خاطرات روزانه، 19 فروردین 88: تردید ستاد 88 در چگونگی حمایت از میرحسین

منتشرشده: 7 آوریل 2012 در Uncategorized

4 شنبه 88.01.19

صبح با حمید صحبت کردم. گفت که وقت برطرف کردن ایرادات کلیپ را ندارد. گفتم فایل avi را بدهد با کس دیگری هماهنگ کنم. زنگ زدم سهیل. گفتم گیر کرده ام، کمکم کن. هرچند قبلاً چند بار ما را سرکار گذاشته بود، اما استقبال کرد. به من قبلاً گفته بود که با من مشکل ندارد. مشکلش با جبهه و ذهنیت های غلط آن است. از شهاب خیلی گلایه داشت برای خریدن لوازم گروه فیلم و کلیپ. شهاب به او پیشنهاد داده بود که مشارکتی خرید کنیم و بعد از انتخابات هم او قسطی این لوازم را از ما بخرد. یک جورهایی هم سهیل حق هم دارد و هم شهاب. به هر حال وقتی می خواهیم کار انتخاباتی کنیم باید چهار تا هارد و باکس بتوانیم تهیه کنیم. اما خب، آن موقع پولش را نداشتیم. الان هم البته نداریم. بچه ها خودشان با امکانات شخصی کار می کنند و بعضی مواقع هم که کار واجب داریم مجبوریم کرایه کنیم.

رفتم […]. از ساعت 12 تا ساعت 5 بعد از ظهر روی کلیپ کار کردیم. چیز خوبی از آب درآمد.

امین آزاد هم بعد از ظهر آمد پیش من و کلیپ «خداحافظی خاتمی» را که با آهنگی از چاوشی پیشنهاد  داده بودم آورد. خوب نبود. آهنگ نقص داشت؛ ضمن اینکه مطابق سناریویی که توافق کرده بودیم هم نبود. گفتم که باید اصلاح شود، این کلیپ برای پخش آماده نیست. سر سناریو با من کمی بگو مگو کرد و گفت که اجازه نمی دهد کسی برای فیلم های مستندی که او تهیه می کند سناریو بنویسد. با تندی پاسخ دادم که ما یه قل دو قل بازی نمی کنیم، کار انتخاباتی می کنیم و هر اشتباهی بهای زیاد دارد. او هم باید درک کند که تبلیغات و تولیدات آن در ستاد 88 مسئول دارد و مسئولش هم من هستم. در ضمن هنوز خیلی از سیاستمداران را درست و حسابی به اسم نمی شناسد، بعد می گوید که اجازه نمی دهد کسی برایش سناریو بنویسد؟ تاکید هم کردم که شرط کار اینجا این است که حتمن باید برای کارهایش هماهنگ باشد. غیر از این را قبول نمی کنم. در عین حال همه جوره تا هر جایی که بتوانم هم کمکش می کنم. با ناراحتی از پیش من رفت.

