تجربه کمپین اوباما، مستقیم وسط میدان

منتشرشده: 17 دسامبر 2012 در Uncategorized
برچسب‌ها:, , , , ,

این گزارش کوتاهی است که به سفارش روزبه میرابراهیمی عزیز برای مجله ایران در جهان و از انتخابات آمریکا نوشتم. در همین مورد، و در ادامه بررسی انتخابات در آمریکا، گزارش های دیگری هم می نویسم.

اوباما انتخابات را برد، چون کمپین او افراد بیشتری را و به طریق بهتری در کل کشور (ایالت های سرنوشت ساز) سازماندهی کرد و این تجربه (grass-root organization) یکی از مهمترین متغیرهای انتخاباتی به خصوص در آینده خواهد بود (اینجا را بخوانید).

این بخشی از صحبت های «جیم مسینا»، رئیس کمپین انتخاباتی اوباما در مصاحبه اش با «مایک الن» در برنامه صبحانه «پولتیکو» در 4شنبه 20 نوامبر، بود. «مسینا» مشابه همین حرف را هم در یکی از پنل های 45 امین اجلاس انجمن بین المللی مشاوران سیاسی (The International Association of Political Activists)  که بین 8 تا 11 نوامبر در نیویورک برگزار شد هم تکرار کرده بود (اینجا). جیم مسینا در این مصاحبه که با حضور افراد زیادی از خوانندگان «پولتیکو» برگزار شد، توضیح داد که کمپین اوباما چگونه گروه های هدف خود را انتخاب می کرد و برای این کار از چه تکنیک های استفاده می نمود؟

سازماندهی نیروی انسانی و تبلیغات هدفمند در کمپین اوباما در انتخابات 2012 بر تحلیل اطلاعات بیشماری استوار بود که بخشی از آن از شبیه سازی مدل های مختلف کامپیوتری بدست می آمد. مدل هایی که گاه تا 66 هزار سناریوی مختلف شبیه سازی شده را در هر روز برآورد می کردند و عملن مبنای تبلیغات روزانه کمپین انتخاباتی باراک اوباما بودند. همچنین نظرسنجی های مشخص در سطوح ایالتی و محلی انجام می شد و وضعیت کمپین اوباما را به خصوص در میان جوانان و زنان، آمریکایی های آفریقایی تبار و اقلیت لاتین تبار برآورد می کرد. گروه هایی که جمهوری خواهان برآورد درستی و دقیقی از مشارکت آنان نداشتند و به همین دلیل هم انتخابات را باختند.

در هر کمپین انتخاباتی پس از مشخص شدن گروه و محل هدف ( در آمریکا این تقسیم بندی حتمن بر مبنای ایالت و سابقه رای دادن ایالت ها به کاندیدای جمهوری خواه و دموکرات است)، دو نوع مشخص تبلیغات اهمیت مهمی دارد. اولی، تبلیغات تلویزیونی در سطح ملی و محلی و به صورت مثبت یا منفی (حجم تبلیغات منفی در سال 2012، به مراتب از تبلیغات مثبت بیشتر بود). و دومی برنامه ای تحت عنوان Get Out the Vote یا Knock the Door است که ما در ایران به آن تبلیغات در به در می گوییم. هدف تبلیغات در به در، افزایش مشارکت در مناطقی است که به یک گروه سیاسی تمایل دارند و بیان اهمیت تک رای آنها به کاندیدای مورد نظر خودشان است. این نوع تبلیغات در اکثر موارد به 3 طریق انجام می شود. یا طرفداران یک کاندیدا طبق برنامه زمانی مشخصی و بر اساس جداول شهری و حومه ای برنامه ریزی شده به خانه های مشخصی می روند، در خانه را می زنند و با ساکنان آنها در مورد ضرورت رای دادن به کاندیدای خود صحبت می کنند. راه دوم فرستادن نامه به در خانه مردم و سومین این نوع تبلیغات هم از طریق تماس تلفنی است که اگرچه صرفه زمانی و هزینه ای بهتری دارد اما اثرگذاری اش هم کمتر است.

کمپین اوباما هم در سال 2008 و هم در سال 2012 از منظر شناسایی گروه های هدف به خصوص در سطح محلات و تلاش برای بدست آوردن رای آنها فوق العاده عمل کرد. در همین مصاحبه صبحانه پولتیکو، «جیم مسینا» از اهمیت تبلیغات در به در موثر به خصوص در اوهایو برای پیروزی اوباما گفته بود. تبلیغاتی که از طریق برنامه Dashboard که مختص کمپین اوباما تهیه شده بود به شناسایی افراد فعال در محله های مختلف می پرداخت و آنها را برای رای دادن و ترغیب کردن مردم به رای دادن به نفع اوباما بسیج می کرد.

البته جمهوری خواهان هم البته برای انتخابات سال 2012، سرمایه گذاری زیادی روی تبلیغات در به در داشتند. آنها 282 مرکز ویژه به نام Victory Center به همراه 620 کارمند در ایالت های سرنوشت ساز یا همان Swing State ها (ایالت های که زمانی به جمهوری خواهان و زمانی هم به دموکرات ها رای می دهند) تشکیل داده بودند که در برخی از ایالت ها، درون کمپین ایالتی و در برخی هم به صورت جداگانه فعالیت می کردند و هدف نهایی این دفاتر، فرستادن پیام کمپین رامنی از طریق داوطلبان به بیشتر از 10 میلیون خانواده آمریکایی بود. آنها نسبت به سال 2008، 16 برابر بیشتر به در خانه های مردم رفتند و 8 برابر بیشتر به مخاطبان خود تلفن کردند. این رقم ها البته برای 25 ایالت شامل 11 ایالت سرنوشت ساز انتخابات ریاست جمهوری از قبیل فلوریدا، اوهایو، ویرجینیا و … و 14 ایالت مهم دیگر که در آنها انتخابات مجلس سنا برگزار می شود نظیر مونتانا و داکوتای شمالی بود (اینجا را بخوانید).

