خاطرات روزانه، 8 خرداد 88: کلیپ دختران جوان

منتشرشده: 28 مه 2012 در Uncategorized

جمعه 88.03.08

صبح زود رفتم ستاد. سارا آمده بود در مورد طرح زنان صحبت کردیم. قرار شد 200 هزار نسخه چاپ کنیم. سارا با ریحانه طرح روی جلد آنرا هم تکمیل دادند.

جلسه هیات اجرایی داشتیم در مورد طرح روستاها. عطا تهرانچی هم آمده بود. عطا قرار شد یک پروپوزال B هم تهیه کند که اگر پروپوزال اول به هر دلیل اجرایی نشد، برنامه آلترناتیو هم داشته باشیم. هماهنگی و سازماندهی کار در استان ها بر عهده سعید نورمحمدی است. مسئولیت برنامه ریزی و تهیه CPM آن هم با من است.

رضا همایی آمد برای هماهنگ کردن کارهای برنامه ریزی ستاد جوانان میرحسین. قرار شد من نسخه به روز شده برنامه های خودمان را تا شب به او بدهم، تا هر جا که آنها می توانند به ما کمک کنند. در مورد طرح روستاها و برنامه 18 خرداد با او صحبت کردم. او هم یک سری اطلاعات تا بعد از ظهر به من می دهد.

مهرک آمده بود. یک سری عکس داشت از حسن سربخشیان که برای من آورد. فقط قول گرفت به کسی ندهم و اگر لازم شد در طرح ها از آن ها استفاده کنیم. در عین حال مهرک قرار شد با امید، برادرش، برنامه صحبت مجازی خاتمی را هماهنگ کند. به بوترابی هم زنگ زد.

پسر خرم آمده بود برای کارهای صیانت از آرا، گفت که شهاب از او خواسته است بیاید. مسئول پروژه صیانت از آرا در ستاد 88 ما بر عهده میثم عنقائی است. نمی دانم پسر خرم چه کار باید بکند. با شهاب باید هماهنگ کنم که ببینم موضوع چیست.

با ایمان در مورد ترانه قلم سبز از خواهر عیوضی صحبت کردم. ترانه های هیلا را آورده است. خوب شده است. یک آلبوم هفت، هشت تایی باید بدهیم. عیوضی خودش هم آمد. بالاخره راضی شد برای ترانه پولی نگیرد؛ اما خواست که ترانه اش، اولین کلیپ آلبوم باشد. قبول کردم.

خواهر مینوی آمد. برای دختران جوان کار داشت. به احسان گفتم که کلیپ دختران جوان را تا شب آماده کند تا به بچه ها بدهد. قول دادم که آماده می شود. ( کلیپ را در ادامه همین پست منتشر می کنم)

علی شیخ آمد، برای طرح ها صحبت کردیم، برای برنامه روستاها و 18 خرداد خواستم طرح بنر سایت و پوستر را بزند.

به سعید زنگ زدم برای طرح تلفن. قیطریه قرار گذاشتیم. مجید زمانی هم آمد. مجید را سعید شریعتی به من معرفی کرده بود. یک سپر جاافتاده و باهوش است. یک سری از فایل های انتخاباتی اش را هم نشانم داد و تحلیل آماری که از شرایط داشت. حیف که دیر با او آشنا شدم، وگرنه می توانستیم خیلی بیشتر از او استفاده کنیم. در مورد جزئیات طرح تماس های تلفنی صحبت کردیم. قرار شد یک دفتر در قیطریه به این کار اختصاص بدهیم. سعید قول هماهنگی اش را داد.

فیلم احمدی نژاد امروز پخش شد. انگاری گوبلز ساخته بود برای هیتلر. پر از دروغ و ریا، فریبکاری و عوامفریبی بود. اما اثر تبلیغاتی خوبی داشت به نظر من. احمدی نژاد می توانست رئیس جمهور خیلی خوبی باشد، اگر نیت بدی نداشت. حس من به او پر از تناقض است، از یک طرف نگاه مهندسی و شخصیت مقتدر او را دوست دارم، اما از طرف دیگر عوامفریبی اش آزاردهنده است. حیف که رئیس جمهوری اش را فدای خودخواهی اش کرد.

دعوای مختصری در ستاد شد. آخرش نفهمیدم چه شد. اما از بیرون روی بچه ها ما چاقو کشیدند. مثل اینکه یک عده مست بودند. زنگ زدند 110 آمد.

