خاطرات روزانه، 13 خرداد 88: روز مناظره موسوی و کروبی

منتشرشده: 2 ژوئن 2012 در Uncategorized

4 شنبه 88.03.13

صبح رفتم ستاد، ساعت 10 جلسه داشتیم برای برنامه استادیوم آزادی. در نهایت اما به نتیجه نرسیدیم. برای ساعت 3 هم قرار گذاشتند ستاد تهران با جواد امام. از شهاب خواستم که من نروم. ضبط برنامه رپرها را داریم.

با سعید و حجت برای برنامه 18 خرداد صحبت کردم. تصمیم نهایی برنامه سپر انسانی است. برای عنوانش زنجیره انسانی هم پیشنهاد شده است. قرار شد برنامه ریزی تبلیغاتی اش را انجام دهم. ستاد 88 در تهران هم با سایر ستادهای تهران، هماهنگی مناطق را انجام خواهد داد. برای ریز آن قرار شد حجت با مسئولین ستادهای مختلف در تهران صحبت کند. برای شهرستان ها هم سعید هماهنگی ها را انجام می دهد.

رفتم دفنر کوروش برای ضبط برنامه رپرها. آروند و احسان جعفری هم آمده بودند. الکی الکی یک گفت و گوی یک ساعته هم بین من و ایمان ارجمندی از یک طرف و آروند و احسان جعفری از طرف دیگر صورت گرفت. تا ساعت 9 آنجا بودیم. مشکل نور و صدا هم داشتیم که دو، سه ساعتی ما را علاف کرد. رپرها هم آمده بودند. مباحثه آنها هم خوب شد. باید برای آنها دی-وی-دی جداگانه بدهیم. شایا گفت که احسان ملکی هم می آيد. اما مثل اینکه در بازار مشغول عکاسی بود که به او گیر دادند و به برنامه نرسید.

بعد از برنامه، رفتم ستاد قیطریه برای دیدن مناظره میرحسین-احمدی نژاد. تا قبل از 10 دقیقه آخر احمدی نژاد کاملن مسلط بود و بسیار خونسرد صحبت می کرد. میرحسین اما حالتی عصبی داشت؛ ضمن اینکه احمدی نژاد در پاسخ به سئوال های او مطالبی را مطرح می کرد که دروغ بود اما میرحسین جواب درستی برای آنها نداشت. شاید هم حضور ذهن نداشت. به عنوان مثال در مورد پرونده دانشجویان ستاره دار و محرومیت آنها از تحصیل، احمدی نژاد گفت که این کار ابتدا از سوی دکتر معین صورت گرفته است. جواب میرحسین این بود که اگر هم او کرده اشتباه است. اما میرحسین باید می گفت که در زمان دکتر معین این ستاره ها در جلوی نام قبولی های دانشگاه، برای کسانی بود که نقص مدرک در پرونده های تحصیلی  داشتند. این ستاره ها را می گذاشتند که طرف بیاید نقص مدارکش را که مواردی مانند مدرک تحصیلی دوره قبل، شناسنامه، وضعیت نظام وظیفه و … برطرف کند. نه اینکه او را به دلیل فعالیت های سیاسی از تحصیل محروم کنند.

احمدی نژاد همانطور که حدس زده می شد پای هاشمی را هم وسط کشید. در برنامه تیم انتخاباتی احمدی نژاد زمانی که خاتمی کاندیدا بود، چسباندن خاتمی به هاشمی و ایجاد دوگانه هاشمی – احمدی نژاد دیده می شد. بعد از آمدن میرحسین اما این دوگانه ضعیف تر شد. این بار و در مناظره اما احمدی نژاد گفت که نه با یک نفر که با 3 نفر، هاشمی، خاتمی و موسوی مبارزه می کند. او خانواده هاشمی را از لحاظ اقتصادی فاسد دانست، از ناطق نوری و پسران او انتقاد کرد و تیکه ای هم به جبهه مشارکت انداخت. همینطور به صفایی فراهانی. مشکل احمدی نژاد و تیمش با صفایی فراهانی البته به دلیل مدیریت او در فدراسیون فوتبال و تحقیر دولتی ها در برنامه نود است.

