خاطرات روزانه، 25 اسفند 87: پیغام شریعتمداری از قول آقا برای خاتمی

منتشرشده: 24 مارس 2012 در Uncategorized

1 شنبه 87.12.25

صبح رفتم شرکت. تا ساعت 11. بعد هم رفتم دفتر خاتمی. به آروند و بچه های قرمز هم گفتم  بیایند. جلسه جوانان بود که عموزاده خلیلی دعوت کرده بود به همراه فعالان ستاد 88، یاری و موج سوم. بچه ها نظراتشان را گفتند. خاتمی همه گلایه های بچه ها را شنید اما به نظر می رسد تصمیم خودش را گرفته است تا سه شنبه بیانیه انصراف بدهد. خاتمی مقداری در مورد اصلاح طلب بودن میرحسین صحبت کرد و اینکه او 90% اصلاح طلب است. ضمن اینکه کسانی از جناح مقابل که به خاتمی رای نمی دهند به میرحسین رای خواهند داد. مقداری هم در مورد درصدهای آرای رای در شرایط فعلی صحبت کرد. بیشترین دغدغه خاتمی اینست که تصور قدرت طلبی برای اصلاح طلبان به وجود نیاید. حرفش این است که اگر او و میرحسین با هم کاندیدا باشند احتمال دارد که بازی به دور دوم کشیده می شود و این برای اصلاحات شکست است. ضمن آنکه خبرهایی دارد با یک سری تغییرات، رای خاتمی را سوم یا چهارم می خوانند. گفته می شود شریعتمداری، وزبر بازرگانی خاتمی، از قول ری شهری و او هم از طرف آقا، نقل قولی برای خاتمی آورده است که او را برای حضور مردد می کند. بچه ها اکثرن از استدلال های خاتمی راضی نشدند و تقریبن اتفاق نظر داشتند که او بهانه می آورد. خاتمی در عین حال امروز با میرحسین هم جلسه دارد. بعد از جلسه جوانان، علی آقای خاتمی تاکید داشت که بچه ها زودتر بروند. نگرانی اش این بود که میرحسین بیاید و بچه ها از میرحسین انتقاد کنند. خاتمی در مورد جلسه با میرحسین گفت که «مهندس موسوی لطف کرده است و امروز با هم جلسه داریم.» قبلن و پس از اعلام کاندیداتوری، حسن آقای خمینی از او خواسته بود جلسه با او و خاتمی داشته باشند. پاسخ میرحسین اما این بود که سرش خیلی شلوغ است.

بعد از جلسه، با آروند، حمید و بابک رفتیم نایب رعفرانیه، ناهار خوردیم. بعد هم کافه کلاسیک در فرشته ها، من چاکلت خوردم و بچه ها اسپرسو. ساعت 7 هم رفتم ستاد. جلسه فوق العاده شورای سیاست گذاری داشتیم. پیشنهادهای متفاوتی از قبیل انحلال ستاد، سکوت، حمایت از میرحسین، ارائه بیانیه یا استمزاج از استان ها مطرح شد. من با سکوت مخالفت کردم برای اینکه این کار تشکیلات را روی هوا نگه می دارد و با توجه به فضای انتخابات و امکان یارگیری دیگران هیچ بعید نیست بچه ها هر کدام به یک طرف تمایل پیدا کنند. پیشنهاد من استمزاج از استان ها برای حمایت از کاندیداها بود. بابک و امیرحسین مهدوی مخالف بودند. هر دو ظاهراً از این منظر که باید منتظر احزاب ماند و تشکیلات باید برای آنها تصمیم بگیرد. بابک اما به نظر من مهمترین دلیل مخالفتش این بود که از درون این ساختار کسی مثل رضا خاتمی احتمال داشت بیرون بیاید. امیرحسین مهدوی اما مشکل تشکیلاتی داشت. می گفت که آیا فرضاً الشتر می تواند برای او تصمیم بگیرد که چه کند و الزام آور هم باشد. جواب من این بود که فقط الشتر تصمیم نمی گیرد؛ در عین حال اینکه باید بپذیریم ریزش هم خواهیم داشت. ضمن اینکه نمی توانیم منتظر احزاب باشیم تا یک ماه آينده تصمیم بگیرند. می توانیم با این انتخاب، اهرم فشاری بر احزاب باشیم و استقلال خودمان را حفظ کنیم. بالاخره «استمزاج غیر الزام آور» از استان ها مورد اتفاق قرار گرفت. ضمن اینکه قرار شد گردهمایی فوق العاده در نیمه فروردین هم داشته باشیم. بیانیه هم قرار شد بنویسیم که محورهایش در جهت تحکیم تشکیلات و البته انتقاد از دورویی و تذبذب باشد.

بچه ها از اصفهان و مازندران تماس گرفتند. آخرین خبرها را می پرسیدند و صحت شایعه انصراف خاتمی را. تائید می کردم اما می گفتم در هر صورت تشکیلات باید حفظ شود و همه با هم برای آينده تصمیم بگیریم. تماس های متفرقه هم زیاد بود. همه نگران بودند و نیامدن خاتمی را در این شرایط مورد انتقاد قرار می دادند.

عکس آرشیوی از احسان ملکی: بهراد بهشتی رئیس ستاد در اصفهان

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s