خاطرات روزانه، 18 فروردین 88: برنامه دیدار با کروبی در روز پنجشنبه

منتشرشده: 5 آوریل 2012 در Uncategorized

3 شنبه 88.01.18

شهاب sms زد و از دیدار با کروبی برای روز پنجشنبه خبر داد و تاکید کرد که حتمن باشم. یه ذره که منو من کردم که تهران نیستم و باید بروم قشم گفت که به عنوان رئیس ستاد دستور می دهد. گفتم چشم. در مورد رای استان ها هم گفت و اینکه آخرین نتایج رای گیری در استان ها بیانگر حمایت ما از میرحسین است. قرار هم شده است که آخرین نتایج استان ها را سایت یاری کار کند. به سعید هم زنگ زدم. گفت تا پنجشنبه رای همه استان ها نهایی می شود. بچه های استان ها را هم برای برگزاری جلسه تصمیم گیری در مورد انتخابات کروبی یا میرحسین در روز جمعه دعوت کرده است. جلسه در دفتر جبهه مشارکت برگزار می شود.

همتی آمد و در مورد کلیپ آلبوم یاور نظراتی داشت. بعضی هایش خوب بود، ولی دیگر تقریبن نهایی شده است.

خبری داد از استفاده ستاد احمدی نژاد از گروه های سرود لبنانی برای تبلیغات انتخاباتی. ضمن اینکه گفت صادق محصولی تامین مالی ستادهای احمدی نژاد را برعهده گرفته است و سه دفتر در خیابان های جامی، زرتشت و یک خیابان دیگر برای فعالیت های انتخاباتی گرفته اند. یک رابط در ستاد احمدی نژاد دارد و خبرهای ستاد را به او می دهد. خبر گروه سرود لبنانی را به بهروز دادم تا در یاری کار کند.

کلیپ یاور را دوباره کامل نگاه کردم. چند تایی ایراد داشت. مقداری عکس باید اضافه شود و حدود یک دقیقه ویدئو. موارد را مرتب کردم. تا فردا به حمید بدهم.

زنگ زدم به پژمان راهبر برای نوشتن مقاله ای در انتقاد از مایلی کهن، پژمان پیشنهاد داد این مقاله را تلفیق کنم با وضعیت ده نمکی در سینما و اینکه این هر دو چگونه سردمدار فوتبال و سینمای ایران شده اند.

مهدی شهسوار از بچه های ستاد 88 مشهد آمد پیش من. در مورد سایت ستاد صحبت کردیم. از این بچه های هنری باحال است. طرح خوبی برای سایت ستاد دارند. من هم پیشنهادهای خودم را مطرح کردم. قرار شد صفحه اول را برای آپ شدن آماده کند و به من بدهد.

با االهیاری در دفترش در سازمان گسترش جلسه داشتم.  راجع به MC یک طرح نیروگاه سیکل ترکیبی در قشم با ظرفیت 500 مگاوات صحبت کردیم. قرار شد یک شرکت تاسیس کنیم و ما هم 20% سهام آنرا هم داشته باشیم. سرحدی را مامور کردم برای پیگیری کارها و هماهنگی با اللهیاری وقتی که در تهران نیستم.

با فلاح برای امور سیستمی و منتقمی برای امور مالی جلسه داشتم. منتقمی از طرح مالیات بر ارزش افزوده ترس داشت. گفتم که نترسد. تازه اول کار هستیم. با فلاح هم در مورد وضعیت سیستمی و پرونده مان در جامعه مهندسان مشاور صحبت کردم. خیلی از وضعیت مبهم و سردرگمی که داریم گلایه کرد. حق داشت. قرار شد فعالیت های کمیته راهبردی برای ساماندهی امور جاری و استراتژیک دوباره برقرار شود. من هم بیشتر وقت بگذارم. بچه های IT هم آمدند؛ کمی راجع به وضعیت اطلاعات و نیازهای سخت افزاری و نرم افزاری صحبت کردیم. واحدهای مهندسی و مالی نیازهای مختلف دارند و از قبل از عید درخواست داده بودند. در عید من تازه این درخواست ها را دیده بودم. دو کارتابل پر از کارهای انجام نشده. یکی یکی دارم با بچه ها مطرح می کنم. ولی خب، واقعن سرم شلوغ است.

شب رفتم پیش اشکان و بازی منچستر و پورتو را تماشا کردم. مساوی شدند با دو گل. منچستر در پرتغال کار سختی در پیش خواهد داشت. فکر نمی کردم پورتو تا این حد روان بازی کند.

عکس ها مربوط به دیدار ستاد 88 با خاتمی در روز 87/8/8 است. در اولی از سمت راست، خاتمی به سر کچل شهاب گیر داده بود و همه می خندیدم. در دومی از سمت راست، من در حال ارائه گزارش است و در ردیف پایین حمید متقی، امین آزاد و روح الله شهسوار در عکس دیده می شوند. اون عکس با هاله نور هم متعلق به قادری کردستان است. اون قدر زمان انتخابات به من گیر داده بود و زنگ می زد یک روز بهش گفتم دارم بلیت می گیرم بیام کردستان، بریم تو یه اتاق در رو هم ببندیم. یا من تو رو می کشم یا تو منو. حدااقل یکی مون بقیه عمرش رو راحت زندگی می کنه

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s