روایت مهمترین انتخاب دنیا؛ از تابستان 2011 تا پاییز 2012

منتشرشده: 6 نوامبر 2012 در Uncategorized
برچسب‌ها:, ,

«من فکر می کنم وقتی که شما می خواهید در سه شنبه آینده [ برای انتخاب رئیس جمهور] تصمیم بگیرید، شاید خوب باشد از خودتان بپرسید که آیا وضعیت امروز شما از 4 سال قبل بهتر است؟ راحت تر می توانید برای خودتان چیزهایی را که دوست دارید بخرید؟ نرخ بیکاری در کشور از 4 سال قبل کم تر است؟ یا بیشتر است؟ آیا آمریکا در دنیا احترام بیشتری دارد؟ آیا فکر می کنید که کشور ما به اندازه کافی امن هست؟ اگر جواب این سئوالات مثبت است، من فکر می کنم انتخاب شما معلوم خواهد بود. اما اگر اینطور نیست، من گزینه دیگری را برای 4 سال آینده پیشنهاد می کنم».

این جملات، گفته های پایانی رونالد ریگان، فرماندار سابق کالیفرنیا، در تنها مناظره انتخاباتی اش با جیمی کارتر، رئیس جمهور وقت آمریکا در اکتبر 1980 بود (اینجا). رونالد ریگان قصد داشت به آمریکایی ها بگوید که کشور در شرایط بدتری از 4 سال قبل قرار دارد و برای 4 سال آینده باید کسی را انتخاب کنند که کشور را وضعیت بحرانی اقتصادی و مشکلات بین المللی نجات دهد. و این دقیقن برنامه انتخاباتی جمهوری خواهان در مقابله با باراک اوباما در انتخابات ریاست جمهوری سال 2012 هم بود که به پروژه «بهتر از» (Better Off) مشهور است. اقتصاد آمریکا در دوران اوباما بعد از دوران کارتر بدترین اقتصاد در ظرف 22 سال اخیر است. رشد اقتصاد 1.3 درصدی (آخرین گزارش در ماه اکتبر، 2%: اینجا)، نرخ بیکاری بالای 8% (در گزارش های 2 ماه اخیر به زیر 8% رسیده است، اینجا)، رضایت شغلی زیر 50% و رقم 23 میلیون بیکار که میت رامنی در تبلیغات انتخاباتی علیه اوباما بارها و بارها از آن استفاده کرده است و همچنین میزان شغل های ایجاد شده ماهیانه که چندان رضایت بخش به نظر نمی رسید، اوباما را از منظر اقتصادی به عنوان یک رئیس جمهور ضربه پذیر نشان می داد که انتخاب دوباره او به عنوان رئیس جمهور چندان آسان نخواهد بود.

برنامه جمهوری خواهان: بزرگ نمایی مشکلات اقتصادی

جمهوری خواهان با همین هدف برجسته کردن مشکلات اقتصادی به رقابت با اوباما آمدند: مشکلات اقتصادی را بزرگ کن، این مشکلات را به او ربط بده، رئیس جمهوری را بدست بگیر: (اینجا). اما جمهوری خواهان قبل از آنکه با اوباما رقابت کنند، احتیاج داشتند که قبل از هر چیز، کاندیدایی قوی را به رقابت با اوباما بفرستند. در رقابت های مقدماتی جمهوری خواهان و بعد از رقابت های آنها در آیوا و نیوهمشایر معلوم شده بود که 3 نفر از این کاندیداها، شانس بیشتری برای پیروزی دارند. میت رامنی، فرماندار قبلی ایالت ماساچوست، یک محافظه کار تقریبن لیبرال که مهمترین مشخصه او، سابقه اقتصادی اش در بخش خصوصی (و از جمله آنها شرکت Bain Capital) و فارع التحصیل از مدرسه تجارت دانشگاه هاروارد بود. میت رامنی در رقابت های مقدماتی جمهوری خواهان در سال 2008 هم کاندیدا شد، اما رقابت را به جان مک کین، سناتور ایالت آریزونا باخت. نفر بعدی نیوت گینگریچ، از باسابقه ترین محافظه کاران آمریکایی در حزب جمهوری خواه و کسی که رهبر اکثریت جمهوری خواهان را بعد از تقریبن 40 سال، در مجلس نمایندگان در سال 1994 بدست گرفت و تمایل داشت خودش را در جایگاه رونالد ریگان (بت جمهوری خواهان در نیمه دوم قرن بیستم) بنشاند و در این میان از حمایت شلدون ادلسون، غول کازینویی لاس وگاس و بزرگ ترین اهداکننده کمک های مالی به جمهوری خواهان هم برخوردار بود و در نهایت اریک سنتوروم، سناتور پیشین پنسیلوانیا و یک جمهوری خواه شدیدن مذهبی که حضور تقریبن موفقیت آمیز خود را در رقابت های مقدماتی جمهوری خواهان، مدیون پیروزی غیر منتظره در اولین گردهمایی حزب جمهوری خواه در ایالت آیوا و تنها با چند رای بیشتر از میت رامنی است (معرفی کتاب، آنچه در رقابت بین سنتوروم و میت رامنی گذشت). بعد از سه، چهار ماه رقابت نفس گیر، این میت رامنی بود که با کمپینی که حاصل تقریبن 4 سال برنامه ریزی بود (از سال 2008)، موفق شد رسمن به عنوان کاندیدای جمهوری خواهان برای رقابت با باراک اوباما معرفی شود (اینجا) و در این میان حتی در رقابت های مقدماتی هم به صورت رسمی یا غیر رسمی از حمایت اعضای ارشد جمهوری خواه، استراتژیست های معروفی مانند کارل رو و حتی شبکه تلویزیونی فاکس نیوز برخوردار گردد.

محافظه کاران با انتخاب میت رامنی در رقابت های مقدماتی خود، فردی را رو در روی اوباما قرار دادند که مهمترین مشخصه اش سابقه موفق اقتصادی در شرکت های خصوصی بود و البته محافظه کاران جمهوری خواه در انتخاباتی که قرار بود به هر قیمت، باراک اوباما را از حضور دوباره در کاخ سفید بازدارد، عقاید مذهبی میت رامنی را (میت رامنی یک محافظه کار مذهبی از فرقه مورمون ها است که عقاید آخرالزمانی دارد و در عین حال با اکثریت اونجلیکا در حزب جمهوری خواه هم از لحاظ مذهبی رابطه خوبی ندارد) نیز چندان در مرکز توجه خود قرار ندادند. با اینحال میت رامنی، اگرچه در ظاهر برای جمهوری خواهان گرینه مطلوبی به شمار می رفت، برای کمپین باراک اوباما هم گزینه ای بود که نقاط ضعف بیشماری دارد.

