خاطرات روزانه، 18 اردیبهشت 88: در به در دنبال عکس میرحسین و رهنورد دست در دست هم

منتشرشده: 9 مه 2012 در Uncategorized

جمعه 88.02.18

صبح ساعت 11 جلسه هیات اجرایی داشتیم. به صورت مفصل راجع به تمام برنامه های ستاد صحبت کردیم. برای برنامه دوم خرداد بحث شد که قرار شد ستاد تهران یک سری از بچه ها را برای تامین گروه های هادی و انتظامات معرفی کند. قرار شد اقلام تبلیغاتی خودمان را شامل سی دی، پوستر و … در یک غرفه ای در حاشیه برنامه به مردم بدهیم. ضمن اینکه با هماهنگی با بچه های موج سوم و حسین گوهری، کلیپ های خودمان را در دی وی دی که قرار است از طرف ستاد ائتلاف تولید شود، منتشر کنیم. پیشنهاداتی هم در مورد نحوه حضور بچه های 88 در برنامه مطرح و تصویب شد. من در مورد برنامه 18 خرداد بحث کردم. هم با توجه به اینکه نزدیک انتخابات است و هم سالگرد انتخاب خاتمی در دور دوم است. هیات اجرایی تصویب کرد که حتمن برنامه داشته باشیم. در مورد کیفیت و چگونگی آن باید بیشتر فکر کنیم. در عین حال با مصطفی طلوعی صحبت کرده بودم و بچه های موج سوم هم گویا برنامه ای دارند. من مطرح کردم که می توانیم برنامه را مشترک انجام دهیم و هیات اجرایی هم موافقت کرد.

پیشنهادی در مورد طرح پرسش خرداد مطرح شد که قرار شد عطا تهرانچی پیگیری کند تا کاندیدای ما مطرح نماید. برای برنامه فردای میرحسین که قرار است ثبت نام کند بحث شد. قرار شد ستاد تهران حداقل 88 نفر از بچه ها را برای برنامه فردا جلوی ساختمان وزارات کشور ساماندهی کند.

یک عکس از مهندس موسوی خبرگزاری مهر منتشر کرده بود که دستش در دست خانم رهنورد است. شهاب پیشنهاد کرد که این عکس را پوستر و فردا پخش کنیم. شعری هم حجت شریفی پیشنهاد داد به این مضمون

شهر خالی است ز عشاق، بود کز طرفی

مردی از خویش برون آید و کاری بکند

قرار شد من مسئول پگیری طرح و چاپ پوستر برای برنامه فردا باشم.

به احسان ملکی و امین آزاد زنگ زدم که فردا حتمن جلوی ساختمان وزارت کشور باشند. به بچه های الجزیره هم گفتم.

احسان خوانساری هم آمد راجع به جلسه دوشنبه بچه های دانشگاه آزاد در حمایت از میرحسین خبر داد. می گفت که مدیران جاسبی قول همه جوره همکاری داده اند و گفته اند که امکانات لازم را فراهم می کنند. دانشگاه آزاد می خواهد به هر قیمتی که شده احمدی نژاد رئیس جمهور نشود.

در مورد این گفتم که اگر ستاد 88 بخواهد کار کند به هر حال باید با برند 88 باشد و در پوسترها طرح ما برجسته شود. احسان خودشان عضو ستاد 88 است و مشکلی نداشت اما می گفت که نمی داند تا چه مدیران بالاتر موافقت می کنند. دانشگاه آزاد می خواهد برنامه ای در حمایت از میرحسین به صورت اختصاصی داشته باشد تا برای اهداف سیاسی خودش بعدن از آن استفاده کند؛ به همین دلیل ترجیح می دهد کمتر به سایر گروه ها امتیاز بدهد. هرچند در اعطای مجوز مراسم و در اختیار قرار دادن سالن، همکاری می کنند.

