خاطرات روزانه، 31 فروردین 1388: امیرحسین شمشادی رئیس ستاد تهران شد

منتشرشده: 19 آوریل 2012 در Uncategorized

2 شنبه 88.01.31

صبح زود بیدار شدم. شهاب دیروز از بی برنامه گی ستاد گلایه داشت. یک برنامه مقدماتی نوشتم و صبح برای جلسه هیات اجرایی ستاد 88 رفتم دفتر زمانی قمی که مسئول ستادهای مردمی حمایت از میرحسین شده است.

جلسه با انتقاد از بی برنامه گی ستاد میرحسین آغاز شد. قرار شد فارغ از ستاد مرکزی، برنامه های خودمان را نهایی کنیم. سجاد سالک مسئول برگزاری دوباره جلسه روزنامه نگاران شد. برای روز جوان هم یک برنامه تریبون آزاد در صورت امکان در ستاد موسوی خواهیم داشت. شهاب از من خواست تا مسئول اجرای برنامه بشوم.

در مورد برنامه سالگرد دوم خرداد صحبت کردیم. شهاب گفت که امین زاده در ستاد ائتلاف اصلاح طلبان مسئول برگزاری برنامه است و سمیه توحیدلو هم مامور هماهنگی اجرای برنامه توسط گروه های جوان اصلاح طلب خواهد بود. با اینحال برنامه ستاد فقط در تهران است. ما باید برای برگزاری برنامه در 30 استان برنامه ریزی کنیم. سعید مسئول هماهنگی های می شود. مصطفی طلوعی از بچه های موج سوم البته مخالف محوریت سمیه توحیدلو برای برنامه دوم خرداد بود. بچه های 88 هم در نظر مثبتی نداشتند.

در مورد طرح صیانت از آرا هم بحث شد. من پیشنهاد دادم که عنوان «صیانت از آرا» به «پاسداران رای» تغییر کند. […] از گروهی گفت که آمادگی کمک به ما برای اجرایی شدن این طرح را دارد. قرار شد طرح بیاورد.

در مورد خبرنامه هم بحث کردیم که دوباره راه اندازی شود. شهاب پیشنهاد داد نفیسه زارع کهن، همسر حجت، سردبیر باشد. من مخالفت کردم و گفتم که بهتر است حمید متقی همچنان سردبیر بماند. شهاب به خاطر مواضع حمید در مورد بیانیه حمایت از میرحسین و اینکه در سایت رویداد و روزنامه اعتماد کار نکرده اند هنوز از حمید دلخور است و مخالف بود. می گفت با حضرتی صحبت کرده است و گفته که بچه های شما – منظورش معصومه ستوده، همسر حمید بود – خبر را از صفحه درآورده و گفته اند که این مواضع ستاد نیست. شهاب با آقا مصطفی هم صحبت کرده است. او هم گفته بود که حرفی نداشته است که در سایت رویداد کار نشود. شهاب اعتقاد داشت که حمید ممکن است برای خبرنامه هم مواضع شخصی اش را دخالت می دهد. من گفتم که کارش اشتباه بوده است، من هم دیروز با او صحبت کردم و قبول دارد. در عین حال حرف درستی هم زد که در روزنامه اعتماد خانمش مسئول صفحه است و آنها در کار حرفه ای روابط شخصی شان را دخیل نمی کنند. از این بابت حرفش منطقی است.

به شهاب تاکید هم کردم که همه این ها به این معنی نیست که کار تو هم خیلی درست بود. تو هم اشتباه کردی. حالا هم نباید مسئولیت را از او بگیری. ضمن اینکه در دفتر تبلیغات، حمید متقی از بچه های پای کار است. سجاد سالک هم قبول داشت و عین همین نظر را در کمیته اطلاع رسانی عنوان می کرد. دو تا سعید و سجاد هم موافق بودند. در نهایت قرار شد من و سجاد با حمید صحبت کنیم و او هم قول بدهد که مواضع شخصی اش وارد خبرنامه نشود.

در مورد تهران هم صحبت کردیم. بعد از استعفای بابک حقیقی تهران کلن فشل شده است. هرچند امیرحسین و حجت کارهای روزانه را انجام می دهند، اما هماهنگ نیستیم و اصلن ستاد تهران نداریم. در مورد رئیس تهران بحث شد. شهاب به من گفت که مسئولیت تهران را بپذیرم. گفتم که وقت نمی کنم. همین الان هم وقت کم می آورم اما شهاب گفت که اگر هم وقت نداری، حتمن باید در شورای ستاد تهران حضور داشته باشی. گفتم چشم. در مورد بقیه بچه ها هم بحث کردیم. نظر شهاب اول روی حجت بود. اما من و سعید مخالفت کردیم. من گفتم که حجت به اندازه کافی خوب هست و برای تهران هم کار می کند اما از آنجاییکه امیرحسین شمشادی قائم مقام رئیس ستاد در تهران بوده است، مسئولیت تهران با استعفای بابک، اول باید به امیرحسین پیشنهاد شود. اگر پذیرفت، حجت می تواند به او کمک کند در غیر اینصورت خود حجت مسئول شود. شهاب این نظر را قبول کرد؛ در مورد دفتر تبلیغات ستاد تهران هم بحث کردیم و قرار شد ستاد تهران با تبلیغات مرکز هماهنگ باشد و نماینده تبلیغات تهران، عضو دفتر تبلیغات شود.

