تا انتخابات یازدهم؛ ناطق نوری و رستگاری در جهنم

منتشرشده: 16 دسامبر 2012 در Uncategorized
برچسب‌ها:, , , ,

تا انتخابات صفحه ای است برای بررسی کمپین های انتخاباتی کاندیداهای ریاست جمهوری در ایران، احزاب، گروه های تشکیلاتی و اشخاصی که برای انتخابات ریاست جمهوری یازدهم در ایران آماده می شوند و مدتی است که تبلیغات غیررسمی خود را در شبکه های اجتماعی، وب سایت های خبری و وبلاگ های سیاسی آغاز کرده اند. در این صفحه به سراغ این کمپین ها می روم که گاه به نام اشخاص و گام به نام گروه های سیاسی خودشان را برای خرداد 1392 آماده می کنند. طی هفته های گذشته ضمن بررسی طیف های سیاسی معطوف به انتخابات، برخی کاندیداهای منتسب به اصول گرایان – فارغ از اینکه این انتساب تا چه حد نمایاست – از قبیل آقایان سعید جلیلی، کامران باقری لنکرانی، محمد باقر قالیباف، محسن رضایی و اسفندیار رحیم مشائی و همچنین دو نفر از کاندیداهای اصلاح طلب، آقایان عارف و نجفی را بررسی کردم. امروز به سراغ یکی دیگر از کاندیداهای اصول گرا می روم که البته سابقه بیشتری هم از دیگران دارد و البته احتمال کاندیداتوری او هم در کاغذ از بقیه کمتر است. علی اکبر ناطق نوری که زمانی در سال 84، قصد داشت کاندیداهای اصول گرا را به دور هم جمع کند تا با یک کاندیدای واحد به رقابت با اصلاح طلبان بروند، بعد از شکست این پروژه و پیروزی احمدی نژاد، بیشتر از گذشته به حاشیه رفت، هرچند در مناسبات درون قدرت ایران، پرنسیب سیاسی خود را بیشتر از دیگران حفظ نمود تا امروز به یکی از روسای جمهور بالقوه هم برای بخشی از اصلاح طلبان و هم برای گروهی از محافظه کاران تبدیل شود. او که در سال 76، ریاست جمهوری اسلامی ایران را بیشتر از هر زمان دیگری به خود نزدیک می دید، کلیک ساختمان پاستور را تحویل محمد خاتمی داد و امروز در حالی – لااقل در حرف – یکی از کاندیداهای انتخابات است که رقابت ریاست جمهوری در سال 92 در مقایسه با انتخابات 76 برای او بیشتر به مثابه حضور در جهنم است و اگر هم این شیخ اصول گرا در این بازی رستگار شود، باید تمام مسیر جهنم را از ابتدا تا انتها بپیماید و البته نگران خواب شب انتخابات خودش هم باشد که ممکن است مانند شب دوم خرداد 76 برای او چندان بی هزینه تمام نشود. شیخ اصول گرا از بیداری شبانه شیخ اصلاح طلب خبر دارد و اگر بر خلاف دوستان محافظه کارش، به واقع اصول گرا باشد، نمی تواند چشم بر هم ببندد و خیلی چیزها را نبیند.