اولین بار این ریک پری، فرماندار تکزاس و کاندیدای رقابت های مقدماتی جمهوری خواهان بود که میت رامنی را یک «سرمایه دار لاشخور» (Vulture Capitalist) نامید (اینجا). ریک پری، میت رامنی را متهم کرد به عنوان عضو ارشد هیات مدیره شرکت Bain Capital با شناسایی شرکت های تجاری که در معرض ورشکستگی قرار داشتند، آنها را می خریدند، برای کاهش هزینه ها کارمندانشان را اخراج می کردند و این شرکت ها را با سودی که حاصل از کاهش هزینه هاست می فروختند یا از مزایای اعلام ورشکستگی آنها استفاده می کردند (این فیلم را ببینید). و این در حقیقت هدیه جمهوری خواهان – ریک پری – به کمپین باراک اوباما بود که حملات تبلیغاتی خودش را علیه میت رامنی با Bain Capital شروع کند. استراتژی تبلیغاتی کمپین اوباما در مواجه با سابقه اقتصادی میت رامنی ساده بود: میت رامنی اقتصاد دان خوبی است، اما برای چه کسی؟ خودش، خانواده اش، دوستان و اطرفیانش. و نه برای طبقه متوسط آمریکایی که نسبت مالیاتی که می پردازد از مالیاتی که آقای رامنی با 20 میلیون دلار درآمد سالیانه پرداخت می کند کمتر است (ادعای اوباما: میت رامنی، رابین هود برعکس است. از فقرا می گیرد و به ثروتمندان می دهد).

تاکید کمپین اوباما بر طبقه متوسط

تاکید کمپین اوباما بر اهمیت طبقه متوسط و ایجاد همذات پنداری که او با زنان (+اقلیت ها (آمریکایی ها آفریقایی تبار، لاتین تبارها و …) و جوانان در آمریکا برقرار کرد او را به جای میت رامنی در قامت کاندیدای طبقه متوسط نشاند، درحالیکه میت رامنی به عنوان کاندیدای ثروتمندان شناخته می شد (اینجا). کمپین اوباما در تبلیغات انتخاباتی اش، ارزش های اخلاقی و شخصی اوباما را به طبقات متوسط آمریکایی نزدیک تر از رامنی نشان می داد که دغدغه آنها را درک می کند. بدین ترتیب اگرچه خیلی ها اعتقاد داشتند که از منظر اقتصادی، رامنی از اوباما به احتمال بسیار موفق تر خواهد بود، اما آنها به باراک اوباما رای خواهند داد (به این نظرسنجی نیویورک تایمز در ماه آگوست 2012 یک نگاهی بیندازید). کمپین اوباما در عین حال، توسط تبلیغات منفی خود، میت رامنی را به عنوان کاندیدایی معرفی می کرد که پاسخش به مشکلات اقتصادی آمریکایی ها مبهم و نامشخص است. از انتشار گزارش مالیاتی خود در سال های گذشته طفره می رود (برخلاف میت رامنی که تنها گزارش مالیاتی 2 سال خود را منتشر کرد،  اوباما گزارش مالیاتی 10 سال قبل خود را منتشر نمود) و در عین حال میت رامنی اگرچه از ایجاد شغل در آمریکا می گوید اما سابقه کاری اش در شرکت Bain Capital نشان دهنده آن است که این شرکت در انتقال شغل به خارج از آمریکا از جمله آسیای جنوب شرقی و آمریکای لاتین که نیروی کار در آنجاها ارزان تر است، سابقه طولانی دارد (اینجا). میت رامنی در عین حال خودش به عنوان یک سوپر پولدار آمریکایی، از مزایای مالیاتی در بهشت های مالیاتی دنیا از قبیل جزایر کیمون Cayman Island و کشور سویس استفاده می کند (رامنی البته این ادعاها را انکار می کرد: این ویدئو را ببینید).

کنوانسیون های حزبی

کمپین اوباما با این استراتژی هوشمند تبلیغاتی و البته ضعف کمپین رامنی در معرفی دقیق برنامه های خود تمام تابستان 2012 را موفق تر از میت رامنی سپری کرد و در اکثر نظرسنجی ها از او جلو بود. حتی تلاش میت رامنی برای همراه کردن قطعی بخش راست حزب محافظه کار از طریق انتخاب پل رایان (اینجا) به معاونت اولی خود که برخلاف رامنی، به تی پارتی (در مورد تی پارتی اینجا را بخوانید) نزدیک بود، هم باعث نشد که میت رامنی بتواند اختلاف خود را با باراک اوباما کاهش دهد. برگزاری کنوانسیون های دو حزب دموکرات و جمهوری خواه هم برای رامنی چندان خوشایند نبود. تمام نظرسنجی های بعد از برگزاری کنوانسیون جمهوری خواهان در آخر ماه آگوست در شهر تمپا ایالت فلوریدا، نشان می داد که بر میزان رای دهندگان به او چندان اضافه نشده است (سه مورد از این نظرسنجی ها در: اینجا و اینجا و اینجا) و با اینکه آنها بارها و بارها، سابقه اقتصادی اوباما را مورد انتقاد قرار دادند و همچنین با پروژه Better Off سعی داشتند ضمن بازآفرینی رقابت های ریگان و کارتر در سال 1980، میت رامنی را به جای ریگان و باراک اوباما را به جای جیمی کارتر بنشانند، در این پروژه شان هم شکست خوردند (نظرسنجی گالوپ).

کنوانسیون دموکرات ها اما برای کمپین اوباما یک جهش مثبت بود. آنها که با فاصله یک هفته از 5 سپتامبر به شارلوت در ایالت کرولینای شمالی رفته بودند با حمایت بیل کلینتون و محبوبیت 69 درصدی اش (کلینتون پاسخ پروژه Better Off جمهوری خواهان را هم داد و گفت که حتمن وضعیت امروز آمریکا از 4 سال قبل بهتر است)، سخنرانی فوق العاده میشل اوباما و حمایت ستاره های معروف زن مانند ناتالی پورتمن و اسکارلت جانسون (اینجا) و همچنین پذیرش نهایی کاندیداتوری حزب دموکرات توسط باراک اوباما، تمام ماه سپتامبر را تا برگزاری مناظره اول برای خود بیمه کردند.

کامنت 47 درصدی رامنی

در اواسط سپتامبر انتشار یک ویدئو، وضعیت میت رامنی را بدتر کرد و او را در موقعیتی کاملن دفاعی قرار داد. Mother Jones ( یک سازمان خبری مستقل در آمریکا که اسمش را از یک فعال آمریکایی – ایرلندی در مسائل اجتماعی، حقوق کودکان و … به نام Marry Harris Jones گرفته است) سه ویدئو منتشر کرد که در آنها میت رامنی جملاتی بدین مضمون بیان می کند: کار من این نیست که به آنها توجه کنم؛ من هیچ وقت نمی توانم (یا نمی خواهم ) آنها را متقاعد کنم I will never convince them. منظور میت رامنی از «آنها»، 47 درصد آمریکایی ها (به تعبیر رامنی) است که به او در هیچ شرایطی رای نخواهند داد. آنها مالیات نمی پردازند و به سیستم کمک های مالی دولتی عادت کرده اند؛ به همین دلیل هم قربانیانی هستند که به باراک اوباما رای خواهند داد. این ویدئوها بخشی از یکی از جلسات میت رامنی  با کمک کنندگان مالی خود در ماه May در ایالت فلوریدا بودند که انتشار آنها تقویت کننده همان انگاره (Image) ی است که کمپین اوباما در طول مدت رقابت های انتخاباتی از میت رامنی ساخته است: جمهوری خواهی پولداری که به طبقه متوسط اهمیتی نمی دهد ( و مطابق این فیلم کسی است که برای آنهایی که به او رای نمی دهند ارزشی قائل نیست؛ این ویدئو را ببینید و توضیح کامل در مورد کامنت 47 درصدی رامنی و نحوه مواجه کمپین اوباما با آن را هم اینجا بخوانید).

