خاطرات روزانه، 6 خرداد 1388: دیدار نافرجام با حاج اکبر […]

منتشرشده: 26 مه 2012 در Uncategorized

4 شنبه 88.03.06

صبح با حجت شریفی رفتیم پیش دکتر تاجیک. قرار بود یک اسپانسر به ما معرفی کند. مردی تقریبن 50 ساله، لوتی حاجی بازاری و از این جنس آدم هایی بود که هیاتی کار می کرد. اسمش را پرسیدم، گفت به من بگو حاج اکبر. گفتم حاج اکبر چی؟ گفت همون حاج اکبر.

نیازهایمان را گفتیم و قول داد همه را تامین کند. در مورد امکانات ما پرسید و توانایی هایمان. من یک سری توضیحات دادم از تعداد اعضای ستاد و کارهایی که کردیم. یک تیکه انداخت که مثلن داریم بلوف می زنیم. بهش گفتم اینجا و تو اتاق نمی تونی همچین حرفی بزنی، اگر دوست داری یک سر بیا ستاد ببین چه کار می کنیم.

پیشنهاد داشت به مردم در میدان های تهران شربت بدهیم. گفت که هزینه اش را هرچه باشد تامین می کند. همینطور پارچه سبز و پوستر و …. در نهایت هم قول 500هزار پوستر را داد.

با دکتر تاجیک در مورد طرح روستاها صحبت کردم و اینکه اولن نباید دیر شود و دومن هم هزینه اش از عهده ما خارج است و حتمن باید ستاد تامین کند. هزینه آن را هم نقدی نمی خواهیم، فقط ستاد وسیله رفت و آمد و یک وعده غذای بچه ها را در بیشتر از 3 هزار روستا تامین کنند. برنامه اش را هم ما می توانیم بدهیم. قول داد با دکتر بهزادیان نژاد در این مورد صحبت کند.

بعد از جلسه رفتم ستاد. سعید زنگ زد که عماد بهاور را گرفته اند. عماد عضو شورای مرکزی ستاد 88 و همچنین هسته مرکزی پویش موج سوم بود. هرچند بیشتر با بچه های موج سوم کار می کرد. قرار شد شهاب یک مصاحبه کند و روی سایت بگذاریم.

در ستاد بودم که حجت تماس گرفت. گفت می دانی که امروز با چه کسی جلسه داشتی؟ گفتم حاج اکبر را می گی دیگه. جواب داد که او […] بود، همان کسی که […].

بعد از ظهر جلسه هیات اجرایی داشتیم در ساختمان به آفرین. من جریان جلسه امروز با دکتر تاجیک را توضیح دادم و همینطور توضیحاتی را که حجت در مورد […] مطرح کرده بود. البته حجت خودش هم حضور داشت. در نهایت تصمیم گرفتیم کمک مالی او را قبول نکنیم. من هم به دکتر تاجیک اطلاع می دهم. به قول رضا شریفی شرایط امروز را ببین که قاتل و مقتول ([…] و دولت آبادی) همزمان از میرحسین حمایت می کنند.

در مورد طرح روستاها هم صحبت شد. شهاب گزارشی از دیدار روز گذشته شان با رضا جلایی پور داد. این طرح در نهایت به عنوان برنامه مشترک ستاد 88 و پویش موج سوم اجرا خواهد شد.

در مورد برنامه 18 خرداد هم صحبت کردیم. هنوز در مورد ترکیب برنامه که به صورت برنامه متمرکز در یک قسمت تهران یا برنامه خیابانی باشد به تصمیم مشترک نرسیدیم. هرچند برنامه خیابانی بیشتر مورد نظر بچه ها بود. اما برنامه ریزی اش سخت است.

ساجده کرمی آمد. یک سری طرح های امام، میرحسین و خاتمی را از او خواسته بودم که با عنوان «سلام بر سه سید حسینی یا فاطمی» بزند. البته آقای خاتمی «سید حسنی» است، اما برای جور شدن قافیه گفتم «سه سید حسینی» بزند. چند تایی هم عکس به او داده بودم که با ترکیب آنها کار کند. از یکی، دو تایشان خیلی خوشم آمد. قرار شد پوستر اینها را هم تهیه کنیم. ساجده دختر خیلی بااستعدادی است. علی شیخ هم البته یک طرح خیلی خوب زده بود. طرح علی را قبلن داده بودم و پوسترش را زده بودیم. در طرح علی، خاتمی در قنوت و موسوی هم در کنارش است و امام هم در گوشه سمت راست در حال نگاه کردن به این دوست. هرچند ایراد طرح علی این بود که نگاه چشم میرحسین باید به سمت چپ می بود. اما در این طرح وسط و سمت راست است. من بعد از اینکه پوسترها را دیدم، به این نکته پی بردم.

امیر سیدین پیشنهاد داشت که یک سری طرح از ترکیب آقای خامنه ای، موسوی و خاتمی هم داشته باشیم. قرار شد خودش پیگیر آنها باشد.

طرح از علی شیخ

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s