تا انتخابات، قالیباف مرد عمل

منتشرشده: 6 نوامبر 2012 در Uncategorized
برچسب‌ها:, , , ,

تا انتخابات صفحه ای است برای بررسی کمپین های انتخاباتی کاندیداهای ریاست جمهوری در ایران، احزاب، گروه های تشکیلاتی و اشخاصی که برای انتخابات ریاست جمهوری یازدهم در ایران آماده می شوند و مدتی است که تبلیغات غیررسمی خود را در شبکه های اجتماعی، وب سایت های خبری و وبلاگ های سیاسی آغاز کرده اند. در این صفحه به سراغ این کمپین ها می روم که گاه به نام اشخاص و گام به نام گروه های سیاسی خودشان را برای خرداد 1392 آماده می کنند. طی هفته گذشته ضمن بررسی طیف های سیاسی معطوف به انتخابات در قالب جبهه پایداری، اصول گرایان سنتی، نزدیکان به دولت، قالیباف، بیت رهبری، آیت الله هاشمی و اصلاح طلبان، سعید جلیلی (+) و کامران باقری لنکرانی (+) را به عنوان دو کاندیداهای محتمل جبهه پایداری حمایت معرفی کردم. امروز به سراغ تنها ستاره جناح اصول گرا برای انتخابات ریاست جمهوری 1392 می روم.

جمله ای منتسب به قالیباف وجود دارد که به محسن رضایی، کاندیدای همیشه ناکام اصول گرایان در انتخابات مختلف (مجلس ششم، ریاست جمهوری نهم و ریاست جمهوری دهم) و کاندیدای احتمالی انتخابات یازدهم ریاست جمهوری، گفته که به علت عدم اقبال مردمی بهتر است به نفع او کنار رود. امری که البته در ابتدا با واکنش منفی آقای محسن رضایی رو به رو شده و گفته است که تنها در صورت نهی رهبری در انتخابات شرکت نخواهد کرد. منابع نزدیک به قالیباف همچنین خبر داده اند که قالیباف در دیدار با رهبری از ایشان در مورد حضور در انتخابات ریاست جمهوری پرسید که با این پاسخ آیت الله خامنه ای رو به رو شده است: «شما هنوز کارهای زیادی در شهرداری تهران دارید».

فالیباف البته این پاسخ رهبری را به معنای مخالفت ایشان با حضور در انتخابات نمی داند و به همین دلیل هم هست که ستادهای تبلیغاتی او که از سال 88 برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری دهم فعال شده بودند ( و تنها پس از اعلام کاندیداتوری آقای خاتمی فعالیتشان متوقف شد) دوباره برای حضور در انتخابات سال 1392 برنامه ریزی می کنند.

محمد باقر قالیباف، شهردار تهران، فرمانده سابق نیروی انتظامی و فرمانده سابق نیروی هوایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تنها گزینه منتسب به جناح اصول گرایان در نظام اسلامی است که از سویی هم توان تشکیلاتی و هم محبوبیت مردمی برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری را دارد. در انتخاباتی که اعتبار منبع یک کاندیدا (به معنای اعتماد مردم به یک کاندیدا برای اداره کشور) و همچنین توان به صحنه آوردن طرفداران کاندیدا، 2 مشخصه مهم انتخاباتی است، قالیباف هر دوی این مشخصات را دارد. ستادهای او هم از اصلاح طلبان و هم از اصول گرایان در نقاط مختلف کشور یارگیری کرده و تشکیلات عظیم شهرداری تهران با رسانه های وابسته به آن مهمترین منبع تبلیغاتی آقای شهردار است.

