خاطرات روزانه، 29 فروردین 1388: جلسه شورای مشاوران ستاد میرحسین

منتشرشده: 16 آوریل 2012 در Uncategorized

شنبه 88.01.29

ساعت 2 صبح رسیدیم تهران و مستقیم از فرودگاه رفتم شرکت. به خانم لطفی گفته بودم کارتابل من را روی میز بگذارد. یک خرواری می شود. تا صبح روی کارهای عقب مانده ام کار کردم.

نجفی از ستاد 88 اصفهان تماس گرفت برای بنر و شعار ستاد با توجه به حضور میرحسین. گفتم یک هفته ای به من وقت بدهد. با شهاب تماس گرفتم برای برنامه های امروز. ساعت 6 جلسه شورای مشاوران جوان میرحسین است، همانجا راجع با فعالیت مجدد دفتر تبلیغات و حضور نفرات جدید هم صحبت می کنیم. از […] خیلی ناراحت بود […]

ساعت 6 رفتم دفتر میرحسین در خیابان فاطمی، کوچه میرهادی. ساختمان خوبی است. بچه ها می گفتند که روزی یک میلیون تومان اجاره اش است. یک ساختمان 5 طبقه با اتاق های تفکیک شده. من اگر قرار بود ساختمانی برای یک ستاد انتخاباتی بگیرم، یک ساختمان مسطح Flat می گرفتم که همه در یک طبقه با مساحت بزرگ کار کنند و در دید همدیگر باشند.

جلسه امروز با یک ربع تاخیر برگزار شد. حمزه، شهاب، سعید رئوفی و نورمحمدی، مهدی شیرزاد، رضا جلایی پور، عماد بهاور، سمیه توحیدلو، پازوکی، منشوری و سحرگلکاری هم حضور داشتند. چند نفری دیگر هم بودند که من نمی شناختمشان. یکی از آنها، پسری تقریباً 30 ساله بود که دکتری علوم سیاسی می خواند. بچه تیزی به نظر می رسید. دیدگاه های خوبی هم ارائه کرد. رضا شریفی و عموزاده خلیلی هم با تاخیر آمدند. حمزه غالبی دستور جلسه را برای دیدار فردای میرحسین با ستادهای دانشجویی شان مطرح کرد و از ما خواست اگر پیشنهادی برای مطرح شدن داریم ارائه کنیم. من در ارتباط با ادبیات کنشی و تهاجمی صحبت کردم و اینکه مهندس باید با تضمین صحبت کند. به عنوان مثال بگوید که من آزادی های سیاسی و صنفی را در دانشگاه تضمین می کنم. از دانشجویان ستاره دار شده در دولت نهم اعاده حیثیت می کنم و حق آنها را بر می گردانم و مسائلی از این قبیل. به انتخابات آمریکا ارجاع دادم که در تمام کلیپ های تبلیغاتی آنها عبارت «من باراک اوباما/ جان مکین هستم و این پیام را تایید می کنم» ذکر می شود برای اینکه تاکید را برساند و در ذهن مخاطب بماند، حالا غیر از اینکه موارد قانونی را هم مورد توجه قرار می دهد. پیشنهاد رضا جلایی پور در مورد لایحه آزادی های آکادمیک هم جالب بود. سمیه هم در مورد روزمره شدن و زنانه شدن دانشگاه ها صحبت کرد و گفت که مهندس باید برای این قشر هم که چندان سیاسی نیستند پاسخ داشته باشد. به نظر من اما گروه های مرجع واسط و رهبران افکار دانشگاهی که همان تشکل های سیاسی و صنفی هستند، می توانند پیام مهندس را منتقل کنند. درخواست این دانشجویان غیر سیاسی بیشتر در خصوص رابطه دختر و پسر است که مجالی برای بحث ندارد و خود به خود و نتیجه منطقی آزادسازی دانشگاه هاست. مهدی شیرزاد هم در خصوص ارائه تسهیلات برای اردوهای دانشجویی گفت که جالب  بود. شهاب طباطبایی هم به جلسه ستاد 88 با میرحسین ارجاع داد و اینکه در آنجا مهندس برخی سوابق کارهایی را که قبلاً کرده بود مطرح نمود. خوبست این موارد هم ذکر شود. جلسه تا حدودی تحت تاثیر شعارهای کروبی در مورد دانشگاه و همینطور حمایت طیف علامه دفتر تحکیم از کروبی بود. اینکه شعارهای میرحسین نباید همان شعارها باشد و در عین حال متمایز گردد.

بعد از جلسه با سعید رئوفی صحبت کردم و پیگیر عکس هایی که از مهندس خواسته بودم شدم. قول داد تا فردا برایم بفرستد.

صبح رضا همایی از بچه های کمیته دانشجویان ستاد میرحسین تماس گرفته بود و می خواست با هم دیداری داشته باشیم. بعد از جلسه او را دیدم. پسر موجهی به نظر می رسید و فوق العاده مودب. در خصوص ستادی به نام «موج نو» با من صحبت کرد و مشورت خواست. گفت که این ستاد بر اساس تحقیقی که روی انتخابات آمریکا و کمپین اوباما انجام شده است تشکیل می شود و بیشتر روی فضای مجازی و سفیران داوطلب تاکید دارد. برنامه هایشان را به من داد که بخوانم و اگر نکته ای دارم ذکر کنم. گفتم که اتفاقن من در هم در مورد انتخابات آمریکا مطالعه کرده ام، طرح آنها را هم حتماٌ می خوانم و نظراتم را می گویم. می خواست یک جلسه ای را برای، دو سه روز آینده هماهنگ کنیم. گفتم که سه شنبه می تواند بیاید دفتر من راجع به آن صحبت کنیم. در عین حال گفت که ستاد موج نو یک گروه مشورتی رسانه ای، تبلیغاتی و روانشناس هم دارد. برای این گروه تلفن دکتر افخمی را از من می خواست. دست روی خوب کسی گذاشته اند. دکتر افخمی در مورد انتخابات انگلیس کار کرده است. یک مدتی هم آنجا زندگی می کرد. من هم دو تا کلاس در دوره فوق لیسانس ارتباطات با او داشتم، اما بیشتر از آنکه از کلاس هایش چیزی یاد بگیرم، در بیرون کلاس و دفترش که با هم صحبت می کردیم از او یاد می گرفتم.

تمام افرادی را که در ستاد میرحسین دیدم بچه های مودبی بودند. تشریفات کاملاً توجیه شده بود و خیلی خوب برخورد می کرد. بقیه بچه ها هم همینطور. اما ستاد در کلیت خودش فوق العاده شلوغ و بی نظم بود. معلوم نبود هر کسی برای هر کاری باید به چه کسی مراجعه کند.

با سعید نورمحمدی و شهاب در مورد ستاد بوشهر صحبت کردیم. بچه های بوشهر از کناره گیری خانمی فوق العاده دلگیر هستند. در انتخابات کنگره هم به کروبی رای دادند. سعید هم می گفت هرقدر تلاش می کند با رئیس ستاد تماس بگیرد او را گیر نمی آورد. اگر اینجوری باشد باید بک فکری به حال بوشهر بکنیم. ستاد آنجا الان کاملن فشل شده است.

شب برگشتم روی پروژه ام کار کنم. اما آن قدر خسته بودم نفهمیدم چه ساعتی خوابیدم.

کیوان مهرگان، امیرحسین مهدوی و مهدی تاجیک اعضای هیات موسس و شورای مرکزی ستاد 88. امیرحسین مهدوی نایب رئیس ستاد هم بود

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s