خاطرات روزانه، جمعه و شنبه 23 و 24 اسفند: میرحسین آمد

منتشرشده: 23 مارس 2012 در Uncategorized

جمعه 87.12.23

تا ظهر خواب بودم. رفتم شرکت کمی کارهای عقب مانده را انجام دادم. بعد هم با بچه ها رفتیم عروسی خواهر مهدی بازوکار. شب هم برگشتم کارهای عقب مانده ام را انجام دادم. تحلیل استراتژیک انتخابات را با فرض ریاست جمهوری خاتمی انجام داده بودیم. با حضور میرحسین اما اوضاع تفاوت پیدا می کند. قبلن تحلیل محتوای دو ماهه ای از سایت رجانیوز، که ارگان تبلیغاتی و جنگ رسانه ای طرفداران احمدی نژاد است انجام داده بودم. خط تبلیغی شان بر تشکیل دوگانه هاشمی – احمدی نژاد است و تماماً سعی داشته است خاتمی را ادامه هاشمی عنوان کند. در مورد میرحسین اما محتاطانه تر عمل می کردند. نمی دانم اما بعدش چه می خواهند بکنند. در هر صورت اگر خاتمی انصرافش نهایی شود، تحلیل و در نتیجه برنامه های تبلیغاتی مان باید تغییر کند.

با امین صحبت کردم. فردا احتمالن اعلام کاندیداتوری میرحسین در نازی آباد خواهد بود. قرار شود فیلم و عکس بگیرد. شاید لازممان شد و همه رفتیم پشت میرحسین.

سعید نورمحمدی به شهاب ای-میل زده و از مسئولیت کمیته استان ها استعفا داده بود. شهاب شب زنگ زد و گفت. دلیل آن هم را یک سری مشکلات ذکر کرده بود که شهاب در جریان است. زنگ زدم، جواب نداد. احتمالن از همین لوس بازی هایی است که سعید هر از مدتی در می آورد. خودش هم می داند به عنوان مسئول استان ها بهترین است.

شنبه 87.12.24

صبح شرکت جلسه داشتم تا ساعت 3. بعد سری به آروند زدم برای حساب و کتاب کارهای گردهمایی مان. ضمن اینکه سی-دی طرح ها را هم از لیلا می خواستم. با حمید سیدی تا سه راه طالقانی رفتم برای رسیدن به جلسه سالگرد آقا سعید. سروش هم آمده بود و سخنرانی داشت. بعد با شهاب، سعید ها و بابک رفتیم سخنرانی میرحسین در نازی آّباد. تا اواسط سخنرانی بودم و بعد هم برگشتم. با بچه ها جلسه داشتم. میرحسین از ورود خودش به انتخابات گفت و اینکه می خواهد برای مستضعفان و محرومان بیاید. بچه های خط امامی اصلاح طلب جوان هم دور و برش بودند. امین هم آمده بود و داشت با مردم مصاحبه می کرد. استقبال خوبی هم از میرحسین در مسجد شده بود.

مثل اینکه خاتمی بیانیه انصراف خودش را نوشته است. هنوز نهایی نشده اما امشب هم با مشاورانش جلسه دارد. فردا می رویم نزد خاتمی. حمید متقی تماس گرفت و از وضعیت امروز پرسید. در جریان خبرها قرار داشت. از سخنرانی میرحسین در نازی آباد گفتم و اینکه به نظرم خاتمی کنار می رود. به شوخی پیشنهاد کردم اگر خاتمی نیامد همه مان برویم پشت سر رضا خاتمی. خندید و گفت او هم اجازه اش را از سازمان می گیرد. فعلن کارمان شده خنده و شوخی.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s