خاطرات روزانه، 3 اردیبهشت 88: عکسی از میرحسین، دست به سینه

منتشرشده: 21 آوریل 2012 در Uncategorized

 5 شنبه 88.02.03

صبح کمی روی برنامه های دفتر تبلیغات کار کردم. فردا با بهزادیان نژاد، رئیس ستاد میرحسین جلسه داریم و باید یک گزارش از ستاد هم به او ارائه کنیم. شهاب تماس گرفت، تاکید کرد که ظهر در جلسه شورای ستاد تهران حاضر باشم. گفتم که نماینده دفتر تبلیغات در ستاد تهران ایمان ارجمندی است، حضور او کفایت می کند. ضمن اینکه ما آن قدر در روز جلسه داریم که به کارهای اصلی مان نمی رسیم. به هر حال نتیجه این جلسات باید اجرایی شوند. در آخر هم گفتم که تو رئیسی، بگو بیا منم می گویم چشم. اما یک دو دو تا چهار تا کن، اگر قبول کردی، اجازه بده من کمتر تو جلسه ها باشم. شهاب گفت که اکی، اما ایمان با او تماس گرفته و گفته است که حاضر نیست در مجموعه ای تحت ریاست امیرحسین شمشادی فعالیت جدی کند. با او به عنوان رئیس مشکل دارد. البته ایمان به من هم گفته بود و من از او خواسته بودم با خود امیرحسین صحبت کند. حالا نمی دانستم این قدر جدی است. شهاب در عین حال موافقت کرد که من جلسه را نیایم. اما خواست بعد از ظهر حتمن همدیگر را ببینیم تا کمی راجع به ستاد تهران و برنامه های آینده صحبت کنیم.

از ستاد موج نو تماس گرفتند تا در جلسه ساعت 2 آنها شرکت کنم. معذرت خواهی کردم و گفتم نمی توانم بیایم. اما ساعت 4 در جلسه شورای مشاوران حاضر شدم. حمزه غالبی با مهندس رفته بود مشهد و از فضای دانشگاه می گفت که خیلی پورشور بود. بچه ها هم خوب شعار می دادند. امروز مثل اینکه گروه فشار از گاز اشک آور هم استفاده کرده بودند. جلسه شورای مشاوران امروز چندان پر بار نبود. در مورد جلوه های بصری بحث شد و برنامه دوم خرداد در شهرستان ها.

از سعید رئوفی آرم ستاد و یک سری دیگر از عکس های میرحسین را گرفتم. می گفت چند تا از محافظان خاتمی در جلسه کنگره ما اسم بچه های خودشان را داده بودند که وارد ستاد میرحسین شوند.

با شهاب صحبت کردم. کمی در مورد تهران گفت و اینکه نگران است. باید همه به امیرحسین شمشادی کمک کنیم. در مورد برنامه روز جوان پرسید که توضیحات کامل دادم و از جلسه دفتر تبلیغات و صحبتم با حمزه غالبی و سعید رئوفی هم گفتم. سعید رئوفی قرار است کارهای پشتیبانی را انجام دهد. در مورد جلسه فردا با بهزادیان نژاد هم پرسید. خواست که یک پاورپوینت از برنامه های ستاد و کارهایی که کرده ایم تهیه کنم تا در جلسه ارائه کنیم.

شب با آران که امیر سیدین برای طراحی به من معرفی کرده بود قرار داشتم. چند تا طرح پوستر دادم تا اتود اولیه بزند و طراحی کند. اما هنوز برای برچسب سی-دی و استند با کسی به توافق نرسیدم. چند تا عکس از میرحسین و طراحی های قبلی خودمان را به آران دادم که در همان سبک کار کند.

مهدی شهسوار بالاخره تماس گرفت. گله کردم از اینکه دیشب و صبح جوابم را نمی داد. معذرت خواهی کرد و گفت که سر برنامه میرحسین خیلی درگیر هستند. قرار هم بود کس دیگری Home Page را برای من بفرستد. گفت که پیگیری می کند.

آروند تماس گرفت. می گفت ساسی مانکن قرار است برای کروبی شعر بخواند. از میرحسین انتقاد می کرد و می گفت همه آلآن به دنبال کروبی هستند. جواب دادم که تو کف روی آب را می بینی رفیق. فردا برای ساعت 4 ساختمان آفتاب قرار گذاشتیم همدیگر را ببینیم. یک کافی بخوریم و کمی هم صحبت کنیم.

به حسین اکبری زنگ زدم برای اینکه ببینم می شود از هنرمندان برای برنامه روز جوان دعوت کرد یا نه. گفت که افرادی در سطح بهران رادان، برای حمایت از میرحسین پول می گیرند. گفتم اولن که حالا نه در سطح بهرام رادان، اما یک سئوالی برایم پیش آمده است، یعنی اینکه اگر مثلن احمدی نژاد هم پول بدهد از او حمایت می کنند؟ یک ذره خودم به شک افتادم در این جلسه از هنرمندان دعوت کنیم یا نه.

شب رفتم روی عکس هایی که از سعید رئوفی گرفته بودم کار کردم. دنبال یک عکس از میرحسین می گشتم که حرکت داشته باشد. یعنی یک پیامی را برساند تا آن را با عکسی از خاتمی ترکیب کنیم و به عنوان طرح اصلی ستاد استفاده نماییم. از مجموعه حرکت های میرحسین، تنها حرکت او که ذاتن دارای معنی است دست های او روی سینه است. خیلی ناخودآگاه در چند عکس تکرار شده است. یادم می آید در جلسه ای که با او داشتیم هم چند باری دست هایش را روی سینه اش گذاشته بود. یاد قدیم ها می افتادم و یک معلمی داشتیم به نام آقای علوی. او هم همه اش دست هایش روی سینه بود. آن روز به این حرکت او فکر نکرده بودم. الان اما به نظرم می توانیم از این ژست دست به سینه میرحسین یک حرکت درآوزیم. نوعی دست به سینه در برابر مردم و نماد خدمتگذاری. باید پیشنهاد آن را به آران می دادم. فردا با علی شیخ هم قرار دارم. می خواهم در مورد طرح ها با او هم صحبت کنم.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s