قالیباف رقابت های انتخاباتی را اینگونه آغاز کرد: معرفی یک سایت و پیشنهاد رای دادن به شهردار تهران با این سئوال که آیا به قالیباف رای می دهید یا خیر (آخرین نتایج). این کار ستاد انتخاباتی قالیباف البته خیلی هوشمندانه بود (+). نکته جالب آغاز بازی انتخاباتی قالیباف هم این است که در این سایت مدت زمان رای دادن تقریبن برابر با 423 روز – از روز 22 فروردین – در نظر گرفته شده است. یعنی تا روز انتخابات در خرداد 1392. خب، اگر تا آن روز مثلن 12 میلیون به قالیباف رای مثبت داده باشند، یعنی او 12 میلیون رای دارد. – این فرض البته از لحاظ منطقی ایراد فراوان دارد – اما اهمیت آن در فشار تبلیغاتی است. یعنی یک سایت نقش گروه فشار را بازی می کند. هرچند فعالیت این سایت به علت آنچه که «ابلاغ رسمی نهادهای ذی صلاح» و «فضای آلوده رسانه ای و بی اخلاقی برخی رسانه ها» نامیده شد متوقف گردید، اما طرفداران قالیباف که این حرکت را یک گام «خودجوش» در حمایت از کاندیداتوری قالیباف اعلام کرده بودند گفته اند که فعالیت های حمایتی خود را در قالب های دیگر ادامه خواهند داد.

نکته جالب در نظرسنجی سایت، رنگ های سبز و قرمز برای اعلان رای های مثبت و منفی بود. حالا غیر از اینکه رنگ سبز یه جورایی خودش مشکل زاست، اما برای قالیباف یادآور انتخابات سال 1384 و آن عکس اتوکشیده با کت و شلوار سفید در چراغ روبه روی وزارت کشور هم است. به دوران ریاست قالیباف به عنوان رئیس نیروی انتظامی هم می خورد. به نظر می رسد قالیبافیون به چراغ راهنمایی خیلی بی علاقه نیستند. هرچند قالیباف باید مواظب هم باشد که برایش شعارهای تخریبی درست نکنند: یک شعاری که با مشاهده این سایت به ذهنم رسیده بود این است: «سردار برو دکتر». قالیباف هم سردار است و هم دکتر و هم خلبان و هم….

قالیباف برای حضور پرقدرت در انتخابات سال 1392 دو سبد رای جداگانه دارد. اصول گرایانی که در راس قدرت سیاسی کشور، او را به صفت اصول گرایی می خواهند و اصلاح طلبانی که در طبقه متوسط شهری، پایگاه رای جنبش سبز در انتخابات سال 1388 بودند. مهمترین استراتژی قالیباف در مدیریت کردن همزمان این دو است.  در زمانه ای که کاندیدای اصلاح طلبی وجود ندارد که بتواند به راحتی از فیلتر شورای نگهبان عبور کند و در عین حال نماینده مطالبات اصلاح طلبانه و در شکل طبقاتی اش، اقشار متوسط شهری باشد؛ گروهی که رای آنها این روزها کاملن مستعد آن است که در سبد تنها ستاره موجود اصول گرایی – قالیباف- قرار گیرد و فارغ از آنکه او رئیس جمهور بشود یا نشود – من اعتقاد دارم که او به آرزوی حضور در کاخ ریاست جمهوری نخواهد رسید- رایی که اصلاح طلبان همیشه بر روی آنها، هم به صورت تاکتیکی و هم به صورت استراتژیک برنامه ریزی می کره اند به صورت بالقوه  تنها می تواند به دو نفر تعلق گیرد، یکی از این دو نفر قالیباف است. قالیباف البته اصلاح طلب نیست، اما با تمام مشخصاتی که یک کاندیدای اصلاح طلب در انتخابات ریاست جمهوری نیاز دارد وارد صحنه می شود؛ ضمن آنکه به اعتبار 8 سال شهرداری تهران و پروپاگاندای تبلیغاتی که او را یک مدیر موفق نشان می دهد، مهمترین شاخصه یک کاندیدای ریاست جمهوری یعنی «اعتبار منبع» را دارد. اعتبار منبعی که بیشتر از 8 سال بر روی آن سرمایه گذاری کرده است و در انتخابات قصد دارد آن را خرج کند.

قالیباف در عین حال به هزار و یک دلیل توان پرشور کردن رقابت های انتخاباتی را هم دارد. تشکیلات انتخاباتی قالیباف – علی رغم ضعف های ذاتی فراوان – می تواند تهران را به نفع او بسیج کند و اگرچه به گستردگی جنبش سبز نخواهد بود و اطرافیان او هم مانند اصلاح طلبان به تشکیلات خود وفادار نیستند اما برای نشان دادن جنب و جوش انتخاباتی، او می تواند رای خیابان های تهران را بدست آورد. رای تهران غیر از بدنه تشکیلاتی منسجم و قوی برای تهییج مردم به دو متغیر مستقل و یک متغیر تقویتی نیازمند است که همه اینها را قالیباف دارد.