ریحانه و مهرک آمدند ستاد قیطریه. برای طرح فردا با سارا که قرار است چاپ شود بحث کردیم. برای شروع 10 هزار نسخه می زنیم و در نهایت تا 200 هزار تا می رویم.

در ستاد قیطریه ایمان و سمیه توحیدلو را هم دیدم. ایمان را در برنامه دوم خرداد هم دیده بودم. با اینمان خیلی حال می کنم. صداقت از سر و روی این پسر می بارد. یاد قدیم کردیم و فوتبال که بازی می کردیم.

 با بوترابی هم صحبت کردم برای برنامه مجازی خاتمی. فردا ظهر ساعت 2 جلسه هماهنگی داریم. گفتم که از طرف ستاد 88، ریحانه طارمی مسئول هماهنگی کارهاست. دستت درد نکنه مهرک که ریحانه را معرفی کردی. خیلی کمک می کند. مسئولیت پذیر هم هست.

مصطفی طلوعی و رضا جلایی پور را هم دیدم. برای طرح روستاها فردا قرار گذاشتیم. به همایی زنگ زدم و پیگیر اطلاعاتی که قرار بود بدهد و همینطور بیانیه مهندس شدم. قرار شد تا 12 شب تمام کند و بفرستد.

به دکتر تاجیک زنگ زدم. گفت ساعت 7 بروم دفتر. از او خواستم اگر موافقت می کند ساعت 8 دفترش باشم. می خواهم در مورد حاج اکبر هم با او صحبت کنم و اینکه ستاد 88 تصویب کرده تا کمک مالی او را قبول نکنیم. دکتر تاجیک در عین حال با دکتر معتمد نژاد هم جلسه دارد. می خواهد راضی اش کند به نفع میرحسین بیانیه بدهد. هرچند فکر نمی کنم دکتر معتمد راضی شود.

میثم عنقائی تماس گرفت. راجع به تماس تلفنی از شخصی ناشناس گفت که آمار عماد بهاور را از او می گرفت. اینکه چه مسئولیت های در ستاد 88 دارد و مشغول چه کارهایی است.

میثم در عین حال خبری داشت از مداحی بیت رهبری. با ورود میرحسین، حاضران «مرگ بر ضد ولایت فقیه» گفتند و وقتی میرحسین با حالتی عصبانی بلند شد تا سالن را ترک کند قاسم سلیمانی به او گفت و خواهش کرد که بماند و آنها را ببخشد. با ورود احمدی نژاد، حاضران شعار «صلی علی محمد، بوی رجایی آمد» دادند و دوباره «مرگ بر ضد ولایت فقیه» گفتند. این دفعه دیگر میرحسین منتظر نماند و با حالتی عصبانی بیت را ترک می کند.

آروند تماس گرفت. کمی از ستاد کروبی گلایه کرد. از فشل بودن ستاد کروبی گفتم. قبول داشت و گفت که طرح های آنها را هم دیگر پیگیری نمی کنند. می گفت شاید قصد دارد کنار برود.

شب گزارش برنامه روستاها را نوشتم. برنامه های ستاد را هم به روز کردم. یک نسخه هم برای رضا همایی فرستادم.

خط تبلیغی طرفداران احمدی نژاد، این روزها جلو انداختن هاشمی است. طرحی که جواب نمی دهد. هاشمی به صورت مستقیم وارد بازی نمی شود. البته اگر این کارگزارانی ها مدام هاشمی هاشمی نکنند.

در عین حال آنها نظرسنجی های قلابی منتشر می کنند و رای کروبی را بالا نشان دهند تا او را وادار به حضور کنند. تا یک هفته پیش مطمئن نبودم که کنار رفتن کروبی آرا را به سمت میرحسین روانه می کند. اما الآن فکر کنم با بودن یا نبودن کروبی، رای میرحسین بالا خواهد بود. سبد رای کروبی هم با موسوی یکی نیست. اتفاقن با هم باشند بهتر است. ستاد کروبی این روزها مطالبات را افزایش می دهد. این افزایش مطالبات به رای کروبی چیزی اضافه نمی کند، اما فضا را برای ما بهتر می کند. ستاد میرحسین هم مجبور می شود از جلد محافظه کاری بیرون بیاید.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s