خاطرات روزانه، 20 اردیبهشت 88: دیدار با رئیس ستاد میرحسین

منتشرشده: 11 مه 2012 در Uncategorized

1 شنبه 88.02.20

صبح زود جلسه کمیته راهبری شرکت داشتیم. در مورد مرکز اسناد پروژه ها و نحوه انتشار اسناد داخل شرکت صحبت کردیم. در مورد چارت سازمانی هم بحث کردیم و  تغییراتی که باید در آن داده شود. تمام موارد را در حد پیشنهاد گذاشتم و گفتم که فعلاً مسکوت بماند.

بعد از جلسه روی برنامه نهایی ستاد 88 برای ارائه به دکتر بهزادیان نژاد، رئیس ستاد میرحسین، کار کردم. پیمان یک پسربچه با انگیزه آمد پیش من. دانشجوی عکاسی است و یک سری از عکس هایش را هم آورده بود. خوش سلیقه بود. گفتم کارش را به عنوان عکاس با ستاد شروع کند.

امین آزاد تماس گرفت. کلیپ برنامه ثبت نام میرحسین را یک روزه تهیه کرده بود. برایم آورد. خیلی خوب شده است. ساعت 3 اعضای هیات اجرایی به اضافه عماد بهاور با بهزادیان جلسه داشتیم. کلیپ را هم نشانش دادیم. تعجب کرده بود که چقدر سریع کلیپ مراسم آماده شده است. سی دی کلیپ را به او دادم.

در مورد برنامه های نهایی ستاد تا روز انتخابات هم مفصل صحبت کردیم. همینطور برنامه هایی که برای 2 و 18 خرداد داریم و پیشنهاد سفرهای استانی خاتمی که البته باید با دفتر هماهنگ شود. پیشنهاد اولیه ما کرج، مشهد و اصفهان است. خاتمی البته فعلن رفته جده عربستان. شنبه می آید.

بهزادیان نژاد هم یک تنخواه 1 میلیون تومانی به ما داد به اضافه 100 هزار تومان هم برای هر منطقه تهران. در مورد چاپ اقلام تبلیغاتی هم قبول کرد که مستقیم از او درخواست کنیم. سعید رئوفی پیگیری می کند.

عماد در مورد نهضت آزادی و نیروهای ملی-مذهبی با او صحبت کرد و با توجه به اعلام حمایت دکتر سروش از کروبی در مورد ضرورت تعامل بهتر با این نیروها نظراتش را بیان نمود. ستاد کروبی از طریق کرباسچی بارها به آنها پیغام داده است و چند باری هم ملاقات داشته اند. اما از طرف میرحسین صحبتی نشده است. بهزادیان گفت که شما نگران نباشید ما پیرتر ها خودمان با هم کنار می آییم و صحبت هم شده است. عماد بهاور که عضو دفتر سیاسی نهضت هم هست پاسخ داد که در جریان هیچ صحبتی میان نهضت آزادی و ستاد مهندس نیست و رد کرد.

بهزادیان نژاد هم پاسخ داد که او جوان است و در جریان قرار ندارد. ادامه داد که به منزل مهندس سحابی رفته و نظر مساعد او را گرفته است. عماد اما گفت که مهندس سحابی فعلن با توجه به شرایط، در موضع اقلیت قرار دارد و به دلیل عدم توجه میرحسین به نهضت آزادی و نیروهای ملی-مذهبی، آنها اگر از کروبی حمایت نکنند، حداکثر سکوت خواهند کرد.

بهزادیان نژاد اما خیلی محکم روی مواضعش ایستاده بود و می گفت با آنها مشکلی نداریم و حل می کنیم. عماد دوباره در مورد نهضت آزادی پرسید؛ بهزادیان نژاد اما حرفش را در مورد سحابی تکرار کرد. من و شهاب یک نگاهی به هم انداختیم و عماد هم برای او توضیح داد که مهندس سحابی، رئیس مجمع نیروهای ملی – مذهبی است. آنها ارتباط تشکیلاتی با نهضت آزادی ندارند و اساسن دو تشکل جدا هستند. عجیب بود، رئیس ستاد میرحسین برای انتخابات ریاست جمهوری، فرق نهضت آزادی و ملی –مذهبی را نمی داند و خبر ندارد که مهندس سحابی، عضو نهضت آزادی نیست.

