نقش پول در انتخابات آمریکا

منتشرشده: 4 نوامبر 2012 در Uncategorized
برچسب‌ها:, ,

این مصاحبه فاکس نیوز را با دیوید باسی و استفان بنن تهیه کننده و نویسنده فیلم مستندی با عنوان The Hope and The Change ببینید. این فلیم که با حمایت گروهی به نام Citizen United تهیه شده به سراغ 40 نفر از دموکرات ها و افراد مستقلی که در انتخابات سال 2008 به باراک اوباما رای داده بودند می رود و از آنها در مورد وضعیت امروزشان و عدم تحق وعده های اوباما می پرسد. در این فیلم، اوباما رئیس جمهوری معرفی می شود که در حالی که بسیاری از آمریکایی ها توان مالی مسافرت را ندارند، او به همراه خانواده اش برای تعطیلات به «هاوایی» می روند و یا اینکه رئیس جمهور وقت زیادی را در زمین های گلف به ورزش و تفریح مشغول است. این فیلم همزمان با کنوانسیون جمهوری خواهان و دموکرات ها منتشر شد و در نهایت در 6 شبکه کابلی شامل HDNet Movie و FamilyNet و همچنین شش شبکه محلی در ایالت هایی مانند لوییزیانا، کلورادو، هاوایی، ایندیانا و … منتشر گردید (این مقاله را بخوانید).

Citizen United یک سازمان نزدیک به جمهوری خواهان با هدف تلاش برای تقویت ارزش های سنتی آمریکایی از قبیل دولت کوچک، آزادی سازمان ها و … است که مهمترین معروفیت آن، به دلیل مطرح شدن موضوعی به نام همین سازمان در دادگاه عالی آمریکا در سال 2010 است. Citizen United قصد داشت در رقابت های مقدماتی دموکرات ها در سال 2008، فیلمی را علیه هیلاری کلینتون – یکی از دو نامزد اصلی دموکرات ها در رقابت های مقدماتی ریاست جمهوری دموکرات ها – منتشر کند، اما کمپین کلینتون با استناد به قانونی به نام Bipartisan Campaign Reform Act که در سال 2002 توسط دو سناتور جمهوری خواه و دموکرات، جان مک کین و راس فینگلد، به قانون انتخابات سراسری آمریکا – مصوب 1971 – اضافه شده بود، جلو پخش این فیلم را گرفت. این قانون هرگونه تبلیغ طرفدارانه توسط سازمان های مستقل اما منتفع از انتخابات را 30 روز قبل از انتخابات مقدماتی و 60 روز قبل از انتخابات سراسری ممنوع می کرد. Citizen United در اعتراض به ممنوع شدن پخش فیلم خود، به دادگاه عالی (Supreme Court) شکایت کرد و دادگاه عالی هم به استناد اصلاحیه اول قانون اساسی آمریکا که کنگره را از تصویب هر قانونی که منجر به محدود ساختن آزادی بیان می شود منع می کند، با 5 رای موافق و 4 رای مخالف به نفع Citizen United رای داد. و بر اساس این رای، سازمان ها و اتحادیه اجازه پیدا کردند تا به صورت نامحدود در انتخابات خرج کنند، بدون آنکه حتی تحت شرایطی، اجباری به افشای تامین کننده های مالی شان – در یک دوران مشخص یا همیشگی – داشته باشند. این رای در نهایت منجر به تشکیل گروه هایی به نام Super PAC شد. Super PAC ها به جای گروه های سیاسی سنتی یا همان PAC ها (Political Action Group) از سال 2010 وارد بازی انتخابات شدند و برخلاف  PAC ها که هزینه کردهای انتخابات آنان محدود و تابع قوانین و شرایط خاصی است، Super PAC ها اجازه دارند به هر میزان که تمایل داشته باشند خرج انتخابات کنند، مشروط بر آنکه به صورت مستقیم با کمپین کاندیدایی که به نفع وی تبلیغ می کنند رابطه تشکیلاتی نداشته باشند ( این ویدئو را ببینید). این عدم رابطه تشکیلاتی Super PAC ها با کمپین یک کاندیدا، یکی از مبهم ترین – و البته غیر واقعی ترین – قوانین انتخاباتی آمریکاست که محصول همین رای دادگاه عالی آمریکا می باشد، چون هر دو کاندیدای فعلی رقابت های ریاست جمهوری در آمریکا از حمایت مالی Super PAC هایی برخوردار هستند که به نفع آنها تبلیغ می کنند اما مدعی هستند که با کمپین کاندیدا رابطه تشکیلاتی ندارند. اصلی ترین Super PAC حامی میت رامنی با عنوان Restore Our Future و اصلی ترین Super PAC حامی باراک اوباما Priority USA است (به طرح زمینه وب سایت های آنان دقت کنید. Super PAC حامی رامنی با رنگ قرمز که رنگ اصلی جمهوری خواهان است و Super PAC حامی اوباما با رنگ آبی که رنگ اصلی دموکراتهاست). و در این میان Super PAC های دیگری هم هستند که به نفع کاندیداها تبلیغ می کنند و از معروف ترین های آنان American for Prosperity است که توسط برادران سرمایه دار کخ (Koch Brothers) حمایت می شود. همچنین 2 تا از اصلی ترین این Super PAC های وابسته به جمهوری خواهان American Crossroads و Crossroads GPS توسط آقای کارل رو  بنیانگذاری شده اند و نقش ماشین پول جمع کنی جمهوری خواهان را در رقابت های ریاست جمهوری و کنگره ایفا می نمایند، (کارل رو ATM جمهوری خواهان و دیگر نوشته های پیشینی ام در همین مورد: + و + و +). این مقاله را هم در مورد تبلیغات 8 میلیون دلاری توماس پترفی، سرمایه دار مجارستانی تبار بخوانید. او در این تبلیغات تلویزیونی، داستان بزرگ شدن و زندگی در سرزمینی با حکومت سوسیالیستی را شرح می دهد و می گوید که این تجربه فقط شکست است. به همین دلیل هم او در این جا – آمریکا – به جمهوری خواهان رای خواهد داد. در میان Super PAC های دموکرات ها هم می توان به دو نمونه America Votes و همچنین American Bridge 21st Century اشاره کرد. هرچند هر دوی این Super PAC ها تمرکزشان را بر فعالیت های در سطح grassroots و برای اشاعه ارزش های لیبرال از قبیل حق سقط جنین، حفاظت از محیط زیست و … قرار داده اند.

