خاطرات روزانه، 21 اردیبهشت 88: انتقاد میثم عنقائی از ستاد 88 تهران

منتشرشده: 12 مه 2012 در Uncategorized

2 شنبه 88.02.21

صبح در شهرک غرب جلسه داشتم با یک تیم طراحی که […]، معرفی کرده بود. یک سری عکس به آنها دادم و در مورد پکیج تبلیغاتی ستاد صحبت کردم. قرار شد طرح های خودشان را با پس زمینه های شاد به من ارائه دهند. در مورد کلیپ هم صحبت کردیم. قرار شد پیشنهادهایشان را تا فردا برایم بیاورند.

آقایی به نام شهسواری به همراه یک عرب ایرانی تبار که آهنگی برای خلیج فارس به دو زبان فارسی و عربی گفته بود امدند نزد من. می خواستند این آهنگ را با یک کلیپ به میرحسین بدهند. در مورد کلیپ گفتند که خودشان می توانند، اما هزینه اش 5 میلیون تومان می شود. آهنگشان خوب بود، در مورد کلیپ اما من گفتم که ما چنین پولی نداریم که بدهیم. می گفتند تلویزیون حاضر است از آنها بخرد و حتی برای کلیپ به آنها پیشنهاد داده اند که هلی کوپتر و کشتی با هماهنگی ارتش یا سپاه برایشان تهیه کنند. این دو نفر اما می گفتند که دوست ندارند با صدا و سیما کار کنند و می خواهند به ستاد میرحسین کمک نمایند. گفتم که آهنگ که آماده است، پس هزینه ای ندارد. کلیپ را هم یا شماها خودتان می توانید تهیه کنید که باز هم هزینه اش زیاد نمی شود و یا اینکه کسی برای شما تولید می کند و بازهم هزینه آن 5 میلیون نیست. ضمن اینکه ما هفته ای یک کلیپ داریم و یک قرون هم خرج آن نمی کنیم. تنها کمکی که می توانم بکنم این است که آهنگ را با کلیپی که فیلنامه اش هم باید مورد تایید ما باشد، در تیراژ نسبتن خوبی در مراسم های مختلفی که داریم منتشر کنیم. به برنامه 2 خرداد اشاره کردم که کمتر از دو هفته دیگر برگزار می شود. اضافه هم کردم که اگر فردا میرحسین رئیس جمهور شد کارتان می تواند برند شما باشد برای آینده؛ وگرنه من 5 میلیون ندارم که برای یک کلیپ بدهم. قرار شد فکر کنند و خبر دهند.

صبح به پیمان زنگ زده بودم برای عکاسی از مراسم دانشگاه آزاد. بعد از ظهر آمد و عکس هایش را آورد. طرح های ما آنجا کار شده بود و از طرح ها هم همه راضی بودند. پیمان هم عکس های خوبی گرفته بود. گفتم که یک سری عکس هارا به بچه های اندیشه نو بدهد. با حمید متقی تماس گرفتم و قرار شد پیمان برود پیش او و عکس هایش را برای چاپ به اندیشه نو بدهد.

با رازی و علی قرار داشتم. راجع به بنر مراسم فردا صحبت کردم. تا بعد از ظهر آماده می شود. پوستر میرحسین، رهنورد را هم دادم اشکان رضایی چاپ کند. با هیلا صدیقی هم چندین بار صحبت کردم برای برنامه فردا. سهیل محمودی و شمس لنگردودی هم می آيند. برنامه خوبی می شود.

رازی، دختری به اسم بهاره مرتضوی را معرفی کرد که می گفت تجربه کار تدوین دارد. برای 4 شنبه قرار گذاشتیم.مهدیه مینوی تماس گرفت و در مورد گروهی گفت که حاضر هستند کار تبلیغات انجام دهند، اما پول می گیرند. مخالفت کردم و گفتم که من خودم آخر تبلیغات هستم؛ ضمن اینکه ما برای خودمان پول نداریم. چه برسد به دیگران. با نمیا طباطبایی و اشکان اشعریون صحبت کردم. شب قرار گذاشتیم برای برنامه فردا و کارهای تصویری. به نیما هم گفتم که دوربین افیش کند.

میثم عنقائی تماس گرفت.از ستاد تهران ناراضی بود و می گفت فشل است. من هم این اعتقاد را دارم. برای 88 در کمیته صیانت، 1000 نفر را در تهران پیش بینی کرده اند. میثم نگران بود نتوانیم فراهم کنیم. من هم گفتم که در تهران خیلی مشکل داریم اما تا روز رای گیری فراهم کردن 1000 نفر برای ستاد تهران کاری ندارد.

ساعت 7 جلسه داشتیم برای برنامه فردا. بچه ها آمدند. هماهنگی های لازم را انجام دادیم. محمود دولت آبادی هم می آید. بابک هم آمد. دیروقت رفتیم خانه.

موقع برگشت تو 24 متری سعادت آباد، ماشین من افتاد توی جوی آب. نزدیک بود بد سوتی بدم، به خیر گذشت اما.

عکس ها از پیمان در مراسم دانشگاه آزاد

Advertisements
دیدگاه‌ها
  1. دوست می‌گوید:

    جالب بود آرش جان و تیترت یه خورده تخمی بود. یه جوری تیتر زدی انگار میثم عنقایی رئیس جمهور مملکت بوده

    • arashghafouri می‌گوید:

      وبلاگ در بيان خاطرات شخصي و حاوي نظرات بچه هاي ستاد است و عين همين براي ديگران هم به كار رفته است. ميثم هم مسول كميته صيانت ستاد بود

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s