خاطرات روزانه، 28 اردیبهشت 88: شاکی شدن مهرک

منتشرشده: 19 مه 2012 در Uncategorized

2 شنبه 88.02.28

 صبح زود رفتم شرکت؛ کمی کار داشتم. بعد هم رفتم ستاد. کلیپ میرحسین و خاتمی آماده است. امین، احسان، بهاره و پیمان بودند. امین که دیشب نخوابید و تا صبح بیدار بود تا کلیپ را نهایی کند. دستش درد نکند. احسان و پیمان هم خوب کار کردند. بهاره هم روی سفرهای استانی مهندس کار می کند.

امیدی هم آمد. اصلاحی زده بود بر کار «گل مریم» و دکلمه «تبر»؛ بهتر شده است. هیلا صدیقی هم دنبال کلیپ شاعران بود. می گفت خانجانی در ستاد تهران یک نسخه می خواهد. امروز جلسه نهادهای مدنی داشتیم. بابک هم آمده بود، فعلن که کاری از اینجا در نیامده است.

وحید شعبانیان زنگ زد و آمد ستاد. بچه های نسیم سفارش کاری به او دادند و 1 میلیون و 700 هزار تومان هم داده اند برای یک کلیپ 10 دقیقه ای. اما قرار بود متریال هم بدهند اما چیزی نداشتند. زنگ زده بود و از من فیلم و عکس می خواست. یک سری از سی-دی های قدیمی خاتمی را به همراه یک سری عکس به او دادم. از بچه های نسیم خیلی گلایه داشت. می گفت کار بلد نیستند؛ در عین اینکه خیلی هم افاده دارند. فیلم هایی در مورد زنان از میرحسین می خواست که ما برای کلیپ میرحسین-خاتمی استفاده کرده بودیم. با امین صحبت کردم، اما امین گفت که خودش می خواهد برای کلیپ ها استفاده کند.

دوستان وحید به همراه خودش طرحی برای دوچرخه سواری هم داشتند از خامنه به مشهد و حرکت به سمت تهران. پرچمی را می خواهند به ضریح مبارک امام رضا مطهر کنند و روی دوش میرحسین بیندازند. پیشنهاد دادم دو تا پرچم آماده کنند و هم برای خاتمی و هم میرحسین در روز 18 خرداد که برنامه تهران داریم روی دوش این دو بیندازند. استقبال کرد. پیشنهاد هم کرد که کارهای کلیپشان را با ما هماهنگ کنند. استقبال کردم اما باید با امین هم صحبت کنم.

شهاب تماس گرفت که در جلسه تبلیغات ستاد ائتلاف برای برنامه دوم خرداد شرکت کنم. گفتم که وقت ندارم. کارهایی را که یاد انجام دهیم انجام دادم. […] شهاب هم قبول داشت. قرار شد خودش برود و این موضوع ها را هم مطرح کند.

ساعت 5 جلسه شورای سیاست گذاری داشتیم. کمی صحبت کردیم راجع به کارها. بعد هم با شهاب، سعید و سجاد رفتیم جلسه با دکتر منوچهری، معاون سیاسی ستاد. دیشب هم جلسه داشتیم که قرار شده بود کل کارها را ستاد 88 بر عهده بگیرد. بچه های دانشگاه آزاد هم بودند که در تمام واحدهای دانشگاهی می توانند برای ما سالن بگیرند. برنامه هایمان را گفتیم. قرار شد من مسئول برنامه ریزی کار باشم و سجاد و سعید در اطلاع رسانی و سخنرانی ها کمک کنند. یک کنفرانس خبری مشترک هم برگزار کنیم که شهاب و دکتر منوچهری، این کار را به عنوان برنامه مشترک ستاد معرفی کنند. آقای ضرغامی نظری داشت در مورد مشعل و آهنگ برنامه که در این مورد من گفتم باید آلبوم تهیه کنیم. وگرنه آهنگ برنامه، مثل کارهای دولتی و فقط برای ژست کار کردن است. اثری بر مخاطب از لحاظ گستره نفوذ ندارد. در مورد استان ها هم بحث شد و قرار این است که آقای ضرغامی لیست استان ها را به ما بدهد تا برنامه ریزی اش را انجام دهیم.

به حسین گوهری زنگ زدم در مورد سی-دی ها. گفت که فرستاده اند به ستاد برای بررسی نهایی.

با شهاب تا ونک رفتیم. مهرک زنگ زد، شاکی بود که چرا از ریحانه طارمی که به من معرفی کرد، استفاده نمی کنیم. هرچه فکر می کنیم یادم نمی آید کی مهرک در مورد ریحانه با من صحبت کرده بود. اما آن قدر شاکی بود که جرات نکردم بگویم تو اصلن به من این موضوع را نگفته بودی. شاکی بود از اینکه چرا حرفش زمین مانده است. به مهرک گفتم که حالا چه کار کنم؟ هرچه بگوید همان کار را انجام می دهم. گفت که فردا، پس فردا می آیند ستاد، ریحانه خیلی می تواند به ما کمک کند. قرار شد مستقیم با من کار کند. آخرش هم معلوم شد که مهرک به شهاب گفته بود. شهاب اما یادش رفته بود به من بگوید. شهاب اما از من خواست که صدایش را در نیاورم، چون مهرک حالا از دست شهاب هم شاکی می شود. من دو تا رئیس دارم، شهاب و مهرک؛ البته سه تا، سپهر پسر شهاب هم هست. J)))))))))))))

برای فردا هم تاجیک از ما دعوت کرده است  به دیدنش برویم. من نمی توانم بروم. قرار شد حجت و سعید بروند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s