اولین متغیر پول است که ستاد قالیباف به قدر کفایت در اختیار دارد. منابع مالی قالیباف البته آشکار و مشخص نیستند، اما به اندازه ای هستند که برای تشکیل ستادهای انتخاباتی او و رنگ کردن چهره شهر با پوستر و عکس های تبلیغاتی «سردار دکتر خلبان محمد باقر قالیباف» کفایت داشته باشند. متغیر تقویتی هم که به این رنگ آمیزی شهری کمک می کند استفاده از رانت شهرداری تهران و ایجاد امکان و ارائه مجوز برای برگزاری برنامه های «شهرمحور» از قبیل جشنواره های شهری در پارک ها و مکان های تفریحی و تبلیغات خیابانی است. امری که علی القاعده با نزدیک شدن به انتخابات، حساسیت دولتی برای مقابله با آنها هم تا زمانی که کنترل شده باشند کاهش پیدا خواهد کرد تا تلقی فضای پرشور انتخاباتی ایجاد کند. در این بین طرح هر اندک برنامه ای هم که به تقویت جایگاه تبلیغاتی شهردار تهران منجر شود از جمع شدن موفرفری ها گرفته تا آب بازی و بادبادک هوا کردن و خلاصه پویش های تفریحی جوانان، تهران را در اختیار قالیباف قرار خواهد داد.

متغیر دوم، تعریف نارضایتی در مردم است. نارضایتی یک تعریف تئوریک دارد و یک نمود عملی. همان که در انتخابات سال 84 احمدی نژاد به خوبی استفاده کرد و سوار بر موج نارضایتی مردم، انتخابات را (به خصوص در دور دوم و در رقابت با هاشمی) برد. تعریف نارضایتی اما، امروز با کارآمدی گره خورده است. پس از 8 سال تجربه شکست خورده دولت احمدی نژاد و بحران ناکارآمدی، هرکس که بتواند اثبات کند کشور را بهتر اداره می کند می تواند به صورت بالقوه رئیس جمهور آینده ایران باشد. به همین دلیل هم چندان عجیب نیست که مردم از همین امروز منتظر محمدباقر قالیباف باشند که اسطوره و انگاره کارآمدی او با عناوینی چون «مرد عمل» به گوش می رسد. در این میان و درون اصول گرایان، تنها محسن رضایی صرفن به دلیل مدرک اقتصادی که دارد با قالیباف برابری می کند که البته او به دلیل تذبذب ذاتی حاصل از حضور در چندین انتخابات گذشته، اعتبار منبع انتخاباتی ندارد.

فعالیت قالیباف در شبکه های اجتماعی فیس بوک با این صفحات (+ و + و + و +) و این چهار تا گروه (+ و + و + و +) برجسته می شوند و عناوین مختلفی مانند «قالیباف، مرد عمل»، «یاران قالیباف»، «کمپین دعوت از قالیباف برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری» و «قالیباف امید یازدهم ریاست جمهوری» را هم برجسته می کنند. صفحه فیس بوک یک کاندیدای انتخاباتی می تواند منبعی برای جذب مخاطب شبکه ای باشد که با تعریف کار مشخص و بدست آوردن نبض سیاسی بخشی از جامعه به سیاست های کلان کاندیدا کمک کند. مشکل این صفحات اما این است که تولید محتوای آن در راستای اهداف اصلی شبکه های اجتماعی نیست؛ به خصوص در صفحه «کمپین دعوت از قالیباف» که اکثرن به بازنشر اخباری که در منابع خبری دیگر منتشر شده است پرداخته می شود، هرچند صفحه «قالیباف، مرد عمل» بهتر است. در این صفحه  یک ویدئو از هدایت هواپیمای «هما» توسط قالیباف وجود دارد که مربوط به رقابت های انتخاباتی سال 84 است. قاليبافيون در عين حال براي ايجاد يك نوع وجه مميزه با ديگران، شعارهاي جالبي را توليد كرده اند. از آن جمله مي توان به » چپ، راست، كارگزار عليه خدمتگذار» و » چپ، راست، ديپلمات، عليه تكنوكرات» اشاره كرد. به نظر هم مي رسد در اين شعار دومي، منظور از ديپلمات، سعيد جليلي باشد كه يكي از رقباي احتمالي قاليباف هم هست. در صفحه » قاليباف، مرد عمل» مي توانيد یک نسخه از برنامه پیشرفت و عدالت که نسخه دوم آن در سال 89 منتشر شده است را هم دانلود کنيد كه كار جالبي است. البته دوستان ما در کمپین قالیباف باید توجه کنند که دو مورد برای تبلیغات انتخاباتی اهمیت اساسی دارد. اولی اعتبار منبع مناسب که قالیباف البته آن را دارد و دومی هم یک soundbite برای تبلیغات. یعنی خلاصه کردن کل یک برنامه مثلن صد صفحه ای در یک جمله و یا یک یا چند کلمه. و از این منظر 50 هزار تومان کروبی ارزش تبلیغاتی به مراتب بیشتر از این برنامه چندین صفحه ای دارد.