در اوایل آبان ماه امسال (سال 91)، خبری از محمد خاتمی منتشر شد در دیدار با معلمان و اینکه رئیس جمهوری سابق ایران ضمن تقدیر از علی اکبر ناطق نوری، رئیس سابق مجلس و رقیب وی در انتخابات ریاست جمهوری هفتم گفته بود که در سال 76 و پس از پیروزی بر این «دوست عزیز»ش، باید از او هم می خواست که در تشکیل کابینه نظراتش را بیان کند. اهمیت این گفته از سوی آقای خاتمی در روزهایی که به انتخابات یازدهم ریاست جمهوری، کمتر از هفت ماه باقی مانده است، البته فقط بیان یک خاطره تاریخی نیست، بلکه می تواند تعبیر آن اینگونه هم باشد که اصلاح طلبان در میان کاندیداهایی که به نام اصول گرایی وارد انتخابات می شوند، از همه بیشتر فردی مانند ناطق نوری را می پسندند که از سویی با بنیادگرایان مرزبندی محکم و مشخصی دارد و از سوی دیگر هم هرگز حاضر نشده است مانند بسیاری از اصول گرایان وارد بازی آنها در تکرار بصیرت پذیری و نقد هر روزه «فتنه» شود. هرچند نه خاتمی هرگز از حمایت اصلاح طلبان از ناطق گفته و نه ناطق نوری تاکنون تمایل مستقیمی برای کاندیداتوری نشان داده است، اما چرخ سیاست در ایران گردتر از آن است که در مسیر پر شیب منتهی به انتخابات ریاست جمهوری در خرداد ماه سال آینده بارها و بارها نگردد و از این روی به آن روی نشود. به خصوص آنکه تقدیر خاتمی از ناطق، دومین تقدیر از او در کمتر از سه هفته است. او در هفته دوم مهرماه سال 91 هم گفته بود که یکی از خوشوقتی های او در سال 76 رقابت با رقیبی مانند ناطق نوری، بود که بیشتر از رقابت با او رفاقت داشت.

ناطق نوری خود البته گفته بود که بعد از انتخابات سال 76 و شکست در رقابت های ریاست جمهوری، هرگز در هیچ انتخابات دیگری شرکت نمی کند. او حتی یک بار هم در آستانه انتخابات ریاست جمهوری نهم گفت که تا قیامت نامرد هیچ انتخاباتی نمی شود. اما یکی، دو خبر انتخاباتی راجع به او این روزها برجسته شده است که نشان می دهد ناطق نوری، حداقل در مورد بررسی شرایط حضور در انتخابات و امکان کاندیداتوری بی تفاوت نیست. این گزارش در مورد تکذیبیه حضور یا عدم حضور ناطق نوری در انتخابات خرداد سال 92 را بخوانید و به این یکی گزارش هم در مورد فعال شدن تیم و سایت انتخاباتی ناطق نوری نگاهی بیندازید.

صفحه فیس بوکی کمپین دعوت از حجت الاسلام ناطق نوری که با مطرح شدن بحث کاندیداتوری وی ایجاد شده است از جمله تنها صفحات فیس بوکی خبری در مورد ناطق نوری در شبکه های اجتماعی است. به عنوان یکی از پست های این صفحه این یکی جالب است:

«در دیدار اخیر جمعی از کنشگران و فعالین سیاسی جناب اقای ناطق از نگرانی ها خود از اینده نظام فرمودند.ایشان خطاب به حضار چندین مرتبه این جمله را به کار برد: دوستان جوان انقلاب در یک مسیر خطر ناک افتاده است باید یا علی بگویید و در میدان حاضر شوید.»

در فیس بوک صفحه قدیمی تری هم با عنوان حجه الاسلام والمسلمین ناطق نوری وجود دارد که خبرهای مختلف در مورد آقای ناطق را پوشش می دهند، اما مشکل هر دوی این صفحات عدم توانایی آنان در جذب مخاطب است؛ امری که مهمترین نقطه ضعف کاندیداتوری ناطق در صورت حضور در انتخابات هم خواهد بود.

به همین دلیل هم هست که در میان بحث ها و گمانه زنی ها در مورد انتخابات ریاست جمهوری و کاندیداتوری ناطق نوری، بحث هایی در مورد امکان یا احتمال حمایت اصلاح طلبان از او وجود دارد. مهمترین دلیلش شاید این باشد که ناطق نوری و البته هیچ کاندیدایی متعلق به الیگارشی اصول گرایانه – که به اصلاح طلبان نزدیک است – توان جذب آرای حداقلی اما تشکیلاتی جناح راست را ندارد. ضمن آنکه این رای در مقیاس با رای کلی رای دهندکان بسیار هم ناچیز است. بنابراین باید به آرای طبقه متوسط و توان جذب رای تشکیلاتی اصلاح طلبان امیدوار باشد؛ هرچند درون اصلاح طلبان هم در مورد حمایت از کاندیدایی غیر اصلاح طلب، نظر واحدی وجود ندارد. این مقاله ام را در مورد چرایی کاندیداتوری ناطق نوری بخوانید. به این دیدگاه صادق زیبا کلام و این تحلیل عباس عبدی هم نگاهی بیندازید.

