خاطرات روزانه، نهم اردیبهشت 88: مراسم بچه های موج سوم

منتشرشده: 4 مه 2012 در Uncategorized

4 شنبه 88.02.09

صبح زود همتی هم آمد. ترانه های جدیدش را آورد که باید یک سی-دی 6 ترکی تحویل دهیم. برای کتاب بچه هم صحبت کرد. قرار شد متن کامل آنرا بیاورد.

به حسین گوهری زنگ زدم؛ کلیپ یاور را فرستادم تا اگر شد در مراسم امروز پخش کنند. گفت که کاش زودتر داده بودم. هم باید با سالن هماهنگ شود و هم ستاد میرحسین. در عین حال اضافه کرد که سعی خودش را می کند. من هم گفتم که اگر توانستید پخش کنید.

سعید رئوفی از ستاد تماس گرفت برای پوستر ها، دستبند، پرچم های ستاد و مقداری روزنامه اندیشه نو. از او خواسته بودم برای برنامه امروز بچه های موج سوم برساند. بالاخره سعید یک قولی داد و انجام شد. به سرحدی و صفری گفتم پوسترها را از دفتر کردستان بردارند، بعد هم با ستاد هماهنگ کنند که بروند برای مراسم. علی شاه محمدی هم آمد. صحبت کردیم. حاضر است کمک کند برای تهیه فیلم مستند و کلیپ. با هم رفتیم مراسم امروز موج در سالن همایش های برج میلاد. جمعیت زیادی آمده بودند و خیلی شلوغ بود. پوسترها را بین مردم پخش کردیم. استقبال خوبی شد. من بیشتر در سالن بیرون مراسم بودم. یک غرفه کوچک داشتیم و محصولاتمان فرهنگی مان را عرضه می کردیم. پوستر، روزنامه، دستبند، پرچم، سی دی و … در این میان سی دی ها را 1000 تومان می فروختیم.

تمام پوسترها را هم در دو نوبت فرستادم تا در سالن پخش کنند. امیر تنها را دیدم. مثل همیشه مسئول انتظامات بود. از من خواست هر وقت خواستیم پوسترها را پخش کنیم به او بگویم که اجازه بدهد بچه ها به کل سالن دسترسی داشته باشند.

خاتمی و میرحسین امروز با فاصله کوتاهی از هم آمدند و صحبت کردند. خاتمی شال سبز را هم روی گردن میرحسین انداخت.

احسان ملکی آمد؛ هماهنگ کرده بودم که بتواند عکس بگیرد. او از امروز عکاس ستاد 88 در برنامه های مرتبط با میرحسین خواهد بود. از شهاب خواستم تا حکمش را به ستاد میرحسین بزند تا بتوانیم رسمن احسان را به تمام سفرها بفرستیم. رازی و علی شیخ هم البته برای عکاسی آمده بودند. اما آنها بیشتر برای برنامه های کلیپ و طراحی و هماهنگی کمک می کنند. البته عکس هم می گیرند ولی فقط در برنامه های تهران. [..] را هم دیدم آنجا.

بچه های انتظامات امروز کمی ناهماهنگ بودند. خیلی ها را نمی شناختنند. پگاه آهنگرانی را حتی اول راه نداده بودند. پگاه بعدن البته رفت تو.

دکتر معین هم امروز آمده بود؛ اما هرچه اصرار کردند، حاضر نشد سخنرانی کند. خانیکی، امین زاده و بسیاری دیگر از او خواستند اما حاضر نشد که صحبت کند.

امروز در مراسم عنوان شود که علی کریمی هم از میرحسین حمایت کرده است.

کلیپ های خوبی امروز پخش شد. آخر مراسم حسین گوهری را دیدم. معذرت خواهی کرد در مورد کلیپ؛ برنامه خودشان هم تا آخر اجرا نشد. وقت کم آورده بودند. گفتم که خودم هم درگیر کارم و ملاحظات شماها را درک می کنم.

 بهروز شجاعی هم در مراسم بود. بعد از مراسم با من و سعید شریعتی صحبت کرد و از تشکیل جمع کوچکی از بچه های رسانه ها گفت که مرتب خبرهایشان را با هم هماهنگ کنند.

نیما طباطبایی را هم بعد از مدت ها دیدم. کارهای اتاق فرمان را انجام می داد. باید با او برای برنامه های خودمان تماس بگیرم. در مورد کلیپ سراومد زمستون گفت.

آخر مراسم جلال محمد لو و عماد بهاور را دیدم با کلاه هایی که آرم موج سوم روی آن بودند. کلاه های قشنگی بودند. به بچه ها تبریک گفتم و اینکه مراسم خیلی خوب بود. جلال می گفت که صبح برای برگزاری مراسم کمی مشکل به وجود آمده بود. حتی اداره امکان تهدید کرد که اجازه برگزاری مراسم را نمی دهد. از کمیته ایثارگران ستاد، سردار مقدم زنگ زد به فرمانده نیروی انتظامی و خواست تا بچه ها را برای برگزاری مراسم اذیت نکنند.

مهدی شهسوار از مشهد تماس گرفت. در مورد سایت گفت که امروز تست می زنند و فردا اصلاحات را انجام می دهند. گفتم در جلسه با خاتمی می خواهیم فعالیت سایت را اعلام کنیم.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s