صفحه فیس بوکی «کمپین دعوت از قالیباف» البته یک نکته جالب دیگر هم دارد و آن هم تعداد عکس هایی از خاتمی با قالیباف به بهانه های مختلف است. در عین حال یک نظرسنجی هم دارد که از مخاطبان خودش می پرسد اگر «خاتمی» کاندیدا نشود به چه کسی رای خواهند داد. به نظر می رسد قالیبافیون، هنوز هم از این واهمه دارند که خاتمی مانند سال 88 با حضور در انتخابات، ستادهای انتخاباتی و البته خود کاندیداهای آنان را به تردید حضور در انتخابات بیندازد. تردیدی که در ستاد قالیباف البته خیلی جدی است. قالیباف برای حضور در انتخابات باید از سویی اصلاح طلبان -شخص خاتمی- را راضی کند که می تواند نماینده آنها هم باشد. تنها در این صورت است – نیامدن خاتمی –  که قالیباف می تواند یکی از مهمترین و جدی ترین رقبای انتخاباتی باشد و از سوی دیگر هم او مجبور است عقبه تشکیلاتی خود را درون جناح اصول گرایان داشته باشد. چون تشکیلات رای آنان به خصوص در میان سپاه و بسیج می تواند برای هر کاندیدای منتسب به جناح اصول گرایان – و از جمله قالیباف – اهمیت بنیادین داشته باشد. (نظر خودم: قالیباف هرگز رئیس جمهور نخواهد شد، در این مقاله چرایی آن را توضیح داده ام).

گروه های فیس بوکی فعال مرتبط با قالیباف البته به روز تر عمل می کنند. گروه های فیس بوکی که به دلیل رابطه تعاملی با مخاطب می توانند نقش یک اتاق فکر مجازی را ایفا کنند، نظرات متفاوت را به بحث می گذارند. در یکی از این گروه ها یک نظرسنجی هم مطرح شده است با این عنوان که چه کسی رئیس جمهور آینده ایران است؟ گزینه ها شامل قالیباف، لاریجانی، ولایتی، عارف، نیکزاد، حسن خمینی و سعید جلیلی هستند که اگرچه رای قالیباف از دیگران بیشتر است، اما رای بالای سعید جلیلی هم در این نظرسنجی قابل تامل است. در عین حال در راستای حرکت های خودجوش، یکی از اعضای گروه ائتلاف بزرگ حامیان قالیباف، پستی منتشر کرده با این مضمون که: «می گن دکتر رنگ نارنجی رو واسه انتخابات، انتخاب کرده …». به نظر می رسد بعد از سال 88، کاندیداها، رنگ انتخاباتی شان را هم باید تا قبل از انتخابات مشخص کنند. در اینجا هم به صفحه قالیباف در سایت کلوب سر بزنید.

