خاطرات روزانه، 26 فروردین 1388: به دنبال عکس و طرح انتخاباتی از موسوی

منتشرشده: 13 آوریل 2012 در Uncategorized

4 شنبه 88.01.26

تا ظهر خواب بودم. ظهر رفتم دانشگاه خبرها را چک کردم. کمی هم روی پروژه ام کار کردم که تا یکشنبه باید بفرستیم. پروفسور کری Kerry  هم آمده بود. دیدمش. با او International Business خوانده بودم. پیشنهاد داده بود در مورد ساختار سازمانی یک شرکت بین المللی کار و روش های ارتباط آنها را به عنوان یک مدل تهیه کنم. Headquarter آن هم در هنگ هنگ است. در مورد این پروژه با هم صحبت کردیم. ایده های جالبی داشت در مورد ساختار سازمانی. یک مقاله هم برایم ای میل کرد از مطالعه موردی پروژه ای مشابه در اسپانیا.

به شهاب زنگ زدم، در مورد ستاد صحبت کردم و کارهایی که باید انجام بدهیم. پرسید کی برمی گردم تهران، میخواست در مورد برنامه های دو ماهه ستاد یک CPM تهیه کنیم بر برآورد مالی و مطابق آن هم حرکت کنیم. قرار شد شنبه که برمی گردم در مورد جزئیاتش صحبت کنیم. البته برنامه ای قبلن تهیه کرده بودیم، اما در مورد محصولات تبلیغاتی تاکیدمان روی خاتمی بود. حالا باید در مورد موسوی، کلیپ هایی که برای او باید بسازیم، شعار ستاد، طرح اصلی ستاد که به نظرم باید ترکیبی از موسوی و خاتمی باشد و همینطور یک ژست مشخص تبلیغی از موسوی تصمیم گیری کنیم. برای خاتمی عکسی را لیلا انتخاب کرده بود که با دستان باز انگاری مردم را به مشارکت دعوت می کند. در مورد موسوی اما هنوز چیز خاصی در ذهنم نیست. باید عکسی از او پیدا کنم که حرکت داشته و واجد معنی باشد که با عکس خاتمی ترکیب کنیم و از توش یک طرح در بیاید. اینها همه فکرهایی است که به ذهنم می رسه، حالا بیاد ببینم واقعن می توانیم یا نه.

شهاب از جلسه امروز IT با امین زاده هم خبر داد. هرچند گفته بود که من نمی آيم.

دکتر روشنی زنگ زد و پیشنهادات تبلیغاتی داشت. دعوت کردم که او هم عضو کمیته تبلیغات شود. خودش تمایل داشت.

سعید رئوفی تماس گرفت. سعید دبیر ستاد 88 است که این روزها بیشتر با حمزه و بچه های ستاد جوانان میرحسین کار می کند. پیشنهاد فعالیت در ستاد جوانان و دانشجویان مهندس موسوی را به من تکرار کرد. یک بار هم در روز کنگره تصمیم گیری در دفتر سازمان مجاهدین انقلاب گفته بود که جواب دادم هنوز که ما بین موسوی و کروبی انتخاب نکردیم. گفت حالا نظرت چیست، بچه ها می خواهند تو به ستاد جوانان بیایی. گفتم که من هر کمک بتوانم می کنم اما به عنوان عضو تشکیلاتی عضو ستاد 88 هستم و تمام وقتم اینجا پر است.

در مورد دیدار بچه ها با دکتر بهزادیان هم از او پرسیدم و نظرش را گفت که دکتر با مهندس سفر استانی رفته بود و قرار بود ساعت 2 صبح به سمت تهران پرواز کند، اما به دلیل تاخیر، پرواز ساعت 6 صبح انجام شد. به همین دلیل هم به جلسه دیر رسید. در عین حال مهندس هم از دکتر بهزادیان نژاد خواسته است بیشتر در تهران باشد و لزومی ندارد در سفرهای استانی مهندس را همراهی کند.

مهدی شهسوار زنگ زد برای دامین سایت. قرار بود با پریدل هماهنگ کند؛ اما مثل اینکه پریدل جواب نمی دهد. خودم زنگ زدم به او و گفتم که بچه ها الآن به تو زنگ می زنند. مهدی هم زنگ زد و مثل اینکه کارها رو به راه شد.

غروب رفتیم دره ستارها تا غروب آفتاب را ببینیم. دره ستاره ها در 20 کیلومتری شهر قشم است که از طریق روستایی به نام برکه خلف وارد آن می شویم. این روستا یکی از تمییزترین روستاهای ایران است. در خیابان های آن اشغال پیدا نمی شود. دره ستاره ها هم فوق العاده است. ترکیبی از سنگ های تراش خورده که از آنها بالا می روی و آفتاب را می بینی.

این عکس خاتمی به عنوان عکس اصلی برای طرح های انتخاباتی ستاد 88 قبل از کناره گیری خاتمی مورد استفاده ما قرار می گرفت

این عکس اوریجینال است

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s