با اینحال مناظره زمانی به نفع میرحسین برگشت که پای زهرا رهنورد و پرونده دانشگاهی او به میان آمد. احمدی نژاد گفت که پرونده یک خانم را دارد و چند بار «بگم، بگم» کرد و در نهایت مدعی شد رهنورد در تحصیلات دانشگاهی اش تخلف کرده است. یک جواب منطقی از طرف میرحسین این بود که خب، اگر تخلف کرده تو 4 سال رئیس جمهور بودی، چرا پرونده تخلف را به دادگاه نفرستادی (این جواب را برای سایر موارد و پرونده پسران هاشمی و ناطق و صفایی فراهانی هم باید مطرح می کرد). اما میرحسین عصبانی تر از این حرف ها بود. حسابی احمدی نژاد را شست و گذاشت کنار. یکی، دو بار هم که احمدی نژاد وسط صحبت هایش پرید، به او توپید. از آنجایی هم که احمدی نژاد نفر اول صحبت کرده بود، صحبت های میرحسین در آخر ورق را به نفع او برگرداند. اما همانطور که گفتم بی ادبی احمدی نژاد در پرونده زهرا رهنورد باعث شد مناظره به نفع میرحسین شود.

هرچند به نظر من، احمدی نژاد بازی را از منظر مطرح کردن نام هاشمی برد. فارغ از 10 دقیقه آخر، در بقیه موارد، احمدی نژاد با میان آوردن اسم افراد معروف و مظلوم نمایی خود و همچنین هماوردی هاشمی و جواب های ناکافی میرحسین، به خصوص در میان برخی اقشار برنده مناظره است.

هرچند بعد از مناظره، دیدگاه های افراد راجع به این مناظره متفاوت است. برخی معتقد بودند میرحسین بهتر و برخی هم احمدی نژاد را بهتر می دانستند. اما به نظر من میرحسین بهتر نبود. همانطور که گفتم احمدی نژاد با طرح موضوع هاشمی زهر خودش را ریخت. میرحسین هم مسلط صحبت نمی کرد. خیلی حاها جوابی برای احمدی نژاد نداشت، درحالیکه می توانست با مثال هایی خوب جواب های مناسبی بدهد.

شهاب بعد از مناظره با من صحبت کرد که یک نسخه ضبط شده مناظره را برای آقای خاتمی تهیه کنیم. خاتمی فردا از سفر می آید و مناظره را ندیده است. به احسان در ستاد به آفرین زنگ زدم و این موضوع را گفتم. اضافه هم کردم که دکلمه «تبر» را هم به آخر مناظره اضافه کند.

بعد از مناظره هم رفتم توی شهر. ولی عصر فوق العاده شلوغ است. احمدی نژاد با یک وانت در میان طرفدارانش از صدا و سیما آمد بیرون. میرحسین امروز چند بار «چیز، چیز» کرد. به همین دلیل هم احمدی نژادیون شعار می دادند: «چیز،چیز، چیزبرگر».

اما این تازه اول بازی است. تبلیغات میدانی ما در تهران از دیروز تقریبن شدت گرفته است. امروز با حجت صحبت کردم و از برنامه های میدان ها می گفت. خودم هم که به میدان های تهران سر می زنم، ستادهای مناطق مختلف 88 را می بینم. کافی است از یک جایی فقط شروع کنیم و یکی، دو روز ادامه بدهیم. بقیه اش خود به خود یک فستیوال خیابانی خواهد شد. یک کارناوال. این همان کاربرد تئوری «مارپیچ سکوت» است.

عکس از کمیته اطلاع رسانی و تبلیغات ستاد

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s