خاطرات روزانه: 3 شنبه 20 اسفند 87

منتشرشده: 21 مارس 2012 در Uncategorized

سه شنبه 87.12.20

بعد از بیانیه اعلام حضور میرحسین برای انتخابات، خاتمی برای حضور دچار تردید شده است. در عین حال عصبانی است. خاتمی قبلاً گفته بود که بین او میرحسین یک نفر کاندیدا خواهد شد. حالا نمی خواهد این تلقی ایجاد شود که اصلاح طلبان نه با یک کاندیدا که با چند کاندیدا وارد صحنه انتخابات شده اند. شهاب پیشنهاد کرد فردا برویم پیش خاتمی. من تمام روز و شب را در دفتر آرژانتین بودم برای کارهای ستاد و فرصت سر خاراندان هم ندارم. از شهاب خواستم تا من را فاکتور کند به کارهای همایش روز 5 شنبه برسم. شهاب اما گفتم که حتمن باید بیایم، قرار شد خودش برود دفتر خاتمی و به من بگوید کی آنجا باشم.

از امین خواستم یک کلیپ کوتاه از کارهای بچه ها تهیه کند تا اگر رفتیم پیش خاتمی، به او نشان دهیم. با امین رفتیم دفتر آروند و از تمرین مونولوگ های فیلم تهیه کنیم. با باران و طناز هم در مورد نیامدن خاتمی صحبت کردم. طناز از بازی در مونولوگ ها منصرف شده است. گویا کیومرث پوراحمد او را منصرف کرده است. به هر حال گفتم که بیشتر فکر کند. شب دیروقت برگشتم دفتر آرژانتین. بچه ها همه بودند. سه، چهار ساعتی روی مبل خوابیدم.

علیرضا تابش تماس گرفت. گفت که یک سری از سی-دی های خاتمی آماده است و می توانیم تحویل بگیریم. من هم همه شان را کپی کردم و در هارد خودم هم قرار دادم. کیفیت اینها ولی خیلی خوب نیست. صحبت کردم قرار شد یک سری DVD هم بدهند. اینها همه VHS بودند که تبدیل به CD شده اند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s