در مورد نقشی که پول در انتخابات آمریکا ایفا می کند البته در میان آمریکایی ها، اتفاق نظر وجود ندارد. اگرچه در فرهنگ آمریکایی، اساسن کمک مالی برای موارد مختلف از جمله انتخابات پذیرفته شده است (+) و این هم به تنهایی مختص به جمهوری خواهان نیست (+ و + و +). اما خب، شما اگر پول نداشته باشید یا نتوانید به اندازه کافی پول جمع کنید، باید قید حضور در انتخابات را بزنید. فرقی هم نمی کند، چه انتخابات ریاست جمهوری و چه در سطوح پایین تر، کنگره و فرمانداری ها و مجالس قانون گذاری ایالتی. به همین دلیل است که کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری برای تهییج طرفداران خود جهت کمک مالی، خیلی اوقات کمک های مالی کاندیدای رقیب را برجسته می کند و می گوید که مواظب باشید، آنها بیشتر از ما پول جمع کرده اند و بیشتر از ما می توانند هزینه تبلیغات – به خصوص در ایالت های سرنوشت ساز – را فراهم کنند. اگر شما به کمپین کاندیدای خود کمک نکنید انتخابات را خواهیم باخت. من بارها چنین ای میل هایی از ستاد اوباما گرفته ام و تا جایی که می دانم ستاد رامنی هم به صورت مدام، طرفداران خود را ترغیب به مشارکت مالی می کند؛ هرچند جمهوری خواهان از لحاظ تامین هزینه های مالی خود توسط افراد پولدار، به خصوص در این انتخابات، دست بالا را دارند.

برای جمع کردن پول و تامین هزینه های انتخابات راه های مختلفی از قبیل فرستادن نامه درخواست پول در خانه مردم، تلفن و تبلیغات آن لاین و … وجود دارد. کاندیداها به نام خودشان یا به نام همسرشان و افراد معروف در حزب خود، هر روز ای میل های زیادی هم به طرفداران خود می فرستند و از آنها درخواست کمک مالی حتی در حد 3 یا 5 دلار می کنند. و البته در بسیاری اوقات این کمک های 5 دلاری با یک انگیزه جانبی نیز همراه می شود. به عنوان مثال باراک اوباما هفته گذشته ای میلی را برای لیست طرفداران خود فرستاده و گفته بود که اگر 5 دلار به کمپین او کمک کنید به صورت خودکار در لیست افرادی قرار می گیرید که شانس حضور در کنار رئیس جمهور در روز رای گیری انتخاباتی را خواهید داشت. فرد یا افرادی که این شانس را داشته باشند توسط قرعه کشی از میان افراد مختلفی که به کمپین کمک کرده اند انتخاب می شوند. اما خب برای کمپین اوباما که در گزارش ماه اکتبر خودش از حدود 10 میلیون نفر آمریکایی کمک کننده به کمپین اوباما خبر داده بود، باید خیلی خوش شانس باشید که سه شنبه را با رئیس جمهور و تیم همراه وی، آن هم فقط با یک بلیت 5 دلاری بگذرانید (اگر هم می خواهید سه شنبه را با رامنی در بوستون بگذرانید، به اینجا بروید).  جرج کلونی با روشی مشابه، برای اوباما 15 میلیون دلار در بهار 2012 جمع کرده بود (اینجا). اگر هم می خواهید اطلاعات کاملی از هزینه های انتخاباتی یک کاندیدا و پول هایی که هر ماه جمع می کنند بدست آورید باید به سیاست رسمی کمیسیون انتخابات آمریکا بروید (اینجا را نگاه کنید).