خبر آن لاین در شهریور ماه، یک نظرسنجی اینترنتی در مورد اینکه چه کسی کاندیدای بهتری برای انتخابات ریاست جمهوری است منتشر کرده بود که اگرچه نتایج آن خیلی علمی نیست اما برای بررسی ذائقه کلی بخشی از مخاطبان، اهمیت دارد. در این نظرسنجی پرسیده شده بود که از میان 4 گزینه 1- کاندیدای پرسابقه (افرادی مانند رفسنجانی و ناطق)، 2- یک کاندیدای اجرایی (افرادی مانند عارف، قالیباف)، 3- کاندیدایی با چهره دیپلماتیک (افرادی مانند ولایتی، روحانی، خرازی) و 4- چهره های رادیکال، کدام یک برای ریاست جمهوری مناسب تر هستند که مطابق پساخ کاربران 45% گزینه چهره پرسابقه را انتخاب کرده بودند. این موضوع تایید یکی از پیش فرض های مهم در انتخابات ریاست جمهوری امسال است که بر اساس تجربه احمدی نژاد، در شرایط معمولی کاندیدایی که بتواند اثبات کند کارآمدتر است، برای ریاست جمهوری شانس بیشتری دارد. و البته یکی از گزینه های کارآمدی تجربه و سابقه مدیریت قبلی است.

در مورد ناطق نوری این دو خبر را هم بخوانید. اولی اخلال سازماندهی شده جمعی از مخالفان وی در مراسم شب های احیا در مرداد ماه امسال در حرم امام رضا (ع) است که وقتی ناطق نوری در مورد عدالت اجتماعی و حقوق شهروندی صحبت می کرد مانع صحبت های وی می شدند. دومی هم گفت و گویی است با رسول منتجب نیا، عضو حزب اعتماد ملی و معاون مهدی کروبی در این حزب که می گوید در شرایط فعلی کشور افرادی مانند مهدی کنی و ناطق نوری هم بایکوت شده اند.

از هفته گذشته، ضمن بررسی کاندیداها، خبرهای مهم مربوط به انتخابات در هفته جاری را هم به صورت تیتروار بررسی کردم. این روالی است که از این به بعد ادامه می یابد. در عین حال طی هفته های آینده هرکدام از این خبرها یا موضوعات مطرح، بر اساس استراتژی های تبلیغاتی کاندیداها مورد بحث قرار خواهند گرفت. به عنوان مثال آلودگی هوای تهران یکی از مهمترین نقاط ضعف قالیباف به عنوان مدیر شهر و کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری است. هم رقبای قالیباف و هم ستاد خود او برای این موضوع باید  تاکتیک های تهاجمی و دفاعی مناسب داشته باشند.

تهران در غبار آلودگی، آقای شهردار حال شما خوب است؟

من اگر عضو هر کدام از ستادهای رقیب قالیباف بودم در مورد آلودگی هوای تهران و عدم مدیریت صحیح شهر توسط شهردار که منجر به این آلودگی شده است خیلی مانور می دادم. یکی از مهمترین مسئولیت های مدیر شهر، تامین شرایط سلامت شهروندان است و کسی که نمی تواند یا نمی خواهد در این مورد برنامه روشنی داشته باشد، حتمن به عنوان یک کاندیدای ریاست جمهوری ضربه پذیر خواهد بود.

 مشایی در میان ورزشکاران

خبرهایی که از منابع شخصی ام در هفته گذشته داشته ام، مبتنی بر تلاش های اسفندیار رحیم مشائی برای آغاز تشکیل ستادهای ورزشکاران مرتبط با خود در انتخابات ریاست جمهوری است که در این میان با برخی از مدیران عامل تیم های لیگ برتری (فوتبال) هم صحبت شده است.

