با تمام حرف ها و حدیث ها رای دیگری داده بودند و افرادی را به مجلس فرستادند که اکثریت اصلاح طلبان آنها کم است و اصول گرایانش بیشترند. هر دو نهاد الان قانونی هستند و در چارچوب وظایف قانونی فعالیت می کنند و حق اظهار نظر و تصمیم گیری دارند. اما نمی شود حق یکی، حق تر باشد. یعنی همه که با هم برابریم، اما آنها که در مجلس هستند از آنها که در دولت یا شوراها مسئولیت دارند بیشتر برابر باشند. اگر مجلس تشخیص می دهد که یک نفر برای وزارت مناسب نیست، در چارچوب وظایف خودش عمل کرده که قانون به آن داده است. از آن طرف ما حق رئیس جمهور برای انتخاب وزیر جدید یا معاونان وی را داریم که به نظر می رسد آقای رئیس جمهور بازی را خوب می داند. می ماند حق شورای شهر تهران برای انتخاب شهردار تهران. یعنی انتخاب کسی که مدیریت کردن را بلد باشد. برنامه ریزی را بداند که چیست، کشور را بشناسد، با دولت رابطه خوبی داشته باشد و خلاصه فرق اداره یک حجره خرید و فروش نخود و کشمش در بازار تهران را با اداره پایتخت ایران درک کند. در میان اصول گرایان که چنین آدمی با این مشخصات وجود ندارد. یک قالیباف بود که هشت سال شهردار تهران شد و به نظر من دیگر برایش بس است و بهتر است مسئولیت دیگری بپذیرد. این البته غیر از ابهامات مالی در اداره شهرداری تهران است که آقای قالیباف را احتمالن با مشکلاتی هم مواجه خواهد کرد. پیدا کردن آدم های کاربلد در میان اصلاح طلبان سخت نیست. محسن هاشمی که مثال زدم یکی شان است، نجفی، نامزد بعدی بود که به سازمان میراث فرهنگی رفت. معصومه ابتکار گزینه بعدی است که امتحان خودش را هم خوب پس داده است. حتی نمونه های مانند صفایی فراهانی هم وجود دارند؛ اما خب من هم که یک مشارکتی ام موافقم که آوردن اسم صفایی فراهانی با توجه به حساسیت هایی که روی او وجود دارد یک مقدار برای الان زود است؛ اما اینکه برای امثال نجفی، ابتکار و محسن هاشمی هم «ان قلت» بیاوریم یعنی بازی در زمین رقیب را پذیرفته ایم که تصمیم آنها در مجلس یک تصمیم انقلابی و قانونی تلقی شود، اما اصلاح طلبان که تصمیم می گیرند آوانگاردیسم به حساب آید. این را هم فراموش نکنید که رئیس جمهوری هم با شعار اعتدال، اینگونه بازی نمی کند. انتخاب فردی مانند آقای علوی به عنوان وزیر اطلاعات که در انتخابات مجلس از سوی شوراهای نگهبان رد صلاحیت شده بود یا انتخاب محمدعلی نجفی به عنوان رئیس سازمان میراث فرهنگی کمتر از دو روز پس از رای مخالف مجلس به وزارت ایشان برای آموزش و پرورش و حتی حکم سرپرستی جعفر توفیقی برای وزارت علوم علی رغم حساسیت های بی جای بخش های تندروی اصول گرایان، یعنی اینکه اگر این قانون است که تصمیم می گیرد برای هر دو طرف باید یک جور تصمیم بگیرد. نمی شود یک طرف از مزایای قانون فقط استفاده کند و آن دیگری با اعمال همین قانون رعشه و لرزه تندروی و افراط بگیرد. دوران حق ما و حق آنها گذشته است. به انتخابات که می رسیم اندازه و اثرگذاری این حق مشخص می شود، اما اصل آن قابل تبعیض نیست.

این مقاله در روز آن لاین منتشر شده است.

mohsen

Advertisements
دیدگاه‌ها
  1. سید می‌گوید:

    راستی محسن هاشمی اصلاح طلبه! شوخی نکن!!!

    • arashghafouri می‌گوید:

      خب این ایراد را خیلی ها از من گرفتند. اما منظور من صرفن کسی مانند محسن هاشمی نبود. بحث من این بود که لزومن کوتاه اومدن هم جواب نمی ده و اگر شورای شهر به هر نتیجه ای برای یک شهردار خوب رسید اون رو عملی کنه

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s