خاطرات روزانه، 5 خرداد 88: برنامه تبلیغات روستایی، موکول به تصمیم ستاد موسوی

منتشرشده: 25 مه 2012 در Uncategorized

3 شنبه 88.03.05

صبح زود بیدار شدم برای رفتن به دفتر دکتر تاجیک. ساعت 7 اما دکتر زنگ زد و خواست به جای ساعت 7، ساعت 10 بروم. آخه دکتر این رو دیشب می گفتی یه ذره بیشتر می خوابیدم صبح.

در هر صورت ساعت 10 رفتم دفترش. در مورد برنامه 18 خرداد صحبت کردم و اینکه می خواهیم همانند 2 خرداد یک برنامه سرتاسری در کل ایران داشته باشیم. دغدغه ما اما الآن تهران است. دو تا نظر هم وجود دارد. یک برنامه شبیه 2 خرداد در یک استادیوم در جنوب شهر یا یک سری برنامه های خیابانی در کل تهران و البته شهرستان ها. اولی متمرکز تر و با برنامه تر است، اما دومی گسترده تر می شود. دکتر تاجیک در هر دو مورد قول همکاری داد.

در مورد پول هم گفت که برایمان یک اسپانسر دارد که کارها را انجام دهد. قرار شد فردا با او قرار بگذارم. از من هم خواست که تمام کارهای جوانان مرتبط با او پس از هماهنگی من اجرا شود. از محذوریت هایم در ستاد 88 گفتم و اینکه هر وقت او بگوید در خدمتش خواهم بود. اما مسئولیت های اینگونه برای کارهای دیگران را به من ندهد بهتر است؛ چون وقت نمی کنم. پذیرفت اما تاکید کرد که مرتب با او در ارتباط باشم. گفتم چشم. در مورد جلسه دیروز بچه ها و دیدارشان با بهزادیان نژاد هم گفت و اینکه که گفته بود من هم بیایم. گفتم که دیر خبردار شدم.

شهاب تماس گرفت. گفت که اگر ستاد موافقت کند برای برنامه روستاها نامه مشترکی به همراه رضا جلایی پور به عنوان سخنگوی موج سوم نوشته شود و افراد ستادها را برای کار در تبلیغات روستایی بسیج کنیم. نظر من را می خواست که گفتم نامه مهم نیست، ما اول و قبل از هر چیز باید تایید مالی ستاد را داشته باشیم. هزینه این طرح کم نیست و از عهده ما هم بر نمی آید. اگر این تامین شد یک نامه دو خطی هم اگر بنویسد می توانیم کل ستاد را بسیج کنیم. قبول داشت و از قرار خودش با شریف زادگان در این مورد گفت.

سعید تماس گرفت. ستاد قرار گذاشتیم. کمی صحبت کردیم راجع به دکتر تاجیک و کمکی که می تواند به ما بکند. در مورد جلسه امروز و طرح روستاها هم که با رضا جلایی پور داشتند صحبت کرد. در مورد نامه مشترک رضا و شهاب گفت که من هم از صحبتم با شهاب گفتم. سعید هم قبول داشت که اگر ستاد کمک نکند، ما از لحاظ مالی نمی توانیم بودجه اش را تامین کنیم. فرستادن حداقل 20 هزار نفر به روستاها در دو تا پنجشنبه و جمعه کار راحتی نیست.

سعید در عین حال […] گلایه کرد؛ همینطور از […] که کار نمی کند و فقط به دنبال زد و بند است. گفت که […]

حجت شریفی تماس گرفت. می گفت که رفته بود سازمان زیباسازی شهرداری و آنها هم برای پخش کلیپ و در اختیار قرار دادن پارک ها به او قول همکاری داده بودند. گفت که برنامه اولشان احتمالن در پارک فدک خواهد بود.

با احسان در مورد تدوین برنامه 2 خرداد صحبت کردم. گفت که دیگر تا فردا حتمن نهایی می شود. قرار شد دو قسمت باشد، قسمت اول پخش کلیپ ها و صحبت های افراد و فضا و جو سالن، قسمت دوم هم بخش های مهم سخنرانی خاتمی و مخصوصن حمایت او از میرحسین.

هیلا صدیقی تماس گرفت. کمی در مورد آهنگ ها صحبت کردیم و اینکه باید در تیراژ بالا منتشرش کنیم.

ضرغامی از دفتر دکتر منوچهری، معاون سیاسی ستاد تماس گرفت. می خواست یک قراری بگذاریم. گفتم که هر وقت اقلام تبلیغاتی را تهیه کردید، به من بگوید بیایم سر راه بردارم و آنجا با هم صحبت کنیم. وگرنه وقت ندارم در مورد سفره خالی چونه بزنم. یک ذره تند صحبت کردم، فکر کنم ناراحت شد. ولی اعصابم را خورد کرده اند اینها. بگو یه جو خلاقیت، در این ها نیست. ضرغامی که فکر می کند مدیرکل یک شرکت دولتی است. منوچهری هم که قربونش برم. شریف زادگان، شهاب را یک بار با منوچهری دیده بود و بعدش با خنده به شهاب گفته بود که به کاهدون زدی، از اونها چیزی گیرت نمی آید و نمی توانند کمکت کنند. خب تو که این را می دانی که طرف این کاره نیست، آخه چرا مسئولیت بهشان می دی. هرچند […]

طرح پرچم برنامه وحدت سبز، با همین تم شال، مچ بند، سربند، سی دی و … هم تهیه شد – طرح از ساجده کرمی

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s