قبل از مناظره اول میت رامنی با باراک اوباما در 3 اکتبر،  نظرسنجی گالوپ و روزنامه USA Today از برتری اوباما در همراهی با دیدگاه های افراد کم درآمد و طبقه متوسط خبر می داد (اینجا). 53% آمریکایی ها گفته بودند که انتخاب دوباره اوباما به ریاست جمهوری به نفع طبقه متوسط است. درحالیکه تنها 43% اعتقاد داشتند طبقه متوسط آمریکا با میت رامنی موفق تر خواهد شد. در عین حال این عدد برای افراد کم درآمد 66% به 30% به نفع اوباما، برای زنان 57% به 35% به نفع اوباما، برای جوانان 54% به 41% به نفع اوباما و برای اقلیت ها 67% به 25% به نفع اوباما بود (این به معنی موفقیت کمپین اوباما در همراهی طبقه متوسط با رئیس جمهور آمریکا بود). در این نظرسنجی،20% گفته بوند که پیروزی اوباما منافع طبقات بادرآمد بالا را تامین می کند؛ درحالی که 67% پیروزی رامنی را به نفع پردرآمدها می دانستند. نتایج آخرین نظرسنجی قبل از مناظره در 9 ایالت سرنوشت ساز (فلوریدا، آیوا، اوهایو، ویسکانسین، ویرجینیا، نوادا، نیوهمشایر، کلورادو و کارولینای شمالی ) هم به غیر از کارولینای شمالی، در بقیه به نفع اوباما بود، به طوریکه در میان رای دهندگان ثبت نام کرده در اوهایو، اوباما 8% از رامنی پیش افتاده بود (52 به 44). اهمیت اوهایو هم به این دلیل است که هیچ کاندیدا در 100 سال گذشته از حزب جمهوری خواه، رئیس جمهور نشده است مگر آنها اوهایو را برده باشد. حتی درون جمهوری خواهان هم میت رامنی به علت مبهم بودن برنامه های تبلیغاتی اش مورد انتقاد قرار می گرفت (اینجا). نیوت گینگریچ، گفته بود که میت رامنی ایالت های سرنوشت ساز را خواهد باخت چون کمپین او پیام مشخصی ندارد (اینجا) و فاکس نیوز هم که از رقابت های مقدماتی، میت رامنی را مورد حمایت قرار می داد به نظر می رسید که از کمپین رامنی خسته شده است (اینجا).

آغاز مناظره ها و برتری میت رامنی

با اینحال مناظره میت رامنی و باراک اوباما، ورق بازی را به صورت کامل به نفع میت رامنی برگرداند. در مناظره اول با محوریت مسائل اقتصادی، اوباما یک کاندیدای ضعیف، خسته و بی رمق بود که پاسخ مشخصی برای سوالات تهاجمی میت رامنی نداشت. اگرچه کاندیدای جمهوری خواهان ادعاهای قبلی خودش در مورد برنامه های مالیاتی و کاهش 5 ترلیون دلاری مالیات ثروتمندان را تکذیب کرد، اما اوباما به قدری در این مناظره ضعیف بود که نظرسنجی سی ان ان، بعد از برگزاری این مناظره از رای دهندگان ثبت نام کرده اما تصمیم نگرفته ای که مناظره را دیده بودند، رای 67 درصدی برای رامنی و 25 درصدی برای اوباما به عنوان پیروز مناظره را محاسبه نمود. به قول  Keating Holland مدیر نظرسنجی های CNN، از سال 1984 که برای اولین بار چنین سئوالاتی بعد از مناظره ها پرسیده شده است، سابقه ندارد که کاندیدایی در یک مناظره بالای 60% مقبولیت را بدست آورده باشد. رامنی در عین حال در تمام شاخص های دیگر اندازه گیری شده از قبیل اقتصاد (55 به 44)، خدمات درمانی (52 به 47)، مالیات (53 به 44)، کسری بودجه دولتی (57 به 41) و همچنین طریقه اداره دولت (54 به 44) از اوباما پیش افتاد. اولین نظرسنجی گالوپ بعد از مناظره هم که با فاصله دو روز منتشر شد، همانطور که پیش بینی هم می گردید، از نزدیک تر شدن رقابت کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا خبر می داد. بعد از تقریبن یک ماه که اوباما، میت رامنی را در نظرسنجی های ملی و آرای الکترال با اختلاف نسبتن خوبی پشت سر گذاشته بود، مناظره چهارشنبه شب (3 اکتبر) و موفقیت رامنی در آن باعث شد که اختلاف 5 درصدی رامنی و اوباما در نظرسنجی ها پیش از مناظره اول، به 0 (صفر) کاهش پیدا کند و هر دو کاندیدا در میان رای دهندگان ثبت نام کرده آرای مساوی 47 به 47 را دارا شوند. این رقم پیش از مناظره 50 به 45 به نفع اوباما بود (گزارش کامل نظرسنجی گالوپ). مطابق این نظرسنجی 2/3 آمریکایی ها، مناظره اول اوباما و رامنی را دیده بودند و 72% اعتقاد داشتند که در این مناظره، رامنی بهتر از اوباما بوده است. پیش از مناظره البته 57% آمریکایی ها پیش بینی کرده بودند که اوباما در مناظره موفق تر می شود (گزارش کامل مناظره اول و نتایج نظرسنجی ها و تحلیل های بعدی را در اینجا و اینجا بخوانید).

باراک اوباما و میت رامنی دو مناظره دیگر هم با محوریت مسائل داخلی و خارجی برگزار کردند (اینجا و اینجا) و معاونان آنان، جو بایدن و پل رایان نیز یک مناظره داشتند (اینجا). درحالی که در هر دو مناظره بعدی، باراک اوباما از میت رامنی پیش افتاد و بسیار موفق تر از مناظره اول ظاهر شد اما، نتوانست از پیشروی رامنی که بعد از مناظره اول آغاز شده بود جلوگیری کند. حتی پس از مناظره دوم که اوباما از رامنی بهتر ظاهر شده بود، نظرسنجی های بعد از آن شانس موفقیت رامنی را در انتخابات نهایی در 6 نوامبر، بیشتر از اوباما می دانستند (اینجا). باراک اوباما البته بعد از مناظره سوم و چهره بسیار موفقی که در آن مناظره از خودش نشان داد توانست شانس خود را دوباره بالا ببرد. جالب ترین قسمت مناظره سوم با محوریت مسائل خارجی در 22 اکتبر آنجا بود که رامنی در انتقاد از سیاست های نظامی آمریکا و افزایش ندادن بودجه دفاعی، به کشتی های نیروی دریایی آمریکا اشاره کرد که تعداد آنها از سال 1916 هم کمتر است. پاسخ اوباما اما این بود که درست می گویید فرماندار رامنی، تعداد کشتی های ما کمتر است. اما ما اسب و سرنیزه هم کمتر داریم (اینجا + ویدئو). واکنش شبکه های اجتماعی، فیس بوک و تویتر، به این بخش از مناظره البته خیلی جالب بود. هنوز یک ساعت از پایان مناظره نگذشته بود که 50 صفحه فیس بوکی با عنوان Horses and Bayonets (اسب و سرنیزه) ایجاد شد (یکی از این صفحه ها).

