خاطرات روزانه، 9 خرداد 1388: صحبت با موسوی لاری در مورد طرح روستاها

منتشرشده: 29 مه 2012 در Uncategorized

شنبه 88.03.09

صبح زود رفتم نزد دکتر تاجیک. گفت که برای برنامه 18 تیر با مسئول استقلال جنوب صحبت کرده و او هم قول همکاری داده است. برنامه تجدیدنظرشده ستاد را برایش بردم و گفتم که احتمالن برای روز 18 خرداد قصد داریم یک برنامه سرتاسری در ایران انجام دهیم. حالا اگر برنامه استادیوم استقلال جنوب هم بشود، با توجه به اینکه در جنوب شهر است خوبست، اما تاکید ما بیشتر روی برنامه سرستاسری در تهران و شهرستان هاست. تاکیدمان برای برنامه روستاها را بیان کردم و اینکه هنوز از ستاد هیچ جواب درست و حسابی نگرفتیم. همان موقع با بهزادیان نژاد، شریف زادگان و رباطی تماس گرفت. هیچ کدام در دسترس نبودند. در مورد حاج کریم هم با او صحبت کرم. گفتم که نمی توانیم کمک مالی او را قبول کنیم. توجیهاتم را گفتم، راضی شد. هرچند گفت که با ستاد از طریق عابد جعفری مرتبط است و […]. سی-دی طرح ها را هم از من خواست تا برای تکثیر بدهد. قرار شد تا شب به او برسانم.

وقتی از دفتر خاج شدم در خیابان دکتر شکرخواه را دیدم. او هم با دکتر تاجیک جلسه داشت. کمی با دکتر شکرخواه صحبت کردم، در همین فاصله دکتر فرقانی و دکتر مهدیزاده هم آمدند. دکتر خانیکی هم گویا قرار بود بیایند.

سحر گلکار تماس گرفت. می خواست هماهنگ کند برای هنرمندان در همایش 17 خرداد خاتمی در کرج. گفتم با محسن عموزاده زنگ بزند.

ظهر رفتم ستاد، جلسه هیات اجرایی داشتیم. لیست برنامه ها را نهایی کردیم. پوسترهای سارا هم آماده شد. ولی یادمان رفت آرم 88 را بگذاریم. این روزها آن قدر سرمان شلوغ است هر بار یک چیزی را یادمان می رود. این هم از کمبود کنترل کیفیت است که نداریم.

یک نفر از بچه های اطلاعات سپاه و طرفدار میرحسین آمده بود. می گفت برنامه جنگ روانی به نفع میرحسین  دارند و روی ستاد 88 حساب کرده اند. قرار شد برنامه شان را بدهند و روی آن فکر کنیم؛ البته باید قبلش هم تحقیق کنیم دام نباشد و متهم به کارهای غیرقانونی نشویم. در ستاد از روز اول همیشه باز بود که هر کس دوست دارد بیاید و فعالیت های ما را ببیند. اینجوری تکلیف ما با خودمان و با همه روشن است که چیزی برای پنهان کردن نداریم.

خانم اشراقی با علی آمده بودند. کمی صحبت کردیم؛ کلیپ ها را هم نشانشان دادیم.

حمزه غالبی و سعید رئوفی هم آمدند. شب رفتم قیطریه. جلسه داشتیم برای هماهنگی امور. گروه های مختلف برنامه هایشان را اعلام کردند. من هم در مورد سپر انسانی 18 خرداد و طرح روستاها صحبت کردم. موسوی لاری خیلی از طرح روستاها استقبال کرد و از گزارش هم راضی بود. گفتم حاج آقا حالا که راضی هستید، به ستاد بگویید بتوانیم اجرایش کنیم. قول داد. همه قول می دهند، اما کار برای اجرایی شدن ذر ستاد گیر می کند. این تنها کاری است که به دلیل حجم منابع مالی اش محتاج ستاد هستیم.

در سر راه ستاد قیطریه به ستاد به آفرین بودم که امین آزاد ساعت 12 شب تماس گرفت و گفت که در میدان ولی عصر طرفداران احمدی نژاد کارناوال راه انداخته اند و بنرهای میرحسین را پاره می کنند. ماشینم را رو به روی ستاد پارک کردم و پیاده رفتم سمت ولی عصر. هم بچه های ما بودند و هم طرفداران احمدی نژاد.

بچه های منطقه 12 تماس گرفتند. در میدان منیریه آنها را گرفته بودند. به مسئول منطقه دسترسی نداشتند. زنگ زدند به من که با سعید رئوفی تماس بگیرم. سعید را هرچه زنگ زدم پیدا نکردم. دوباره بهشان زنگ زدم، گفتند که در نهایت مشکلشان حل شد.

شریعتمداری کیهان سخنرانی تندی علیه میرحسین کرده و شال ها و پرچم های سبز را با قرآن سر نیزه جنگ صفین مقایسه نموده است. حالا این وسط عمر و عاص کیست برادر؟ معاویه کجاست؟ شمر چه کسی را کشت؟ خوشم می آید میرحسین اصلن تحویلش نمی گیرد و او هم مثل سگی که جرات حمله ندارد فقط پارس می کند.

تجمع جامیان احمدی نژاد در میدان ولی عصر – 7 خرداد 1388 – عکس از پیمان

Advertisements
دیدگاه‌ها
  1. امیر تنها می‌گوید:

    برادر امروز روز تصادف من بود بدترین روز زندگیم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s