ساعت 4، جبهه جلسه داشتم برای شورای سیاست گذاری. دیر رسیدم با نیم ساعت تاخیر. بچه ها در مورد نحوه حمایت از میرحسین صحبت می کردند. ستاد میرحسین با سایت یاری که از روز اول انصراف خاتمی و مطابق خواست او، از میرحسین حمایت کرده بود برخورد مناسبی نداشته است. همینطور با سایت ایلنا که تمام قد به حمایت از میرحسین برخواسته است. این جور برخوردها بقیه بچه ها را مقداری دلسرد کرده است. اگر از میرحسین حمایت کنیم و ستاد او دلیلی برای کار کردن با ما نبیند چطور؟ شهاب به این بهانه می گفت که ما نباید با اعلام حمایت خودمان، چک سفید امضا به ستاد میرحسین بدهیم. ضمن اینکه آنها، درون ستادشان، هنوز در مورد ضرورت استفاده از بچه های اصلاح طلب نزدیک به خاتمی اجماع ندارند. حمزه غالبی در مورد این صحبت کرد که این طور نیست، ستاد از حمایت بچه های 88 استقبال می کند. در عین حال، ما مشکل تشکیلاتی هم داریم، هر لحظه که دیرتر از میرحسین حمایت کنیم، توان کنترل نیروهای بدنه را از دست خواهیم داد. من هم با حمزه موافق بودم و در جهت همین موضوع صحبت کردم و اینکه ما در بهترین زمان ممکن از خاتمی حمایت کردیم و در عین حال هرگز هم مثل سایر گروه ها پس از کناره گیری خاتمی و صرفن با درخواست او به دنبال میرحسین ندویدیم. ما حمایت از میرحسین یا کروبی را بر عهده استان ها گذاشتیم، هرچند حدس می زدیم در نهایت میرحسین انتخاب خواهد شد، اما به هر حال نظر استان ها برای ما شرط  بود. حالا با این پشتوانه باید وارد میدان شویم و بیانیه ای هم تهیه کنیم و این موارد را توضیح دهیم. عده ای در فضای انتخابات به دنبال اثبات خودشان هستند و وای بر روزی که توانایی نداشته باشند. ما در ستاد خاتمی هم کم مشکل نداشتیم، اما خب ستاد خاتمی هم جمع و جور تر و هم از لحاظ توانایی و تشکیلات منسجم تر بود. بالاخره ستاد خاتمی کم کار انتخاباتی نداشته است. گفتم که اساسن اگر ما از ستاد میرحسین غیر از بی عمل بودن انتظار دیگری داشتیم، فکر خطایی کرده ایم. ما باید با اصولی که داریم خودمان را به ستاد تحمیل کنیم. به وقتش، آنها هم می فهمند که باید از بچه های ما استفاده کنند. ضمن اینکه حمزه غالبی به عنوان رئیس جوانان ستاد میرحسین، عضو ستاد 88 هم است. رضا شریفی و سعید نورمحمدی هم تقریبن با این نظر موافق بودند. امیرحسین مهدوی اما همچنان «ان قلت» داشت و می گفت که ما در قبال حیثیتی که آنجا می گذاریم ممکن است چیزی بدست نیاوریم و حتی حیثیتمان را هم از دست بدهیم. حرف امیرحسین در مورد توان پایین تشکیلاتی ستاد میرحسین بود و از این واهمه داشت که ما نتوانیم از تمام انرژی که داریم برای میرحسین استفاده کنیم. اما به هر حال سیاست است دیگر و بازی برد و باخت. باید درست بازی کنیم. در نهایت قرار شد دیداری با قربان بهزادیان نژاد، رئیس ستاد میرحسین داشته باشیم. حمزه غالبی هماهنگ می کند. همینطور هم دیداری با بهشتی که رابط ما با میرحسین باشد. بیانیه را هم قرار شد که من تهیه کنم.

در مورد دیدار با کروبی هم صحبت کردیم. اجماع نظر بچه ها این بود که دیگر در دیدار با کروبی ما نمی توانیم مانند میرحسین عمل کنیم و به دنبال دریافت نظرات و اعلام مواضع انتخاباتی خودمان باشیم. مواضع ما تقریبن آشکار است. ضمن اینکه کروبی و دیدگاه های او را هم می شناسیم. بهتر است با کروبی از سه منظر صحبت کنیم. حضور همزمان وی و میرحسین در انتخابات، مدیریت انتخابات و جلسات مرتبط میان دو کاندیدا به منظور تاکید بر عدم تخریب همدیگر توسط اعضای ستاد. بچه ها می ترسند که برخی در حزب اعتماد ملی وارد کار تخریبی شوند. در انتخابات مجلس هشتم که واقعن اینگونه بود. شهاب پیشنهاد کرد که من گزارشی از ستاد 88 بدهم، رضا شریفی در مورد مدیریت انتخابات توسط میرحسین و کروبی با حضور همزمان این دو کاندیدای اصلاح طلب صحبت کند و امیرحسین مهدوی هم از تخریب ها انتقاد نماید و از کروبی بخواهد برای این امر چاره ای بیاندیشد.