برنامه تبلیغاتی دموکرات ها بعد از مناظره اول، ارائه چهره ای دو رو از میت رامنی (اینجا و اینجا) و همچنین تاکید بر صداقت در کمپین انتخاباتی اوباما بود (اینجا). اوباما بعد از مناظره اول گفته بود که آن کسی که رو در روی وی قرار گرفته بود را به عنوان میت رامنی نمی شناخت. چون او تمام برنامه های بحث برانگیز اقتصادی اش را در حمایت از ثروتمندان انکار می کرد. اوباما در مناظره دوم و سوم، به صورت تهاجمی برنامه های رامنی را نشانه گرفت و تناقض های گفتاری و رفتاری وی را به او یادآور شود. رامنی هم بارها و بارها از بیکاری 23 میلیون آمریکایی و همچنین ناتوانی دولت آمریکا در حفاظت از جان سفیر و محافظان وی در کنسول گری آمریکا در شهر بن غازی لیبی انتقاد کرد (این ویدئو را ببینید، جان استوارت، کمدین آمریکایی از مناظره دو کاندیدای ریاست جمهوری، به عنوان بهانه ای برای خنداندن آمریکایی ها استفاده می کند).

طوفان سندی مومنتوم رامنی را بر هم زد

با اینحال در یک ماهی که پس از مناظره اول، تاکید اوباما بر همگرایی وی با طبقه متوسط تحت تاثیر توانایی میت رامنی در اداره اقتصاد کشور قرار گرفته بود، طوفان سندی در شرق کشور (ایالت های ویرجینیا، مریلند، نیوجرسی، نیویورک، ماساچوست و شهر واشنگتن)، اقتصاد و انتخابات را به عنوان مهمترین موضوع رسانه ای آمریکا تحت تاثیر قرار داد. در عین حال این طوفان و برخورد مثبت دولت اوباما با آن در مقایسه با ادعاهای میت رامنی در مناظره های رقابت های مقدماتی جمهوری خواهان قرار گرفت. رامنی در یکی از این مناظره ها گفته بود که هر چقدر وظایف دولت فدرال را ( در موارد مختلف مانند طوفان جاپلین در ایالت میسوری که به کشته شدن تقریبن 90 نفر منجر شد: ویدئو) به دولت های محلی واگذار کنیم، کار خوبی کرده ایم و از آن بهتر این است که این وظایف را بخش خصوصی انجام دهد». جان کینگ، خبرنگار سی ان ان و مجری مناظره می پرسد: «حتی برای کمک به کاهش اثرات این بلایا؟» و پاسخ رامنی این است که ما اجازه نداریم بدهی های دولت را زیاد کنیم و آن را در بودجه سازمان هایی مانند FEMA (سازمان مدیریت بحران آمریکا) مصرف نماییم (متن و ویدئو). اما پس از طوفان سندی و ناتوانی ایالت های محلی، به خصوص نیویورک و نیوجرسی که از این طوفان خیلی صدمه دیده بودند و همچنین با عملکرد مثبت اوباما این سئوال دوباره مطرح شد که آیا برنامه های آقای رامنی در کم کردن نقش سازمان مدیریت بحران آمریکا (که آن را یکی از راه های کاهش کسری بودجه دولتی می داند)، در مواقع ضروری مشکل آفرین نیست. این گزارش را هم بخوانید که رامنی از پاسخ به سئوالی در مورد بوجه سازمان مرکزی مدیریت بحران پس از طوفان سندی و حادثه ای که برای نیویورک و نیوجرسی پیش آمد، طفره می رود. درحالیکه کریس کریستی، فرماندار جمهوری خواه نیوجرسی – که شانس اول کاندیداتوری معاونت اولی میت رامنی هم بود – و بلومبرگ، شهردار نیویورک، هر دو باراک اوباما را مورد تحسین قرار دادند و آقای بلومبرگ با انتقاد از طرح های ضد محیط زیستی جمهوری خواهان که به افزایش گرمای زمین منجر می شود گفت که به باراک اوباما رای خواهد داد (گزارش کامل طوفان سندی و نتیجه آن بر نظرسنجی های انتخاباتی؛ اینجا). در میان معروف ترین افرادی که اعتقاد دارند، طوفان سندی در نهایت به کمپین اوباما کمک می کرد می توان به کارل رو، معروف ترین استراتژیست انتخاباتی جمهوری خواهان اشاره کرد (اینجا). دیدگاه دیوید پلاف، رئیس کمپین انتخاباتی اوباما در سال 2008 و مشاور ارشد او در سال 2012 را هم بخوانید که در توجیه این جمله کارل رو می گوید به هر حال او باید برای پول هایی که در انتخابات خرج  و به پیروزی رامنی منجر نشده است دلیلی پیدا کند (اینجا).

نظرسنجی های آخر

نظرسنجی های هفته آخر اکتبر و چهار روز اول نوامبر از رقابت شانه به شانه اوباما و رامنی خبر می دهند (اینجا و اینجا). ضمن اینکه به نظر می رسید نتایج برخی از این نظرسنجی بیشتر در جهت تهییج طرفداران یک کاندیدا برای ترغیب به مشارکت بیشتر نیز عمل می کنند. به عنوان مثال در نظرسنجی مشترک نیویورک تایمز، سی بی اس نیوز و دانشگاه Quinnipiac ، اوباما با 5 درصد اختلاف از رامنی در اوهایو جلوتر است (50 به 45)، در ویرجینیا این اختلاف 2% (49 به 47) و در فلوریدا 1% (48 به 47) به نفع اوباماست (اینجا). با اینحال مشکل این نظرسنجی در اینجاست که نمونه آماری آن برای دموکرات ها، جمهوری خواهان و مستقل ها، بر اساس Exit Poll سال 2008 گرفته شده است (Exit Poll به معنی نظرسنجی از افراد پس از رای دادن است تا پیش بینی شود در روز انتخابات چه کسی با احتمال بیشتر انتخابات را خواهد برد). در سال 2008 به دلیل استقبال بیشتر مردم نسبت به اوباما در مقایسه با کاندیدای جمهوری خواهان – جان مک کین – نتایج این نظرسنجی را با سوگیری به نفع اوباما مواجه می سازد. چون اتفاقن یکی از مشکلات کمپین اوباما در سال 2012 این است که به هر دلیل نتوانسته استقبالی را که در سال 2008 از اوباما شده بود، در سال 2012 هم تکرار کند (انتقاد نیل نیوهوس، سپرست گروه نظرسنجی رامنی از این نظرسنجی). البته در تایید این نظرسنجی می توان به نظرسنجی Public Policy هم استناد کرد که از برتری 5 درصدی اوباما در اوهایو می گوید اما مشکل Public Policy هم مانند نیویورک تایمز و سی بی اس نیوز این است که هر سه به دموکرات ها نزدیک هستند. در اینجا بنا ندارم که صحت علمی این نظرسنجی ها را زیر سئوال ببرم، اما در هر صورت یک مشخصه خیلی مهم در نظرسنجی ها، افزایش اقبال به کاندیدایی است که در نظرسنجی ها رای بالاتری دارد (این نوشته را در مورد نظرسنجی های انتخاباتی بخوانید).