با اینحال به صورت معمول این دموکرات ها هستند که بیشتر از هزینه های نامعمول و با منابع مالی نامشخص در انتخابات انتقاد می کنند (انتقاد وارن بافت، سرمایه دار دموکرات از هزینه های انتخاباتی)؛ در حالیکه در میان جمهوری خواهان کمتر چنین انتقادهایی به چشم می خورد (اینجا). این ویدئو را ببینید که در مورد نقش پول در انتخابات آمریکا صحبت و پیش بینی می کند که هزینه های انتخابات در سال 2012 ( ریاست جمهوری و کنگره)  به بیشتر از 8 بیلیون دلار بالغ شود. این مقاله را هم بخوانید که از 5 تامین کننده مالی جمهوری خواهان و 5 تامین کننده مالی دموکرات ها می گوید. همانطور که می بینید در میان جمهوری خواهان، شلدون ادلسون – کازینو دار – با بیشتر از 34 میلیون دلار قرار دارد (البته این رقمی است که اعلام شده، Super PAC ها می توانند تحت شرایطی کمک کنندگان مالی خود را افشا نکنند یا اینکه پس از مدت مشخصی اعلام نمایند. شلدون ادلسون گفته بود که حاضر است تا 100 میلیون دلار برای انتخابات هزینه کند تا اوباما در کاخ سفید برای 4 سال دیگر نماند. کمپین اوباما هم گزارشی منتشر کرد که آقای ادلسون در صورت پیروزی رامنی و تحت قوانین مالیاتی او می تواند تا 2 میلیارد دلار کمتر مالیات بپردازد، به همین دلیل از رامنی حمایت می کند).  بعد از آقای ادلسون، هارولد سیمونز با 16 و باب پری با 15.3 میلیون دلار قرار دارند. نفر چهارم و پنجم هم رابرت رولینگ و ویلیام کخ (یکی از دو برادر معروف کخ) با 4.1 و 3 میلیون دلار قرار دارند. در میان دموکرات ها اما، نفر اول لیست جفری کتزنبرگ با 2.5 میلیون دلار است، یعنی تقریبن نیم ملییون دلار کمتر از کمترین کمک کننده جمهوری خواه در این لیست.

این ویدئو را با صدای کلینت استیوود در انتقاد از باراک اوباما ببینید. این یکی از ده ها تبلیغ تلویزیونی America Crossroads یکی از مهمترین Super PAC  های انتخابات ریاست جمهوری 2012 در آمریکاست که توسط کارل رو، معروف ترین استراتژیست جمهوری خواهان، بنیانگذاری شده است. American Crossroads قسمت عظیم تبلیغات تلویزیونی اش را در Swing State ها (ایالت هایی که گاهی به دموکرات ها و گاهی به جمهوری خواهان رای می دهند)، به خصوص در ماه های سپتامبر و نوامبر هزینه کرده است. نقش مهم کارل رو و پولی که او برای انتخابات کنار گذاشته باعث شده است که هر جا صحبت از استراتژی های تبلیغاتی جمهوری خواهان و نحوه هزینه منابع مالی آنان و تبلیغات تلویزیونی به میان می آید، نام  کارل رو تکرار شود. و البته این امر مخالفت بخشی را هم به دنبال دارد. از جمله، اینجا، در نقد تصمیم دادگاه عالی برای هزینه های غیر معمول توسط Super PAC ها و همچنین این یکی که امضا جمع می کند با این عنوان که نگذارید کارل رو و گروه های منفعت طلب، انتخابات ما را بخرند. این صفحه فیس بوک را هم نگاه کنید.

از جمله نقش هایی که باراک اوباما به عنوان رئیس جمهور آمریکا ایفا کرد، محدود کردن نقش لابیست ها در تصمیم گیری ها کلان بود و حالا لابیست ها امیدوارند با پیروزی میت رامنی دوباره بتوانند مانند قبل در تعیین سیاست های کلان در آمریکا فعال شوند (اینجا و اینجا). در مورد نقش پول و لابی گری در واشنگتن این نوشته پیشینی ام را بخوانید و در مورد فعالیت های یکی از معروف ترین لابیست های آمریکایی، رالف رید، که امسال از طریق تبلیغات در به در Get Out the Vote برای رامنی فعالیت می کند نگاهی به این یکی داشته باشید. در اینجا هم نگاهی به مقاله جالبی در مورد نقش و رابطه پل رایان، کاندیدای معاونت اولی میت رامنی با وال استریت داشته باشید (چگونه وال استریت، پل رایان را به اینجا رساند).