سعید نورمحمدی هم گزارشی از آخرین وضعیت رای های استانی داد. ستادهای فرعی مثل روحانیون جوان، ستاد مجازی، دانشگاه آزاد و … هم تا پنجشنبه گزارش نهایی خود را می دهند. اما کمیته تهران هنوز انتخاباتی برگزار نکرده است. بابک هم امروز نیامده بود. سعید می گفت که شفاهن استعفا داده است. بعد از جلسه به او زنگ زدم؛ گفت که حوصله کار کردن ندارد. گفتم چرا کنگره تهران را برگزار نکردی که پاسخ داد بعد از دیدار با کروبی. گفتم بابک جان، دیدار با کروبی پنجشنبه است و کنگره ستاد روز جمعه برگزار می شود، تو می خواهی بعد از اعلام مواضع ستاد، کنگره تهران را برگزار کنی؟ پاسخی نداشت.

به یک مشکل دیگر هم برخورد کردیم. جلسه تشکیلاتی ما قرار بود جمعه در دفتر جبهه مشارکت برگزار شود؛ اما صفایی فراهانی مخالفت کرده است. دلیلش را نمی دانم. در نهایت اما با موافقت سازمان مجاهدین انقلاب، قرار شد جلسه در محل سازمان برگزار شود. تقریباً برنامه تمام استان ها برای کنگره معلوم است، البته  همانطور که گفتم جز تهران. آخرین نتایج را هم سایت یاری مرتب به روز می کند.

مهدی شهسوار هم امروز آمده بوده بود جبهه. در مورد سایت صحبت کردیم. هنوز ایراداتی دارد. رنگش را نپسندیده ام. سبز بود، اما ترکیب زیبایی نداشت. یک جورایی شده بود مثل سایت رجانیوز. قرار شد فایل را برایم ای-میل کند تا ایراداتش را به او بگویم. صفحه را هم کامل کنم. سعید شریعتی تماس گرفت. می خواست در جبهه با من صحبت کنم که گفتم جبهه ام. برای نظرسنجی پیشنهاد داشت و اینکه جلسه مشترکی با مسئول نظرسنجی ستاد میرحسین داشته باشیم. گفتم که حرفی ندارم. فایل نقشه ایران را هم که تهیه کرده بودم، تاکید داشت که مورد استفاده قرار دهیم و نتایج نظرسنجی هایمان را در سایت بگذاریم. از پیشنهاد حزب برای هماهنگی ستادهای 88، موج سوم و دانشجویان همراه سمیه توحیدلو گفت و اینکه این سه گروه به عنوان گروه های جوان حامی میرحسین زیر نظر یک شورای هماهنگی با محوریت شریف زادگان عمل کنند.

شب امیر سیدین تماس گرفت و از بی عرضگی ستاد میرحسین خیلی گلایه کرد. فاتح از او خواسته بود که سه شنبه برای اطلاع رسانی ستاد جلسه ای داشته باشند. او هم با اعلام این نکته که عضو ستاد 88 است و به صفت فردی و فقط برای مشورت حضور خواهد یافت به ستاد رفته بود؛ اما می گفت کمتر کسی را آنجا دیده است که به کار انتخاباتی آشنایی داشته باشد. دو ماه تا انتخابات بیشتر باقی نماینده.

در پایین چند تایی از عکس های رای گیری کنگره های استانی را می توانید ببینید:





Advertisements
دیدگاه‌ها
  1. Xerxes می‌گوید:

    این بخش از خاطراتت عالی بود،با قلم شیوا و سخنی رسا حسابی به دل میشینه،آرش میدونی که الگوم هستی،پس همیشه بهترین باش و بی صبرانه منتظر قسمتهای بعدی خاطراتت هستم

  2. Xerxes می‌گوید:

    این بخش از خاطراتت عالی بود،با قلم شیوا و سخنی رسا حسابی به دل نشست،آرش میدونی که الگوم هستی،پس همیشه بهترین باش و بی صبرانه منتظر قسمتهای بعدی خاطراتت هستم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s