به عنوان آخرین نتایج نظرسنجی های انتخاباتی باید به آخرین گزارش گالوپ هم اشاره کنم که نمونه های آماری آن از 1 تا 4 نوامبر گرفته شده اند و نشان می دهند که انتخابات سال 2012 یکی از نزدیک ترین رقابت های انتخاباتی در تاریخ انتخابات ریاست جمهوری در آمریکاست (اینجا). مطابق این نظرسنجی در میان رای دهندگان با احتمال بالا، اوباما از رامنی 1% پیش است (49 به 48). قبل از طوفان سندی این رقم تا 6 درصد به نفع رامنی هم بود. برتری رامنی بیشتر در میان مردان، سفیدپوستان، افراد 50 سال به بالا و کسانی است که بیشتر از 36 هزار دلار در سال درآمد دارند. اوباما هم در میان زنان، افراد زیر 49 سال (به خصوص جوانان بین 18 تا 29 سال)، اقلیت ها و افرادی که کمتر از 36 هزار دلار در سال درآمد دارند از رامنی پیشی گرفته است. در میان کسانی که زودتر رای داده اند و تقریبن 33% رای دهندگان را شامل می شوند، اوباما 49% و رامنی 48% آرا را به خودشان اختصاص داده اند. هر دو کاندیدا مقبولیت شغلی به عنوان رئیس جمهور را به میزان 52 درصد دارند (Favorable Rating). به صورت تاریخی، کاندیدای که مقبولیت وی در نظرسنجی های گالوپ بیشتر بوده، برنده انتخابات شده است. اما امسال هر دو به در عدد 52% مشترک هستند. اما در میان محبوبیت دو کاندیدا (Likability) ، باراک اوباما از میت رامنی 52 به 40 جلو است.

برای بررسی نظرسنجی های مختلف انتخاباتی به این لینک سری بزنید. در عین حال نقشه انتخاباتی آقای کارل رو را هم ببینید که در آخرین پیش بینی خود، برای اوباما 253 و برای رامنی 285 رای الکترال پیش بینی کرده است.

تا اینجا به صورت خلاصه، در مورد انتخابات ریاست جمهوری سال 2012 توضیحات کوتاهی دادم. توضیحات مفصل هر یک از این اتفاقات در هایپرلینک ها آمده است و می توانید با کلیک روی آن ها، به جزئیات خیلی بیشتری دست پیدا کنید. در ادامه خلاصه ای از روش انتخابات در آمریکا، ایالت های سرنوشت ساز انتخاباتی (Swing States)، نقش پول در انتخابات آمریکا و کاندیداهای احزاب حاشیه ای به صورت خلاصه می گویم.

آرای الکترال، ایالت های سرنوشت ساز و رای های زودهنگام

انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا و دموکراسی الکترال در آن، محصول انقلاب آمریکا در اواخر قرن 16 – 1776- و موارد مندرج در قانون اساسی این کشور است. برای انتخاب رئیس جمهور، هر ایالت بر اساس تعداد آرای آن ایالت در مجلس نمایندگان (این آرا متغیر است، بر حسب جمعیت هر ایالت فرق می کند و مورد بازنگری قرار می گیرد) + تعداد آرای هر ایالت در مجلس سنا (آین آرا ثابت است، هر ایالت در مجلس سنا، 2 نماینده دارد)، ارزش گذاری می شود. به عنوان مثال ایالت کالیفورنیا با تقریبن 38 میلیون نفر جمعیت دارای 53 نماینده در مجلس نمایندگان آمریکا (House) است و ایالت فلوریدا با 19 میلیون نفر جمعیت، دارای 27 نماینده در مجلس نمایندگان (House) است. و البته هر دو ایالت، 2 نماینده در مجلس سنا دارند. به این ترتیب آرای الکترال کالیفرنیا برابر با 55 و آرای الکترال فلوریدا برابر با 29 رای است. ایالت هایی هم که جمعیت آنها خیلی کم است، حداقل 1 نماینده در مجلس نمایندگان و (البته 2 نماینده در مجلس سنا) دارند. به عنوان مثال ایالت مونتانا با تقریبن 1 میلیون جمعیت، تنها 1 نماینده در مجلس نمایندگان دارد. در انتخابات ریاست جمهوری (که در اولین سه شنبه پس از اولین دوشنبه در ماه نوامبر ، در فاصله زمانی بین 2 تا 8 نوامبر، برگزار می شود)، هر رئیس جمهوری که در هر ایالت، رای اکثریت را بدست آورد، تمام آرای الکترال آن ایالت به نام وی خوانده می شود. همانطور که گفتم تعداد نمایندگان در مجلس نمایندگان که اصطلاحن به آن House می گویند بر اساس ترکیب جمعیتی هر ایالت، کلن به میزان 435 عدد و تعداد سناتورهای آمریکایی 100 نفر است که جمع آنها 535 نفر می شود. بنابراین تعداد آرای الکترال در انتخابات ریاست جمهوری باید 535 نفر باشد، اما از آنجایی که واشنگتن دی سی (پایتخت آمریکا) یک ایالت به حساب نمی آید و نماینده ای در مجلس نمایندگان و سنا ندارد (نماینده واشنگتن دی سی در مجلس نمایندگان delegate نام و حق رای محدودی دارد)، 3 رای الکترال برابر با کمترین رایی که یک ایالت در انتخابات دارد به واشنگتن دی سی تعلق می گیرد و بر این اساس کل آرای الکترال در آمریکا 538 عدد است (برای انتخابات سال 2012) و اگر کسی بتواند 270 رای الکترال بدست بیاورد، رئیس جمهور آمریکا خواهد بود (استثنایی در مورد ایالت Maine و Nebraska در مورد شمردن آرای الکترال فرد پیروز وجود دارد).

فلسفه رای اکترال در این است که در اصل یک شهروند آمریکایی در انتخابات به صورت مستقیم به یک کاندیدا رای نمی دهد، بلکه به کسانی رای می دهد که به نام Elector خوانده می شوند و آنها در یک روند مشخص، رئیس جمهور را از میان خود انتخاب می کنند. پیروزی یک کاندیدا در یک ایالت به معنی انتخاب Elector هایی در آن ایالت است که نمایندگان کاندیدای پیروز هستند. اگرچه در هنگام رای گیری در برگه های رای گیری برخی ایالت ها، نام کاندیدا و معاون وی نوشته می شوند که این به خودی خود به معنی انتخاب Elector های مرتبط با آن کاندیدا و معاون وی است و در برخی ایالت ها هم اساسن نام Elector ها نوشته می شوند و آنها بر اساس پروسه مشخصی درون ایالت ها، کاندیدای پیروز و معاون وی را انتخاب می کنند. از جمله مهمترین دلایل تعیین این نوع شمارش آرا، این است که در گذشته امکان رای گیری ایالتی و بدست آوردن نتایج آن در کوتاه ترین زمان ممکن وجود نداشت (به خصوص در مناطق جنوبی). به همین دلیل مردم، نماینگان مرتبط با احزاب را که در ایالت های خود آنها را می شناختند انتخاب می کردند و آنها نیز در یک گردهمایی متمرکز، رئیس جمهور را تعیین می کردند. همچنین این روش، امکان دستکاری در انتخابات از طریق گول زدن مردم توسط یک حاکم ستمگر را از بین می برد (الکساندر همیلتون). از آنجایی هم که Elector ها هر 4 سال یک بار انتخاب می شدند و قبل از آن نمی توانستند با یکدیگر ملاقات کنند یا برای دستکاری در انتخابات برنامه ریزی نمایند، در این روش احتمال تقلب انتخاباتی کاهش می یافت. دلیل دیگر استفاده از این روش رای گیری، افزایش نقش ایالت های کم جمعیت در تعیین رئیس جمهور بود. به عنوان مثال کالیفرنیا در حالی 55 رای الکترال دارد که متناسب با جمعیت باید 65 رای اکترال داشته باشد و مونتانا در حالی 3 رای الکترال دارد که متناسب با جمعیت حتی 1 رای هم به این ایالت تعلق نمی گیرد (جمعیت مونتانا، تقریبن 1 میلیون نفر است).

