خاطرات روزانه، 11 خرداد 88: آخرین دیدار با بهزادیان نژاد

منتشرشده: 31 مه 2012 در Uncategorized

2 شنبه 88.03.11

صبح وکیل زاده آمد برای کارهای اقتصادی دولت، صحبت کردیم که در بروشورها استفاده کنیم. ذهن اقتصادی خوبی دارد. اما تبلیغاتی نیست.

ریحانه تماس گرفت رای پروژه هنرمندان که روز شنبه استارت می خورد. با خسروجردی صحبت کرده و امروز برای ساعت 3 هم با مسئول گالری های پردیس سینمایی ملت قرار گذاشته است که با هم رفتیم. در مورد کارهایی که می توانیم انجام دهیم صحبت کردیم، همچنین امکان فروش تابلوهای مهندس و خانم رهنورد که به ستاد داده اند. می توانیم خرج هزینه های تبلیغات کنیم.

فردا مصاحبه مطبوعاتی دارند. می خواستند هماهنگی کارها با ما باشد. کمی مشوش بود. معلوم نبود چه کار می خواهد بکند. در مورد مصاحبه و هماهنگی کارها که گفتم دیر است. با سجاد هم صحبت کردم. او هم اعتقاد داشت باید افراد مهمی حضور داشته باشند؛ در غیر این صورت بچه ها نمی آيند. قرار شد فردا ساعت 11 دوباره قرار بگذاریم.

با ریحانه رفتیم ستاد قیطریه. در راه کمی در مورد طرح ای-میل ها با هم صحبت کردیم. در ستاد با سعید هم در مورد طرح تلفن ها صحبت کردم. سجاد جهانگرد هم بود. کارهای فنی را او انجام می دهد.

رفتم پیش نیما. ترک آخر آلبوم را هم آماده کرد. یک ترک دیگر را هم فردا آماده می کند. این ها را فردا می دهم تکثیر شوند.

از دفتر دکتر تاجیک تماس گرفتند. طرح ها را می خواستند برای چاپ. زنگ زدم ستاد به آفرین به احسان گفتم که یک نسخه از سی دی طرح های تاجیک را بفرستد. چند دقیقه بعد هم خود دکتر تماس گرفت و گفت که بروم پیش بهزادیان نژاد برای طرح روستاها. رفتم، کمی پشت در معطل شدم. خانم منشی اش هم که فکر می کنم نسبت فامیلی با او دارد خیلی بی ادب بود. فکر می کرد اینجا وزارتخانه است و ما هم ارباب رجوع هستیم. به محض اینکه دکتر از اتاق آمد بیرون رفتم پیشش و در مورد طرح روستاها گفتم و اینکه دکتر تاجیک خواسته با شما صحبت کنم. گفت که نامه اش را بنویس، باید از طریق روال اداری باشد. گفتم دکتر، دو هفته است به همه پروپوزال طرح را داده ایم، شما تازه می گویید نامه بنویس. 22 ام انتخابات برگزار می شود، ما هم وقت نداریم. اگر نتوانیم این هفته بچه ها را بفرستیم، نصف برنامه روی هواست. گفت که در هر صورت برای بررسی این طرح ها وقت ندارد. زنگ زدم به دکتر تاجیک که منشی اش گفت در جلسه است. با ناراحتی از ستاد آمدم بیرون. دیگر هرگز پیش بهزادیان نژاد برای هیچ کاری نمی روم.

