خاطرات روزانه، 28 اسفند 87: تصویب دیدار با میرحسین و کروبی در ستاد 88

منتشرشده: 27 مارس 2012 در Uncategorized

چهارشنبه 87.12.28

صبح ساعت 10 جلسه شورای مرکزی ستاد بود در مشارکت. بچه ها بحث های مختلفی کردند. بیشتر از همه بابک حقیقی بر انحلال ستاد تاکید داشت و اینکه کار جدید باید با برند جدید باشد. امیرحسین مهدوی هم تاکید می کرد که هر کار می کنیم خودمان را ارزان نفروشیم و اگر زمانی حس می کنیم تشکیلات از درون متلاشی می شود، قبل از آن، خودمان ستاد را منحل کنیم. بحث من اما این بود که ما تشکیلات حامی خاتمی هستیم و در شرایط حاضر باید حول اندیشه های خاتمی اعلام موضع کنیم. بی عملگی در زمانی که ما کاندیدا نداریم و رقبا دنبال بچه های ما می گردند تنها منجر می شود به اینکه تشکیلات با فروپاشی مواجه شود. سعید، شهاب و شمشادی هم با این نظر موافق بودند. در نهایت تصویب شد برنامه دیداری با آقایان موسوی و کروبی داشته باشیم و پس از اعلام نظر استان ها از بین دو کاندیدای اصلاح طلب، موسوی و کروبی، ستاد 88 امکانات انسانی خودش را در اختیار وی قرار دهد. در عین حال برای دیدار با میرحسین و کروبی رئوس مطالبات و انتظاراتمان را از آنها به عنوان رئیس جمهور که در تاکید بر اندیشه های اصلاح طلبی است بیان نماییم. پیش نویس آن را قرار شد من بنویسم. بعد از جلسه یکی از بچه های موج سوم را دیدم. آنها می خواهند کمپین دعوت دوباره از خاتمی راه بیندازند. در مورد حضور دوباره خاتمی اما بچه های ما موضع دارند. امیرحسین مهدوی، حمید متقی و بابک که خیلی شدید این موضوع را رد کردند. از نظر آنها بحق بازگشت خاتمی دیگر منتفی است. اما در ایران هر چیزی امکان پذیر است. پس فردا که با یک فرضی خاتمی دوباره بیاید، همه می رویم پشت سر خاتمی.

بهروز هم از جلسه دیروز خودشان با خاتمی گفت. جلسه ای که خاتمی از یک نفر خاص خیلی گلایه کرده است. در نهایت هم خاتمی از بچه های یاری خواست که با میرحسین کنار بیایند. در این جلسه خاتمی گفت که از بچه های 88، موج سوم و یاری خجالت می کشد که تا این حد مخلصانه برای او مایه گذاشته اند و شرایط امروز پیش آمده است. در عین حال خاتمی در این جلسه؛ گریه هم کرده است. بچه ها هم همینطور. بهروز هم البته این تحلیل را قبول دارد که پیغامی که به واسطه شریعتمدار وزارت بازرگانی و ری شهری به خاتمی رسیده است، خیلی در رای آقای خاتمی تاثیر داشته است.

امین آزاد تماس گرفت. در مورد جلسه امشب گفت. خواستم جلسه را را به فردا موکول کنیم. لطف کرد و قبول کرد؛ باید ببینم برای برنامه کلیپ ها چه باید بکنیم.

امروز سایت خرداد خبری به نقل از سایت های دیگر منتشر کرد که اعضای 88 به دیدار عبداله نوری رفته اند تا در مورد حمایت از کاندیداتوری او برای انتخابات به توافق برسند. بیگلربیگی از بچه های 88 استان مازندران تماس گرفت و پیگیر خبر این دیدار بود. مرتضی نائمه هم زنگ زد و این سئوال را مطرح کرد. مطلقاً رد کردم و گفتم که حرف هایی که در مورد کاندیداتوری عبداله نوری از طرف ما مطرح شده، دروغ است. ما به درخواست بچه های نهضت، نزد عبداله نوری رفتیم تا فقط از او بخواهیم اگر می تواند یا مناسب می داند با خاتمی صحبت کند برای انصراف از تصمیمی که گرفته است و نه هیچ چیز دیگر.