فرایند انتخاب رئیس جمهور توسط Elector ها امروز کاملن فرمالیته است، یعنی در حالات نرمال یک Elector که در یک ایالت توسط حزب یا کاندیدای ریاست جمهوری انتخاب شده است، به کاندیدای حزب رقیب رای نمی دهد. Electorی که چنین کاری بکند به Faithlessness (وفادار نبودن) متهم می شود و در 24 ایالت این کار جرم است. در انتخابات سال 2000، Barbara Lett-Simmons که در واشنگتن دی سی به عنوان Elector از طرف دموکرات ها انتخاب شده بود، در اعتراض به نقش کم واشنگتن دی سی، در تصمیم گیری های کنگره، در روز تعیین رای حاضر نشد و به همین دلیل تعداد آرای الکترال ال گور 266 عدد (و آرای کل 537، به جای رقم 538) بود. در رقابت های ریاست جمهوری سال 2004 هم، جان ادواردز که به عنوان معاون جان کری در حزب دموکرات انتخاب شده بود، یک رای الکترال بدست آورد. دلیل این امر اشتباه یکی از Elector ها عنوان شده است که در برگه خود به جای جان کری، اسم جان ادوارزد، معاون او را نوشته بود.

Elector ها در اولین دوشنبه پس از دومین چهارشنبه ماه دسامبر در مراکز ایالتی خود، رای شان را برای ریاست جمهوری و معاونت اولی او در برگه های جداگانه می نویسند.  در تاریخ انتخابات آمریکا تا کنون 4 بار یک کاندیدا، رای بالاتری از دیگران بدست آورده اما آرای الکترال را باخته و در نتیجه رئیس جمهور نشده است. نزدیک ترین آن از لحاظ زمانی به ما، انتخابات سال 2000 است. در آن انتخابات ال گور، کاندیدای حزب دموکرات تقریبن 500 هزار رای بیشتر از جرج بوش بدست آورد، اما به دلیل آنکه جرج بوش موفق شده بود آرای الکترال بیشتری بدست بیاورد (271 به 266 و یک رای غایب)، جرج بوش به عنوان 43 مین رئیس جمهور آمریکا انتخاب شد. 3 مورد دیگر مربوط به سال های 1824، 1876 و 1888 است. برای فهم دقیق آرای الکترال و چگونگی پروسه پیروزی یک رئیس جمهور در آمریکا حتمن به این لینک سری بزنید.

رای دهندگان زودهنگام

نکته دیگر در انتخابات آمریکا رای های زودهنگام توسط کسانی است که اصطلاحن به آنها Early Voter می گویند. (نقشه رای های زودهنگام و غیابی در ایالت های مختلف). آمریکایی ها در 32 ایالت ( + واشنگتن دی سی) می توانند زودتر از زمان رای گیری عمومی (انتخابات امسال، 6 نوامبر)، رای بدهند. در 27 ایالت ( و واشنگتن دی سی) شهروندان می توانند رای خود را به صورت غیابی از طریق پست ارسال کنند، بدون آنکه لازم باشد دلیل غیبت خود را اراده دهند. در 21 ایالت اما اگر کسی قصد داشته باشد رای خود را با پست ارسال کند، باید دلیل غیبت خود را اعلام نماید.

گالوپ روز سه شنبه گزارشی منتشر کرد (+) از رای دهندگانی که زودتر از زمان انتخابات رای داده اند و یا تصمیم دارند قبل از روز انتخابات در 6 نوامبر رای بدهند. مطابق پیش بینی گالوپ، 33% رای دهندگان در انتخابات امسال رای خود را به طریقی غیر از روش معمول رای گیری در پای صندوق های رای ارائه می کنند. این رقم در سال 2008 تقریبن 31% و در سال 2004 برابر با 22% بود (لیست ایالت های که می توانند به صورت غیابی یا زودتر از روز 6 نوامبر، رای بدهند: اینجا). باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا اولین رئیس جمهوری است که رای خود را قبل از روز رای گیری نهایی (امسال در 6 نوامبر) ارائه کرد (+). هدف اوباما از این کار تهییج دموکرات ها به رای دادن در انتخابات سال 2012 است که به نظر می رسد نسبت به سال 2008، رغبت کمتری برای رای دادن به او دارند. این ویدئوی جالب را ببینید که میشل اوباما به جیمی کیمل، کمدین، می گوید که می خواهد چه کار کند تا او یادش نرود تا در انتخابات 2012 رای بدهد (آخرین گزارش ایالت های که زودتر رای داده اند: اینجا و دو لینک دیگر در همین مورد + و +).

ایالت های سرنوشت ساز

به صورت سنتی برخی ایالت ها به جمهوری خواهان و برخی نیز به دموکرات ها رای می دهند که به ایالت های قرمز و آبی مشهور هستند. از معروف ترین ایالت های قرمز (جمهوری خواهان) می توان به تگزاس، آریزونا و جورجیا اشاره کرد.  در میان ایالت های آبی هم کالیفرنیا، نیویورک و ماساچوست برجسته هستند. در این میان ایالت هایی هم وجود دارند که گاهی اوقات به دموکرات ها و گاهی اوقات به جمهوری خواهان رای می دهند. در انتخابات سال 2012، ایالت های سرنوشت ساز شامل فلوریدا (29 رای الکترال)، اوهایو (18 رای اکترال)، کارولینای شمالی (15 رای اکترال)، ویرجینیا (13 رای الکترال)، ویسکانسین (10 رای اکترال)، کلورادو (9 رای الکترال)، نوادا و آیوا (هر کدام 6 رای اکترال) و نیوهمشایر (4 رای اکترال) هستند که در میان آنها کارولینای شمالی با احتمال بالایی به رامنی رای می دهد و ویسکانسین هم احتمالن اوباما را انتخاب می کند. اما در سایر ایالت ها رقابت نزدیک و طبق نظرسنجی ها کمتر از 3% است (نظرسنجی هایی که فاصله رای دو کاندیدا را در اوهایو با 5 یا 6 درصد اختلاف به نفع اوباما می دانند با سوگیری همراه هستند). در هر یک از این ایالت ها موضوعاتی مهم مطرح هستند که هم رامنی و هم اوباما از این موضوعات به عنوان برنامه تبلیغاتی خود استفاده می کنند. فعالیت های مرتبط با صنایع خودروسازی در اوهایو، اقلیت ها در نوادا و فلوریدا، صنایع نظامی در ویرجینیا و … موضوعاتی هستند که هر دو کمپین تمرکز تبلیغاتی خودشان را روی آنها متمرکز کرده اند. در این میان اوهایو اهمیت ویژه ای هم دارد. در 100 سال گذشته هیچ کاندیدایی از حزب جمهوری خواه، رئیس جمهور نشده است، مگر آنکه اوهایو را برده باشد. در انتخابات امسال هم اگر آقای رامنی حتی فلوریدا و ویرجینیا را هم ببرد با شکست در اوهایو، به احتمال بسیار، انتخابات را خواهد باخت. مگر آنکه اوباما در کنار اوهایو، فقط در ویسکانسین و نیوهمشایر (کمتر از 14 رای الکترال) پیروز شود. برای بررسی نقشه انتخاباتی آمریکا با تمرکز بر ایالت های سرنوشت سازمی توانید از این لینک استفاده کنید (لینک های دیگر در اینجا، اینجا و اینجا و اینجا و اینجا).

