خاطرات روزانه، 4 خرداد 1388: دیدار با نظری از وزارت اطلاعات

منتشرشده: 24 مه 2012 در Uncategorized

2 شنبه 88.03.04

صبح از دفتر امین زاده تماس گرفتند و گزارش کارهایمان را می خواستند. ترانه و کلیپ ها. قرار شد نسخه اول کلیپ برنامه 2 خرداد را تا فردا به ستاد بدهم.

ساعت 2 جلسه داشتم در ستاد به آفرین. نزدیک ستاد بودم که ایمان ارجمندی تماس گرفت. از یک قرار خیلی مهم گفت با یک فرد خاص. پشت تلفن توضیحی نداد و از من خواست که حتمن بیایم. رفتم […] فردی به نام نظری از بچه های وزارت اطلاعات آمده بود – احتمالن اسم مستعار است – و در مورد صیانت از آرا به ما پیشنهادات عملی داشت. توصیه کرد که خیلی آنرا جدی بگیریم. گفت که احمدی نژاد با طرحی به نام «شتاب» برای خودش 20 میلیون رای تصور می کند و 50 خانه در تهران هم مامور پر کردن صندوق ها به نفع احمدی نژاد هستند. صتدوق های سیار هم آمارشان 10 برابر شده است. نظری در مورد خودش می گفت که […] توصیه کرد که انیمیشن بسازیم و بچه ها را توجیه کنیم که سر صندوق ها از هرگونه درگیری خودداری کنند. در مورد «آقا» هم اعتقاد داشت که ایشان از احمدی نژاد حمایت می کند و مطلوب اوست.

من هم در مورد تحلیل های مدیریت بحران خودمان و تلاش برای حضور «احمدی نژاد و موسوی» و «احمدی نژاد و محسن رضایی» در دور دوم صحبت کردم که در حالت دوم ممکن است بخشی از رای تشکیلاتی به نفع محسن رضایی ریخته شود. این البته مستلزم رای پایین موسوی است که با جوی که این روزها وجود دارد رای میرحسین خیلی امیدوار کننده است. امروز در تبریز 50 هزار نفر به استقبال از مهندس رفته اند. در این مورد نظر مثبت یا منفی نداشت، اما گفت که می داند جنتی شدیدن مخالف موسوی است. در  شورای نگهبان هم، او و یزدی به صلاحیت میرحسین به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری رای ندادند؛ جنتی و یزدی، حمایت شخصی مهدوی کنی را هم دارند و او هم از احمدی نژاد حمایت می کند. هرچند مهدوی کنی نتوانست رای دو سوم 3/2 جامعه روحانیت را برای حمایت از کاندیدایی خاص بدست آورد و مجبور شد با نظر شخصی حمایتش را از احمدی نژاد اعلام نماید.

بعد از جلسه با ایمان طلوع و ارجمندی رفتیم ستاد به آفرین. سارا مهدوی آمده بود. کمی به همراه ریحانه طارمی با او صحبت کردیم. قرار شد کمکمان کند. یکی از دوستان علی شیخ آمد. پیشنهاد آهنگی داشت و حاضر است خودش بخواند. قرار شد برای ما یک مدل بیاورد.

بهاره، پیمان و احسان مشغول کار تدوین دوم خرداد بودند. خیلی زحمت می کشند، به دفتر امین زاده قول دادم یک نمونه اولیه تا فردا آماده کنم.

داود روشنی آمد و درخواست طرح «هدبند» داشت. یک نمونه از طرح های ساجده کرمی را به او دادم. می گفت که برای تکثیر سی دی هم مقداری پول تهیه کرده است. یک طرح سی هم به احسان گفتم و زد و دادم به داود.