از میان وب سایت های تبلیغاتی قالیباف می توان به قالیباف، مرد عمل اشاره کرد که البته اخبار آن به روز است. سه ویدئو هم از قالیباف در این وب سایت وجود دارد. یکی در مورد هدایت هواپیمای شرکت هما، دومی از حضور قالیباف در سر صحنه سقوط جراثقیل و سومی هم در ستایش از شهدا. هرچند به نظرم من بهتر است برای این کلیپ ها، نسخه های بلوتوثی هم تهیه شوند که به راحتی توسط موبایل قابل پخش باشند. وب سایت های دیگر طرفدار قالیباف را هم می توانید در (+ و + و + و + و + و + و +) و … بدست آورید. صفحاتی که حاوی گزارش های خبری، کمپین های استانی و شهرستانی (همدان، مرکزی، شمال تهران، مشکین شهر، قم و …)، اقشار (دانشجویان، جانبازان شیمیایی و …) هستند. به یک خبر وبلاگ جانبازان شیمیایی ایران که مناسب حال و روز این ایام هم هست نگاهی بیندازید:

«مهدی هاشمی، جانباز شیمیایی

به گزارش وبلاگ جانبازان شیمیایی ایران در پی بستری شدن مهدی هاشمی متهم پرونده ای گمنام و نامعلوم (چون موارد اتهامی مشخص نشده) نامبره روز گذشته در بیمارستان بستری شد. وکیل مهدی هاشمی گفته است موکلم به دلیل عوارض شیمیایی در جنگ نمی تواند آنژیوگرافی کند. و منتظر نظر دکتر هستیم.»

کمپین انتخاباتی قالیباف برای انتخابات سال 1392 عزم جزمی دارد. اما این کمپین از منظر کشاندن مخاطبان خود به برنامه های کمپین محور ضعیف است (یا شاید کار کرده اند و من خبر ندارم). کمپین قالیباف می تواند برنامه های مختلفی را در دعوت از قالیباف برای انتخابات ریاست جمهوری ساماندهی کند. هرچند خبرهای انتخاباتی و حمایت افراد معروف از جمله عزت الله انتظامی (اینجا) در همین راستا است. اما یک کمپین انتخاباتی، به برنامه های وسیع تری نیاز دارند. فکر کنم کمپین قالیباف توان مالی ایجاد یک برنامه منظم نظرسنجی و همچنین تبلیغات در به در (Knock the Door) را داراست (نوشته پیشینی ام در مورد تبلیغات در به در در انتخابات آمریکا). در عین حال تولید رسانه ای قالیباف اگرچه در فیس بوک و وب سایت های خبری یا وبلاگ های شهرستانی گسترده است، اما اینها دامنه نفوذ محدودی دارند. کمپین قالیباف می تواند با تهیه نسخه های بلوتوثی فیلم و خبر و همچنین پیدا کردن یک شعار مناسب و تکرار مداوم آن، فضای تبلیغات را تحت تاثیر قرار دهد. «مرد عمل» به اندازه کافی ضرب تبلیغاتی ندارد. قالیباف در سال 84 هم با شعار «رندگی خوب» وارد رقابت ها شد و البته به نسبت موفق بود، اما همانطور که قبلن گفتم یه کمپین به خصوص در تمایز با رقبا باید واژه های بهتری خلق کند. در مورد تغییر، زندگی بهتر، بهبود وضع اقتصادی و … همه می توانند بگویند. کمپینی اما موفق است که شعارش جاودانه باشد. بعد از «تغییر» در سال 88، «نجات» می تواند یک واژه اثربخش باشد. هرچند به خودی خود حساسیت زا هم هست. همه اینها را گفتم، اما بازهم اعتقاد دارم که قالیباف، هرگز به ساختمان پاستور ریاسنت جمهوری نخواهد رسید. در اینجا از دلایلش نوشته ام.

این گزارش در روز آن لاین منتشر شده است.