از جمله نقش های دیگری که پول در انتخابات آمریکا ایفا می کند، در تعیین استراتژی های تبلیغات منفی علیه کاندیدای رقیب است (اینجا). حجم تبلیغات منفی در تاریخ رقابت های ریاست جمهوری آمریکا در سال 2012 بی سابقه است. اگرچه پیش از این هم در سال 2004 و هم در 2008، تبلیغات منفی – تبلیغات مستقیم علیه کاندیداهای رقیب – بسیار مورد استفاده قرار می گرفت اما این گزارش را نگاه کنید که حجم تبلیغات منفی اوباما و رامنی علیه یکدیگر و همچنین گروه های حامی آنان را مشخص می سازد. 73% تبلیغات تلویزیونی کمپین اوباما را همین تبلیغات منفی تشکیل می دهند. برای رامنی این رقم برابر با 36% است. در عین حال گروه های حامی اوباما 89% تبلیغات خود را به تبلیغات منفی اختصاص داده اند و گروه های طرفدار رامنی هم 95% تبلیغات تلویزیونی شان، تبلیغات منفی است (یک گزارش مقایسه ای جالب از سال 2004، 2008 و 2012؛ اینجا). تبلیغاتی که به صورت آگهی های 30 ثانیه ای، تا فیلم های کوتاه و مستندهای بلند پخش می شوند (آمریکای اوباما، 2016). این تبلیغات البته محصول بررسی رقبا (Opposition Research) توسط گروه های سیاسی است که پیشینه کاندیداها را بررسی می کنند و متناسب با برنامه های تبلیغاتی، با تاکید بر نقاط ضعف رقیب، او را مورد حمله قرار می دهند (+ و +). سابقه این امر البته در تاریخ انتخابات ریاست جمهوری آمریکا خیلی هم جدید نیست. برای اولین بار در سال 1796، این توماس جفرسون، سومین رئیس جمهور آمریکا بود که  یک اسکاتلندی به نام جیمز کلندر را استخدام کرد تا سوابق منفی جان آدامز را پیدا کند. هرچند او هم البته خیلی فکر نمی کرد، سابقه تبلیغات منفی از طریق بررسی سوابق رقبا به جایی برسد که 95% یک نوع از تبلیغات انتخاباتی (تبلیغات تلویزیونی) به تبلیغات علیه رقیب اختصاص داده شوند (یک گزارش جدیدتر از حجم تبلیغات منفی و مقایسه سال های 2004، 2008 و 2012).

این گزارش در ندای سبز آزادی منتشر شده است.

شلدون ادلسون (غول کازینویی) و همسرش، بزرگ ترین کمک کننده مالی جمهوری خواهان

Advertisements
دیدگاه‌ها
  1. گیلانی می‌گوید:

    آرش جان این که کاندیدایی با چه تعداد رای الکترالی برنده بشه در تصمیم گیری های آیندش تفاوتی خواهد کرد؟(مثلا تعیین وزرا از حزب مخالف)
    به نظرت چرا آمریکا نخست وزیر نداره؟
    تعداد افرادی که از اعضای مجلس نمایندگان و سناهنوز مشخص نیستن چه زمانی تعیین میشن؟ ممکنه این افراد از احزاب مستقل باشن.

  2. arashghafouri می‌گوید:

    حتی اگر تفاوت آرای الکترال 2 عدد هم باشد، کاندیدای پیروز رییس جمهور آمریکاست و الزامی به استفاده از حزب رقیب ندارد. اگرچه برخی از کاندیداها اصولن فراحزبی عمل می کنند. به عنوان مثال وزاری دفاع و حمل و نقل در دولت اول اوباما، هر دو جمهوری خواه بودند. وزیر دفاع بعدن تغییر کرد
    آمریکا نخست وزیر نداره، چون دولت را رئیس جمهور اداره می کنه. در عوض ساختار دو حزبی و کنگره قوی اجازه دیکتاتوری به رئیس جمهور را نمی ده
    اعضای مجلس نمایندگان هر 2 سال یک بار و اعضای سنا برای 6 سال انتخاب می شوند (هرچند 1/3 اعضای سنا هر 2 سال یک بار باید در انتخابات شرکت کنند. در پست آرای الکترال در مورد سیستم انتخابات در آمریکا توضیح داده ام
    هر زمانی می توانند اعضای مستقل هم انتخاب شوند. ممنوعیتی برای آنها وجود ندارد. در مجلس نمایندگان فعلی 2 عضو مستقل هستند. بلومبرگ شهردار نیویورک هم مستقل است

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s