خاطرات روزانه، 24 اردیبهشت 88: طرح سفیران انتخاباتی موج نو

منتشرشده: 15 مه 2012 در Uncategorized

5 شنبه 88.02.24

صبح آقایی به من نام آوات صمدی زنگ زد و گفت طرح خوبی دارد با برآورد مالی که کمک می کند مهندس موسوی رای بیاورد. این طرح را نزد چند نفر برده و در عین حال اینکه استقبال شده است اما واکنشی نشان نداده اند. از طریق حجت شریفی من را پیدا کرده است و می خواهد همدیگر را ببینیم. آمد. طرحی برای کردنشینان آورده بود. یک فیلم سی دقیقه ای است که می خواهد مهندس 12 دقیقه جملاتی را که فکر می کند مناسب است بیان نماید و در تیراژ وسیع منتشر نماید. با مرتضوی در دفتر فاتح صحبت کرده بود اما تحویلش نگرفته بودند. جملات پیشنهادی اش را داد. طرح بدی نیست. اما ما برای کارهای خودمان گیریم، یکی از ایرادهای ستاد عدم توان استفاده از نیروهای داوطلب اینجوری و طرح های حدید است. هر ستاد انتخاباتی باید یک واحد مجزا برای طرح ها و ایده های نو داشته باشد. این ایده ها، هرچند که خیلی هایشان هم پرت باشند، باز هم اگر یکی، دو طرح خوب از توی آنها در بیاید خیلی خوب است.

با فرهاد چت کردم. پیشنهاد کردم یک بمب گوگلی و یک پتیشن با عنوان «احمدی نژاد استادیوم نرو» راه بیندازد. قرار شد یک متنی برایم ای-میل کند.

صبح از ستاد تماس گرفتند برای برنامه سفیران انتخاباتی موج نو. حجت هم از من خواسته بود که بروم. با همکاری 88 انجام می شود. لوگو 88 را در برنامه هایشان نگذاشته بودند. به حجت گفتم؛ قرار شد اصلاح کنند.

با امین فلاح رفتم دفتر ستاد در «به آفرین» جای خوبی است. کامپیوترها را بردند آنجا. پوسترها را هم قبلن برده بودند. از امشب شروع به کار می کنند. از ستاد میرحسین تماس گرفتند فایل برنامه مراسم شعرا و ادیبان معاصر را می خواستند. گفتم یکی دو روز دیگر آماده می شود، برایشان می فرستم.

به حمید متقی زنگ زدم. اندیشه نو خبر مراسم شعرا و ادیبان معاصر را کار کرده بود اما اسمی از 88 نیاورده بود. گله کردم. گفت که کار او نبود. بچه های فرهنگی، بابک غفوری آذر، آنرا نوشته است. خبر مراسم و حمایت محمود دولت آبادی از میرحسین اما روی جلد خیلی از روزنامه ها بود.

با امین دفتر فردوسی هم رفتیم. جای بدی نیست. قرار شده است داود روشنی و گروهی از بچه های شهدا اینجا مستقر شوند. بچه های همدان تماس گرفتند. برنامه می خواهند کار کنند. هرچند یک سری ناهماهنگی ها با تهران دارند. برای دوم خرداد می خواهند آقا رضا یا آقا مصطفی بروند همدان. آقا رضا که سیستان است و دکتر معین هم فکر می کنم قرار است برود کردستان.

امروز تصادف هم کردم، زنگ زدم دانشگاه و اطلاع دادم که امروز نمی توانم سر کلاس حاضر شوم.

برگشتم ستاد روی برنامه ها کار کردم. روح ا.. شهسوار تماس گرفت. راجع به طرح کلاهی که در مشهد زده اند گفت. قرار شد طرحش را برای من بفرستد.

به آروند زنگ زدم. کمی راجع به انتخابات صحبت کردیم. با تقی کروبی کار می کند و می گوید طرح های خوبی برای کروبی دارد. کمی کل کل هم کردیم.

به امیدی زنگ زدم. با هیلا صدیقی رفتیم سر صدابرداری. […] را هم دیدم. کارها پیش می رود. همانجا با هیلا و امیدی در مورد «زن ایرانی» صحبت کردیم. بچه ها اما مخالفند. با صدای زن نمی توانیم کار کنیم. به امیدی گفتنم که روی یاور هم کار کند. از همتی هم خبری نیست.

امیرعلی سلطان (با سر کچل تابلو، یه چیزی بود بدتر از شهاب)، همین روزها به ما ملحق شد و خیلی به ستاد کمک کرد – عکس از علی شیخ

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s