نتیجه انتخابات اگر رامنی و اوباما هر دو 269 رای اکترال بیاورند

در مواقعی که رای الکترال 2 کاندیدا مساوی باشد، مجلس نمایندگان رئیس جمهور را انتخاب می کند و مجلس سنا هم معاون رئیس جمهور را بر می گزیند. در انتخابات امسال با درصد احتمال پایینی اگر آرای الکترال میت رامنی و باراک اوباما مساوی و برابر با 269 رای باشد این سناریو برای دومین بار در تاریخ آمریکا تکرار خواهد شد. با این توضیح که به دلیل اکثریت جمهوری خواهان در مجلس نمایندگان – منظور مجلس نمایندگان جدیدی است که انتخابات آن، هم زمان با انتخابات ریاست جمهوری برگزار می شود – آنها میت رامنی را برای ریاست جمهوری انتخاب خواهند کرد ( نمایندگان هر ایالت درون خود تصمیم گیری می کنند و کاندیدای پیروز را معرفی می نمایند، بنابراین هر ایالت 1 رای دارد) و به دلیل اکثریت احتمالی دموکرات ها در مجلس سنا، آنها هم جو بایدن را به عنوان رئیس جمهور تعیین می کنند (این دو ویدئو: اینجا و اینجا را ببینید و این مقاله را هم بخوانید). این سناریو در صورتی که اوباما بتواند اوهایو، ویسکانسین و نیوهمشایر را ببرد و در سایر ایالت های سرنوشت ساز یا همان Swing State ها، رامنی پیروز شود اتفاق خواهد افتاد و هر دو کاندیدا 269 رای الکترال بدست می آورند. در این نقشه انتخاباتی CNN شما می توانید سناریوهای مختلف را خودتان ارزیابی کنید. برای این کار موس خود را روی هر ایالت کلیک کنید تا آن ایالت به رنگ آبی یا قرمز ( به معنی طرفداری از اوباما یا رامنی) در آید. سپس به آرای الکترال کاندیداها که در امتداد ستون بالای نقشه کنار عکس دو کاندیدا مشخص می شوند نگاهی بیندازید. اگر در روی ایالت های که با رنگ زرد مشخص شده اند، همانطور که گفتم اوهایو، نیوهمشایر و ویسکانسین را به اوباما بدهید (رنگ آبی) و سایر ایالت هایی را که با رنگ زرد مشخص شده اند به رامنی اختصاص دهید (رنگ قرمز)، آرای الکترال این 2 برابر با 269 خواهد شد. در مورد نتایج انتخابات مجلس نمایندگان و مجلس سنا، اینجا و اینجا را ببینید.

نقش پول در انتخابات آمریکا؛ ظهور سوپرپک ها

Citizen United یک سازمان نزدیک به جمهوری خواهان با هدف تلاش برای تقویت ارزش های سنتی آمریکایی از قبیل دولت کوچک، آزادی سازمان ها و … است که مهمترین معروفیت آن، به دلیل مطرح شدن موضوعی به نام همین سازمان در دادگاه عالی آمریکا در سال 2010 است. Citizen United قصد داشت در رقابت های مقدماتی دموکرات ها در سال 2008، فیلمی را علیه هیلاری کلینتون – یکی از دو نامزد اصلی دموکرات ها در رقابت های مقدماتی ریاست جمهوری دموکرات ها – منتشر کند، اما کمپین کلینتون با استناد به قانونی به نام Bipartisan Campaign Reform Act که در سال 2002 توسط دو سناتور جمهوری خواه و دموکرات، جان مک کین و راس فینگلد، به قانون انتخابات سراسری آمریکا – مصوب 1971 – اضافه شده بود، جلو پخش این فیلم را گرفت. این قانون هرگونه تبلیغ طرفدارانه توسط سازمان های مستقل اما منتفع از انتخابات را 30 روز قبل از انتخابات مقدماتی و 60 روز قبل از انتخابات سراسری ممنوع می کرد. Citizen United در اعتراض به ممنوع شدن پخش فیلم خود، به دادگاه عالی (Supreme Court) شکایت کرد و دادگاه عالی هم به استناد اصلاحیه اول قانون اساسی آمریکا که کنگره را از تصویب هر قانونی که منجر به محدود ساختن آزادی بیان می شود منع می کند، با 5 رای موافق و 4 رای مخالف به نفع Citizen United رای داد. و بر اساس این رای، سازمان ها و اتحادیه اجازه پیدا کردند تا به صورت نامحدود در انتخابات خرج کنند، بدون آنکه حتی تحت شرایطی، اجباری به افشای تامین کننده های مالی شان – در یک دوران مشخص یا همیشگی – داشته باشند. این رای در نهایت منجر به تشکیل گروه هایی به نام Super PAC شد. Super PAC ها به جای گروه های سیاسی سنتی یا همان PAC ها (Political Action Group) از سال 2010 وارد بازی انتخابات شدند و برخلاف  PAC ها که هزینه کردهای انتخابات آنان محدود و تابع قوانین و شرایط خاصی است، Super PAC ها اجازه دارند به هر میزان که تمایل داشته باشند خرج انتخابات کنند، مشروط بر آنکه به صورت مستقیم با کمپین کاندیدایی که به نفع وی تبلیغ می کنند رابطه تشکیلاتی نداشته باشند ( این ویدئو را ببینید). این عدم رابطه تشکیلاتی Super PAC ها با کمپین یک کاندیدا، یکی از مبهم ترین – و البته غیر واقعی ترین – قوانین انتخاباتی آمریکاست که محصول همین رای دادگاه عالی آمریکا می باشد، چون هر دو کاندیدای فعلی رقابت های ریاست جمهوری در آمریکا از حمایت مالی Super PAC هایی برخوردار هستند که به نفع آنها تبلیغ می کنند اما مدعی هستند که با کمپین کاندیدا رابطه تشکیلاتی ندارند. اصلی ترین Super PAC حامی میت رامنی با عنوانRestore Our Future و اصلی ترین Super PAC حامی باراک اوباما Priority USA است (به طرح زمینه وب سایت های آنان دقت کنید. Super PAC حامی رامنی با رنگ قرمز که رنگ اصلی جمهوری خواهان است و Super PAC حامی اوباما با رنگ آبی که رنگ اصلی دموکراتهاست). و در این میان Super PAC های دیگری هم هستند که به نفع کاندیداها تبلیغ می کنند و از معروف ترین های آنان American for Prosperity است که توسط برادران سرمایه دار کخ (Koch Brothers) حمایت می شود. همچنین 2 تا از اصلی ترین این Super PAC های وابسته به جمهوری خواهان American Crossroads و Crossroads GPS توسط آقای کارل رو  بنیانگذاری شده اند و نقش ماشین پول جمع کنی جمهوری خواهان را در رقابت های ریاست جمهوری و کنگره ایفا می نمایند، (کارل رو ATM جمهوری خواهان و نوشته های های دیگر در همین مورد: + و + و +). این مقاله را هم در مورد تبلیغات 8 میلیون دلاری توماس پترفی، سرمایه دار مجارستانی تبار بخوانید. او در این تبلیغات تلویزیونی، داستان بزرگ شدن و زندگی در سرزمینی با حکومت سوسیالیستی را شرح می دهد و می گوید که این تجربه فقط شکست است. به همین دلیل هم او در این جا – آمریکا – به جمهوری خواهان رای خواهد داد. در میان Super PAC های دموکرات ها هم می توان به دو نمونه America Votes و همچنینAmerican Bridge 21st Century اشاره کرد. هرچند هر دوی این Super PAC ها تمرکزشان را بر فعالیت های در سطح grassroots و برای اشاعه ارزش های لیبرال از قبیل حق سقط جنین، حفاظت از محیط زیست و … قرار داده اند (در مورد نقش پول در انتخابات آمریکا، این گزارش کامل تر را بخوانید).

