خاطرات روزانه، 21 خرداد 1388: جلسه در ساختمان قیطریه

منتشرشده: 9 ژوئن 2012 در Uncategorized

5 شنبه 88.03.21

با حسین نعیمی پور و ایمان ارجمندی قرار داشتیم برویم پیش […]. او قرار بود بخشی از هزینه تبلیغات روستاها را که به صورت محدود پرداخت شده بود بپردازد و آن را منوط به تایید من کرده بود. من کار بچه ها را توضیح دادم و اینکه این برنامه باید در مقیاسی خیلی بزرگ تر انجام می شد. اما در همین حد محدود هم بچه ها زحمت کشیدند. حرف […] این بود که آیا پرداخت این پول اینجا بهینه است و آیا نمی شود با همین پول کار بیشتر و بهتری انجام داد. من هم گفتم به هر حال این بچه ها کار کرده اند و از هزینه شخصی هم داده اند. به نظر من هم کار آنها از خیلی فعالیت های دیگر ستاد بهتر است. در نهایت هم قرار شد […] پول را پرداخت کند. […] در عین حال در مورد انتخابات و برنامه صیانت از آرا پرسید که چه کار می خواهیم بکنیم. یک گزارشی از وضعیت بچه های خودمان دادم که خیلی ها رد صلاحیت شده اند و برای برخی هم هنوز کارت صادر نشده است. هرچند بعد از ظهر هم شهاب آخرین گزارش ناظران صندوق ها را اعلام کرد. دولت به عمد افرادی را که ما برای منطقه مثلن 1 معرفی کرده بودیم به منطقه 20 فرستاده و بالعکس. معرفی ناظران – لااقل در ستاد 88 – بر اساس آشنایی آنها با منطقه بود که با این کار وزارت کشور عملن امکان دارد ما در برخی از صندوق ها ناظر نداشته باشیم. هرچند کارت خیلی از بچه ها هم تا آخر شب صادر نشد.

برگشتم ستاد به آفرین؛ کمی سر به سر بچه های تدوین گذاشتم. دیگر تقریبن کارشان راحت شده است. بهشان گفتم که شانس بیاورید انتخابات در دور اول تمام شود وگرنه باید در خدمت اسلام و مسلمین شبانه روزی توی به آفرین کار کنیم.

پیمان امروز چند بار دست دست کرد تا چیزی را به من بگوید. آخرش هم گفت که چند وقت پیش […] از طرف بچه های موج سوم به او پیشنهاد داده بود تا با آنها کار کند. گفته بود که همه گونه امکاناتی را هم برایش تهیه می کنند تا همانگونه که برای ستاد 88 فعالیت می کند آنجا کار کند. ما امکاناتمان تقریبن خیلی قوی نیست و هرچه را هم که جمع کردیم یا کامپیوتر و لپ تاپ های شخصی بچه هاست، یا موارد دست دوم و با قرض و قول و هزار تا منت. برای همین هم بچه ها ما واقعن در مضیقه هستند و به دلیل ضعیف بودن سیستم تدوین ما، زمان تولیدمان بیشتر می شود. من قبلن با […] سر یک موضوع تندی کرده بودم و او هم از من ناراحت بود. هرچندی تندی من هم درست نبود، اما دلیل آن اهمیت تولید محصولات بصری و هماهنگی بود که با امین آزاد کرده بودم تا افراد اضافی وارد اتاق تدوین نشوند و آنها فقط روی کارهای تصویری متمرکز باشند. در هر صورت پیمان گفت که پیشنهاد آنها را نپذیرفته و گفته است که می خواهد با آرش غفوری کار کند. تشکر کردم از او و گفتم هم که لازم نیست در این مورد با کسی صحبت کند. من هم به روی کسی نخواهم آورد.

شب جلسه داشتیم در ستاد قیطریه. گزارش هایی وجود دارد که دولت فردا سیستم تلفن، اس ام اس را مختل می کند. ضمن اینکه بعید نیست سایت های ما را هم که قرار است گزارش های آن لاین داشته باشند فیلتر کنند. در این مورد بحث شد و همه نظراتشان را می گفتند.

ما با عنوان ستاد 88، تشکیل ستادی به نام «منتظران سبز» را پیشنهاد دادیم. به این معنی که فردا و در حد فاصل برگزاری انتخابات تا ارائه گزارش اولیه، ستادهای ما در کل کشور آماده باش و بیدارباش باشند تا جلوی هرگونه تقلب احتمالی را بگیرند. پیشنهاداتی در مورد قزارگرفتن بچه های ستادی در پارک لاله و حتی رو به روی وزارت کشور هم مطرح شد. مصطفی تاج زاده اما نظر مخالف داشت. او می گفت که ما تا روز رای گیری می توانیم کار کنیم. بعد از آن دیگر دست ما نیست. اگر هم تقلب شد دیگر این مردم هستند و مسئولان. ما نه روی مردم تاثیر داریم و نه مسئولان. اما حرف ما این بود که ما نباید بگذاریم که نتایج اولیه به نفع احمدی نژاد اعلام شود. چون اگر اینگونه شد تا آخر به نفع او می خوانند و بعد از آن هم دیگر مردم اشتیاقی برای حضور در خیابان نخواهند داشت. اما اگر بگوییم که ما مواظب هستیم تا تقلبی نشود و اگر قرار بر این امر باشد ما دور و بر وزارت کشور بیدار خواهیم ماند، می توانیم از این امر به عنوان یک اهرم فشار استفاده کنیم.

بعد از جلسه با حجت، امیر سیدین و شهاب دم در ورودی ستاد قیطریه صحبت می کردیم. حجت به شوخی می گفت که اگر انتخابات را ببازیم. شنبه قاضی مرتضوی با حکم می افتد دنبال تک تک ماها. امیر هم گفت ما یک ویلایی در شرق تهران داریم. همه برویم آنجا تا آب ها از آسیاب بیفتد. حالا اینها که شوخی بود؛ اما واقعن دوست دارم تکلیف در مرحله اول مشخص شود تا یک هفته ای بروم و فقط بخوابم.

با کوروش قرار داشتم برویم در خیابان فیلم بگیریم. امروز اگرچه فرصت تبلیغات انتخاباتی تمام شده است اما مردم هنوز در خیابان ها و ستادها هستند و بازار بحث و گفت و گو هم حسابی باز است.

عکس هایی از بچه های گروه فیلم و کلیپ ستاد 88، به ترتیب بالا از سمت راست:

بهاره مرتضوی – پیمان خماند ایستاده با شال سبز رو به روی علی همدانی،

امین آزاد – کوروش زنگیشه ای نشسته با پیراهن سفید دست به چانه،

اشکان اشعریون – احسان سکاکی و بهاره مرتضوی

پیمان، پیراهن سبز سمت چپ با دوربین – حمید لطفی

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s