به ضرغامی چند بار زنگ زدم برای اقلام تبلیغاتی برنامه فردا. گفت که می رساند. من هم توضیح دادم که اگر اقلامی نباشد از کار هم خبری نخواهد بود. دکتر منوچهری، معاون سیاسی ستاد تماس گرفت. در مورد قیمت سی های و مابه التفاوتی که ما باید پرداخت کنیم پرسید. جواب دادم که ما رقمی پرداخت نمی کنیم. تا فردا هم اگر اقلام تبلیغاتی نرسند نمی توانیم برنامه اول وحدت سبز را اجرا کنیم. در مورد سی دی ها ناراحت شد که من زیر قولم برای پرداخت پول زدم. ولی واقعن هیچ راه دیگری نداشتم. می خواستیم سی دی هایمان برای مراسم دوم خرداد آماده شود و این تنها کاری بود که می توانستم بکنم. فقط مانده ام اینها پیش خودشان چی فکر می کنند که می گویند نصف پول را شما بدهید، نصفش را ما می دهیم. خدا رحم کند به ما اگر میرحسین رئیس جمهور شود و اینها مسئولیتی بگیرند. این همه کار می کنیم آقا تو اتاق نشسته و فقط حرف مفت می زند و آخرش هم گدایی دو، سه میلیون را می کند.

علی همدانی تماس گرفت. جام جم با هم قرار گذاشتیم. در مورد آهنگ رپرها گفت و اینکه مشغول کارشان هستند. شایا، آتیش، 22AFM هم … می خوانند. قرار شد برای جمعه یا شنبه هم قرار بگذاریم که من بروم سر ضبط.

امین آزاد تماس گرفت. گفت که در تبریز غوغا بود و 50 هزار نفر برای استقبال از میرحسین به استادیوم تختی رفته بودند. در عین حال از خودش هم گفت که مورد ضرب و شتم عوامل گروه فشار قرار گرفته و با گاز فلفل نوازش شده است. یک تیکه ای بهش انداختم که حقت است این قدر برای من دان 2 و دان 3 تکواندو و کاراته و اینها را نکنی. به بهروز شجاعی زنگ زدم و از او خواستم تا خبر را در یاری کار کند.

ساعت 9:45 صحبت های احمدی نژاد را شنیدم. سیاه نمایی علیه دولت قبلی و سفیدنمایی برای دولت خودش. رفتم ستاد قطیریه. نیما فاتح از امین زاده می خواست جواب او را بدهد. با امین زاده در مورد چاپ اقلام صحبت کردم. 50 هزار پوستر امروز از چاپخانه تحویل می گیریم. 100 هزار دیگر بود که دیروز خود ستاد گرفت. 10 هزار پوستر هم امروز از آقای محمدی تحویل گرفتیم که تاجیک معرفی کرده بود. اما التماس دعا داشت برای پول کاغذش. گفتم که اگر به ما پولی دادند ما هم برای شما کنار می گذاریم. به تاجیک هم زنگ زدم جریان پول را گفتم. جواب داد خودش با او هماهنگ می کند. گفت که فردا صبح بروم دفترش. همان ساعت 7 صبح.

با ریحانه طارمی صحبت کردم برای هماهنگی کارها. یک قسمت را هم خودش پیگیری می کند. دکتر خانیکی و عطریان را در ستاد دیدم که با هم صحبت می کردند. خانیکی از من خواست به آنها ملحق شوم و گفت که در حال صحبت در مورد پایان نامه فوق لیسانس من است که در مورد تحلیل گفتمان کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری نهم بود. عطریان هم نمونه ای خواست. گفتم که به او می دهم.

به سعید نورمحمدی زنگ زدم و در مورد طرح روستاها صحبت کردیم. قرار شد که عطا تهرانچی یک گزارش مقدماتی در بیاورد و بعد هم با بچه های موج سوم دیداری داشته باشیم که آنها هم به ما کمک کنند.

امیدی تماس گرفت. قرار شد سی-دی اصلاح شده ترانه ها را برایم بفرستد.

یک نفر از طرف سعید ا.. بداشتی تماس گرفت و گفت که پوستر می خواهند. به سعید رئوفی گفتم و قرار شد یک سری با آرم ستاد 88 برایشان بفرستد. ساعت 12 شب رفتم پیش علی شیخ برای طرح ها. امین زاده طرح های سیاه و سفید یا حداکثر 2 رنگ می خواست. سه طرح مشخص کردم که اینطوری بزند.

سخنرانی موسوی در دانشگاه تهران، در سمت راست دکتر حبیبی، دکتر توفیقی و دکتر معین دیده می شوند. در سمت چپ، حسن سربخشیان که عکس می گرفتی همه عمر، دیدی که چگونه عکس این حسن گرفت – عکس از احسان ملکی

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s