ساعت 7 جلسه شورای تهران ستاد 88 را داشتیم. بعد از صحبت های صبح و پیشنهاد من برای مسئولیت شمشادی، شهاب با او صحبت کرده بود و او هم تمایل به ریاست تهران داشت. در مورد دفتر تبلیغات که برنامه اصلی من بود بحث کردم که دیگر نیازی به واحد جدایی به نام دفتر تبلیغات در تهران وجود ندارد. یک رابط انتخاب شود که او هم در دفتر تبلیغات مرکز حضور خواهد داشت و کارها را پیش می برد. من هم برای این رابط ایمان ارجمندی را پیشنهاد کردم. حجت و امیرحسین بر تشکیلات اتاق فکر جدا از دفتر تبلیغات تاکید داشتند، اما پیشنهاد من بر اساس محتوای دفتر تبلیغات و برنامه ریزی کارکرد همسان این دو بود. اتاق فکر هم فقط اسم است. همه مان به اندازه کافی فکر می کنیم، یکی باید کار کند.

بعد از جلسه با ایمان، سعید نورمحمدی و سعید رئوفی برگشتیم. سعیدها را در ستاد میرحسین پیاده کردم. سعید رئوفی  قرار بود سی-دی عکس های میرحسین را به من بدهد که رفت اما پیدا نکرد. قرار شد فردا صبح بفرستد. با ایمان تا ونک رفتیم. در مورد باشگاهی به نام شهروندان مدیر صحبت کرد و اینکه من هم فعال شوم و وارد حوزه های اجتماعی گردم. پیشنهاد فعالیت در مدیریت دانش داشت. مجموعه ای است که افرادی مثل نجفی، فائزه هاشمی، ثانی نژاد، جهانگیری و … در آن فعال هستند. نظر من این بود که بدون حضور در ساختار قدرت امکان فعالیت در نهادهای غیردولتی NGO ها سخت است و حتی حکومت برخورد می کند. مدلی شبیه قدرت گیری حزب عدالت و توسعه در ایران قابل پیاده سازی نیست. حاکمیت فعلی این اجازه را به ما نمی دهد. ایمان اما می گفت بچه های پای کار سیاست در امروز اکثرشان از دل نهادهای مدنی بعد از سال 76 بیرون آمده اند. ما می توانیم در این باشگاه فعال سیاسی با دغدغه های اجتماعی تربیت کنیم که به کار سازمانی اعتقاد داشته باشند. همین ها هم می توانند در احزاب فعالیت کنند. مدل خوبی است اما باید برای بعد از انتخابات بیشتر روی آن بحث کنیم.

شب جلسه داشتم با امین آزاد، حمید لطفی و اشکان اشعریون. برای کارهای گرافیک و کلیپ. این بچه ها الآن با ستاد میرحسین هم کار می کنند. قرار بود قبلاً که کارهایشان را با من هماهنگ نمایند. اما اینگونه نشده است. طبیعی هم هست. ستاد میرحسین نامزد ریاست جمهوری دارد و ما کمی در انفعال قرار داریم. این اتفاق در استان ها هم کم و بیش می افتد.

با سعید رئوفی و نورمحمدی صحبت کردم برای هماهنگی جوانان میرحسین با ستاد ستاد 88. عملن هم اینگونه می شود. ستادهای تهران میرحسین را همان ستادهای تهران 88 تشکیل خواهند داد. در مورد استان ها با یک نسبت بالا و پایین همین می شود.

شب ساعت 11 هم رفتم پیش شهاب در این مورد با او صحبت کنم. شهاب پیشنهاد داشت که ما این کار را با رئیس ستاد که جمعه با او دیدار داریم انجام دهیم. من اما گفتم که کار از دل جوانان کار بیرون می آيد. رئیس ستاد که کار نمی کند. با رئیس ستاد هم اگر صحبت کنیم باز هم باید با جوانان کار کنیم. برای برنامه های مشترک هم اصل در ستاد با جوانان ستاد خواهد بود. قرار شد فردا شهاب با سعید در این مورد صحبت کند که وضعیت ما در استان ها چطور است. آن وقت تصمیم گیری کنیم.

شهاب در مورد طرح نظرسازی بهاره آروین پرسید. گفتم یک گزارش چهارشنبه به او می دهم. فردا می روم اراک و چهارشنبه می توانیم یک جلسه داشته باشیم.

امروز خبری داشتیم که کروبی با یک سری از هنرمندان دیدار کرده بود. یکی از آنها هم ساسی مانکن بود. جالب است.

شب به رضا همایی زنگ زدم و جلسه فردایمان را به چهارشنبه موکول کردم. معذرت خواهی کردم و گفتم که فردا تهران نیستم.

بابک حقیقی رئیس کانون جوانان حزب کارگزاران و اولین رئیس ستاد 88 تهران - بابک در فرودین ماه استعفا داد اما در دفتر تبلیغات همچنان فعال بود

Advertisements
دیدگاه‌ها
  1. ali می‌گوید:

    فکر کنم نام خانم ستوده که توی روزنامه اعتماد کار می کرد وهمسر آقای متقی هم هست«معصومه» است. نسرین ستوده وکیله وسنش همه به آقای متقی نمی خوره!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s