مشایی، دبیرکل جنبش عدم تعهد

گفته می شد تیم احمدی نژاد به دنبال تغییر ساختار جنبش عدم تعهد و تعیین دبیرکل برای آن است. حضور مشائی به عنوان رئیس دبیرخانه جنبش عدم تعهد هم در راستای معرفی بیشتر مشائی به طرف های خارجی  به خصوص کشورهای عضو جنبش عدم تعهد، احتمال دبیرکلی وی و در نهایت افزایش هزینه رد صلاحیت اوست.

ستاد قالیباف: کد ملی بدهید

از طرف ستاد قالیباف با برخی از جوانان اصلاح طلب تماس گرفته و از آنها درخواست همکاری شده است. در پاسخ به برخی از افراد که از عدم تمایل همکاری تشکیلاتی با قالیباف گفته اند، درخواست شده که شماره کارت ملی خود را در اختیار ستاد قالیباف قرار دهند.

متکی، یه دلم می گه برم، یه دلم می گه نرم

در حالی که ایسنا هفته گذشته از آغاز سخنرانی های انتخاباتی منوچهر متکی، وزیر امور خارجه پیشین، در دی ماه خبر می داد، دفتر متکی این خبر را تکذیب کرد.

جبهه پایداری نشست انتخاباتی برگزار کرد

درحالی که جبهه پایداری همواره اصول گرایان مخالف خود – از جمله قالیباف و محسن رضایی – را به فعالیت زودهنگام انتخاباتی متهم می کرد، اعضای این جبهه هفته گذشته در تهران جمع شدند تا در مورد انتخابات بحث و گفت و گو نمایند. در این همایش انتخاباتی، محصولی، وزیر کشور احمدی نژاد و از اعضای شاخص این جبهه از «مردودین فتنه» خواست تا توبه کنند.

جبهه پایداری و یک غایب تازه: این بار هلوی احمدی نژاد، باقری لنکرانی

درحالیکه در دو، سه ماه گذشته بازگشت الهام به دولت و اختلافات وی با جبهه پایداری خبرساز شده بود و البته توسط این تشکل بنیادگرا تکذیب هم می گردید، این بار عدم حضور باقری لنکرانی در دیدار اعضای کمیته سیاسی این جبهه با مصباح یزدی و عدم شرکت وی در همایش انتخاباتی جبهه پایداری در تهران شایعات اختلافات جدید را پررنگ کرده است. هرچند یک عضو جبهه پایداری این شایعات را تکذیب می کند و می گوید که صبح روز برگزاری همایش با لنکرانی در شیراز تماس گرفته و از او خواسته که برای حضور در همایش به تهران بیاید. دکتر لنکرانی اما به بهانه وقت جراحی در بیمارستان نتوانسته در همایش جبهه پایداری حاضر شود. این عضو جبهه پایداری البته توضیح نداد که مسافت شیراز با تهران با هواپیما بیشتر از یک ساعت است و لنکرانی اگر می خواست بیاید تنها با قالیچه سلیمان می توانست این مسیر را طی کند تا سر وقت به همایش جبهه پایداری برسد.

عکس از خبرگزاری مهر

عکس از خبرگزاری مهر

Advertisements
دیدگاه‌ها
  1. سيد آرش وكيليان می‌گوید:

    كلي مي خنديم اگر اصلاح طلبان به اين نتيجه برسند كه از ناطق حمايت كنند. يادش بخير سال 1380 تو انجمن اسلامي اميركبير داشتند براي عبور از خاتمي اسب هاشون رو نعل مي زدند.