بهزادیان نژاد در ادامه از عماد در مورد نقش دکتر باوند در میان نیروهای ملی-مذهبی پرسید که عماد جواب داد، دکتر باوند عضو جبهه ملی است. جبهه ملی هم از اساس با نهضت آزادی و هم ملی – مذهبی ها متفاوت است.

در نهایت عماد در مورد برقراری دیداری در حد نیروهایی مانند آقایان صباغیان و برادران توسلی با او صحبت کرد و پرسید که آیا حاضر است با آنها دیداری داشته باشد. بهزادیان نژاد رد نکرد؛ اما گفت که این دیدار نباید به صورت دسته جمعی باشد و در عین حال در ستاد هم نمی تواند دیدار کنند. به صورت فردی یا دو، سه نفره و در جایی غیر از ستاد. اما من فکر نمی کنم در همین حد هم رضایت بدهد.

هرچند به نظر من حالا حمایت نهضت یا ملی – مذهبی ها اساسن چیزی را نه به میرحسین اضافه می کند و نه کم. حمایت شخص مهندس سحابی البته برای ستاد میرحسین پرستیژ دارد. اما بقیه، حمایت یا عدم حمایتشان در رای میرحسین تاثیری ندارد. افراد به صفت تشکیلاتی شان یک توانایی دارند و به صفت شخصی شان نوعی دیگر. من هیچ وقت عماد را لزومن به عنوان یک عضو نهضت نمی بینم؛ شخصیت خودش و توانایی حرفه ای اش و البته کلام معتدلش را دوست دارم. امروز اما به نظر من طرح این بحث از اساس درست نبود. شهاب هم که با من قبل از جلسه در این مورد صحبت کرد، چون دیگر تصمیمش را گرفته بود، مناسب ندانستم که نظر مخالفم را بگویم. اما اگر از قبل می دانستم حداقل توصیه می کردم که طرح این موضوع درست نیست.

بهزادیان نژاد هم مرد خوبی به نظر می رسد، غل و غش ندارد و حتمن از نظر مالی پاک است. اما مرد کار اجرایی نیست. فکر می کند در وزارتخانه یا دانشگاه کار می کند. ضمن اینکه اطلاعات سیاسی اش هم فوق العاده ضعیف است و فکر نمی کنم اساسن تحلیل درست و حسابی سیاسی هم داشته باشد. در وسط بحث ها هم از آرم ما و عنوان «ستاد ملی جوانان حامی خاتمی» ایراد گرفت. من گفتم که به هر حال ما حامی خاتمی هستیم و از این موضع از اقای میرحسین دفاع می کنیم.

بعد از جلسه کمی با بچه ها صحبت کردیم در مورد اینکه هرکاری که است باید خودمان انجام دهیم و چندان امیدی به ستاد نداشته باشیم.

غروب آروند تماس گرفت، کمی همدیگر را مسخره کردیم. او با کروبی کار می کند. اما الفبای سیاست را نمی داند، هرچند در ایده پردازی استاد است.

شب با بچه ها قرار داشتم برای برنامه سه شنبه. هیلا، سعید، شهاب، مهرک و پویا امرالهی. عنوان برنامه هم شعرا و ادیبان معاصر است. هیلا تاکید داشت که اگر بتوانیم حتمن محمود دولت آبادی را هم دعوت کنیم.

در مورد انتظامات با سعید و پویا صحبت کردم. قرار شد تا فردا ظهر لیست انتظامات را به من بدهند. در مورد ریز برنامه هم بحث کردیم و نهایی شد. هیلا هم به چند نفری زنگ زد برای برنامه.

به سجاد، حمید متقی و بهروز شجاعی زنگ زدم برای پوشش خبری مراسم. خبر آنرا هم به سایت ها با بنر فرستادم.

آخر شب بابک حقیقی آمد. کمی صحبت کردیم و با هم رفتیم خانه. از بابک هم خواستم خبر مراسم ما را در سایت کارگزاران کار کند.

بهاره مرتضوی و پیمان – هر دو از همکاران فعال دفتر تبلیغات

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s