عکس از صفحه فیس بوک حامیان قالیباف

Advertisements
دیدگاه‌ها
  1. سید می‌گوید:

    من مقالت رو در ندای سبز خوندم. اما نفهمیدم که چرا به نظرت قالیباف نمی تونه رئیس جمهور بشه. اولا کاندیدای طرف احمدی نژاد دو تا مشکل داره. یکی مخالفت جدی رهبر و تمام نظام با اونه. مشکل دوم بحران اقتصادیه که داره تمام دستاوردهای احمدی نژاد رو به سرعت می سوزونه. به قول رفیقم خدایی هم هست و نمیشه یکی عوام فریبی و نامردی و آخرش هم هیچی به هیچی. اما در مورد کاندیدای جبهه پایداری مهمترین مشکل اینه که احمدی نژاد با تمام ظرفیت تبلیغات مذهبی رو تا آخر خرج می کنه و شرایط به طوری میشه که مردم با هر کی از این شعارها بده با دیده تردید نگاه می کنند. البته هنوز معلوم نیست کاندیداها کی هستند و قالیباف باید با کی رقابت کنه اما نمی شه گفت که قطعا هم رای نمیاره.

    • arashghafouri می‌گوید:

      مدل تحلیل تو یه تحلیل کلاسیکه برادر اما، فضای سیاسی ایران را بعد از سال 88 نمی تونی کلاسیک تحلیل کنی. یعنی
      1- لزومن هر کی رای داشته باشه و طرفداراش بیشتر باشن دلیلی نداره که بتونه رئیس جمهور بشه (مثل خاتمی)
      2- کسی که از درون جناح می خواد رئیس جمهور بشه باید با الیگارشی قدرت – رهبری، نظامیان و …- رابطه مشخصی داشته باشه
      3- رهبری درون جناح اصول گرایان به کسی که توانایی تشکیلاتی داشته باشه و بتونه رای مردم را هم جمع اجازه پیروز شدن نمی ده. قالیباف مشکلش همینه. یعنی محبوبیت قالیباف برای اون از یک منظر نقطه مثبته. اون می تونه فضا را – حداقل در تهران – انتخاباتی کنه. اما همین محبوبیت و تشکیلات از یک منظر دیگه نقطه ضعفه، چون رهبری اجازه پیروز شدن به قالیباف نمی ده. پیروز شدن هم معنی اش با اینکه یک نفر بیشتر رای داشته باشه فرق می کنه
      4- احمدی نژاد اصلن کلن به دنبال بهم زدن بازی یه. و انتخابات ریاست جمهوری براش حکم مرگ و زندگی رو داره
      5- جبهه پایداری، جبهه ترکیبی «ثاکتین» و «مارقین» است. و در جایی که حق و باطل قاطی می شن صدای اینها بلنده و از این فضا برای اثبات خودش اثبات می کنه. اما قبول دارم برای رای آوردن خیلی مشکل داره. اما یک گزینه محتمل هست به هر حال
      6- انتاخبات از منظر رهبری باید با کمترین هزینه و بیشترین فایده برای تمام کردن پروژه ناتمام سال 88 باشه اما خب به راحتی امکان پذیر نیست (مهمترین دلیلش احمدی نژده)

  2. سید می‌گوید:

    1- البته قالیباف در بدنه سپاه محبوب نیست اما کاملا رابطه مثبتی با بخش اقتصادی سپاه داره. به نظرم اقتصاد یکی از عوامل تعیین کننده است و ممکنه با وخیم تر شدن اوضاع این بخش برای نخستین بار بتونه نظرش رو بر سیاسیون سپاه تحمیل کنه.
    2- اینکه رهبر گزینه دیگری رو مدنظر داشته باشه رو قبول دارم. اما الان سال 84 نیست و تمام عوامل نظام از هاشمی و احمدی نژاد گرفته تا برادران لاریجانی تلاش می کنند تا رهبر رو تضعیف و نهایتا منفعل کنند و ممکنه واقعا این اتفاق در عمل بیفته. در واقع اگر قالیباف بتونه با لاریجانی ها یک معامله بزرگ کنه ممکنه اونها از تمام قدرت و نفوذشون برای متقاعد کردن رهبر استفاده کنند.
    3- احمدی نژآد بسیار ضعیف تر از چیزی است که خودش فکر می کنه (مثل قضیه جوانفکر که خط قرمزش بود) و در نهایت خودش قربانی به هم زدن بازی خواهد شد. پریشب شبکه دو یک برنامه اقتصاد سیاسی برای لجن مال کردن دولت و بخصوص وزیر اقتصاد و تا حدی شخص احمدی نژاد گذاشته بود تو مایه شبکه های ماهواره ای و این روند تا انتخابات ادامه داره به طوری که احمدی نژاد و هر کی به اون وصل باشه قراره مقصر تمام مشکلات مملکت معرفی بشه.
    4- جبهه پایداری هنوز کاندیدای اصلیش رو معرفی نکرده و باید دید کی رو معرفی میکنه.
    5- به نظرم رهبر دنبال کسی می گرده که کاملا بتونه پروژه اصلاح قانون سیاسی و رفع مشکلات ساختاری نظام را باهاش انجام بده. منتها ممکنه به لطف دوستان مملکت در حدی بحرانی بشه که ترجیح بده اول کسی بیاد بحران رو حل کنه بعدا ایشون گزینه اش رو بیاره. ببین الان بسیاری از دستگاه های حکومتی حقوق کارمندان رو نمی تونند بدن. یعنی یک چیزی در حد سال 1331. معنی این رو هر کسی متوجه میشه.

