خاطرات روزانه، 12 خرداد 1388: فایل اقتصادی «آیا می دانید» ها

منتشرشده: 1 ژوئن 2012 در Uncategorized

3 شنبه 88.03.12

صبح رفتم ستاد. با احسان و بهاره و پیمان در مورد کلیپ ها صحبت کردیم. امین نبود. کار کلیپ ها خوب پیش می رود. طالبی تماس گرفت و گفت که می تواند 50 هزار سی-دی برایمان بزند. فایل ها را به او دادم.

ریحانه تماس گرفته بود با مسئولان پردیس سینمایی ملت. تلویحاً جواب منفی داده بودند اما هنوز هیچ چیز معلوم نیست. محسن از طرح سینما 20 می پرسید. گفتم که همه چیز به برنامه هفته آينده موکول شده است.

برای طرح روستاهایمان هم هنوز پولی نگرفته ایم. عطا آمد و گزارش اقتصادی را که قرار بود آماده کند آورد؛ «آيا می دانید؟» ها؛ فایلش را داد که بدهم چاپ شود. کارها بد پیش نمی رود اما کمی آشفته است.

پیمان کوروش زنگیشه ای را به من معرفی کرد. خودش می گفت که مدیر پیشین شبکه مهاجر که در کار عکاسی، فیلمبرداری، کلیپ و … است. طرحی برای یک کلیپ داده بود که خیلی خوب بود. به شرط آنکه می توانست مهندس را نیم ساعت در اختیار داشته باشد که در این شرایط نمی شود. اما قرار شد به ما کمک کند. یک آهنگ برای تیم ملی تهیه کرده است؛ قرار شد برای آن کلیپ بسازد. در مورد برنامه فردا و فیلمبرداری رپرها هم گفتیم که موافقت کرد، خانه او لوکیشین برنامه باشد. شب هم رفتیم دیدم. خوب بود.

پسری به اسم […] تماس گرفت و گفت که آهنگ رپ خوانده و می خواهد من را ببیند. به یکی از برنامه های ستاد تهران ما در تهران پارس رفته بود و آنجا به او گفته بودند که به من زنگ بزند. قرار شد آهنگ هایش را بیاورد و ظرف یک ساعت آمد ستاد. خیلی خوبست. می توانیم یک سی دی از آهنگ ها رپ بدهیم بیرون. اولین ترک آن «می بریم ما»ست و بقیه هم آهنگ های […].

بچه های منطقه 7 تماس گرفتند. از مجید زمانی شاکی بودند به خاطر نحوه صحبت کردنش. اسم کوچک یکی از خانم ها را پرسیده بود که به قول خودش با بچه ها راحت باشد. طرف هم ناراحت شده و به مسئول منطقه گفته بود به من زنگ زدند برای گلایه. معذرت خواهی کردم و گفتم مجید در آمریکا تحصیل کرده و کمی در فضای آنجاست. اشتباه کرده است و با او حتمن صحبت می کنم. ما همیشه باید حواسمان به تفاوت های فرهنگی باشد، مخصوصن در انتخابات که هر کار اشتباه هرچند کوچک، یک هزینه بزرگ دارد.

یک سری از بچه های دانشجو آمدند ستاد. طرحی برای نشریه 4 صفحه ای دانشجویی داشتند. با مجید فراهانی و امیر تنها صحبت کرده بودند. اما می گفتند که به نتیجه نرسیدند. من هم گفتم که فرصتی برای طراحی و صفحه آرایی ندارم. اما می توانیم برای چاپ و پخش کمکشان کنیم.

پوریا تماس گرفت و در مورد امیر تنها پرسید که کی می خواهم بروم دیدن او و خانمش. گفتم که هنوز وقت نکردم، ولی باید بروم. گفت که هر وقت خواستم بروم او هم می آید. گفتم اتفاقن حمید سیدی هم تماس گرفته و قرار شده بود که با هم برویم.

رفتم ستاد قیطریه. محمدرضا جلایی پور را دیدم. از وضعیت امیر تنها پرسیدم که گفت خودش خوبست. اما خانمش خیلی خوب نیست. باید بیمارستان بماند. کمی با هم صحبت کردیم.

دیدار دختران جوان با موسوی و رهنورد، عکس از پیمان

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s