قرار شد حامد به من خبر بدهد که بعد از یک ساعت خبر داد و گفت حرف ها متناقض است. مدیران بالاتر هر کس یک چیزی می گوید، یکی با برگزاری برنامه به صورت مشترک موافق است و یکی موافق نیست. به حامد گفتم اینجوری ما نمی توانیم امکانات ستاد را در اختیار آنها قرار دهیم، تنها به اعتبار اینکه او عضو شورای مرکزی ستاد 88 است من از بچه های طراحی مان می خواهم طرح پوستر و استند و بنر و … را در اختیار آنها قرار دهند.

در مورد دانشگاه آزاد و تغییر جاسبی هم حامد گفت که هاشمی رفسنجانی بالاخره قبول کرده است جاسبی تغییر کند. آقا هم اعتقاد دارد که زمان فعالیت جاسبی در دانشگاه آزاد زیاد شده و دیگر بس است. احمدی نژاد اما می خواهد که تغییر جاسبی قبل از انتخابات باشد. هاشمی اما مخالف است؛ می گوید بعد از انتخابات که احمدی نژاد بهره برداری تبلیغاتی نکند.

با علی هماهنگ کردم برای پوستر و بنر برای حامد. قرار شد یک طرح مطابق طرح های خودمان بزند با عنوان جبهه متحد دانشجویی و من هم شب بروم پیش او. برای برنامه فردای خودمان هم گفتم که باید پوستر میرحسین و رهنورد را تهیه کنیم.قرار شد من عکس را ببرم و با هم روی آن کار کنیم. سعید رئوفی گفت که البته می تواند عکس را تهیه کند. به سعید گفتم اگر می تواند حتی عکس را از عکاس بخرد.

هیلا صدیقی تماس گرفت. سهیل محمودی برای مجری گری نهایی نشد. تا ساعت 6 دانشگاه تهران کار دارد. صحبت کردیم برای افراد دیگر. بچه های ستاد میرحسین، سید جواد هاشمی را پیشنهاد داده بودند. مخالفت کردم. هیلا هم گفت که مخالفت کرده است. برای برنامه تاکید کردم که فردا شب حتمن باید با سعید نورمحمدی جلسه داشته باشیم تا برنامه را نهایی کنیم. در غیر اینصورت من برنامه را اجرا نمی کنم. از شهاب بخواهد یک نفر دیگر مسئول اجرای برنامه شود. قول داد برنامه را تا فردا بدهد.

نقدی از بچه های قدیم دانشکده تماس گرفت. می خواست با ستاد مهندس کار کند. قرار شد دوشنبه با من یک قراری بگذارد. الآن در قسمت R&D نفت پاسارگاد کار می کند.

حسین اکبری زنگ زد که شام بیرون برویم. گفتم که نمی توانم. در مورد بهرام رادان پرسیدم که در جلسه هیات اجرایی برنامه دوم خرداد بچه ها گفته بودند برای اجرای مراسم 70 میلیون تومان خواسته است. حسین گفت که بهرام محافظه کارتر از این حرف هاست. تازه 70 میلیون هم برای او پولی نیست.

سعید رئوفی نتوانست عکس مهندس و خانم رهنورد را پیدا کند. سارا ساسانی، عکس را گرفته بود در خبرگزاری مهر. تلفن زدم، کسی جواب نداد. رفتم دفترشان آنجا هم، جز یک نفر کسی در تحریریه نبود. مجبور شدم همان عکس سایت را بفرستم برای علی شیخ و شب هم رفتم پیش او. طرح پوستر فردا را نهایی کردم، صبح زود باید بفرستم برای چاپ. در مورد طرح های حامد خوانساری هم صحبت کردم. همان تم طرح های 88 است.

شب جواد دلیری تماس گرفت. می خواست که یک روزنامه نگار حوزه دیپلماسی به او معرفی کنم. آرزو دیلمقانی را پیشنهاد دادم.

به سعید زنگ زدم برای برنامه فردا که حتمن باشد. از برنامه سخنرانی های امروز دکتر خانیکی در خوزستان گفت، 5 تا سخنرانی برایش گذاشته بود در 5 شهر خوزستان. دکتر خانیکی هم به سعید گفته بود که تو من رو استثمار کردی امروز.

عکس از سارا ساسانی، خبرگزاری مهر – طرح از علی شیخ


Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s