    • arashghafouri می‌گوید:

      مورد 2 تو اتفاق نمی افته چون در راستای سیاست های استراتژیک رخبری (همون بحث اصلی و فرعی بودن قضایا) نیست. رهبر هم دنبال کسی می گرده که در جلو خودش ضعیف باشه، اما بتونه یه خورده اعتباری بین مردم داشته باشه و مملکت رو هم بگردونه و در عین حال انتساب تشکیلاتی به معنی توانایی جمع کردن آدم ها رو نداشته باشه. گزینه مطلوب رهبری می تونست حداد عادل باشه اما خیلی ضعیفه. من اگه جای رهبر بودم حتمن روی ولایتی حساب می کردم و حواسم بود که دیگه به جوون ها میدون ندم که ممکنه بلای احمدی نژاد سرم بیاد. و این البته شانس جلیلی را هم کم می کنه برای ریاست جمهوری
      احمدی نژاد ضعیف هست، اما یک برگ برنده داره و اون هم همراه بودن با نظام در انتخاباته ریاست جمهوری 88 است. هرچند نظام در کلیت خودش دوست داره تمام مشکلات را سر احمدی نژاد خالی کنه
      جبهه پایداری اگه به خودش باشه دوست داره لنکرانی و در مرحله دوم جلیلی (اگر باهاش کنار بیاد) معرفی کنه. من یه دوره کارشناسی ارشد «سایت رجانیوز» شناسی گذروندم چون از سال 87 دارم این ها را تحلیل محتوا می کنم. واسم مثل روز روشنه که اینها خیلی دوست دارم لنکرانی رئیس جمهور بشه

  3. سيد آرش وكيليان می‌گوید:

    ولايتي يك گزينه خيلي جديه كه مي تونه بخصوص از درگيري هاي داخل نظام كم كنه و يك همگرايي ايجاد كنه و به نظرم امكان جدي راي اوردن رو داره
    خب لنكراني اعتبار منبع لازم براي رياست جمهوري رو كم داره. يعني حوزه كاريش خيلي محدود و تخصصي بوده و بخصوص هيچ سابقه سياسي و اقتصادي جدي نداره.
    جليلي هم يك جورايي آدم رو ياد احمدي نژاد مي اندازه. يك آدم جوون و انقلابي كه تو پست هاي بالا خيلي محك نخورده. بعيد مي دونم بعد از تجربه احمدي نژاد رهبر به اين راحتي به اين تيپ افراد اعتماد كنه.
    اما بايد ديد كيا نامزد مي شند.

    • arashghafouri می‌گوید:

      در مورد ولایتی درست می گی، حتی ممکنه آیت الله خامنه ای هم – علی رغم میل شخصی به دلایل استراتژیک خودش- موافق ریاست جمهوری اش بشه. اما یه مشکل داره و اون اینه که احتمال رای آوردنش کمه. منظورم رای مردمه، نه اون چیزی که خونده می شه و اتفاقن کاندیداتوری او یه هدیه برای طرفداران احمدی نژاده. خب، ولایتی چه تفاوتی با ناطق 76 یا هاشمی 84 داره؟ به نظر من هیچی.
      در مورد لنکرانی درست می گی. اساسن جبهه پایداری ها مشکل اعتبار منبع دارن هم برای لنکرانی و هم برای سعید جلیلی. اما اینها گروه فشار دارن.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s