در عین حال زنگ زدم به ساسان آقایی و از او بابت این مطلب سایت خرداد از انتقاد کردم. توضیح داد که آنها خبر را داشتند اما برای رفع سوتفاهم منتشر نکردند و منبع خبر را به نقل از سایت های دیگر آوردند. من هم جواب دادم که خودم از این کارها بلدم، من را دیگر سیاه نکند. گفتم می توانستی زنگ بزنی از من بپرسی، یا از خود عبداله نوری یه سئوال می کردی. حتمن رد می کرد. این که بچه بازیه که تو خبر کاندیداتوری کسی را که دنبال او هستی از قول سایت های دیگر بزنی، این دیگر از آن حرفهاست. قایم موشک بازی چرا؟ پیشنهاد کرد که یک مطلب بنویسم و ضمن تکذیب این امر، حقیقت ماجرا را شرح دهم. قبول کردم. نوشتم، به شهاب هم گفتم. او هم موافق بود. به بهروز هم زنگ زدم تا مطلب را در یاری کار کند که کرد. همینطور برای حنیف در سایت نوروز فرستادم. (+) در عین حال از حنیف در مورد مقاله بچه های مازندران پرسیدم که گفت نمی تواند در نوروز کار کند. من هم البته مقاله را نخوانده بودم. زنگ زدم و به بیگلربیگی گفتم. در مورد آينده ستاد هم پرسید که گفتم همه چیز به جلسه تشکیلات در بعد از عید موکول می شود. همه باید با هم تصمیم بگیریم.

خبر بیانیه ما در مورد انصراف خاتمی در اکثر روزنامه ها و سایت های مهم کار شده است. حتی اخبار 20:30 هم این خبر را با آرم ستاد پخش کرد.

شهاب شب تماس گرفت و گفت که احتمالن زمان جلسه با میرحسین به پنجم یا ششم عید موکول می شود. از من خواست پیش نویس درخواست هایمان را از میرحسین رودتر آماده کنم و برای او فرستم. در عین حال پیشنهاداتم را در مورد اینکه در هر حوزه ای چه کسی صحبت کند هم ضمیمه کنم. گفتم چشم. نگران فاطمه عرب سرخی بود. می گفت که این روزها خیلی ناراحت است. گفتم که دیروز مفصل با هم صحبت کردیم. ]…[

به شهاب پیشنهاد کردم که برای سالگرد دوم خرداد یک همایش تقدیر از خاتمی برگزار کنیم. تشکیلات هم تا آن زمان به این بهانه حفظ می شود. باید خبر را اعلام کنیم و برای خودمان زمان بخریم تا ببینیم چه می شود. اینجوری می توانیم از فرصت ها هم استفاده کنیم. ضمن آنکه با این کار، فرصت را از آنها که همواره با خاتمی زاویه داشتند اما ادعای تقدیر از خاتمی می کردند خواهیم گرفت. به هر حال ما خاتمی چی هستیم.

شب همتی آمد پیش من. نسخه نهایی آهنگ یاور را با کلیپ آورد. تغییرات کوچکی گفته بودم در کلیپی که دیروز در رایزن پخش کردیم بدهد، که داد.

حمید خرم هم تماس گرفت. گفت که تدوین برنامه گردهمایی تشکیلاتی ستاد 88 و کلیپ آن تا اول عید آماده است. تشکر کردم و کمی هم با هم شوخی کردیم.

مهدی افشارنیک sms زد که می خواهد یک سایت راه بیندازد به عنوان بانک اطلاعاتی خبر و تحلیل در مورد انرژی. از من خواست که کمکش کنم. مهدی سالی دو بار زنگ می زند و می گوید می خواهد سایت راه بیندازد. شش ماه پیش هم قصد داشت یک سایت خبری در مورد انرژی راه بیندازد؛ شروع کرد اما وسط کار ادامه نداد. آنجا هم من مقاله داشتم. از من در مورد مشاوران و پیمانکاران و مشکلاتشان مطلب می خواست.

مصاحبه مطبوعاتی قبل از اعلام انصراف خاتمی در دفتر سازمان مجاهدین انقلاب، سازگارنژاد، داد و احمد پورنجاتی

Advertisements
دیدگاه‌ها
  1. سعد می‌گوید:

    با ولع تک تک اینها را می خوانم. ممنون

    خاتمی از که گله داشت این روز؟! البته اگر محذور نیستید

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s