خاطرات روزانه، 2 خرداد 88: یک نفر آمده تا باز کند پنجره ها را

منتشرشده: 22 مه 2012 در Uncategorized

شنبه 88.03.02

از صبح رفتم ستاد برای اینکه همه وسایل آماده باشند برای برنامه امروز که سالگرد 2 خرداد است. یک سری وسایل را از صبح با صفری فرستادم استادیوم. پیمان، احسان و بهاره هم آمدند و دوربین ها را تحویل گرفتند و زودتر رفتند. همینطورآقایی به نام پیامی که می گفت با صدا و سیما کار می کرده و تمایل دارد که با ما همکاری کند. بچه ها گفته بودند که مواظب بچه هایی که نمی شناسیم باشم، شاید از وزارت اطلاعات آمده باشند برای سرک کشیدن به کارهای ستاد. من هم گفتم که نمی توانم ذهنیت آدم ها را بخوانم. ضمن اینکه ما چیزی برای مخفی کردن که نداریم. حالا اگر هم کسی واقعن برای رصد کردن کارهای ما بیایند، اتفاقن بهتر است که مطمئن شوند. به همین دلیل هم برای آنها هم دوربین آفیش کردم و از بچه ها خواستم که برای آنها هم کارت صادر کنند. ضمن اینکه می توانیم کارشان را هم ببینیم که اگر خوب بود از فعالیتهای شان استفاده کنیم.

خودم مقداری دیر تر رفتم. پوسترها را یک سری از اشکان تحویل گرفتیم، اما بقیه را فرستاده بودند دفتر ستاد. دوباره برگشتم ستاد تا پوسترها را بردارم. سی دی ها هم تقریبن کاملن آماده شده اند. فاطمه عرب سرخی تماس گرفت. گفتم که دارم می روم استادیوم  12 هزار نفری آزادی و اگر بخواهد می توانم بروم دنبالش. با هم برگشتیم استادیوم آزادی. کمی در مورد ستاد و برنامه ها و مشکلاتی که در ادامه داریم صحبت کردیم. فاطمه خیلی سرحال نبود. هرچه پرسیدم چیزی نگفت.

از ظهر در استادیوم بودم. یک غرفه درست کرده بودیم و محصولات ستاد 88 را می فروختیم. ویدئو پروژکتور که برده بودیم و کلیپ ها را روی پرده پخش می کردیم. مهرک آمد، از شهاب پرسیدم که گفت امروز نمی آید.

برنامه امروز خیلی خوب برگزار شد. هرچند من بیشتر مراسم را بیرون بودم. اجرای یحیوی که عالی بود. مخصوصن مقدمه که برای صحبت های هر نفر می گوید. یک نفر آمده تا باز کند پنجره ها را، بازکند پنجره ها را… این مقدمه حضور خاتمی بود.

خاتمی هم برای میرحسین سنگ تمام گذاشت و کاملن از او حمایت کرد. از صحبت های فائزه که خیلی خوشم آمد. از معدود کسانی در خانواده هاشمی است که خیلی قابل احترام است. مرعشی هم البته هاشمی نیست، اما با اینکه به هاشمی ها نردیک است خیلی لوطی است. فائره امروز از احمدی نژاد هم به تندی انتقاد کرد و گفت که اگر دوباره انتخاب شود جوگیر می شود و دیگر فکر می کند امام زمان است. پدر شهید جهان آرا هم در حالی که روی کتش، پارچه سبزی نصب شده بود؛ حمایت خودش را از میرحسین موسوی اعلام کرد. وقتی آهنگ ممد نبودی پخش می شد کل سالن احساساتی شده بود. من خیلی احساساتی نیستم، اما چشمانم پر از اشک بود در هنگام پخش این آهنگ.

از خانواده شهدا، خانواده شهیدان همت، باکری و زین الدین هم بودند. همینطور هنرمندانی مثل کیومرث پوراحمد، داریوش مهرجویی، پگاه آهنگرانی، حمید فرخ نژاد، لیلی رشیدی، کامبوزیا پرتوی. طناز طباطبایی را هم دیدم. به شوخی گفت آروند را هم نصیحت می کردی به خاتمی رای بدهد. از فعالان سیاسی معروف البته امروز کمتر در این برنامه بودند. هر نفره به یک یا چند شهر در ایران برای سخنرانی رفته بود.

از دفتر حقوقی ستاد میرحسین، دو نفر آمدند و در مورد غرفه ما سئوالاتی داشتند. توضیحاتی دادم. گفتند که شما نباید اقلامتان را بفروشید. گفتم که ما برای تهیه اینها یک قرون از ستاد میرحسین پول نمی گیریم. به همین دلیل نمی توانیم مجانی بدهیم، باید هزینه های ما از یک جایی در بیایند. تازه خیلی ها را هم مجانی به مردم می دهیم. خواست اگر مشکلی با ستاد داریم هم بگوییم که جواب دادم سه هفته دیگر انتخابات است. ما هم وقت این حرف ها را نداریم. ضمن اینکه این ستاد آن قدر مشکل دارد که یکی، دو تا نیست و درست هم نمی شود.

استقبال مردم امروز بی نظیر بود. کل صندلی ها که پر شده بودند. پایین هم کاملن پر بود. کلیپ هایی هم پخش شد. از جمله کلیپ میرحسین – خاتمی که امین آزاد برای آن خیلی زحمت کشید.

دوم خرداد 88 – عکس از علی شیخ الاسلامی

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s