نقش احزاب حاشیه ای

این ویدئو را ببینید. گزارش Democracy Now در مورد مناظره اول میت رامنی و باراک اوباما در شهر دنور ایالت کلوردا است و در آن ضمن انتقاد از جمهوری خواهان و دموکرات ها در به انحصار قرار دادن رقابت های ریاست جمهوری، گزارشی از فرایند مناظره های انتخاباتی را شرح می دهد. George Farah نویسنده کتابی با عنوان No Debates و بنیاتگذار سازمانی به نام Open Debates در این ویدئو توضیح می دهد که چگونه کمیسیون برگزاری مناظره که توسط یک نماینده از حزب دموکرات و یک نماینده از حزب جمهوری خواه اداره می شود، فرایند برگزاری مناظره های ریاست جمهوری را تحت کنترل می گیرد و طی آن برای سایر احزاب (از جمله حزب سبزبا کاندیداتوری Jill Stein، حزب Justice با کاندیداتوری Rocky Anderson و حزب Libertarian با کاندیداتوری Gary Johnson فرماندار پیشین New Mexico) نقشی قائل نیست. Democracy Now در عین حال پس از برگزاری مناظره میت رامنی و باراک اوباما در دنور، برنامه ای را با حضور Rocky Anderson و Jill Stein برگزار کرد و مواردی را که  دو کاندیدای حزب دموکرات و جمهوری خواه در مناظره شان مطرح کرده بودند، با این دو نفر هم در میان گذاشت و نظر آنها را در این موارد پرسید (اینجا).

از میان این کاندیداها، Gary Johnson از همه نقش مهمتری دارد. او که اجازه پیدا نکرده در مناظره های انتخاباتی رقابت های مقدماتی جمهوری خواهان حضور پیدا کند (درحالی که فرماندار گمنامی مانند جان هانسمن و صاحب پیتزافروشی های زنجیره ای، هربرت مک کین که اصلن سابقه سیاسی نداشت اجازه حضور در رقابت های مقدماتی جمهوری خواهان را یافتند)، با تغییر حزب و پیوستن به حزب Libertarian، کاندیدای این حزب برای انتخابات ریاست جمهوری شد. دیدگاه های محافظه کارانه او از قبیل کاهش نقشی که برای دولت فدرال قائل است و همچنین سابقه عضویت او در حزب جمهوری خواه می تواند به صورت بالقوه بخشی از آرای رامنی را در میان جمهوری خواهان به خصوص در ایالت های سرنوشت ساز از قبیل ویرجینیا و اوهایو تحت تاثیر قرار دهد (این مقاله را بخوانید که توضیح می دهد چگونه کمپین میت رامنی در پی تلاش برای حذف نام گری جانسون از برگه های رای است، و این یکی در خصوص آرای جانسون در اوهایو.  این ویدئو را هم ببینید که در انتقاد از میت رامنی در صفحه فیس بوک گری جانسون منتشر شده است. این عکس را هم ببینید، گری جانسون اوباما و رامنی را با واژه «اوبامنی» Obamney مورد خطاب قرار می دهد و از ضرورت توجه به حزب سوم می گوید). در این ویدئو هم گری جانسون می گوید که طرفداران ران پال (کاندیدای رقابت های مقدماتی جمهوری خواهان که دیدگاه های ویژه اش در انتخابات خبرساز بود و حتی در روز کنگره جمهوری خواهان هم حاضر نشد از میت رامنی حمایت کند) می توانند به او رای دهند چون دیدگاه های وی به ران پال شبیه است (آیا واقعن گری جانسون رای 6% آمریکایی ها و رای 10% را در اوهایو دارد؟ اینجا و اینجا. بیشتر آرای جانسون از سبد رای میت رامنی برداشته می شود؛ این یکی مقاله در همین مورد توضیح می دهد. این لینک را هم ببینید. گری جانسون را در مناظره اول میت رامنی و باراک اوباما در کنار آنها قرار می دهد و نظر خود را در مورد دیدگاه هایی که هر یک بیان می کنند مطرح می نماید).

در این لینک مناظره سه کاندیدای Reform Party، Constitution Party و Justice Party را ببینید. سئوالاتی که کاندیداها با آن مواجه می شدند همان سئوالاتی بود که اوباما و رامنی در مناظره دوم خودشان به آنها پاسخ دادند. سئوالاتی که تعدادی از رای دهندگان ثبت نام کرده اما تصمیم نگرفته از دو کاندیدای اصلی جمهوری خواه و دموکرات به صورت مستقیم پرسیده بودند و این سه کاندیدا هر یک 90 ثانیه وقت داشتند تا به این سئوالات جواب بدهند.

کاندیداهای احزاب حاشیه های با یکدیگر مناظره های دیگری هم برگزار کردند. یکی از مهمترین های آنان مناظره میان 4 کاندیدا Gary Johnson، Jill Stein، Rocky Anderson و Virgil Goode از طرف Constitution Party بود که مناظره اول آن ها توسط Free and Equal Election Foundation در 23 اکتبر برگزار شد و مجری آن هم لری کینگ، مجری مشهور و سابق شبکه تلویزیونی سی ان ان بود (اینجا). مناظره دوم آنها هم در تاریخ 5 نوامبر برگزار شد (اینجا). در مناظره اول، Gary Johnson کاندیدای حزب Libertarian پیروز شد (اینجا).

این متن در گزارش لحظه به لحظه مردمک از انتخابات آمریکا در سال 2012 منتشر شده است.

فیل و خر، به ترتیب نماد جمهوری خواهان و دموکرات ها

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s