  2. arashghafouri می‌گوید:

    البته بیشتر به جای خندیدن باید گریه کنی برادر. اما اگر هم قرار بر خندیدن باشه، آرزوی چهار تا دانشجو که خندیدن نداره. به حال اون کسی باید خندید که جلوی 70 میبیون نفر اومد و گفت نظر فلانی به من نزدیک تره و امروز روزی 30 هزار بار آیت الکرسی می خونه از شرش خلاص شه که به این راحتی ها هم نمی شه. چهار تا دانشجو نه مسئولیتی دارند و نه وظیفه ای بر دوش اونهاست، بر اونها حرجی نیست. ولی بعضی ها مسئولیت دارند اما به محض اینکه می ری ازشون سئوال می کنی که چرا اینجوری شد، می شن مریم مقدس و پیغمبر معصوم. نامه بهش نمی تونی بنویسی، حالا چهار تا سئوال که پیشکش. اگه «جرات» و «اجازه» و مهمتر از همه «جسارت» – در مفهوم مثبت – داشته باشی باید به حال این آقایی که می گم بخندی سید … هر وقت خندیدی خبرم کن

  3. سيد آرش وكيليان می‌گوید:

    اولا من كلا خنده رو بر گريه ترجيح مي دم البته از نوع خنده در فيلم هاي چاپليني. ثانيا بحث رو عوض نكن موضوع آرمانگرايي هاي كودكانه چهار تا دانشجو نبود. موضوع يك جريان اجتماعي نامعقول بود و هست كه بدون داشتن ارزيابي مشخصي از وضع مملكت و مردم اقدام مي كنه و محدود به چند دانشجوي بي تجربه نيست. در كتاب جامعه شناسي سياسي جمهوري اسلامي كه به سفارش وزارت كشور توسط بشيريه تأليف شد هم همين نگاه ديده مي شه. ثاللثا در موردي كه گفتي اگر بخوام دقيق جواب بدم نظرم با قوچاني در سرمقاله اي كه براي ويژه نامه مهر نامه با موضوع اصلاح قانون اساسي نوشته يكيه.

    • arashghafouri می‌گوید:

      هم تو و هم خوب می دونم این دو تا با هم قابل مقایسه نیستند سید. من منکر اشتباهات اون جریان اجتماعی به قول تو نامعقول نیستم، اما بحثش رو اگه خواستی جداگانه می تونیم بکنیم. اما جواب سئوال من رو ندادی. من البته مقاله قوچانی رو نخوندم و دسترسی هم بهش ندارم برای خوندنش، اگه لینکش رو بدی ممنون می شم. اما در هر صورت مقاله یک نفر دیگه جواب من نیست در مورد گاف های استراتژیک اون آقایی که هر دو می شناسیمش

  4. سيد آرش وكيليان می‌گوید:

    خب پيشنهاد مي كنم كه حتما اون مقاله رو گير بياري و بخوني. متاسفانه من نديدم مهرنامه كارهاش رو تو وب بگذاره. اما احتمالا مي توني از طريق دوستاي روزنامه نگارت مثل فريد مدرسي گير بياري. مسأله اينه كه اون مقاله توضيح مي ده اين ها گاف استراتژيك نيست و مشكلات ساختاري است. ضمنا من قصد مقايسه نداشتم تو اين بحث رو پيش كشيدي. من يكي از دلايل اصلي شكست جريان اصلاح طلبي رو پيوند عميق و راهبردي با جرياني مي دونم كه اصولا ساختارشكن بود. اون هم نه فقط ساختارهاي سياسي بلكه ساختارهاي اجتماعي. يعني جرياني كه خودش ده درصد بدنه اجتماعي نداشت چون در يك حلقه بسته رسانه اي و اجتماعي قرار داشت دچار توهم خوداكثريت پنداري شده بود و متاسفانه كل اصلاحات رو با خودش غرق كرد و حالا اصلاح طلبان فكر مي كنند كه آيا ناطق ميتونه گزينه مطلوبي براشون باشه يا نه. ضمن اينكه شرايط كلا تغيير كرده و فكر كنم محافظه كارترين اصولگرايان هم حالا به جراحي ساختار نظام سياسي رسيده اند اما سوال اينه كه اصلاح طلباني كه خودشون رو درون اين چارچوب سياسي تعريف مي كنند و مثل گنجي دنبال گذار به ليبرال دموكراسي نيستند چه پيشنهاد پيش برنده اي دارند. راستش من تو اصلاح طلبها عده معدودي رو مي شناسم كه مثل قوچاني به اين موضوع فكر كرده و پيشنهاد مشخص داشته باشند.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s