مشابه چنین طرحی را سه جوان فرانسوی در کمپین فرانسوا اولاند در انتخابات ریاست جمهوری سال 2011 مورد استفاده قرار دادند که فعالیت های آنان منجر به افزایش نرخ مشارکت تا 4 برابر در مناطقی شد که به صورت سنتی طرفدار سوسیالیست ها بودند اما نرخ مشارکت بالایی نداشتند. این سه جوان فرانسوی البته تجربه انتخاباتی خود را در کمپین باراک اوباما در سال 2008 بدست آورده بودند (اینجا در مورد این تجربه نوشته ام). کمپین جرج بوش پسر هم در سال 2004 با هدایت کارل رو برای اولین بار با تمرکز بر ایالت های سرنوشت ساز، تجربه موفقی را پشت سر گذاشت.

برای کسانی که به تجربه طرح های در به در علاقه مند هستند، کتاب فوق العاده Get Out the Vote  از Allen S. Gerber و Donald P. Green که بر اساس تحقیقات آنها در دانشگاه یل نوشته شده است می تواند خیلی مفید باشد. هدف این کتاب بررسی چگونگی افزایش نرخ مشارکت در انتخابات به نفع یک کاندیداست و به 2 سئوال کلیدی پاسخ می دهد:

1- چه کارهایی باید برای هر منطقه رای انجام دهیم؟

2- بر اساس هزینه ای که می کنیم، چه مقدار رای را هدف گذاری کرده ایم؟

همانطور که گفتم اهمیت مهم تبلیغات در به در، بسیج کسانی است که به صورت سنتی ممکن است به کاندیدای مورد علاقه شما یا حزب تان تمایل داشته باشند اما به هر دلیل رای نمی دهند. یکی از مشکلات جمهوری خواهان در انتخابات امسال، انگاره ای از پیروزی اوباما در میان برخی از طرفداران جمهوری خواهان بود که آنان را نسبت به رای دادن بی رغبت می کند.

در انتخابات ریاست جمهوری سال 88 (ژوئن 2009) تجربه ای از مدلی شبیه همین تبلیغات در به در را ستاد 88 با طرحی به نام «طرح روستاها» امتحان کرد. البته برای من طرح روستاها، یک الگوبرداری از برنامه تبلیغات در به در جمهوری خواهان در انتخابات سال 2004 بود. تبلیغات روستایی هم به این دلیل برای ما اهمیت داشت که مطابق برآوردها، 35 درصد جمعیت کشور را روستاها تشکیل می دهند و ضریب نفوذ رسانه های جمعی در آنها نسبت به شهرها کمتر است. از منظر نظری و رسانه ای هم، ما به دنبال شکست انگاره «مارپیچ سکوت» (به معنی سکوت افراد در عین نارضایتی به دلیل حس خود اقلیت پنداری) بود که به همراه «تئوری برجسته سازی» دو تئوری اصلی ارتباطی ستاد 88 در انتخابات ریاست جمهوری بودند. ما حتی در اولین کنگره تشکیلاتی ستاد 88 هم که در اسفند 87 برگزار شد یک کارگاه آموزشی ارتباط با روستاییان برگزار کردیم و در نهایت هم برنامه طرح روستاها با در نظر گرفتن نحوه ارتباط با زنان روستایی، توجیه چگونگی رساندن پیام انتخاباتی میرحسین موسوی و … به ستاد مرکزی مهندس موسوی ارائه شد و در مقیاس محدودی هم اجرا گردید (در اینجا از تجربه طرح روستاها نوشته ام).

با تمام اینها، خب این قابل بحث نیست که آنچه در کمپین برنامه ریزی شده و سازماندهی گردیده اوباما و البته به صورت کلی در انتخابات آمریکا اجرا می شود با تجربه ای که ما در ایران – لااقل تا کنون – داشته ایم از زمین تا آسمان فرق می کند. نحوه جمع آوری افراد فعال در هر مرحله که توسط برنامه dashboard بسیار راحت و مطابق کدپستی هر نفر بود، زمان زیادی که برای تبلیغات انتخاباتی در آمریکا وجود دارد و به شما این امکان را می دهد که در زمان های مختلف از افراد داوطلب به صورت بهینه استفاده کنید و همچنین معتبر و روا بودن داده های آماری (Credibility & Reliability) سه متغیر مهمی هستند که در هر نوع برنامه تبلیغات در به در واجد اهمیت اساسی اند و ما در ایران با هر سه تای آنها مشکل داریم. تهیه اولی به صورت اصولی با کمبود امکانات مالی خیلی محدود است، دومی مشکل قانونی دارد و سومی هم که البته چندان سخت نیست بدانیم که بدست آوردن آن، سخت ترین کار ممکن در انتخابات در ایران است.

با اینحال هر کمپین انتخاباتی، به خصوص در ایران، اگر بخواهد، می تواند با یک برنامه منظم و گسترده تبلیغات در به در، مشارکت انتخابات را به نحو وسیعی افزایش دهد و آن را در راستای کاندیدایی که فکر می کند مناسب است به کار گیرد.

i got Obama back

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s