شهاب آمد ستاد. از من خواست جلسه امشب دفتر امین زاده را من بروم. خیلی کار داشتم و می خواستم طفره بروم. اما شهاب خواست که بروم و رفتم. برای برنامه 16 خرداد بود. داود سلیمانی از ستاد تهران ورزشگاه 100 هزار نفری آزادی را برای روز 16 خرداد گرفته است. همه تعجب کردیم. 16 خرداد روز بعد از تعطیلات است و روز بازی ایران – کره. همه مخالف بودبم. ضمن اینکه برای روز شنبه، برای خاتمی هم برنامه دیدار با ورزشکاران هماهنگ شده است. امروز هم که برنامه هنرمندان پردیس سینمایی ملت را هماهنگ کرده بود. قرار بوذ همه چیز امروز حل شود. امین زاده با داود سلیمانی و علی تاجرنیا صحبت کرد و گفت ستاد ائتلاف نمی تواند مسئولیت برنامه را قبول کند. از من هم در مورد برنامه پرسیدند که گفتم 88 هم نمی تواند. ما برنامه هایمان پر است و در حال برنامه ریزی 18 خرداد هستیم. یا یک استادیوم در جنوب شهر مثل استقلال جنوب یا جایی مثل تختی. ضمن اینکه روی پروژه سپر انسانی هم داریم برنامه ریزی می کنیم که دوشنبه یا سه شنبه قبل از انتخابات باشد. با توجه به بازی تیم ملی و همینطور امکانات، جمع کردن مردم تو آزادی خیلی سخت است. داود سلیمانی می گفت که مردم به راحتی می آیند. اصلاحش این بود که جمعیت را می توان از «کف خیابان» جمع کرد. اما در استادیوم 100 هزار نفری اگر مثلن 70 هزار نفر هم بیایند بازهم ورزشگاه خالی است و این برای تبلیغات ما خیلی بد است. 100 هزار نفری فقط به درد دوشنبه بعد از 22 خرداد می خورد که اگر بردیم جشن پیروزی باشد و اگر رفتیم دور دوم هم می تواند یک برنامه تبلیغاتی خیلی خوب را رقم بزند.

امشب فیلم تبلیغاتی کروبی هم پخش شد. در ستاد قیطریه فیلم را دیدم. کرباسچی با او صحبت و گریه می کند. خیلی مصنوعی بود. تا آخر فیلم را ندیدم. علی پیرحسین لو را هم بعد از مدت ها دیدم. قبلن با او صحبت کرده بودم تا فعال شود، اما ملاحظاتی داشت. اما این روزها آمده است تا کار کند. طرح جالبی برای روز انتخابات داشت و گزارش مستقیم. از بچه های ما کمک می خواست. گفتم که تمام امکانات 88 در خدمت تو خواهد بود. علی خیلی باهوش است. یکی از بچه هایی است که حاضرم همیشه به توانایی اش اعتماد کنم.

از بچه ها در مورد امیر تنها پرسیدم. خودش کمتر اما خانمش خیلی آسیب دیده است. باید همین یکی، دو روزه با بچه ها یک سری بهش بزنیم. امروز که نتوانستم، بیمارستان هم دور است. یک جایی است توی یادگار امام.

آروند شب آمد ستاد، باران کوثری هم بود. در مورد طرح گزارش تصویری از رپرها با او صحبت کردم. پیشنهاد دادم آروند و دوستانش و حتی باران هم در برنامه باشند و نظراتشان را بگویند. قبول کردند.

برگشتم ستاد به آفرین. علیرضا تابش تماس گرفت. فیلم تدوین شده برنامه دوم خرداد را می خواست. به او دادم. با هم فیلم را هم دیدیم. یک ایراد درست گرفت در مورد ترتیب صحبت های لیلی رشیدی و حمید فرخ نژاد. فرخ نژاد در فیلم از خاله سوسکه می گوید که همیشه کتک می خورد و این بعد از صحبت های لیلی رشیدی بود. می گفت ممکن است تلقی اشتباه شود. اصلاح می کنم.

شهاب گفت بچه های احمدی نژاد امروز آمدند ستاد به آفرین برای اینکه با ما صحبت کردند. هرچند ناراضی برگشتند.

امروز و امشب در تجریش دعوا شده بود بین بچه های ما و احمدی نژاد. در نهایت اما به خیر گذشت.

خاتمی، موسوی، خرازی – عکس از دفتر تبلیغات و اطلاع رسانی ستاد موسوی

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s